اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني
سخنرانی شب جمعه مورخه 08/11/88
به روح محترم چهارده معصوم و
حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.
برای سلامتی وجود مبارک امام
زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.
به روح رهبر انقلاب و برای
سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.
دعای فرج
را بخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ
العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و
حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و
تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.
انشاءالله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.
*******
مسئله:
آن دو هفته
پیش من راجع به سجده عرض کردم که هفتتا از اعضای ما بایست موقع سجده روی زمین
باشد:
• پیشانی،
• دو کف دست
• و دو سر زانوها
• و دو نوک شست پاها.
این در زمان سلامت است. زمانی است که انسان سلامت است، سجده میرود، پیشانی، دوتا
کف دستها، دوتا سر زانوها، دوتا هم نوک شست پاها بايد روي زمين باشد. اما اگر
انسان یک وقت مریض باشد، یک طوری باشد، مثلاً کف دستش را نمیتواند بگذارد زمین،
پشت دستش را میگذارد. پشت و کف را نمیتواند زمین بگذارد، مچ دستش را میگذارد،
آرنج را میگذارد، هرکجا را که توانست آنجا را میگذارد زمین. در انگشت پا هم
همینطور، در زمان سلامت انسان بایستی که پیشانی، دو کف دست، سر زانوها، نوک شست
پاها را روي زمين بگذارد، اما در زمانی که خدای نخواسته مریض است، یک گرفتاری دارد،
هرجور که میتواند باید نمازش را بخواند.
هرکس فهمید به روح محترم محمد (ص) و آل محمد (ص) صلوات بلند بفرستد.
*******
مقدمه:
وجود مبارک مولا علی (ع) میفرماید:
ارزش کارهای شما به این است که بشنوید، بفهمید، باور کنید، بعد به کار
ببندید. کلاً در تمام امور انسان باید بشنود، بفهمد، باور کند، بعد به کار ببندد.
حالا درس معمولی را هم که میخوانی فرق نمیکند، اگر بیتفاوت باشی چیزی نمیفهمی،
اما وقتی داری درس دکتری میخوانی اگر بفهمی یک دکتر خوبی میشوی. هیچ راهی هم
بالاتر از انسان شدن نیست، دکتر شدن چه آسان، ملا شدن چه آسان، آخوند... هرچه
بخواهی چه آسان، آدم شدن چه مشکل! بعضیها میگویند آدم شدن محال است. لذا اگر ما
بخواهیم انشاءالله آدم بشویم، طبق فرموده مولا (ع) میفرماید: (به روحش صلوات
بفرستیم.) بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی.
امام صادق (ع) هم همین را میفرماید، میفرماید:
بشنو و پیروی کن کسی را که تو را میگریاند ولی تو را از نفهمی
نجات میدهد، روشنت میکند، پیروی نکن از کسی که تو را با حرفهای خرافی گول
میزند، چه لازم دارد؟ سه چیز لازم دارد:
اما اول اینکه ما از خانه که حرکت میکنیم برای خدا بیاییم، هدف خدا باشد. حرکت
برای خدا، آمدن برای خدا، بنشینیم برای خدا، گوش کنیم برای خدا، حفظ کنیم، عمل
کنیم. هدف خدا باشد، چون هدف خدا نباشد، شیطان و نفس اماره نمیگذارد موفق شویم.
بعد میفرماید:
1- پندپذیری درون، گفتاری که ما گوش میکنیم هرکه میخواهد باشد گوینده، حرف درست
را ما باید بپذیریم، در درون خودمان حفظ کنیم، بعد عمل کنیم.
2- دوم پندگوی درون، شما از اینجا که میروی تا هفته آینده که میآیی دهها مسائل
پیش میآید، در خودت یا با دیگران، خیلی خب شما چه کار میکنی؟ با خودت حرف میزنی.
پندگوی درون، اگر این دوتا را ما دارا باشیم:
3- حالا خدا توفیق میدهد، توفیق الهی، هی روزبهروز در انسان شدن، در آدم شدن، در
پیشروی، در معنویت، بالا میرود.
این جملات کوتاهی که من اول منبر مرتب عرض میکنم خیلی مهم است، چون همه اینهایی که
شما میشنوید از اول خلقت عالم تا الآن اینها نابود شدند، به خاطر همین جملات کوچک
است.
رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: سه چیز سبب خوشبختی مردم است در دو دنیا:
1- یکی ادب و اخلاق اسلامی، ادب و اخلاق اسلامی این است که آنچه را که ما میکنیم
خوشایند خلق نباشد، خوشایند خدا باشد. مثلاً طرف دارد با شما صحبت میکند، خب
میدانی دارد خلاف میگوید، باید برای خدا به او بگویی.
من آن هفته پیش یک جملهای گفته بودم که میخواهی ببینی چقدر آدم خوبی هستی ببین
چقدر در مقابل حرف حساب خوشحالی؟ بعد ایشان سوال کرده بود که ما یک خرده متوجه
نمیشویم این حرف را، من الآن بازش میکنم. ببین وقتی شما از من یک سوال میکنی، از
من نوعی فرق نمیکند، یک سوالی میکنی حرفی میزنی، حالت جواب من سه نوع است. خوب
گوش کن برادر:
شما یک سوال کردی یا چیزی گفتی، حالا حالت جواب من سه نوع است:
1. یکیاش این است که من همینطور نگاهت بکنم و یک دو دقیقهای نگاهت بکنم و محل
نگذارم و بروم، که شما چقدر ناراحت میشوی؟ ما را آدم حساب نکرد، چقدر متکبر بود،
جواب نداد! این یک حالت.
2. حالت دومش این است که من آنطور جواب بدهم که شما خوشت میآید، این به خدا خیانت
کردیم، به مملکت خیانت کردیم، به ملت خیانت کردیم، به شما خیانت کردیم، وقتی یک
جوری جواب داده بشود که شما خوشت بیاید این خیانت است، به اول و آخر و وسط، که الآن
نوددرصد اینطوری است. یک جوری گفتار هست جواب هست که خلقالله خوششان بیاید زمان
خوشش بیاید. حالت سومش این است که مولا (ع) میفرماید اگر میخواهی ببینی چقدر آدم
خوبی هستی، ببین چقدر از حرف حساب خوشت میآید؟
3. حالت سومش این است که من یا هرکس که دارد به شما جواب میدهد حق بگوید، درست
بگوید.
طرف آمد پیش امام چهارم (ع) گفت: آقا کل ایمان را برای من بگو میخواهم عمل کنم. یک
کتاب دایرةالمعارف چند هزار صفحهای را میگوید کلش را یک جا بگو من میخواهم
بفهمم. امام (ع) میفرماید سه جمله است:
1. جمله اول هروقت داری با کسی حرف میزنی حق بگو، راست بگو.
2. جمله دوم در قضاوت آنجور قضاوت کن که خدا راضی باشد، طرف مقابل راضی نباشد.
3. جمله سوم وعده که میدهی به آن وفا کن.
حالا معنی آنکه من گفتم علی (ع) میفرماید: ببین در مقابل حرف حساب چقدر تسلیم
هستی؟ همانقدر آدم خوبی هستی را ميفهمي. پس شما یک سؤال از یک شخصی میکنی، آن
شخص سه نوع حالت به شما جواب میدهد. گفتم یکی این است که نگاهت میکند جواب
نمیدهد میرود. کار بدی است شما هم ناراحت میشوی میگویی ما را آدم حساب نکرد!
حالت دوم آنطور به شما میگوید که شما خوشت بیاید، شما راضی باشی که من بارها سر
منبر گفتم برادرها، وقتی به هم میرسیم آنطور صحبت نکن که طرف مقابل خوشش بیاید،
یا آن طرف مقابل که صحبت میکند شما با لبخند رد نکن که آن خوشش بیاید! نه! آنکه
مهم است وقتی میخواهی جواب بدهی آنطور باشد که به طرفت به رفیقت خیانت نکرده
باشی، راستش را بگویی، حقیقت را بگویی.
اینجا هم رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: خوشبختی دو دنیای مردم در سه
چیز است، ادب و اخلاق اسلامی، وقتی با هم برخورد میکنند ادب و اخلاق اسلامی باشد.
به هم دروغ نگویند، به هم خیانت نکنند، با هم دورو نباشند، چون که گفتم منافق نشانه
اولش این است که ظاهر و باطنش یکی نیست، یک کلمه است، ولی کل شرافت دو دنیایش را از
دست میدهد! که من چند هفته رویش صحبت کردم، گفتم که دیگر ما گوینده بالاتر از
رسولالله(ص) نداریم، عالم هم عالمتر از معاویه و ابوسفیان و طلحه و زبیر نداریم،
اینها بیستوسه سال پای منبر رسولالله (ص) بودند، اما آخر جنایت را کردند. چرا؟
درون و بیرویشان یکی نبود، یک اخلاق و ادب اسلامی.
2- دوم چیزی که سبب میشود در دو دنیا ما موفق میشویم محبت به همدیگر برای خدا، نه
اینکه از یک هفته جلوتر رفقا را دعوت کنی فردا بیایند خانه منقل و تریاک بگذاری
جلویش! یا منبابمثل چندتا سیدی فلان آوردم بیا بنشین حال کن! یا دور هم بنشینیم
کرکر و هرهر کنیم! میگوید دوم چیزی که سبب خوشبختی دو دنیای ما میشود محبت، دوست
داشتن همدیگر برای خدا.
3- سوم چیزی که سبب خوشبختی ما میشود در دو دنیا گذشت برای رضای خدا، ببین شما یک
وقت در خانه خانمت را دوست داری، یا خانم شوهرش را دوست دارد، یا آقا و خانم بچه را
دوست دارند، هرنوع گذشت را میکنند. این گذشت نیست، گذشت آنجاست که برای رضای خدا
باشد، میآییم خانه میبینیم که منبابمثل خانم حالش خوب نبوده، امروز اصلاً غذا
نیست، خیلی خب شما شروع کن در خانه غذا درست کن.
سه چیز هم میفرماید سبب بدبختی دو دنیای خلقالله است:
1. یک حسادت، برادرها، حسادت خیلی بد است، چندتا خصلتهای بد است که یک دانهاش هم
در هرکه باشد در کل جهان هم باشد، جهان نابود است. یکیاش همین حسادت است، یکیاش
همین دورویی است، اینها هرکی هم بخواهد بگوید در من نیست دروغ میگوید. آنهایی که
با پیغمبرها (ع) بودند، با امامها (ع) بودند و الآن در جهنم هستند، به خاطر همین
است. شما خیال میکنی چه چیزی سبب شد که اینها زیر بار علیبنابیطالب(ع) نرفتند؟
چه سبب شد؟ حسادت! اِ ما همه منبابمثل قوموخویش رسولالله (ص) با هم هستیم، چرا
این بشود؟ بابا امر امر خداست! خدا امر کرده که وجود مبارک رسول اکرم
محمدبنعبدالله (ص) ایشان را معرفی کند، اگر خود رسولالله (ص) هم معرفي نمیکرد
نعوذبالله کافر میشد. در سوره مائده آیه 67داریم که پیغمبر اگر نگویی اصلاً تو
رسالت نکردی، این امر اینقدر مهم است.
سه چیز سبب ذلت دو دنیای انسانهاست اول حسادت است. برادرها هرکه هم بخواهد بگوید
که در من نیست دروغ میگوید. چندتا صفت است که در همه ماها هست، اینکه من گفتم چه
الآن شما که اینجا گوش میکنید، چه آنها که در سراسر ایران جهان گوش میکنند، گفتم
این نماز علیبنابیطالب (ع) را بخوانید الحمدلله خیلی هم به ما میزنند نامه که
بحمدلله ما موفق شدیم. نماز علیبنابیطالب (ع) را هروقت وقت داری بخوان، دو رکعت
است، نیتش نماز علیبنابیطالب (ع) است، بعد از "ولا الضالین" که گفتی پنجاهتا "قل
هو الله احد" میخوانی، رکعت دوم هم همینطور. از خدا میخواهی: خدایا، آن صفتهایی
که نمیگذارد من آدم بشوم، خدایا، به جان این علی به اسم اعظم خودت...، چون سوره
"قل هو الله احد" شناسنامه خداست. "قل هو الله احد" بگو که خدا یگانه است، "الله
الصمد" که خدا بینیاز است از کل خلق. "لم یلد و لم یولد" فرزند کسی نیست، کسی هم
آن را نزاییده. "ولم یکن له کفواً احد" هیچکس از مخلوقات شبیه و مثل او نیستند،
خدا را به هیچی مثل نمیشود زد. حالا اینکه من گفتم اين نماز را بخوانیم همهمان
بکنیم این کار را، و از خدا بخواهيم که خدایا، آن رذیلههایی که نمیگذارد ما به
آدمیت برسیم، آن رذیلههایی که نمیگذارد ما به بهشت برسیم از ما بيرون كن، وگرنه
قبل از ما هم خیلی نماز خواندند.
همین الآن اگر برسیم میخوانم که امام (ع) میفرماید: اینکه در سوره عنکبوت آیه دو
تا آیه ده خدا میگوید به صرف اینکه شما بگویید ما ایمان آوردیم شما را رها
نمیکنیم، ما شما را امتحان میکنیم. غرض پرکاری نیست، غرض راستی و درستی است که
انشاءلله میرسیم الآن میخوانم برایت. قرآن سوره عنکبوت بارها به شما گفتم از آیه
دوتا آیه ده بخوان خدا میگوید به صرف اینکه تو بگویی ما ایمان آوردیم رهایت
نمیکنیم، قبل از شما هم بودند که گفتند ما ایمان آوردیم رفتند جهنم، ما شما را
امتحان میکنیم. بعد امام صادق (ع) میگوید غرض از امتحان که خدا میگوید: پرکاری
نیست، روزی چقدر نماز بخوانی... نه! غرض صداقت است، غرض روراستی است، غرض برای خدا
کار کردن است. سه چیز سبب بدبختی دو دنیای انسانهاست، اول حسادت.
2. دوم تجملاتپرستی که گردنتان را میشکند، چرا من این را انتخاب کردم برای الآن؟
چون چند روز دیگر نوروز است، اول فروردین است. بارها گفتهام برای اشخاص اهل معرفت
عید آن روزی است که یک دانه عیب از خودشان بیرون کنند. برای اشخاص اهل معرفت عید آن
روزی است که یک چیزی به درک و معرفتشان اضافه بشود، وگرنه بچه هم دوتا شکلات به او
میدهی میخندد خوشحال میشود. تو هم خوشحال میشوی حالا منبابمثل عید آمده این
کار را کردی، آن کار را کردی! دوم چیزی که سبب بدبختی خلقالله است تجملاتپرستی.
گفتم بارها انسان تا وقتي زنده هست زندگی میخواهد، یک چیزی لازم دارد میخرد، اما
پرستش نمیکند، چون من مبل و صندلی میخواهم دزدی میکنم، این را میخرم. زنه
فاحشهگری میکند این را بگیرد.
3. سوم که از همه بدتر است چشموهمچشمی، شما خیال میکنی از همین الآن، از دو ماه
پیش تا نوروز بیاید، بعدش هم خلقالله گروه گروه زن و شوهر جنگ و دعوا و زندان و
طلاق و طلاقکشی دارند، چیه؟ چشموهمچشمی! آره حسینقلی این را کرده، حسنقلی
اینطور کرده، خواهرت آنطور کرده! انسان زندگیاش باید برای خودش باشد. اصلاً
چشموهمچشمی و حسادت و تجملاتپرستی جز اذیت چیز دیگر ندارد. جز اذیت چیز دیگر
ندارد! چرا؟ خوب گوش کن.
از امام رضا (ع) سوال شد، خیلی خوب گوش کنیم، همهمان سراسر ایران کسانی که گوش
میکنند، کسانی که فردا با سیدی گوش میکنند، کسانی که بحمدلله در خارج هستند،
جوانهای خوبی، من خدمتگزار و نوکر همه شما هستم. اینکه میگویند فکر نکنید آن
جوانهایی که آنجا هستند مثلاً عبادت میکنند خوباند، ما هم اینجا داریم
چنینوچنان میکنیم. جوانها خیلی خوباند، جوانها خیلی آقایند، خیانت میکنند به
اینها، کسانی که باید حق بگویند نمیگویند خیانت میکنند.
از امام رضا (ع) سوال شد دیشب را چگونه صبح کردی؟ (خوب گوش کن.) فرمود:
1- در حالی که خدا مرا میدید.
2- جهنم جلوی روی من بود. ما بخواهیم و نخواهیم هرتکتک ساعت، هرنفسی که میکشیم از
دنیا دور میشویم به آخرت نزدیک میشویم، بخواهیم و نخواهیم، دست خودمان نیست. الآن
ما امروز داریم میگوییم منبابمثل حدود پنجاه روز داریم به عید که آخر سال
هشتادوهشت باشد چند روز دیگر میبینی اول سال هشتادونه شد. میگوید من صبح کردم در
حالی که خدا مرا میدید، جهنم جلوی روی من بود.
3- حسابگران آن ملائکهای که دوتا از صبح تا شب کارهای ما را مینویسند، دوتا هم
از شب تا صبح، آنها هم مشغول نوشتن بودند.
4- صبح کردم در حالی که عمر به سرعت میگذشت.
عندالله اینطور نیست؟ ما الآن دور همدیگر هستیم، من الآن به شما میگویم هفته
آینده منبابمثل شب اربعین امام حسین (ع) است، چون معمولاً ما اربعین را روز جلسه
میگیریم، ولی چون که آن روز جمعه است، ما همان شب جمعه میگیریم. حالا میبینی
هفته بعد اِ اربعین شد! چند روز پیش میگفتیم هفته بعد منبابمثل شب اول محرم است،
چند روز دیگر هم تمام شد. میفرماید: خدا مرا میدید، جهنم جلوی روی من بود، ملائکه
که مینویسند کارها را مینوشتند و عمر هم به سرعت میگذشت.
ببین این جملات یک چیزی است که هریکیاش یک جهان یک جهان میارزد، چون ما بخواهیم و
نخواهیم بچه این دنیا نیستیم ما را خلق کرده خدا در این دنیا یک دوره تکاملی شصت
هفتاد ساله ببینیم برویم آنور، تا خدا خدایی میکند در بهشت باشیم. حالا میبینی
طرف کلهشقی میکند، تا خدا خدایی میکند در جهنم است. آقا چرا؟ ما که کلاً شصت سال
عمر کردیم. چرا؟ برای اینکه اگر ششهزار سال هم عمر میکردی، فکر و ذکر و حرکتت این
بود که خطا کنی. همینطور که مومن اگر ششهزار سال هم عمر داشته باشد، شب و روز در
این فكر است که چه کار بکنیم خدا خوشش بیاید؟ چه کار بکنیم که خدا را ناراضی نکنیم؟
به خاطر همین بعد از مرگ بایستی همیشه در بهشت باشد. آن هم تا زنده هست در این است
که چه کار بکند که همه را از خدا دور بکند، دنبال دنیا برود.
بعد حضرت آدم (ع) که پدربزرگ همه ما هست، پنج سفارش به پسرش شیث (ع) کرد و (یکی از
پسرهایش شیث"ع" بود.) گفت: این پنج جمله را من به تو میگویم، همینطور
نسلاندرنسل به هم بگویید: (چرا؟ لازمۀ همه است. خیلی عالی است. من هرسالی یک دو
سهبار این را میگویم، مخصوصاً برای کسانی که برای این دنیا، برای پست، برای مقام،
برای پول، برای ثروت اصلاً جنایت میکنند. این پنج جمله را به پسرش میگوید، به
همدیگر بگویید:
1. به دنیا مطمئن نشوید که من به بهشت جاوید اطمینان پیدا کردم و خدا مرا بیرون
کرد، ببین چقدر قشنگ است؟ ما اینجا که میدانیم بخواهیم و نخواهیم از این دنیا باید
برویم، از آنجا که نباید برویم بهشت است. میگوید من به بهشت مطمئن شده بودم ولی
بیرونم کردند. نه که خدا بیرون کرد، فعل خودش بود، الآن خودش میگوید. پس وقتی که
ما خلق شدیم که بميريم و برویم به گفته قرآن همیشه در بهشت باشیم، پدربزرگ ما
میگوید مطمئن نشوید من به بهشت جاوید مطمئن شدم بیرونم کردند. چرا؟
2. به رأی زنان رفتار نکنید که من به میل زنان عمل کردم و از درخت ممنوعه خوردم و
نتیجه این شد که بیرونم کردند. من بارها گفتهام خانمهای عزیز، هرجا گوش میکنی،
فرق نمیکند، هرحرفی که خدا و قرآن و رسولالله(ص) آن را تایید کند مورد احترام
است، میخواهد زن بگوید، میخواهد مرد بگوید، فرق نمیکند. اینجا که این دارد
میگوید به رأی زنان گوش نکنید. چرا؟ شیطان آمد پیشنهاد داد از این درخت ممنوعه
بخور، گفت من نمیخورم خدا امر کرده نخور، من نمیخورم، ولی حوا مادربزرگ ما آمد و
با آن عشوهگریهایی که بلد بود کرد و آدم خورد. اینجا که میفرماید این است، فرق
نمیکند، چه زن، چه مرد، چه بچه، کوچک، بزرگ حرفی که میزند مورد پسند خدا و قرآن
است، ما باید روی چشم قبول کنیم. زن و مرد ندارد، بچه و کوچک و بزرگ هم ندارد، اما
آدم (ع) دارد میگوید به رأی زنان رفتار نکنید که من به میل زن عمل کردم و از درخت
ممنوعه خوردم و پشیمان شدم، میدانید چه شد؟ یکهو لباس بهشتی از تنشان ریخت، یکهو
دوتایی دیدند لخت شدند. اینها از هولشان از این برگهای پهن که به این درختها به
بتهها بود کندند و به جلو و عقب خودشان نگه داشتند و یک وقت هم دیدند اِ روی
زمیناند. حالا روی زمینش مهم نیست، دویست سال آدم (ع) و حوا از هم جدا بودند و
گریه میکردند. کسانی که در بهشت برین بودند، حالا بیایند روی این زمین خاکی،
بیایند روی این زمین خاکی، آن هم تنها آن کجا و این کجا. چرا؟ حرف گوش نکردی! من
خدا میگویم از این نخور.
علیبنابیطالب (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) میفرماید: صدوبیست نوع میوه در بهشت
بود حالا سوای خوراکهای دیگرش، خدا گفته بخور، از این گفته نخور.
3. سومین چیزی که من سفارش میکنم پدربزرگ شماها، هرکاری که میخواهید بکنید اول به
عاقبتش فکر کنید، عاقبتاندیشی، الآن که خوشت میآید یک حرفی بزنی، الآن که خوشت
میآید یک کاری بکنی نگاه نکن، عاقبتش را ببين، ببین چه کار کردی؟ چه کار میخواهی
بکنی؟ عاقبتاندیش باش، عاقبتش را فکر بکن. اکثر کسانی که در این دنیا به
گرفتاریها میافتند، به ناراحتیها میافتند، به خاطری که آن دقیقهای که دلش
میخواهد یک کاری بکند تصمیم بگیرد میکند، بعداً حالا بیا تماشا کن، ببین چقدر پشت
سرش گرفتاری است. هرکاری میخواهی بکنی قبلاً عاقبتش را بنگر.
4. کاری را که دل در انجامش لرزید، کاملاً برای من مرتب هست، یک کاری میخواهی بکنی
یکهو میبینی در دلت یک تکانی میخوری، یک احساس ناراضیی میکنی، میگوید نکن. من
خواستم بروم طرف این درخت ممنوعه دلم لرزید، اما گوش نکردم. هرکاری که میخواهی
بکنی تا دیدی در دلت یک تکانی خوردی، اظهار ناراحتی شد، فوراً بگو "لاحول و لاقوة
الا بالله العلی العظیم" این سفارش چیزی است که پدربزرگ ما میکند و هریک دانهاش
یک جهان میارزد. کی آمده در این دنیا که همیشه بوده؟ من این را تکرار میکنم:
محمدرضا شاه خدا میداند چقدر ثروت داشت، سی سال پیش این موقع، میگفتند پولهایش
را سر هم بکنی به کرۀ ماه میرسد، پولها را سر هم بکنی دور کرۀ زمین را میگیرد،
بابایش، صدام، از زمان اینها زیاد نگذشته که حالا برسیم آیه قرآن هم میخوانم که
خدا میفرماید ما با فرعون چه کردیم... لذا میگوید هرکاری که خواستی انجام بدهی
دلت لرزید، نکن. چهارم من اشتباه کردم وقتی دلم لرزید خوردم و آمدم از بهشت بیرون.
5. با مردم اهل فهم، اهل معرفت مشورت کنید که من اگر با ملائکه مشورت کرده بودم این
کار را نمیکردم.
لذا برادرها چرا؟ رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: کارهایی که شما از صبح
تا شب میکنید، سراسر سال و ماه میکنید، اگر در سنت من باشد هدایتید وگرنه
گمراهید. رفتار و کردار و گفتاری که انجام میدهید اگر در سنت من باشد آدمید وگرنه
جاهل و حیوانید، "کالانعام بل هم اضل" قرآن میگوید. چرا؟
اسلام برهنه است، ارزش اسلام به احکام قرآن و سنت من است.
بعد مولا علی (ع) میفرماید: آنچه که از علم افضل است تجربه است، برادر فکر نکن
حالا مثلاً بیستتا کتاب خواندی، پنجاهتا کتاب خواندی، نه! یک بچه دو ساله از
دهانش حرف پرید، حسابی بود بگیر. فکر نکن یک وقت هم تو حالا یک پستی داری، یک مقامی
داری، تو درستی! نه بابا! هرچه بیشتر انسان پست و مقامش بالاتر است بیشتر احتیاج
دارد و ارزش اینجور کلاسها به این است که ما پیشروی کنیم.
ملا احمد نراقی خدا رحمتش کند، میخواست برود منبر صحبت کند، همان كه رفت روی صندلی
نشست، شلوغ بود مجلس، مثل اینجا، شلوغ بود. یکهو یک کسی از آن ته گفت که خدا پدرش
را بیامرزد كسي که یک قدم برود جلو، یعنی جا باز شود ما بیاییم داخل. ملا احمد
نراقی از منبر آمد پایین نشست روی زمین، گفتند آقا چه شد؟ گفتند آن که من میخواستم
یک ساعت بگویم، این در یک کلمه گفت. من میخواستم یک ساعت صحبت کنم بگویم برادرها
یک قدم برویم جلو طرف خدا، یک قدم پیشروی کنیم به طرف آدمیت. این گفت! گفت خدا پدر
و مادرش را بیامرزد که یک قدم برود جلو، تمام شد.
درس خواندن و کتاب خواندن و پست و مقام و جلسه و چه و چه اینها نیست! اینها زمانی
است که کار خالصاً لوجه الله برای خدا باشد. تا آن طرف گفت خدا پدرش را بیامرزد که
یک قدم برود جلو این از منبر آمد پایین. چرا؟ همان کارها را کردند که همیشه
زندهاند.
مولا علی (ع) میفرماید: آنچه که از علم افضل است تجربه است. وقتی که شما میبینی
یک کسی کار خوبی میکند، حرف خوبی میزند بگير.
از لقمان پرسیدند: تو این همه ادب را از که آموختی؟ گفت از بیادبها، دیدم
کارهایی که اینها میکنند بد است، ما نکردیم.
بعد میفرماید: نصف ایمان حرف گوش کردن و نرمش با مردم است، نصف ایمان! یک کسی که
حرف میزند گوشت را باز کن، فکر نکنی علی (ع) میگوید. قرآن تایید میکند.
قرآن سوره زمر آیه 18 میفرماید: ای پیغمبر، مژده بده کسانی را که حرفها را گوش
میکنند، بعد فکر میکنند، بهترینش را انتخاب میکنند، عمل میکنند، اینها دانشمند
و ربانی و چه و چه و اهل بهشت هستند.
اینجا میفرماید: نصف ایمان حرف گوش کردن و نرمش است، حالا تو دکتری، پرفسوری، آن
هیچی نمیداند، ولی حرفش را گوش کن. من یک مثل ساده میزنم الآن شما سر این چهارراه
خیلی معذرت میخواهم ادرار به تو زور آورده داری میسوزی، یک بچه چهار پنج ساله هم
دارد میرود، آه بچه جان اینجا توالت کجاست؟ بچههه هم همینطور الکی میگوید
اینجا، تو میدوی به طرف آن! خب بابا تو برای ادرار خالی اینطور میدوی، چرا برای
پیشرفت عقل و درک و معرفت حرف گوش نمیکنی؟ نصف ایمان این است که انسان حرف گوش
کند، نرمش داشته باشد.
نصف دیگرش تسلیم باشد در مقابل خدا، در مقابل خدا تسلیم باشد "اول العلم معرفة
الجبار آخر العلم تفویض امر الیه". همین الآن گفتم که در قرآن هم سوره عنکبوت
میگوید به صرف اینکه شما گفتی ما ایمان آوردیم رهایت نمیکنیم، قبل از شما هم
گفتهاند ولی ما امتحان میکنیم. امام صادق (ع) میگوید غرض از امتحان پر کاری
نیست. هی صلوات بفرست، هی نماز بخوان، هی دولا بشو، هرسال برو حج خمره، برو اینور،
برو آنور! غرض کارها خدایی باشد، خالصاً لوجه الله. چرا؟
آنهایی که در دنیا کار بد کردند، بیتدبیر رفتند جلو، نابود شدند، آخرش هم پشیمان
شدند.
در این دنیا زنه به مرده میگوید خدا لعنتت کند هرچه ما گفتیم تو گوش کردی
بیچارهمان کردی، آن هم میگوید خدا تو را نیامرزد که هی به ما گفتی! قرآن هم همین
را میگوید.
قرآن هم میفرماید: بعد از مرگ مومنین همینطور همدیگر را رحمت میکنند، رحمت خدا
بر تو باد که حرفها را گوش کردی ما هرچه گفتیم. میگوید رحمت خدا بر تو باد که تو
به ما گفتی. میگوید آنهایی که حرف گوش نکردند، آخرش پشیمان شدند. لذا این را من
عرض میکنم، برادرها، هرکجا هستی، بعداً سیدی گوش میکنی، به شوهرت خیلی
علاقهداری؟ داشته باش! آقا به زنت خیلی علاقه داری؟ داشته باش، زن و شوهر به بچه
خیلی علاقه داری؟ داشته باش، خوب است! اما یادت نرود خودت و دینت و بچه را همه را
فدای این نکن. حواسمان جمع باشد در زمان تصمیمگیری آنطور تصمیم بگیریم که رضای
خدا در آن باشد و از انسانیت خارج نشویم.
بعد جمله زیبایی که امام (ع) میفرماید، میفرماید: با هم مشورت کنید، در کارها
مشورت داشته باشید.
بعد میفرماید: میخواهی ببینی که مومن هستی یا نه؟ ببین چقدر قشنگ است؟ میخواهی
ببینی مومن هستی یا نه؟ ببین از مومن خوشت میآید؟ اگر دیدی از مومن خوشت میآید،
بدان که مومنی، اگر دیدی که خوشت نمیآید یک آدم کافری، بدبختی، نجسی.
علیبنابیطالب (ع) هم همین را میفرماید، میفرماید: میخواهی خوبها را بشناسی یک
کار خوب شروع کن، هرکس تو را در آن خوبی یاری کرد آدم خوبی است. میخواهی بدها را
بشناسی یک کار بد شروع کن، هرکس تو را یاری کرد آدم بدی است. این جملات هریک
دانهاش برای ما یک جهان میارزد، حالا شما حساب کن این ایران کلاً مال شما، الآن
یک گرفتاری پیش آمد، تمام ثروت که نمیتواند کاری بکند که! مگر غیر از این است؟
وقتی به محمدرضا شاه یک چهار ستاره آمریکایی گفت از این کشور برو بیرون، با چشم
گریان رفت، خودش نوشته: اگر من میدانستم دارم برای کشوری کار میکنم، (یعنی
آمریکا) که یک دانه سرهنگ چهار ستارهاش مرا از کشورم بیرون میکند، این کار را
نمیکردم! اگر میدانستم یک همچین ملتی دارم که اینطور برای دین و مملکتشان
ایستادهاند، من اینها را دوست میداشتم. اینها گفتههای محمدرضا شاه است، همه دنیا
هم مال او بود، اما در لحظه حساس آنکه ما را یاری میکند خداست. یادت نرود بابا!
من آن هفته هم عرض کردم گفتم الآن جهان به بنبست رسیده، میخواهد خوششان بیاید
میخواهد بدشان بیاید. الآن کل جهان، آمریکا، اروپا، ایران هرکجا که میخواهی فکر
کنی به بنبست رسیدند، همهشان میگردند یک جوری باشد یک کسی بیاید آنها را نجات
بدهد. یک منجی! آن منجی هست، وجود مبارک مهدی آل محمد (ص). منتها اینقدر این
سختیها زیاد میشود که همه میگویند خدا پس کی میآید ایشان؟ حالا هی پررویی
میکنند، هی گردنکلفتی میکنند. الآن تو ببین این اخبارها را گوش بکن، ببین کی
اصلاً در کشورش کارهای است؟ از خود آمریکا گرفته، رئیسجمهور میخواهد فلان کند
چهارتا سرمایهدار نمیگذارد، کشورهای دیگر میخواهند کاری بکنند، آمریکا
نمیگذارد! همه بدبخت، ذلیل! چرا؟ از زیر چتر خدا آمدهاند بیرون! خدا خودش در قرآن
میگوید:
خدا در قرآن میفرماید: اگر تو غلام یک نفر باشی که آن نفر خوشاخلاق و مهربان باشد
بهتر است، یا بیایی غلام چند نفر بشوی که آن چند نفر خشن و بداخلاق هستند؟ آن
میگوید برو نان بگیر، میگوید: نه، برو گم شو، برو آب بردار بیاور، برو گم شو نه
برو برای من چایی بگیر، برو سیگار بگیر! میگوید اگر آمدی بنده من شدی، آقای دو
دنیایی. اگر آمدی بنده من شدی، اما اگر از بندگی من رفتی بیرون بنده همه هستی. زن
یک فرمان میدهد، دولت یک فرمان میدهد، رئیس یک فرمان میدهد، بچه یک فرمان
میدهد، نفس اماره یک فرمان میدهد، زمان یک فرمان میدهد، از صبح تا شب هیچکدام
هم از تو راضی نیستند، تو هم از زندگی راضی نیستی.
لذا سوالی که شده من الآن جواب میدهم:
خدا ما را آزاد آفریده، آخر بعضی از این جوانها میپرسند: آقا مثلاً مگر ما آزاد
نیستیم؟ میگویم: چرا، خوب گوش کن، هرجا هستی سیدی بگیر در هفته ده دفعه گوش کن.
خدا انسان را آزاد آفریده، اما یادت نرود یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) برای
راهنمایی ما فرستاده:
1. اینکه بگویند شما انسان هستید.
2. به ما بگوید آزادی شما آزادی حیوانی نیست. در این راز بقا که نگاه میکنی شیره
ده چهارده ساعت خوابیده، بعد حالا بلند میشود گرسنهاش هست، میرود یک حیوان
میگیرد پاره میکند و میخورد و سیر میشود و بعد میرود با مادهاش یک مجامعت
میکند، دوباره میگیرد میخوابد. میگوید آزادی شما آزادی حیوانی نیست. الآن دنیا
دارد اینطوری میشود. آمریکا، پولدارها، میریزند کشورها را میگیرند نفت و همه
چیز را غارت میکنند میخورند، ملتش هم همینطور. اینجا هم الآن دارد میشود، تا
بیپول میشود: میرویم کیف بدزدیم! کی حوصله دارد کار بکند؟ میخواهد برود دزدی
کند، یک شبه به همه جا برسد! میگوید دوم پیغمبرها آمدند به ما بگویند شما آزادیتان
آزادی حیوانی نیست.
3. پیغمبرها (ع) به ما بگویند شما اشرف مخلوقات هستید. خدا فقط خودش میداند چقدر
خلق کرده! که میگوید اگر درختها قلم شود، دریاها مرکب شود، آسمانها کاغذ شود و
هفت برابر شود، بخواهد خلقت من را بنویسد نمیتواند. من بیست سال پیش این آیه را
میترسیدم سر منبر بگویم، خودم قبول داشتم ها، اما میدیدم خلقالله نمیتواند قبول
كنند. اما امروز علم روز ثابت کرده. میگوید ما به وسیله این تلسکوپها و چه و چه
وسایل را درست کردیم تا پانزدههزار سال نوری که نور هرثانیهاش سیصدهزار کیلومتر
سرعتش است تا پانزدههزار سال نوری ما کشف کردیم. من بیست سال پیش میترسیدم بگویم،
اما امروز راحت میگویم. تازه با همه این حرفها، آمدند پیغمبرها به ما بگویند بابا
شما اشرف مخلوقات هستید، از شما بالاتر کسی نیست.
4. بگویند شما هم معرف خدایید، هم نماینده خدایید. خود خدا میگوید: من گنجی بودم
پنهان تو انسان را خلق کردم خودم را آشکار کنم. در قرآن هم میفرماید تو خلیفۀ من
هستی، پیغمبرها آمدند بگویند تو اشرف مخلوقات هستی، هم معرف خدایی هم خلیفۀ خدا.
لذا زمانی ما انسانی هستیم که تسلیم خدا و قرآن و فرمان قرآن و رسول (ص) و اهل بیت
(ع) باشیم. آزادی، اما آزاد حیوانی نیستی.
• دین تعصبی دین ابوسفیان است، ابوسفیان یکی از اربابهای آن روز بود، بعد هم
پدرزن رسولالله (ص) شد. ولی میگفت نه اینکه من میگویم!
• دین نظری دین معاویه است، معاویه وقتی که رسید به حکومت هرکار میکرد. میگفتند
پیغمبر (ص) فرموده حرام است، میگفت من خودم شنیدم، ولی نظر من این است که اشکالی
ندارد!
• دین دیکتهای دین آمریکا و اروپا و اسرائیل است. دیکته میکند چه به ملت خودش به
هرکشوری این کار را بکن آن کار را نکن. دین دیکتهای!
• دین زمانپسند، دین محمدرضا شاه میشود، دین هرجومرج! هرکار خواستی بکن عاقبتش
هم آن میشود که دیدی.
• لذا دین درست و دین صحیح آن است که خدا به وسیلۀ محمد (ص) فرستاده، دین درست آنی
است که... دین بابا قانون انسانیت است. دین چیزی است که هرکشوری اگر قانون نداشته
باشد از جنگل بدتر است، دین یعنی این، یعنی قانون. ما باید تسلیم باشیم.
ارزش پیغمبرها (ع)، ارزش امامها (ع)، ارزش وجود صاحب الامر مهدی آل محمد (ص) به
این است که از خودشان هیچی ندارند. میگوید خدا این را فرمود. علی (ع) میگوید،
رسولالله (ص) این را فرمود. امام زمان (عج) هم میآید، یک نقطه به فرمودههای خدا
و جدش رسول الله (ص) کموزیاد نمیکند، آن وقت یک عهده لامذهبهایی که هرکاری دلشان
خواسته کردند مردم گمراه شدند، حالا یک عده میگویند این دین جدید آورده است! یک
عده میگویند نعوذبالله این کافر است! نه تو هم خری، هم کافری، هم بیپدری! خود
پیغمبر (ص) میفرماید
خود پیغمبر (ص) میفرماید: "من عرف نفس فقد عرف ربه" کسی که خودش را شناخت،
میتواند خدا را بشناسد، یعنی تو از صبح تا شب داری امر دلت و امر میلت را، امر
نظرت را پیاده میکنی، میگوید مسلمان هم هستی؟ کسی که خودش را شناخت خدا را
میشناسد، این دوتا معنی بزرگ دارد، یکیاش این است که خلقالله از صبح تا شب
هرکاری دلش میخواهد بکند، دم از اسلام هم میزند. معنی دیگرش این است که تو از یک
قطره منی گندیده که دویست سیصد میلیون اسپرم، دویست سیصد میلیون تک سلول بوده، از
یک دانهاش خدا تو را این شکلی در آورده، تو اگر خودت را بشناسی حالا تسلیم میشوی،
که حالا روی همین خیلی حرف است. لذا این است که پس ما باید سعی کنیم، وگرنه جز این
باشد، مطیع زمان و نفس و شیطان هستیم. اگر بنا باشد هرکار دلمان خواست... ببین:
برادرها، جوانها، هرکجا هستی خوب گوش کن، ببین بابا تحول و سواد و اختراع نباید
دین ما را بگیرد، نباید انسانیت ما را از بین ببرد. خیلی خب مثلاً صد سال پیش پدران
ما میخواستند مسافرت کنند با الاغ و شتر میرفتند، حالا شما با بهترین هواپیما
برو. خود ما قشنگ یادم است من، پنجاه شصت سال پیش میخواستیم مهمانی برویم بلند
میشدیم راه میافتادیم پیاده. میخواهیم برویم خانه خاله، میخواهیم برویم خانه
عمه، ما بچهها جلو بدوبدو بازی میکردیم، بزرگترها هم پشت سر غیبت میکردند و
دروغ میگفتند و میآمدند، تا برسیم به محل. حالا امروز سوار اتومبیل میشوند، دو
ساعت در این دودها بنشین تا پدرت دربیاید. پس تحول و اختراع و اینها نباید بیاید
انسانیت ما را نابود کند، این یک واقعیت است.
من قشنگ یادم است، همین اکبرآباد اینجا پایین سه راه سلسبیل، حدود کموزیاد
شصتوپنج سال پیش من آن موقع تقریباً هفت هشت سالم بود، ما میخواستیم سیزدهبدر
بیاییم اینجا، تمام اینجاها شبدر و یونجه و اینها میکاشتند، چون آن موقع وسایل
همهاش الاغ و شتر و اسب بود، این اطراف تمام شبدرکاری و یونجهکاری بود، ما اینجا
سیزدهبدر آمده بودیم. خیلی خب یک گاری گرفته بودند از این چهارچرخها، تمام قالیچه
مالیچه آتوآشغالها را آن رو ریخته بودند، ما بچهها هم بالایش نشسته بودیم، باز
همینطوری بزرگترها هم دنبال ما با همدیگر غیبت میکردند، دروغ میگفتند
میآمدند، تا رسیدیم به همین جا. پس اختراع و تجملات و اینها نباید انسانیت ما را
نابود کند که! خیلی خب خدا عقل داده، درک داده، هی هم از این بیشتر هم پیشروی
میکنیم، اینقدر علم پیشروی میکند که در زمان وجود مبارک صاحب الامر مهدی آل محمد
(ص)، این علوم فعلی میشود کاسه شکسته، هیچی نیست. چرا؟
خدا بیستوهفت علم برای ما انسانها قرار داده، تا حالا سه چهارتایش پیاده شده،
بقیهاش به دست ایشان است، پس کسی با علم مخالف نیست.
حالا اگر ما حرفها را گوش کردیم و عمل کردیم، كارهاي ما میشود یک درخت، این درخت
حالا میوه میدهد. من در محرمی در این چهار شبه گفتم، حالا میخواهم هرشبی دو
سهتایش را بگویم. کارهای ما میشود یک درخت، بعد ما بایست ثمرهاش را بچینیم
بخوریم، میوهاش را بچینیم بخوریم. مثلاً ثمرۀ کار امام حسین (ع) آن روز، آنهایی که
با امام حسین (ع) میجنگیدند فکر میکردند خیلی زرنگ هستند، ولی امام حسین (ع)
تسلیم خدا و رسول الله (ص) و منطق بود. خیلی خب، هزاروسیصدوهفتادویک سال کموزیاد
پیشتر اینها آن روز با هم جنگیدند برای خدا، الآن هزاروسیصدوهفتادویک سال
میگذرد روزبهروز امام حسین (ع) و اصحابش آقاتر میشوند، ثمرۀ کارشان است. مال
آنها هم همان از ظهر عاشورا بدبختیشان شروع شد! آنها که با امام حسین (ع) جنگیدند
از ظهر عاشورا به بعد مرده رفت خانه زنه گفت: برو بیرون خاکبرسر پدرسوخته برو تو
پسر رسولالله (ص) را کشتی!؟ آقا از همان بعدازظهر عاشورا زندگی این بدبختی شروع
شد. حالا من اینجا نوشتم:
ميوهٔ كارهاي ما:
1. یک میوۀ درخت توکل بر خدا این میشود انسان از غیر خدا قطع امید میکند. امیدوار
است به خدا، در تمام امور، از کسی هم دلخور نمیشود.
2. میوۀ ترس از خدا میشود گناه نکردن، میشود نترسیدن از غیر خدا. چون خود خدا
میگوید، میگوید اگر از من ترسیدی اولاً گناه نمیکنی، دوم، هرکس از من بترسد همه
از او میترسند. اگر از من نترسیدی از همه میترسی، میوۀ درخت ترس از خدا یکی گناه
نمیکنی، یکی از کسی نمیترسی، حالا خیلی حرف درونش است ها، ما جمعش میکنیم.
3. میوۀ درخت یقین که انسان کارهایی که میکند یقین داشته باشد که بابا خدا دارد
میبیند، بعد از مرگ ما پاسخ میگیرم، میوۀ درخت یقین میشود اخلاص، انسان کارها را
برای خدا میکند، ریاکاری نمیکند.
که من گفتم برادرها سعی کنید از خانه که حرکت میکنی برای خدا حرکت کن، برای ایراد
گرفتن و چه و چه نباشد. برای خدا حرکت کنی، میشود فوق ملائکه، ملائکه الآن افتخار
میکنند که پروبالشان را باز کردند شما رویش نشستی. والله باور کن. برای ایراد
میآیی میشوی از مگس پستتر. گفتم یک هیکل هشتاد کیلویی را شما میروی حمام
میشویی تمیزش میکنی میآیی بیرون، مگسه میگردد، میگردد، میگردد، به اندازۀ یک
ته سوزن پس گردنت، پشت دستت، یک میکروب پیدا کند، بنشیند نشانت بدهد. میوۀ درخت
یقین که ما قبول داشته باشیم بابا خدا دارد میبیند، جهنم هست، بهشت هست اخلاص است.
4. میوۀ درخت اختلاف با مردم یک گرفتاری فراوان، بدبختی دو دنیا و دوم وارد جهنم
شدن. بقیهاش را هفته بعد میگویم. پس برادرها...
رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) آن روز داشت این جملات را میگفت، چرا من اینها را
این موقعها انتخاب کردم بگویم؟ برای اینکه گفتم چهار روز دیگر نوروز میآید اول
فروردین، از دو ماه پیش از آن در خانوادهها جنگ بینالمللی شروع شده، باید این مبل
عوض بشود، باید پرده همچین بشود، میرویم نسیه میآوریم. تلویزیون هم مرتب میآید
برق را میاندازد در این مبل و صندلیها، آقا پیشقسط هم نمیخواهد بدهی، بیا بردار
برو. بعد هم میگیریم زندانت میکنیم. دخترت فاحشه میشود، خودت هم دزد میشوی.
پیغمبر (ص) فرمود:
• یک نفر نیست که پیش از رسیدن مرگ سر از خواب بردارد.
• یک نفر نیست تا مهلت سر نیامده از خواب غفلت بیدار شود.
• یک نفر نیست پیش از روز بدبختی خود را نجات دهد. آنها که آنجا نشسته بودند
میگفتند با همدیگر این پیر شده یک خرده دارد هذیان میگوید. ما همین الآن با خودش
نماز خواندیم جماعت، میگوید یک نفر نیست که فلان... بابا احمق آن تو را دارد
میبیند که تو میآیی در خانه علی را میشکنی، دخترش را بین درودیوار میکشی!
میگوید: یک نفر نیست پیش از بدبختی توبه کند خودش را نجات بدهد. یک تن نیست قبل از
بیرون آمدن جان از بدن خودش را آماده کند. آنهایی که آنجا بودند میشنیدند،
میگفتند که این عقلش مثل اینکه کم شده، ما با هم پریروز از مکه آمدیم، چون فاصله
بین شهادت رسولالله (ص) با آخرین حجش هفتادوچهار پنج روز بود. میگفت ما پریروز
با هم مکه... بابا مکه چهار تکه سنگ است.
امام صادق (ع) دست زراره را میگیرد، (در کافی شریف است.) در زمان حج که مردم دارند
طواف میکنند دست زراره را میگیرد، میگوید اینها را میبینی دارند دور این سنگها
میچرخند؟ نمیگوید خانۀ خدا! زمانی خانۀ خداست که تو به خدا احترام بگذاری. اینها
را میبینی که دارند دور سنگها میچرخند؟ اینها باید بیایند پیش ما احکامشان را
یاد بگیرند، اخلاق یاد بگیرند.
• یک تن نیست قبل از بیرون آمدن جان آماده بشود، حساب کتابهایش را بکند، آقا ما را
حلال کنید. برادرها ما را حلال کنید. بدهکاریهایش را بدهد.
• یک تن نیست تا جان از تن بیرون نیامده یک توشهای برای آخرت بردارد، توشه برای
آخرت این است که رذیلههای آن داخل را بیرون کند خودت میدانی هرکس خودش را
میشناسد. دوبههمزنی، دروغ، دورویی، حسادت، بخل، قبول نکردن این حرفها را از
خودت بیرون کن.
• یک نفر نیست، تا مرگ فرا نرسیده از گناه توبه کند. بابا گناه همین است که تو زیر
بار حق نمیروی، حرف حق گوش نمیکنی، میدانی عمل نمیکنی. پیغمبر (ص) دارد
میفرماید. آنها هم که آنجا مثل من و تو نشسته بودند میگفتند که این حالش خوب نیست
این حرفها را میزند! بابا آن دارد تو را خوک میبیند، آن دارد تو را هیولا
میبیند، والله همین است، حدیث داریم. یکی خوک است، یکی خرس است، یکی الاغ است، یکی
مار است. حدیث داریم، بعضیها یک هیولاهایی هستند که نمیشود گفت چه شکلی است؟
بعد آقا رسولالله محمدبنعبدالله (ص) میفرماید:
• بدانید، بیناترین چشم آن است که در راه خیر باز شود، یعنی نگاهش نگاه خیر باشد،
برای هدایت خلق باشد. خدا میداند، خدایا، خودت میدانی، من یک هفته مطالعه میکنم
این طرف آن طرف آنکه دردمان است، آن درد را بفهمیم دوا کنیم. حدیث هم داریم.
کسی که کارهایش خالصاً لوجه الله بشود، خدا سهتا کار با او میکند:
1. به دنیا بیعلاقهاش میکند، نه که نداشته باشی، میلیاردها داشته باش، اما به
خاطر پول گناه نمیکنی. وظیفه آن پول را انجام میدهی، خمس مالت را میدهی، متکبر
نمیشوی، به دنیا بیعلاقهاش میکند.
2. درد دنیا را به او نشان میدهد، درد دنیا حسادت است، بخل است، خودخواهی است.
3. دوایش را به او نشان میدهد، دوایش پناه بردن به خداست. تا بخل میآید، حسادت
میآید، تا تکبر میآید، خدایا، به تو پناه میبرم، خدا از این شر نجاتم بده.
نمیتوانی؟ خیلی خب حالا سعی میکنم من هم هفتهای دو شب نماز علیبنابیطالب (ع)
میخوانم، تو نکبت را از خودم بیرون میکنم. تنبلی؟ شبی پنجاهتا صلوات بفرست برای
سلامتی آقا امام زمان (عج)، پنجاهتا هم به روح خانم فاطمه زهرا (س)، دوتایش
میشود، ده دقیقه، از خدا بخواه: خدا، من عرضه ندارم این کثافت را از خودم بیرون
کنم، از من بیرون کن. خوشحال هم نباش که خواندی تمام شد. نه! حالا بعد به امتحان که
رسید ببین تو چه کاره هستی؟ سر امتحان ببین آن رذیله رفته بیرون یا نه؟ بدانید
بیناترین چشم آن است که در راه خیر باز شود.
• بدانید، شنواترین گوش آن است که برای بیدار شدن قلب سخن فراگیرد. این هم که گفتم
از خانه که میآیی برای خدا بیا، یک دریا مطالب، الآن شنیدی یک دریا، من بارها
گفتم، گفتم بابا والله من و تازه تا دهها هم خواب دیدهاند که امام صادق (ع)، امام
دیگری میفرماید: شما وقتی که میآیی زیارت قبر ما میآیی محل دفن ما، بروید آنجا
که محل زنده شدن ماست.
امام صادق (ع) میفرماید: چهار نفر دور هم جمع بشوید از ما بگویید ما را زنده
کردهاید، ما که الآن خدا میداند چند هزار نفر هستیم؟ میفرماید: سر قبر ما که
میآیید محل دفن ماست، آمدید. بروید آنجا که محل زنده شدن ماست. میفرماید بدانید،
شنواترین گوش آن است که برای بیداری قلب سخن فراگیرد، یعنی آن مرضهای درونش را
بیرون کند.
• بدانید، مصرف کردن اموال در راه باطل اسراف است، اسراف هم بزرگترین گناه است.
اسراف خیلی بد است، چه در برق، چه در آب، چه در گاز، چه الآن شب عید است، فرق
نمیکند. آخر بعضی احمقها میگویند رفتیم در خانهشان مثلاً ششتا بخاری است، خب
بابا کدام اینها روشن است؟ همهاش خاموش است، ما گرممان هم هست. شبها هم که من در
همین اتاق میخوابم، همین جا میخوابم، خدا میداند، بروبچهها هم میدانند، اکثراً
این بخاری خاموش است، اما لباس کلاه پشمی میگذارم سرم، سه چهار تکه هم آتوآشغال
میریزم رویم، میگویم هوای اتاق تمیز باشد بهتر از این است که این بخاری روشن
باشد. اسراف چیز بدی است، فرعون با همه جرم و جنایتی که داشت، خدا در قرآن میگوید:
فرعون مسرف و جنایتکار بود. آقایی که حالا هی نشستی نقشه میکشی؟ خودت اول ایمان
پیدا کن به قرآن، بعد از قرآن به مردم بگو: مردم اسراف حرام است، مردم قبول
میکنند، ولی حرف تو را قبول نمیکنند! چون تو روی هوای نفس صحبت میکنی، کسی دنبال
نفس تو نمیآید. بدانید، مصرف کردن اموال در راه باطل اسراف است، اسراف هم خیلی بد
است.
• بدانید، قناعت ثروتی است تمامناشدنی. برادرها، جوانها، خانمها، فکر نکن حالا
چون شب عید است من باید این را بخرم. نه نباید بخری! چون هرروز پول نیست، هرروز
نیست! من بارها به نزدیکهایم میگویم، میگویم که الآن مردم نمیدانند چه خبر است؟
الآن رودخانههای پول همینطور جاری است، دولت برای خودش باد میکند، همچین میکنم،
اینطور میکنیم، آن اینطور میکند. چرا؟ گاز، چه، برق، اینها همینطور
رودخانههای پول، آقا چهارتا موشک بیاید این رودخانهها تمام میشود! آن روز، الآن
هائیتی را نگاه کن ببین، یک کشور بود، حالا هیچی نیست. بیستتا بیستوپنجتا وزير
داشته، چهار پنجتایش ماندهاند.بابا نگو مال آن است، ما که حیوان نیستیم که!
زارع آمد در یک زراعت دید که کلاغها دارند میخورند گفت: کیش! این کلاغها یک نگاه
به هم کردند و گفتند که هرکس کیش است برود. دوباره مشغول خوردن شدند. این دوباره
گفت: کیش! باز اینها همدیگر را نگاه کردند آن آقای زارع یک دانه سنگ برداشت ول کرد
خورد به یکی از این کلاغها مرد. آنها گفتند: خب کیش آن بود، کیش آن بود ما بخوریم.
گرگ اجل یکایک از این گله میبرد بین گله را که چه آسوده میچرد!
بابا، کارها دست خداست، با یک لرزش دو دقیقهای تهران هیچ چیزش نمیماند! به شما
بگویم، خدا خیلی این کارها را کرده، من به شما بگویم همۀ امور به دست خدا و مهدی آل
محمد (ص) است. الآن خود این انقلاب، این انقلاب را خدا به دست امام زمان (عج)، به
دست مومنین کرده، خودش هم حفظش میکند، تا حضرت صاحب (عج) بیاید، این را شما بدان.
منتهای مراتب آمریکا هم هیچ غلطی نمیتواند بکند، اروپا هم هیچ غلطی نمیتواند
بکنند، همه جهان هم با هم جمع بشوند هیچ غلطی نمیتوانند بکنند، خود داخل مملکت هم
کسی بخواهد کاری بکند هیچ غلطی نمیتواند بکند. چرا؟ انقلاب را خدا به دست امام
زمان (عج) کرده، خدا حی، زنده هست، امام زمان (عج) هست، مومنین هم قرص و محکماند
خاطرجمع باشید. منتها همه ماها امتحان میشویم، این وسیلۀ امتحان ماست.
درست زمان آن زمانی است که آقا امام صادق (ع) وارد شد، (به روحش صلوات بفرستید.)
دید اصحاب دارند از ظهور حضرت (عج) صحبت میکنند، آقا (ع) فرمود: والله آقا نمیآید
تا شماها امتحان میشوید. والله حضرت (عج) نمیآید تا شما غربال میشوید، الک
میشوید، غربالشدهها غربال میشوند. آقا نمیآید تا شما را پاکتان میکنند.
همانطوری که طلا را از سنگ پاک میکنند. والله آقا نمیآید، تا برسد شقی به شقاوت
و سعید به سعادت. الآن ما داریم میبینیم، اینها که سی سال پیش خودشان را پدر اسلام
و پدر انقلاب میدانستند الآن در چه روزیاند. اینها هم که فکر میکنند کسی هستند
نه، خودت در خودت میدانی که دروغ میگویی!
ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را
ما درونهای مردم را میدانیم. انقلاب سر جایش است، خدا انقلاب را به دست امام زمان
(عج) و مومنین کرده، اینها علامت ظهور امام زمان (عج) است. سر جایش هم قرص و محکم
است، آمریکا و اروپا و همه جهان قاطی بشوند، هیچ غلطی نتوانستند بکنند و نمیتوانند
بکنند. چون همه كارها به دست خداست، اما یادت نرود من و شما و آن و آن و هرکه در
هرمقامی هست در امتحان است که آیا این جیغودادها این سروصداها برای خداست یا برای
خودت است؟ برای خداست یا برای صندلیات است؟ برای خداست یا برای پست و مقام است؟
بدانید قناعت، ثروتی تمامنشدنی است.
• بدانید، تسلط بر شهوات بزرگترین پاکدامنی و تقواست. شهوت این است که عمل جنسی
میشود، چهارتا قطره منی میآید میگویند شهوت. شهوات هرچیزی که ما را از خدا جدا
کند، هرچیزی که ما را از حق بیرون کند، هرچیزی که نگذارد ما به حق برسیم، به اینها
میگویند شهوات. ببین، یک صلوات بفرستید.
علی (ع) میفرماید: (حدیث قرص و محکم است.) یک روز رسولالله (ص) وارد شد به اصحاب،
بلند شدند با دادوفریاد گفتند: آقای ما، مولای ما، سرور ما،! دادوفریاد! مولا
(ع) میفرماید، آقا رسولالله (ص) سخت خشمگین شد. سخت! فرمود: این حرفها را نزنید،
نگویید سید ما، مولای ما، بگویید ای پیغمبر، ای فرستادۀ خدا، سخن به راستی بگویید،
سخن حقیقت بگویید، در گفتار خود زیادهروی نکنید، غلو نکنید، که گرفتار ضلالت
میشوید! ما میدانیم، میشناسیم شماها را. الآن آیه قرآن که گفتم در سوره عنکبوت،
میگوید: به صرف اینکه تو میگویی ما مسلمانیم ما تو را رها نمیکنیم، امتحان
میکنیم، قبل از تو را هم امتحان کردیم. امام صادق (ع) میگوید: هدف زیاد کار کردن
نیست، هدف زیاد نماز خواندن نیست، زیاد دولاوراست شدن نیست! هدف این است که کار با
اخلاص برای خدا باشد. میگوید دروغ نگویید، غلو نکنید که به ضلالت میافتید. چرا؟
چون مومن چاپلوس نیست! مومن حیلهگر نیست! مومن دروغ نمیگوید!
بعد علی (ع) میفرماید: خوشا به حال کسی که عبادتش و دعایش برای خدا خالص باشد، دلش
را به آنچه چشمش میبیند مشغول نکند. رفتی خانۀ حسینقلی با صاحبخانه احوالپرسی کن،
به فرشش چه کار داری؟ به مبلش چه کار داری؟ خوش به حال کسی که چشمش را فقط باز کند
خدا را ببیند، خوش به حال کسی که به آنچه خدا به کسی داده این حسادت نکند، حرص
نخورد.
بعد امام صادق (ع) میفرماید: اینکه خدا در قرآن سوره عنکبوت میفرماید ما شما را
امتحان میکنیم، این نیست که زیاد عبادت کنی، زیاد دولاوراست بشوی، هرسال بروی مکه،
سالی سهبار بروی مشهد، نه! کارها خالصاً لوجه الله برای خدا باشد.
من بارها عرض کردهام، ما یک خدا بیشتر نداریم، یک دانه قرآن هم بیشتر نداریم، یک
دانه رسولالله (ص) هم بیشتر نداریم، اگر ما اینها را قبول داریم، دیگر
جنگودعوایی وجود ندارد. همه جنگودعوا سر این است که تو میل خودت را میخواهی،
آن هم میل خودش را میخواهد! میشود بزنبزن! اما اگر نه، این نفس و خودخواهی و
خودپسندی را کنار بگذاریم، بشویم مطیع خدا، وقتی که مطیع خدا شدیم، ميبينيم قرآن
چه میگوید؟ رسولالله (ص) چه میگوید؟ تتمۀ این درس را انشاءاللهالرحمن که تکمیل
بشود، زنده باشیم، هفته آینده ميگوييم. یادتان نرود، انشاءالله آنهایی که اربعین
روز میآمدند بدانند، امسال روز نیست. چون که شب جمعه شب اربعین است، انشاءالله شب
بیایید.
یک صلوات مردانه بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پروردگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، همۀ ماها را در راه خودت هدایت بفرما.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، به دست امام زمان (عج)، مومنین و مومنات سراسر
جهان حفظ و پیروز و یاری بگردان.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، شر اشرار را به خودشان برگردان.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت میدهیم، کسانی که دینت را مسخره
میکنند به زودی نابودشان بگردان.
به روح محترم امام حسین (ع) و اصحابش سهتا صلوات مردانه بفرستید.
************** پايان
*****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir
انشاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته