اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني
سخنرانی شب جمعه مورخه 13/12/88 ميلاد آقا رسولالله (ص) و امام جعفرصادق (ع)
به روح محترم چهارده معصوم و
حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.
برای سلامتی وجود مبارک امام
زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.
به روح رهبر انقلاب و برای
سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.
دعای فرج
را بخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ
العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و
حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و
تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.
انشاءالله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.
*******
مسئله:
مسئله
راجع به تشهد فراموش شده است، داری نماز میخوانی ولی یکهو یادت میرود تشهد را
نمیخوانی، بلند میشوی، تا زمانی که به رکوع نرسیدی اگر یادت افتاد که تشهد
نخواندی، بنشین تشهدت را بخوان، بعد بلند شو دوباره نماز را شروع کن. اما اگر یادت
نیفتاد، در رکوع یادت افتاد، یا بعد از نماز یادت افتاد، آن موقع چه کار میکنی؟
آن موقع تشهدت را میخوانی، سلام میدهی، بعد دو "سجده سهو" هم به جا میآوری.
سجده سهو خیلی راحت است، همان نیت میکنی سجده سهو به جا میآورم. "قربتاً الی
الله"، "اللهاکبر" سر روی مهر "بسمالله و بالله اللهم صل علی محمد و آل محمد"،
این میشود یک سجده سهو.
هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.
*******
مقدمه:
وجود مبارک امام صادق(ع) (رئیس مذهب ما)
میفرماید: بشنوید و پیروی کنید کسی را که شما را میگریاند، اما
به درک و معرفتتان میافزاید. پیروی نکنید از کسی که شماها را با حرف زمانپسند، با
حرفهای خرافی گول میزند.
امام علی (ع) هم همین را میفرماید، میفرماید:
بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی، بشنو و بفهم
و به کار ببند تا رستگارشوی، چون اگر ما نخواهیم بفهمیم و عمل کنیم، یک عمری برای
شیطان کار کردیم.
بارها من عرض کردم اگر میخواهیم موفق بشویم صبحها خودمان را بسازیم، صبحها نمازت
را بخوان، بعد از نماز بنشین:
• سیوچهار "اللهاکبر" سیوسه "الحمدلله" سیوسه "سبحانالله" بگو.
• دوازدهتا "قل هو الله احد" حتماً بخوان دور خودت فوت کن.
• هفتبار "بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم" بگو.
• سر روی مهر بگذار چندبار "شکراًلله" بکن. بگو خدایا، از شر زمان، از شر شیطان، از
شر رفیق، از هرشر و فتنه ما را نجات بده، حفظ کن.
صبح ما باید خودمان را خداگونه بسازیم، اگر خودمان را خداگونه ساختیم خود خدا حافظ
ماست، "الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور" حالا که آمدی من هم از
صبح تا شب صدهابار شیطان و نفس و زمان بخواهد تو را زمین بزند، نمیگذارم، میکشمت
به طرف نور. "والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت" اما اگر نه بیتوجه بودی، ما هم کاری
با تو نداریم. هردقیقه یک شکلی، کافری، نجسی، مشرکی، حسودی، بخیلی، به هرجهت ما
باید صبحها خودمان را بسازیم، بعد هم که حالا از خانه که حرکت میکنیم میآییم،
برای خدا بیایید، برای عیب و ایراد و یک حرفهای هشلهف نه! برای خدا بنشین، برای
خدا بیا، گوش کن درسها را.
رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید:
فقیه کامل کسی است که برای رضای خدا به دنبال علوم علمیه میرود و آن را
حفظش میکند و به آن عمل میکند و نشرش هم میدهد، این فقیه کامل است. نشرش هم من
بارها گفتهام برادرها، نشر دین احتیاج به زبان ندارد، شما در خانه به موقع نمازت
را بخوان، در گفتارت مؤدب باش، مؤقر باش. داری میروی دانشگاه منظم باش، همانقدر
که شما داری اين كار را میکنی، هم خودت را هدایت میکنی، هم دیگران را داری
امربهمعروف میکنی. پس اگر ما بخواهیم به کمال انسانی برسیم، باید سعی کنیم
انشاءاللهالرحمن همان که مولا (ع) میفرماید: بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار
ببند تا رستگار بشوی.
آن پیغمبر (ع) شب در خواب دید که به او گفتند فردا از خانه که رفتی بیرون اولین
چیزی که به چشمت خورد بخورش. دومی را زیر خاک پنهانش کن. به سومی جا بده. چهارمی را
محروم نکن. از پنجمی از فرار کن.
آن پیغمبر (ع) از خواب بیدار شد و صبح از خانه آمد بیرون، همان تا آمد بیرون چشمش
خورد به کوه:
1- خدا فرموده اولی را بخور، این کوه است ولی خب امتثال امر است، میرویم جلو
ببینیم چه میشود؟ همینطور که میرفت جلو هی کوچک میشد، کوچک میشد، کوچک میشد،
آن کوه وقتی این به آن رسید شد یک لقمه گوارا گذاشت، دهانش دید این چقدر خوشمزه هم
هست، خوردش. گفت: خدایا، ما انجام دادیم ولی فلسفهاش را نفهمیدیم.
2- دومی را فرمود زیر خاک پنهانش کن، این را جدی بگیرید، همینطور که میرفت در
بیابان برخورد کرد با یک ظرف طلا، با یک تشت طلا، دید برق میزند. گفت: خدا
فرموده دومی را زیر خاک پنهان کن، زمین را کند و این را کرد زیر خاک و خاک ریخت
رویش و یک مبلغ که رفت، دید باز دو مرتبه این آمده روی خاک دارد برق میزند،
خودنمایی میکند.
3- سومی را خدا در خواب فرمود که به آن جا بده، دید یک بازی دنبال یک کبوتر کرده
میخواهد بگیرد بخوردش، آن کبوتر هم به این پیغمبر گفت به من کمک کن این میخواهد
مرا بخورد، این هم آستین عربی را باز کرد، بزرگ است، گفت: برو این داخل، چون به او
گفتند به سومی جا بده.
4- چهارمی را محروم نکن، آن باز گفت: یا رسول خدا، این روزی ما بود، تو نگذاشتی ما
بخوریم، خب خدا فرموده چهارمی را محرومش نکن، گوشتی چیزی تهیه کرد به او داد بخورد.
5- از پنجمی گریزان باش، از پنجمی فرار کن. یک مبلغ که رفت دید یک بزی مرده،
بویگند بیابان را برداشته. فرار کرد.
خب شب شد آمد خانه، کارهایش و مناجاتهایش را کرد و گفت: خدایا، من این پنجتا را
انجام دادم، ولی فلسفهای نفهمیدم.
شب در خواب به او گفتند اولی را که به تو گفتیم بخورش، یک کوه بود، بزرگ، ولی آخرش
شد یک لقمه گوارا غضب بود. انسان در وقتی که عصبانی میشود، غضبناک میشود، اگر
مواظب خودش نباشد یکی که میگویم همان صبح که نمازت را خواندی، بگو: خدایا، من به
تو پناه میبرم، از شر غضب، از شر شیطان، از وسوسههای نفسانی. گفت غضب بود، وقتی
غضب را جلویش را نگرفتی، از کوه هم بزرگتر است.
جوانها، برادرها، در این کلاسها بیایید. خیلی به دردتان میخورد این کلاسها.
گرچه آخرت را قبول نداری بهشت و جهنم را قبول نداری، ولی همینجا میخواهی آدم
باشی، سالم باشی، در بهشت باشی؟ بیا! من داشتم همين هفته نگاه میکردم تلویزیون را
یک جوانی بیست ساله تقریباً، دستبند به دستش، چشمهایش را با دست گرفته بود،
پاهایش هم زنجیر بود، این با چاقو رفیقش را کشته بود. خبرنگاره از او پرسید: چرا
کشتیاش؟ گفت: ما جفتمان معتاد بودیم، آن نوزده سالش بود، من بیست سالم بود، شیشه
میکشیدیم. سه روز بود، چیزی گیرمان نیامده بود بکشیم! سه روز بود، چیزی گیرمان
نیامده بود بخوریم. سه روز بود خواب نداشتیم. این رفت و تهیه کرد آورد، اما هی بنا
کرد به من غر زدن، همهاش من باید تهیه کنم، همهاش فلان است. من هم عصبانی شدم، پا
شدم چاقو را برداشتم دوتا که به آن زدم، سومی را دیدم که دیگر تمام شد مرد. اینجا
دو سهتا اشاره من دارم:
- اشاره اول این است که غضب وقتی که جلویش را نگرفتی به خدا پناه نبردی از کوه هم
بزرگتر است. آن، آن را کشت خودش هم یک عمری بیچاره شد، بایستی خودش هم کشته بشود.
- دوم وقتی در این کلاسها بیاید میفهمید که بابا اصلاً یک سیگار حرام است. بابایت
است، داداشت است، پسرخاله است، هرکی هست، سیگاری هست، یک دو سهبار با اخلاق به او
بگو برادر این را ترکش کن، وگرنه دیگر با او رفاقت نکن، با او برادری نکن، چون همان
سیگار کار اول شما را به هربدبختی میکشاند.
خدا فرمود:
1- آن کوه به آن عظیمی که بعد دیدی چقدر کوچک و خوشمزه شد خوردیاش، غضب است،
وقتیکه جلویش را بگیری آخرش هی خوشحالی که چقدر خوب شد من آنجا این کار را نکردم!
همچون نکردم!
2- دومی که گفتیم زیر خاک پنهانش کن، کارهای خوبتان است، عبادتهایتان است. هرچه
کارها را برای خدا بکنید، خدا هی نشرش میدهد، مثل خورشید میدرخشد. کاری که برای
خدا نباشد، دو دنیایت بدبختی است. لذا برادرها یادتان نرود، همه چیز در دست خداست،
وقتی شما داری برای خدا کار میکنی، برای خدا حرکت میکنی، خدا هم یاریات میکند.
آن تشت را زیر خاک پنهان کرد، ده قدم نرفته بود، دید این تشته باز آمد رو دارد برق
میزند. هرکاری که برای خدا انجام بدهید، خدا یاریتان میکند. ما هم به حول و قوه
خدا به یاری امام زمان(عج) سیوچهار سال پیش که این جلسه شروع شد، برای خدا شروع
کردیم. هرکی هرچه خواست گفت، هرکی هرکار خواست کرد، اما ما برای خدا کارمان را
کردیم، روزبهروز هم خدا به فضل و کرمش عظمت داده و میدهد. جوانهای آقا مثل شما
از راههای دور و نزدیک میآیند. پس اگر خواستی حسادت کنی، مستقیم چنگدرچنگ خدا
انداختی، خدا خودش میگوید:
میفرماید: سه گروه هستند که با من میجنگند:
1. گروه اول حسودها هستند، مستقیم چنگدرچنگ من انداختهاند، چون من اراده میکنم،
چنین و چنان بشود، ولی این با من میجنگد.
2. کسانی که علناً در خلقالله روزه میخورند.
3. کسانی که علناً نزول پول میخورند، پس کار اگر برای خدا کردی، روزبهروز موفق
هستی و پیشرفت میکنی، از آن طرف هم حالا دشمن هرکار خواست بکند.
من یادم نمیرود، یک وقتی رهبر فقید را شبانه تنها گرفتند بردندش، اما یک وقت هم
وقتی که میخواست برگردد من خودم از رادیو شوروی گوش میکردم، میگفت: دهمیلیون
آمدند استقبالش. چرا؟ برای خدا! پس آنجا تشت طلا باز آمد روی خاک برق زد. چرا؟
میفرماید: هرچه شما کارهایتان خالصاًلوجهالله برای خدا باشد. ما هی درشتش
میکنیم، هی برقش میزنیم.
3- سومی که گفتم جا به آن بده، یعنی کسی دارد درس به تو میدهد، اخلاق میگوید،
نصیحت میکند، گوش کن به نفعت است، ولو که بلدی خوب گوش کن. چرا؟ هم تجدید میشود،
آنکه بلدی بهتر یاد میگیری هم اينکه دفعه دیگر چیز خوبی بلد است برايت ميگويد،
اما وقتی گفتی ولمان کن، بابا ما حال این حرفها را نداریم، من خودم میدانم، دفعه
دیگر نمیگوید برایت در حماقت و بدبختی و نادانی میمانی، سومی که گفتیم به آن جا
بده، این است معنایش.
4- چهارمی که گفتیم محرومش نکن فقیر است کسی که آمد گفت که من فقیرم به من کمک بکن،
به آن کمک بکن دریوری به او نگو، به اندازه وسعت یک چیزی به او بده، حسناتت را
میبری.
5- پنجمی را که گفتیم از آن گریزان باش، آن بز بوگندو که از بويش بیابان را گند
برداشته بود، غیبت است، پشت سر مردم حرف زدن است. تا جایی دیدی که غیبت کسی است،
حرف کسی است، فرار کن، چون یک غیبت که گوش میکنی، لااقلش سیوشش تا زنا پایت
مینویسند، آن غیبتکننده سیصدوشصتتا پایش مینویسند.
اینکه هی پیغمبر محمدبنعبدالله (ص) میفرمود: بترسید از گناههای کوچک بترسید از
گناههای کوچک. گفتند: یا رسولالله (ص) شما همهاش میگویی گناهان کوچک، خب
گناههای بزرگ را نمیگویی؟ فرمود: گناههای بزرگ چون بزرگ است نمیروی دنبالش،
مثلاً طرف میگوید فلانی بیا برویم با هم زنا کنیم، میگویی خجالت بکش، برویم با هم
شراب بخوریم، خجالت نمیکشی این حرف را میزنی؟ چون گناه بزرگ است. اما راحت نشستی
روزی چندتا غیبت گوش میکنی، چندتا غیبت میکنی، دروغ میگویی! آبروی کسی را
میریزی. همین کوچک کوچک کوچک میبینی، روزی دهتا بیستتا سیتا غیبت کردی، حواست
هم نیست.
لذا این است که امام چهارم (ع) مرتب میفرمود: بترسید از اینکه یکییکیهایتان
دهتاییهایتان را نابود کند، یعنی چه؟ فرمود: وقتی که کار خوب میکنید، ده برابر
مینویسند، گناه میکنی یک دانه، اما تو اینقدر یک دانه یک دانه یک دانه میکنی
که آن دهتاییها را سیاه میکنی. لذا این است جوانها، هرکجا هستی الآن با اینترنت
داری گوش میکنی، اینجا هستی، بعد با سیدی گوش میکنی در این جلسات، بیایید ما تا
زندهایم به این اخلاقیات احتیاج داریم.
ببین الآن هزاروچهارصدوهشتادوسه سال است از تولد رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص)
میگذرد، اما روزبهروز بزرگتر، عظیمتر و آقاتر میشوند. چرا؟ آن روز به دنیا و
به مردم نگاه نکردند، آن روز مطیع خدا بودند، حالا هرچه زمان میگذرد اینها
آقاترند، چون همانطور که خدا فرمود وقتی شما کارهایتان برای خدا بود، ما هی
بزرگش میکنیم، هی عظیمش میکنیم. لذا وقتی که بیایید در این جلسات احکام اخلاق را
یاد بگیرید، دنبال دزدی، هروئین، شراب و دروغ نمیروی. از آنطرف هم این دعاهایی که
میکنیم، اینها سبب میشود از بلاها حفظید.
لذا رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: چهار گروه هستند از اول خلقت عالم
و آدم که اینها جهان را حفظ کردند، مردم را هدایت کردند، افتخار خدا و پیغمبرها
(ع) به این چهار گروه است:
1. کسانی که احکام و اخلاق و سنت ما را یاد میگیرند، عمل میکنند، به مردم
میگویند.
2. کسانی که با تواضع، با رقت قلب، یعنی شماها، میآیید، مینشینید گوش میکنید،
بعد چه کار میکنید؟ عمل میکنید. میگوید اینها حفظکننده جهان و کل مردم هستند،
دوم شماها.
3. سخاوتمندانی که بیمنت برای خدا احسان میکنند. یکعده میبینی احسان میکنند،
یکعده منفجرند، بخل میکنند، حسادت میکنند. لذا میفرماید: اینهایی که گروه اول
هستند، اینها نگهدار جهان هستند، زندهکننده دین هستند، خدا نگهدار اینهاست. سوم
کسانی که بیمنت احسان میکنند. ببین احسان همهاش هم پول نیست ها! همین که الآن
بلند میشوی از راه دور میآیی اینجا و میروی، خودش یک احسان است. یک دانه سیدی
میخری، میبری در خانه گوش میکنی، به این و آن میگویی گوش کن، احسان است. دست
رفیقت را میگیری، میگویی برویم امشب احکام گوش كنيم، احسان است. کمک به کسی
میکنی هررقم که از دستت برمیآید، پشت میز اداره نشستی کمک میکنی.
4. کسانی که تا پایان عمر قرص پای دینشان ایستادند و شهید میشوند، جانش را میدهد،
ولی دینش را نمیدهد. جانش را میدهد، ایمانش را نمیدهد. رسولالله (ص) میفرماید:
جهان به واسطه این چهارتا همیشه زنده و پاینده بوده .
چهار گروه هم هستند که اینها خیلی نکبت و کثیفاند، جهان را کثیف میکنند، تمام
ناراحتیهای جهان به خاطر این چهارتاست:
1. گروه حسودان بیدین، هرچه شما ببینی در خلقالله ناراحتی و غیره ذالک اینها
هستند، حسودان بیدین.
2. دوم بخیلان بیشرافت، ببین آن هفته هم عرض کردم: برادرها، هرکجا هستی، خواهر
محترم، الآن داری با اینترنت گوش میکنی، یا بعد با سیدی گوش میکنی، یادت نرود
اینها را جدی بگیرید، خانم فاطمه زهرا (س) یگانه دختر عالم بشریت است، دختر
رسولالله (ص) است، بین در دیوار کی کشتش؟ حسادت و بخل! آنها میشناختند فاطمه (س)
کی است. به خاطر حسادت و بخل! آقا امام حسین (ع) را کی کشت؟ حسادت و بخل!
علیبنابیطالب (ع) را کی کشت؟ حسادت و بخل! این یک چیزی است که اصلاً کلاً ائمه
(ع) اطهار کشتۀ حسادت و بخلاند. وگرنه اینها کوچکترین خطایی نداشتند، کوچکترین
اشتباهی نداشتند، اما چون که کارشان خوب بود، مورد تأیید همه بودند، بخل و حسادت
اینقدر میشد تا اینها را بالاخره به یک وضعی میکشتند. هرکی هم بخواهد بگوید اين
در من نیست دروغ میگوید، در همه هست، منتهای مراتب ما مرتب بایستی که صبحها
بگوییم:
خدایا، به تو پناه میبریم از حسادت.
خدایا، از بخل به تو پناه میبریم.
خدا، از هرچیزی که میخواهد ما را از تو جدا کند به تو پناه میبریم.
حسادت، بخل اینها خیلی بد است برادر من. کاری هم نمیتوانی بکنی، فقط خودت را رنج
میدهی، چون امور به دست خداست.
خدا میفرماید: من دو جا میخندم،
یکی آنجا که میخواهم یک کسی را بالا ببرم، همه جمع میشوند نگذارند، من خندهام
میگیرد. چون اراده من شدنی است.
یک جا آنجایی که میخواهم یک کسی را زمین بزنم. مثلاً میخواست رهبر فقید را بالا
ببرد، میخواست شاه را زمین بزند. همۀ جهان با تمام اسلحهها نتوانستند کاری بکنند.
اینها یک واقعیتی است. محمدرضا شاه هم با چشم گریان دور دنیا جا نداشت بخوابد.
اینها یک واقعیت است برادر من، جدی بگیریم. میفرماید: چهار گروهاند که جهان را به
نکبت میکشند، حسودان بیدین، بخیلان بیشرافت.
3. منافقان ریاکار، خودش را به دین میچسباند، ولی دروغ میگوید. خودش را به دین
میچسباند، ولی دروغ میگوید. میفرماید ریاکار بعد از مرگ چهارتا نام بد به او
میدهند، میگویند: برو جهنم! ای ریاکار، ای خیانتکار، ای جنایتکار، ای دروغگو، برو
به جهنم. آمده جلسه ولی دروغ گفته، ریاکار است، حسود است. من برای خدا به شما
میگویم، تکرار هم میکنم. اگر در خانه بنشینی، با زنت قمار کنی، گناهت از این کمتر
است که بیایی اینجا با حسادت و بخل باشی. تکرار میکنم با اینترنت پخش میشود، اگر
در خانه با زنت بنشینی در قمار کنی، گناهت کمتر از این است که با بخل و حسادت و
ریاکاری بیایی جلسه و بروی، تاریک میکنی.
خدا رحمت کند یکی از شاگردهای این شیخ چند سال پیش در جلسه بود، بعضی از اینها را
میدید، گفت: اکبر، تو چه جوری صحبت میکنی؟ یکی از اینها در جلسه ما باشد، ما
جلسهمان به هم میخورد. گفتم من از خدا خواستم که بر همه اینها مسلط باشم. گفتم
یکی از دعاهای من هرروز همین است، مخصوصاً پنجشنبهها. صدبار یا الله، صدبار یا
محمد (ص)، صدبار یا علی (ع)، صدبار یا فاطمه (س)، صدبار یا حسین (ع)، اینها را
میگویم میگویم: خدایا، جان امام حسین (ع) نفرات خوب را بفرست بیایند. آنها که بد
و خراباند نگذار بیایند. خدایا، عنایت کن مرا بر همهشان مسلط کن برای تو بگویم،
اثر در کلام باشد. الحمدلله همه هم خوبید، همه هم تاج سر من هستید، آقایید. ولی
بدان میگفت یک نفر اینطوری بیاید جلسه تاریک میشود، نمیشود حرف زد. برادر من،
چرا؟ این حسادت چی چیه؟ این بخل چه هست؟ چه کار کردی؟ چه کار میتوانی بکنی؟ این
ریاکاری چیه؟ لذا میفرماید که این چهار گروه حسودان بیدین، بخیلان بیشرافت،
منافقان ریاکار و
4. متکبران و ازخودراضیها، از خودش راضی است، متکبر است. بابا ما هیچی نیستیم، همه
چیز خداست، همه چیز خداست، آنجایی که میبینی میزنی و میروی جلو، بدان خدا
میخواهد، اگر خدا نخواهد نمیشود. ببین ما به حول و قوه خدا گفتیم: خدایا، کمک کن
بالاخره هرجور بود جور شد، یک جا به اینجا اضافه شد، ولی همین الآن به لطف خدا
همهاش پر است. چرا؟ برای اینکه خدا میخواهد. حالا تو نگاه میکنی؟ لذت ببر،
"الحمدلله"، خدا را شکر، از اینکه بخل بکنی، از اینکه حسادت بکنی، از اینکه ریاکار
باشی، جز جهنم جاي دیگر... من والله میتوانم اسمت را هم بگویم، ولی ما این کار را
نمیکنیم، ولی حواست جمع باشد، نکبت میزنی به خودت و خانواده و زندگیات. چهارم
متکبران و از خودراضیها.
پیغمبر محمدبنعبدالله (ص) بعد میگوید: خدایا، به تو پناه میبرم از کوری بعد از
بینایی. تمام ماها هم میدانیم و آن وقت داریم خلاف میکنیم. خدایا، به تو پناه
میبرم (این را آقا امام زمان "عج" هم میفرماید.) از کوری بعد از بینایی، خدایا،
به تو پناه میبرم از هلاکت بعد از هدایت.
تمام اینها که امام حسین (ع) را کشتند، علی (ع) را کشتند، فاطمه (س) را کشتند اینها
زحمتهایی در راه دین کشیدند، اینها زحمتهایی کشیدند، یک احمق بیشعور بنجلی در
سایت زده بوده که این آقا میگوید مثلاً زیارت عاشوراء نخوانید! احمق خاکبرسر، خب
چرا تو آبروی خودت را با این دروغ میبری؟ خاکبرسر الاغت کنند! خب مرتب سخن من
دارد مستقیم و غیر مستقیم پخش میشود، الآن دارد از اینترنت پخش میشود از الآن با
هزاران نوار، سیدی، اکثر شهرستانها هفتهای هزارتا رایت میکنند، تهران، همه جا.
خب گفتار من مرتب دارد مستقیم و غیر مستقیم پخش میشود، خب کجایش من گفتم آقا...؟
منتهای مراتب بارها میگویم، میگویم هردعایی خواستی بخوانی بخوان، اما وقتی داری
لعنت میکنی در زیارت عاشورا، سعی کن آن لعنتها به خودت نرسد.
نمونهاش را بگویم، در روز عاشورا وقتی که امام حسین (ع) را کشتند، این احمقهای
همهشان نمازخوان اصحاب رسولالله (ص) خاکبرسر یک حمله کردند غارتگری در زندگی
امام حسین (ع)، طلاهای زن و بچه را گرفتند، گوشوارهها را درآوردند، همینطوری!
غارتگری! همه هم مثل من و شما نماز میخواندند! کسی که این حرف را زدی بابای تو
بوده، جدت بوده، یعنی جد تو بوده!
یکی داشت خلخال از پای بچه امام حسین (ع) درمیآورد گریه هم میکرد. یکی به او گفت
که فلانی چرا گریه میکنی؟ گفت: ببین با آل رسول (ص) دارند چه میکنند؟ چه بلایی به
سر بچههای رسولالله(ص) میآورند؟ گفت اگر بد است پس چرا خودت داری خلخال از پایش
درمیآوری؟ گفت: خب من نکنم یکی دیگر درمیآورد! آن پدربزرگ تو بوده! ببین بابا،
این است، تو داری الآن لعنت میکنی، یک دقیقه دیگر کاری که آنها کردند بدترش را
خودت انجام میدهی. ما هیچوقت نمیگوییم تو فلان دعا را نخوان! هردعایی دلت
میخواهد بخوان! اما یادت نرود، وقتی داری لعنت میکنی، آن لعنتها همهاش به خودت
برمیگردد. آن قشنگ میداند، این آل رسول (ص) هستند، میداند کارش خلاف است، ولی
دارد خلخال درمیآورد، گریه هم میکند.
لذا بیدار باشید، این منبرهای ما منبر آدمسازی است، منبر بیدارکننده است. از این
چلغوزهای بنجلی که میرود منبر چهارتا چرتوپرت میگوید میآید پایین میرود، اینها
اصلاً دین ندارند، خلاصه مطالب عصاره یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع)،
محمدبنعبدالله (ص) است. عصاره یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع)، رسولالله (ص) و
بچههایش هستند، اینجا هم عصاره همۀ آنهاست. در این سیوچهار سال، شما یک دانه منبر
این حقیر را پیدا نمیکنی که یک دانه کلمه من از خودم گفته باشم، همهاش گفتهام یا
قرآن این را میفرماید، یا رسولالله (ص). بیستوسه چهار سال پیش هم بود که من
دیدم بعضیها، دشمنها یک چیزهایی به نام من اینور آنور میگویند، گفتم آقایان
نوار ضبط کنید، همه نوارهای مادر را هم نگه دارید. الآن هم همینطور است که اگر کسی
خواست نق بزند ما بگوییم بابا این منبر آن شب، بگو کجایش خلاف است؟ همهتان خلافید،
غلط میکند کسی بخواهد ایراد بگیرد. ایران که هیچی نیست! کل جهان هم غلط میکند
بخواهد ایراد بگیرد. ما میگوییم قرآن این را میفرماید، رسولالله (ص) این را
میفرماید. خدایا، به تو پناه میبرم از هلاکت بعد از هدایت.
خدایا، به تو پناه میبرم از آشنایان و دوستانی که خوبیهای مرا مستور میکنند،
بدیهای مرا مشهور میکنند. ببین چقدر قشنگ است؟ پیغمبر (ص) میفرماید: خدایا،
اینها هرچه خوبی از من میبینند میبندندش، اما سعی میکنند که یک ذره پای یکی از
شاگردهای این کلاس در خیابان یک لغزش بخورد، میگویند: ما دیدیم از شاگردهای ایشان
داشت میرقصید. بله، من میگویم تو که زیارت عاشورا میخوانی، لعنت میکنی، همهاش
به خودت میکنی. آن هم داشت خلخال از پای بچه امام حسین (ع) درمیآورد، گریه هم
میکرد. میگوید: چرا میکنی؟ میگوید به آل رسول (ص) چه میکنند؟ خب پس چرا خودت
داری میکنی؟ خدایا، به تو پناه میبرم از کسانی که خوبیهای مرا مستور میکنند،
بدیهای مرا مشهور.
اسلام برهنه است، ارزش و عظمت و بزرگیاش ای مردم به این است که سنت مرا عمل کنید.
پیغمبر (ص) میفرماید اسلام برهنه است، ارزش و عظمتش احکام قرآن و سنت من است.
بعد میفرماید: آنچه را که رفتار میکنی، انجام میدهی، عمل میکنی، اگر در سنت من
باشد هدایتی، وگرنه گمراهی.
حالا نمونهاش خود خدا، ببین چه میگوید؟ یک صلوات بفرست.
خود خداست، در حدیث قدسی است، میگوید: ای رسول ما، میدانی بندۀ من چه وقت انسان
کامل و مومن است؟ پیغمبر (ص) میفرماید: نه، شما که خدایی میدانی. میفرماید:
زمانی که هفتتا صفت خوب داشته باشد.
1- تقوا و تسلیمی که مانع گناه او شود، یعنی چنان من را دوست داشته باشد که مانع
بشود گناه كند، یعنی برادرها این جلسات که میآیی، این نمازها که میخوانیم، این
کارها که میکنیم، اینها سبب بشود بدیهای ما برود بیرون. بیایی جلسه ولی وجودت
حسود است، وجودت بخیل است، وجودت کینه است، تو نجسی! در خانه بنشین با خانمت قمار
کن، گناهت خیلی کمتر از الآن است. گذشته از این جلسه را هم تاریک میکنید. میگوید
ای پیغمبر، هفتتا صفت خوب باید داشته باشند، یکیاش این است، چنان عاشق من خدا
باشد که مانع بشود گناه كند.
2- سکوتی که ما را، این آقا، این خانم را از سخنان بیهوده باز بدارد، یعنی وقتی
حالا رفتی مهمانی، دور هم جمعید، میتوانی حرف خوب بزنی بزن، نمیتوانی نزن. آره
رفتیم خانه حسینقلی، ناهار اینطور بود خوشم نیامد، نمیدانم شربتش آنطوری بود.
بابا این حرف نشد که! ارزش ندارد که! میتوانی حرف خوب بزنی بزن، نمیتوانی نزن.
3- یا رسولالله (ص)، ترس و توجه به خدا آنچنان که تا میخواهد یک گناه بکند، من را
دارد میبیند میترسد. من بارها گفتم ما چرا باید از خدا بترسیم، قرآن هم آیه داریم
که باید از من بترسید، حرفی نیست، اما خدایی که خالق تمام آقاییهاست چرا از او
بترسیم؟ از خدا خجالت بکشیم. میگوید: سومی چنان من را دوست دارد که تا میخواهد یک
گناه بکند، دارد ميبيند كه من دارم نگاهش میکنم، به خاطر من نمیکند.
4- ای پیغمبر، حیایی که در تنهایی از خدا شرم کند و گناه نکند، ما با هم که الآن
هستیم گناه نمیکنیم، اما در تنهایی میبینی مثلاً دروغ میگوییم، یا فلان فیلم بد
را نگاه میکنیم، چنان میکنیم. میگوید نه، این اینقدر به مقام رسیده که در
تنهایی هم گناه نمیکند.
5- قناعتی که به یک نوع غذا راضی باشد، من تکرار میکنم. چند روز دیگر فروردین
میآید، به نام عید خودت را گرفتار و بدهکار نکن. عید ما زمانی است که ما از یک
گناه خودمان را پاک بکنیم. من نمیگویم!
مولا علی (ع) میفرماید: عید شما زمانی است که از یک گناه خودتان را نجات بدهید، از
یک عادت بد خودتان را دور کنید. آن روز عید شماست! حالا به نام عید خودت را گرفتار
نکن، چک نکش، قرضوقوله نکن، آرام زندگی کن. قناعتی که به یک نوع غذا راضی باشد.
6- دشمن بدارد اهل دنیا را، خدا میگوید. میگوید اهل دنیا را دوست نداشته باش،
دشمن با او باش. چرا؟ من با او دشمن هستم، حالا به عکسش، امروز ما تا کسی یکخرده
پولی، ماشینی، وضعی تکان میخورد، میرویم هرنوع چاپلوسی در مقابلش میکنیم. چرا؟
فعلاً یک ماشین آنطوری دارد، یک خانه اینطوری. میگوید اهل دنیا را دشمن بدار،
خانه گناهی ندارد، ماشین گناهی ندارد، وقتی این از راه حرام و نجس و کثیف به دست
آورد، تو چرا اینطوری میکنی؟
7- نیکان و خوبان را دوست بدارید، کسانی که بندۀ صالح من هستند، بندۀ مومن من
هستند، خود من روزی چندبار شماها را از ته دل دعا میکنم. شب، نصف شب، کار حالا به
ایران نداریم، میگویم: خدایا، سراسر جهان، مومنین مومنات... حالا من دعا میکنم،
شما آمین بگویید:
پروردگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، به دست امام زمان (عج)، مومنین مومنات که
خوباند در سراسر جهان حفظ و پیروز و یاری کن.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، مومنین و مومنات را از هرشر و فتنه و بلا نجات
بده.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، شر اشرار را به خودشان برگردان.
به روح امام صادق (ع) و رسولالله (ص)، دوتا صلوات مردانه هم بفرستید.
لذا خدا میگوید: بندۀ مومن این علامتها را باید داشتهباشد. خوبان را به خاطر من
دوست بدارد، بدها را به خاطر من دوست نداشته باشد. آبجیات باشد، ننهات باشد،
خاله باشد، وقتی تقوا ندارد، وقتی حجاب ندارد، وقتی نماز ندارد.
بعد میفرماید: مردم سه گونهاند:
1. یک گونه عالم ربانی هستند، یعنی مثل شماها، از خانه که حرکت میکنی برای خدا،
هدف خداست.
2. یک گروه هم برای اینکه یاد بگیرند، گمراه نباشند.
3. گروه سوم مثل پشه میمانند، باد به هرطرف میبردشان، دنبال هرصدایی میروند.
بعد میفرماید: قرآنخوانان ما سهگروهاند:
1. یک گروه قرآن میخوانند که بگویند اینها چه قاریهای خوبی هستند. چرا میگویم؟
برای اینکه بابا ما کارمان اگر برای خدا نباشد، حمال شیطانیم. کارها اگر برای خدا
نباشد، ما حمال شیطانیم. اگر هم برای خدا شد، کسی نمیتواند جلویمان را بگیرد، کسی
نمیتواند جلوی پیشرویهایمان را بگیرد. میگوید یک عده قرآن میخوانند که بگویند
چه قاری خوبی است، چه فلان است.
2. یک عده هم که میخوانند، با بزرگان باشند یا پول بالایش دربیاورند یا ثروت.
3. اما یک عده برای رضای خدا قرآن میخوانند، اینها همه را امام صادق (ع) در کافی
شریف میگوید ها!
خلاصه کلام برادرها، چه الآن اینجا هستی، چه داری با اینترنت گوش میکنی، چه آنهایی
که بعداً... بدان خدای عظیمالشأن با کسی شوخی ندارد، با کسی هم رویدرواسی ندارد.
شیطان هم قسم خورده، خدایا، من این بندههای تو را جهنمی میکنم، ولی آن کسانی که
خالصاًلوجهالله تو را میخواهند، من زورم به اینها نمیرسد. خدا هم تأیید میکند،
میگوید کسانی که من را خالصاًلوجهالله میخواهند تو زورت به آنها نمیرسد، آنها
هم که حرف تو را گوش میکنند، با تو من جهنم را از آنها پر میکنم.
حالا قرآن میفرماید: سوره حج آیه 41- یاریکنندگان دین کسانی هستند که وقتی یک
مقامی، پستی برای دین به ایشان میدهند، اینها برپا میدارند نماز را. صد جای قرآن
بیشتر راجع به نماز است، یک جا نمیگوید نماز بخوان، میگوید برپا دارید، یعنی
آنجا که دروغ نمیگویی، داری نماز را برپا میداری. آنجا که حجاب داری داری نماز را
برپا میداری. آنجا که با خلاف خدا مخالفی، داری نماز را برپا میداری. میگوید
وقتی پستی، مقامی، در راه دین به ایشان میدهیم، جانش هم فدا میکند، شماهایید از
راه دور و نزدیک میآیید.
بعد میفرماید: آیه 42 همان سوره حج- ای پیغمبر (ص)، اگر تو را تکذیب میکنند
ناراحت نشو، قبل از تو هم تکذیبشان کردند، نوح (ع)، ثمود (ع)، ابراهیم (ع)، کی، همه
را تکذیب کردند. چرا قرآن این را میگوید؟ الآن دارد به من و شما میگوید، میگوید
جوان عزیز، برادر عزیز، اگر تو را تمسخر میکنند، مسخرهات میکنند، پوف میکنند،
بدان که بابا پیغمبرها (ع) را اینطور مسخره کردند. مومنین همدیگر را دوست دارند،
قربان همدیگر میروند، غیر مومنین هم چه کار میکنند، مومنين را مسخره ميكنند.
بعد رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: برای نگهداری همدیگر نسبت به دین مثل
مصالح ساختمان باشید. ببین الآن آجر و آهن و اینها بغل هم است، هیچکدام نگهدار
نیست، ولی وقتی اینها در کار آجر و سیمان و آهن با هم باشند، سی سال، پنجاه سال،
صد سال، این ساختمان برپاست. میگوید مثل مصالح ساختمان همدیگر را داشتهباشید،
برای زیبایی همدیگر مثل شانه باشید. شانه اگر دانههایش بغل هم نباشد، نمیتواند
ریش من را قشنگ شانه کند، سر شما را شانه کند، میگوید مومنین با هم دوست باشید.
برای هدایت یکدیگر مثل آیینه باشید، جلوی آیینه که میایستی عیبت را به تو میگوید،
کمتر هم نمیگوید، زیادتر هم نمیگوید، دروغ هم نمیگوید. یواش میگوید کسی نفهمد،
آبرویت را نمیریزد. میگوید وقتی میخواهی به دوست و رفیقت عیبش را بگویی، مثل
آیینه باش. راست بگو، درست بگو، آبرویش را هم نریز. چرا؟ اگر عيب دوست و رفیقت را
در خفا و آرامش گفتی بزرگش کردی، اما اگر خواستی جلوی مردم یا پشت سرش بگویی لهش
کردی.
اینجا چندتا سفارش از پدرمان علیبنابیطالب (ع) است (به روحش صلوات بفرستیم.)
چندتا سفارش مال ایشان است. میفرماید: از خودپسندی خودتان را کنار بکشید، از
بداخلاقی! ببین بداخلاقی یکی خیال میکند که این اگر بگوید و بخندد اخلاق است، نه!
یک طوری صحبت کنی طرف خوشش بیاید، بداخلاقی است. دروغ دارد میگوید، شما تأییدش
میکنی بداخلاقی است. علیه خدا حرف میزنی، بداخلاقی است. کار خلاف را تأیید میکنی
بداخلاقی است. میگوید از بداخلاقی دوری کنید، از کم صبری فرار کنید، چون اینها سبب
نابودی شماست. چرا؟
امام رضا (ع) میفرماید: هفت صفت است در هرکه باشد این وجودش مسخره است! امام رضا
(ع) میفرماید هفت صفت جنبۀ مسخره دارد:
1- کسی که به زبان استغفار میکند ولی در دل پشیمان نیست!
که گفتیم طرف گفت "استغفر الله ربی و اتوب الیه" مولا (ع) فرمود: ساکت باش مادرت به
عزایت گریه کند. چرا آقا؟ فرمود: استغفار کار مردان بزرگ است، ششتا شرط دارد:
1. شرط اولش اینکه ترک گناه کنی.
2. شرط دوم پشیمان از گناه بشوی
3. شرط سوم حق مردم را بدهی.
4. شرط چهارم حق خدا را بدهی.
5. شرط پنجم این بدنت را با پول و گوشت حرام فربه کردی به وسیلۀ عبادت آبش کنی.
6. حالا در طاعت خدا این بدن را فربه کنی. لذا میفرماید: زباناً استغفار میکند،
اما ذاتاً نه.
2- کسی که توفیق از خدا میخواهد ولی کوشش نمیکند، ببین الآن خدا به شما توفیق
داده، بلند شدی، از راه دور و نزدیک آمدی، صدها مطالب هم از قول خدا و قرآن شنیدی.
خیلی خب، حالا از این جا که میروی بیرون باید کوشش کنی، دروغ آمد جلو نگویی، تهمت
آمد نزنی، زن نامحرم آمد نگاهش نکنی. کوشش اینطوری است بابا جان من.
3- یک عده از خدا بهشت میخواهد ولی بر سختیها صبر نمیکند. حالا ما به آخرت
کاری نداریم، در همین دنیا مگر نمیخواهی بهشت داشته باشی؟ از سیگاری دور بشو، از
آدمهای عوضی دور بشو! اینکه به این راحتی زد رفیقش را کشت، این اگر آدمی سالم بود
که نمیکرد این کار را که! به قول خودش میگفت سه روز بود نه هروئین گیرمان آمده
بود، نه حشیش، نه هیچی! نان هم نداشتیم بخوریم، له بودیم! خب این اگر در سختیها
صبر کند، یعنی تا یک کسی آمد دعوتش کرد به کار عشق، بگويد نه این خلاف است، من
نمیکنم.
4- چهارم چیزی که جنبه مسخره دارد از آتش جهنم به خدا پناه میبرد ولی از لذتهای
حرام دست برنمیدارد، حالا جهنم را قبول نداری در این دنیا، در این دنیا وقتی شما
با آدم عوضی رفاقت کردی از زندان سر درمیآوری، چاقو دست گرفتی باید بروی بالای
دار! چک کشیدی بیمحل باید بروی زندان. حالا آخرت را قبول نداری، دنیا را که قبول
داری که!
5- مردن را قبول دارد، ولیکن خودش را آماده نمیکند. من بارها گفتهام، وقتی که
تشریف میبری بهشت زهراء، به هرعنوانی میروی، برو بالا سر هرقبری که خالی است، سی
ثانیه احساس کن شما را الآن گذاشتند آن داخل، سی ثانیه، حساب کن همین الآن اکبر را
کردند آن داخل ، آقا تو میخواهی چه کار کنی؟ شوخی نیست دیگر. اینجا که میفرماید:
آماده باش، یعنی وقتی که انسان آماده مرگ باشد خلاف نمیکند، دروغ نمیگوید، زور
نمیگوید، آبروی کسی را نمیبرد، مال کسی را نمیخورد.
6- خدا را یاد میکند، ولی چه؟ علاقه به غیر خدا را عمل میکند. ببین از صبح تا شب
ما گرفتار هوای نفس و شیطان و وسوسهها و خدا هستیم. من آن هفته هم گفتم، گفتم
بخواهیم و نخواهیم، همۀ خلقت از اول خلقت تا آخر خلقت این است، با فکر و خیالشان یا
دارند جهنم کسب میکنند یا بهشت. نگاه به زندگی طرف میکنی حسادت داری میکنی، داری
میروی جهنم، آن هم دارد زندگیاش را میکند. از صبح تا شب همۀ ما با فکر و خیالاتی
که در مغزمان میگذرد، یا داریم جهنم کسب میکنیم یا بهشت. هیچکس هم به ما کار
ندارد، ما هم به کسی کاری نمیتوانیم بکنیم. لذا این است، وقتی هواهای نفسانی،
خیالات بد میآید، استغفار بکن، لااله الا الله بگو.
7- هفتم چیزی که جنبه مسخره دارد دائم در گناه است، مشغول گناه است، همهاش هم
دوست دارد وقتي كه مرد خدا ببردش بهشت، نه خدا با کسی رودرواسی ندارد. میگوید ما
تو را انسان خلق کردیم، اشرف مخلوقات، پیغمبر فرستادیم، راه خوب و بد به تو نشان
دادیم، عقل هم به تو دادیم، درک هم دادیم، آزادی، میخواهی بهشت کسب کن، میخواهی
جهنم. بعد آن هفته هم عرض کردم برادرها، این شب سال نو... چرا؟ سال نو دارد میآید،
میخواهیم انشاءالله این خرابیها را امسال بریزیم کنار.
ببین بابا: شیطان به چندتا از پیغمبرها (ع)، از جمله نوح (ع) و موسی (ع)، گفت:
حواستان جمع باشد، به امتتان بگویید:
1- در وقت قضاوت من هستم، اینقدر وسوسهتان میکنم که نتوانی خوب قضاوت کنی.
2- در وقت غضب من هستم، تا غضب میآید، بگو: خدایا، به شما پناه میبرم، "لاحول و
لا" بگو.
3- در وقت حسادت من هستم، برادر به چه حسادت میکنی؟ تا کسی به هرچه رسید بگو
"الحمدلله" نوش جانت. خدا به تو هم میدهد، گذشته از ثوابی که میبری خدا به تو هم
میدهد، اما بخل که میکنی باز آن هم که خدا میخواهد به تو بدهد میدهد به آن.
4- در وقتی که دوتا نامحرم با هم روبهرو میشوند شیطان میگوید من هستم. مهمانی
میروی، مهمان خانهتان میآید، پس فردا عید است رفتی خانۀ کسی زن آن، زن آن است،
محرم شما نیست. خواهر آن، خواهر آن است، حداکثر یک سلام، دولا، تمام شد. سرت را
بینداز پائین. شیطان میگوید اینقدر وسوسهات میکنم، تا تو را جهنمی کنم.
5- در وقت غرور و تکبر من هستم، به چه تکبر میکنی؟ یک وقت آن وقتها ميخواندند:
به حسنت نناز به یک تبی بند است به مالت نناز به یک شبی بند است
یعنی هی به زیبایی و زوری میروی كه داري مينازي یکهو تب میکنی، چنان ریقو میشوی
که یکی باید دستت را بگیرد، به مالت مینازی، یک شب دزد میآید همه را میبرد. نه!
بعد رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: اسلام برهنه است، ارزش و عظمتش به
این است که شما احکام من را گوش کنید، اخلاق خدایی را گوش کنید، عمل کنید، وگرنه ول
معطلید.
مولا علی (ع) میفرماید: این امربهمعروف و نهیازمنکر اینقدر مهم است که تمام
کارهای شما در جهان در مقابل اینها مثل یک فوت به دریاست، یعنی امربهمعروف و
نهیازمنکر دریاست، همه کارهایتان یک فوت به دریاست.
آن هفته من گفتم اینجا بیش از کل جهان ارزش دارد. ممکن است بعضی از نفسها بگوید:
آقا چرا؟ خیلی راحت است، کل جهان هر چه دارد یا ندارد میافتد میمیرد میرود. اول
گرفتاری آنطرف است که چه کردی؟ با خودت چه آوردی؟ ما یکصدوبیستوچهارهزار
پیغمبر (ع) فرستادیم، هرپیغمبر هم چندتا نماینده داشت، نفرستادیم تو برای خودت
بخوری، بریزی، بپاشی. شراب، قمار، بعد هم بیایی. اینکه میگویم اينجا بيش از كل
جهان ارزش دارد، نه من، خود انسان، یک دانه انسان میبینی به اندازه کل جهان ارزش
دارد.
خدا میفرماید، میفرماید اگر روی کرۀ زمین یک نفر دو نفر باشند که من را اطاعت
کنند، عبادت کنند، من تمام لذت خداییام را از آنها میبرم، باک هم ندارم که مابقی
در چه مهلکهای نابود میشوند! الآن ما داریم میبینیم، کشتارها را ببین در
پاکستان، افغانستان کجا همینطوری سبیلالله میکشند.
میفرماید: این امربهمعروف و نهیازمنکر اینقدر مهم است که همۀ کارهای شما در
مقابل آن مثل فوت به دریاست.
بعد مولا علی (ع) میفرماید: مردم اهل دنیا آن چیزی را دوست میدارند که خودشان
خوششان میآید، آن چیزی را بد میدانند که خودشان بدشان میآید.
بعد رسولالله محمدبنعبدالله (ص) فرمود: بعد از مرگم از سه چیز براي امتم
میترسم، ناراحت هستم:
1. گمراهی بعد از هدایت، همان هم شد. همین که پیغمبر (ص) از دنیا رفت تمام آنها
شدند کشندۀ فاطمۀ زهرا(س) و علیبنابیطالب (ع) و امام حسین (ع) تا امروز هرچه
جنایت است، مال همانهاست.
2. فتنههای گمراهکننده، هرچیزی که تو علاقهات به آن برود دینت را ول کنی فتنه
است، پست است، ریاست است، پول است، هرچه هست.
3. شکمپرستی، شهوتپرستی و تجملات.
بعد امام صادق (ع) میفرماید: مردم، یادتان نرود کفر و شرک در اطاعت است، نه در
عبادت. یادت نرود، یعنی آنهایی که امام حسین (ع) را کشتند، نماز هم میخواندند،
عبادت میکردند، آنهایی که خانم فاطمه زهرا (س) را کشتند، نماز هم میخواندند.
میگوید کفر و شرک در اطاعت است، فاطمه (س) را میکشد، دارد عبادت میکند، ولی
اطاعت از زمان میکند، اطاعت از شیطان میکند. اطاعت از دلش میکند. میگوید کفر و
شرک در اطاعت است، نه در عبادت. روز عاشورا ایستادند، نماز جماعت میخوانند، دارد
عبادت میکند ولی اطاعت از یزید میکند.
امام (ع) میفرماید: کفر و شرک در اطاعت است، آن زمانی که داری اطاعت میکنی ببین
از کی داری اطاعت میکنی؟ بنجل کثیف که میگویی ایشان میگوید زیارت عاشورا نخوان!
برای اینکه حضرت صاحب (عج) تشریف میآورد، چقدر از شماها را گردن میزند. آقا چرا؟
اینها همه با کشتن امام حسين (ع) راضي بودند، به خاطر یزید! آقا آنکه هزار سال
گذشته؟ میگوید همه اینها راضیاند، همه اینها به کار شمر راضیاند. بله بابا جان
من، کفر و شرک میفرماید در اطاعت است نه در عبادت. مومن با تعریف و تمجید مردم
دست از گناه برمیدارد، دست از کار خوب برنمیدارد، تعریفت را میکند، گولت
میخواهد بزند، نه در مقابل خدا تسلیم باش.
جوانها، برادرها این را به عنوان پدر به شما میگویم، کار را برای خدا بکنید، روی
تعریف و تشویق مردم آخرش دین نداری.
همین حرف را لقمان به پسرش زد، گفت: پسر جان، سعی کن دینت برای خدا، کارهایت برای
خدا باشد. چرا؟ شراب بخوری چهارتا موافقاند، چهارتا مخالفاند، چهارتا هم
بیتفاوتاند. مومن باشی، چهارتا مخالفاند، چهارتا موافقاند، چهارتا... هرکاری
میکنی! اما آن کاری مهم است که وقتي ما میکنیم، خدا راضی باشد.
لقمان دست پسرش را گرفت آورد بیرون، گفت: با من بیا، برای اینکه بدانی هرکار بکنی
مردم هم تأیید میکنند، هم نق میزنند، با همدیگر آمدند بیرون، یک الاغ هم با
خودشان آوردند. یک مبلغ دوتایی پیاده رفتند. یک گروه که آمدند بروند گفتند: عجب
پیرمرد نادانی است، الاغ دارند دارند پیاده راه میروند! گفت: پسر جان، شنیدی؟ گفت:
آره! گفت: حالا تو سوار شو، پسره سوار الاغ شد. یک مبلغ که رفتند، گروه بعد آمدند
بروند، گفتند: عجب پیرمرد نادانی خود پیرش دارد پیاده میرود، پسر جوان سواره! گفت:
دیدی؟ گفت: حالا تو بیا پایین من سوار میشوم. بابا رفت سوار الاغ شد. یک مبلغ
رفتند یکی آمد برود گفت که عجب پیرمرد نادانی است، خودش سوار شده بچهاش پیاده است!
گفت: دیدی بابا؟ حالا دوتایی سوار میشویم. دوترک سوار الاغ شدند، گروه بعدی گفتند:
عجب پیرمرد بیرحمی است، دوترک سوار الاغ شده! گفت: بابا ببین، هرکار میکنی دوتا
موافقاند، دوتا مخالف، اما کار برای خدا باشد.
لذا مولا (ع) میفرماید: مومن با تعریف و تشویق مردم دست به خلاف نمیزند، دست از
کار خوب برنمیدارد، مومن با انتقاد و غیره ذالک دست از دینش برنمیدارد. چرا؟
مومن دینش خداست، در مقابل خدا تسلیم است.
یک صلوات بفرست.
جمله مهم این گفتار مولا علی (ع) را بگویم، میفرماید: ای مردم، از خدا بپرهیزید،
زیرا صبر و تسلیم در برابر خدا از صبر در مقابل عذاب راحتتر است. وقتی در مقابل
خدا تسلیم شدی، عذاب نمیشوی.
ای مردم، دنیا سه روز است، خیلی قشنگ است، دیروز که گذشت از دست ما رفت بیرون، فردا
هم که نیامده، نمیدانی چه ميشود؟ امروز که درونش هستی را غنیمت بشمار. ببین دیروز
چه کردی؟ اگر کار خوب کردی زیادتر بکن، اگر کار بد کردی استغفار بکن. چون دیروز
تمام شد! فردا هم که نیامده، سفت یقه خدا را بگیر که خدایا، فردا هم اگر زنده بودم
خلاف نکنم. میفرماید دنیا سه روز است، گذشته که گذشت، فردا هم که نیامده، امروز
را آقا باش.
ای مردم، ای مردم، به راه خیر و خدا بروید. نگاه نکنید که روندگانش کماند، نگاه
نکن کسانی که در راه خیرند کماند، مهم این است که شما خدا همراهت است.
همین را مولا رسولالله (ص) میگویند: ای مردم، دنبالهروی علی (ع) باشید، اگر علی
(ع) به تنهایی میرود آن راه را بروید. نگاه به کثرت جمعیت نکنید. آن راهی که علی
(ع) میرود درست است، ولو که یک نفر باشد. اینجا خود مولا (ع) میفرماید: ای مردم،
دنبال خدا و کار خیر بروید، نگاه به کم رفتن مردم نکن، موضوع این است که خدا همیشه
همراهت است، خدا با توست.
بعد دو جمله زیبا دارد، میفرماید: اگر میخواهید آقا باشید، این را گوش کنید، اگر
میخواهید آقای دو دنیا باشید، دو چیز را باید همیشه در نظر داشته باشیم، دو چیز
را در نظر نداشته باشیم:
آن دو چیزی که باید در نظر داشته باشیم:
1. یکی خداست، دائم متوجه باشیم دارد ما را نگاه میکند.
2. یکی مرگ است، میگوید این دوتا را دائم در نظر داشته باشید، خدا دارد نگاهت
میکند، همه کارها زیر نظر ایشان است، دو مرگ است، بخواهی نخواهی میآید میگیردت
میبردت. این دو چیز را دائم در نظر داشته باشید.
دو چیز را هم هیچ وقت در نظر نداشته باشید:
1. خوبی به کسی کردی منتظر تشکر نباش، منتظری طرف تشکر كند نیامد، کار خوب کردیم،
جهنم هم باید بروی. چرا؟ توقع داری! چرا نیامد؟ چرا همچون نکرد؟ میگوید کار خوب
درباره کسی میکنی توقع نداشته باش، در نظر نگیر، برای خدا بکن.
2. کسی هم به تو بدی کرد باز هم در نظر نگیر، چون دنبال انتقام که بگردی شب و روز
گرفتاری.
بعد حالا خود خدا صحبت میکند. (یک صلوات بفرستید.)
سورۀ مطففین آیه 1- وای بر کسانی که کمفروشی میکنند، حالا یک وقت پشت ترازویی کم
میفروشی، یکوقت پشت میز کاری کم میفروشی. یک وقت آقا میروی منبر باید یک ساعت
صحبت کنی، بیست دقیقه چرتوپرت میگویی و میروی، این نان تو از دزدی بدتر است!
وای به کسانی که کمفروشی میکنند، حواست جمع باشد.
آنوقتها حدود پنجاهسال پیش وعاظ چنان معتقد بودند میگفتند که ما باید یک ساعت
صحبت کنیم، حتی روضه که میخوانیم، جزء آن یک ساعت نباشد. آن یکساعت را ما باید
احکام بگوییم، روضه جداست. وای به کسانی که کم میدهند! آن کسانی که چون وقتی
میخواهند بگیرند، خوب میگیرند، آقا پشت میز اداره کار نمیکند، آقا چرا؟ بابا این
چه حقوقی است به ما میدهند؟ تو اینجا داری کار میکنی باید حلال باشد نانت! هرکاری
میکنی باید درست باشد.
آیه 2- وای به کسانی که وقتی میخواهد بگیرد سعی میکند زیاد بگیرد،
آیه 3- وقتی میخواهد بدهد سعی میکند کم بدهد.
آیه 4- آیا نمیدانند آن گروه که برانگیخته میشوند؟ نمیدانید که زنده میشوید،
ما با شما حسابکتاب میکنیم؟
آیه 5- برای روز بزرگ آماده باشید. خدا دارد صحبت میکند ها!
آیه 6- روزی که میایستند مردم برای حساب دادن و محکمه پروردگار عالمیان.
آیه 7- نه چنان است! البته نامۀ عمل بدکاران در سجین است.
آیه 8- چه میدانی که سجین چه است؟ میگوید: بخواهی و نخواهی یک روزی میمیری،
میآیی ما حسابکتابت را مینویسم، نامۀ عملت در سجین است، سجین هم بدترین جای جهنم
است. چه دانی که چیست سجین؟
آیه 9- نامۀ عمل بدکاران کتابی است نوشتهشده.
آیه 10- وای در آن روز بر تکذیبکنندگان.
وای به کسانی که میگویند ما قرآن را نمیفهمیم، وای به کسانی که میگویند ای بابا!
این حرفها چیه؟
آیه 11- آنان که تکذیب میکنند به روز قیامت،
و تکذیب نمیکنند اینها از اولش اصلاً قبول نداشتند. میگوید تکذیب نمیکند، اصلاً
قبول ندارد، خدا را قبول ندارد، آخرت را قبول ندارد.
آیه 13- چون خوانده شود بر آن گناهکار آیات ما گوید این افسانههای قدیمی است،
اینها قصه است، افسانههای قدیمی است.
آیه 14- نه چنان است! بلکه از کثرت معصیت زنگار نموده، قلبش سیاه شده.
یکی از حرفهایی که ما داریم بترسید از گناهرویگناه كردن، روزی صدبار هم که گناه
میکنی باز استغفار کن. خدایا، من را ببخش. گناهرویگناه قلب را سیاه میکند.
مثل این پسره مادر نجس که الآن گرفتندش، حدود چند صد نفر را این کشته. چرا؟ لقمۀ
بابایش نجس بوده، شیر مادرش نجس بوده، این هم گناهرویگناه كرده، راحت مسجد را
داغان کرده، کجا را کشته، کجا را کشته! چرا؟ قلب سیاه شده.
تكرار آيه 14 خدا میگوید این قلبش نه چنان است، بلکه کثرت معصیت زنگار نموده شده
در قلب این، سیاه شده.
آیه 15- نه چنان است، البته ایشان از پروردگار خود در غضب هستند. رحمتی دربارۀ این
نیست، خدا دیگر به این نگاه نمیکند، هرکس میخواهد باشد، نگاه نمیکند.
آیه 17- گفته شود به ایشان که این است آن روز عذاب که قبول نداشتی، آن روز جزا که
قبول نداشتی. میگوید وقتی آنجا آوردندش، پای میز حساب آن بساط را دید، خودش که
قبول میکند، اما در عین حال ما به او میگوییم این همان روزهایی است که قبول
نمیکردی، همان وقتهایی است که قبول نداشتی.
آیه 18- و محقق است که کتاب نیکوکاران، یعنی شماها، در علیین است.
آیه 19- چه دانی که علیین چیست؟ میگوید کتاب شماها در بهترین جای بهشت است،
نمیدانی چیه! تا بروی درونش، تا بروی آنجا.
آیه 20- البته کتاب نامۀ اعمال نیکوکاران هم کتابی است نوشتهشده،
آیه 21- که حاضرند نزد آن مقربان درگاه حق و میبینند.
میفرماید مومنین آن طرف کیف میکنند که در این دنیا گول کسی را نخوردند.
آیه 22- البته نیکوکاران در نعمتاند،
آیه 23- نشستهاند بر سر تختها، با زن و فرزند خود مشغول لذت و عشقاند.
برادرها، آن که مهم است ما یکساعت و تقریباً ده دقیقه است حرف زدیم، اما مهم این
است که ما چقدرش را باور کردیم. من دو سهتا دعا الآن ميكنم آمين بگوييد:
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پرودگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، به همۀ ماها یقین و باور عنایت بفرما.
خدایا، به خون شهداء قسمت میدهیم، در تمام عمر خدا دست ماها را بگیرد.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت میدهیم، قبل از اذیت شر اشرار را به
خودشان برگردان.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت میدهیم، الساعه دعاهای ماها را به
اجابت و انجام برسان.
تا بیایند شما را به فیض برسانند، به روح رسولالله (ص) و امام صادق (ع) سهتا
صلوات مردانه بفرستید.
************** پايان
*****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir
انشاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته