اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني
سخنرانی شب جمعه مورخه 15/11/88
به روح محترم چهارده معصوم و
حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.
برای سلامتی وجود مبارک امام
زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.
به روح رهبر انقلاب و برای
سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.
دعای فرج
را بخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ
العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و
حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و
تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.
انشاءالله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.
*******
مسئله:
مسئله
راجع به سجده است:
1- کسانی که به هردلیلی نمیتوانند به سجده بروند حالشان خوب نیست، هرچه! این تا
آنجا که میتواند باید خم بشود، بعد مهر را بردارد به پیشانیاش بچسباند، مثلاً
هرطور هست، پایش درد میکند، کمرش درد میکند، هرطور هست، نمیتواند به سجده برود،
تا آنجا که میتواند باید خم بشود بعد مهر را بردارد به پیشانیاش بچسباند.
2- دوم اینکه باید سعی کنیم بین مهر و پیشانی چیزی نباشد. بعضیها موی سرشان
منبابمثل میآید بین مهر و پیشانی اینجا نماز باطل میشود، بایستی که خود پوست
این پیشانی بچسبد به مهر، یا مثلاً مقنعه زنها، فرق نمیکند چادر، بایست بین
پیشانی و مهر هیچی نباشد، این دو.
3- سوم مهر بایست یکطوری باشد که پاک و تمیز باشد. بعضی مهرها خیلی چرک است، اگر
چرکی آنطوری باشد که فاصله بیندازد بین پیشانی نمازگزار باز نماز باطل است. یک
وقت مهر رنگش برگشته عیب ندارد، اما یک وقت نه مهر کثیف است، حالا هر جا هستید
خانه، مسجد، جلسه مهرهای کثیف که میبینی بردارید بیندازید در باغچه، آب میشود
میرود. هروقت هم هرجا زیارتگاه رفتی چهارتا دهتا مهر بخر یک جا آنجا بگذار، این
مهرها بایست تمیز باشد. یکی از چیزهایی که ما لازم داریم بهداشت است، "النظافة من
الایمان" آقا رسول اکرم محمدبنعبدالله (ص) میفرماید که نشانه مومن درجه اولش
تمیزی است، تمیز باشد. لذا این است که انشاءاللهالرحمن این سهتا مسئله یادت
نرود.
هرکس فهمید صلوات بلند بفرستد.
*******
مقدمه:
وجود مبارک امام صادق (ع) میفرماید:
بشنو و پیروی کن کسی را که تو را میگریاند اما به درک و معرفتت
میافزاید، پیروی نکن از کسی که تو را با حرفهای زمانپسند گول میزند، زمین
میزند.
جایی دیگر آقا علی (ع) میفرماید:
بشنو و بفهم و به کار ببند، بشنو، بفهم و باور کن، مسئله این سومی است. بشنو و بفهم
و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی. برای اینکه کلاً ما به خدا برسیم، این
تکههایی که من اول منبر میگویم خیلی مهم است. چرا؟
وجود مبارک مولا علی (ع) (به روحش
صلوات بفرستید.) میفرماید: مردم
سه گروهاند:
1. یک گروه دانشمندان ربانی هستند. اینکه دانشمند ربانی میگوید نه این است که
مثلاً شما پنجاه سال، هفتاد سال، هشتاد سال درس بخوانی یک کلمهاش را هم باور نکنی،
ربانی یعنی از خانه که حرکت میکنی برای خدا، میآیی برای خدا، مینشینی گوش
میکنی برای خدا، حفظ میکنی برای خدا، عمل میکنی برای خدا، فرق نمیکند. هرشغلی
هم که داری خودش علم است. دکتری، متخصصی، چه میدانم هرچه هستی، آن کارت برای خدا
باشد، پول هم بگیر، اما کار را درست انجام بده، اینجا میشوی عالم ربانی.
2. گروه دوم اینها دانشجویان راه نجاتاند، کسانی هستند که میخواهند بیایند دانا
بشوند، نادان نباشند.
3. اما گروه سوم را میفرماید اینها مانند پشه میمانند، باد اینها را به هرطرف
میبرد. اینکه میبینی انسان صبح یک رقم دین دارد، ساعت ده یک رقم است، دو
بعدازظهر یک رقم است، اینها دین ثابت نیست، دین سطحی است، دین عاریه است.
مولا (ع) میفرماید: مثل اینها مثل پشه است، پشه را باد به هرطرف میبرد. برای نجات
از این حالت پشگی، امامصادق (ع) میفرماید اینها خاشاکاند گروه سوم را، آقا
رسولالله (ص) میفرماید: گروه سوم حیواناند، برای نجات از این حالت:
آقا علی (ع) میفرماید: سه چیز لازم است:
1. پندپذیری درون، وقتی میآیی بیتفاوت نباش، این درسها راخوب گوش کن، به مغزت
بسپار. اول پندپذیری درون.
2. پندگوی درون، ما باید خودمان با خودمان حرف بزنیم. چرا؟ از صبح تا شب دهها نفر
میآیند در سینه ما هرکس یک دین دارد، اینها شیطانهای زماناند، ما باید هم با
آنها درست صحبت کنیم، هم با نفس خودمان. اول چیزی که ما لازم است به کمال برسیم
پندپذیری درون دوم پندگوی درون کسانی که این دوتا را داشتهباشند مطمئناً به
سومیاش میرسند:
3. توفیق الهی، چون خدا توفیق ندهد انسان موفق نمیشود. دلت هم به نماز خوش نکن.
ببین همین الآن هم از قول لقمان عرض میکنم، هم از قول قرآن. همۀ اینهایی که امام
حسین (ع) را کشتند، علیبنابیطالب(ع) را کشتند، خانم فاطمهزهرا (س) را کشتند،
همه نماز میخواندند
لقمان میگوید به پسرش، پسر جان هرچیزی نشانهای دارد نشانه مردم لایق،
انسان کامل فهمیده چهار چیز است:
1. یادگیری علم دینی، علم معنوی، خوب و بد را آنطور که خدا میخواهد بشناسد.
2. اعتقاد قلبی، قلبش قبول کند. خدا در قرآن سوره اعراب وقتي آنها میگویند بگو ما
ایمان آوردیم، میفرماید: به آنها بگو نه شما اسلام آوردید، هنوز ایمان به گلویتان
هم نرسیده، اعتقاد قلبی.
3. سوم چیزی که لازم است عمل با جوارح، با هیکل، مثلاً زمانی که چشم نباید گناه
کند، نگاه نکن. زمانی که گوش باید غیبت گوش نکند گوش نکند، زمانی که زبان باید غیبت
نکند، نکند. با جوارح با هیکل عمل کردن، یعنی چشم خوب ببیند بد نبیند، گوش غیبت
گوش نکند، موسیقی و مطربی گوش نکند، زبان غیبت نکند. با جوارح، با هیکل عمل کردن.
بعد چهارم میگوید حالا نماز و روزه.
قرآن هم در سوره بقره، آیه 177میفرماید: خوبی شما به این نیست که نماز بخوانید،
خوبی شما به این است که اول من خدا را قبول داشته باشی، پیغمبرها (ع) را قبول
داشته باشی، قیامت را قبول داشته باشی، ملائکه را قبول داشته باشی، حدود هشتتا
میشمارد، بعد حالا میگوید نماز بخوان. چون آنهایی هم که با علیبنابیطالب (ع)
جنگیدند اکثرشان اصحاب رسولالله (ص) بودند، آنهایی که امام حسین (ع) را کشتند،
همه نماز میخواندند، هیچکس بینماز نبود.
خود رسولالله محمدبنعبدالله (ص) به مولا علی (ع) فرمود: علی جان، مواظب باش
اینها بعد از من خیلی تو را اذیت میکنند، اذیتکنندگان من همه کفار بودند،
اذیتکنندگان تو همه نمازخواناند.
پس اینجا لقمان میگوید: انسان کامل و عاقل آقا چهار چیز لازم دارد، یادگیری
مطالب دینی، دوم اعتقاد قلبی، سوم با جوارح با تمام هیکل عمل کردن، پا خطا نرود،
دست خطا نکند، زبان خطا نکند.
4. نماز و روزه
بعد اینجا رسولالله (ص) میفرماید: نشانه منافق هم چهار چیز است. من چرا تکرار
میکنم؟ چون اولاً وجود ما تکراری است، وجود ما تکراری است. چون وجود ما تکراری
است، خود ما در روز هفده رکعت نماز میخوانیم، ده رکعتش را هی میگوییم "ایاک
نعبد و ایاک نستعین". صبح میخوری، ساعت ده میخوری، ظهر میخوری، دوباره بعدازظهر
میخوری، شب خوابیدی ساعت دو بعدازظهر میخوابی، هیکل ما تکراری است. این است که
اینهایی که من اول منبر تکههای کوچک میگویم برای اینکه ما بیدار بشویم، قبل از
ما هم خیلی نماز خواندند، خیلی دور رسولالله (ص) ، بودند خیلی دور علیبنابیطالب
(ع) بودند، خیلی قرآن خواندند، اما درون و بیرونشان یکی نبود، باور نمیکردند.
بعد میگوید منافق چهارتا نشانه دارد:
1. اولاً ظاهر و باطنش یکی نیست. برادرها یک کاری کنیم همهمان ظاهر و باطنمان یکی
باشد، چون خودمان که میدانیم، خدا هم میداند، چرا درونمان با بیرون دوتا باشد؟
2. دروغ میگوید. هیچکس از راه دروغ موفق نشد.
3. موعظه به او اثر نمیکند. میآید جلسه، من میبینم بخواهم با انگشت هم نشان بدهم
میتوانم، ولی این کار نمیکنیم، یک ساعت حرفها را گوش میکند یک تکان نمیخورد،
تکان نمیخورد. این با کی لج میکند؟ به کی ظلم میکند؟ به خودش! مثل اینکه شما را
دعوت کنند در بانک، بگویند آقا از حالا تا یک ساعت دیگر هرچه میتوانی تراول صدهزار
تومانی بشمار مال خودت. تو بنشینی نگاه کنی بخندی.
4. به امانت خیانت میکند، حواسها جمع باشد برادرها، من تا حالا به هیچکس نگفتم
منافق، اما این درسهایی که عرض میکنم میگوید اخلاقیات منافق این است.
بعد اینجاست که میفرماید: عاقبت خودخواهی میشود لجبازی، عاقبت لجبازی میشود
رسوایی. وقتی انسان زیر بار نرفت خودخواه است، متکبر است، هیچوقت هم چیزی
نمیفهمد. چرا؟ به خاطری که همیشه خودش را بهتر از همه، بالاتر از همه ميداند، نه
پیشروی میکند، عاقبتش هم میشود چه!
چون رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: شما از صبح تا شب کارهایی میکنی،
جوششی داری، آرامشی داری، اگر در سنت من بود هدایتید وگرنه گمراهید. خدا
یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) فرستاده، برای اینکه به ما بگوید بابا (الآن عرض
میکنم.) که شما آدمید. لذا میفرماید که اگر در سنت من بود هدایت یافتید، وگرنه
گمراهید. قرآن هم همین را میفرماید.
سوره نساء آیه 98 میفرماید: همه شما در دینتان مسئولید، این نیست که حالا آن آقا
نگفت حرام است، آن آقا نگفت فلان است، شما دیدی تمام سرت را میاندازی آنور نه!
همه شما در دینتان مسئولید.
الآن چند روز دیگر میشود عید نوروز. ببینید، چیزهایی که لازم داری چقدر اینور
آنور میگردی، چقدر از این و از آن میپرسی؟ چطور در دین این کار را نمیکنی؟ نه
من بگویم خود خدا میگوید، نه من بگویم امامها (ع) میگویند. میگوید تعجب میکنیم
از کسی که برای بند کفش بچهاش ناراحتی میکند، ولی برای اخلاق بچهاش هیچ فکر
نمیکند! تلویزیون از صبح تا شب چه به خورد این بچهاش میدهد؟ روزگار چه به خورد
بچه میدهد؟ لذا همه مسئولاند.
برادرها، هرخلافی را به اسلام بستن روشنفکری نیست،
هردلخواهی را عمل کردن شجاعت نیست، یک عده فکر میکنند که مثلاً هرکار دلش خواست
کرد، گفتار رسولالله(ص) و اهل بیت (ع) را زیر لگد له کند این شجاعت است. نه، این
حماقت است! این بدبختی است! این یک ذلت است! چرا؟ اگر ما روی میلمان برویم جلو،
دیگر کارهایمان دین نیست، شیطنت است. همینها را علیبنابیطالب (ع) میفرمود،
گفتند: آقا پس کارهایی که معاویه میکند چیست؟ فرمود: اینها شیطنت است. چرا؟
بعد خدا در قرآن میفرماید: اینها کور و کر و لالاند، بعد از مرگ وقتی که خلق
میشود هم کور است، هم کر است، هم لال است. خدایا، من که در دنیا چشم داشتم، گوش
داشتم، زبان داشتم. چه شد؟ میفرماید: گوش داشتی، ولیکن حقیقت را زیر بارش
نمیرفتی. چشم داشتی، حقیقت را میدیدی، قبول نمیکردی. زبان داشتی، حقیقت را
نمیگفتی.
جایی دیگر میفرماید :اینها مانند چهارپایان بلکه پستتر. آیه قرآن است ها! چرا خدا
میگوید مانند چهارپایان بلکه پستتر؟ چون اگر میخواست بگوید اینها مانند
چهارپایاناند، فردا الاغ از خدا شکایت میکرد! میگفت: خدایا، مرا الاغ خلق کردی،
آمدم، در این دنیا ده سال کمتر زیادتر بارکشی کردم، به کسی هم خیانت نکردم. گاوه
میگوید: خدایا، مرا گاو خلق کردی، از آن دقیقهای که به دنیا آمدم سعی کردم فربه
بشوم، مردم از من استفاده کنند، چرا این انسانی که به او عقل و درک و شعور و همه
چیز دادی، یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) هم دادی این دارد خیانت میکند مرا با
او یکی میکنی؟ خدا میگوید: "کالانعام بل هم اضل" اینها پستتر هم هستند.
لذا وجود مبارک علی (ع) (صلوات بفرستید.) میفرماید: دشمنترین دشمن تو جهل تو
است، آن جهل است، آن را اگر ما بيرون كنيم... خودمان هم نمیتوانیم بیرون کنیم ها!
ما باید باید دائم این چهارده معصوم (ع) را بیندازیم به جان خدا، خدا را به این
چهارده معصوم (ع) قسم بدهیم که خدایا، این رذیلههای ما، کثافتهای ما را بیرون
کن. دائم هم خدایا، ما را داشته باش. چون انسان خیلی ضعیفالنفس است. ده روز بیست
روز عبادت میکند، سر هیچی از دست میدهد میرود. لذا میفرماید که بزرگترین دشمن
تو جهل توست، بهترین دوست تو عقل توست.
نصف ایمان این است که در مقابل خدا و رسول (ص) تسلیم باشی، نصف دیگرش این است که
عمل کنی، چقدر درس خواندم چقدر جلسه رفتم چقدر... اینها نیست! نصف ایمان این است
که ما تسلیم در مقابل خدا و قرآن و اهل بیت (ع) باشیم، نصف دیگرش عمل کنیم. بعد
حالا که انسان اینطور شد راحت میشود از شر نفس و جهل و لجبازی و چه و چه و چه
نجات پیدا میکند.
ما اصلاً کلاً دو چیز را باید از همدیگر بگیریم، یادت نرود، دو چیز است که ما باید
از هم بگیریم، یکی درک و معرفت و تجربه است، ما باید از هم کسب کنیم، همینطوری
نمیشود! یکی هم رزق و روزی است.
طرف گفت که خدایا، روزی مرا به دست خلق قرار نده، امام صادق (ع) فرمود: اشتباه
کردی، دعای بدی کردی، روزی ما به دست همدیگر به هم میرسد، منتها بگو خدایا، روزی
مرا به دست آدم لئیم و پست قرار نده. ببین چقدر فرق میکند؟ یکی اینکه ما باید درک
و معرفت و آقایی را از همدیگر یاد بگیریم، همینطور که دزدی و کجی را از هم یاد
میگیریم. یکی هم اینکه در رزق و روزی میفرماید این نیست که بخواهی از دست خلق
نگيري، نه، گفت: خدایا، روزی مرا به دست خلق قرار نده. فرمود که این دعای اشتباهی
است، ما میگوییم خدایا، روزی ما را به دست آدم لئیم، به دست آدم پست قرار نده. پس
ما کلاً باید از هم یاد بگیریم.
سوال است از ائمه (ع)، من این را از قول همه ائمه (ع) هم خواندم:
ما چه کار کنیم که دعایمان مستجاب بشود، چرا دعای ما مستجاب نمیشود؟ خوب گوش
کنید برادرها، هرکجا هستید بعداً سیدی گوش میکنی الآن با اینترنت داری گوش
میکنی، شما که اینجا هستی، اینها جدی است، جدی است، سوال میکنند چرا دعای ما
مستجاب نمیشود؟ آقا (ع) فرمود: زمانی دعای شما مستجاب میشود که عبادتهای شما
قبول بشود. زمانی عبادتهای شما قبول میشود که با دوستان خدا دوست باشید،
هیچرقم بغض دوست خدا در دلت نباشد، با دشمنهای خدا دشمن باشید. اینها ظالماند!
چقدر قشنگ است؟ میگوید چرا دعای ما مستجاب نمیشود، میگوید اگر عبادت قبول نشود،
خب دعا مستجاب نمیشود. عبادتت زمانی قبول میشود که با دوستان خدا دوست باشید نه
هرکه هست تو دوستش داشتی، نه! هرکس شما را تایید کرد در خلاف دوستش داری! نه،
دوستان خدا را دوست داشته باشی، با دشمنهای خدا دشمن باشی، ما اصلاً در دین تولا
و تبرا داریم.
- تولا یعنی دوست داشتن خدا، دوست داشتن کسانی که خدا را دوست دارند، دوست داشتن
کسانی که آنها را دوست دارند، همینطور پشتاندرپشت.
- تبرا یعنی بیزاری جستن از کسانی که با خدا دشمناند، مثلاً شما با یک دشمن خدا،
با یک ظالم دوستید، من باید با شما دوست نباشم.
خیلی اینجا جدی است، سوال میکنند، آقا علامت ظالمها چه هست؟ خوب گوش کن برادر،
علامت ظالم چه هست که ما آن را بشناسیم؟ میفرماید:
1. حسودان که اینها دین ندارند.
2. متکبران که اینها عقل ندارند، هرقدر تکبر در تو آمد همآنقدر عقل نداری.
3. بخیلان که اینها شرافت ندارند، خیلی مهم است.
میبینی در روز چقدر پولهای بیخود خرج میشود، طرف هیچ ناراحت نیست، اما یک
همچین جلساتی، یک کارهایی که انجام میدهیم این دارد میترکد، میخواهد خفه بشود.
یا میخواهد در راه خدا یک پولی خرج کند، منفجر میشود. میگوید اول حسودان که
اینها دین ندارند، دوم متکبران که عقل ندارند، سوم بخیلان که شرافت ندارند.
4. دروغگویان که اینها اصلاً جوانمردی ندارند. دروغگو!
5. از همه بدتر منافق است که هم ظاهر و باطنش یکی نیست، هم موعظه به او اثر
نمیکند. هم ظاهر و باطنش یکی نیست، هم موعظه به او اثر نمیکند. اینها ظالماند،
حالا تو به خاطر اینکه آدم چاپلوسی است دوستش داری، به خاطر اینکه آدم دزدی است
دوستش داری، به خاطر اینکه آدم خلافی است دوستش داری، خب مسلم است که دعایت مستجاب
نمیشود! نمیشود که هیچی! هردفعه که با این طرف شما روی محبت صحبت کنی، چقدر
بدبختی برای خودت درست میکنی. لذا این است که برادرها...
پیغمبر محمدبنعبدالله (ص) میفرماید، خیلی توجه کن، چون من یک هفته چیزهایی
میشنوم، از تلویزیون اینور آنور، بعد جوابهایش را از خدا و قرآن برایتان
میآورم میگویم که چه بشود؟ که ما در راه خدا و دین دانا باشیم آنور دست خالی
نباشیم.
در خانه کعبه یک جاست به نام ناودان طلا، میگویند کسی آنجا دو رکعت نماز
بخواند ثواب دویستوپنجاههزار رکعت نماز دارد. خوب گوش کن، پیغمبر (ص)
میفرماید: کسی آنقدر آنجا زیر ناودان طلا نماز بخواند که مثل ترکه لاغر بشود
مثل کمان خم بشود، ذرهای، ذره مثل یک ارزن است که خردش کنی یک ذرهاش، علاقه ظالم
در دل این باشد، این را با صورت در جهنم میاندازد خدا. زیر ناودان طلا که هردو
رکعت نمازش دویستوپنجاههزار رکعت نماز است، اینقدر نماز بخواند که مانند ترکه
لاغر مانند کمان خم بشود، اما علاقه به اینها داشته باشد: حسود، بخیل، دروغگو،
منافق و و و... به اینها علاقه داشته باشد، میگوید من این را با صورت در جهنم
میاندازم. خدا با کسی شوخی ندارد، یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر(ع) فرستاده برای
همین.
عیسی (ع) نشسته بود، یک کسی آمد گفت: یا عیسی (ع)، چرا ما هرچه دعا میکنیم
دعایمان مستجاب نمیشود؟ گفت: من از خدا سوال میکنم فردا به تو جواب میدهم،
فردا گفت که خدا به من دیشب فرمود: تو به وسیله من خدا را شناختی، حالا مرا قبول
نداری، ببین چقدر بد است؟ برادر من شکر نعمت نعمتت افزون کند. خدا میگوید "لم
یشکر المخلوق لم یشکر الخالق" تشکر از مخلوق من تشکر از من است. میگوید: عیسی (ع)
چرا دعایم مستجاب نمیشود؟ میگوید خدا فرمود که تو خدا را به وسیله من عیسی (ع)
شناختی، ولی حالا مرا قبول نداری.
موسی (ع) دید یک نفر دولا افتاده روی زمین به قدری گریه کرده که زمین خیس شده.
گفت: خدایا، اگر این هرچه از من میخواست به او میدادم. خوب گوش کن. خدا فرمود:
یا موسی، این اینقدر گریه کند که مغزش هم از دماغش بیاید بیرون من به او نمیدهم.
چرا؟ این درون و بیرونش با من یکی نیست، دشمنهای مرا دوست دارد، با دشمنهای من
دوستی میکند، با دوستان من دشمنی میکند. خیلی بایدحواسها جمع باشد، بیستوسه
سال با رسولالله (ص) نماز خواندند مکه رفتند شبهای احیاء گرفتند نودوپنجدرصدشان
رفتند جهنم. چرا؟ به این خردهکاریها را عمل نکردند.
من بارها این مثل را زدم گفتم که شما میخواهی یک تلفن به من بزنی من میخواهم یک
تلفن به شما بزنم، با یک دانه شماره زیرورو نمیشود، صفر را میخواهم یک بکنم، برای
اکبر آقا صفر گرفتن بد است، نمیگیرد! میگوید اگر میخواهی جوابت را بدهم بايد
آنطوری که من تو را خلق کردم بكني، دکتر میروی همینطور است برادر، هیچوقت شما
به دکتر دستور نمیدهی آقا چه دارویی به من بده، چه دوایی بده! چه وقتها من دلم
میخواهد بخورم! دکتر هرچه گفت شما میگویی چشم. لذا این است که حواست جمع باشد
برادر، آن هم نمیشود باید چه کار کنیم؟ دائم دست به دامن خدا بشویم، به وسیله این
چهارده معصوم (ع) که خدایا، این صفتهای بد را از ما بیرون کن، علاقه دشمنهایت
را از ما بیرون کن. بعد حالا باید خودت را هم امتحان کنی، یکجا پیش میآید که باید
با این کسی که خیلی دوستی دشمنی کنی، بیدار باش.
یک چیز دیگر که میخواهم عرض کنم، ببین برادرها سوال چیز خوبی است، انسان سوال کند،
من هم جواب بدهم، اما یادت نرود، سوالی که از روی غرضومرض و اعتراض باشد، چیزی
گیرت نمیآید، اما سوال برای خدا وقتی که شد خوب گیرش میآید. من آن هفته داشتم
میگفتم که رسولالله محمدبنعبدالله (ص) فرمود: یک نفر نیست که منبابمثل تا مرگ
نرسیده توبه کند، یک نفر نیست که اینطور، یک آقایی آخر شب گفت که یک کسی به من
میگفت که مثلاً آن روز مالکاشتر نبود، اینطور نبود؟ اول اینکه اینها یک تذکر
است، مثلاً تلویزیون اعلام میکند آقا هوا کثیف است از خانه بیرون نیایید. حالا
نمیگوید آقا در خانه خفه شو، برو بیرون. آقا هوا کثیف است، ماسک بزن. آقا هوا
بارانی است چتر بردار. اینها یک تذکر است که پیغمبر (ص) میفرماید، چون میدید،
مردم را میدید که سرش گرم دنیاست. این یک، دو فاصله زمانی که رسولالله (ص) این
جمله را فرموده تا مالکاشتر بیش از چهل سال است، تو حالا آمدی میگویی آن روز
مالکاشتر نبود؟ خود مالکاشتر، خود سلمانفارسی، دیگر از این بالاتر؟ خود
رسولالله (ص).
از سلمان فارسی میپرسند که این ریش تو بهتر است یا دم سگ؟ میگوید اگر از پل صراط
رد شد این ریش من بهتر است، وگرنه دم سگ.
پیغمبر اکرم محمدبنعبدالله (ص) به خاک افتاده به راستی گریه میکند، خدایا، "یک
آن" مرا به خودم وانگذار. حالا تو میگویی آنروز که پیغمبر (ص) این را فرمود
مالکاشتر نبود؟ اولاً فاصله زماني بین مالکاشتر و رسولالله (ص)،خود پیغمبر (ص)
بیستوسهسال رسالت کرد، بیستوپنجسال هم غاصبین حق علیبنابیطالب (ع) را گرفتند
میشود چهلوهشت سال. مالکاشتر آن سالهای آخر كه ديگر میرود در پنجاه سال دور
علیبنابیطالب (ع) است.
پس اینکه پیغمبر (ص) میفرماید: یک نفر نیست که تا مرگ نرسیده نجات بدهد خودش را،
تذکری است به همۀ ماها، بیدار باشید، حواستان جمع باشد.
بعد وجود مبارک مولا علی (ع) (بهروحشصلوات بفرستید.) میفرماید: بزرگترین
انسانهای کامل که در زندگی پیشرفتشان خوب است، اینها این کار را میکنند، سعی
میکنند که اکثراً کارهایشان با قرآن و سنت و اهل بیت (ع) باشد. نظر خودشان را
کنار میگذارند. از صبح تا شب کوشش میکند در اصلاح کارش، در اصلاح دینش، در اصلاح
زندگیاش، آنطوری که خدا میخواهد باشد. اکثر ماها هم به قول قدیمیها خدا را
میخواهیم هم خرما را، نماز میخواند، مکه میرود، آن کاری هم که دل خودش میخواهد
میکند. نمیشود! ببین برادر الآن این لیوان آب تمیز است، پاک است، یک قطره خون شما
یا عمدی یا سهوی انداختی داخلش، سیصدتا "قل هو الله" این را پاکش نمیکند، باید آب
کشیده بشود. یک خورشت درست کردی، پنجاههزار تومان هم خرج کردی، یک دانه فضله
موش یا عمدی یا سهوی افتاد درونش، این نجس شد. سههزار "قل هو الله" هم بخوانی
خورشت را پاک نمیکند.
لذا این دستورات را ما باید عمل بکنیم، بزرگترین مردم از نظر عقل کسانی هستند که
تمام زندگی خود را در زیر نظر قرآن و رسول (ص) و اهل بیت (ع) ميگذرانند، دایم در
اصلاح کار دینشان همت میگمارند.
بدبختترین مردم کسانی هستند که دینشان را برای دنیای دیگران میدهند. مثل بیشتر
این کارگزاران تلویزیون، خودش دوست دارد، انگلیسیها از آنها میخواهند، میگوید به
خاطر مردم. شما میبینی اکثر این فیلمها که الآن میگذارند اینطور زنها آرایش
کردهاند، ببین اول تا آخر چیزی در آن هست، اصلاً چیزی دارد به درد مملکت به درد
عقل، رشد بخورد؟ میلیاردها پول هم خرج میشود. اینها بدبختترین مردم هستند که
دینشان را به خاطر... در صورتی که به خاطر نفس خودش دارد میدهد.
بهترین مردم کسانی هستند که به حق قضاوت میکنند و به حق حرف میزنند.
گفتم که آن طرف آمد خدمت آقا امام چهارم (ع) گفت: آقا، من میخواهم کل دین را برای
من بگویی، کل دین را! آقا(ع) فرمود کل دین سه جمله است:
1. هروقت خواستی حرف بزنی حق بگو، آنکه واقعی است بگو.
2. در قضاوتها آنطور قضاوت کن که خدا راضی است. خودت راضی بشوی، مردم راضی بشوند
نه!
3. به وعده وفا کن.
لذا سوال از من شده: خدا مگر انسان را آزاد خلق نکرده؟ چرا برادر من، جوان عزیز، من
آن هفته گفتم، این هفته هم میگویم جا بیفتد. خدا انسان را آزاد خلق کرده، اما
یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) برای راهنماییاش فرستاده که بگویند شما:
1- انسانید.
2- بگویند که شما اشرف مخلوقاتید.
3- بگویند که شما بهترین و آقاترین هستید.
4- بگویند به این طرف که تو هم خلیفه خدایی هم معرف خدا، چون در قرآن میگوید ای
انسان تو خلیفه من روی زمینی نمایندۀ من هستی.
از آنور هم در حدیث قدسی میفرماید: من گنجی بودم پنهان تو را خلق کردم خودم را
آشکار کنم.
پس کسی که معرف خدا میخواهد بشود، اشرف مخلوقات میخواهد بشود، آزادیاش آزادی
حیوانی نیست. حیوان هرکار دلش بخواهد میکند، هرجا خواست ادرار میکند، هرجا خواست
میخوابد، هرجا خواست میرود. گفتم که گرسنهاش است میپرد یکی را میگیرد پاره
میکند، میخورد. الآن در اروپا آمریکا و شصتدرصد در کشور خودمان اینطوری شده،
آزادی اینطوریه، ما ماشین سواری میخواهیم، میپرد کیفقاپی میکند، بانک میزند!
زنه را گرفته بودند، من خودم داشتم گوش میکردم، میگفت: من فکر نمیکنم اشتباه
کرده باشم، کارم کیفقاپی بود، من میخواستم یک زندگی خوبی داشته باشم. تو ببین
با تربیت نشدن خلقالله، احکام و اخلاق نگفتن، کار به کجا رسیده که اشرف مخلوقات
شده از الاغ پستتر، شده از الاغ پستتر! پس ما زمانی انسان کامل و آقایی هستیم که
تسلیم خدا که ما را خلق کرده و دستور چه داده بشویم. دکتر هرچه میگوید؟ ميگويي
چشم، میروی آرایشگاه هررقم که آن میخواهد یکورت میکند، کجت میکند، ميگويي
چشم! همۀ ما گردنکلفتی را گذاشتیم در سینه خدا! بله، انسان آزاد است، ولی آزادیاش
آزادی حيواني نيست.
لذا آن هفته هم گفتم:
• دین تعصبی دین ابوسفیان است، ابوسفیان پدرزن پیغمبر (ص) هم بود، ولی روی
بتپرستی و بت و جهالت تعصب داشت. وقتی هم پسرش معاویه به حکومت رسید، کور بود
آن موقع، کور شده بود، گفت: معاویه از تو میخواهم آنچه که پیغمبر (ص) آورد به
نام حلال تو حرام کنی، آنچه که آن به نام حرام آورد تو حلال کنی.
• دین نظری دین خود معاویه است، معاویه میگفت نظر من این است!
• دین دیکتهای دین آمریکاست، دین اروپاست، دیکته میکند به کشورها، نکنند،
بمباردمان میکند، دشمنی میکند!
• دین زمانپسند، دین محمدرضا شاه است.
• لذا دین درست و دین صحیح آن است که به وسیله قرآن و سنت و اهل بیت (ع) ما
تسلیم بشویم. لذا اگر یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) عظمت و آقایی دارند، وجود
مبارک مهدی آل محمد (ص) میآید عظمت دارد، این است که اینها از خودشان چیزی
ندارند. میگویند خدا این را فرموده. امام زمان (عج) میفرماید: خدا این را
فرموده، جدم رسولالله (ص) این را فرموده.
من آن محرمی چهار شب میوه و ثمرۀ کارهایی که میکنیم را عرض کردم، برای اینکه
یادمان نرود دو هفته است دارم هرهفته یک تکهاش را میگویم که ما کارهایی که انجام
میدهیم میشود یک درخت، بعد این درخت میوه میدهد، ثمره آن و میوهاش ببین چه
هست؟ مثلاً امام حسین (ع) آن روز برای خدا جدی ایستاد، با دشمن جنگید، این میوهاش
این است که هزاروسیصدوهفتادویک سال میگذرد، ما امشب به نام امام حسین (ع) شب
اربعین دور هم جمع شدهايم. به روح محترم امام حسین (ع) و امام حسن (ع) و
اصحابشان سهتا صلوات مردانه بفرستید.
اللهم صل علي محمد و آل محمد
کارهایی که ما میکنیم میشود یک درخت و میوه میدهد، میوهاش ببين باید چه باشد؟
علیبنابیطالب (ع) میفرماید: کارهایی که انجام میدهی روزگار رو میکند، سی سال
پیش ازدواج کردی، بیباک، فقط فکر خور و خواب و شهوت بودی، حالا یک مشت پسر و دختر
و نوه و نتیجه لامذهب و دزد و کیفقاپ داری، آبرویت میریزد.
امام رضا (ع) میفرماید: کارهایی که انجام میدهید یک عبا میشود، سعی کن وقتی که
عبا را انداختی روی کولت، آبرویت ریخته نشود.
ميوه و ثمرهٔ كارهاي ما:
• حالا میوه و ثمرۀ درخت اختلاف با مردم میشود: گرفتاری فراوان، بدبختی دنیا و
آخرت، وارد جهنم شدن.
• میوۀ گذشت و نیکوکاری به مردم میشود: عزت، بزرگواری نزد خدا و وارد بهشت شدن.
• میوۀ خودبینی و تکبر میشود: لجبازی، خلاصۀ لجبازی، خواری دو دنیا، رسوایی،
شکست، بدبختی است.
• میوۀ محبت و خوشاخلاقی با مردم میشود: دوستی فراوان، دوست فراوان داری.
چرا؟ اول دوست خداست، بعد رسولالله (ص)، بعد امام زمان (عج) بعد... اینها میوۀ
کارهایمان است، بخواهیم و نخواهیم هست.
بعد علی (ع) میفرماید: هرکه در راه مردم چاهی بکند، خود در او میافتد. بدان، برای
هرکس هرنقشهاي بکشی خودت درونش هستی، برای هرکس هرکاری بکنی، کار خوب میخواهی
بکنی، دعای خوب همهاش به خودت برمیگردد، هدفت نظرت بد است، همهاش خودت درونش
هستی.
هردست که دادی همان دست گرفتی هرنکته که گفتی همان نکته شنیدی
میگوید: اگر کسی برای کسی چاهی بکند، خودش میافتد درونش.
هرکه ناشایست بگوید، نادرست میشنود. من این را مثل زدم، گفتم که وقتی شما یک ضبط
میگذاری جلویت دکمه را میزنی میگویی سلام علیکم رحمت خدا بر تو باد، بعد دکمه را
میزنی برمیگردد، آن میگوید سلام علیکم، رحمت خدا بر تو باد. همان دکمه را میزنی
دوتا فحش میدهی، میزنی همان فحشها را به خودت ميدهد. میگوید چاه میکنی برای
کسی خودت درونش هستی، بد میخواهی خودت درونش هستی.
هرکه شمشیر عداوت بکشد بر سر خودش فرود میآید.
لذا میفرماید: بشنو و بفهم و باور کن، بعد عمل کن تا رستگار شوی.
آن وقت قرآن چه میگوید؟
سوره المرسلات آیه 43 تا 48- گفته شود به مومنین (یعنی شماها) بخورید و بیاشامید،
گوارا باد شما را. چرا؟ مزد کارتان است، در دنیا حرف گوش کردید، ما هم داریم اینجا
به شما نعمت میدهیم. بالعکسش به اهل دنیا کسانی که باور ندارند، به اینها میگوییم
در دنیا چهار روز خوش باش، آخر کل عمر ما منبابمثل هفتاد و هشتاد و این حرفهاست
دیگر، نصف بیشترش را خوابی و در راه توالت هستی، تکان خوردی برو بمیر. میگوید حالا
اینجا بکش عذاب را! چرا؟ هرچه به تو میگفتیم گوش نمیکردی، زیر بار نمیرفتی.
آيه 49- وای در آن روز بر تکذیبکنندگان.
جمله زيبا: سوره مرسلات آیه 50- پس به کدام سخن بعد از قرآن تو میخواهی ایمان
بیاوری؟ به کدام سخن؟
ببین برادر، مولا علی (ع) میفرماید: یک روز پیغمبر (ص) وارد یک مجلسی شد، بلند
شدند داد، فریاد، گفتند ای سید ما، ای مولای ما، دادوفریاد کردند! آقا علی (ع)
میفرماید: پیغمبر (ص) سخت خشمگین شد، عصبانی شد. فرمود: چرا این کار را میکنید؟
چرا؟ بگویید: ای پیغمبر ما، ای فرستادۀ خدا به سوی ما، سخن به راستی و حقیقت
بگویید و در گفتار خود زیادهروی نکنید، غلو نکنید. چرا؟ چون مومن چاپلوس و حیلهگر
و دروغگو نیست. اگر بکنید به ضلالت میافتید، ضلالت همینهاست که الآن میبینی،
راحت آمریکا از کجا پا شده آمده، روزی چقدر دارد در افغانستان، پاکستان کجا و کجا
میکشد. وقتی انسان از خانۀ بابا شب فرار کرد، شب در خیابان باید در جوی آب بخوابد،
باید تو سری بخورد.
حالا مژده به کسانی که این درسها را گوش میکنند، حفظ میکنند و عمل میکنند، حالا
ثوابش را دارد میگوید:
میفرماید: ثواب عالم پرهیزگار الآن شما عالمید، هرچه که میدانی انجام بدهی،
ثوابت به اندازۀ عیسی (ع) است. هرچقدر خوبی میدانی انجام بدهی ثوابت به اندازۀ
عیسی (ع) است.
ثواب توانگری که خرج میکند ولی منت نمیگذارد، ثواب او به اندازۀ حضرت ابراهیم
(ع) است.
ثواب فقرایی که فقیر است ندارد اما صبر میکند، به خلاف پناه نمیبرد، به دزدی، به
کیفقاپی پناه نمیبرد. میگوید: ثواب این به مقدار ایوب (ع) است.
ثواب رؤسایی (رئیسجمهور، فرق نمیکند بالاتر، پايينتر.) که اينها عادل باشند، این
چهار روز، این هشت سال، این چهار سال، حواسش جمع باشد، اگر میخواهد وزیر انتخاب
کند، دوست انتخاب کند، مومن انتخاب کند. چهارتا چاپلوس و لامذهب را دور خودش جمع
نکند. همه با هم میروید جهنم، در همین دنیایش در جهنم هستید. میگوید اگر عادل
باشد، ثواب این مانند سلیمان (ع) و داود (ع) است. کسی که فرمانروایی باشد،
استاندار باشد، رئیسجمهور، چه باشد، عادل باشد، ثوابش مانند سلیمان عادل (ع) است.
ثواب شما جوانهای خوب، ثواب جوانهایی که در زندگی میآیند اخلاقیات را یاد
میگیرند، عمل میکنند، پرهیزگارند میگوید مزدشان همانند یحییبنزکریا (ع) است.
یکی از پیغمبرهاست (ع) که معروف است در عبادت، میگوید ثواب شماست. والله بیشتر
از این هم هست.
ثواب خانمهایی که در دنیا گول دنیا را نخورند، تجملاتپرست نشوند، به این و آن
نگاه نکنند، ببینند خدا چه گفته؟ خدا از چه خوشش میآید، ثواب اینها ثواب مریم
خانم (س) مادر عیسی (ع) است.
پس برادرها، حواسها جمع باشد، اگر ما حواسمان را جمع نکنیم، در دنیا و آخرت ذلیل
هستیم.
من چندتا آیه قرآن بخوانم، از خواب غفلت بیدار بشویم، بعد بروم سراغ اصل مطلب.
خوب گوش کنید، برای اینکه یک عده باور کنیم بابا ما زنده میشویم، بعد از مرگ
حسابکتاب است، آنچه خدا میگوید دروغ نیست، در سوره النازعات خدا چندتا قسم
میخورد. خوب گوش کن: باز تکرار میکنم، برای اینکه آنهاییکه پررویی میکنند،
دنیا گرفتهشان، زیر بار نمیروند، خدا چندتا قسم میخورد، برای اینکه بابا بدان
که جهنم هست.
سوره النازعات آیه 1- قسم به فرشتگانی که جان به شدت میگیرند.
هم قسم میخورد، هم میگوید اینهایی که گنهکاراند، جان گرفتنشان مثل این است که
بخواهی یک دانه شتر را از سوراخ سوزن رد کنی، این باید خرد بشود، له بشود، از
سوراخ رد بشود. میگوید:
تکرار آیه 1- قسم به فرشتگانی که جان به شدت میگیرند.
آیه 2- قسم به فرشتگانی که جان مومنین را با مدارا، با آرامش میگیرند. (ببین چقدر
قشنگ است؟)
آیه 3- قسم به فرشتگان شناگر، آنهایی که دائم در رفت و آمدند، امر اطاعت میکنند،
چه بکن، چه نکن.
آیه 4- قسم به پیشیگیرندگان از فرشتگان که از همدیگر سبقت میگیرند. (همانطوری
که در دنیا بعضیها برای دنیا هی سعی میکنند از هم سبقت بگیرند، بعضی برای آخرت،
آنها هم ملائکه اين سبقت درونشان هست.)
آیه 5- قسم به ملائکه که به امر خدا کار شما را تدبیر میکنند. (امور شما به دست
ماست و ملائکه هم به امر ما کارها را انجام میدهند.)
به این قسمها که قیامت وجود دارد.
آیه 8- در آن روز دلها لرزان و هراسان است.
آیه 9- چشمها خوابیده! هرچه اینجا پررویی میکنی، تکبر میکنی، آنجا بدبختی است،
خدا قسم میخورد.
بعد در آيه 10 و 11 میفرماید: باز هم شما میگویید ما مردیم زنده میشویم؟ ما
رفتیم در قبر، هیکل ما پوسید، باز زنده میشویم؟
من بارها جواب دادهام. طرف میگفت آقا ما هفتاد کیلو وزنمان است، پنجاه کیلویش
آب است، میرود در زمین فرو، بیست کیلویش هم میشود رگ و پوست و استخوان، پودر
میشود. چطوری زنده ميشويم؟ گفتم بابا، آن روزی که مثلاً تلویزیون نبود آن آقا
میخواست تلویزیون را اختراع کند برایش سخت بود، اما حالا که تلویزیون را اختراع
کرده دیگر اگر خراب شد درست شدن برایش کاری ندارد که! خدا خودش در قرآن همین را
میگوید، میگوید آن روزی که تو نبودی، این چهار قطره منی دویست سیصدمیلیون تک
سلول است، اسپرم است، یک دانهاش را من بدون اختیار هیچکس، با اختیار خودم به
بهترین وجه ساختم، حالا دیگر در خلقت تو من ناراحتی ندارم که!
آيه 13- جز این نیست که آری دمیده شود در صور و زنده میشوید.
بعد خدا برای متکبرین ميگويد، برادرها، هرکی هر کجا هستی، در هرمقامی هستی، این
را دارد برای آنها میگوید: سورۀ النازعات آیه 15- آیا حکایت موسی را شنیدی؟
آیه 16- که چون ندا کرد او را پروردگارش به وادی پاکیزه.
توضيح آيات 17 تا 22- خدا موسی را خواند در کوه طور و دستور داد برو با این دوتا
معجزه که به تو دادیم فرعون را دعوت کن. دوتا معجزه عظیم، یکیاش این بود که عصایش
را ول میکرد، هرچه بود میبلعید. میشد یک اژدها میبلعید. بعد دوباره میگرفت
میشد همان عصا. این عجیب بود! دوم اینکه شب تاریک ظلمانی دستش را از درون جیبش
درمیآورد، یا از زیر بغلش، تمام بیابان روشن میشد. خدا موسي (ع) را با این دو
اعجاز بزرگ فرستاد، ولی فرعون چه کار کرد؟ گفت تو جادوگری! دروغ میگویی! فرستاد
جادوگرها را جمع کردند، حتی از ایران خودمان از همدان، حدود هفتادتا جادوگر بردند،
در خبر است که هفتهزار جادوگر از سراسر جهان جمع کردند در این هفتهزارتا
هفتصدتا در آن هفتصدتا هفتادتا، از آن بالا بالا بالاها را آوردند که موسی (ع) این
عصا را ول میکند اژدها میشود جادو است. آنها آمدند و در خبرها هست از سیخروار تا
سیصدخروار، هرخرواری سیصد کیلو است، آنها وسایل آوردند گفتند یا الله، یا موسی تو
شروع کن ما هم شروع میکنیم. موسی (ع) گفت: من به امر خدا هستم، شما کارهایتان را
بکنید. اینها طنابهای کلفت آورده بودند چه چه اینها را به حرکت درمیآوردند چه
میکردند، خوب که کارهای جادوییشان را انجام دادند، حالا خدا فرمود به موسی(ع)
حالا تو عصا را ول کن. عصا را ول کرد تمام آنها را بلعید، تمام بلعید. دوباره عصا
را گرفت شد همان چوبه. جادوگرها که از سراسر دنیا آمده بودند با موسی (ع) بجنگند،
گفتند: "اشهد ان لا اله الا الله" حالا به قول امروز ما " اشهد ان محمداً
رسولالله (ص)"جادوگرها همه ایمان آوردند، گفتند این جادو نیست، این چشمبندی
نیست، این همه وسایل را این عصا بلعید، دوباره شد همان چوب، این دروغ نیست! میدانی
فرعون چه کار کرد؟ گفت شما با هم ساختوپاخت کردید، پدرتان را درمیآورم. گفت
اینها که ایمان آوردند، بگیر اینها را، دست مثلاً راستشان را ببرید، پای چپشان هم
ببرید. آنها گفتند ما افتخار میکنیم در راه خدای راستراستی داریم دست و پایمان را
میدهیم. ببین این است! افتخار میکنیم که در راه خدای راستی دست و پایمان را
میدهیم. فرعون لجبازی کرد، شروع به جنگ کرد.
آیه 24 همان سوره النازعات- گفت من بزرگترین پروردگار جهان هستم! (برادرها پست و
ریاست این است!)
امام صادق (ص) در کافی شریف سه دفعه لعنت میکند کسی که ریاست را به خودش ببندد،
کسی که دنبال ریاست برود، کسی که فکر ریاست بکند. در اسلام، در انسانیت ریاست وجود
ندارد، مسئولیت است، اگر در این مسئولیت خوب کار کردی با تمام ثواب این
هفتادمیلیون شریک هستی، اگر در این مسئولیت بد کار کردی تمام این گناههایی که از
صبح تا شب دارد میشود در حساب شما مینویسند. فرعون گفت: من بزرگترین پرودگار
هستیم.
پیغمبر (ص) داشت همین آیه را در قنوت میخواند، رسید به اینجا که "انا ربکم الاعلی"
یک نفر از این پشتنمازها گفت: ای مادر زناکار، دروغ میگویی. حالا پیغمبر (ص) دارد
نماز میخواند، قرآن در قنوتش دارد میخواند، آن هم گفت: ای مادر زناکار، دروغ
میگویی. مردم بعد از نماز ریختند دور پیغمبر (ص)، یا پیغمبر (ص) این... فرمود:
ساکت باشید، این را بهترین ذکر خدا پذیرفت، چون آخرین عقدۀ خودش را نسبت به دشمن
خدا رو کرد. لذا فرعون گفت: نه، منم!
آیه 25- و گرفت خدا فرعون را به عقوبت در آخرت به غرق شدن در دریا، غرقشان کرد.
همه را برد، آیه خواندم برایتان در زمان که غرق میشدند خدا میفرماید نه آسمان به
حالشان گریه کرد نه زمین، خودشان هم خودشان را لعنت میکردند. همه را غرق کرد،
نابود کرد، فقط خدا فرعون را فرستاد روی آب که مردم ببینند. الآن هم جسد مومیایی
شدهاش در موزۀ مصر است. آن چند هفته پیشتر آن آقا که هردفعه روزنامه چاپ میکند
برای ما میآورد، عکس فرعون را انداخته بود، طرف گفت چقدر زشت است، گفتم بابا یک
روزی این میگفت من خدا هستم، میگفت من خدا هستم!
آیه 26- البته در غرق شدن فرعون عبرتی است، برای کسی که بترسد از خدا.
آیه 27- آیا شما سختترید از حيث خلقت یا این آسمانهای عظیم؟ (خدا دارد میگوید:
آیا شما سختترید یا این آسمانهای به این عظیمی؟ کدام سختترید؟ بابا آرام
باشید.)
لذا انسان اگر خودش را تربیت نکند، نفسش را تربیت نکند، با خدا میجنگد. ( یک
صلوات مردانه بفرستید.)
این چند جمله را خوب گوش بدهید، امام صادق (ع) یک روز از شاگردانش پرسید: این
همه شما کلاس آمدید رفتید، چه یاد گرفتید؟ یکی از این شاگردها بلند شد گفت: آقا
(به قول امروزیها) اجازه، من هشت جمله یاد گرفتم الآن میخواهم بگویم، همینی که
همۀ ما اسیرش هستیم. آقا (ع) فرمود: بگو.
1. آقا فهمیدم هرکس هنگام مرگ از آنچه که دوست دارد جدا میشود، من سعی کردم همۀ
فکرم را در کارهای خوبی بگذارم که از آنها جدا نمیشوم کردم. چون وقتی که میمیرم
اعمالمان همراهمان است، آنهایی که بد کردند میروند جهنم با این اعمالشان آنهایی که
خوب کردند میروند بهشت. میگوید من دیدم مردم سعی میکنند دربارۀ چیزهایی که
میگذارند و میروند، من سعی کردم کارهایی که میکنم همراهم باشد.
2. اینکه دیدم گروهی به مال مینازند، جمعی به نیاکان، عدهای به فرزندان، با اینکه
اینها هیچ فخری ندارد. ولی خدا میفرماید که افتخار به تسلیم شدن در برابر من و
عبادت من است، من هم سعی کردم که تسلیم خدا بشوم، آن را اطاعت کنم.
3. از طرفی دیدم دنیاپرستان، هواپرستان همه مشغول این دنیا هستند، از صبح تا شب
چشموهمچشمیها میکنند، خدا میفرماید: از مقام پرودگارتان بترسید، با نفستان
جنگ کنید، با خواستههای دلتان مبارزه کنید. من هم سعیکردم امام صادق (ع) از صبح
تا شب با نفسم جنگیدم.
4. دیدم هرکه چیز پر ارزشی که دارد سفت نگهاش میدارد، آن زندگیاش را، خانم
طلایش را، آن پولش را، دیدم هرکسی یک چیز خوبی که دارد قرص نگهاش میدارد، اما
خدا در قرآن میفرماید: کیست که به من قرض دهد و من چندین برابر به آن بدهم؟ من هم
سعی کردم یابنرسولالله (ص) از صبح تا شب کارهایی که انجام دادم فقط رضای خدا
باشد، پول داشتم خرج میکردم، هرجا بود برای خدا بود، سعی میکردم برای خدا باشد.
5. دیدم مردم در رزق و روزی با هم حسادت میکنند، با اینکه خداوند فرموده ما در
زندگی دنیا روزی را بین اینها تقسیم کردیم، چرا به هم حسادت میکنید؟ لذا من سعی
کردم که هیچ حسادت نکردم.
6. چون دیدم مردم با یکدیگر دشمنی میکنند و کینهها به دل میگیرند و خدا
میفرماید: شیطان دشمن شماست، با شیطان بجنگید، چرا با هم دشمنی میکنید؟ چرا با هم
دوست نیستید؟ من سعی کردم تمام دشمنیام را با شیطان و نفس و دلم کردم، دشمنی با
آنها کردم.
7. چون دیدم همه برای روزی حرص میزنند، ببین بابا فعالیت خیلی خوب است، کار کردن
کار خوبی است، در خانه خوابیدن هم کار بدی است، اما حرص زدن، حرامخواری، کلاه سر
هم گذاشتن، دروغ گفتن اینها بد است. دیدم همه برای روزی حرص میزنند، با اینکه
خداوند میفرماید: من روزی جن و انس را میدهم، از کسی هم روزی نمیخواهم، روزی هم
بین شما تقسیم شده، چرا اینطوری با هم دعوا میکنید؟ لذا این است که من هیچ برای
روزی حرص نزدم، آرام کارم را انجام دادم.
8. چون دیدم گروهی به ثروت مینازند، گروهی به صحت بدن، گروهی به پست و مقام،
هرکس به یک چیزی مینازد. قرآن میفرماید: هرکه از خدا بترسد خدا برای او راهی
میگشاید. به خودتان ننازید! من سعی کردم دائم از خدا بترسم.
میدانی امام صادق (ع) چه گفت این هشتتا را که گفت؟ امام صادق (ع) فرمود: والله تو
به تمام کتابهای آسمانی تورات و انجیل و زبور و قرآن و آنچه خدا کتاب فرستاده تو
همه را عمل کردی، همه را.
لذا اینکه امام حسین (ع) بعد از هزاروسیصدوهفتادواندی هی دقیقهبهدقیقه عزیزتر
میشود، علتش این است كه ميفرمايد:
من برای یاری دین جدم حرکت کردهام، من برای اصلاح امور مردم به طریق جد و پدرم
حركت کردم، من برای باقی ماندن احکام و اخلاق دین قیام کردم. من برای امربهمعروف
و نهیازمنکر قیام کردم. همهاش هم درست است، این دو جمله آخر را که گفتم اکثراً
میآیند چه کار میکنند؟ با گریه تمامش میکنند:
میفرماید: آیا کسی هست من غریب را یاری کند؟ این برای گریه کردن نیست! یا اینکه آن
روز دو نفر از قوم یزدیان بیاید اینطرف پیش امامحسین (ع)! نه! ببین الآن شماها
چند سال است هرکدام در این جلسه میآیید میروید، مردم را میآورید و میبرید،
برای آن کاری که امام حسین (ع) کرد دارید اين كار را میکنید، داری امام حسین (ع)
را یاری میکنی. آن روز چهلودو نفر بودند و با همه قوموخویشهایش هفتادودو نفر
همراهشان بود كه همه کشته شدند، ولی همین الآن که من دارم صحبت میکنم، یک وقت
میبینی که چند هزار نفر گوش ميكنند، سیدی میرود، اینطرف آنطرف. آیا کسی هست
من غریب را یاری کند؟ یعنی به نماز که رسید، به امربهمعروف که رسید، به کمک قرآن
که رسید، شما بجنبی، ياري كني، که الآن بحمدالله خدا توفیق داده در این هوای به این
سردی و بارانی ماشاءالله جمعیت ما تا وسط خیابان است. آن روز به شماها دارد
میگوید.
جمله بعدی میفرماید: اگر دین ندارید آزادمرد باشید، ناموست مال خودت باشد، ناموس
مردم مال مردم باشد، به ناموس کسی کار نداشته باشید.
لذا خود قرآن چه میگوید؟ خود قرآن میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردهاید، ایمان
بیاورید. یعنی چه؟ اطاعت کن خدا را، ببین قرآن چه میگوید؟ اطاعت کن رسول خدا را،
اطاعت کن اولیالامر را.
وقتی که روی زمان و مکان و خواسته دل میروی جلو، میگوید مثل کارهای تو مثل آن
پیرزنی است که در عرب دیوانه بود، از صبح تا ظهر میبافت، بعدازظهرها پاره میکرد،
میریخت دور. میگوید وقتی کارهایتان روی میل باشد، روی زمان باشد، روی این و آن
باشد، مثل آن پیرزنی که صبح تا ظهر میبافت، بعدازظهر پاره میکرد.
کارهایی که انجام میدهید روی میل زمان و دل، مثل خاکستری است که میگذاری جلوی باد
شدید، یک باد که میآید همه را میبرد.
کارهاییکه انجام میدهید خدا درونش نیست، میل و زمان است، مثل خاکی است که روی
سنگ قرار گرفته، یک باران میآید همه را میشوید میبرد. پس برادرها بیدار باشیم.
یک صلوات مردانه بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پرودگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، همۀ ماها را در راه خودت عاقبتبهخیر
بگردان.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت میدهیم، شر اشرار را به خودشان
برگردان.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، از هر شر و فتنۀ و بلا ماها را نجات بده.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، هرکس نظر و غضب و هرچه دارد به خودش برگردان.
انشاءالله دعاها به اجابت و انجام برسد، به روح محترم امام حسین (ع) و اصحابش
سهتا صلوات مردانه بفرستید.
************** پايان
*****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir
انشاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته