اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني
سخنرانی شب جمعه مورخه 10/10/88
به روح محترم چهارده معصوم و
حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.
برای سلامتی وجود مبارک امام
زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.
به روح رهبر انقلاب و برای
سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.
دعای فرج
را بخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ
العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و
حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و
تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.
انشاءالله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.
*******
مسئله:
مسئله سر
ذكر ركوع و سجده است، مثلاً شما میروی رکوع، هنوز به رکوع نرسیدی، میگویی "سبحان
ربی العظیم و بحمده"، این اگر عمدی باشد نماز باطل است. میخواهی بروی سجده، هنوز
به سجده نرسیدی، تنت آرام نشده، میگویی "سبحان ربی الاعلی و بحمده". ما بایست وقتی
که رفتیم رکوع (دو ثانیه طول میکشد.) تنمان ساکت شد، قرار گرفت، بگوییم "سبحان ربی
العظیم و بحمده"، تمام شد، بلند شویم. اگر کسی عمدی هنوز ذکرش تمام نشده (ذکر واجب)
بلند بشود، یا هنوز تنش آرام نگرفته ذکر بگوید، نمازش باطل میشود. اینها کلاً
همهاش از اول تا آخر که ما در نماز ملاحظه کنیم سی ثانیه نمیشود، رفتی رکوع دو
ثانیه صبر کن تنت آرام میگیرد بگو "سبحان ربی العظیم و بحمده” یک صلوات هم بفرستی
خوب است. باز همانطور میخواهی از سجده بلند شوی بايد ذکرت تمام بشود، "سبحان ربی
الاعلی و بحمده" ذکرت تمام شد بلند شو. اما اگر عمدی انسان هنوز ذکر واجبش تمام
نشده، یا ذکر واجب را تا دولا شد گفت نماز باطل میشود. اما یک کسانی هستند که
خدایی نخواسته اختيار بدنشان دست خودشان نیست، لقوه دارند، بدنشان سالم نیست، اینها
اشکالی ندارد.
هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.
*******
مقدمه:
وجود مبارک علی (ع) میفرماید:
بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی. بشنو و بفهم و باور کن، بعد
به کار ببند تا رستگار شوی.
وجود مبارک امام صادق (ع) هم میفرماید:
بشنو و پیروی کن کسی را که تو را میگریاند ولی به درک و معرفتت میافزاید.
من به شما بگویم برادرها، هرکجا هستی صدای ما را میشنوی، بعداً با سیدی میشنوی،
بدان دنیا و آخرت ما بستگی دارد به درک و فهم، اگر درک و فهم نباشد، همین الآن از
قول رسولالله (ص) عرض میکنم:
رسولالله (ص) میفرماید: کسی که
یک ساعت، هفتهای کمتر زیادتر وقت نگذارد برای یاد گرفتن علم معنوی، علم معنوی که
میگوییم یعنی تربیت، یعنی انسانیت، یعنی اخلاق. مسئله سواد نیست، من این را چندبار
سر منبر گفتم یک وقت سیوچند سال پیش من در این بیمارستان لولاگر بستری بودم، هنوز
انقلاب نشده بود. ساعت تقریباً سهونیم چهار بعدازظهر تابستان بود. خب بیمارستان
همه مریضاند خوابیدهاند خسته، من دیدم یک کسی با این کفشهایش گرپگرپ در این
سالن میکوبد و میآید سوت هم میزند! مثل این لاتهایی که اصلاً هیچی نمیفهمند.
من مانده بودم کیست که اینطور ساعت سه چهار بعدازظهر چله تابستان مردم خوابیدند در
بیمارستان اینطور پایش را میکوبد زمین سوت میزند میآید، یک وقت دیدم رئیس
بیمارستان است! دکتر فلان، اسمش را حالا نمیبرم، بعد که انقلاب شد دیگر حالا در
زمان انقلاب هم یک مدتی بود. اینکه رسولالله (ص) میفرماید: اگر کسی وقت نگذارد
برای درک و معرفت برای یاد گیری، یک عمری در حقارت و ذلت زندگی میکند، سبب اذیت
مردم هم هست.
از آنور هم مولا علی (ع) میفرماید:
تمام کارهایی که شما انجام میدهید از صبح تا شب در مقابل امربهمعروف و
نهیازمنکر، همه کارهایتان مثل یک فوتی که به دریا بکنی، یعنی امربهمعروف و
نهیازمنکر یک دریاست، تمام کارهایی که ما در جمیع عمر انجام میدهیم یک فوت به
دریاست.
پس اینکه مولا (ع) میفرماید: بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار
شوی. خودشان هم همینطور بودند. اگر هزاروسیصد یا چهارصد سال از زمان اینها
میگذرد، روزبهروز عزیزتر و آقاترند، علتش همین است که شب و روز دنبال درک و
معرفت بودند. گفتم که ما عالمتر از معاویه نداریم، بیستوسه سال پای منبر
رسولالله (ص) بود، حدود چهارده نفر آیات الهی را وقتی وارد میشد مینوشتند، یکی
از نویسندگان ایشان بود. بیستوسه سال پای درس اخلاق رسولالله (ص) بود، اما باور
نداشت، عمل نمیکرد، بلایی به سر دین آورد که هیچ کس نیاورد. این یک واقعیتی است.
چرا؟
مولا علی (ع) باز دوباره جایی دیگر میفرماید: (به روحش صلوات بفرستیم.) میخواهی به
کمال انسانی برسی، باز سه چیز لازم داری:
1. در راه خدا دینفهم بشوی، دین را از راه قرآن، فرمودههای قرآن، فرمودههای
رسولالله (ص)، انبیاء (ع) بفهمیم.
2. زبانت را حفظ کنی، این زبان است که در دو دنیا ما را یا ذلیل و بدبخت میکند، یا
آقا میکند.
3. زمانت را بشناسی، گول نخوری.
مولا علی (ع) میفرماید:
1- ای مردم، مومن کسی است که بر خطاهای خود متوجه شود و آن را از بین ببرد، یعنی ما
بفهمیم وقتی که کاری کردیم خطاست، عذر بخواهیم، توبه کنیم.
2- مردم از شرش در امان باشند.
3- و به خیرش امیدوار که من آن چندی پیش که باز یک سروصداهایی بود، عرض کردم، اگر
به شما بگویند آقا شما بیا این شیشه مثلاً این مغازه، این خانه را بشکن، شما
میگویی من نمیشکنم. میگوید اگر نشکنی ما سرت را میشکنیم، بگو سر من را بشکن،
اما من نمیشکنم. چرا؟ شاگرد مکتب علیبنابیطالب (ع) هستی.
مولا علی (ع) میفرماید: اگر یک قطار شتر یک سرش مشرق باشد یک سرش مغرب باشد، پر از
جواهر باشد، بدهند به من، بگویند مال تو این یکدانه دانه را از دهان مورچه به زور
بگیر من این کار را نمیکنم. خب وقتی مولای ما علیبنابیطالب (ع) این باشد، خب
مسلم است شما هیچوقت اسباب اذیت کسی، اسباب ناراحتی کسی نمیشوی.
ای مردم، مومن کسی است که بر خطای خود متوجه شود، از بین ببرد و مردم از شرش در
امان و به خیرش امیدوار باشند.
از مولا علی (ع) سوال شد: از آنچه خدا آفریده کدام بهتر است؟ فرمود: سخن خوبی که
مردم هدایت بشوند، سخن خوبی که مردم بینا بشوند، دانا بشوند.
کدام خلق خدا بدتر است؟ فرمود: سخنی که باعث اذیت مردم بشود، گفتاری که غیبت
باشد، گفتاری که مردم را گمراه بکند از همه بدتر است.
سپس فرمود: با سخن گفتن است که انسان در دنیا و آخرت روسفید میشود و با سخن گفتن
است که در دو دنیا ذلیل و روسیاه میشود. ما شب و روز به این حرفها احتیاج داریم،
شب و روز.
ای مردم، خوب کنید تا با خوبان معروف شوید، جملات كوتاه خوبی دارد.
یک عده وقتی میمیرند مردم راحت میشوند، اول ناراحتی خودش است. بس که در این دنیا
اذیت کرده مردم را، بد زبان بوده، کار زشت کرده، وقتی میمیرد همه میگویند
الحمدلله آخیش راحت شدیم. اما اول ناراحتی خودش است. یک عده هم هستند وقتی که
میمیرند مردم ناراحت میشوند و اول راحتی خودش است. سعی کنید از دسته دوم باشید که
وقتی مردید، یا اگر در این محل بودی از این محل رفتی مردم برایت ناراحت باشند. چرا؟
اینجا میفرماید: ای مردم، خوب کنید تا با خوبان معروف شوید. خوب کنید تا از خوبان
باشید. هرگاه بلا رخ داد مال را فدای جان کنید. یک بلا، مریضی برایتان پیش آمد،
مالتان را فدای جانتان کنید، اما اگر برای دین ناگواری پیش آمد، جان را فدای دین
بکنید. کی ما میتوانیم جان را فدای دین بکنیم؟ آن وقت که دین را بشناسیم، آن وقت
که در راه دین تربیت شده باشیم.
آن طرف آمد خدمت امام صادق (ع) گفت: آقا ما شصتهزار نفر شمشیر بر کف، جان بر دست
آمادهایم که شما حرکت کنی حقت را بگیری. آقا (ع) فرمود: برو در آن تنور آتش بنشین.
گفت: آقا تن من که با آتش سازگار نیست که! فرمود: امر امامت است. گفت: نه آقا، من
نمیتوانم این کار را بکنم. در عین حال یکی از شاگردهای امام صادق (ع) آمد گفت: آقا
سلام، آقا (ع) فرمود: سلام کجا بودی؟ گفت: آمدم شما را زیارت کنم. گفت: برو در
تنور. آن رفت در تنور. آقا (ع) دست این طرفی که نماینده از مشهد آمده، گرفت برد
بالا سر آتش، فرمود که از اینها چندتا داری؟ گفت: از اینها هیچی، خوب خوبش من بودم.
چرا امام (ع) به این میگوید برو در آتش؟ خیلی جاها هست انسان برای اینکه بایست از
آن خواستهاش بگذرد از توی آتش رفتن سختتر است، چون امر خدا را باید اطاعت کرد.
میگوید اگر برایتان پیشآمد بد شد، برای تنت، برای جانت پول را خرج کن، اما برای
دینت جان را بگذار وسط.
بدانید، هلاکت انسانها زمانی است که دینشان را از دست بدهند، غارتشده دزدزده کسی
است که دینش از دست برود. ما همه دین و شرافت و همه چیز را برای پول میدهیم،
میگوید غارتشده، هلاکشده کسی است که دینش در خطر بیفتد.
بعد میفرماید: با بودن بهشت فقر وجود ندارد. خب وقتی که انسان کار خوب میکند،
همهاش برایش بهشت نوشته میشود، دیگر فقیر نیست.
بعد میفرماید: با بودن دوزخ ثروتی وجود ندارد. وقتی شما خطاکار باشی به جهنم
میروی، میلیاردها هم پول داشته باشی. پس چه شد؟ ما بایست سعی کنیم از آن گروهی
باشیم که اگر مردیم، مردم برای ما گریه کنند.
ای مردم، بنده خدا مزۀ ایمان را نچشیده تا دروغ را ترک کند. بندۀ خدا مزۀ ایمان را
نچشیده تا دروغ را ترک کند. حالا این دروغ کوچک باشد، یا بزرگ باشد، شوخی باشد یا
جدی باشد. میگوید تا زمانی که این دروغ در تو هست هنوز تو مزۀ ایمان را هم نچشیدی،
به هرعنوانی باشد.
فقط یک جا هست که انسان میتواند دروغ بگوید: اصلاح بین دو نفر، اصلاح بین دو گروه.
مثل هم میزنیم الآن یک آقایی آمده پیش شما دارد از دست یک کسی خیلی بد میگوید:
فلانی همچین است همچون است. رد شد آن يكي میآید میگوید این پشت سر من چه میگفت؟
خب شما بخواهی حقیقت را بگویی جنگ و دعوا میشود، اینجا باید بگویی که بله ایشان
خیلی شما را دوست داشت، داشت تعریف شما را میکرد، میگفت خیلی من این را دوستش
دارم. وگرنه در هرحال میگوید اگر دروغ بگويي چه شوخی، چه جدی، چه کوچک، چه بزرگ
دین نداری.
ای مردم، کسی را ستمدیدهتر از حسود ندیدم. اینها تکه کلامهای مولاست (ع). کسی را
ستمدیدهتر از حسود ندیدم. من بارها گفتهام درباره یک کسی شما حسادت داری، آن دارد
زندگیاش را میکند، آن كسی که شب و روز میسوزد شما هستی. گذشته از اینکه میسوزی
قلبت سالم نیست، وجودت سالم نیست، تازه ایمان هم نداری.
چون امام صادق (ع) در کافی شریف، کتابهای معتبر میفرماید: همانطوری که خروارها
هیزم را، پنبه را در آتش بریزی میسوزاند، همانطور هم حسادت ایمان را نابود
میکند. ای مردم کسی را ستمدیدهتر از حسود ندیدم.
بعد فرمود: ذکر و یاد خدا دو جا خیلی خوب است: یک وقت به مصیبت گرفتار میشویم، یک
گرفتاری پیش میآید، بهترین راه این است که به یاد خدا بیفتید.
• همان که من بارها گفتم، بنشینی یک گوشه چهلتا پنجاهتا صدتا صلوات بفرستی برای
سلامتی امام زمان(عج)، به روح چهارده معصوم (ع)، بگویی: خدا به حق این بزرگوارها
گره از کار ما باز کن.
• یا همین که گفتم دو رکعت نماز علیبنابیطالب (ع) بخوان، بعد از حمد پنجاهتا "قل
هو الله" دارد، دو رکعتش بیست دقیقه طول میکشد، اما نمیدانی چه گرههايي از زندگی
انسانها باز میکند.
• یا همین که من بارها تکرار میکنم، میگویم صبح که بلند شدی خودت را خداگونه کن،
"الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور"، صبح وقتی پا شدی نمازت را
خواندی،
سیوچهاربار "الله اکبر" گفتی، سیوسهبار "الحمد لله"، سیوسهبار "سبحان الله" گفتي،
بعد دوازدهتا "قل هو الله" خواندی به دور خودت فوت کردی،
بعد هفتبار"لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم" گفتی،
سرت را روی مهر میگذاری چندبار شکراًلله میگویی، از خدا کمک میخواهی، همه
اینها هفت هشت دقیقه طول میکشد، اما جلوی هزاران بلاهای هفت هشت ساعته و هفت هشت
هزار ساعته را میگیرد.
خدا میگوید اگر خودت را خداگونه درست کردی صبح، من نمیگذارم دشمن، دنیا، شیطان تو
را به طرف جهنم بکشد. "الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور" هرچه
شیطان و نفس و زمان و شیطانصفتها بخواهند به تو خیانت کنند، من نمیگذارم. اما
"والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت" آنها که بیباکاند، اهمیت به این حرفها نمیدهند،
میگویند ما هم به شما کار نداریم هرکار که میخواهی بکنی بکن.
لذا این شبها شب خوبی است اما "به شرطها و شروطها" از خانه که راه میافتی برای
خدا راه بیفت، برای عیب و ایراد نباشد، بیتفاوتی نباشد. الآن چه گفتم؟
پیغمبر محمدبنعبدالله (ص) فرمود: کسی که ساعتی زحمت یادگیری دین و اخلاق را به
خودش ندهد، یک عمری در حقارت و ذلت زندگی میکند، باعث اذیت مردم هم میشود.
بعد میفرماید: ذکر خدا دو جا خوب است، یاد خدا دو جا خوب است:
1- یک وقت در مصیبت میافتی سفت یقه خدا را بگیر، آنکه میتواند انجام بدهد. آن که
حتماً انجام میدهد خداست، نماینده اصلیاش هم وجود مبارک مهدی آل محمد (ص) است.
لذا این است که بعضی از این جوانها میگویند: آقا ما چه کار کنیم گرفتاریم؟
میگویم اصلاً گرفتاری وجود ندارد! وقتی طبق دستور ما برویم جلو گرفتاری حل میشود.
هرروز روزی چهلتا صلوات بفرست، چهار دقیقه طول میکشد، آن کسی که همه جا همراه
ماست خداست، آن کسی که تا صدایش زدی میگوید بله امام زمان (عج) است. هروقت وقت
داری از صبح تاشب چهلتا صلوات بفرست، به امام زمان (عج) خواستهات را بگو، گرفتاریات
را بگو. لذا میشود، اما برای غیر خدا هرچه هم بگویی نمیشود. میفرماید: ذكر خدا
دو جا خیلی خوب است، یکی آنجا که مصیبتی به کسی وارد میشود خوب است.
2- یکی آنجایی که انسان میخواهد به گناه بیفتد، امر حرامی پیش میآید، آنجاست که
یاد خدا. آن وقت چه جلویت را میگیرد؟ همان کاری که صبح کردی، همان که صبح بلند شدی
نمازت را خواندی، دوازده "قل هو الله" را دور خودت خواندی فوت کردی، همان که
منبابمثل "بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم" را
هفتبار گفتی، همان که سرت را روی مهر گذاشتی چندبار "شکراًلله" گفتی، بعد از خدا
کمک خواستی، از صبح تا شب صدبار هم تصادفات بد بخواهد بشود، نمیشود.
بعد امام حسن عسگری (ع) پدر امام زمان (عج) (به روحش صلوات بفرستیم.) میفرماید:
چقدر قبیح است که در باطن مسلمان میل و رغبت به چیزی باشد که سبب ذلت و خواری او
بشود. چقدر بد است که انسان به خاطر علاقهای که در دلش هرچه هست باشد، خودش را
ذلیل کند. اتفاقاً همین الآن به آن میرسیم.
هم امام صادق (ع) هم رسولالله (ص) میفرمایند: خدا میفرماید: من تمام اختیار
کارهای مومن را به دست خودش دادم، اما اجازه نمیدهم کاری بکند آبرویش بریزد، اما
اگر بخواهد کاری بکند آبرویش بریزد جلویش را نمیگیرم. پس اینکه هروقت خواستی
هرکاری بکنی اول تفکر بکن، عاقبت کار را بسنج. اینجاست! میفرماید: ما به هیچوجه
اجازه نمیدهیم مومن آبروی خودش را بریزد. همۀ اختیار دست خودش است، اما اجازه
آبروریزی به او نمیدهیم، اما اگر بخواهد کاری کند که آبرویش بریزد، ما هم جلویش را
نمیگیریم.
بعد امام حسن عسگری (ع) میفرماید: ای مردم، (پدر امام زمان "عج" است.) حسود را
خوشی و آرامش نیست، همانطوری که دروغگو را جوانمردی و آسایش نیست. به شما بگویم
حسادت خیلی... الآن تمام این جنگوجدالها، بزنوبروها، این اذیتها، این تهمتها،
اینها تمام به خاطر دنیاست، "حب الدنیا رأس کل خطیئه". شما خیال میکنی اینها که به
علیبنابیطالب (ع) ظلم کردند، خانم فاطمه زهرا (س) را بین در و دیوار کشتند. اینها
نمیفهمیدند؟ چرا! بیستوسه سال پشت سر پیغمبر (ص) نماز خوانده بودند، بیستوسه سال
شبهای احیاء با رسولالله (ص) احیاء گرفته بودند، لااقل دویستوسیبار آقا
رسولالله (ص) علیبنابیطالب (ع) را معرفی کرد که بعد از من کی چه کاره است؟ قرآن
معرفی میکند، اما حسادت و علاقۀ به دنیا نابودکننده است.
بعد میفرماید: برای بقای عزتت به تنهایی شاد باش، یعنی اگر دیدی کسانی نیستند که
با آنها بنشینی و بلند شوی، اگر بخواهی بروی...، چون مولا (ع) میفرماید، به روح
مولا علی (ع) صلوات بفرستید. خیلی جمله زیباست:
مولا علی (ع) میفرماید: مردم، اگر میتوانید در خانهتان بنشینید بنشینید، چون اگر
رفتی بیرون، باید دروغ نگویی، باید حسادت نکنی، باید با ستمکار رفاقت نکنی، باید چه
نکنی، چه نکنی... باید به ناموس مردم نگاه نکنی، نکنی... هفت هشت دهتاست. اگر
نمیتوانی در خانهات بنشین. چرا؟ خانهات حفظت میکند از این بلاها.
اینجا میفرماید: ای مردم، دو چیز مردم را در هرزمان به هلاکت انداخته:
1- ترس از فقر، مبادا فقیر بشوم، دست به هردزدی میزند، دست به هرخلافی میزند، دست
بر هرکاری میزند که پولدار بشود، فقیر نشود.
2- طلب خودنمایی و فخر. من الآن گفتم محرم چهار شب تمام شد، از حالا یواشیواش دارد
نوروز میآید جلو، عید که نیست که، عیب است.
وجود مبارک علیبنابیطالب (ع) میفرماید: عید شما آن روزي است که یک چیزی به درک و
معرفتتان اضافه بشود، عید شما آن روزی است که از یکی از گناهها دست بردارید، وقتی
به خاطر این میروی مبل و چه و چه و همه چیز قسطی و فلان برای چشموهمچشمی
میگیری، بعد هم باید بروی خودت زندان، زنت هم فاحشه بشود. این چه عیدی است؟ این از
عیب هم آنورتر است. والله خیلی زندگی ننگ شده، خیلی ننگ شده. من یادم میآید
حدود پنجاه شصت سال پیش این خانهها که میرفتیم عیددیدنی، کف اتاقها هرکدام سهتا
چهارتا پنجتا از این قالیچههای نخنما افتاده بود، یک زندگی شیرین، نورانی بود،
آدم حظّ میکرد، هرکی هم به زندگیاش راضی بود. حالا هرکسی به خاطر اینکه خودش را
نشان بدهد دست به هرگناهی ميزند. میفرماید: دو چیز مردم را بیچاره کرده، یکی ترس
از فقر، دوم طلب خودنمایی و فخر.
ای مردم، از حب دنیا بپرهیزید که مایۀ هرخطایی است. الآن عندالله شما از صبح تا شب
توجه کن، ببین این جنگودعواها و آبروریزیها کدامش برای خداست؟ اگر برای خداست که
خیلی خب، تازه خوشحال باش که تو مثلاً نخستوزیر نشدی، رئیسجمهور نشدی، خدا را شکر
کن.
به قول رهبر فقید، یک وقت یک جمله زیبایی میفرمود: بابا (این یک واقعیتی است.)
اسلام یک دایره کوچکی نیست، که تو حتماً بخواهی وزیر بشوی، کار بکنی، اسلام یک
دایره جهانی است، هرکجا هستی بخواهی به اسلام خدمت کنی میتوانی. الآن ما سیوچهار
سال است این جلسه را داریم، از سراسر ایران هم میآیند، به حول و قوه خدا جهانی هم
شده، بیش از سیتا کشور خارج هم سیدی میرود نوار میرود، زمانی که این اینترنت
آزاد باشد دارند گوش میکنند. اسلام یک دایره، اتاق کوچولو نیست که این جا مال من،
آنجا مال تو.
لذا میفرماید ای مردم، از علاقۀ به دنیا بیایید بیرون، بپرهیزید که مایۀ هرخطاست،
علاقه به دنیا راه هربلاست، علاقه به دنیا همراه هرفتنه و گمراهی است. قرآن
میگوید: فتنه از آدمکشی بدتر است. فتنهانگیزی از آدمکشی بدتر است. علاقۀ به
دنیا همراه هرفتنه و بلاست و باعث هرمصیبت و گرفتاری است.
بعد میفرماید: هرکسی که میخواهد عزیز باشد، برود زیر نفوذ دنیا ذلیل میشود. تا
زمانی که زیر نفوذ دنیا نرفتی آقایی. ببین بابا کسی نمیگوید مال نداشته باش، خانه
نداشته باش، فرش نداشته باش، همه حرفها سر این است که یک کاری بکن خدا راضی باشد،
جهنم نروی.
علیبنابیطالب (ع) میفرماید: من حاضرم شب تا صبح روی خارهای مغیلان دست و پایم را
با زنجیر ببندند، بکشند به اینور به آنور، اما وقتی که مُردم بتوانم در صورت
رسولالله (ص) نگاه کنم، وقتی که مُردم یک نفر از این بندگان خدا از من شاکی نباشد.
آنجا هم میفرماید: اگر این قطار شتری که سرش در مغرب و مشرق است پر از جواهرات است
به من بدهند، بگویند این یک دانه دانه را از دهان این مورچه بگیر، به زور، من
نمیکنم این کار را. چرا؟ بابا برای اینکه ما میگذاریم و میرویم. میلیاردر هم
باشید... محمدرضا شاه یک وقت میگفتند که سیتا بهترین هتل را در دنیا دارد
پولهایش را سر هم کند به کرۀ ماه میرسد، هزار جفت کفش دارد چه و چه دارد اما وقتی
خدا لباس عزت را از تنش کند لباس ذلت به تنش کرد، چه شد؟ هیچ کجا راهش نمیدادند با
چشم گریان! پدرش هم همینطور. آن طرف که تا دم سر مرز ترکیه با آن بود، به خود من
گفت، گفت من با او بودم وقتی که از ایران تبعیدش کردند، تا خود سر مرز ترکیه من با
او بودم، میگفت رضا شاه، قدر قدرت، ولی نعمت، آی زکی! اینجا هم امام (ع)
میفرماید: هرکسی که برود زیر نفوذ دنیا این ذلیل میشود.
ای مردم، هرنظری که در آن عبرت نباشد سهو است. ببینیم آن کسی که زد بیچاره شد،
جهنمی شد، چه کار کرد؟ آن که زد موفق شد... من خودم یادم است که رهبر فقید را وقتی
که از ایران تبعید کردند شب، تنهایی بود، یک وقت هم من خودم گوش کردم که رادیو
شوروی میگفت ایشان که وارد ایران شد ده میلیون جمعیت آمدند استقبالش، ما بایست سعی
کنیم تمام امور... هرنظری که در آن عبرت نباشد، سهو است.
هرخاموشی که در آن اندیشه نباشد غفلت است. نشستی فکر کن، نه فکر غیبت و تهمت و
دوزوکلک! فکر کن چه کار کنم که خدا از من راضی باشد؟ گفتم بهترین احسان این است
که ما صبح که از خواب بلند میشویم بگوییم: خدایا، عنایت کن ما امروز تا شب کسی را
اذیت نکنیم. این بالاترین نعمت است. از این احسان بالاتر میخواهی؟ بگو خدایا، کمک
کن من امروز بتوانم زیر بغل دو نفر را بگیرم. آقا که اداری هستی، آقا که وزیری، آقا
هرکس هستی، من بتوانم کاری برای مردم بکنم یک دو نفر از گرفتاری نجات بدهم، چون
فردا از ما نمیپرسند کی هستی؟ پسر کی هستی؟ وقتی که ما میمیریم اینور میگویند
چه داشت؟ مثلاً چهارتا ساختمان داشت، ششتا پسر داشت، همچین، آنور میگویند چه
چیزی همراه خودش آورده؟ آنجا آنطوری است! هیچ پدرپسری و خویشوقومی هم بین کسی
نیست. آنجا ملائکه میگویند این چه همراهش آورده؟ اینجا میگویند چه داشت؟ میگوید
هرسکوتی که در آن اندیشه نباشد سهو است، غفلت است.
هرسخنی که در آن یادآوری خدا نباشد بیهوده است. وقتی که میخواهی حرف بزنی، حرفت
یک طوری باشد که مردم را به یاد خدا بیندازد، مردم را از غفلت نجات بدهد.
من این درسهایی که این چند شبه گفتم، سوالهایی که از علیبنابیطالب (ع) کردند
پانزدهتایی بوده، دوازدهتایی بوده، کمتر زیادتر. گفتم شبی سهتایش را بگویم که
یادمان نرود، چون ما خیلی زود یادمان میرود. خود خدا هم میگوید: ای رسول ما، به
این مردم هی بگو اینها فراموشکار هستند.
سوال میکنند از علیبنابیطالب (ع)، کدام شخص بردبارتر است؟ فرمود: آن کسی که خشم
خود را فروبرد. خشم میآید، شیطان هم میگوید یک دقیقه غضبناک بشو، عبادت یک سالت
را از تو میگیرم. یک ساعت غضبناک بشو، عبادت هفتاد سالت را از بین میبرم.
میگوید: بردبار کسی است که عصبانی شد "لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم"
بگوید، استغفار بگوید. امام (ع) میگوید: نشستی بلند شو، یک لیوان آب بخور.
یا علی، کدام کس رأیش ثابتتر است؟ فرمود: کسی که گول زمان و مردم چاپلوس را نخورد،
در دینش خطا نیاید. آخر ماها تا چهارتا دورمان جمع میشود، حواسمان پرت میشود.
میگوید آن کسی در رأیش ثابت است که گول مردم چاپلوس را نخورد، ميگويد سر تو مثل
سر شاه است...
میگویند یک وقت یک شاعری داشت میرفت، یکی هم از پشت سر میگفت: تو همچینی، تو
همچونی، تو مثل پیغمبرها میمانی، چنینی، هی تعریفش را میکرد. آن شاعره برگشت گفت
اینکه تو به من میگویی در من نیست، هیچکدام نیست، اما بگو خوشم میآید. یک عده
اینطوری هستند. میفرماید: کسی در رأیش ثابت است که گول خلقالله را نخورد، گول
زمان را نخورد، گول پست و ریاست را نخورد، اصلاً پستی نیست، ریاستی نیست.
امام صادق (ع) در کافی شریف سهبار لعنت کرده کسی را که فکر ریاست کند، ریاست را به
خودش ببندد.
کدام کس احمقتر است؟ آنکه زیر و روی دنیا را ببیند و باز فریفتۀ آن شود. ما دیدیم
رضا شاه را، دیدیم محمدرضا شاه را، دیدیم صدام را، ببین بابا جان، یادت نرود، هرکس
در این مملکت در هرمقامی هست اگر حواسش جمع خدا باشد ثواب هفتاد میلیون جمعیت مال
این است. همه حرفها سر این است که بابا اگر به تو گفتند تو فعلاً شش ماه سر این
کرسی نشستی، گریه کن. بگو خدا، حالا که این کرسی را به من دادی، کمکم کن به مردم
خیانت نکنم.
علیبنیقطین وزیر دارایی پنجاهوهفت کشور فعلی بود. بعضی حرفها را هرشب هم اگر
بگوییم کم است. یک ساربانی، شترداری غلامهای هارون شترهایش را گرفتند، این آمد در
خانۀ ایشان که به اصطلاح بگوید کمک کن. گفتند آقا کنفرانس دارد، راهش ندادند. این
طرف علیبنیقطین پیش امام صادق (ع)، خیلی آبرو داشت، رفت برود پیش امام صادق(ع)،
آقا (ع) از همان دم در فرمود: راهش ندهید داخل. وزیر پنجاهوهفت کشور فعلی! چرا
آقا؟ فرمود: یکی از دوستان ما امروز با تو کار داشت راهش ندادی، تا رضایت آن را
نگیری ما تو را راه نمیدهیم. حالا این بندۀ خداست امام صادق (ع)، حالا ببین خود
خدا چه میکند؟ این طرف رفت رضایت را گرفت، بعد هم خوابید روی زمین، این وزیر دانا،
این وزیر آقا، خوابید روی زمین گفت من صورتم را میگذارم روی زمین، تو هم با این
چارقی که در پایت است بگذار روی این طرف صورت من یک فشار بده که عکس کف پای تو به
این طرف صورتم بیفتد عکس زمین به آن طرف صورتم بیفتد که امام(ع) من از من راضی
باشد. طرف گفت: من نمیکنم. گفت: باید بکنی، من آمدم برای اینجا برای همین. وقتی
برگشت پیش امام صادق (ع) گفت: آقا اجازۀ استعفاء میدهید. فرمود: نه ارزش شما به
این است که در این کارها باشید زیر بغل مردم را بگیرید. پس پست و ریاست و مقام
گناهی ندارد، گناه تو داری که جنبه نداری! این یک واقعیتی است.
ابیذر یکی از صحابه خوب رسولالله (ص) است، سلمان هم یکی از صحابه خوب رسولالله
(ص) است. سلمان تا سن سیصدوسی سالگی کموزیاد هنوز جزء یکی از استاندارهای کشور
اسلامی بود، همین مدائن، یمن آنجا که الآن جنگ است.
اما آقا رسولالله (ص) فرمود: ابیذر ما به تو کاری نمیدهیم. تا آخر مرگش هیچ کاری
به او ندادند. چرا؟ دوست داشت هرکاری که میکند خودش هم قاطیاش باشد. نه! " اول
العلم معرفة الجبار آخر العلم تفویض امر الیه". اگر ما یک خدا داریم تسلیم او
باشیم، یک رسولالله (ص) تسلیم او باشیم، یک قرآن تسلیم او باشیم، اصلاً جنگی وجود
ندارد، دعوایی وجود ندارد. خود قرآن میگوید:
در سوره نساء آیه 49- ای مردم، شما خودتان را پاک ندانید، ما باید شما را پاک
بدانیم.
در همان سوره نساء آیه 59- اگر تو راست میگویی، ایمان آوردی، اطاعت کن خدا را،
اطاعت کن رسولخدا (ص) را، اطاعت کن اولیالامر را.
در همان سوره نساء آیه 61- تو منافقی، چون اسم خدا و رسول میآید رنگت میپرد،
عصبانی میشوی.
در همان سوره نساء آیه 65- ای پیغمبر (ص) به من خدا قسم این مردم ایمان ندارند مگر
در مقابل تو تسلیم باشند، آن هم تسلیم زبانی نه تسلیم عملی.
لذا رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) فرمود: تا وقت باقی است توبه کنید.
اگر شخص توبه کند و طلبکار خود را راضی نکند توبه نکرده، طلب یک وقتها که پولی است
باید بروی به او بدهی، نداری بنشین شبی هزارتا پانصدتا صدتا صلوات بفرست یا نماز
بخوان، بگو خدا هدیه میکنم به روح این کسانی که گردن من حق دارند.
اگر شخص توبه کند و به وسیلۀ عبادت جبران نکند توبه نکرده، توبه کردی، خیلی خب حالا
جبران کن. به کسانی که بد اخلاقی کردی حالا برو پیششان خوش اخلاقی کن، پشت سر
دعایشان کن. کوتاهی در دین کردی، حالا کوتاهی نکن.
اگر شخص توبه کند و روش خود را تغییر ندهد توبه نکرده. میگوید: خدایا، ما توبه
کردیم، ولی همانطور بد زبان است همان در دلش صدتا کینه است، یک دانهاش هم باشد
تو میروی جهنم، خاطرجمع باش. یک دانه باشد میروی جهنم.
اگر شخص توبه کند و اخلاقیات زشت خود را عوض نکند توبه نکرده، اخلاقیات زشت همین
است که زیر بار حرف حساب نمیرود، از حرف حساب خوشش نمیآید.
آن وقت قرآن چه میگوید؟ قرآن میگوید: ای کسانی که ایمان آوردهاید، ایمان
بیاورید، اطاعت کنید خدا را.
باز قرآن است: مثل کارهايي که شما میکنید همهاش نفس خودتان است، مثل آن زن دیوانه
است که در عرب صبح تا ظهر میبافت، بعدازظهر پاره میکرد میریخت دور.
باز قرآن است: مثل کارهای هوای نفس شما این است که همه کارهایتان خاکستر است، جلوی
باد شدید گذاشتید.
لذا برادرها از خانه که راه میافتیم، بگویید: خدایا، دست ما را بگیر کمکمان کن.
برویم آنجا بفهمیم، حفظ کنیم. چرا؟ فقیه کامل این است. امام حسین (ع) اگر تا امروز
بعد از هزاروسیصدوهفتادویک سال که ایشان شهید شده، زنده زنده هزاربار زندهتر از
عصر خودش است، به خاطر همین است.
امام حسین (ع) میفرماید: من برای یاری دین جدم حرکت کردهام، من برای امربهمعروف و
نهیازمنکر به طریق پدر و جدم حركت كردم، نه که روی هوای نفس و زمان، آنطوری که
آنها کردند.
لذا روز عاشورا میفرماید: مردم، من راضی نیستم کسی بدهکار باشد اینجا بایستد برای
من بجنگد. حالا چهل نفر همراهش هستند، آنطرف سیهزار نفرند. میگوید: من راضی
نیستم! شب عاشورا به خاطر اینکه یک عده دنیاطلب و ریاستطلب و صندلیطلب جمع شدند
دورش. فرمود: بابا جان من، به شما بگویم فردا همۀ ما کشته میشویم، حتی من. پا شوید
بروید!
من برای باقی ماندن احکام خدا و سنت جدم حرکت کردم. لذا این است که بلند میشود با
زن و بچه ششماهه راه میافتد که چه آن روز، چه امروز، چه هزار سال دیگر نگویند به
خاطر پست و ریاست بود. کسی که به خاطر پست و ریاست و مقام است، خب زن و بچه را
همراهش نمیآورد که!
من برای باقی ماندن نماز حرکت کردهام. لذا برادرها خودمان را گول نزنیم.
حالا قرآن برایت میخوانم، وقتی که میگویم قرآن میخوانم یعنی خود خدا دارد صحبت
میکند، شب آخر برایتان خواندم:
در سوره دهر (الانسان) آیه 1- آیا میدانید این انسان هیچی نبود، اصلاً هیچی نبود!
مثلاً من خودم را میگویم، هفتادوسه سال پیش من کجا بودم؟ اصلاً کی؟ چه میشناخت؟
هفتادودو سال پیشتر مثلاً من یک سالم بود، در کثافت خودم میغلطیدم، پشه و مگس هم
دور من بود، نه عرضه داشتم این پشه مگس را از خودم رد کنم، نه عرضه داشتم که خودم
را از این کثافت نجات بدهم. میگوید تو چه بودی؟ یک قطره منی گندیده بودی که ما تو
را به این شکل درآوردیم. در سورۀ دهر آیه 1.
حالا اینجا آیه 23- ما خود ای پیغمبر (ص) فرستادیم بر تو قرآن را فرستادنی با جلالت
و عظمت.
چون میگفتند که این قرآن را خدا نمیگوید پيغمبر (ص) میرود با یک کسی از این
یهودیها مینشیند درست میکند، ما فرستادیم با عظمت و جلالت.
آیه 24- پس صبر کن برای پروردگار خود، اطاعت نکن این کافرها و لامذهبهای بیدین
را.
امروز هزار هزار برابر بدتر از آن روز است. نه با قرآن کار دارند، نه با رسولالله
(ص) کار دارند، نه با امام صادق (ع)، هرکس روی میل خودش، از جنگل بدتر است. حالا آن
روز مردم بیسواد بودند، آن روز كه پیغمبر (ص) از دنیا رفت اسلام حداكثر بیستوسه
سالش بود ، امروز اسلام هزاروچهارصدوچهلوسه سالش است، امروز همۀ ما باسواد
هستیم. میگوید:
تکرار آیات 23 و 24- ما فرستادیم قرآن را با عظمت، پس صبر کن برای حکم پروردگار خود
و اطاعت مکن یک عده کفار و گناهکار را که زیر بار نمیروند.
آیه 25- یاد کن اسم پرودگار خود را در صبح و شام
آیه 26- و در شب سجده کن برای خدا.
اینها اشارات است. چون قرآن همهاش رمز است. من بارها گفتم بعضیها میگویند آقا
کجای قرآن مثلا گفته موسیقی حرام است؟ میگویم بابا قرآن همهاش رمز است، بیش از
صدبار راجع به نماز فرموده، ولی کجایش نوشته ظهر چهار رکعت، مغرب سه رکعت،
اینطوری، اینطوری؟ همهاش اشاره است. آن کسی که قرآن را از دو لب مبارکش
محمدبنعبدالله (ص) برای ما آورده، همان دارد میگوید چه بکن چه بکن. میگوید:
تکرار آیه 25 و 26- ای پیغمبر (ص) ناراحت نباش، مشغول نماز باش، در شب و روز سجده
کن، به یاد ما باش.
آیه 27- این کافران زشتکار دوست دارند دنیای شتابنده را، و وامیگذارند پشت سر خود
روز سنگینی را.
والله والله که اسم اعظم خداست، این حقیر یک وقت این آیات را که میخوانم اصلاً از
زنده بودن سیر میشوم. در صورتی که خدا خودش میداند، یاد گناه هم نمیکنم. کار من
شب و روز همین است که اين آيات را اینور آنور حدیث را پیدا کنم که شب صحبت
میکنم، هرکس هرکجا هست گمراه نشود. گفتم به حول و قوۀ خدا اين دين جهانی است، جهان
هم گوش میکنند. سیدی میبرند، نوار میبرند. یک وقتها هم میگویم غلط میکند کسی
بخواهد ایراد بگیرد، ایران که کوچولوست، کل جهان هم غلط میکند. والله وقتی که من
میرسم به این آیات که خدا چهجور راجع به جهنم صحبت میکند؟ اصلاً از زندگی سیر
میشوم. باور کن یک وقت این سوسکپریها را میبینم، میگویم خوش به حال شما، الآن
راحت داری میخوری، میگردی، بعد هم مردی که مردی تمام شد. کسی با تو کاری ندارد.
ما هستیم که تازه وقتی که مردیم اول حسابکتاب است. قبول نداری انشاءالله میمیری
میبینی. قبول نداری میمیری میبینی.
اینکه علیبنابیطالب (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) شمشیر که در فرقشان خورد،
فرمود: به خدای کعبه رستگار شدم. چرا؟ آن یقین دارد.
مولا علی (ع) با یک گروه از اصحاب سر قبر داشتند راه میرفتند. فرمود: اگر شما الآن
ببینید اینها دارند چه میگویند از ترس گوشت بدنتان میریزد زمین. گفتند چه
میگویند آقا؟ فرمود: دارند میگویند که ما هم زنده بودیم مثل شماها باد در دماغمان
بود، زیر بار این حرفها نمیرفتیم. میگفتیم ول کن بابا خرافات است، حرف بیخود
است! ولی امروز اینجا میفهمیم چه خبر است! مال و زن و فرزند و پست و ریاست هم به
دردمان نخورد! دارند میگویند. اگر میشنیدید همین الآن گوشت بدنتان میریخت.
تکرار آیه 27- این کافران دوست دارند دنیای شتابنده را و وامیگذارند پشت سر خود
روزی را که سخت و سنگین است از نظر مشقت.
خدا که دروغ نمیگوید که، اینها را خدا دارد صحبت میکند!
آیه 28- آفریدیم انسان را و محکمکاری کردیم در مفاصل او، در بدن او.
از آنجا آن آیه اولی فرمود تو هیچی نبودی، اصلاً وجود نداشتی، کسی فکر نمیکرد،
آوردیم ما.
تکرار و ادامه آیه 28- ما آفریدیم انسان را و محکمکاری کردیم در پیوند مفاصل بدن
او و غیره، اما هروقت بخواهیم اینها را نابود میکنیم، باز جایشان میآوریم.
داریم میبینیم دیگر؛ ببین سالی چقدر هرماهی چقدر همینطوری به بلاهای گوناگون کشته
میشوند! به کسی هم برنمیخورد.
در قرآن هم میفرماید: ما وقتی فرعون و فرعونیان را غرق کردیم، نه زمین برایشان
گریه کرد، نه آسمان، خودشان هم خودشان را سرزنش میکردند که ما گوش نکردیم. جمله
زیبا اینجاست:
سوره دهر آیه 29- این سوره پندی است تا هرکه خواهد فراگیرد راهی به سوی پروردگار
خود و عبادت کند و اطاعت کند.
این پند است. حالا احمقی که میگوید ما قرآن را نمیفهمیم، پس تو چه میفهمی؟ دیگر
خدا از این سادهتر صحبت کند با ما؟ مگر میشود خدا کتاب دستورالعمل انسانی بفرستد،
ما نفهمیم، بعد به وسیلۀ آن ما را محاکمه کند؟ به قول رهبر فقید میفرمود که این
تفسیرها اکثرش احتمالی است، خیالبافی است، اما اینجا خود خدا دارد مستقیم صحبت
میکند. میفرماید:
تکرار آیه 29- این سوره پندی است، تا هرکه خواهد فراگیرد راهی به سوی پروردگار خود
به عبادت و اطاعتش.
آیه 30- اما شما نمیخواهید اطاعت خدا را، میخواهید آنچه را که دلتان میخواهد.
آیه قرآن است ها، میگوید این سوره را ما فرستادیم، این قرآن را فرستادیم برای
هدایت تو، اما شما نمیخواهید آن را که ما میخواهیم. اما ما میخواهیم آنکه تو
نمیخواهی.
در سورۀ مومنون آيه 53 میفرماید: مردم هرزمان دین را به میل خودشان تکهتکه کردند،
خوشحال هم بودند. به میل خودشان قانونتراشی کردند، خوشحال هم بودند.
وجود مبارک مولا علی (ع) (به روحشان صلوات بفرستید.) هم میفرماید: این مردم اهل
دنیا آن چیزی را دوست میدارند که خودشان خوششان میآید، آن چیزی را بد میدانند که
خودشان بدشان میآید. کاری به خدا ندارند.
خدا هم میفرماید در هرزمان دین را به میل خودشان تکهتکه میکنند.
اینجا هم میفرماید: ما این سوره را فرستادیم، اما نمیخواهید شما اطاعت ما را ولی
ما میخواهیم که شما اطاعت کنید. چرا؟ برای اینکه ما شما را دوست داریم. مادره اگر
به بچهاش میگوید که پسر جان، هلههوله نخور، تا دستت را نشستی غذا نخور، آن آشغال
را نگذار دهانت، میداند تو مریض میشوی! خدا هم میداند آنکه ما دلمان میخواهد
همهاش علیه ماست، علیه ماست، اما آنکه خدا میخواهد، دنیا آخرت ما را تأمین
میکند. آنکه خدا میخواهید هم دنیا ما آبرو داریم، هم آخرت.
آیه 31- هرکه را خدا او را انتخاب کند...
ما گفتیم خدا با کسی پسرخالگی ندارد، قوموخویشی ندارد، باید لیاقت نشان بدهی، وقتی
شما خواست داشتی...
گفتم که صبح بلند میشوی، نمازت را میخوانی، ده دقیقه مینشینی،
• خود آن سیوچهار "الله اکبر" سیوسه "الحمدالله" سیوسه "سبحان الله" را امام
صادق (ع) ميفرمايد:
امام صادق (ع) میفرماید: بیش از هزار رکعت نماز مستحبی ارزش دارد. میگوید اگر
ذکری از این بهتر بود جدم رسولالله (ص) به مادرم فاطمه (س) یاد میداد. من این ذکر
مادرم فاطمه (س) را از هزار رکعت نماز مستحبی بیشتر دوست دارم. این درباره این ذكر،
سبب قبول نمازت میشود.
• دوازدهتا "قل هو الله" میخوانی ثواب چهار ختم قرآن دارد. همین سبب میشود از
تصادفات، از گرفتاریها، از جنگ و دعواها و و و حفظ میشوی.
• هرکس فکر میکند برایش جادویی کردن جنبلی کردن کارش گیر است، صبح این هفتتا
"لاحول و لا" را با توجه بخواند: "بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لاقوة الا بالله
العلی العظیم". دوباره ظهر هم هفتتا بعد از نماز بخواند، دوباره مغرب هم هفتتا
بخواند، بزرگترین جادوگرهای دنیا غلط میکنند کاری بکنند. یک جو یقین میخواهد، یک
جو باور میخواهد. چطور میروی دکتر میگوید این دوا را باید سر ساعت فلان سر ساعت
فلان بخوری میکنی، امر خدا را هم اطاعت کن، حتماً هم میشود.
ادامه آیه 31- وقتی تو لیاقت پیدا کردی، ارزش پیدا کردی، ما هم دستت را میگیریم.
"الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی نور" صبح بلند میشوی خودت را خداگونه
درست میکنی، حالا تا شب صدبار هم شیطانصفتها، دشمنها، حسودها، این، آن بخواهند
شما را به گمراهی بکشند ما نمیگذاریم. "والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت" اما وقتی
که نه روی میل خودت رفتی، ما هم کاریت نداریم، دائم مثل توپ فوتبال در دست این و
آنی.
بعد امام باقر (ع) فرمود: چون وفات امام حسن (ع) رسید، ایشان شدید گریه میکرد. خوب
گوش کنید، این دوازده امام(ع) معصوماند، یعنی از شکم مادر که میآیند بیرون پاک،
منزه، ختنه کرده، شسته شده، تا میآید بیرون سر به سجده میگذارد میگوید:"اشهد ان
لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسولالله (ص)" تا آخرش هم که از دنیا میرود خیال
گناه هم نمیکند. امام حسن (ع) در زمان مرگ شدید گریه میکرد، گفتند: آقا شما چرا
گریه میکنی؟ رسولالله (ص) چقدر دربارهات سفارش کرده، بیستبار پیاده رفتی مکه،
سهبار همۀ زندگیات را با مردم تقسیم کردی، حتی کفش پایت را...
فرمود: به خاطر دو چیز:
1. یکی بیم از موقع حساب کشیدن، امام (ع) که دروغ نمیگوید، امام (ع) که چاپلوسی
نمیکند. میگوید ترس از آنطرف که به من بگویند چرا چنین نکردی؟ چرا آنجا اینطوری
کردی؟
2. یکی هم جدایی از دوستان، مثل سلمان فارسیها و و و... لذا برادرها اینها دروغ
نیست.
امام صادق (ع) میفرماید: یک درهم که شما وجوهات مالتان را بدهید، ارزشش زیادتر از
آن است که دو میلیون درهم در راه خیر خرج کنید. خوب گوش کن، یک درهم خمس مالت را
بدهی، ارزشش پیش خدا زیادتر از این است که دو میلیون درهم در راه خیر خرج کنی. چرا؟
آنجا امر خدا را اطاعت کردی. خدا میگوید: خمس بده. میگوید سالی یکبار زندگیات
را حساب کن، سالی یک روز برای خودت سال قرار بده، حساب کن چه داری؟ چه نداری؟ آقا
ما هیچی نداریم، عیب ندارد! همان که نشستی داری حساب میکنی، میبینی نه یربهیری
به آن بدهکاری، از آن طلبکاری جمع میزنی همهاش میزان میشوی. خودش مثل این است
که داری نماز میخوانی، خود این حسابکتاب. آقا کلاً آنکه ما در خانه داریم
پنجاههزار تومان گوشت و نخود لوبیا و برنج است، خیلی خب دههزار تومان خمسش را
بده. چرا؟
امام رضا (ع) میفرماید: خمس را از ما دریغ نکنید و تا میتوانید خود را از دعای ما
محروم نکنید. چون ما امامها (ع) دائم شما را دعا میکنیم، زیرا دادن خمس کلید روزی
شماست، گرهها را باز میکند، مایۀ پاک شدن گناهان شماست، چیزی است که برای روز
بیچارگیتان میگذاری کنار. لااقلش یکبرده یکبرهفتصد هم میشود، یکبرهفتهزار
هم میشود، مینویسند برای فردایی که دستت خالی است.
رسولالله (ص) یک گوسفند کشته بود، مثل ما که قربانی میدهیم، فالفال میکنیم
میدهیم، همه را فالفال كردند و دادند به مردم، یک قسمت برای خودشان ماند. امسلمه
گفت: یا رسولالله (ص)، شما همه را دادی رفت برای خودمان هیچی نماند! همین یک ذره
ماند. آقا (ص) فرمود: این برای ما نماند، این را ما امروز میخوریم، فردا در توالت
خالیاش میکنیم، ولی آنها تمام برای ما ماند، یکبرده یکبرهفتاد یکبرهفتصد.
امام (ع) میفرماید: این خمسی که میدهی برای روز بیچارگیتان است.
مسلمان کسی است که به عهدی که خدا با او کرده وفا کند. مسلمان آن نیست که به زبان
ایمان بیاورد، به دل هرکار دلش خواست بکند. مسلمان کسی است که به آنچه خدا فرموده
بگوید چشم. اگر میبینی امروز رسولالله (ص) علیبنابیطالب (ع) اینها هرروز عزیزتر
از روز پیشاند، به خاطر این است که آن روز تسلیم خدا بودند. وگرنه
علیبنابیطالب(ع) کسی نبود که بنشیند سرش را ببرند، البته بیشتر این مداحها هم
خیلی کثیفاند، چنان این ائمه (ع) را ذلیل میکند به خاطر اینکه میخواهد گریه
بیاورد! نه، اینها همه شجاع بودند، آقا بودند، امر اطاعت میکردند.
حضرت زینب (س) که یک زن است، این همه شهادت و کشته و پسرهای خودش و داداش و همه را
از دست داده، ولی نماز شبش را ترک نمیکند. وقتی هم که میرسد به یزید به یزید
میگوید: خیلی کوچکی، خیلی کوچکی! اندازه این حرفها نیستی، ما چیزی جز زیبایی
ندیدم. یک مشت مداح اهل دنیا دین به دنیا فروخته همینطوری چرتوپرت ميگويند و
ائمه (ع) را ذلیل میکنند، میفرماید که عزت اینها به خاطر این است که آن روز آنها
تسلیم خدا بودند، خدا چه میخواهد؟ وگرنه والله اگر علیبنابیطالب (ع) شمشیر دست
میگرفت، کسی را زنده نمیگذاشت. همین هم شد.
وقتی که خانم فاطمه زهرا (س) را بین در و دیوار زدند و پهلویش شکست و بچه سقط شد،
خانم فاطمه (س) فرمود که علی جان، باز هم نشستی صبر میکنی؟
آقا علی (ع) بلند شد یک پارچه زردی داشت به پیشانیاش میبستد یک پارچه زرد هم به
کمرش، وقتی این دوتا را به خودش میبست میفهمیدند دیگر امروز کسی جلوی علی (ع)
نمیتواند بایستد، تمام است کار. شمشیر را دست گرفت که از خانه بیاید بیرون، مؤذن
گفت: "اشهد ان محمداً رسولالله (ص)".
آقا (ع) فرمود: فاطمه جان، میخواهی اسم بابایت باقی باشد؟ میخواهی این باشد؟ گفت:
بله! گفت: من باید صبر کنم. امروز هم که میبینی تمام اختلافاتی که اروپا آمریکا
این طرف آن طرف دلار خرج میکنند. این بدبختهایی که پارسال دم از دین میزدند،
امسال کافر شدند اینها تمام هدفشان این است که این اسلام... نه، به جان شما هیچطور
نمیشود! در قرآن خدا میفرماید ما ای رسولالله (ص) هم اسلام را حفظ میکنیم، هم
قرآن را. این انقلاب هم انقلاب جهانی است میرسد به دست مهدی آل محمد (عج). منتها
در این زدوخوردها و دادوفریادها، آن کسی رفوزه میشود که برای خودش زده، برای
پستش زده، برای مقامش زده. آن کسی هم برنده است که زیر و رویش میسوزد برای اینکه
احکام اسلام به خلقالله برسد. وگرنه، نه! هیچ کس هیچ غلطی نمیتواند بکند. مسلمان
آن نیست که به زبان ایمان بیاورد و به عمل نه!
بعد امام صادق (ع) فرمود: خداوند امور مربوط به مومن را به خودش واگذارد، ولی اجازۀ
ذلت و ذلیلی را به کسی نمیدهد. میگوید ما تو را مومن قرار دادیم، دانا قرار
دادیم، آزادی، اختیار داری، اما کاری بخواهی بکنی که ذلیل بشوی، ما اجازه نمیدهیم.
اما میخواهی بکنی بکن! لذا برادرها احکام، امربهمعروف و نهیازمنکر هم باید
بکنیم، هم باید عمل کنیم.
من بیش از ده سال است دارم میگویم که بابا این شبهای ششم هفتم هشتم نهم دهم محرم
بیش از سراسر سال به نام امام حسین (ع) گناه میشود، یک عده بلند میشوند طبل و
شیپور را برمیدارند، در خیابان تالاپوتولوپ، زنها و دخترها هم دنبالشان! این
گناهش از هرچیزی بیشتر است. یک عده هم بیتفاوتاند. همانها حالا امروز بلند شدند
روز عاشورا کف میزنند، بشکن میزنند. مردم نمیدانند باید به آنها گفت.
من بیش از ده سال است داد زدهام، بابا این کارها درست نیست. چون شیپور برمیداری،
طبل برمیداری، در خیابان تالاپوتولوپ میزنی، زن و دختر دنبالت. شب عاشورا بود
من به آقا گفتم که شما چرا نمیآیی زودتر داخل در را نمیبندی؟ نزدیک دو بود. گفت
بابا راه نیست، در خیابان طبل و ساز راه افتادند، زنها هم انگار دارند میروند
عروسی، همه آرایش کرده دنبال اینها! خب بابا جلویش را باید گرفت. همان آن حالا بلند
میشود روز عاشورا کف میزند، شیشه میشکند. اینکه واجب است احکام، امربهمعروف و
نهیازمنکر واجب است، از همه واجبات مهمتر است، همین است بابا جان من. لذا
میفرماید هرعزیزی که خود را ذلیل کند، ما جلویش را نمیگیریم.
بعد مولا علی (ع) میفرماید: مرگ بهتر از این است که انسان در این دنیا دینش را از
دست بدهد، هزاربار مرگ بهتر است از اینکه انسان دینش را از دست بدهد.
بعد رسول خدا محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: کسی که یک ساعت نرود بنشیند برای
یادگیری احکام و دین، یک عمری بیچاره و ذلیل است، یک عمری هم خودش بیچاره است، هم
زن و بچهاش هم اجتماع.
بعد مولا علی (ع) میفرماید: ای مردم، مومن کسی است که بر خطای خود متوجه باشد، عیب
خودش را بداند، جلوی خودش را بگیرد، عیب را از خودش برطرف کند. مومن آن نیست که فقط
نماز بخواند!
لذا برادرها، از خانه که راه میافتی برای خدا راه بیفت، برای خدا بیا بنشین، برای
خدا گوش کن، برای خدا حفظ کن، برای خدا عمل کن. نشرش هم احتیاج به زبان ندارد، در
کار و کسب و رفت و آمد وقتی آنطور که خدا خواسته میکنی، هم خودت را امربهمعروف
کردی، هم مردم را. من بارها گفتهام، برو در دادگستری ببین این همه جرم و جنایت یک
دانهاش از شماها نیست. چرا؟ اخلاق را میدانید، از طرفی اخلاقیات یاد گرفتید، از
طرفی خدا حفظتان میکند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پروردگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، همۀ ماها را در راه خودت هدایت بفرما.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت میدهیم، کسانی که در دینت
بیتفاوتاند، ذلیل و نابودشان بگردان.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت میدهیم، کسانی که سبب میشوند مردم،
جوانهای ما گمراه بشوند، هرچه زودتر نابودشان بگردان.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، الساعه دعاهای ما را به اجابت و انجام برسان.
به روح محترم امام حسین (ع) و امام حسن (ع) و اصحابشان سهتا صلوات مردانه بفرستید.
************** پايان
*****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir
انشاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته