اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

 

سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني

سخنرانی شب جمعه مورخه 24/10/88

 

به روح محترم چهارده معصوم و حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.

برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.

به روح رهبر انقلاب و برای سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.

 

 دعای فرج را بخوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

ان‌شاء‌الله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.

 

******* 

مسئله:  

آن هفته عرض کردیم که در موقع سجده هفت عضو ما بایستی که روی زمین باشد:
• دوتا کف دست‌ها،
• دوتا سر کنده‌های زانو،
• یکی پیشانی،
• دوتا هم نوک شست پاها، این‌ور و آن‌ور نه نوک شست پاها.
این در زمانی است که انسان سلامت است، اما اگر یک وقت انسان مثلاً کف دستش خراب است، یک طوری است که نمی‌تواند زمین بگذارد، می‌‌تواند پشت دستش را بگذارد زمین برای سجده، اگر پشت دست هم نمی‌شود، کف دست هم نمی‌شود، می‌‌‌تواند مچ دستش را بگذارد زمین برای سجده، مچ دستش هم نمی‌شود، می‌تواند این آرنج را بگذارد، یا بازویش را بگذارد.

ما به‌هیچ‌وجه نماز را نمی‌توانیم کنار بگذاریم. در زمان سلامت گفتیم که هفت عضو ما بایست روی زمین باشد، دوتا کف دست‌ها، بعضی‌ها می‌بینی دستش را می‌گذارد، مثل کاسه می‌گذارد، انگشت‌ها روی زمین است، ولی کف دست نیست، حتماً باید کف دست باشد. دوتا سر زانوها، دوتا هم نوک شست پا، حتی داریم که اگر کسی عمداً این‌ور شستش یا آن‌ور شستش را بگذارد، باید آن نماز را دوباره بخواند، یکی هم پیشانی. این در زمانی است که انسان سلامت است، اما یک وقت انسان مریض است، یک جوری است كه نمی‌شود، کف دست را نمی‌گذارد، پشت دست را می‌گذارد، پشت دست هم نمی‌شود، این مچ‌ها را می‌گذارد، یا نوک شست پایش نمی‌شود، نوک انگشت بغلی‌اش را می‌گذارد. به هرجهت در زمان سلامت بایستی که سعی کنیم ان‌شاءالله‌الرحمن آن‌طور که دستور است عمل کنیم، در زمانی هم که انسان سلامت نیست، آن‌جوری که در زمان سلامت نماز خوانده از او قبول می‌کنند. شما در زمانی که سلامت هستی به نماز اهمیت می‌دهی، خوب نماز می‌خوانی، حالا اگر خدای نخواسته مریض شدی هرطوری نماز بخوانی، نمازت را آن‌طور قبول می‌کنند که در زمانی که سلامت بودی مي‌خواندي.

هرکس فهمید به روح ‌محترم امام حسین (ع) و امام حسن (ع) و اصحابشان سه‌تا صلوات مردانه بفرستید.

اللهم صل علي محمد و آل محمد

******* 

مقدمه:
وجود مبارک امام علی (ع) می‌فرماید: دوست واقعی شما کسی است که شما را می‌گریاند ولیکن از غفلت، از نادانی شما را نجات می‌دهد. دشمن شما کسی است که شما را باحرف‌های زمان‌پسند گول می‌زند، یا هرغلطی را که انسان کرد طرف مقابل تأیید می‌کند، می‌گوید اینها دشمن هستند.

جایی دیگر می‌فرماید: بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی.

همین‌طور انسان درس بخواند، بیست‌وپنج‌تا اجتهاد بگیرد، بیست‌و‌پنج‌تا دکترا از دانشگاه هاروارد آمریکا بگیرد ولی اهل عمل نباشد، نفهمد، من گفتم، ما دیگر علمایی بالاتر از اصحاب رسول‌الله (ص) نداشتیم، بیست‌وسه سال پشت سر پیغمبر‌ (ص) نماز خواندند، پای درس رسول‌الله (ص) نشستند، قرآن رسول‌الله (ص) را گوش کردند، اما وقتی رسول‌الله‌(ص) از دنیا رفت، شیعه و سنی و ارمنی و یهودی و جهود می‌نویسند سه نفر ماندند علی‌بن‌ابیطالب (ع) را یاری کردند برای شستن رسول‌الله (ص)، بقیه رفتند دنبال دنیا! چه بود؟ گوش می‌کردند، ولی باور نداشتند. باور داشتند، عمل نمی‌کردند.

لذا امام علی (ع) می‌فرماید: بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی.
این جملات کوتاهی که اول منبر من می‌گویم هرکدامش را ما حفظ کنیم، عمل کنیم، از اينكه یک دنیا دلار به ما بدهند، بیشتر ارزش دارد. چون یک دنیا دلار هم که مال شما باشد، آخرش می‌میری، زنده هم که هستی تا زمانی که می‌توانی از آن استفاده کنی اختیار دست شماست، همان‌قدر که پیر شدی یا یک مرضی گرفتی که دیگر جان نداری، این اختیار پول‌ها هم دست شما نیست. امام صادق (ع) هم به روحشان صلوات بفرستید.

امام صادق (ع) هم می‌فرماید: بشنو و پیروی کن کسی را که تو را می‌گریاند ولی به درک و معرفتت می‌افزاید، پیروی نکن از کسانی که تو را با حرف‌های خرافی، زمان‌‌پسند گول می‌زنند که خائن‌ترین مردم اینها بودند و هستند و خواهند بود. می‌گوید اسلام، هرچه که دلش خواست می‌گوید، هرچه که زمان پسندید می‌گوید، آنچه که شما خوشت می‌آید می‌گوید، اینها خائن‌ترین مردم هستند نسبت به مردم.

خدای عظیم‌الشأن دو نوع صحبت با پیغمبرهایش (ع) دارد یک نوع سخن عمومی است که همین قرآن است، انجیل است، تورات است، یک نوع سخن خصوصی است که به آن می‌گویند حدیث قدسی.

خدای عظیم‌الشأن در حدیث قدسی می‌فرماید: به این امتت بگو، همان‌طوری که من عبادت فردا را از شما مطالبه نمی‌کنم، شما هم روزی فردا را از من نخواهید. هدف این نیست که آقا فعالیت نکن، کار نکن، هدف این است که قانع باش، وقتی انسان قانع بود، به آنکه بخواهد می‌رسد، تنش سالم است، وجودش سالم است، فکرش کار می‌کند، می‌رسد. دارد خدا می‌گوید. همان‌طوری که من عبادت فردا را از تو نمی‌خواهم، تو هم روزی فردا را از من نخواه. مثل هم می‌زنم، ده دقیقه داریم به دوازده، به ظهر، ما نمی‌توانیم نماز ظهر بخوانیم، بخوانیم باطل است.

بعد می‌فرماید: اگر به قسمت خود راضی شوی، قلبت را آرام قرار می‌دهم، تنت را سالم قرار می‌دهم، پیش مردم پسندیده و ستوده‌اید، به آن هم که بخواهید می‌رسید. چرا؟ امور دست خداست، هرکی هرچه بیشتر زرنگ است، بدبخت‌ترین آدم دنیاست. امور به دست آن است، می‌گوید اگر به قسمتت راضی بودی چه کار می‌کنم؟ هم قلبت را، هم بدنت را، همه را سالم قرار می‌دهم. به آن هم که بخواهی می‌رسی. اگر نه، دنیا را بر تو مسلط می‌کنم. مثل آهویی که شب‌وروز به دنبال علف می‌دود، می‌دوی، آخر هم همانی که قسمتت است به تو می‌رسد. ببین برادرها، این درس‌ها خیلی مهم است، خیلی مهم است. چرا؟ علی‌بن‌ابیطالب (ع) مي‌فرمايد، به روحش صلوات بفرستید.

علی (ع) می‌فرماید: دنیا مثلش مثل مار خوش‌خط‌‌‌وخال است، یک مار زیبا، مردم فهمیده، مردم اهل معرفت از این مار خوش‌خط‌وخال فرار می‌کنند، مبادا نیش بزند این را بکشد. مردم احمق یا بچۀ نادان می‌خواهد بگیرد با آن بازی کند. می‌گوید دنیا مثلش این است، آنها که اهل معرفت‌اند همه‌اش مواظب‌اند، گرفتار این دنیا نشوند که بیچاره بشوند. مثل همین‌ها که الآن بیچاره شدند! دین و ایمان و مملکت و شخصیت و همه را دارند فدا می‌کنند که مثلاً به یک صندلی شکسته برسد! می‌فرماید که مثل دنیا مثل مار خوش‌خط‌وخال است، بچۀ نادان می‌خواهد بگیرد با آن بازی کند، اما اهل معرفت از آن فرار می‌کند.

امام صادق (ع) می‌فرماید: مثل دنیا مثل دریایی است که درونش قرار داری آبش هم شور است، شما تشنه‌ات است، یک لیوان آب شیرین که بخوری سیر می‌شوی، اما از این آبی که شور است، درونش است یک لیوان می‌خوری، باز تشنه‌ات است، دوتا لیوان می‌خوری باز تشنه‌ات است، ده‌تا می‌خوری باز تشنه‌ات است، می‌ترکی می‌میری. هررقمی که ما بخواهیم بفهمیم برای ما مثل زدند، آنجا می‌گوید دنیا مار خوش‌خط‌وخال اشخاص فهمیده از آن فرار می‌کنند. نمی‌خواهد بگوید دنیا نداشته باش ‌ها! همه چیز داشته باش، اما از راه تمیز و حلال و پاک، آرام زندگی‌ات را بکن. آنجا هم می‌فرماید: مثل دنیا مثل آب شور است، هرچه بیشتر می‌خوری، بیشتر تشنه می‌شوی.

بعد نتیجه اهل دنیا این سه چیز می‌شود:

1. غصه فراوان، دایم چون آنکه می‌خواهد به آن نمی‌رسد، یک غصه فراوانی داری، گرفتاری فراوان.

2. آرزویی که نشدنی است، چون انسان به اندازه باید آرزو داشته باشد، اینکه آرزو داشته باشي مثلاً شما زن بگیری، بچه‌دار بشوی، بعد مثلاً بچه‌ات بزرگ شود، دخترت را شوهر بدهی، این کار خوبی است. اما تمام با آرامش. من بارها گفتم جوان عزیز وقتی می‌خواهی ازدواج کنی، همه چیز را نخواه، آن هم خوبش را بخواه. آرام‌آرام، دوتا اتاق، یک جای کوچک، بعد ان‌شاءالله‌الرحمن به مرور زمان کار می‌کنی، فعالیت می‌کنی، ذره‌ذره‌ذره بزرگش می‌کنی، اما اکثر ماها وقتی که می‌خواهیم یک کاری، ازدواجی، هم خوبش را می‌خواهیم، هم زیاد می‌خواهیم، هم بزرگ، این است که اصلاً از اول بیچارگی است. می‌گوید وقتی که علاقه‌مند به دنیا شدی، سه‌تا گرفتاری داری، یک غصه فراوان، چون نمی‌رسی به آن. دوم آرزویی که نمی‌شود چون کارها به دست خداست، هرچه او بخواهد می‌شود.

3. هیچ‌وقت امیدت از مردم قطع نمی‌شود، همیشه دوست داری این به تو کمک کند، آن به تو کمک کند، در صورتی که آنکه به ماها می‌تواند کمک کند و می‌کند خداست. خدای عظیم‌الشأن هم می‌فرماید: از ما بخواه. حتی حدیث داریم می‌‌‌فرماید مومنین باید دایم دعا کنند، تا من به آنها وسعت روزی بدهم. اگر دعا نکنند، این‌قدر به او نمی‌دهم که بتواند یک شلوار پایش کند. اگر دعا نکند برای روزی‌اش این‌قدر به او نمی‌دهم که بتواند یک لیوان شربت بخورد. چرا؟ دوست دارد مومن را، دوست دارد، دوست دارد با مومن عشق‌بازی کند. پس دعا باید بکنیم، از خدا خواهش داشته باشیم. خدایا، وسعت رزق بده، برکت بده، عافیت بده، فعالیت کنیم، اما گرفتار دنیا نشویم. بعد از امام حسین (ع) سوال مي‌كنند، باز به روحش صلوات بفرستیم.

از امام حسین (ع) سوال می‌کنند حقیقت ایمان چیست‌؟ می‌فرماید: حقیقت ایمان این است که آنکه با چشمت می‌بینی و با گوشت می‌شنوی باور کن، اما دیگران می‌آیند یک چیزهایی می‌گویند، خدای نخواسته دروغی، دغلی، می‌خواهند دو‌به‌هم‌زنی کنند، قبول نکن. بعد به خدا خوشبین باش. هم به خدا خوشبین باش، هم به خدا امیدوار باش. چرا؟ خداست که با ما صحبت می‌کند، در عین حال قدرت آنچه که می‌گوید می‌کنم دارد و قدرت آنچه که می‌گوید چه جهنم چه بهشت دارد. لذا دایم ما بایست با قرآن با خدای عظیم‌الشأن باشيم. چرا؟ این درس‌ها خیلی مهم است، من در محرمی این چند شبه گفتم، ولی الآن چون وجود ما تکراری است. نه ما! الآن از بالاترین امرای مملکت ما، از آن نفر اول بالابالایی‌اش تا پایین، هزاربار بیشتر از شما احتیاج به این حرف‌ها دارند، اما باد آورده‌اند، خیال می‌کند همین قدر که من‌باب‌مثل این رئیس همچین شده، دیگر همه چیز می‌داند!

در صورتی که خدا در قرآن به محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: ای پیغمبر، با مردم مشورت کن.

به داود (ع) در قرآن می‌فرماید: ما تو را خلیفه قرار دادیم، اما حواست جمع نفست باشد، نفس انسان را جهنمی می‌کند.

علی (ع) که خدای عقل و درک معرفت و همه چیز هست به کمیل می‌گوید: کمیل مرا موعظه کن، می‌گوید من شما را موعظه کنم؟ می‌گوید: بله، اثر در کلام است. کسی، یک نفر به من یک جمله یاد بدهد، من غلام او می‌شوم.

بشر وجودش تکراری است، اینکه من الآن خدمت شماها هرهفته می‌گویم، اینها لازم است نه برای ما برای تمام کسانی که در این مملکت، شما هم فردا این مملکت در مشت شما هست، یکی رهبر می‌شود، یکی رئیس‌جمهور می‌شود، یکی وزیر می‌شود یکی رئیس‌پلیس می‌شود، فرق نمی‌کند باید اهل فهم باشد، اهل درک باشد، متواضع باشد. چرا؟

قرآن سوره نساء آیه 98 می‌فرماید: همه‌تان در دینتان مسئولید، این نیست که حالا آن آقا نگفت ما که نمی‌دانستیم. نه، شما چرا آنکه دوست دارید دنبالش می‌دوی. پس‌فردا حالا عید است، به قول اهل معرفت عید که نیست عیب است، عید آن زمانی است که ما یک‌دانه نادانی را از خودمان بیرون کنیم، عید آن زمانی است که ما یک‌دانه بی‌معرفتی را تبدیل به معرفت کنیم. عید آن زمانی است که ما کینه‌ها و کدورت‌ها را دور بریزیم. مولا علی (ع) می‌فرماید. اما همین عیب را از فردا برای هرچه که می‌خواهی شش جا می‌دوی، ده جا می‌دوید، فلان پارچه، فلان کفش، همچین، فلان بشود، بشود...

می‌فرماید: همه‌تان در دینتان مسئولید، همه‌. مگر پیرزن و پیرمرد و بچه‌های کوچک، پیرزن پیرمردی که کسی حرفشان را نمی‌خواند، بچه‌ها را هم کسی حرفشان را نمی‌خواند. می‌گوید اینها را ما توقع نداریم، ولی همه‌تان در دینتان مسئولید. چرا؟

رسول گرامی محمد‌بن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: من یک مسئولیت دارم، شما دوتا، من مسئولم که احکام خدا را به شماها برسانم، ولی شماها دوتا مسئولیت دارید، هم باید احکام خدا را به هم برسانید، هم سنت مرا. و شما از صبح تا شب حرکاتی که دارید، رفتاری که دارید، کرداری که دارید، اگر در سنت من بود هدایتید، وگرنه گمراهید.

لذا این گفتارهای بی‌قرآن، این گفتارهای بی‌رسول‌الله (ص) این گفتارهای بدون ائمه (ع) و خدا، می‌شود عجب و تکبر و هرج‌ومرج و همین بازی‌هایی که الآن می‌بینی، همین که الآن می‌بینی. هرکس خر خودش را می‌راند در جنگل هم این‌طور نیست، در جنگل هم حیوانات برای خودشان هرکدام یک چیزی دارند، یک قانونی دارند، لذا این است که این تکه‌هایي که من اول منبر خدمت شما عرض می‌کنم، اینها خیلی مهم است.

اصلاً ارزش ما به درک و فهم است، امام زمان (عج) آدم ریقو و ترسو و بی‌عرضه نمی‌خواهد، یک عده دم از امام زمان(عج) می‌زنند هیچی نمی‌فهمند! نه! همین‌طوری که حضرت (عج) نمی‌آید، تا زمانی که جهان را پر از ظلم و جور گرفته باشد که الآن گرفته، همان‌طور هم حضرت مهدی آل محمد (ص) امام زمان (عج) كه تشریف می‌آورد، یک مشت مردان حق مثل شماها اهل فهم می‌خواهد که یک جهان باید اداره بشود. الآن ما نداریم! من مرتب از تلویزیون گوش می‌کنم، این رئیس بخش می‌آید آن یکی را تکذیب می‌کند، قبلی این‌طور همچین همچین کرد، این وزیر می‌آید آن وزیر را همچین می‌کند. چرا؟ دروغ هم نمی‌گویند، چیزی نمی‌دانند،! این آقا خوشش می‌آید، این وزیرش باشد، آن آقا خوشش می‌آید، این استاندارش باشد. روی میل و نفس و این حرف‌هاست، روی دلسوزی مملکت و دلسوزی دین و دلسوزی ملت که نیست که! الآن این جنگ‌هایی هم که دارند می‌کنند هیچ‌کدام والله و بالله و تالله برای خدا نیست، برای قرآن نیست، برای رسول‌الله (ص) نیست، هرکی می‌خواهد یک کرسی بیاید سر دست بگیرد، ننه‌اش را سر یک کار بگذارد، آبجی‌اش را سر یک کار بگذارد.

علی‌بن‌ابیطالب (ع) (خیلی عالی است.) می‌فرماید: مومن به خاطر دوستی دست از دینش برنمی‌دارد، آقا شما الآن شدی وزیر، چون پسر‌خاله‌ات را دوست داری، چون پسر‌عمه‌ات را دوست داری نمی‌توانی سر کار بگذاری‌اش، یک کسی را باید سر کار بگذاری که این دلسوز ملت باشد، دلسوز مملکت باشد، دین هم داشته باشد، از دین هم خبر داشته باشد.

مومن به خاطر دشمنی با مردم خیانت نمی‌کند، مومن وقتی کسی بود، هیچ‌وقت به خاطر دشمنی خیانت نمی‌کند، در قرآن هم داریم، سوره مائده آیه هشت، قبل از آنکه خدا می‌خواهد امام علی (ع) را معرفی کند همین را می‌گوید، می‌گوید یادتان نرود، در موقع شهادت قوم‌وخویشی و لجبازی را بگذارید کنار که ان‌شاءالله آن هفته برایتان می‌خوانم.

در سوره مائده آیه 8 می‌فرماید: یادتان باشد این لجبازی‌ها، حسادت‌ها، این قوم‌وخویش‌بازی‌ها در شما هست، اما در موقع شهادت یادتان نرود حق را بگویید. می‌گوید مومن به خاطر دشمنی با کسی خیانت نمی‌کند. چون مسئله یک مملکت است، مسئله هفتادوپنج میلیون جمعیت است، مسئله بدتر از همه دشمنی آمریکا و اسرائیل است. والله این کشور خیلی بیشتر از همه کشورها بلا دارد، این‌جور جلسات و این‌جور جوان‌ها حفظش می‌کند. دعاها، التماس‌ها، شب زنده‌داری‌ها، اینها حفظ می‌کند، اما تمام‌شده نیست ‌ها! یکهو، یکهو جان شما بلایی می‌آید که مردم نمی‌دانند کدام‌ورفرار بکنند، چون دنیا گرفته‌شان! می‌گوید:

بعد می‌فرماید: مومن در غضب و خوشی خلاف حق نمی‌گوید، عصبانی است، می‌خواهد حرف بزند آنکه خدا می‌خواهد مي‌گويد، چون می‌داند که خدا دارد نگاه می‌کند، خوشحال است، حرف بی‌جا نمی‌زند. چون من عرض کردم یکی از بدبختی‌هاي تمام دولت‌ها همین است که وقتی به یک پستی می‌رسند، چهارتا چاپلوس و دروغگو و نامرد را دور خودشان جمع می‌کنند، به عنوان وزیر و استاندار و چه و چه، هرکی هست، دور خودشان را از اشخاص اهل فهم خالی می‌کنند. لذا دایم در بدبختی هستند.

مومن جز از خدا از کسی دستور نمی‌گیرد، از کسی رنگ نمی‌گیرد، مومن از زمان رنگ نمی‌گیرد، چون دین مومن عاریه نیست. اینکه می‌بینی به او می‌رسی مثل آنی، به این یکی می‌رسی مثل اینی، در مسجد می‌آیی مومنی، در جلسه می‌آیی خداشناسی، می‌روی در خانه مثل دختر‌خاله‌ات می‌شوی، این دین عاریه است. دینی که دین است، می‌روی خانه می‌بینی چهارتا دختر‌خاله، پسر‌عمه، غیر ذالک برادرزن خواهر‌زن شلوغ است، آمدند ولی حجاب ندارند، شما خیلی بااخلاق، ولی اخم‌ها در همدیگر، یک سلام می‌کنی می‌روی در یک اتاق دیگر می‌نشینی. چرا؟ در جهنم دارند اینها بازی می‌کنند. بعضی‌ها می‌گویند آقا نمی‌شود جلوی گناه‌ها را گرفت، می‌گویم چرا، می‌توانی، قدرتش را خدا به تو داده، الآن به تو یکی می‌گوید آقا یک‌میلیون به تو می‌دهم، این شیشه بنزین را می‌ریزم روی سرت آتشت می‌زنم، شما نمی‌گذاری. جنگ و دعوا و مرافعه نمی‌گذاری، خب بابا شوخی نیست، همین الآن آیه قرآن می‌خوانم، گناه جهنم دارد، آن هم نه مثل جهنم دنیا تمام‌شدنی نیست.

چون دین مومن عاریه نیست، مومن دینش را از زمان نمی‌گیرد، مومن دینش را از رأیش نمی‌گیرد، مومن دینش را از این و آن نمی‌گیرد، مومن دینش را از خدا می‌گیرد، چون بندۀ خداست، بعد هم باید خدا محاکمه‌اش کند، بندۀ خداست.

مومن دینش سطحی نیست، مومن دینش عمقی است. یعنی اگر زمين و زمان به هم بریزد این دست از نمازش برنمی‌دارد، دست از کار خوبش بر‌نمی‌دارد، آبروی کسی را نمی‌ریزد، جلوی زبانش را می‌گیرد. دین مومن در کردار و اعمالش معلوم می‌شود، در عصبانیت، در آرامش. می‌بینی نه! در مهمانی‌ها در شب‌نشینی‌ها، رفتی مهمانی، خیلی هم مهم است، ولی همه‌شان در مقابل خدا یک دانه لنگه‌کفش کهنه هم نیستند، بلند شو نمازت را بخوان، بروند گم شوند! حالا چه می‌خواهد از نظر مقام مملکتی کسی باشند، چه می‌خواهد از نظر اسکناسی، هیچی نیستند.

مومن دینش در کردارش معلوم می‌شود کافر هم بی‌دینی‌‌اش در همان کفرش معلوم می‌شود. لذا این تکه‌ها که من خدمت شما عرض می‌کنم، یک هفته خوب توجه مي‌كنم، چون بایستی که...

همین الآن اتفاقاً رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: اگر مومن شدی خدا هم دنیا را به تو می‌فهماند، هم دردش را به تو می‌فهماند، هم دوایش را. بعد هم چشمه‌های حکمت را در قلبت قرار می‌دهد از زبانت جاری می‌کند. یک هفته من خوب توجه می‌کنم، گفتار تلویزیون، این‌ور آن‌ور، اخبار، آن وقت اینکه به درد خلق‌الله می‌خورد عرض می‌کنم، حالا آن بنده خدا باد آورده برود بمیرد، مرده، کسی که بنده خدا نیست مرده.

علی‌بن‌ابیطالب، مولا علی (ع) می‌فرماید: یک عده زنده هستند مرده‌اند، یک عده وقتی می‌میرند تازه زنده می‌شوند.

امام صادق (ع) می‌فرماید: حقایق ایمان این است که حق را همه‌جا بر باطل ترجیح بدهی، شما یک قهوه‌چی هستی باید بروی برای رئیس‌جمهور چایی ‌ببری، دیدی خلاف می‌کند باید به او بگویی، نگویی به آن بدبخت خیانت کردی. آن بدبخت هم خیال می‌کند آنها که دورش هستند همه بله قربان... همه دشمن هستند! می‌گوید حقایق ایمان این است که حق را همه جا بر باطل ترجیح بدهید، گفتار حق بگویید. چرا؟ فردای قیامت همین آقایی که الآن دارد گناه می‌کند، همین می‌گوید کسی نبود به ما بگوید، ما سرمان شلوغ بود و همچین بود و همچون بود و کسی نبود به ما بگوید. قرآن می‌گوید. می‌فرماید همه همدیگر را لعنت می‌کنند. مومنین همه همدیگر را رحمت می‌کنند. رحمت خدا بر تو باد که به من گفتی، می‌گوید رحمت خدا بر تو باد که گوش کردی. خدا تو را چنین کند که مرا از آتش نجات دادی. می‌گوید خدا تو را چنان کند که گوش کردی. آنها همه به هم مي‌گويند، حتی آیه است که می‌فرماید خدایا، این روسا، اینها که ما را گول زدند به ما نشان بده، ما اینها را زیر دست و پایمان له کنیم، لگدمالشان کنیم.

لذا من یک وقت گوش می‌کنم تلویزیون را سی سال است... اسلام سه چیز لازم دارد برای پیشروی: کسانی که ستاد نماز می‌گیری و همایش و غیر و ذالک، اسلام سه چیز لازم دارد برای پیشروی:

1. انسان زنده که برای خدا کار بکند، پول و این رئیس حسین‌قلی است و اینها نیست! سه چیز برای پیشروی اسلام لازم است، یک انسان زنده‌ای که برای خدا کار کند.

2. کوشش و پشتکار، من دارم می‌بینم ستاد من‌باب‌مثل نماز، چه است! آنکه دارد صحبت می‌کند همه وجودش نفس است، آنها هم به قدری بی‌تفاوت نشستند، فقط آمدند یک چایی میوه بخورند بروند. سی سال است از این همایش‌ها و از این ستادها گرفتیم، روز‌به‌روز جوان‌های ما را خراب‌تر کردید رفته، دوم چیزی که لازمهٔ پیشروی اسلام است، این است که کوشش و پشتکار، آن هم برای خدا، نه برای جایزه، نه برای پول، نه برای تشویق حسین‌قلی، نه برای اینکه من رئیسم.

3. سوم چیزی که لازم دارد تواضع و دلسوزی آن هم برای خدا.

خدایا، تو شاهدی من برای تو می‌گویم، سی‌وچهار سال است که این جلسه را ما داریم الآن از قدیمی‌ها هفت هشت ده‌تا هنوز هستند، از سی‌وچهارسال پیش. از بیست‌وچند سال پیش تا حالا یک مشت هستند، ندیدند و نتوانستند ببینند که "یک آن" من سر وظیفه‌ام نباشم. حالا در این سی‌وسه سال ننه مرده، بابا مرده، آن مرده، این مرده، آن عروسی کرده، این بیمارستان رفته، خاله، عمه، دایی، اما ما به حول و قوه خدا همه چیز را زیر دست و پای خدا لگدمال کردیم. خدا امواتتان را بیامرزد، پدر ما وقتی که مرد روز پنجشنبه بود، هشت صبح مرد ما بردیم دفنش کردیم، آن موقع من آشپزی را هم خودم می‌کردم، هشت صبح بود که آن مرد ما بردیم دفنش کردیم و آوردیم و بعدازظهر هم من سر آشپزی‌ام بودم و شب هم مثل الآن من سر منبر گفتم بله، امروز پدر ما از دنیا رفت. دیدم همه تعجب کردند که بابا این بابایش مرده، ببین چه راحت! بله، بابای من آن زمانی راحت است که من وظیفه‌ام را انجام بدهم، بابای تو زمانی...

گفتم سه چیز اسلام لازم دارد، ستاد نماز نمی‌خواهد، همایش نمی‌خواهد، این بازی‌ها با دنیاست، اینها گول زدن خودتان است. سه چیز لازم دارد یک انسان زنده که برای خدا کار کند، اینها که برای پست و مقام و پول و اینهاست، مرده‌اند. دوم کوشش و پشتکار برای خدا، "یک آن" کوتاهی نکردن. می‌بینی مسجد دوازده‌تا نماز‌خوان دارد، بیست‌تا کولر گازی می‌گذارند، اینها بازی است! اینها بازی است! سوم تواضع، فروتنی برای خدا.

والله من بارها سر منبر گفتم خدا شاهد است، از این دویست‌هزار‌میلیارد سلول بدن من یکی‌اش دروغ نمی‌گوید، من نوکر همه شماها هستم، من خاک پای همه شماها هستم، حتی شماها که در خارج دارید گوش می‌کنید. نه، من چیزی نیستم. رسول‌الله (ص) این کار را کرده، علی‌بن‌ابیطالب (ع) این کار را کرده، این بازی‌ها، همایش، ستاد فلان! من چهل سال است معلم هستم، اینها بازی است.

قرآن هم دو چیز لازم دارد:
• کارشناس نمی‌خواهد، علوم‌شناس نمی‌خواهد، قرآن خداشناس می‌خواهد، یعنی قلباً خدا را قبول داشته باشد، آیات قرآن را عمل کند. کارشناس نمی‌خواهد.
• قرآن عالم نمی‌خواهد، عامل می‌خواهد. من بارها گفتم، به دکتره می‌گویی آقا شراب می‌دانی برای مغز چه آثار بدی دارد؟ می‌گوید بله، ریه؟ بله، برای قلب چه اثر دارد؟ خیلی بد است. همچین است، همچون است! همه را می‌گوید، اما می‌خورد. به آن اویار حسین می‌گویی: آقا می‌دانی شراب برای قلب چه زیانی دارد؟ می‌گوید: نه! می‌دانی برای مغز؟ می‌گوید: نه! خوردی؟ نه! می‌خوری؟ نه! چرا؟ خدا گفته حرام است. این عالم است، این کارشناس است، این استاد است. "العلم نور" که پیغمبر‌(ص) می‌فرماید این است. این علم‌ها "العلم جهل" است. لذا بازی‌های دنیا کار نمی‌کند، قرآن کارشناس و معلم و حسین‌قلی و حسن‌قلی نمی‌خواهد، قرآن خداشناس می‌خواهد، عالم نمی‌خواهد عامل می‌خواهد، چون خوب گوش کنید:

چون ما دو راه بیشتر نداریم، یا حق است، یا باطل. اگر در حق بودیم در باطل نیستیم، اگر در باطل بودیم، در حق نیستیم. حق یعنی خدا، رسول‌الله (ص)، تسلیم در برابر امرشان، باطل یعنی شیطان، زمان، رئیس‌بازی، باندبازی. ما دو راه بیشتر نداریم، راه سوم ندارد، یا حق است یا باطل، اگر در حق قرار گرفتیم در باطل نیستیم، در باطل بودیم در حق نیستیم. حق هم خدا و رسول (ص) و تسلیم بودن در مقابلشان است، باطل هم زمان چه می‌خواهد؟ رئیس چه می‌خواهد؟ حسین‌قلی چه می‌خواهد؟

دوتا هم مولا بیشتر نداریم، دوتا آقا هم بیشتر نداریم، قرآن می‌گوید ها. الآن می‌گوید آیه قرآن است. یک مولا خداست، یک مولا هم شیطان و زمان است.

خود خدا در قرآن می‌گوید: اگر شما غلام یک نفر باشی که آن یک نفر خوش‌اخلاق هم باشد، آدم خوبی هم باشد، این بهتر است، یا بیایی غلام ده نفر بشوی این ده نفر خشن هم باشند، بداخلاق هم باشند، هرکدام هم علیه همدیگر به تو دستور بدهند. کدام بهتر است؟ خدا مثل می‌زند، یعنی می‌گوید اگر آمدی بندۀ من شدی آقای دو جهانی، من به تو ظلم نمی‌کنم، تو هم مرا شناختی، حمالی بی‌خود نمی‌کنی. اما وقتي خدا را کار ندهی، باید فرمان رئیس را ببری، معاونین را ببری، خانم ببری، مهمان این‌طوری، بچه‌ها این‌طوری می‌خواهند، زمان...، از صبح تا شب حمالی می‌کنی، آخرش هم باید مثل الاغ گرسنه بمیری! دوتا مولا بیشتر نداریم، آنهایی که خدا را انتخاب کردند، مولایشان خداست، محمدبن‌عبدالله (ص) است، آنها هم که دنیا را انتخاب کردند از صبح تا شب به همه می‌گویند چشم! چشم! چشم!

آخرش هم در مثل مناقشه نیست:
این مثل را علماء می‌زنند، بزرگان، قدیم هم در تهران بود، اینها که روغن کرچک و روغن چه می‌گرفتند آسیاب می‌کردند، در مغازه‌شان یک آسیاب داشتند. یک الاغ را صبح به این آسیاب می‌بستند، چشمش را هم می‌بستند. این الاغه تا ظهر راه می‌رفت، ظهر برای ناهار چشمش را باز می‌کردند. این طفلی نگاه می‌کرد می‌دید همانجا که صبح بود همانجاست، پس من از صبح تا حالا کجا رفتم؟ ناهارش را به آن می‌دادند، آبش را می‌دادند، دو مرتبه چشمش را می‌بستند، دوباره راه می‌رفت، دوباره شب چشمش را باز می‌کردند، همان جاست. برای دنیا و پست و ریاست و غیر خدا کار کردن جز زیان دو دنیا نیست.

ببین، من این محرمی مرتب این را گفتم، به روح امام حسین (ع) و اصحابش یک صلوات مردانه بفرستید.
اگر هزاروسیصد‌وتقریباً هفتاد سال است کم‌وزیاد از شهادت ایشان می‌گذرد، روز‌به‌روز خودش و خانواده‌اش و آنهایی که کمکش کردند زنده‌تر و آقاتر هستند، علتش اینهايي است که امام حسين (ع) مي‌گويد:

امام حسین (ع) می‌گوید: من برای یاری جدم حرکت کردم نه برای دنیا، نه برای پست.
من برای امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر به طریق جد و پدرم حركت كردم. نه مصلحت‌انگیزی، مصلحت‌شناسی، آمریکا چه می‌خواهد؟ حقوق بشر چه می‌خواهد؟ نه به طریق جد و پدرم.

لذا همان روز عاشورا به آن سی چهل نفری که آنجا ماندند در مقابل سی‌هزار نفر، می‌فرماید که من راضی نیستم کسی که دینی، قرضی به گردنش باشد، اینجا بایستد برای من بجنگد. برو دینت را بده. چرا؟ من برای باقی ماندن دین خدا حرکت کردم.

در یکی از جنگ‌ها مثل اینکه در جنگ صفین بود، در همان بزن‌بزن شمشیر، یک کسی دوید جلوی مولا علی (ع) گفت: یا علی، این مسئله را به من جواب بده. یکی از این خشکه‌مقدس‌های احمق گفت: آقا الآن موقع سوال است؟ حضرت (ع) فرمود: ما جنگ را می‌کنیم برای اینکه سوال باقی بماند، جنگ را می‌کنیم که احکام و اخلاق بماند.

رهبر فقید هم سی سال پیش همین را فرمود، فرمود: اگر محمد‌رضا شاه هم اسلام را پیاده می‌کرد ما وظیفه داشتیم که یاری‌اش کنیم. (الآن نوارش هست.) اما نکرد ما انقلاب کردیم که اسلام را پیاده کنیم. برای زمین و نفت و تخم‌مرغ هم نیست. لذا آنجایی کارهای ما ارزش دارد که بعد از مرگ... والله اینهایی که الآن هستند من بارها گفتم خدا کند بمیرند نباشند در زمان ظهور حضرت (عج)، آبروریزی می‌شود، آن‌ور هم گرفتاری. من یک وقت‌ها خودم گفتم گفتم اول شاکی من هستم، مرگ هم بیاید پیش، من آن‌ور شاکی هستم. لذا این است برادر من، من برای یاری دین جدم به طریق آنها حركت كردم، لذا روز عاشورا می‌گوید من راضی نیستم کسی که دِینی، قرضی به گردنش است، بایستد اینجا کمک کند.

من برای اینکه احکام و اخلاق باقی بماند حرکت کردم، شب عاشورا به مردم گفت که مردم بلند شوید بروید، همه دنبال یار و لشگر می‌گردند، الآن هی دلارها خرج می‌شود که یک نفر بگوید مثلاً اسلام دروغی، ایشان می‌گوید پاشوید بروید، فردا همه کشته می‌شوند حتی من. در خبر است که چیزی حدود هزاروچهارصدوپانصد نفر آن شب بودند، آنهایی که برای پست و مقام و اینها آمده بودند همه بلند شدند رفتند. دیدند امام (ع) دروغ نمی‌گوید، می‌گوید فردا همه کشته می‌شوند.

من برای باقی ماندن احکام خدا و سنت جدم حرکت کردم. نشانه‌اش چیه؟ با زن و بچه و بچه شش‌ماهه آمد. یک کسی که برای دنیا حرکت می‌کند، یک مشت گردن‌کلفت و شمشیر‌زن با خودش می‌آورد، بچه پنج شش‌ماهه را نمی‌آورد که! می‌خواهد به مردم آن روز و امروز و فردا بگوید حركت ما برای دنیا نبود، برای پست نبود، برای پول نبود، برای این بود که به مردم بگوییم بابا ما آمدیم بگوییم آنکه خدا فرموده آن درست است. آنکه یزید و بابایش گفتند غلط بود. الآن خیلی بدتر از یزیدی در این تلویزیون عمل می‌شود، به شما بگویم. اینکه زن بی‌شرف پررو می‌آید با دو نفر به نام قاصدک همچین همچون رقاصی می‌کند، هزار‌بار از فاحشه‌ها این نجس‌تر است. مدیرش هزار‌بار از شمر کثیف‌تر است. گرداننده‌اش هزاربار از شمر بدتر است، خیال نکن، خراب می‌کنند، حیاء و شرافت را از درون خانواده‌ها بردند، خیال نکن شما!

من برای باقی ماندن نماز حرکت کردم، تا روز عاشورا آن‌طرف گفت که آقا الآن موقع نماز است، فرمود: خدا شما را از نمازگزاران قرار بدهد، نماز می‌خوانیم. شروع کردند به نماز. چند نفر کشته شدند، دو رکعت نماز ظهر خواندند، چون نماز شکسته بود دیگر.

لذا این است که امام علی (ع) برای متکبرین دارد می‌گوید، امام علی (ع) آن روز (به روحش صلوات بفرستید.) برای متکبرها می‌گوید، برای اینکه به یک پستی می‌رسد خیال می‌کند همه چیز آن است. نه بابا، هیچی نیستی، من بارها گفتم تمام قانون مملکت را من خودم نوکرش هستم. چرا؟ ما خودمان به پا کردیم قانون را، اما این نیست که هرکسی آمد سر یک کاری آدم درستی است، مگر آن کسی که در مقابل قرآن و سنت تسلیم باشد. امام یعنی کسی است که خیال گناه هم نمی‌کند، خیال نافرمانی هم نمی‌کند، اکثر پیغمبرها امام نبودند، یعنی مقام امامت خیلی بالاست.

امام علی (ع) به پسرش که تربیت‌شدۀ خودش است، امام دوم ماست، می‌گوید: از خدا یاری بخواه که توفیق به تو بدهد که از هرآلودگی که مایۀ اشتباهت می‌شود دوری کنی و از گمراهی کناره بگیری، اینها را که برایت گفتم اگر یقین شد که بهتر، اما اگر یقین نشد تو مثل یک کوری می‌مانی که مثل این شب‌کورها به درخت خار چنگ زدی. امام علی‌(ع) دارد می‌گوید، به کی می‌گوید؟ به هرمتکبری! چون انسان وجودش تکراری است، وجود انسان بایست توضیح بپذیرد، باید نصیحت بپذیرد. من گفتم خود خدا از همه‌کس بیشتر نصیحت‌پذیر است.

چند هزار سال پیش لقمان به پسرش می‌گوید: پسر جان، می‌خواهی حرف بزنی صدایت را بلند نکن، الاغ صدایش از تو بلندتر است. خدا به پیغمبر (ص) می‌گوید: این را در قرآن برای مردم بگو، گردنت را دراز نکن، گردن الاغ از تو درازتر است. خدا این را به پیغمبر (ص) می‌گوید در قرآن برای مردم بگو، چون خدا می‌داند که پند چیز خوبی است، خودش هم می‌گوید،
خودش هم می‌گوید: کسانی که می‌خوانند و عمل ندارند مانند چهارپایان‌اند بلکه پست‌تر. کالانعام بلکه پست‌تر. بعد هم مثل می‌گوید می‌گوید ما در قرآن هرمثلی را می‌زنیم، مثل گاو، الاغ، خر، پشه، مگس، باک هم نداریم، اما اهل فهم می‌گویند خدا چه مثل‌های خوبی می‌زند برای اینکه ما را بیدار کند. چه مثل‌های قشنگی می‌زند؟ نفهم متکبر می‌گوید غرض خدا از این گفتارها چه بود؟

می‌گوید: حسن جان، اگر نپذیرفتی مانند شب‌کوری می‌مانی که به درخت خار چنگ زدی. دین این است که به اشتباه نروی. اگر نمی‌خواهی به اشتباه بروی پس چرا از قرآن فراری هستی؟ پس چرا از رسول‌الله (ص) فراری هستید؟ پس چرا از چهارده معصوم (ع) فراری هستید؟ دین این است که به اشتباه نروی، اینها که برایت گفتم سرزنشت می‌کنم تا خود را هیچ وقت دانشمند ندانی. یک اهل معرفتی مثل ابوعلی سینا با آن همه علمش آخرش گفت من آن‌قدر فهمیدم که نفهم هستم. اینها که به تو گفتم برای این است که خود را دانشمند ندانی، اگر چیزی را فهمیدی باز هم به خودت نگیری. چرا؟ چون باید بدانی ما همیشه نفهمیمان یک‌میلیارد است، فهممان یکی است.

رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید‌: آنچه را که می‌دانی یک حلقه انگشتر است، آنچه که نمی‌دانی یک دشت است. تمام اینهایی که در دنیا ذلیل و بدبخت شدند و مردم را هم بیچاره کردند و به جهنم رفتند و هنوز هم در جهنم‌اند، اینهایی هستند که در دنیا می‌دانند و متکبرند. گفتم که معاویه اول عالم است، اول عالم است، شیطان از آن عالم‌تر است، معاویه بیست‌و‌سه سال پای درس رسول‌الله (ص) بود، حدود چهارده پانزده نفر بودند که قرآن نازل می‌شد می‌نوشتند، یکی‌اش معاویه بود. دیگر بهتر از رسول‌الله (ص) می‌خواهی؟ تفسیر قرآن، هرچه بخواهی... اما نکبتی که این و پسرش به مردم جهان و اسلام و اجداد خانوادگی‌اش زد هیچ کس نزد.

من این چند شب محرمی یک دستوراتی از قول ائمه (ع) گفتم، پانزده‌تایی بوده، کمتر زیادتر، هرشبی سه‌تایش را می‌گویم که یادمان نرود:

مولا (ع) می‌فرماید:
13- کدام معصیت سخت‌تر است؟ معصیت در دین، کسی یک چیزی را به عنوان که اشکالی ندارد... می‌گوید گناه در دین، مثلاً شراب می‌دانی حرام است می‌خوری، می‌دانی من‌باب‌مثل زنا حرام است می‌کنی، اما بعد می‌گویی خدایا، ما غلط کردیم. خدایا، ما اشتباه کردیم! اما می‌آید همین شراب را به یک عنوانی حلالش می‌کند، اين كارها را که بدتر از زناست. این کار‌هایی که در این تلویزیون مي‌شود، این زن‌ها می‌آیند با این مردها مشغول لاس‌و‌لوس می‌شوند به عنوان برنامه کودک، از زنا بدتر است. اینها را حلال می‌کند. آن هفته هم گفتم که طرف می‌آید نصف صورتش را می‌تراشد، می‌گوید حق‌النساء، تو اگر خودت بتراشی فاسقی، چون به نام زنت می‌کنی هم مشرکی هم فاسقی. می‌فرماید: گناه در دین از همه بدتر است. بگو: خدایا، من می‌دانم شراب حرام است، قمار حرام است، زنا، ولی الآن دستم را بگیر.

14- یا علی (ع)، کدام عمل پیش خدا محبوب‌تر است؟ انتظار ظهور مهدی آل محمد (عج). آن هم به صورت احمقانه نه! پابرهنه می‌رود جمکران، نه نمی‌خواهد پابرهنه بروی! اصلاً جمکران نمی‌خواهد بروی! همۀ ما از صبح تا شب ببینیم خدا چه گفته نکن؟ بگوییم چشم. چه گفته بکن؟ بگوییم چشم. من گفتم سلمان یکی از صحابۀ خوب رسول‌الله (ص) است، ابی‌ذر غفاری هم یکی از صحابۀ خوب رسول‌الله (ص) است. اما آقا رسول‌الله (ص) راحت به ابی‌ذر گفت: ابی‌ذر ما کاری به دست تو نمی‌دهیم، پستی، مقامی به دست تو نمی‌دهیم. چرا؟ دوست داشت خودش را هم قاطی کند. سلمان تسلیم بود. سلمان تا حدود سیصدوسی سالگی استاندارد همین جایی که الآن به نام یمن جنگ است، اینجا استاندار بود. تازه علی‌بن‌ابیطالب (ع) می‌فرماید: سلمان جان، تو خیلی پیری، جایت را هم به تو نشان می‌دهم، دعا کنم بروی. می‌گوید علی (ع) جان، از پیش تو کجا بروم؟ از پیش تو کجا بروم؟ بهشت من تویی. یک وقت بعضی از آقایان می‌گویند دعا کن مثلاً ما اهل بهشت بشویم. می‌گویم بابا تا زمانی که در این جلسه و گرد این خرمن این کلاس می‌گردی در بهشت هستی، من از خدا می‌خواهم که همۀ ما عاقبت‌به‌خیر بشویم. من الآن دعا می‌کنم آمین بگویید:

پروردگارا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، چه ما، چه هرکس هرکجا که نوکر دینت و رسول‌الله (ص) است، خدایا، اینها را در راهشان عاقبت‌به‌خیر بگردان. (یک صلوات هم بفرستید.)

می‌گوید: انتظار ظهور کار خوبی است، اما این کار خوب احمقانه نه، یک عده به نام امام زمان (عج) آبروی امام زمان (عج) را می‌برند. من یک وقت حدود هفده هجده بیست سال پیش به بعضی از شاگردهای خودم در کلاس گفتم، فکر نکن حضرت (عج) که آمد می‌خواهد بنشید با تو قلیان بکشد! نه!

یکی از اصحاب امام صادق (ع) پیش امام صادق (ع) نشسته بود، گفت آقا کاش الآن کار دست شما بود، ما هم خدمت شما بودیم. آقا (ع) فرمود: نه، اگر کار دست من بود هم تو الآن نمی‌توانستی اینجا بنشینی، هم من. اینهایی که می‌بینی به عنوان یک پست و مقام فقط دنبال کوهنوردی، عشق و برو بخواب و بیمارستان شخصی و چه... اینها بازی‌های دنیاست، بویی نبرده از ایمان! آقا (ع) فرمود: اگر بنا بود من الآن کاره‌ای باشم نه تو اینجا می‌توانستی پیش من بنشینی، نه من می‌توانستم. باید کار کنیم.

انتظار امام زمان (عج) آن‌طور خانه و زندگی و خودت را قرار بده که الآن حضرت (عج) خواست تشریف بیاورد در خانه‌ات خجالت نکشی. خمس مالت را بده، از راه حلال پول در‌بیاور، خمس مالت را بده، در زندگی اسراف نکن، الآن شب عید است، خیلی‌ها هستند بچه‌هایشان لباس ندارند، خیلی‌ها هستند خودشان لباس ندارند، تو داری، خیلی خوب حالا برای خودت نخر، شب عیدی کمک به مردم بکن، انتظار فرج!

15- بعد پانزدهمی‌اش، کدام عمل پیش خدا بزرگ‌تر است؟ فرمود: اولاً تسلیم خدا شدن، تسلیم خدا عملاً، دوم با وقار و ادب اسلامی زندگی کردن، تواضع داشته باشید، وقارداشته باشید، اولاً در مقابل خدا و فرموده‌هایش تسلیم باشی. چرا؟

مولا علی (ع) می‌فرماید: دنیا همه‌اش جهل است، مگر آنجا که علم باشد. علم همه‌اش حجت است، مگر آنجا که عمل باشد. حجت می‌دانی چیه؟ فردا اکثر این باسوادها، همین الآن نودوپنج درصدشان دارند در جهنم قدم می‌زنند. صدها چراغ دارم و بی‌راهه می‌روم.

مولا علی (ع) می‌فرماید: کسانی که دارای علم و معرفت‌اند، عوضی می‌روند، کار روی میل خودشان می‌کنند، مثل کوری هستند که یک مشعل دستشان است. این کوره که مشعل دستش است، شب تاریک از نور مشعل این دیگران دارند راحت راه می‌روند این هی خودش تاپ‌تاپ می‌خورد زمین.

می‌گوید: دنیا همه جهل است، مگر آنجا که علم باشد. عمل همه‌اش ریاست، مگر آنجا که اخلاص باشد. اخلاص همه‌اش در خطر است، مگر آنجا که خدا ما را حفظمان کند.

صبح به صبح بلند شو نمازت را بخوان، آن دوازده "قل هو الله "را بخوان، هفت‌بار "لاحول و لا" چهار قل اینها را بخوان، سرت را روی مهر بگذار، بگو پروردگارا به حق کی به حق کی ظهور امام زمان (عج) برسان. همه جوان‌ها، مردم، همه را هدایت کن. دستشان را بگیر. خدایا، دینم را به تو سپردم، خیلی زمان بد است. خیلی زمان... اگر ما بخواهیم با همین شل‌شلی بازی باشيم، یکهو مردی چه می‌خواهی بگویی؟

بعد از امام صادق (ع) سوال می‌کنند: آقا راحتی دنیا در چیست؟ می‌فرماید: در ترک هواهای نفسانی. در دنیا می‌خواهی راحت باشی، هواهای نفسانی دلت را زیر پایت لگدمال کن. دل همه چیز می‌خواهد، حالا پول هم داری، حلال هم هست، به حرفش گوش کنی، بیچاره‌ات می‌کند. راحتی دنیا در ترک هواهای نفسانی است. راحتی آخرت هروقت خودت را در بهشت دیدی. نمی‌گوید این‌قدر نماز خواندی، این‌قدر مکه رفتی، نه! می‌گوید هروقت خودت را در بهشت دیدی.

بعد رسول گرامی محمد‌بن‌عبدالله (ص) می‌فرماید:
• اگر شخصی توبه کند و بخل را کنار نگذارد توبه نکرده.

• اگر شخصی توبه کند کینه را از دلش بیرون نکند توبه نکرده.

• اگر شخص توبه کند لجبازی را از خودش بیرون نکند توبه نکرده.

بدانید، هرکسی دشمن بخواهد درست کند یک وسیله می‌خواهد، می‌گوید آدم حسود خود‌به‌خود همه دشمنش هستند. می‌گوید هردشمنی یک علتی می‌خواهد، اما کسانی که حسودند، اتوماتیک زمین و زمان و خدا دشمن اینهاست.

• اگر تمام خوبی‌ها را انجام بدهد تسلیم خدا و رسول (ص) و اهل بیت (ع) نباشد توبه نکرده. اینها یک چیزی است که دقیقه‌به‌دقیقه لازمۀ ما است، نه ما، از آن کسانی که شخص اول مملکت‌اند، تا من و تو. چرا؟ فردا هم شما می‌شوی یکی از همان‌ها، کسی که می‌خواهد یک پستی در مملکت بگیرد، هم باید در دین دانا باشد، هم دارای عقل و درک و معرفت و تواضع باشد، هم اهل عمل باشد.

لذا امام چهارم (ع) (یک صلوات به روحش بفرستید.) می‌فرماید:
1- برای کسی بزرگواری و آقایی نیست جز به تواضع و فروتنی. چرا؟ خدا اولین کسی است که آدم متواضع را دوست دارد. می‌گوید تا آسمان هفتم بالا می‌برمت، اولین دشمن متکبر است. می‌گوید تا زمین هفتم فرومی‌برمت. برای کسی آقایی و بزرگواری نیست، مگر با تواضع و فروتنی.

2- برای کسی گرامی بودن، آقا بودن، غیر ممکن است، جز به پرهیزگاری و تسلیم خدا بودن. هم آدم پرهیزگاری باشد، هم تسلیم باشد.

3- هیچ‌کسی کار ارزنده‌ای انجام نمی‌دهد مگر با عدالت. پشت میز کارت نشستی، هی نگو برو فردا بیا، کار مردم را راه بینداز، تصمیم‌گیری‌ها، سیاست‌مداری‌ها که می‌کنید فقراء را در نظر باشند، پول به دستت می‌آید هی خرج اتینا نکن، خرج فقراء کن.

4- کسی بندگی در خانۀ خدا نکرده، مگر با پرستش و دانایی، پرستش خدا و دانا باشی.

چون پیغمبر (ص) فرمود: دو گروه کمر مرا می‌شکنند، یک عده آن کسانی که دانا هستند، عالم هستند، ولیکن بی‌دین‌اند، یک عده هم کسانی که اصلاً نمی‌فهمد، می‌خواهد عابد باشد.

یک وقت ما با یک کسی رفته بودیم، (حالا خدا قسمت کرده بود چندین سال پیش.) کربلا. این بنده خدا یک دستمال جیبش بود، اگر همان موقع می‌شستی همۀ کثافت دنیا درونش بود، این هرزیارتگاه هرجا می‌رفتیم این دستمال را در‌می‌آورد، همه آن ضریح اینها را پاک می‌کرد به چشمش می‌مالید، دماغش را می‌گرفت، همه کارها را می‌کرد، بعد هم حالا این را می‌برد در خانه می‌خواهد همه اینها به چشمشان بمالند! به شما بگویم یک عده آبروریز اسلام‌اند! یک عده آبروریز اسلام هستند! لذا می‌فرماید که حواس‌ها جمع باشد. چرا؟

امام زمان (عج) می‌فرماید: خدایا، به تو پناه می‌برم از کوری بعد از بینایی. همۀ اینهای که الآن در خلاف‌اند می‌گویند "انا ربکم الاعلی" ما با‌سواد هستیم، ما درس خواندیم، ما همچین همچین هستیم. خدایا، به تو پناه می‌برم از کوری بعد از بینایی. خدایا، به تو پناه می‌برم از هلاکت بعد از هدایت. خب سی سال پیش حساب کن ببین چه خبر بود؟ حالا ببین چه خبر است؟ بگو آقا سی سال پیش شما این دادوفریادت برای چه بود؟ خب سی سال است انقلاب اسلامی شده، ما یک خدا بیشتر نداریم، یک رسول‌الله (ص) و امام زمان (عج) بیشتر نداریم، یک قرآن هم بیشتر نداریم، پس این آدم‌کشی برای چه هست؟ می‌فرماید: کار باید روی عدالت باشد.

محمد‌بن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: آگاه باشید دشمن‌ترین مردم به درگاه خدا کسی است که خودش را پیرو کسی قرار بدهد که آن خودش پیرو کسی نیست. اینهایی که می‌گویند اسلام، هرچه دلش می‌خواهد می‌گوید، این پیرو هیچی نیست.

پیغمبر (ص) می‌فرماید ها! رسول خدا محمد‌بن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: بدانید و آگاه باشید دشمن‌ترین مردم به درگاه خدا کسی است که خودش را پیرو کسی قرار بده که آن خودش پیرو هیچی نیست، اگر پیرو قرآنی خیلی خب این همه قرآن. همین الآن برایت می‌خوانم. ببین قرآن چقدر ساده با ما صحبت می‌کند؟ همین الآن می‌خوانم پیرو رسول‌الله(ص) هستی؟ خیلی خب این پیغمبر (ص) این همه حرف زده. همین الآن قرآن می‌گوید. می‌گوید وقتی که به من خدا گوش نمی‌دهی به کی می‌خواهی گوش بدهی؟ الآن من عرض می‌کنم. هروقت می‌گوییم قرآن، یعنی خدا دارد صحبت می‌کند، برای اینکه من خوب بگویم، همه‌مان خوب بفهمیم، یک صلوات بلند بفرستید.

سوره مرسلات از آیه 25 تا آیه 50 است ببین خدا چقدر قشنگ ساده مي‌گويد. چرا؟ این قرآن جهانی است. آیین‌نامه بشریت است، کتاب انسان‌سازی است، با همین قرآن هم فردا می‌خواهد ما را محاکمه کند چطور می‌شود خدا کتابی بفرستد که ما بلد نباشیم، بعد ما را محاکمه کند، حالا گوش کن از آیه 25 تا 50 سوره مرسلات:

آیه 25- آیا قرار ندادیم زمین را در برگیرندۀ شما،

آیه 26- از زنده و مرده؟ (چه بمیرید چه بمانید در این زمین ما هستید. جز این هست؟)

آیه 27- آیا نگرداندیم ما در آن زمین کوه‌های بلند استوار و نوشاندیم شما را از کوه‌ها آب شیرین گوارا؟ این کار را ما نکردیم؟

والله سه روز پیش‌تر من داشتم تلویزیون نگاه می‌کردم یک جا بود کوهسار هم بود، برف نیامده بود، طرف سه دفعه داد می‌زد می‌گفت از همین زمین پارسال من پانزده تن انگور برداشتم، به زبان همان دهاتی خودش می‌گفت پنج هزار من (هریک من سه کیلو است.) اما امسال یک دانه انگور نداریم، الآن آب هم داریم، تانکری سی‌وپنج شش تومان می‌خریم یک ذره پای هرکدام می‌ریزیم که فقط خشک نشود. چرا؟ پارسال خدا خواست برف آمد مانده بود ذره‌ذره آب می‌شود می‌آید پای درختان هم می‌خورند، هم که پانزده تن محصول مي‌دهند، حالا یکی‌شان می‌گفت ‌ها! هفت هشت‌تا رعیت بودند، یکی‌شان می‌گفت.

تکرار آیه 27- آیا قرار ندادیم ما در آن زمین کوه‌های بلند و استوار و نوشاندیم شما را از آن کوه‌ها آبی شیرین و گوارا؟

آیه 28- وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان، وای بر کسانی که اینها را می‌خوانند و قبول ندارند، اصلاً قبول ندارد که بخواند.

آیه 29- گفته شود به ایشان (به اهل دنیا) بروید به دنبال جزاگیری آنچه که در دنیا کرده‌اید.
به ایشان می‌گوییم بروید در دنیا قبول نداشتی سواد داشتی، قرآن را می‌خواندی برای ثواب، اما برای مردم اینها را نمی‌گفتی، برو دنبال ثواب.

آیه30- بروید به سوی سایۀ سه شعبه جهنم،

آیه 31- که آن سایه نه خنکی دارد، فقط آتش است. بروید!
چرا؟ عمل خودت است. می‌گوید در قرآن می‌گوید همه‌تان در گرو اعمال خودتان هستید، بروید. چرا؟ در دنیا خواستید.

آیه 32- البته دوزخ پرتاب‌کننده در صفحه قیامت است شرارۀ خود را، مانند قصر.

آیه 33- گویا که آن شراره آتش شتر زرد است. (این یک واقعیتی است برادرها!)

گفتم من آن هفته بعد از جلسه برای برادرها گفتم، گفتم این نامه را من حدود پنجاه‌و‌چهار پنج سال پیش خواندم، چون من الآن پنجاه سال است غرب تهران هستم، آن موقع من بازار بودم.

یک کسی بود خدمتگزار آقای بروجردی بود، از تجار گردن‌‌کلفت بازار بود، این دایم خدمت آقای بروجردی بود، تاکسی برایش بگیرد، درشکه برایش بگیرد، ببرد هرجا می‌خواهد بیاورد. خب این حق پیدا می‌کند گردن آقا، خب آقا باید حق ادا کند، به آن گفت: فلانی تو خیلی به ما خدمت می‌کنی ها، ولی تو اهل جهنم هستی. اِ، آقا چرا؟ فرمود: تو خمس مالت را نمی‌دهی! تو چون برای من خیلی کار می‌کنی گردن من حق داری، من به تو می‌گویم تو اهل جهنم هستی. این می‌آید چه کار می‌کند؟ "مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین" می‌آید حساب می‌کند به پول آن روز یک‌میلیون‌و‌نیم ‌تومان خمس بدهکار بوده، به پول امروز بیش از یک‌ونیم‌میلیارد تومان. می‌آید چه کار می‌کند؟ این پول را نقد می‌کند، لای یک پلاستیکی چیزی می‌پیچد که آب به آن نرسد، می‌گذارد ته یک خمره، خمره بزرگ، رویش را پر ماست می‌کند، یک خمره ماست بزرگ می‌آورد دم در، در قم خب آنجا هم طلبه و آخوند زیاد است، می‌آید دم در می‌گذارد و یک طلبه که می‌آید برود می‌گوید آقا این خمس مال شماست بردار برو. آن بدبخت طلبه‌هه هم نمی‌داند ته این خمره چه خبره که! می‌گوید آخر من این همه ماست را می‌خواهم چه کار کنم؟ می‌گوید خیلی خب من می‌خرم از تو، صد تومان می‌دهی؟ (حالا ماسته بیست تومان هم نمی‌ارزیده!) صد تومان می‌دهی؟ می‌گوید: آقا هرچی شما بدهی. صد تومان به او می‌دهد. می‌گوید خب الحمدلله خمس مالمان را هم دادیم. می‌آید خانه و ماست‌ها را خالی می‌کند و پول‌ها را می‌گذارد سر جایش، این نوشتۀ خودش است ‌ها! شب در خواب می‌بیند، (همین آیه قرآن كه خواندم.) شعلۀ آتش مثل کوه دارد می‌رود بالا، یکی‌یکی می‌خوانند آقای ایکس را بیاورید پرتش می‌کند در این آتش، آقای فلان، تا می‌رسد به این. آقا، من چرا؟ می‌گوید شما خمس مالت را ندادی باید در آتش بروی. می‌گوید: من همین امروز گذاشتم در خمره دادم. می‌‌گوید: خب ما هم تو را در آتش نمی‌اندازیم، ما تو را می‌گذاریم در خمره، خمره را پرت می‌کنیم در آتش. می‌گوید من را گذاشتند در خمره، بلند کردند یک دو سه ول کردند بین زمین و آسمان، می‌گفت یک مرتبه من بیدار شدم، دیدم قلبم دارد از گلویم می‌آید بیرون از ترس، بلند شدم یک‌ونیم میلیون تومان آن روز را، دو میلیارد تومان حالا را، آوردم خدمت آقا، گفتم آقا این عین حقیقت است، دیروز تا حالا من این کارها را کردم، دیشب هم این صحنه را دیدم، خواهش می‌کنم این را اعلامیه کنید مردم بدانند که با خدا نمی‌توانند مکر کنند، بکنید این کار را. اینجا آیه قرآن است، می‌فرماید که:

تكرار آیه 32- البته دوزخ پرتاب‌کننده در صحنۀ قیامت است شراره خود را.

تكرار آیه 33- گویا که آن شراره آتش شتران زردند.

آیه 34- وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان. (اینهایی که می‌خوانند و برای مردم نمی‌گویند کسرشان می‌شود خاک همه عالم در سرت.)

آیه 35- این روز روزی است که نتواند کسی سخن بگوید.

آیه 36- رخصت و اجازه داده نمی‌شود به کسی که عذری بیاورد. (دیگر از این بهتر خدا صحبت کند؟ از این راحت‌تر صحبت کند؟ نه اجازه است، نه چیزی!

آیه 37- وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان.

آیه 38- گفته شود به اهل محشر، این است روز جدا شدن حق از باطل، آن روزی که شما قبول نداشتی. جمع کردیم همۀ شما را، پیشینیان و فعل و همه را جمع کردیم. امروز روز جدا شدن حق از باطل است.

آیه 39- اگر چاره‌ای هست چاره بکنید! چه کار می‌توانی بکنی؟ طرف در اتاق افتاده بیست‌و‌‌پنج‌تا پولدار و ثروتمند و وزیر و شاه و رئیس‌جمهور و دکتر بالا سرش‌اند، آن دارد جان می‌دهد، هیچ‌کدامشان کاری نمی‌توانند بکنند. گفتم که یکی از این پولدارهای محل بود می‌گفت رسیدم دیدم که دکترها دور زنم جمع‌اند در بیمارستان، دیگر کاری نمی‌شود كرد، می‌گفت من یکهو با آن قدی که داشتم حالا حدود شصت سال پیش، گفتم آقای دکتر صد‌هزار تومان می‌دهم زنم نمیرد می‌گفت دکترها همه‌شان به من خندیدند، گفتند دیگر اینجا پول کار نمی‌کند، دست خداست. اینجا هم قرآن دارد می‌گوید:

تکرار آیه 37- وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان.

تکرار آیه 38- گفته شود به اهل محشر، این است روز جدا شدن حق از باطل که جمع کردیم همۀ شما را.

تکرار آیه 39- اگر چاره‌ای دارید بکنید. چه کار می‌توانی بکنید؟ اگر هست بکنید.

آیه 40- وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان.
هی دارد می‌گوید وای به حال شماها که قرآن را می‌خوانی قبول نداری، قرآن لعنتت می‌کند. اینکه من می‌گویم بابا دلت خوش نباشد قرآن می‌خوانی، خود قرآن می‌گوید ما یک عده را لعنت می‌کنیم. قرآن شفاء و رحمت است برای اهل عمل، خذلان و گرفتاری... مثل زیارت عاشورا، می‌گوید هردعایی می‌خواهی بخوانی بخوان، زیارت عاشورا هم بخوان اما یک کاری بکن لعنت‌ها همه‌اش به تو برنگردد! ظلم امروز ما از ظلم آنها میلیون‌ها برابر بیشتر است، خاطرت جمع باشد. اگر چاره‌ای هست چاره کنید.

آیه 41- البته پرهیزگاران در سایه درختان (یعنی شماها، هرکس در هرکجاست، آمریکایی باش، اروپایی باش، اینجایی هستی، بعد با سی‌دی گوش می‌کنی.) و کنار چشمه‌ساران هستند.

آیه 42- و می‌خورند میوه‌های جورواجور، پذیرایی گرمی از اینها می‌کنیم.
اینها هرکدام یک آیه قرآن است‌ ها! تازه می‌‌گوید مزد خودتان است، عمل خودتان است.

آیه 43- گفته شود به ایشان بخورید، گوارا باد شما را این نعمت‌ها، به سبب آن است که در دنیا دین را مسخره نکردید، قبول داشتید، عمل می‌کردید.

آیه 44- البته ما این چنین جزا می‌دهیم نیکوکاران را، یعنی شماها را.
اما برادرها یادت نرود ‌ها! گفت ننه ننه ده تومان پیدا کردم! گفت: کجاست؟ گفت: گم کردم! گفت خاک‌بر‌سرت! این کار به این عظیمی را با یک غیبت عوضش نکنی ها؟رفتی خانه دیدی پسرخاله، دخترخاله، زن‌دایی اینها همه نشستند دور همدیگر دارند غیبت می‌کنند، چادرهایشان میزان نیست، تو هم نشین قاطی‌شان!

رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) فرمود: کسی بگوید سبحان الله خدا یک درخت در بهشت برایش قرار می‌دهد، طرف گفت الحمدلله من خیلی درخت دارم. آقا فرمود که عیب ندارد، مواظب باش یک صاعقه نفرستی همه را نابود کند. چه طوری؟ گفت: یک تهمت، یک دروغ، یک غیبت. اینجا دارد می‌فرماید: البته ما چنین جزا می‌دهیم نیکوکاران را، اما به شرطی که نگهش داری.

آیه 45- وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان، چه من و شما که گوش می‌کنیم عمل نکنیم، چه آنکه کسرش می‌شود بگوید.

آیه 46- بعد به اهل دنیا می‌گوید بخورید در زمان اندک.
آخر این دنیا هیچی نیست! انگار دیروز بود، محمد‌رضا شاه و بابایش حدود شصت سال حکومت کردند! به اهل دنیا می‌گوید بخورید، هرکاری می‌خواهی بکنید، این دو روز اندک عمر هیچی نیست. رضا شاه وقتی بیرونش کردند داشت می‌رفت، می‌گفت رضا شاه قدر قدرت ولی نعمت آی زکی! پسرش هم که سالی چندبار نشان می‌دهد با چشم گریان، صدام هم که دیدی! قرآن دارد می‌گوید، می‌گوید به اهل دنیا می‌گوییم:

تکرار آیه 46- بخورید، خوش باشید، این نعیم دنیای چند روزه را.

آیه 48- چون در در دنیا گفته می‌شد برای ایشان که بیایید تسلیم خدا بشوید، تسلیم نماز بشوید، تسلیم کار خوب بشوید، نمی‌شدند.

آیه 49- وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان.

از همه مهم‌تر آیه 50- (خوب گوش کنید آیه 50 از همه مهم‌تر است.) پس به کدام سخن بعد از قرآن می‌خواهید ایمان بیاورید؟ پس به کدام سخن بعد از قرآن می‌خواهی ایمان بیاوری ای ناسپاس غافل!؟

یک بار دیگر می‌خوانم برای متکبرین برای من و خودت، برای غافلین:
تکرار آیه 50- پس به کدام سخن بعد از قرآن می‌خواهید ایمان بیاورید ای غافلین؟
برادر من، خودتان را گول نزنید، بچه‌بازی را بگذارید کنار‌، ستاد فلان، رئیسش حسین‌قلی است، از این بازی‌ها را ما الآن در این سی سال زیاد دیدیم، هیچ روز‌به‌روز... حالا آیه داریم دیگر من نرسیدم بخوانم. می‌فرماید ما گوساله‌پرست‌ها را آنجا چطور عذاب می‌دهیم! خیلی کار ما از گوساله‌پرست‌ها بدتر است، خیلی کار ما از بت‌پرست‌ها بدتر است، من گفتم شما برو یک جایی که همه‌اش بت است، برو قاطی یک مشت گاو، یک مشت بز، چهل‌و‌هشت ساعت زندگی کن، "یک آن" به تو چیز نمی‌نشیند، اما یک ساعت بنشین پای این تلویزیون کثیف نجس ببین چقدر به خودت و زنت و بچۀ درون شکم زنت، چقدر حرام یاد می‌دهد؟

اللهم صل علی محمد و آل محمد

پروردگارا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، همۀ ماها را در راه خودت هدایت کن.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت می‌دهیم، اینهایی که با دینت بازی می‌کنند، دین را مسخره می‌کنند، مخصوصاً کارگزاران و مدیران تلویزیون کثیف، خدایا، هرچه زودتر ذلیل و نابودشان بگردان.
خدایا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، اینهایی که با فیلم‌های کثیف، با این برنامه‌های کثیف، زن و بچۀ مردم را خراب می‌کند، خدا در دنیا و آخرت خرابشان بگردان.

سه‌تا صلوات مردانه بفرستید.


************** پايان *****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir

 

ان‌شاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته