اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

 

سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني

سخنرانی شب جمعه مورخه 22/11/88

 

به روح محترم چهارده معصوم و حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.

برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.

به روح رهبر انقلاب و برای سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.

 

 دعای فرج را بخوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

ان‌شاء‌الله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.

 

******* 

مسئله:  

ما در چهار جا اگر وقت باشد باید نماز را بشکنیم:
1- یکی آنجایی که در مسجد هستیم، مسجد نجس شد، شما اگر وقت است نمازت را می‌شکنی، آن محلی که نجس شده را پاک می‌کنی، بعد شروع می‌کنی به نماز. حالا یک ‌وقت کسی دیگر این کار را شروع می‌کند، دیگر از گردن شما ساقط است.

2- جای دومی که ما باید اگر وقت است نماز را بشکنیم آنجایی است که طلبکار بیاید طلبش را بخواهد. شما اگر پول داشته ‌باشی باید نمازت را بشکنی، پول آن بنده خدا را به او بدهی، بعد نماز شروع کنی.

3- سومین جایی ‌که باید نماز را شکست، آنجایی است که جان کسی يا جان خودمان در خطر است. بچه‌ای دارد از پشت‌بام می‌افتد، طوری شده که جان کسی در خطر است، اینجا شما نمازت را می‌شکنی، جان آن را نجات می‌دهی.

4- چهارمین جایی ‌که ما اگر وقت هست باید نماز را بشکنیم، آنجایی است که مال خودمان در خطر باشد. مثلاً شما شلوارت را گذاشتی جلویت داری نماز می‌خوانی، درونش همه چیز هست، کلید و سویچ و پول و همه چیز درونش هست، یک کسی این را برمی‌دارد می‌خواهد فرار کند، شما می‌توانی نمازت را بشکنی از او بگیری.

هر‌کس فهمید به روح محترم محمد (ص) و آل محمد (ص) صلوات بلند بفرستد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد

******* 

مقدمه:
دربارۀ آمدن ‌و یادگیری خیلی جدی باشید، همه‌مان، چون چه در دنیا، چه در عقبا، کسانی که اهل معرفت و دانا باشند، از راه صحیح عبور کنند، به کمال انسانی و به بهشت می‌رسند. وگرنه در دنیا یک حیوانی هستند، بعد از مرگ هم در جهنم‌اند. لذا خیلی در این آمدن‌ها بیایید، جدی بیایید، سی‌دی بگیرید، گوش‌کنید. یکی هم اینکه ان‌شاءالله‌الرحمن سعی کنیم که عمل‌کننده باشیم.

چون وجود مبارک‌ مولا علی (ع) (به‌روحش صلوات بفرستید.) می‌فرماید: بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی.

چون آنجا زراره از امام‌ صادق (ع) سوال می‌کند که فرق بین اسلام و ایمان چیه؟ آقا امام‌ صادق (ع) می‌فرماید: اسلام همین ظاهری است که شما عمل می‌کنی، نماز می‌خوانی، حج می‌روی، روزه می‌گیری، خمس می‌دهی، اینها ظاهر است، ایمان آن چیزی است که تو قلباً یقین داشته‌ باشی. یقین هم قلباً به دست نمی‌آید، تا ما بیاییم در این جلسات بنشینیم، گوش ‌کنیم، یاد ‌بگیریم، حفظ‌ کنیم، عمل‌ کنیم. لذا سعی ‌کنیم همگی ان‌شاءالله بیاییم و برای خدا بیاییم و برای‌ خدا گوش کنیم و حفظ کنیم. چون هرکاری بکنیم بعد از مرگ اگر ما قلباً ایمان نیاورده باشیم به ‌صورت حیوان وارد آنجا می‌شویم، همان‌طوری که من بارها تکرار کرده‌ام، بیست‌وسه سال رسول‌الله(ص) با اطرافیانش صحبت کرد، با هم نماز خواندند، مناجات کردند، شب‌ها احیاء گرفتند، کارها کردند، اما آنها نودوپنج‌درصدشان سعی می‌کردند برای خدا نباشد، عادتی بیایند بروند، قلبی نبود، این بود که همه‌شان نابود شدند.

لذا امام صادق (ع) می‌فرماید: شیطان گفته همۀ مردم در مشت من هستند، از صبح تا شب امر مرا اطاعت می‌کنند، مگر پنج گروه:
1. کسانی که با نیت‌ خالص در هر‌کاری توکل بر خدا می‌کنند. نیت خالص یکی‌اش همین است از خانه که می‌خواهی حرکت کنی بیایی، برای خدا بیا. از خدا بخواه که خدایا مطالبی که نمی‌دانیم، چیزهایی که نمی‌دانیم به دهان این بابا بینداز به ما بگوید. برای خدا باشد.

2. دوم کسانی که نجات پیدا می‌کنند آنان که شبانه‌روز بسیار به یاد خدا هستند، یعنی تا می‌خواهد صحبت کند اول فکر می‌کند که خدا دارد می‌بیند، دروغ نگوید، غیبت نکند، آبروی کسی را نریزد. شهادت می‌خواهد بدهد همین‌طور، سوال می‌خواهد بکند همین‌طور، جواب سوال می‌خواهد بدهد همان‌طور، همه‌اش با توجه به خدا کار می‌کند، وگرنه شیطان می‌گوید همه‌شان در مشت من هستند و شاگرد من هستند.

3. سوم آنان ‌که هر‌چه برای خود می‌خواهند برای مردم هم می‌خواهند، هرچه برای خودشان نمی‌خواهند برای مردم هم نمی‌خواهند. این یک کمال انسانی است که ما آن چیزی که خودمان بدمان می‌آید به سرمان بیاید برای مردم نخواهیم، آنچه را که دوست داریم به ما برسد برای مردم هم بخواهیم.

4. چهارمین کسانی که که شیطان می‌گوید من زورم به آنها نمی‌رسد آنان که در وقت گناه برای خدا صبر می‌کنند. داری در خیابان می‌روی زنه هم خودش را ساخته می‌توانی نگاهش کنی ولی برای رضای خدا نگاه نمی‌کنی. رفتی مهمانی آن خانواده بی‌تفاوت‌اند، بی‌غیرت‌اند، زنش، دخترش، می‌آید همین‌طور می‌رود ولی شما برای‌ رضای خدا نگاه نمی‌کنی. هرجا که عصبانی می‌شوی می‌خواهی یک چیزی بگویی، ولی برای خدا جلوی خودت را می‌گیری. شیطان می‌گوید به اینها من زورم نمی‌رسد. وگرنه در قرآن قسم خورده، خدایا، من همۀ اینها را جهنمی می‌کنم. خدا هم تائید کرده، آنهایی که حرف تو را گوش می‌کنند با تو جهنم را پر می‌کنند. آنهایی ‌که من را دوست دارند، حرف تو را گوش نمی‌کنند.

5. پنجم گروهی ‌که من زورم به آنها نمی‌رسد کسانی ‌که به قسمت خدایی راضی باشند، یعنی دنبال کار برو، فعالیت بکن، کسب و کار بکن، اما سعی کن در کارت خدای نخواسته از روی حرص و حسادت دزدی نکنی، خلاف نکنی، کم‌کاری نکنی. کسی نمی‌گوید فعالیت نکن! انسان تا زنده ‌است، باید فعالیت کند. اما در کسب و کار به خاطر دنیا خیانت نباشد، اگر باشد نابود است.

بعد امام صادق (ع) می‌فرماید: نشانه دین کامل پنج‌ چیز است:
1. سخن بیهوده نمی‌گوید، غیبت ‌و گناه با حرف بیهوده فرق می‌کند، غیبت حرام است، گناه کبیره است، دروغ گناه کبیره است، تهمت گناه کبیره‌ است، یعنی که مومن اصلاً صحبتش را نمی‌کند. حرف بیهوده این است، دور هم جمع‌اند، آره ما دیشب رفیتم خانۀ فلانی شامش این‌طوری بود، فرش‌هایش آن شکلی بود، اینها حرف‌های بیهوده است، ارزش ندارد. می‌توانی حرفی بزنی که به درک خودت، به درک آن اضافه بشود بزن، وگرنه حرف‌هایی ‌که سروته‌اش دو زار نمی‌ارزد، چرا بگویی؟ شام این‌طوری بود، آن‌طوری خوردیم، این‌طور شد! می‌فرماید نشانۀ دین کامل پنج‌تاست، یکی اینکه سخن بیهوده، شخص مومن نمی‌گوید.

2. جدل نمی‌کند، شما داری برای‌ خدا صحبت می‌کنی، بحث مي‌كني، طرف زیر بار نمی‌رود، با او دیگر بحث و جدل نکن. چون همۀ امام‌ها (ع) می‌فرمایند: مومن به دین کامل نمی‌رسد، تا اینکه مجادله را ترک کند، گرچه حق با این باشد. حق با شماست، اما طرف زیر بار نمی‌رود، حالا وقتی که با او مجادله کنی خودت هم سیاه می‌شوی. لذا قرآن می‌گوید حالا شما چه کار می‌کنی؟ او حالا جدل می‌کند، شما با یک سلام‌ علیکم، خداحافظ ‌شما كه می‌کنی می‌روی. می‌گوید مومن اهل مجادله نیست.

3. سوم نشانه دین واقعی اين است كه دروغ را ترک می‌کند، انسان سعی می‌کند وقتی می‌خواهد گفتار داشته ‌باشد، دروغ نگوید. آخر دروغ موفقیت ندارد، برادر یادت نرود ها! هررقم که دروغ بگویی طرف مقابل می‌فهمد، دنیا و آخرتت هم به نکبت است.

4. چهارم چیزی که سبب می‌شود انسان دینش کامل می‌شود، به وعده‌ای که می‌دهد وفا می‌کند. سعی کنیم ان‌شاءالله‌الرحمن با هر‌کس که در تماسیم، وقتی می‌خواهی به او قول بدهی، حالا هرچه هست، اول در اطرافش فکر بکن، اگر می‌توانی بگو ان‌شاءالله فلان ‌روز، فلان‌ ساعت این کار را می‌کنیم. حالا دیگر تا جایی‌ که زنده هستی جان داری، باید فعالیت بکنی، به آن مطلب برسی.

5. پنجم چیزی که نشانۀ دین کامل است می‌گوید کینه را از دل بیرون می‌کند. برای نابودی انسان، برای دشمن ‌زیاد کردن، برای بی‌دین شدن، هیچی بدتر از کینه نیست. همیشه قلبت پاک باشد، قلب جای ‌خداست، طرف هر‌رقم هم به شما اذیت کرده، بی‌احترامی‌ کرده، شما واگذارش به خدا بکن. شب‌ها که می‌خواهی بخوابی یک توجهی به قلبت بکن، اگر می‌بینی از کسی کینه‌ای داری، عصبانی هستی، غضب داری، بگو خدایا، من برای رضای تو از این گذشتم، حواله به تو، هر‌چه شما بخواهی. دلت را پاک کن. می‌گوید اگر این‌طور شدی، اگر همان شب مردی یک‌سره در بهشتی، اما اگر با کینه باشی همین مردی در جهنمی، تا طرف مقابل بیاید.

لذا برادرها حالا که از راه دور و نزدیک تشریف می‌آورید، سعی کنید این درس‌ها را جدی ‌بگیرید. جدی ‌بگیرید. اگر مثلاً الآن ‌‌هزاروچهارصدوچهل‌وسه‌ سال از بعثت رسول‌الله (ص) می‌گذرد، چهل‌ سال هم که قبلاً زنده بوده می‌شود هزاروچهارصدوهشتادو‌سه‌ سال، ما الآن امشب به نام نامی رسول ‌اکرم محمدبن‌عبدالله (ص)، و فردا شب اينجا هستیم، چون آنها این روزها این ملاحظات را کردند. در گفتار، در کردار، در تمام کارها، سعی کردند آن‌طور باشند که خدا می‌خواهد. آنهایی که دنبال دنیا رفتند، همان در دنیا بیچاره بودند.

بعد امام ‌چهارم (ع) می‌فرماید: مومن از چهار ناحیه در اذیت است:
1. همسایه موذی که سعی می‌کند این را بکوبدش.

2. شیطان گمراه‌کننده، شیطان قسم‌ خورده، من این را گمراه می‌کنم، جهنمی‌اش می‌کنم. خدا هم می‌گوید بله، اگر حرف تو را گوش کرد ببرش جهنم.

3. منافق‌ دانا، با تو رفاقت می‌کند، خودش را به اسلام می‌چسباند، اما دایم می‌گردد یک عیبی از تو پیدا کند، یک نقطه باشد، بگذارد زیر تلسکوپ یک کوه نشان مردم بدهد.

4. می‌فرمایدکه بدتر از همه مومن حسود. به سماعه می‌گوید سماعه امان از چهارمی، مومن‌حسود. سماعه می‌گوید چرا؟ می‌فرماید: چون هم‌تیپ تو است، هم‌ریش تو است، هم‌هیئت تو است، هر‌چه بگوید مردم قبول می‌کنند. برادرها، سعی کنیم حسادت، کینه، دروغ، یک‌دانه از اینها در ما باشد، ما در دو دنیا بیچاره هستیم. هر‌کس هم هر‌کاری می‌کند به خودش می‌کند ها! به کسی کاری نمی‌تواند بکند، چون خدا با کسانی هست که با او هستند.

بعد رسول‌ گرامی‌ محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: من از مومن نمی‌ترسم، چون مومن دینش حفظش می‌کند. از کافر هم نمی‌ترسم، چون کافر کفرش نابودش می‌کند. ترس من از منافق است که خودش را به اسلام می‌چسباند، اما با استدلال‌های غلط مردم را گمراه می‌کند. می‌گوید: من مسلمانم، قرآن می‌خوانم، نماز می‌خوانم، اما با استدلال‌های غلط سعی می‌کند مردم را گمراه می‌کند.

لذا الآن همه ماها دم از ظهور امام زمان (عج) می‌زنیم، همه‌مان. منتظریم ان‌شاءالله، همه‌مان.
اما امام ‌صادق (ع) وارد مجلس شد، دید شاگردهایش دارند دم از ظهور حضرت (عج) می‌زنند، آقا (ع) تا دید اینها دم از حضرت (عج) می‌زنند، فرمود: والله نمی‌آید آقا تا شماها امتحان بشوید. والله نمی‌آید تا شماها غربال بشوید، الک بشوید. غربال‌‌شده‌ها غربال ‌بشوند. اول انقلاب سی ‌سال پیش، ببین حالا امروز چه خبر شده؟ همه رفتند آمریکایی شدند! بعد آقا(ع) قسم می‌خورد: والله آقا نمی‌آید تا شماها را پاک می‌کنند، همان‌طوری ‌که طلا را از سنگ پاک می‌کنند، از خاک پاک می‌کنند. والله آقا نمی‌آید تا برسد سعید به سعادت و شقی به شقاوت.

اینکه اول منبر گفتم در این یادگیری‌ها سعی کنیم، از خانه حرکت کنید، حتماً بیایید، این درس‌هایی یک چیزی است که شب و روز به درد ما می‌خورد. من بارها گفته‌ام گفتار و گفتمان و کتاب و اینها زیاد است، علوم زیاد است، اما نودوپنج‌ نودونه‌درصد این علوم و گفتار را شما در جمیع عمرت بدانی و ندانی تاثیری در زندگی‌ات ندارد، نقشی ندارد، اما اینهایی که من مرتب خدمت شما هرشب می‌گویم، دقیقه‌به‌دقیقه لازم است. بین هم نشستید یکهو حسادت می‌آید، راجع به آن می‌خواهی یک چیز بد بگویی، جلویش را می‌گیری. کینه فلانی می‌آید جلو، جلویش را می‌گیری. این است که این درس‌ها که من در هفته آماده می‌کنم، اینجا خدمتتان عرض می‌کنم، اینها دقیقه‌به‌دقیقه ثانیه‌به‌ثانیه به درد ما می‌خورد، اما خیلی چیزها هست که در جمیع عمرت بدانی و ندانی نقشی در زندگي تو ندارد.

بعد امام‌ صادق (ع) می‌فرماید: مردم از ما بگویید چون گفتار ما زیباست، مردم می‌پسندند، زیر بارش می‌روند. یکی از بدبختی‌های این ده سال اخیر همین است که هرهر‌ننه‌قمر بدبخت ذلیلی هم می‌گوید اسلام، هرغلطی که دلش می‌خواهد می‌کند، روزبه‌روز گمراه‌های ما زیادتر می‌شود. امام‌ (ع) می‌فرماید: از ما بگویید گفتار ما زیباست.

بعد رسول‌ گرامی‌ محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: قرآن را بگویید برای مردم، همان‌طوری که من آوردم. اگر قرآن را همان‌طوری که من آوردم برای مردم بگویید، این مردم هیچ‌کدام با هم اختلاف ندارند، هیچ‌کدام! چون تمام کارهایی که شما انجام می‌دهید اگر در سنت من باشد هدایتید، اگر نباشد گمراهید. لذا همۀ ماها باید سعی کنیم ان‌شاءالله الرحمن...

رسول‌الله (ص) می‌فرماید: مردهای امت من به خاطر دو چیز جهنمی هستند:
1. یکی اینکه نمی‌روند دنبال احکام یاد گرفتن، دنبال اخلاق نمی‌روند، ای بابا، دیگر این حرف‌ها قدیمی شد، ما درس خواندیم، امروز عصر اتم است، فلان است! بابا انسان‌ شدن خیلی سخت است! انسان دایم باید دنبال یادگیری برود. می‌گوید مردهای امت من به‌ خاطر دو چیز جهنمی‌اند. چرا اینها را الآن می‌گویم؟ به خاطر اینکه عید نزدیک‌ شده. خیلی‌ها به خاطر نوروز دینشان را، شرافتشان را، آرامششان را، حیایشان را از دست می‌دهند، به خاطر این عیدی. زنه همین‌طور بعد جدایی‌ها می‌شود و بعد طلاق‌کشی! می‌گوید مردهای امت من به خاطر دو مسئله جهنمی هستند، اول دنبال یادگیری احکام و اخلاق نمی‌روند.

2. شب و روز می‌زنند برای پول درآوردن. هیچ‌کس با کار و کسب و پول مخالف نیست، اما باید حواسمان جمع باشد، اولاً این پول از راه تمیز به دست بیاید، بعد هم خب حالا که به دست آمد ما می‌خواهیم چه کار بکنیم؟ آتش بخریم داخلش بنشینیم؟ پول را از راه تمیز در‌می‌آوریم، در راه تمیز خرج می‌کنیم. خب شب عید است، مبل‌ و صندلی پارسال خریدی، پیرارسال خریدی عیب ندارد، بنشین رویش. اما شب عیدی به مردم برس. خیلی‌ها شب عیدی بچه‌هایشان لباس ندارند، خیلی‌ها خودشان آبرو دارند ولی پول ندارند. می‌گوید مردهای امت من به خاطر دو مسئله جهنمی می‌شوند، یکی به خاطر اینکه نمی‌روند احکام و اخلاق را یاد بگیرند، یکی دایم به فکر پول هستند.

زن‌های امت من هم به خاطر دو مسئله جهنمی هستند:
1. لباس‌های بدن‌نما، لباس‌های زمان‌پسند هرروز یک رقم، زمان بپسندد، بیچاره تو چرا گناه بی‌لذت می‌کنی؟ آنکه تو خودت را می‌سازی می‌آیی بیرون چه لذتی می‌بری؟ اما شیطان را خوشحال می‌کنی.

2. زن‌ها به خاطر زرق‌و‌برق و تجملات‌پرستی، ببین من بارها تکرار کردم، انسان تا زنده است، فرش می‌خواهد، کفش می‌خواهد، کلاه می‌خواهد، پیراهن می‌خواهد، می‌خرد اما وقتی که رفتیم در زمان‌پسند و تجملات‌پرستی بیچاره می‌شویم، نابود می‌شویم.

بعد علی (ع) می‌فرماید رسول‌الله محمدبن‌عبدالله(ص) به من فرمود: یا علی، پنج چیز قلب انسان را سیاه می‌کند: (قلب وقتی سیاه شد انسان می‌شود شمر، می‌شود شمر امام ‌حسین (ع) را می‌کشد. می‌شود یزید، قلب خیلی مهم است.)
1. اول همین حرام‌خوری دوست دارد پرخوری کند، حالا که پرخوری می‌خواهد بکند، حالی‌اش نیست، حرام است؟ حلال است؟ هرچه هست!

2. زیاد خندیدن، هرچیزی حساب دارد، اما خنده بی‌جا و زیاد... ببین پیغمبر اکرم (ص) بیست‌و‌سه سال رسالت کرد، همیشه در حال تبسم بود، هروقت نگاهش می‌کردی مثل اینکه می‌خواهد بخندد در حال تبسم بود، اما در این بیست‌‌وسه سال یک دانه نقطه اسلام را کم‌و‌زیاد نکرد، آنجا که باید دست قطع کند دست قطع کرد، آنجا که باید بگوید گفت، آنجا که باید گذشت کند گذشت کرد. لذا دوم زیاد خنديدن.

3. سوم چیزی که نابودکننده انسان‌هاست، زیاد خوابیدن، الآن شماها جوانید، در بیست‌وچهار ساعت شش ساعت بخوابید، بست است. فعال باش، در درست، در کارت، در زندگی‌ات فعال باش.

4. چهارم چیزی که سبب می‌شود انسان قلبش سیاه می‌شود یک کارهایی بکند که غصه‌اش زیاد بشود، یکی از غصه‌ها همین تبلیغات تلویزیونی است، مبل این‌طور، چه این‌طور! نشان می‌دهد، شما می‌روی می‌خری، چک می‌دهی که حالا ماهانه قسط بدهی، بعد نمی‌توانی بدهی. ماشینی می‌خری قسطی، مبل می‌خری قسطی، فرش می‌خری قسطی، غصه که زیاد شد نابود می‌شود. لذا این است که!

5. یکی از چیزهایی که باز انسان را نابود می‌کند بابا، کسانی هستند که با نفسشان مبارزه نمی‌کنند، نفس‌ اماره دایم حرام می‌خواهد، دایم دلش می‌خواهد یک کارهایی بکند، ما باید در این کلاس‌ها بیاییم بنشینیم، آن چیزی که لازمۀ ماست یاد بگیریم، با دلمان، با چشممان مخالفت کنیم.

چون علی (ع) می‌فرماید: قلب که سیاه شد انسان هرکار زشتی را انجام می‌دهد، قلب که سیاه شد انسان هرکار بد را می‌کند.

بعد می‌فرماید: چند چیز هم قلب را روح می‌دهد زنده می‌کند:
1. یکی سوره "قل‌ هو الله" است، من گفتم جوان محترم هرکجا هستی، بعد با سی‌دی گوش می‌کنی، اگر نماز هم نمی‌خوانی صبح‌ها پاشو این دوازده‌تا "قل ‌هو الله" را بخوان دور خودت فوت کن. هفت‌تا "لاحول‌ و لا" بگو. هم غم و اندوهت را می‌برد، هم جلوی گرفتاری‌ها را می‌گیرد، هم آخرش سبب می‌شود تو هدایت می‌شوی. می‌گوید: چند چیز قلب را صفا می‌دهد نورانيت مي‌دهد، یکی "قل ‌هو الله" است، "قل‌ هو الله" زیاد بخوان.

2. و سعی کن ان‌شاءالله‌الرحمن با اشخاص فهمیده همیشه صحبت کن، رفیقي بگیر كه از اشخاص فهمیده باشد.

بعد رسول‌الله (ص) یک جمله زیبایی می‌فرماید: اگر دیدی از یک کسی تعریف کردند فلانی خیلی نماز می‌خواند، خیلی روزه مي‌گيرد، خیلی فلان است، گول این حرف‌ها را نخور، ببین عقلش چطور است؟ عقلش را تربیت کرده؟ امام ‌صادق (ع) می‌فرماید که نگاه به ذکر زیاد گفتن طرف نکن، "سبحان‌ الله‌ و الحمدلله ‌و لا اله ‌الا الله‌ و الله‌ اکبر" می‌گوید بالاترین ذکر است، ولی به این نگاه نکن. ببین وقتی که یک گناه می‌آید جلو این چه می‌شود؟ غیبت می‌کند، غیبت گوش می‌کند، اهل دروغ هست، در حرام ‌و ‌حلال چه کار می‌کند؟ پیغمبر (ص) می‌فرماید: اگر دیدی طرف خیلی نماز می‌خواند، فلان می‌کند، گول این حرف‌ها را نخور، ببین عقلش چون است؟ عقل احتیاج به تربیت دارد.

مولا (ع) می‌فرماید: هرچیزی محتاج عقل است، عقل محتاج تربیت است. ما اگر نیاییم در راه خدا تربیت نشویم، خب نمی‌فهمیم چه کار خوب است؟ چه کار بد است؟ چه حرف خوب است؟ چه حرف بد است؟ چه محلی باید برویم، چه محلی نباید برویم؟ چرا؟

لقمان به پسرش گفت: هرچیزی پسر جان نشانه‌ای دارد، نشانۀ دین‌ کامل هم چهار چیز است:
1. یادگیری احکام و اخلاق، هرچیزی یک نشانه‌ای دارد، می‌خواهی آدم ‌حسابی باشی، مومن‌ کامل باشی، چهارتا چیز لازم داری: یک بروی دنبال احکام و اخلاق دین، از راه خدا و قرآن یاد بگیری.

2. اعتقاد قلبی، قلبت هم قبول کند.

گفتم که امام ‌صادق (ع) از او پرسیدند که فرق بین اسلام و ایمان چیست؟ فرمود: اسلام همین دین ظاهر است، شما نماز می‌خوانی، روزه می‌گیری، مشهد می‌روی، مکه می‌روی، حج می‌روی، جهاد می‌روی، اینها ظاهر است، آنکه ما را به کمال آدمی می‌رساند به بهشت می‌رساند چیه؟ یقین قلبی است. گفتم بیست‌وسه سال با رسول‌الله (ص) بودند، اما ظاهر را گرفته بودند، با باطن کاری نداشتند، همه‌شان هم رفتند جهنم. فاطمه‌ زهرا (س) را کشتند، علی‌بن‌ابیطالب (ع) را کشتند. در آن زمانی که علی (ع) داماد رسول‌الله (ص) است، خودش امام زمان (ع) است، خانم ‌فاطمه ‌زهرا (س) دختر پیغمبر (ص) است، زن‌ علی (ع) است، مادر چندتا امام است، باید اینها را شبانه غسلشان بدهند، شبانه دفنشان کنند. بس ‌که نمازخوان‌های لامذهب با اینها کج بودند، دوم چیزی که لازم است اعتقاد قلبی.

3. با تمام جوارح عمل کردن، ببین الآن شما همه وجودت اینجاست، دارد چشمت نگاه می‌کند، دارد گوشت می‌شنود. اما یادت نرود، باید مغزت هم قبول کند، ضبط کند، قلبت هم قبول کند. یادت نرود، جوارح! وگرنه الآن داری گوش می‌کنی بی‌تفاوت، همین‌طور عادتي، قلبت توجه ندارد، چشمت نگاه می‌کند، گوش نگاه می‌کند، ولی ارزشی ندارد. می‌گوید سوم با تمام جوارح عمل كردن، دارد با قلم می‌نویسد، حواسش جمع است ‌که گفتارش، نوشتارش خیانت نباشد، صحبت دارد می‌کند، حواسش جمع است.

4. چهارم چیزی ‌که مهم است می‌فرماید: حالا نماز و روزه، امروز همه با نماز تمامش کرده‌اند. تمام توجهاتی که ما لازم داریم تا آدم باشیم تا به خدا برسیم، تا نمازمان قبول بشود، همه را ول کرده، فقط چسبیده به نماز، در صورتی ‌که خود خدا هم الآن برایت آیه قرآن می‌خوانم، جلوتر از نماز هفت هشت‌تا چیز را می‌فرماید، بعد می‌گوید حالا نماز بخوان. اینجا هم ایشان می‌گوید، چهارم چیز نماز است.

بعد رسول ‌گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: مومن انسان‌ کامل چهار‌تا نشانه دارد:
1. صداقت و راستگویی.
2. محسن و احسان‌کننده است، مومن گدا نیست، آقاست، بخیل نیست.
3. به دنبال علم‌ دین و معنویت می‌رود، مومن، آدم کامل.
4. به نماز و روزه اهمیت می‌دهد.

امروز تمام مردم کل دین و اخلاق و انسانیت را لگد‌مال کرده‌اند، فقط خودش را توجیه می‌کند که من نماز می‌خوانم، مردم را هم گول می‌زند که من‌ نماز می‌خوانم. در صورتی‌ که این‌طور نیست. ببین:

قرآن سوره بقره آیه 177- خوبی شما به این نیست که نماز بخوانید، خوب کسی است که ایمان داشته ‌باشد به خدا، ایمان داشته باشد به قرآن، این یعنی قلباً، ایمان داشته باشد به معاد و قیامت، ایمان داشته ‌باشد به تمام پیغمبران (ع)، ایمان داشته‌ باشد به ملائکه. بعد از مالی که خدا به تو داده احسان کنی. الآن شب عید است، خیلی‌ها هستند بروبچه‌شان لباس ندارد، زندگی‌شان به هم ریخته است، احسان کنی. بعد حدود هشت‌تا را که مي‌گويد، و خمس مالت را بدهی، همه اینها را که می‌فرماید، بعد می‌فرماید: حالا نماز بخوان.

یعنی می‌خواهم بگویم برادر، هرکجا صدای مرا می‌شنوی، الآن با اینترنت یا من‌باب‌مثل بعد با سی‌دی، یا الآن خودت اینجا هستی، دلت را خوش نکن نماز می‌خوانی! تمام آنها که آمدند امام‌ حسین (ع) را کشتند، نماز می‌خواندند، همۀ آنها که خانم ‌فاطمه ‌زهرا ‌(س) را کشتند، نماز می‌خواندند. بیشترشان هم پشت سر پیغمبر (ص) نماز می‌خواندند. می‌گوید قبل از نماز هفت هشت ده‌تا چیز است که باید اینها را قبول داشته باشی قبلاً، بعد حالا نماز بخوان. اگر این‌طور نشد، خوب گوش کن، اگر این‌طور نشد مي‌فرمايد:

همان سوره بقره آیه 171 می‌فرماید: ای پیغمبر، مثل تو مثل کسی است که بین یک مشت حیوان بایستد داد بزند، آیه قرآن است ها! می‌گوید مثل تو مثل کسی است که بین یک مشت حیوان بایستد داد بزند، این حیوان چیزی نمی‌فهمد! می‌گوید اینهایی هم که اینجا گوش می‌کنند انجام نمی‌دهند، مثلشان کور و کر و لال است، بدتر از حیوانات‌اند، "کالانعام بل هم اضل".

بعد مولا علی (ع) می‌فرماید: اگر می‌خواهی به کمال برسی سه چیز لازم داری:
1. دین‌فهم بشوی، راحت، بیا بنشین، آنچه خدا فرموده گوش کن، در مغزت جا کن، حفظش کن، دین‌فهم بشوی، از راه قرآن، از راه سنت.

2. حفظ زبان، زبانمان را حفظ کنیم، هروقت بخواهی صحبت کنی اول فکر بکن، آبروی کسی را نریزی، به کسی تهمت نزنی، به کسی دروغ نگویی، خیلی مهم است. خیلی مهم است.

این‌قدر مهم است که در سوره توبه از آیه 78 تا 84 خدا به پیغمبر (ص) می‌فرماید: تو که پیغمبر منی، اگر هفتادبار برای اینها که با زبانشان مردم را اذیت می‌کنند، هفتادبار طلب مغفرت کنی من اینها را نمی‌آمرزم، تو هم سر قبرشان نرو، برایشان نماز نخوان. خیلی ‌مهم است، خیلی ‌مهم است.

می‌فرماید: اگر گوش نخواستی بکنی، كه دین داشته ‌باشی، ای پیغمبر، مثل تو مثل کسی است که بین یک مشت حیوان بایستد داد بزند، حیوان چیزی نمی‌فهمد! چون اینها کور و کر و لال‌اند در دنیا، در باطن هم "کالانعام بل هم اضل" از الاغ هم پست‌ترند.

بعد می‌فرماید: اول دین‌فهم باشی، دوم اینکه ان‌شاءالله زبانت را حفظ کنی،

3. زمانت ‌را بشناسی. سوم زمانت‌ را بشناسی. الآن زمان خیلی خوب است، و خیلی بد است، اگر بیاییم از راه قرآن و سنت تسلیم خدا و چهارده معصوم (ع) بشویم برویم جلو هرنفرتان که الآن اینجا هستید بیش از هفتاد برابر سلمان پیش خدا آبرو دارید.

پیغمبر (ص) فرمود: سلام من را برسان به برادرانم در آخر‌‌الزمان. طرف گفت: مگر ما برادر نیستیم، فرمود نه شما اصحاب هستید، اینها یقین دارند به همان خط سیاهی که ما روی کاغذ برایشان گذاشتیم، اینها اصحاب من هستند. اینها اگر آن روز دینشان را حفظ کنند خدا ثواب هفتادتا از اصحاب من را به اینها می‌دهد. هرتک‌تک شما که اینجا نشسته‌اید ثواب هفتاد‌تا سلمان فارسی دارید. از خانه که حرکت می‌کنید، خوش ‌به حال آن کسانی که از راه دور می‌آیند، خدا دعا می‌کند، ملائکه‌ دعا می‌کنند، پیغمبرها (ع) دعا می‌کنند، شهداء دعا می‌کنند، و و و... حتی حیوانات دریا دعا می‌کنند شما را، تا برگردی به خانه‌ات برسی، این چند جمله را خوب گوش کنید:

از علی (ع) (به روحش یک صلوات بفرستیم.) سوال می‌کنند شخص آقا و بزرگوار کیست؟ فرمود:

1. آنکه از تکبر و خودپسندی بیرون است، راحت با شما در تماس است.

2. چون نسبت به او کوچکی کنی، تواضع کنی، آن تلافی می‌کند. یک عده خیال می‌کنند مثلاً شما به آنها می‌رسید، سلام می‌کنی، ما نوکریم، غلامیم، آن راست‌راستی یک کسی است باد می‌کند! می‌گوید نه، اشخاص بزرگوار وقتی به او می‌رسی نسبت به او کوچکی می‌کنی، او بیشتر کوچکی می‌کند، تلافی می‌کند، دستت را می‌بوسد، صورتت را می‌بوسد.

3. چون مخالفتش کنی او از در احسان می‌آید جلو. مثلاً شما نگاهش می‌کنی با یک اخمی، جواب سلامش را نمی‌دهی، یا رد می‌شوی آن می‌آید جلو، برادر چطوری؟ کجا می‌روی؟ یک ماچت هم می‌کند. می‌گوید اینها آقا هستند، اینها بزرگوارند، یعنی پیغمبرها (ع) این کارها را کردند، امام‌ها (ع) این کارها را کردند.

امام چهارم (ع) دارد می‌رود، چندتا از این لات‌های بی‌تربیت که دایم به ماها متلک می‌گویند، یکهو گفت که تو مادرت یک زن سیاه چهره‌ای بود. حضرت (ع) فرمود که خب نقاشش که خودش نبوده، خدا این‌طور خلقش کرده. گفت مادر تو آشپز بود، کارگر بود، کنیز بود. آقا (ع) فرمود که کار کردن که عیبی ندارد، گناهی ندارد. آن پررویی کرد، گفت که مادر تو گنه‌کار بود. آقا (ع) فرمود که اگر مادر من گناهکار بود، خدا مادر مرا بیامرزد، اگر تو دروغ می‌گویی، خدا ان‌شاءالله تو را بیامرزد. چون مخالفتش کنی، او از در احسان می‌آید جلو.

4. کسی که از او رو برگرداند، او با تواضع می‌آید سلام می‌کند. نگاه می‌کنی طرف را محلش نمی‌گذاری، ولی او می‌گوید سلام‌علیکم فلانی، حال شما چطور است؟ می‌گوید اینها آقایند، اینها بزرگوارند. کسی که با او تواضع کند این خیلی بیشتر بزرگواری می‌کند.

5. پنجم که از همه مهم‌تر است این است که می‌فرماید وقتی که به او اعتماد کردی به تو خیانت نمی‌کند. اکثر ماها در اعتماد به همدیگر زمین می‌خوریم. می‌گوید وقتی به او اعتماد کردی، حالا این آقا دیگر به تو خیانت نمی‌کند.

بعد مولا (ع) می‌فرماید: خوش به حال کسی که برای خدا در راه خدا با مردم دوستی کند. چرا؟ ای مردم، مال ‌و فرزند کشت دنیاست و کارهای خوب خدایی همه کشت آخرت است. در دنیا هرچه می‌کنی کشت دنیاست، همین جا می‌ماند، اما وقتی که رفتی همین الآ‌ن قرآن می‌خوانم برایت، می‌گوید: ای داد! خود قرآن می‌گوید: ای داد بی‌داد، ما در دنیا کجا بودیم حالا کجا آمدیم؟ مولا (ع) می‌فرماید که ای مردم مال و فرزند کشت دنیاست و کارهای خوب خدایی همه کشت آخرت است و خدا برای مردم همه را آماده کرده هرکدام را می‌خواهی برداری بردار، آزادی.

ای مردم، هرکه برای مقام و پست و پول به کسی احترام کند دو ثلث دینش را از دست داده. می‌رسی به طرف، چون وزیر است به او احترام می‌کنی، چون پول دارد، چون زور دارد. می‌گوید دو ثلث دینت را دادی. نه! ما وظیفه داریم با مردم، کسی‌ که مومن است او را خیلی احترام کنیم، چون مومن است، غیر مومن هم هرکه می‌خواهد باشد، در هرمقام می‌خواهد باشد، حداکثر اگر به هم رسیدیم یک سلامش می‌کنیم. لذا جز این باشد می‌گوید دو ثلث دینت را از دست دادی.

این جمله خیلی مهم است، خیلی! ای مردم، هرکه قرآن را بخواند و بعد از مرگ برود جهنم، کسی است که در دنیا قرآن را مسخره می‌کرده. الآن امروز این‌طوری است!

امام ششم (ع) می‌فرماید: اکثر مردم ظاهر قرآن را گرفته‌اند، حروفش را گرفتند، با احکامش کاری ندارند.

پیغمبر (ص) هم فرمود: در آخرالزمان نمی‌ماند از قرآن مگر رسم او، قرآن را بگیرد ماچ کند، یا دور هم جمع بشوند یکی بخواند بقیه داد بزنند! نمی‌ماند از اسلام مگر اسم او، اگر ما مسلمانیم دینمان اسلام هست، چرا این این پنجاه‌و‌شش هفت‌تا کشوری که اسلامی است هیچ‌کدام با همدیگر رفیق نیستند؟ چرا در درون کشور خودمان با هم رفیق نیستند؟ می‌گوید کسی ‌که قرآن می‌خواند، بعد برود آن‌طرف و برود جهنم، کسی است که در دنیا قرآن را مسخره کرده. ارزش قرآن به این است که ما بخوانیم احکامش را بفهمیم چه گفته، عمل کنیم.

ای کمیل، یاد بگیر تا دانا باشی. یاد بگیر تا دانا باشی. ای کمیل، ساکت باش تا بی‌گناه باشی. هی دوست نداشته‌ باش هی حرف بزنی، در حرف‌هایت غیبت و دروغ و همه چیز باشد. اي كميل، وقتی خدا دینش را به تو نشان داد، در دین فهمیده شدی، دیگر حالا باک نداشته باش، می‌خواهد مردم بشناسندت می‌خواهند نشناسند. می‌خواهد خودت مردم را بشناسی، می‌خواهد نشناسی. مهم این است که تو دین خدا را پیدا کرده باشی.

بهترین چیزی که بر دوستی انسان می‌افزاید، این است‌ که کینه را از دل بیرون کنی. بهترین چیزی که ما را با همدیگر برادر می‌کند، این است که ما کینه را از دل بیرون کنیم، کینه نداشته باشیم.

لذا اینجاست که وجود مبارک علی (ع)می‌فرماید: نصف علم این است که بدانی‌ که نادانی، نصف دیگرش این است که بروی دنبال یادگیری، بروی سوال کنی. اگر می‌خواهی بدانی چقدر دانایی، ببین چقدر از حرف حساب خوشت می‌آید؟

که آن هفته عرض کردم، الآن شما از من یک سوال می‌کنی، جواب من سه حالت دارد:
1- یک حالت این است که من شما را یک نگاه می‌کنم، لبخندی می‌زنم، تمام بشود برود! خب اینجا خیلی هم من به شما بی‌احترامی کردم.
2- حالت دومش این است که یک جوری صحبت می‌کنم شما خوشت بیاید. اینجا من خیانت کردم به شما، به مملکت، به مردم. آن‌جور صحبت می‌کنم که شما خوشت بیاید.
3- اما حال سومش این است که من آن‌طوری که رضای خداست جواب بدهم. حالا شما وقتی از من داری می‌شنوی، ببین چقدر در مقابل حرف حساب تسلیمی؟ اگر تسلیم بودی، آدم خوبی هستی. لذا این است که می‌فرماید: اگر می‌خواهی ببینی چقدر نادانی، ببین در مقابل حرف حساب چقدر گردن‌کلفتی می‌کنی، همان‌قدر نادان هستی!

لذا هروقت توقع کار خوبی از کسی داری خودت شروع کن، دوست داری مردم به تو سلام کنند شما جلوتر سلام کن. دوست داری طرف به تو محبت کند، خودت بکن. می‌خواهی با مردم بد تا کنی، از خودت شروع کن، ببین بدی چه ارزش دارد؟ ارزش دارد؟ چون:

هردست که دادی همان دست گرفتی هرنکته که گفتی همان نکته شنیدی

ما هرکار می‌کنیم به خودمان برمی‌گردد، هرکاری می‌کنیم به خودمان.

مولا (ع) می‌فرماید: چاه می‌کنی خودت درونش می‌افتی، شمشیر می‌بری بالا در سر خودت می‌خورد، نقشه می‌کشی خودت درونش می‌افتی. قرآن هم همین را می‌فرماید: آنچه را که در مغز تو می‌گذرد، همه‌اش به دست خودت می‌رسد.

منتها این را من تکرار می‌کنم:
منافق چهار نشانه دارد:
1. ظاهر و باطنش یکی نیست، برادرها بیاییم یک کاری بکنیم که درون‌هایمان با همدیگر میزان بشود، ظاهر و باطن... همه آنهایی که در عصر امام‌ها (ع) و پیغمبرها (ع) زمین خوردند، یا الآن می‌خورند زمین، علتش این است که درونش با بیرونش فرق می‌کند.

2. دروغ می‌گوید، منافق دروغ می‌گوید.

3. یکی به وعده وفا نمی‌کند، یکی به امانت خیانت می‌کند، به وعده‌ای که می‌دهد وفا نمی‌کند، امانت به او می‌دهی خیانت می‌کند.

4. موعظه به او اثر نمی‌کند، چه کار کنیم که از این حالت نجات پیدا کنیم؟ هرشب هرروز یک ربع به خودت برس. چهل‌تا صلوات بفرست برای سلامتی امام زمان (عج)، چهل‌تا صلوات بفرست به روح محترم چهارده ‌معصوم (ع)، بعد خدا را قسم بده، خدا به حق این بزرگوارها این صفت‌های بد را از من بیرون کن. الآن من دوتا دعا می‌کنم، شما هم قلباً آمین بگویید:

پرودگارا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، صفت‌های بد، رذیله‌ها، چیزهایی که نمی‌گذارد ما به آدمیت برسیم، خدا اینها را از ما بیرون بگردان.
خدا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، ماها را بر نفس و دشمن و شیطان مسلط بگردان.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت می‌دهیم، به همۀ ماها عافیت‌ و تن سالم عنایت بفرما.
سه‌تا صلوات مردانه هم بفرستید.

پس منافق چهار‌تا نشانه دارد: ظاهر و باطنش یکی نیست، دروغ می‌گوید در زندگی، به وعده‌ای که می‌دهد وفا نمی‌کند و به امانت خیانت می‌کند، موعظه به او اثر نمی‌کند. ببین بابا جان، این را خودت می‌دانی، خدا هم می‌داند، از خودت بیرون کن، همه‌اش هم به نفع خودت است.

بعد پیغمبر (ص) می‌فرماید: پناه به خدا می‌برم از نادرستی، پناه به خدا می‌برم از دوست و رفیقی که بدی‌های مرا مشهور می‌کند، به این ‌و آن می‌گوید، اما خوبی‌های من را مستور می‌کند. چقدر بد است؟ در صورتی‌ که ما باید خوبی‌های همدیگر را به مردم برسانیم، خودمان یاد بگیریم، بدی‌ها را دعا کنیم: خدایا، این صفت بد را از این بنده خدا بردار. خلوت پیدا کردیم به خودش بگوییم.

خدایا، به تو پناه می‌برم از کوری بعد از بینایی. تمام اینهایی‌ که الآن دارند با خدا و قرآن و ائمه (ع) می‌جنگند همه‌شان‌ دانا هستند، در قرآن‌ دانا هستند، در پیغمبر (ص) دانا هستند، آن‌ روز هم همین‌طور بود. همه پیغمبر (ص) را می‌شناختند، همه علی (ع) را می‌شناختند، همه ‌فاطمه ‌زهرا (س) را می‌‌شناختند، اما این‌قدر با علی‌‌بن‌ابیطالب (ع) حسادت کردند که ایشان وقتی کشته شد، شبانه دفنش کردند، صد سال هم قبرش مخفی بود از دست حسودها، نامردها!

پناه به خدا می‌برم از کوری بعد از بینایی، پناه به خدا می‌برم از هلاکت بعد از هدایت. الآن شما همه‌تان هدایت‌شده هستید، اگر در یک کاری رفتی دست دادی افتادی هلاک شدی مقصر خودت هستی، چون ما دانا هستیم.

بعد می‌فرماید: بیناترین چشم آن است که در راه حق و خداشناسی باز بشود. هی چشم باز نکنی مردم چه کار می‌کنند؟ چه دارند؟ هی چشمت را باز کن، خدا چه می‌خواهد؟

شنواترین گوش آن است که حق را بشنوی و بپذیری و عمل کنی، چون هرچه می‌کنی به خودت می‌کنی، هرکی هرکاری می‌کند به خودش می‌کند.

لذا اینکه امام‌ حسین (ع) بعد از هزاروسیصدوهفتادویک‌ سال که ایشان شهید شده روزبه‌روز زنده‌تر است، علتش همین است كه مي‌فرمايد:
من برای یاری دین جدم حرکت کرده‌ا‌‌م نه برای ‌دنیا، من برای امربه‌معروف ‌و نهی‌ازمنکر حرکت کرده‌ام، آن هم به طریق جد و پدرم، نه به عنوان اینکه میل‌ خودم باشد. آنچه‌ را که آنها خواستند من انجام دادم، همین‌طور می‌آید جلو تا می‌رسد به آنجایی ‌که می‌فرماید آیا کسی هست من غریب را یاری کند؟ اکثر این روضه‌خوان‌ها، مداح‌ها این جمله را با گریه تمامش می‌کنند. اصلاً چیز گریه‌ای نیست! می‌گوید هرکجا که از دین خدا دفاع کردی، هرکجا دین خدا را عمل کردی داری من را یاری می‌کنی. چون من برای دین ‌خدا حرکت کردم، برای احکام حرکت کردم. به نماز اهمیت می‌دهی، داری من را یاری می‌کنی. جلوی خلاف را می‌گیری، خلاف نمی‌کنی، داری من را یاری می‌کنی.

یکی هم می‌فرماید: اگر دین نداری لااقل مرد باشید، به ناموس مردم کار نداشته ‌باشید، ناموستان مال خودتان باشد، ناموستان برای خودتان باشد، به ناموس مردم کار نداشته ‌باشید.

این درس‌ها خیلی مهم است، گفته‌ام علوم، گفتار، کتاب زیاد است، اما شما، ماها نودوپنج‌درصد آنها را بدانیم و ندانیم در زندگی‌مان نقشی ندارد، ولی این جملات که من خدمت شما می‌گویم کلمه‌کلمه‌اش دقیقه‌به‌دقیقه‌اش، ثانیه‌به‌ثانیه لازم است. چون نفس بشر دایم خیال‌بافی می‌کند، وقتی که انسان دانا باشد، هی با آن مخالفت می‌کند، هی با آن مخالفت می‌کند. اینکه همه ماها لازم است که در دین دانا باشیم، این را من هرچند هفته یک‌بار می‌خوانم. چرا؟

خدا به داود (ع) می‌گوید: ما تو را حاکم قرار دادیم، پیغمبر قرار دادیم، ولی حواست جمع باشد، نفس اماره گولت می‌زند. گمت می‌کند! ای داود، به امتت بگو روزشان را چهار قسمت کنند، بیست‌وچهار ساعت را چهار قسمت کنند، یک قسمتش را بروند برای یادگیری احکام و اخلاق دینی و انسانی، یک قسمتش را بروند پیش کسی که عیبشان را به اینها بگوید. متأسفانه امروز، ده سال اخیر است، هرچه می‌گوید دروغ می‌گوید، همه‌اش دروغ! که مثلاً این مردم خوشحال بشوند! نتیجه این می‌شود که هرج‌و‌مرج می‌شود.

لذا امام‌ علی (ع) به ‌امام ‌حسن (ع) می‌فرماید: (امام ‌یعنی كسي كه یک خیال گناه هم نمی‌کند. امام ‌علی "ع" امام ‌اول است، امام دوم امام‌ حسن "ع" است، در عینی که امام است، فرزند خود علی "ع" هم هست، اما برای اینکه امروز به گوش ما برسد دارد به او می‌فرماید.) از خدا بخواه حسن جان که تو را یاری کند از هرآلودگی، از هرناراحتی، از هراشتباه نجات پیدا کنی. از هرگمراهی نجات پیدا کنی. اگر اینها که گفتم یقین کردی کردی، نکردی تو مثل شب‌کوری می‌مانی که به درخت خار چنگ زده! دین این است ‌که به اشتباه نروی. من تو را به انواع نادانی‌هایت سرزنش می‌کنم، تا تو خود را دانشمند ندانی. در صورتی‌ که امام از شکم مادر كه می‌آید دانشمند است، دوازده امام (ع) سوای ماها هستند، آنها دانشمندند. ولی می‌فرماید من تو را هررقم سرزنش می‌کنم که به خودت فکر نکنی دانشمندی، اگر چیزی هم پیدا کردی درست بود، باز هم فکر نکن کسی هستی، باز هم خودت را نگیر.

بعد قرآن می‌فرماید در سوره انفال آیه 21- مباشید مثل آنان که گفتند شنیدیم گفتار حق را ولی آثار شنیدن در اینها نبود.
نباشد اینکه بلند می‌شوید زحمت کشیدید از آنجا می‌آیید می‌روید چهار، پنج ساعت وقت می‌دهی، اما هیچ این هفته با آن هفته فرق نکرده‌ باشی.

امام ‌علی (ع) می‌فرماید: کسی که دو روزش با هم میزان باشد مغبون است، اگر امروزت از دیروز پست‌تر باشی ملعونی.

سوره توبه آیه 56- قسم یاد می‌کنند ایشان به خدا که ما از شما هستیم، در حالی‌ که دروغ می‌گویند، از شما نیستند. بعد خدا می‌گوید فکر نمی‌کنید که ما می‌دانیم؟ ما می‌دانیم کارهای شما را؟ همه را می‌دانیم؟

حالا چند‌تا آیه قرآن می‌خوانم: (یک صلوات بفرستید. وقتی می‌گوییم قرآن یعنی خدا مستقیم دارد با ما صحبت می‌کند.)

سوره النازعات آیه 34- (وقتی می‌گوییم قرآن یعنی خدا مستقیم دارد صحبت می‌کند.) و چون بیاید روز بلیه بزرگ که قیامت است.

آیه 35- آن روز روزی است که یاد آورد آدمی آنچه را که در دنیا برایش کوشش می‌کرد.
وقتی می‌میرد می‌بیند ای داد، تمام زندگی و پول و ثروت اینجا ماند، آنجا چه گرفتاری‌هایی هست! وقتی رسید آنجا می‌فهمد ای داد، چه کار کرده!

آیه 36- ظاهر گردد دوزخ در آن روز برای هربیننده! (ای داد بیداد، ما در دنیا هرجور کردیم، گذاشتیم آمدیم اینجا در جهنم.)

آیه 37- اما آنکه طغیان کرده

آیه 38- و زندگی دنیا را اختیار نموده،

آیه 39- البته دوزخ جای اوست.
آن که به قرآن کار ندارد به سنت کاری ندارد فقط زمان چه می‌خواهد؟ نفس چه می‌خواهد؟ دنیا چه می‌خواهد؟ می‌گوید: خیلی خب، وليكن می‌آید اینجا جهنم جایش است.

آیه 40- و اما کسی که ترسید و در مقابل خدا تسلیم شد خودش را درست کرد، با نفسش مبارزه کرد،

آیه 41- بهشت جایگاه اوست. (یعنی شماها)
می‌گوید شما که بلند می‌شوی از راه دور و نزدیک می‌آیی اینجا می‌نشنیی گوش می‌کنی با نفست مخالفت می‌کنی بر‌ خلاف‌ها، حالا آن جهنم کسب کرده تو بهشت.

آیه 42- از تو سوال می‌کنند: ای پیغمبر، قیامت کی است؟

آیه 44- به ایشان بگو این اختیار دست خداست. کسی چیزی نمی‌داند، فقط خدا می‌داند.

آیه 45- جز این‌ نیست که تو ای پیغمبر، ترساننده‌ای کسی را که از قیامت بترسد.
ببین اکثراً احکام نمی‌گوید، اکثراً آیه قرآن نمی‌خواند که مبادا مردم مثلاً بترسند. خدا مرتب در قرآن به پیغمبر (ص) می‌گوید: مردم را بترسان. بچه را می‌ترسانی، بچه‌ جان، اگر بروی یواش آن‌طرف خیابان بخواهی بروی من نباشم، ماشین می‌زند پرتت می‌کند. خب بچه نمی‌رود! اما وقتی که نداند می‌رود یک ماشین به او می‌خورد پرت می‌شود یا می‌میرد، یا دست ‌و پایش شل می‌شود. می‌گوید بترسان اینها را. چرا؟ برای اینکه می‌آید این‌طرف این روز گرفتار است، اینجا با کسی شوخی نداریم، جز این نیست که تو ترساننده‌ای کسی را که از قیامت بترسد.

آیه 46- روزی که ببینند قیامت را، چنین نماید که‌، وقتی آن عذاب آن‌ور را می‌بینند با خودشان می‌گویند ما در دنیا یک شب بیشتر زندگی نکردیم که! آیه قرآن است ها!

تکرار آیه 46- چنین نماید که درنگ نکردند، زندگی نکردند در دنیا مگر برای یک شبی یا یک چاشتگاه.
این‌قدر آن‌ور بزرگ و طولانی است که می‌گوید شصت هفتاد سال را این می‌گوید ما در دنیا به اندازه یک شب زندگی کردیم، حالا این‌قدر گرفتاریم؟ آن‌وقت خدا ببین به انسان‌های کله‌شق چه می‌گوید:

سوره عبس آیه 17- نابود و کشته‌ باد انسان، چرا؟ با این جلالت قرآن چه چیز سبب کفر او شده که به قرآن ايمان نمی‌آورد؟ این قرآن به این قشنگی دارد با شما صحبت می‌کند.
می‌گوید نابود و کشته بشوی، چه سبب شده من به این قشنگی دارم با تو صحبت می‌کنم، دنیا و آخرتت را دارم به تو می‌گویم، چرا نمی‌آیی جلو؟ نابود بشوی!

ببین چقدر قشنگ؟
آیه 18- مگر از چه چیز آفرید خدا او را که این‌قدر این متکبر است؟ مگر تو را از چه خلق کردیم؟

آیه 19- از آب گندیده خلقت کردیم!...
امروز علم روز ثابت کرده این منی حدود دویست سیصد تا چهارصدمیلیون اسپرم یا تک سلول است، یک دانه‌اش در تخمدان قرار گرفته، بقیه‌اش رفته در توالت، خدای عظیم‌‌‌الشأن یک همچین هیکل به این قشنگی، صورت به این قشنگی، مغز به این قشنگی درست کرده. می‌گوید: مگر از چه چیز آفرید خدا او را که این‌قدر سرکشی می‌کند؟

تكرار آیه 19- از آب گندیده خلقش کرد و به اندازه لوازم خلقت به تو دادیم.
دو‌تا چشم دادیم، یک خرده عقل دادیم، عقلی قلیل، کم، دوتا پا دادیم، چته چرا مست شدی؟

آیه 20- و راه بیرون آمدن او را از شکم مادر آسان کردیم. اگر ما برای بيرون آمدن نمی‌کردیم این کار را، تو در شاشدان خفه می‌شدی! از یک شاشدانی وارد شدی به یک شاشدانی دیگر!

میرفندرسکی داشت می‌رفت، یکی از این سلطان‌های متکبر هم داشت می‌رفت، ده ‌نفر از جلو پیراهنش را گرفته بودند بالا، ده ‌نفر از پشت سر پیراهنش را گرفته ‌بودند بالا، با یک بادی می‌رفتند! میرفندرسکی از آن بغل می‌رفت سرش پایین بود، یکهو به سلطان برخورد. تو نمی‌دانی من کی هستم؟! گفت: چرا، می‌دانم، تو یک قطره منی‌ گندیده هستی، از راه شاشدانی وارد یک شاشدانی ديگر شدی، چند وقت در آن شاشدان بودی، بعد از راه شاشدانی وارد شدی آمدی بیرون، الآن هم یک کیسه زباله‌ای.

اینجا هم خدا دارد همین را می‌گوید، می‌گوید: تو هیچی نیستی! از یک قطره‌ منی گندیده ما تو را درست کردیم، حتی اگر ما راه آمدن از شکم مادر را از این شاشدان بر تو سخت می‌گرفتیم، همان جا کشته می‌شدی.

آیه 21 - و می‌میرانیم تو را، می‌کشیمت! روی میل خودمان می‌بریمت.

آیه 22- بعد هم هروقت خواستیم زنده‌ات می‌کنیم، محاکمه‌ات می‌کنیم!
تو چه به خود خیال کردی؟ لذا برادرها، اینها گفتار خود خداست.

پیغمبر اکرم (ص) داشت می‌رفت، دید که مردم جمع‌اند، دور یک کسی شلوغ‌پلوغ است، پرسید چه خبر است؟ گفتند: آقا یک نفر اینجاست، دیوانه است. آقا (ص) رفت جلو فرمود که نه این دیوانه نیست، این مریض است. یک دانه از این مویرگ‌های مغزش پاره شده، طوری شده، این مریض است بیچاره! به شما بگویم دیوانه کیه؟ آن کسی که باد می‌آورد، پستی، مقامی، پولی، چیزی به او می‌رسد، دیگر خدا را نمی‌شناسد، دیگر آدمیت سرش نمی‌شود. در راه‌ رفتن یک بادی دارد، با او حرف می‌زنی. ای بابا، ولمان کن. می‌فرماید: آن دیوانه است، این مریض است، این یک مویرگ مغزش عیب پیدا کرده مریض شده، گناه هم ندارد، اما آنکه تکبر پیدا می‌کند به وسیله پست و مقام و ریاست و زور و بازو و پول هرچه هست، مریض واقعی این است، جهنم هم برای این است.

یک صلوات بلند بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد

پروردگارا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، همه ماها را در راه خودت هدایت بفرما.
خدا، به محمد (ص) و آل‌ محمد (ص) و قرآن قسمت می‌دهیم، به دست امام زمان (عج) عافیت و وسعت رزق و تن سالم به ما عنایت بفرما.
خدا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، شر اشرار را به خودشان برگردان.

به روح محترم رسول‌الله (ص)، امام‌ حسن (ع)، امام ‌رضا (ع)، سه‌‌تا صلوات مردانه بفرستید.


************** پايان *****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir

 

ان‌شاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته