اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني
سخنرانی شب شنبه مورخه 23/11/88 شب شهادت رسولالله (ص) و امام حسن (ع)
به روح محترم چهارده معصوم و
حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.
برای سلامتی وجود مبارک امام
زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.
به روح رهبر انقلاب و برای
سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.
دعای فرج
را بخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ
العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و
حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و
تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.
انشاءالله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.
*******
مسئله:
- یک مسئله
راجع به سجده بود که عرض کردیم انسان وقتی که سجده میرود هفتتا از اعضای او
بایست روی زمین باشد، این در زمان سلامت است، وقتی که میروی سجده:
• دو کف دست، نه انگشتها! دوتا کف دست
• و دوتا سر زانوها
• و دوتا هم نوک شست پاها،
• یکی هم پیشانی بايد روي زمين باشد.
اما یکوقت انسان مریض است کف دستش سالم نیست، میتواند پشت دستش را بگذارد زمین
برای سجده، کف دست و پشت دست خراب است، میتواند مچش را بگذارد، میتواند این
آرنجش را بگذارد، اما در زمانی که سلامت است باید دو کف دست، دو سر زانو، دو نوک
انگشتهای شست پا، و پیشانی را زمين بگذارد. حالا انگشتها یک وقت وضعشان خوب
نیست، انسان جای دیگری را میگذارد.
- یکی هم راجع به این بود که عرض کردیم کسی که نمیتواند سجده برود تا آنجایی که
میتواند باید دولا بشود بعد مهر را بردارد به پیشانیاش بچسباند.
- یکی هم که مهر چرک نباشد، مهر تمیز باشد. یکی هم که چیزی بین مهر و پیشانی فاصله
نباشد، مثلاً بعضیها موی سرشان در پیشانیشان است، وقتی که میرود سجده مویش بین
مهر و پیشانی است، اینها اگر باشد نماز باطل است، یا مقنعهشان یک جوری است که اگر
بیاید سجده آن پارچه جلوی مهر را میگیرد، اینها را باید توجه کنیم.
هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.
*******
مقدمه:
وجود مبارک امام علی (ع) میفرماید:
بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی. این جملاتی که من اول منبر
همیشه تکرار میکنم خیلی مهم است. بشنو و بفهم و باور کن و به کار ببند تا رستگار
بشوی، بیتفاوت بیایی، بیتفاوت بروی، چیزی متوجه نميشوي، یا بعضیها میآیند منبر
همهاش قلمبهسلمبه صحبت میکنند، خودش هم چیزی نمیفهمد!
امام صادق (ع) هم همین را میفرماید:
بشنو و پیروی کن کسی را که تو را میگریاند اما به درک و معرفتت میافزاید. چرا؟
باز مولا علی (ع) (به روحش صلوات
بفرستیم.) میفرماید: مردم سه
گروهاند:
1. یک گروه اصلاً مردهاند، ولی یک تکانی میخورند.
2. گروه دوم مانند گاو میماند. گاو از طویله که میآید بیرون یک فضای سبزی
میخواهد که بچرد و یک آب میخواهد بخورد و بعد هم بیفتد نشخوار کند.
3. گروه سوم شماها را معرفی میکند، میفرماید: عقلاء و دانایان که از اول خلقت بشر
تا الآن مثل شماها بودند که دنیا را نگه داشتند. من نمیگویم ها!
رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: جهان بستگی دارد به این چهار نفر، به این
چهار گروه:
1. یکی آنهایی که بلد هستند به مردم میگویند.
2. یکی آنهایی که میآیند یاد بگیرند برای عمل کردن.
3. یکی آن کسانیکه پول دارند در راه خدا خرج میکنند.
4. يكي کسانی که فقیرند، ولی دینشان را به دنیا نمیفروشند.
لذا این است که اینهایی که من میگویم لازمه است. پس بشنو و بفهم و باور کن بعد
به کار ببند تا رستگار بشوی. آنجا هم آقا فرمود: بشنو و پیروی کن کسی را که تو را
میگریاند، اما به درک و معرفتت میافزاید. پیروی نکن کسی را که تو را با حرفهای
زمانپسند و دروغ گول میزند.
لذا این است که وجود مبارک امام کاظم (ع) میفرماید: هرکس این هفتتا صفت را
داشته باشد، تمام درهای بهشت رویش باز است، در دنیا انسانی است عاقل و کامل، در
آخرت هم هشت در بهشت رویش باز است، از هرطرف میخواهد برود:
1- وضوی شاداب بگیرد، وضوی شاداب به آب زیاد ریختن نیست، توجه کنی دستت چرب نباشد،
رنگی، قیری اگر هست پاک کنی که آب به پوست بدنت بریزد. خود اینکه در وضو رعایت کنی
آب کم بریزی خودش از ثوابهاست یعنی هی شیر را ببندی. وضوی شاداب آب زیاد ریختن
نیست، تمیز وضو گرفتن و درست وضو گرفتن است.
2- دوم اینکه نماز را نیکو بخواند، حالا بعضیها فکر میکنند نماز نیکو در همین است
که بگوید ولا الضالیییییین! نه! نماز نیکو این است که من و شما را از گناه نجات
بدهد وقتی داریم میگوییم که "اهدنا الصراط المستقیم" خدایا، ما را هدایت کن به راه
مستقیم که خودت هستی، دیگر به چپ و راست نگاه نکنیم کی چه میگوید! همیشه ببینیم
خدا چه میگوید، رسولالله (ص) چه میگوید، قرآن چه میگوید. اینکه میفرماید نماز
نیکو نماز را با توجه بخوانید، یعنی آنطور بخواند که به خدا در نماز دروغ نگوید.
وقتی ما میگوییم "الحمدلله رب العالمین" ثنا و ستایش مخصوص خداوندی است که
سازنده جهان است بعد از نماز هم همین فکر در مغزمان باشد. بدانیم همه چیز خداست،
همهکاره خداست، همه جا خداست. نماز نیکو این است که ما را از گناه و غفلت و اشتباه
نجات بدهد.
3- سوم کاری که سبب ميشود درهای بهشت روی انسان باز شود، خمس مالش را بدهد.
جوانهای عزیز، پیرهای عزیز، آنهایی که الآن اینجا گوش میکنید، آنهایی که با
اینترنت گوش میکنید، آنهایی که با سیدی بعداً گوش میکنید از خمس نترسید. البته
شیطان میآید میگوید نکنی این کار را، بیچاره میشوی، فلان میشوی. قرآن میگوید.
ولی در جایی دیگر خود قرآن میگوید در راه حرام است، هي نفس شیطان میگوید بکن بکن.
خمس مال: وقتی کاسب شدی، اداری شدی، آن روزی که وارد اداره شدی اولین حقوقی که
گرفتی یک گوشه یادداشت کن. مثلاً سیام فروردین سال هشتادوهشت، ولش کن تا سال
آینده، سال آینده آن روز زندگیات را حساب میکنی چیزی باشد دو میلیون یک میلیون
هرچه هست یکپنجم خمس به آن میخورد. خیلی راحت بده. بعد هم بنویس حالا دومیلیون
سرمایه خالص، باز سال آینده آن روز حساب میکنی اگر به آن دومیلیون چیزی زیاد شده
بود آن مازاد را یکپنجمش را میدهی. اگر همان دومیلیون بود خمسش را دادی، زندگیات
تمیز است، سبب میشود خدا به تو برکت میدهد، دعاهایت مستجاب میشود. سوم چیزی که
سبب میشود ما انشاءالله به کمال برسیم، خمس مالمان را بدهیم.
حالا خمس چشم چیست؟ خمس چشم این است که ما حرام نگاه نکنیم، خمس گوش این است که ما
حرام گوش نکنیم، خمس زبان این است که ما دروغ نگوییم، غیبت نکنیم، خمس دست این است
که با این دست گناه نکنیم، خمس پا این است که با این پا جای خوب برویم، جای بد
نرویم. چون هرکدام از اینها خمس دارد. ما بایست سعی کنیم انشاءاللهالرحمن این پا
و دست و چشم و گوش و اینها را آنطور تربیت کنیم که خدا خواسته.
4- چهارمین چیزی که سبب میشود ما درهای بهشت رویمان باز است، غضب را حبس کند. چون
انسان عصبانی میشود، شیطان میگوید یک دقیقه عصبانی بشو من عبادت یک سالت را
میگیرم، یک ساعت غضبناک بشو من عبادت هفتاد سالت را از تو میگیرم، در غضب فحش
میدهی، دروغ میگویی، غیبت میکنی، آبرو میریزی، تا غضب میآید، "لاحول و لا"
بخوان، "قل هو الله" بخوان، صلوات بفرست. جلوي غضب را بگیر، چون اگر جلوی غضب را
نگیری هرطوری شده نابودت میکند.
5- پنجم چیزی که سبب میشود ما به کمال برسیم زبان را حبس کن، زبان یک تکه گوشت
است، اما میتواند انسان را به عالیترین مقام انسانی برساند در دو دنیا، میتواند
این زبان انسان را به بدبختترین وضع برساند، که گفتم:
ارباب لقمان یک وقت به او گفت: برای ظهر من بهترین غذا را بیاور، این برای ظهر یک
دانه زبان گوسفند یا گاو پخت گذاشت جلوی آقا. گفت: حالا شب برای من بدترین غذا را
بیاور. باز هم شب یک دانه زبان برد. گفت: شما ظهر یک غذای خوب آوردی زبان بود
حالا... فرمود: هرچه هست این زبان است، اگر کنترلش کنی تربیتش کنی دنیا و آخرت
آقایی، اگر تربیتش نکنی، کنترل نکنی در دو دنیا بیچارهای زبان را حبس کند. هروقت
میخواهی حرف بزنی اول تفکر بکن، آخر حرفت ببین چه میشود؟ کجاست؟ اینکه زبان خیلی
مهم است، در حدیث است، در اصول کافی هم هست که روزی چندبار اعضاء بدن به زبان
میگویند اگر تو بگذاری ما روزگار خوبی داریم، اگر تو بگذاری! زبان را حبس کن.
6- ششم از همه مهمتر فراگیری دین، دین را آنطوری که خدا در قرآن فرموده، آنطوری
که رسولالهر (ص) فرموده، آنطوری که آنها خواستند ياد بگيريد.
آقا رسولالله محمدبنعبدالله(ص) یک جا میفرماید: شما از صبح تا شب گفتار،
کردارتان، هرکاری که میکنید اگر در سنت من بود هدایتید، آدمید، اما اگر در سنت من
نبود گمراه و بدبختید.
یک جاي ديگر میفرماید: اسلام برهنه است، هیچی نیست، ارزش اسلام به این است که ما
احکام قرآن و سنت رسولالله (ص) را چه کار کنیم؟ عمل کنیم تا اسلام ارزش پیدا
کند. لباس و زیبایی اسلام به این است که ما ببینیم خدا چه فرموده؟ هرکه هم بگوید ما
نمیفهمیم، خیلی آدم خری است. من هرشب برایتان میخوانم. خدا راحت یک جوری با ما
صحبت میکند که بیسواد و باسواد دانا و بینا همه بفهمند. چرا؟ این کتاب کتاب
آدمسازی است، این کتاب آییننامه بشریت است، با این کتاب خدا میخواهد فردا ماها
را محاکمه کند. نمیآید یک کتابی بفرستد که ما هیچی از آن نفهمیم، بعد ما را با آن
محاکمه کند. یکی از چیزهایی که با خدا نیست، خدا ندارد، ظلم است. در خدا ظلم نیست.
لذا این است که فراگیری دین. هیچوقت هم خجالت نکش، بیا، قشنگ بنشین، گوش کن،
سیدی بگیر ببر در خانه، هفتهای چندبار گوش کن، زن و بچه گوش کنند. والله و بالله
و تالله که سه اسم اعظم خداست، اگر مردم بیایند گرد خرمن دین نوددرصد بلاها و
گرفتاریهایشان برطرف میشود. همین صبح پا میشود نمازش را میخواند:
سیوچهار "اللهاکبر" سیوسه "الحمدلله" سیوسه "سبحانالله" ميگويد.
دوازدهتا "قل هو الله" میخواند دور خودش فوت میکند.
هفتبار میگوید "بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوة الا بالله العلی
العظیم".
سرش را میگذارد روی مهر، چندتا "شکرالله" میگوید. همه اینها هفت هشت دقیقه طول
میکشد.
بعد میگوید: خدایا، دست مرا بگیر، از شر فتنهها حفظم کن، آنوقت قرآن میگوید
"الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور" حالا که تو خودت را خداگونه
ساختی، از صبح تا شب صدهابار شیطان و شیطانصفتها، تاریکیها بیایند ما
نمیگذاریم دستت را میگیریم به نور میکشیم، چون که يكي از اسمهای خدا "نور" است.
صبح خودمان را خداگونه بسازیم. اما "والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت" آن کسانی که
بیتفاوت هستند، ما هم ولشان میکنیم، صبح تا شب اسیر شیطان و نفس و زماناند، آخرش
هم معلوم نیست چه از دنیا برود.
چون در کافی شریف است میگوید: قلب چهار گونه است:
1. یکی قلب مومن است.
2. یکی قلب کافر است، قلب کافر ممکن است با چهارتا حدیث و اخبار برگردد، مسلمان
بشود.
3. یکی قلب منافق است که بههیچوجه تکان نمیخورد. حدیث آیه هرچه میگویی تکان
نمیخورد.
4. یکی هم قلب هردمخیال است، الآن آدم خوبی هستی اگر مردی مومن رفتی، یک ساعت دیگر
آدم بدی میشوی، مردی کافر رفتی. میگوید اینجور قلب است. در هرحالی هستی که
میمیری همانطور تحویلت میگیرند. پس یکی از چیزهای خوب فراگیری دین است. جز این
هم هرکجا برویم، آخرش پشیمانیم، آخرش زمین خوردیم.
7- هفتم چیزی که سبب میشود درهای بهشت روی ما باز باشد و خدا و ائمه (ع) از ما
راضی باشند، خیرخواهی برای رسولالله (ص) و اهل بیتش (ع). خیرخواهی برای رسولالله
(ص) و اهلبیت (ع) گریه کردن نیست. الآن اینطوری شده، یا محرمی بشود، عزایی بشود،
گریه بکنند، یا غیر آن دست بزنند! من بارها گفتم این دین کشوردار نیست، این دین
انسانساز نیست، این دین آدمساز نیست. دینی که یا گریه باشد یا خنده! من بارها
گفتم ما دوازدهتا امام داریم، در سال شهادتهای اینها میآید بعضیها همهاش در
تلویزیون صحبت میکنند، تولدش هم میآید. جان شما یک کلام حرفی که به درد مردم
بخورد یا به درد خود آن بدبختها بخورد که رئیس تلویزیون یا گوینده است که بعد از
مرگ بتوانند به رسولالله (ص) بگویند ما این را گفتیم نیست! امام چند سالش بود؟ قدش
چقدر بود؟ چه میخورد؟ یک کلام... این محرمی گذشت، الآن تمام شد، امشب شب آخرش است،
محرم ماه صفر. من بارها توجه کردم یک نفر نیامد، پشت تلویزیون یک چیزی بگوید که به
درد مردم بخورد. الآن ببین همین هفتتا که من شمردم همه دین و شرافت و انسانیت به
این هفتتا بسته است. دیشب گفتم گفتم که ما گفتار زیاد داریم، کتاب زیاد داریم، اما
نودوپنجدرصدش را بدانی و ندانی نقشی در زندگیات ندارد، اما اینهایی که من
میگویم، دقیقهبهدقیقه لازم است، دقیقهبهدقیقه لازم است.
لذا هفتم خیرخواهی که میگوید یعنی همین که گفتم، دیشب هم گفتم امام حسین (ع)
فرمود: آیا کسی هست من غریب را یاری کند؟ همان که بچهات را با اخلاق نمازخوان
میکنی، داری امام حسین (ع) را یاری میکنی. همین که رفیقت یا بچهات را دستش را
میگیری با اخلاق میآوری در این جلسه، داری امام حسین(ع) را یاری میکنی، چون
میگوید من برای دین خدا حرکت کردم. اینجا هم همان است، خیرخواهی یعنی از صبح تا شب
ببینیم رسولالله (ص) چه کار کرد؟ رسولالله (ص) چه گفت؟
حالا گوش کن ببین:
یک روز رسولالله محمدبنعبدالله (ص)، شیطان را دید، به شیطان گفت: میتوانی بگویی
دوستان تو چه کسانی هستند؟ گفت بله، ده گروه هستند که اینها دوستان مناند:
1- زمامدارانی هستند که عادل نیستند، یکی رئیسجمهور است، یکی استاندار است، یکی
رئیس این بخش است، فرق نمیکند، عادل نیست، از صبح تا شب کار به نفع من میکند، در
هرپستی هستند. برادرها هرجا هستید، شما که الآن محصلید درس میخوانید، فردا شما
میشوی استاندار فلان جا، میشوی رئیسجمهور، باید حواست جمع باشد چون اینکه الآن
رئیسجمهور است دو چهار سال هشت سال میشود، هفتادوپنج میلیون جمعیت آنچه گناه
میکنند گناهش را پای این مینویسند. باید حواسها جمع باشد، یکطوری باشد كه
پیغمبر(ص) فرمود: یک کسی که بعد از من میآید حکومت را دست میگیرد، یک کاری نکند
امت من فقیر بشود که اگر فقیر شد، فقر برادر کفر است، دیگر دین ندارد، دست به
هرجنایتی میزند.
2- دوم کسانی که از دوستان من هستند ثروتمندان متکبر هستند، ببین برادرها، ثروت هیچ
گناهی ندارد. ثروت را خدا داده، شما خودت بخوری، به مردم بخورانی، به مردم کمک کنی،
الآن شب عید است، خیلیها هستند بچههایشان لباس ندارند، چه اشکال دارد؟ صد دست
لباس بدهی، دویست دست لباس بدهی، ثروت اشکال ندارد، یک نعمت است.
در خبر هست که وجود مبارک مولا علی (ع) و خانم فاطمهزهرا (س) سالی صدوبیستهزار
مثقال طلا درآمدشان بود، الآن طلا مثقالی تقریباً صدوپنجاهوشصت هزار تومان است.
اما سلمان میگوید من وقتی رفتم خانه خانم فاطمه (س) دیدم وصلههایی که به چادر
خانم فاطمه (س) است، نهتاست، اثاثیهاش یازده تکه.
یا طرف به علیبنابیطالب (ع) گفت: این پیراهن چیه که تنت است؟ فرمود: تو به زیر
پیراهن نگاه کن، به رویش چه کار داری؟ وقتی هم رفت پیراهن بخرد آن پیراهن چهار
درهمی را داد به غلامش قنبر، دو درهمی را خودش پوشید. قنبر گفت: آقا شما خلیفهای!
فرمود: نه شما جوانی. پس ثروت گناهی ندارد، آنجا که ما از جای بد دربیاوریم، یا جای
بد خرج بکنیم، آنجاست؛ که دوم از دوستان شیطان ثروتمند متکبر است، تا به پول میرسد
دیگر حالیاش نیست.
3- سوم حرامخوارانی که باک ندارند از کجا پول به دست میآید، دوست دارد پولدار
بشود، حالا حرام است؟ حلال است؟ چه هست؟ ولش کن! دوست دارد پولدار بشود.
طرف آمد در جالیز هندوانه (به آنجا که هندوانه میکارند میگویند جالیز.) هندانهها
را میزد زمین میشکست، چنگ میانداخت مغزش را میخورد، صاحب جالیز هم گفت که آقا
نکن این کار را حرام است. گفت من به حرام حلالش کاری ندارم، دکتر گفته خنکی بخور،
من برای خنکیاش میخورم. حالا یک عده کاری ندارد که چه میشود؟ فقط دوست دارد
پولدار بشود، از هرجا باشد.
4- چهارم کسانی که از دوستان شیطاناند، عالمی که با ظلم زمامدار موافق باشد،
هرکسی را دیدی آمد پشت تلویزیون در منبر از خدا نگفت، از قرآن نگفت، به نفع
منبابمثل رؤسای مملکت آن ظالمترین شخص روی زمین است، یا خود رؤسای ممکلت از
خدا و قرآن نمیگویند، ظالمترین شخص روی زمین هستند اینها دوستان شیطاناند.
میگوید عالمی که با ظلم زمامدار موافق باشد، میآید منبر یک جوری صحبت میکند که
او خوشش بیاید، تا از پلههای منبر داری میروی بالا، مشرکی، کافری، نجسی. گفتم
من پولی که میگیری از پول نزول نجستر است، نانی که میخوری از شراب نجستر است.
5- پنجم کسانی که دوستان من هستند کاسبهاي خائن، الآن همین شب عیدی، سعی میکنند
جنسها را بگیرند قایم کنند، گران بفروشند. کاسبهایی که به مردم ظلم میکنند،
گرانفروشی میکنند. اتفاقاً کاسبی یک چیزی است که باید انسان از صبح تا شب کسب
کنند، کسب آخرت کند. جنس خوب بیاورد، قیمت عادلانه بفروشد. در عین حال اگر یک کسی
ندار بود کمکش کند پول از او نگیرد. چون روزی آنکه خدا بخواهد یک قران کموزیاد
نمیشود.
من یک وقتی حدود چهلوچند سال پیش بود مغازهام همین چهارراه وثوق بود رفتم جگرکی
جگر بخورم، دوتا بچه کوچولو مثلاً یکیاش حالا حساب کن ششساله بود، یکی چهارساله،
داشتند میرفتند رسیدند به در جگرکی خب این هم داشت باد میزد، دودش در خیابان
گرفته بود، دوتایشان ایستادند، جلوی جگرکی، من به آن بنده خدا گفتم که شیخ حسین
دوتا سیخ جگر بده به اینها. آدم خوبی بود، نمازخوان، ولیکن محسن نبود، خسیس بود.
اکثر شبهای جمعه هم ما با هم میرفتیم شاه عبدالعظیم ما تا صبح شاه عبدالعظیم
بودیم. گفتم حسین آقا دوتا سیخ کباب از این جگرها (آن وقت سیخی یک قران بود.) بده
به این بچهها. یک وقت دیدم اخمهایش رفت در همدیگر! گفتم چه شد؟ گفت: بچههای مردم
را شما دله میکنی، خراب میکنی. گفتم: یعنی چه؟ این بچه دارد میبیند ما داریم
میخوریم، تو باید بدهی! هیچی بالاخره داد. وقتی که مرد یکی از کاسبهای چهارراه
وثوق که آن هم شغلش غذا دادن به مردم بود، این کلهپز بود. من به این هم گفته بودم
که وقتی یکی در مغازهات را نگاه میکند، بدان که دلش کلهپاچه میخواهد، پول
ندارد. تو که روزی یکدانه از این تشتها آب آبگوشت است میریزی در جوی آب، روزی یک
گونی هم نان زیادی مال این مشتریها را میدهی این سپوره میبرد، تا دیدی یک کسی در
مغازهات را نگاه میکند بگو بفرما بالا. یک کاسه بگذار جلویش، از همین نانها که
زاید است بگذار جلویش خرد میکند، تو یک خرده آب بریز جلویش بده به او بخورد برود.
مردم ندارند. خود ایشان وقتی آن طرف مرد آن شیخ حسین مرد خواب دید. گفت: خواب دیدم
شیخ حسین را اکبر آقا در یک بیابانی خشک نه درخت نه آب نه گیاه همینطور میدوید،
میرفت بالا، میآمد پایین. میگفت، گفتم: شیخ حسین چته چرا اینطوری؟ گفت هیچی
نیست هیچی گیرم نمیآید، زمین خشک است، نه علف است، نه آب است، نه سایه است.
بیچارهام! میگفت من در خواب گفتم: اکبر آقا گفت ها! اگر این دوتا سیخ میداد جگر
به دست این بچهها، اینجا الآن درخت بود، آب هم بود ها! حالا خودش میگوید من در
خواب گفتم. بعد گفتم خب برو در مغازه. گفت: نه در مغازهام پسرم است، دیگر مرا راه
نمیدهد. همین است، وقتی که پدر مرد کل ثروت میافتد دست بچهها. این بچه را اگر تو
تربیت کرده باشی، در مسیر قرآن و خدا تربیت کرده باشی، خودت محسن باشی، این بچه هم
یاد میگیرد. هم توفیقات کار خودت را خدا میدهد، هم بچه یاد گرفته، اما وقتی که نه
فقط فکر خور و خواب و شهوت و پول باشی. این بچه هم بلد نیست. گفت: نه در مغازه هم
بچهام راهم نمیدهد. گفت قشنگ من این را با شیخ حسین صحبت کردم به خودش گفتم فلانی
میدانی چرا به تو نشان دادند؟ چون تو هم شغلت مثل آن است. وقتی کسی میآید دم در
به او کمک کن.
6- به جان همهتان، به جان همهمان، به جان خودم، یکی از این آقایانی که در این
جلسه میآید میرود، آشنایی با من هم ندارد، گفت آقا، (تقریباً دو سه ماه پیش
گفت.) پریشبها من خواب دیدم که آنور هستم، مردهام و در برزخ هستم. دیدم همه
کلهها را اینطوری میکشند، همه کله حالت انتظار دارند. میگفت مانده بودم چرا همه
کله میکشند؟ میگفت: یک آقایی به من گفت که میدانی اینها چرا همه دارند کله
میکشند؟ میگفت گفتم نه! گفت اینها همهشان منتظر شیخ علیاکبر تهرانی هستند، یک
کلام بگوید: خدایا، اینها را بیامرز. همه کله میکشیم من هم فلانی هستم به او بگو
من را میشناسد. حالا اسمش را من نمیگویم. میگفت قشنگ گفت ما همه اینجا منتظر یک
دانه خدا رحمت کرده او هستیم، او بگوید خدا ما را میآمرزد. به او بگو من هم فلانی
هستم، همان کلهپزه که من به او میگفتم وقتی کسی در مغازه را نگاه کرد، تو این آبی
که میریزی دور، این نانی که سپور میبرد بده آنها بخورند.
پس ثروت، پول، کاسبی اینها همه درجه یک است میفرماید: ششمین کسانی که از دوستان
من هستند شیطان میگوید کاسبهای خائن هستند، گرانفروشی، گرانفروشی، حالا قرار
است از بعد از عید منبابمثل برق و آب و اینها یک خرده گران بشود، بعضیها از
همین الآن برداشتند گران کردند.
7- هفتمین کسانی که از دوستان من هستند زناکارند، من و شما خوشحال نباشیم که ما زنا
الحمدلله نکردیم، نه یک غیبت که میکنی بيشتر از سیوششتا زنا پایت مینویسند، یک
غیبت که گوش میکنی ده برابر آن برایت مینویسند. یک کسی اینجا داشت میخواند
میگفت هفتاد برابر. فکر نکنی که الحمدلله ما که زنا نکردیم نه، ببین در روز چقدر
زنای تلفنی میکنی؟ یا زنای تلفنی گوش میکنی؟ غیبت! غیبت خیلی بد است، اکثر
غیبتها فتنه است. تازه قرآن میگوید فتنه از آدمکشی بدتر است، آدم بکشی گناهت پیش
خدا کمتر از این است که فتنهانگیزی کنی. اول فتنهانگیز هم کسی است که غیبت
میکند، یا غیبت گوش میکند. اینکه گفتم گفتار ما دقیقهبهدقیقه لازم است. پس سعی
کنیم انشاءالله الرحمن زناکار نباشیم.
8- رباخوار کسانی که راحت نزول پول میخورند، پول میدهد، تومانی اینقدر نزول
میگیرد! اینها خیلی جدی است! بابا شیطان میگوید اینها از بهترین دوستان من هستند.
9- بخیلان، برادرها بخیل نباشید، خواهرها بخیل نباشید، حسود نباشید، میدانی چرا؟
خدا میگوید کسی که بخیل است یا حسادت میکند، مستقیم دارد با من میجنگد، چون من
دارم این کار را میکنم. من دارم به این این روزی را میدهم، به این دارم این کار
را میکنم، تو دخالت میکنی؟ داری با من میجنگی! مستقیم! در صورتی که همه جهان هم
با هم یکی بشویم زورمان به خدا نمیرسد. چرا؟ اراده او شدنی است. میگوید: آنچه را
که تو میاندیشی، فکر میکنی، یک تدبیر است، آنچه را که من میخواهم یک تقدیر است.
تقدیر من میخندد بر تدبیر تو. شاه و تمام دوستانش آمریکا و کی و کی همه
میخواستند که شاه باشد، مثلاً آقای خمینی نیاید، اما خدای عظیمالشأن اراده کرده
بود، تمام شد.
من آن دو سه هفته پیش گفتم، گفتم که آمریکا هم هیچ غلطی نمیتواند بکند، چون این
انقلاب را خدای عظیمالشأن به دست امام زمان (عج) و مومنین کرده، این انقلاب را
مستقیم خود خدا به دست امام زمان (عج) و مومنین کرده، هم خدا هست، هم مومنین زنده
و قرصاند، هم امام زمان (عج) هست. گفتم آمریکا هم غلطی نمیتواند بکند، اروپا هم
غلطی نمیکند، خود داخل مملکت هم کسی غلطی نمیتواند بکند، منتها همهمان در
آزمایشیم. از بالاترین مقام مملکتی تا پایین، همهمان در آزمایشیم. این داد و زوری
که میزنی برای خداست یا برای پستت است؟ این دادی که میزنی برای خداست یا از ترس
است؟ گفتم هیچکس هم هیچغلطی نمیتواند بکند، پریشب هم که شب بیستودوم بود همین
کف اتاق نشسته بودم، گفتم: خدایا، اسلام مال تو است، مردم هم بنده تو هستند، قلبها
هم در مشت تو است، فردا مردم را بفرست بروند. ببین چه خبر بود؟! گفتم: خدایا، اسلام
مال تو است، دین مال تو است، مردم هم بنده تو هستند، قلبها هم در مشت تو است.
خدایا، فردا قلبها را راضی کن، مردم از خانه بروند بیرون. دیدی چه خبر بود؟ دو
هفته پیش هم گفتم، هیچکس هیچغلطی نمیتواند بکند، حتی شماها خودتان هم بخواهید
غلطی بکنید، نمیتوانید بکنید! چون این انقلاب را خدای عظیمالشأن به دست مهدی
آل محمد (ص) و مومنین كرده، مومنین هم قرص و محکم ایستادند، یک دانه "یاالله"
اینها به اندازه بیستهزار ارتش بیشتر کار میکند. به شما بگویم من. لذا این است که
نهم بخیلها کسانی که بخل میکنند. نکنید برادر، چون کاری نمیکنی، فقط خودت را
مریض میکنی.
10- حسودان که از همه گنهکارترند. حسودان! چرا؟
امام چهارم (ع) میفرماید: مومن از چهار ناحیه همیشه در اذیت است:
1. یکی همسایه موذی
2. یکی منافق دانا
3. یکی شیطان که کارش گمراهکنندگی است.
4. یکی مومنحسود، بعد میفرماید: سماعه امان از چهارمی. میگوید: چرا؟ میفرماید:
چون این مومن است هملباس تو است، همتیپ تو است، همهیئت تو است، هممسجدی تو است.
هرچه بگوید مردم قبول میکنند.
11- محتكر
لذا میفرماید این دهتا گروه از دوستان من هستند، پس برادرها سعی کنیم از صبح تا
شب که از دوستان شیطان نباشیم.
سوال میشود: چه کنیم که دعاهای ما به اجابت برسد، این را من چند هفته پیش گفتم. چه
کنیم؟ سوال میکنند.
حضرت (ع) فرمود: زمانی دعاهای شما مستجاب میشود که عبادتهایتان قبول بشود، زمانی
عبادتهایتان قبول میشود که شما مومن را دوست داشته باشی، نسبت به مومن کینه
نداشته باشی. غیر مومن اگر زنت است، اگر بچهات است، دشمنش باشی مومن را دوست داشته
باشی. به او کینه نداشته باشی. غیر مومن را دشمن باشی، گرچه این دشمن بچهات
باشد، جز این باشد نمیشود. قبول نمیشود! چون میفرماید که خردلی از علاقه دشمن
من، دشمن خدا در دلت باشد، اگر اینقدر نماز بخوانی زیر ناودان طلا که مثل ترکه
لاغر بشوی، مثل کمان خم بشوی، با صورت به جهنم میبرمت. خردل، یعنی یک ارزنی که
بکوبی یک ذرهاش میشود خردل.
بعد سوال میکنند آقا (ع) ظالم چه کسانی هستند؟ آقا (ع) خیلی راحت میشمارد،
میفرماید: (یک صلوات بفرستید.)
1. حسودان که اینها اصلاً دین ندارند.
2. دوم متکبران که اصلاً عقل ندارند.
3. سوم بخیلان که اینها اصلاً شرافت ندارند.
4. چهارم دروغگویان که اینها اصلاً جوانمردی ندارند. از همه بدتر کسانی هستند که
حسادت دارند.
5. از همه بدتر منافقین که نه گفتار به آنها اثر میکند، و دورو و دوشکلاند.
میگوید تو یکی از اینها را به اندازه خردلی دوست داشته باشی، اگر زیر ناودان طلا
آنجا میگویند هرکس نماز بخواند دویستوپنجاههزار رکعت هررکعتش قبول میشود،
اینقدر نماز بخوانی، مثل ترکه لاغر، مثل کمان خم بشوی، علاقه به یکی از اینها را
داشته باشی خدا با صورت به جهنم مياندازدت. چرا؟
طرف به عیسی (ع) گفت: یا عیسی (ع)، چرا من قبلاً هرچه دعا میکردیم دعا مستجاب
میشد حالا نمیشود. گفت: من میپرسم از خدا فردا به تو جواب میدهم. فردا گفت: خدا
میگوید تو مرا به وسیله عیسی (ع) شناختی، حالا عیسی (ع) را قبول نداری! تو من خدا
را به وسیله عیسی (ع) شناختی. حالا عیسی (ع) را قبول نداری برادر من چطور میشود به
خودت جرأت میدهی که شما از من بهتر میفهمی، از من درستتری! اصلاً کی میتواند
این حرف را بزند؟ من الآن سیوچهار سال است در این جلسه دارم صحبت میکنم. این همه
جمعیت از بچه شش هفت ساله داریم، تا پیرمرد هشتاد ساله هنوز یکبار نشده در این
مغز من بیاید که من فکر کنم من از یکی از شما بهتر هستم، یا یکی از شما از من
پستتر هستید، والله هنوز یکبار هم نشده، در مغز من نیامده. حالا تو چه طوری مرا
رد میکنی؟ گفت: یا عیسی(ع)، به او بگو تو اصلاً من خدا را به وسیله عیسی (ع)
شناختی، حالا عیسی (ع) را قبول نداری!
موسی (ع) آمد برود دید یک نفر افتاده به خاک چنان گریه میکند، ضجه میزند که زمین
خیس شده. گفت: خدایا، اگر من جای شما بودم، هرچه این میخواست به او میدادم. خدا
فرمود که این اگر اینقدر گریه کند که مغزش هم از دماغش بیاید بیرون من هیچی به او
نمیدهم، دروغ میگوید. این درونش با من موافق نیست، دوستان من را دوست ندارد، دشمن
است. با دشمنهای من دوست است، دروغ میگوید. این اگر اینقدر گریه کند که مغزش هم
اشک بشود از دماغش بیاید بیرون، من به این جواب نمیدهم، چون دروغ میگوید. این یک
واقعیتی است برادر من.
شب است، کمیل میگوید من دارم در تاریکی دنبال علی (ع) میروم ببینم علی (ع) کجا
میرود؟ یواش، آن موقع تاریک بود و برق هم نبود و ده و بیابان، این از دور میرفت
دنبال علیبنابیطالب (ع). رسیدند دم یک خانهای، در یک خانهای رسیدند طرف داشت
قرآن میخواند و گریه میکرد و مناجات میکرد. کمیل میگوید من در دلم خیال کردم ای
کاش من یکدانه موی بدن این بودم که اینطور نصف شبی دارد با خدا عشق میکند.
میگوید یکهو مولا علی (ع) از آن جلو داد زد کمیل چه خیال میکنی؟ این اهل جهنم
است. اِ! ما یواش داریم پشت سر ایشان میرویم که ببینیم کجا میرود؟ این هم بودن ما
را میداند، هم درون ما را میخواند. همان که دارد قرآن میخواند. بعد کمیل میگوید
در جنگ صفین که با علی(ع) میجنگیدند، ما داشتیم با هم قدم میزدیم، حضرت با نوک
شمشیر یکی از این کشتهها را برگرداند، گفت این همان است که آن شب تو میگفتی! ای
خدا، ای کاش من یکدانه موی بدن این بودم. خیلی باید حواسمان جمع باشد.
طرف آمد گفت: یا علی (ع)، من شما را خیلی دوست دارم. فرمود: دروغ میگویی! گفت: آقا
من خیلی شما را دوست دارم. گفت: دروغ میگویی! بار سوم گفت: آقا! گفت: آقا ندارد!!
در عالم ذر روح همه را به ما نشان دادند، تو درونشان نبودی.
ما باید حواسمان جمع باشد، هرکجا که ما رفتیم روی هوای نفس و زمان و دل تمام شد!
اگر میبینی الآن هزاروچهارصدوهشتادوسه سال از تولد پیغمبر (ص) میگذرد، انشاءالله
دو هفته دیگر هم تولد ایشان است، ما جشن میگیریم، الآن امشب شب عزایش است، اینها
عزیزند، به خاطر اینکه آمدند و رفتند "یک آن" جز خدا نگفتند. "یک آن" خیالی جز خدا
نکردند. تولد رسولالله (ص) تا الآن میشود هزاروچهاروصدوهشتادوسه سال، پسفردا ما
برایش تولد میگیریم، امشب عزا گرفتیم، علتش این است که آن روز تسلیم بودند. تسلیم
زمان نه، تسلیم مردم نه، تسلیم نفس اماره نه، هرکی هرکار میخواست میکرد، اما
اینها ميگفتند خدا چه میخواهد؟ خدا چه میخواهد؟ لذا این است برادرها.
ببین، این را باز کی میگوید؟ علی (ع) (به روحش صلوات بفرستیم.) میفرماید:
بزرگترین مردم از نظر عقل کسانی هستند که تمام زندگی خود را زیر نظر قرآن و سنت و
اهل بیت (ع) درست میکنند. بزرگترین مردم! زمان چه میخواهند؟ آمریکا چه میگوید؟
مردم چه میگویند؟ به اينها کاری ندارد! میگوید بزرگترین مردم از نظر عقل و درک
کسانی هستند که همهاش سعی میکنند زندگیشان آن باشد که خدا میخواهد. دائم در
اصلاح کار دینشاناند. همهاش حواسش جمع است که دینش درست باشد، روی میل خودش
نباشد.
ببین من بارها گفتهام، گفتهام ما دیگر عالمتر از معاویه نداریم، بیستوسه سال
روبروی رسولالله (ص) نشستهبود، از این چهارده پانزده نفری که قرآن را مینوشتند،
یکیاش معاویه بود. دیگر از این بهتر میخواهی؟ درسگو رسولالله (ص)، تفسیرکن
رسولالله(ص)، اخلاقیات رسولالله(ص)، دیگر از این بالاتر نمیشود! اما چه بود؟ این
درونش با رسولالله (ص) میزان نبود! ظاهر امر! کثافتی کرد که کل دین را پشتورو
کرد! علی(ع) را کشت، امام حسین (ع) را کشت، همه کشته شدند! خودش هم آخر عمرش که
دیگر خیلی پیر شده بود، این دو جمله را زیاد میگفت، میگفت: ای کاش دو پیراهن
کرباس داشتم، یکی را میشستم یکی را تنم میکردم و لباس حکومت و ریاست تنم
نمیکردم. ای کاش دو قرص نانجو خالی خالی میخوردم با آب، این غذای سلطنت و اینها
را نمیخوردم. چرا؟ دیگر پیر شدهبود و قبول کرده بود که خلاف است. برادرها،
میفرماید که بزرگترین مردم از نظر عقل کسانی هستند که زندگی خود را زیر نظر قرآن
و سنت و اهل بیت (ع) میگذرانند و دائم در اصلاح کار دینشان بیشتر همت میگمارند.
بدبختترین مردم کسانی هستند که دینشان را به دنیای دیگران میفروشند. هرکسی که
میبینی کاری میکند که خدا ناراضی است برای اينكه شما راضی باشی، بیشترش این
کارگزاران تلویزیون. دروغ میگویند، با خدا مخالفاند، انگلیسیاند، اسرائیلیاند،
اما میگوید جوانها بچهها همچین! تمام دین مردم میگیرند برای اینکه منبابمثل
نفسش میخواهد این برنامه کودک همهاش درونش رقص باشد و بچهها از شکم مادر رقاص
باشند. در صورتی که،
امام علی (ع) میفرماید: بچههایتان را در کودکی اخلاق اسلامی یاد بدهید که در
جوانی استفاده کنند. در جوانی یاید بدهید که در بزرگسالی استفاده کنند.
امام صادق (ع) میفرماید: بچههایتان را در کودکی قبل از آنکه نوار مغز و چشمشان
را دشمنها از خلاف پر کنند، شما از خوبیها پر کنید. اما میبینی هرکانال به عنوان
برنامه کودک یک مرد و زن گردنکلفت با هم دارند لاس میزنند، همهاش هم با رقاصی،
دیگر ما کثیفتر از اینها در ایران نداریم!
لذا میفرماید: بدترین، بدبختترین مردم کسانی هستند که دینشان را برای دنیای مردم
میدهند و بهترین مردم کسانی هستند که در قضاوت حق میگویند.
آنطرف آمد خدمت آقا امام چهارم (ع) گفت: آقا کل دین را برای من بگو. خیلی مهم
است ها! کل دین، قرآن ششهزاروششصدوچندتا آیه است، چندین کتاب داریم، گفت کل دین را
برای من بگو، آقا (ع) فرمود که پس گوش کن.
1. هروقت میخواهی حرف بزنی راست بگو، حق بگو، آن که خدا میخواهد بگو.
2. قضاوت که میخواهی بکنی سعیکن خدا راضی باشد، طرف مقابلت راضی نباشد، آنکه خدا
میخواهد بگو.
3. به وعدهای که میدهی، به وعدهات وفا کن، حالا برادرها، اینکه گفتم چه؟
گفتم گفتار خیلی زیاد است، اما بعضیهايش در جمیع عمرتان اصلاً تاثیري در زندگی
ندارد، اما گفتم سراسر سال چندتا تولد و شهادت است، ميگويد آقا امام اینطوری
بود، چهل سالش بود آنطوری شد، اینقدر میخورد، قدش اینقدر بود، خب چه شد؟ چه شد؟
چرا؟ آنها به تو دیکته کردند اینطوری بگو؟ خب بیچاره تو مشرکی، پولت از پول نزول
نجستر است.
لذا اینجا سوالی است که آن چند شب پیش من جواب دادم، گفتند: آیا خدا انسان را آزاد
خلق نکرده؟
گفتم: چرا، خدا انسان را آزاد خلق کرده، اما یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع)
فرستاده برای راهنمایی اینها كه:
• بگويند ما تو را انسان خلق کردیم آزاد خلق کردیم، درک و معرفت و شعور به تو
دادیم، عقل دادیم، اما یادت باشد شما انسان هستید.
• این یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) بگویند که شما آزادیتان آزادی حیوانی نیست.
گفتم که شیره میگوید بیست ساعت استراحت میکند، میخورد، میخوابد، گرسنهاش
ميشود بلند میشود یک حیوان را پاره میکند میخورد، حتي من دیدم موقع شهوترانی
مادههه چون بچه دارد نمیآید جلو، بچهها را میکشد. قشنگ من دیدم! یکهو دو سهتا
از بچههایشان را میکشد! میکشد که زنش راضی بشود بیایند مجامعت کنند. الآن در
اروپا اینطور هست! هیچ انسانیتی، شرافتی نيست! هرکس برای پول هرکاری میکند. ایران
هم الآن یک شصتدرصد است اینطوری شده. جوانه دلش میخواهد بلند میشوند دو نفري
سوار موتور ميشوند که یک کیف بقاپند، یک بانک بزنند. آمدند بگویند که شما
آزادیتان آزادی حیوانی نیست!
• بگویند شما اشرف مخلوقاتید.
• بگویند شما هم معرف خدائید، هم خلیفه خدایید.
خود خدا میگوید: من گنجی بودم پنهان تو انسان را خلق کردم خودم را آشکار کنم. از
آن طرف هم تو خليفه منی، در قرآن سورۀ بقره. لذا وقتی کسی میخواهد بشود اشرف
مخلوقات، بشود نماینده خدا، معرف خدا، این باید چه کار کند؟ باید اول اخلاقیات
انسانی را یاد بگیرد. همینطور آزادی هروقت خواستی بکش، هروقت خواستی زنا کن.
حقیقتاً داشت نشان میداد پسره شده بود از اینها که کراک، شیشه میکشند! زن، بچه
همه چیز داشت! میرود بالا طبقه بچهاش سه ساله، بچه را بخواباند، سر بچه را
میبرد! غوغایی بود! من در خودم گفتم این در مغز خودش یک فکر درستی کرده، چون
میداند وقتی کسی افتاد در هروئین و کراک و این حرفها دیگر هیچ شرافتی نیست،
میرود ماتحتش را میدهد که یک کراک بکشد، هردزدی شده! گفت خب این بچه من فردا بزرگ
میشود ،میخواهد تا برورو دارد هی لواط بدهد، بگذار بکشمش! لذا این است برادر.
دین تعصبی میشود دین ابوسفیان، ابوسفیان پدرزن پیغمبر (ص) هم بود اما میگفت آنچه
که من میگویم! بتپرستی!
دین نظری میشود دین معاویه، با اینکه پیش رسولالله (ص) بزرگ شده بود، هرکار
ميكرد میگفتند آره! میگفت نظر من این است که اشکال ندارد!
دین دیکتهای میشود دین آمریکا، با هرکس که در هرکشوری هست میگوید باید اینطوری
باشید.
دین زمانپسند میشود دین محمدرضا شاه، میشود دین محمدرضا شاه.
آن دینی که ارزش دارد، آن انسانی که ارزش دارد اين است كه ما در مقابل خدا و پیغمبر
(ص) تسلیم باشیم، "اول العلم معرفة الجبار آخر العلم تفویض امر الیه" در مقابل
خدا تسلیم باشیم.
بعد اینجا قرآن است، خدا دارد میگوید، کسانی که اهل علم هستید، اهل سواد هستید.
میفرماید:
در سوره حج آیه 54- آن کسانی که علم داده شده به شما، اهل دانش هستند، باید به طرف
قرآن بیایید، قلبتان نرم بشود، قرآن را کنار نگذارید نظر خودتان را کار بکنید، خدا
دارد میگوید ها! خدا دارد میگوید. خوشمزه اینجاست:
همان سوره حج آیه 55- آنان که کافرند در شکاند از قرآن، (خیلی قشنگ است.) میگوید
آنان که کافرند در شکاند از قرآن و از رسولالله (ص). اول کافر است، بعد میگوید
آیا رسولالله (ص) درست گفت، آیا قرآن درست میگوید؟ خدا دارد میگوید. سوره حج آیه
55- آنان که در شکاند، کافرند که ایراد میگیرند،
بعد در سوره مومنین آیه 54- پس قطعهقطعه کردند دین را به میل خود در هرزمان، دین
را تکهتکه کردند به میل خودشان، خوشحال هم بودند.
وجود مبارک علی (ع) (صلوات بفرستید.) همین را میفرماید: مردم اهل دنیا آن چیزی
را دوست دارند، خوب میدانند که خودشان دوست دارند، کاری به خدا، انسانیت و شرافت
ندارند. اهل دنیا آن چیزی را خوب میدانند که خودشان دوست دارند، آن چیزی را بد
میدانند که خودشان بدشان بیاید.
حالا من چندتا آیه قرآن میخوانم که گفتم قرآن یکطوری صحبت میکند با ما که
بیسواد و باسواد و کور و کر بفهمند. من میخواهم بخوانم همهمان بفهمیم، یک صلوات
مردانه بفرستید.
سوره عبس آیه 17- کشته و نابود باد انسان، (چرا؟) با این جلالت قرآن چه چیز سبب شده
که این زیر بار قرآن نمیرود؟ خب این را کی نمیفهمد؟ میگوید قرآن به این تمیزی
به این خوبی با این جلالت روی علم روز دارد با تو صحبت میکند، چه چیز سبب میشود
تو زیر بار نمیروی؟
آیه 18- مگر از چه چیز آفرید خدا تو را که اینقدر سرکشی میکنی؟ مگر تو اصلت چیه؟
(از این بهتر چی میخواهی.)
آیه 19- ما تو را از آب گندیده خلق کردیم... (این منی حدود دویست سیصد
چهارصدمیلیون تکسلول است، یکدانهاش در تخمدان قرار گرفت، باقیاش رفت در توالت.)
تکرار و ادامه آیه 19- ما تو را از یک آب گندیده خلق کردیم و آن چیزی هم که به تو
دادیم لوازم زندگیات بود.
خب اگر این دست نبود تو میخواستی چه کار بکنی؟ اگر چشم نبود میخواستی چه کار
بکنی؟ آن هم که به تو دادیم یک عقل قلیل است، یک عقل کم، به اندازهای که خوب و بد
را بفهمی. چرا اینطوری شدی؟!
آیه 20- و راه بیرون آمدن او را از شکم مادر آسان کردیم.
بدبخت! وگرنه در راه شاشدان میمردی، خفه میشدی! خدا دارد میگوید ها! میگوید:
تکرار آیات 19 و 20- یک قطره گندیده بودی، خلقت کردیم به اندازۀ لوازم زندگی به تو
دادیم، (خوشمزه اینجاست. یک آیه قرآن است.) و راه بیرون آمدن او را از شکم مادر
آسان کردیم. (وگرنه در همان راه شاشدان میمردی متکبر! در همان راه شاشدان
میمردی.)
آیه 21- میمیراند او را و در قبر جای میدهد.
بخواهی و نخواهی! خب کی میتواند نفهمد؟ کدام ماها ندیدیم که ما میمیرم، ما را در
قبر جای میدهند. کدام ما؟
آیه 22- پس از آن هروقت خواستیم زندهات میکنیم.
چه جوری؟ ببین بابا من بارها تکرار کردم، یک کسی وقتي که تلویزیون نبود میخواهد
تلویزیون را بسازد برایش سخت است اما وقتی که تلویزیون را ساخت حالا خراب شد درست
کردنش کاری ندارد که! تلفن همینطور. میگوید بابا تو آنوقت که نبودی یک تکسلولی
بود که با چشم غیر مسلح دیده نمیشد، ما تو را در شکم مادر ساختیم به این قشنگی
آوردیم بیرون.
من دیدهام، یکوقت داشت تلویزیون نشان میداد یک دکتری، هردو هفته به دو هفته
فیلمبرداری میکرد، از زمانی که این قطره منی وارد شد تا آمد انسان شد. چه جوری
میشود آن داخل؟ قرآن هم میگوید لخته خون میشوی، چه میشوی؟ چه میشوی؟ چه
میشوی؟ میگوید ما درستت کردیم، اگر هم راه شاشدان را باز نمیکردیم تو خفه شده
بودی، چرا تو اینجا بد مستی میکنی. چرا؟
آیه 24- پس باید نظر کند انسان به طعامی که میخورد، ما برایت درست کردیم.
آیه 25- ما ریختیم آب را از ابر بیرون در زمین.
گفتم که پریشبها داشتم از تلویزیون میدیدم، جایی بود تقریباً کوهسار هم بود،
همهاش انگورکاری بود. میگفت: امسال برف نیامده باران نیامده میگفت من پارسال از
همین زمین (داشت نشان میداد با انگشت) پانزدهتن انگور برداشتم، امسال برف و
باران نیامده، یکدانه هم نداریم. رفتیم آب هرتانکری سیوپنجهزار تومان خریدیم،
یکی یک چکه میریخت پای این درختها که خشک نشود. میگوید ما ریختیم آب را از
ابرها پایین که شما هرنوع استفاده میخواهید بکنید، بکنید.
آیه 32- این بساط برای برخورداری شما و چهارپایانتان بود.
خدا دارد با ما صحبت میکند ها! خب کی می تواند نفهمد؟ اگر ما باران نباریم خب
چهارپایانتان چی بخورند؟ میمیرند که! این گاوها اینقدر شیر میدهند.
آیه 33- پس چون آواز کرکننده گوشها که صیحۀ قیامت است برآيد.
خیلی خوشگل است. این چندتا آیه را خوب گوش کن، میمیری! یک مرتبه قیامت شروع
میشود.
آیه 34- آن روز روزی است که فرار میکند مرد از برادر خود، هرکس از داداش خودش فرار
میکند.
آیه 35- و از مادر و پدر خود
آیه 36- و از زن و فرزند خود.
سهتا آیه است، میگوید آن روز که قیامت شروع میشود، زن شوهر نمیشناسد، شوهر زن
نمیشناسد، پدر بچه نمیشناسد، بچه پدر نمیشناسد، همه در حال این هستند که خودشان
را نجات بدهند. آن روز روزی است که فرار میکنند مردم از برادر خود و از مادر خود
و از پدر خود و از زن و فرزند خود. حاضر است، همه را بدهد خودش را نجات بدهد.
آیه 37- و برای هرمردی در آن روز کاری است که مشغول آناند. (دیگر زن سرش
نمیشود، بچه سرش نمیشود، همه در گرفتاری فرورفتند، همه.) و ملتفت به غیر خود
نیستند. (اصلاً نمیداند چه هست؟ اینها هرکدام یک آیه قرآن است، خب پدراحمق،
مادرخر، تو از کجا میدانی این قرآن را نفهمی؟ این قرآن جهانی است.)
آیات 38 و 39- (بعد حالا چه دارد میگوید به شما؟) رویهایی در آن روز روشن و
خندان و شادان، (یعنی شماها را میگوید. هرکس هرکجای دنیا هست که مطیع خداست، مطیع
پیغمبر "ص" است. آیه قرآن است.)
تکرار آیه 38- رویهایی در آن روز روشن، (این یک آیه است.)
تکرار آیه 39- و خندان و شادان (این یک آیه است. چرا؟ چون مهم است هرکدام یک آیه
قرآن است.)
میگوید شما که آمدید نشستی از راه دور و نزدیک اینجا سه ساعت، چهار ساعت، پنج
ساعت، ده ساعت، وقت دادی، بعضیها از شهرستانها با قطار میآیند، بعضیها با
اتوبوس میآیند، اینها خیلی مقام دارند. آن وقت آن روز که همه در حال زاری و
ذلتاند، آن روز یکعده خوشحال خندان رویهای شاداب عالی.
آیه 40- و رویهایی هم بر آنها غبار نشسته،
آیه 41- تاریکی فراگرفته آنها را در آن روز، روز پرخطر، (هرچه اینها روشن و خوشحال
و خنداناند، آنها هم ناراحت و گریان.)
آیه 42- آن گروه کافران و گنهکاران هستند.
اینهایی که آنجا در بدبختی هستند، اینجا کافر بودند. وگرنه اگر ما کافر نشويم، در
مقابل قرآن تسلیمیم، اینها سوره قرآن است، نگاه کن:
سوره نساء آیه 49- (خدا دارد میگوید یک عدهای خودشان را پاک میدانند، نه ما
باید شما را پاک بدانیم.) آیا نمیبینی کسانی را که به پاکیزگی یاد میکنند خود را؟
نه چنان است! ما باید شما را پاک قرار بدهیم.
آیه 59- ای کسانی که اگر راست میگویید ایمان آوردید، خیلی خب اطاعت کنید خدا
را، اطاعت کنید پیغمبر خدا را، اطاعت کنید رسولالله (ص) را، اگر راست میگویید
اطاعت کنید.
بعد آیه بعدی آیه 61- (میگوید تو دروغ میگویی، تو منافقی!) اگر گفته شود به آن
مردم که بیایید به سوی آن چیزی که خدا و پیغمبر فرموده میبینی منافقین را که
اخمشان را در هم میکنند، رنگش میپرد، عصبانی میشود.
بعد در همان سوره نساء آیه 65- (خدا قسم میخورد.) ای پیغمبر، به خودم قسم این
مردم دین ندارند، مگر در مقابل تو تسلیم باشند. آن هم نه تسلیم زبانی، الکی همچین
سر تکان بدهیم، قلباً آنچه تو میگویی مردم گوش کنند.
اینها اینجاست در کافی شریف است:
طرف سوال میکنند از امام (ع) فرق اسلام و ایمان چیه؟ میفرماید: اسلام همین دین
ظاهری است، نماز میخوانی، روزه میگیری، حج میروی، دین ظاهری است، ولی از آن درون
خبری نیست. اما ایمان قبول داشتن قلبی است، قلبت باید قبول داشته باشد، درونت
باید میزان باشد.
ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را
موسی ¬(ع) داشت میرفت، دید چوپانه دارد میگوید:
ای خدای من فدایت جان من جمله فرزندان و خاندان من
تو کجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت
موسی (ع) یک دفعه گفت ساکت باش، مگر خدا یک چوپان است! اینطرف ساکت شد.
وحی آمد سوی موسی (ع) از خدا بندۀ ما را چرا کردی جدا؟
تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی
جمله زیبا اینجاست ای موسی (ع):
ما برون را ننگریم و قال را (ما به این ولا الضالینهای خلقالله و به این
ریشوپشمها نگاه نمیکنیم.)
ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را
ما درونهای مردم را نگاه میکنیم. این راست میگفت. این اگر من را به یک شکلی
ببیند، حاضر است تمام خودش و گوسفندانش را فدای من بکند. پس برادرها، یکی از
چیزهایی که ما همهمان اول خود من باید داشته باشیم، این است که هرروز، هرشب این
چهلتا صلوات را خدمت آقا امام زمان (عج) هدیه کنیم، مهدی جان، جان مادرت عنایت
کن آن رذیلهها، آندوروییها، آنحسادتها، اینها را از ما بیرون کن. بعد روزی
چهلتا صلوات، پنجاهتا خدمت چهارده معصوم (ع) بفرستیم و بگوییم: خدایا، به حق این
بزرگوارها آنطور که من به درد میخورم مرا آنطور درست کن. وگرنه جان شما گفتم
بیستوسه سال پای منبر رسولالله (ص) بودند اینها که رفتند جهنم، از فامیلهای
نزدیک هم بودند. حالا هم دوتا دعا میکنم آمین بگوید.
یک صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پرودگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، صفتهای بد، رذیلهها از ما بیرون کن.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، به دست امام زمان (عج) صفتهای خوب را به ما
عنایت کن.
خدا، جان امام حسین (ع) به حق امام زمان (عج)، به دست امام زمان (عج)، شر
اشرار را به خودشان برگردان.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، کسانی که با دینت دارند بازی میکنند، هرچه زودتر
ذلیل و نابود بگردان.
سهتا صلوات مردانه بفرستید.
************** پايان
*****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir
انشاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته