اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

 

سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني

سخنرانی شب دوشنبه مورخه 06/10/88 جلسه چهارم از دهه محرم (شب شام غريبان)

 

به روح محترم چهارده معصوم و حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.

برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.

به روح رهبر انقلاب و برای سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.

 

 دعای فرج را بخوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

ان‌شاء‌الله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.

 

******* 

مسئله:  

امشب راجع به تیمم عرض می‌کنم. ما یک وقتی مجبوریم که تیمم کنیم حالا یا بدل از وضو یا بدل از غسل، غسل جنابت، صبح بلند می‌شوی مثلاً می‌بینی تا بخواهی بروی غسل بکنی آفتاب زده بایستی که تیمم کنی بدل از غسل جنابت. یا آب سرد است یک جایی است که می‌خواهی بروی وضو بگیری سرما می‌خوری، به هرعلتی که ما خواستیم تیمم کنیم، تیمم هم مثل وضوست، بایستی در زمانی که می‌خواهیم تیمم کنیم انگشتر دستمان نباشد، رنگ، چیزهایی که به دست هست اینها نباشد، دستمان تمیز باشد.

بعد محل تیمم صورت: از این رستنگاه مو تا زیر ابروهاست. حالا تا پایین هم اشکالی ندارد. این دوتا دست را می‌زنیم در خاک انگشتر در دستمان نباشد، بعد این دوتا دست را به هم می‌چسبانیم یک خرده هم این شست‌هایمان را کج می‌کنیم از این بالا، سر تکان نمی‌خورد، آرام می‌آییم پایین که این شست‌هایمان به این گونه‌هایمان مالیده بشود. تا زیر ابروها واجب است، حالا پایین‌تر هم آمدی اشکالی ندارد. دوتا کف دست را می‌زنیم در خاک، بغل هم می‌گذاریم یک کم هم شست‌ها را کج می‌کنیم از این رستنگاه مو تا زیر ابروها، سر هم تکان نمی‌خورد، آرام می‌آییم پایین. این می‌شود محل تیمم صورت.

بعد محل تيمم دست: با تمام کف دست چپ تمام پشت دست راست را از بالای مچ مي‌كشيم، دست تکان نمی‌خورد، آرام دستمان را مي‌كشيم، انگشتر هم دستمان نباشد. این دست راست تکان نمی‌خورد، آرام تمام کف دست چپ به تمام پشت دست راست کشیده می‌شود.
از آن‌طرف هم باز تمام کف دست راست به تمام پشت دست چپ آرام کشیده می‌شود، تا نوک دست. این می‌شود تیمم حالا یا بدل از وضو یا بدل از غسل جنابت.

  

هرکس فهمید به روح محترم امام حسین (ع) و اصحابشان سه‌تا صلوات بفرستد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد

******* 

مقدمه:
امام علی (ع) می‌فرماید: بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی. این جملات کوتاهی که من اول منبر هرهفته عرض می‌کنم، خیلی مهم است. از اینکه یک ایران دلار به شما بدهند باز مهم‌تر است. چون آنچه را که ما در این دنیا داشته باشیم پول و ثروت و ریاست و پست و مقام هرچه هست می‌گذاریم می‌رویم. دیشب هم که آیه قرآن خواندم، با آخرین نفس این‌‌ور اولین نفس آن‌ور شروع می‌شود همه‌مان در گرو اعمالمانیم. دیگر زن نیست، بچه نیست، شوهر نیست، ثروت نیست، پست نیست، ریاست نیست، همه گرفتار آن چیزهایی هستیم که پیش فرستادیم. همین الآن هم باز اگر رسیدم قرآن می‌خوانم. لذا این است که می‌گوید: بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی. چرا؟
می‌فرماید دوست واقعی تو کسی است که تو را بگریاند، اما از غفلت نجاتت بدهد. اینها را مولا (ع) می‌فرماید.

امام صادق (ع) هم که رئیس مذهب ماست می‌فرماید: بشنو و پیروی کن کسی را که تو را می‌گریاند ولی به درک و معرفتت می‌افزاید، پیروی نکن از کسی که تو را با حرف‌های زمان‌پسند، حرف‌های دروغ گول می‌زند. لذا این چه لازم دارد؟ از خانه که حرکت می‌کنیم برای خدا حرکت کنیم. برای خدا بیا، برای خدا بنشین گوش کن، برای خدا حفظ کن، برای خدا عمل کن، می‌شوی فقیه کامل.

این را هم علی‌بن‌ابیطالب (ع) می‌فرماید، هم آقا رسول‌الله (ص)، هردويشان می‌فرمایند:
به شما معرفی نکنم فقیه کامل را؟ کسی که برای خدا به دنبال علوم علمیه می‌رود برای خدا گوش می‌کند برای خدا حفظ می‌کند، برای خدا عمل می‌کند. نشرش هم احتیاج به زبان ندارد. ما هرکدام هرکجا که هستیم، در راه دانشگاه، کسب، کار، مغازه، اداره فرق نمی‌کند آن‌طوری که باید باشیم از نظر انسانیت انجام وظیفه کنیم، داریم امر‌به‌معروف می‌کنیم هم خودمان را هم مردم را. پس یادمان نرود این کلمه‌ای که آقا (ع) فرمود:

آقا (ع) فرمود: مردم سه گروه‌اند:
1. یک گروه مرده‌اند، فقط یک تکان می‌خورند. نگاه نکن چه کت‌وشلواری تنش است، چه پستی دارد، چه پولی دارد. می‌فرماید مردم سه گروه‌اند، یک گروه اصلاً مردند، فقط یک تکانی می‌خورند.
2. گروه دوم را می‌فرماید مانند گاو می‌مانند. گاو از طویله که می‌آید بیرون یک خرده سبزه‌زار است می‌خواهد بخورد و بعد هم یک آبی و یک سایه بیفتد نشخوار کند.
3. اما دسته سوم یعنی شماها، ماها، عقلاء هستند، دانایان که از صبح تا شب حرکتشان، رفتشان، آمدشان برای این است که بفهمند، خوب عمل کنند، گمراه نباشند، کسی را گمراه نکنند و سبب انسانیت دو دنیا باشند. اگر این‌طور شد حالا دچار این لعنت‌ها نمی‌شویم. نگاه کن:

رسول گرامی محمد‌بن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: شش گروه را خدا لعنت کرده، تمام پیغمبرها لعنت کردند، من هم لعنت کردم. شش گروه را من و خدا و پیغمبر‌ها و هرمستجاب‌الدعوه‌ای لعنت کردیم:
1. کسی که در کتاب خدا چیزی كم و زياد کند، امروز یک عده این‌قدر بدبخت و خاک‌بر‌سر و ذلیل و حیوان‌صفت شدند که اصلاً با قرآن کاری ندارند! یک ساعت، نیم ساعت صحبت می‌کند یک کلام از آیه قرآن گفتار رسول‌الله‌(ص) نمی‌گوید. الآن امشب شب یازدهم محرم است، خب اکثر اوقات من به این تلویزیون نگاه می‌کنم، می‌بینم نه! یا همان آهنگ است، یا رقص است، یا مثلاً یک آدم احمقی را دعوت کردند، یک مبلغی به او دادند سوالاتی جواب مي‌دهد که به درد نه آن می‌خورد، نه زمان، نه هیچی! چرا؟ هدفشان گمراهی مردم است. می‌گوید من اینها را لعنت کردم، خدا هم لعنت کرده، پیغمبرهای قبل هم لعنت کردند.

2. گروه دوم کسانی که قبول ندارند که اختیار کار به دست خداست، مقدرات به دست خداست، همه چیز به دست اوست. نه کار به ایران باشد! اگر رئیس‌جمهور آمریکا هم عوض‌بدل می‌شود خدا به دست امام زمان (عج) می‌کند. همه چیز در ید قدرت خداست. حالا ممکن است شما یک وقت با خودت فکر بکنی، بگویی خب اگر خدا می‌کند مثلاً چرا بوش را گذاشت؟ چرا این اوباما را گذاشت؟ مثلاً ها! خودش می‌فرماید، می‌فرماید: هرچقدر شما بد بشوید من بدتر از شما بر شما مسلط می‌کنم. شما الآن در همین آمریکایی‌ها نگاه بکن، ببین مثل می‌زنم کی می‌خواهد از این بهتر باشد که سر کار است؟ همه قاتل، آدم‌کش! یک وضعی! لذا تمام امور به دست خداست. می‌گوید کسی که قبول نداشته باشد، این مورد لعنت خدا و همه پیغمبر‌ها و من است.

3. کسانی که روش من را عوض کنند، یعنی آنچه را که من گفتم حلال است، نکند. آنچه را که ما نگفتیم یا گفتیم حرام است انجام می‌دهد. اینها همه مورد لعنت‌اند. من دو سه‌تا نمونه‌اش را الآن می‌گویم. شما ببین، الآن گناهی که سراسر سال (الآن من لااقل چهل سال است، یادم است.) در این سه چهار شب محرم شب هفتم و هشتم و نهم و دهم تا دیشب در این تهران و شهرها مخصوصاً تهران می‌شود به نام امام حسین (ع) هیچ وقت سال نمی‌شود. یک مشت می‌بینی نماز نمی‌خواند، چرتی است، هری است، یک طبل برداشته تاپ‌تاپ می‌زند، آن هم سنج می‌زند، پرچم دست گرفته دارد می‌چرخاند، زن‌ها هم آرایش کرده دنبالشان راه می‌افتند! دختر و زن! من دیشب ساعت نزدیک دو بود به آن آقا می‌گویم بابا چرا زودتر نمی‌آیی در را ببندی بیایی داخل. گفت بابا رفتم ماشین را بیاورم داخل، در خیابان ببین چه خبر است! این تاپ‌وتوپ زنجیر و اینها، زن‌ها هم انگار دارند می‌روند عروسی، یک وضعی است. یعنی خرافات! یعنی ضد دین!

ببین بابا، من دو سه‌بار سر منبر گفتم، گفتم دختر‌خانم‌ها، خانواده‌های سنگین، خانوادهای باوقار، اینها از خانه که می‌خواهند بروند بیرون مخصوصاً دختر‌خانم‌هایی که می‌خواهند بروند راهنمایی و متوسطه و غیره و ذالک، بهترین لباس برای اینها لباس مشکی است. روپوش مشکی، مقنعه مشکی، چادر مشکی، سنگین. چرا؟ مورد توجه کسی نیست و سنگین است، جوری دیگر مثل این غربتی‌ها، هرج‌ومرج، بدبخت! اما به نام امام حسین (ع) و دین این سیاه را بت نکنید!

رسول‌الله‌(ص) می‌گوید سیاه نپوشید، امام علی (ع) می‌گوید نپوشید، لباس فرعونان است. امام صادق (ع) می‌گوید نپوشید مگر سه روز، ما این لباس سیاه را به احترام اینکه آقا امام حسین (ع) و زن و بچه‌اش آمدند در راه خدا خون دادند، جان دادند با مظلومیت، این لباس را چند روز می‌پوشیم. اما اگر از این لباس شفا بخواهی، چیزی بخواهی مشرکی، بت‌پرستی. یادت نرود یک تکه پارچه است.

من یک وقت حدود سی سال پیش بود مشهد بودم، داشتم این در و دیوار بیرونی حرم امام رضا (ع) را ماچ می‌کردم، یکی از همین‌ها که دائم ایراد می‌گیرد گفت آقا یعنی چه این کار؟ گفتم یعنی این آقا، صاحب اینجا یک وقتی که در حیات بود زنده بود، خودش و وقتش و آرامشش را همه چیزش را فدای خدای من کرد. می‌توانست مثل مردم آن زمان بخورد، بگردد، خوش باشد. تمام ذلت و اذیت را کشید که آنچه خدا فرموده آن باشد. آن روز خودش را فدای دین خدا کرد، من هم به احترام او که آن روز خودش را فدای خدای من کرده، من هم دارم در و دیوار خانه‌اش را ماچ می‌کنم. روی فهم است. لذا اگر هرکاری روی فهم نباشد، کفر است، شرک است. یادتان نرود.

یک وقت بعضی‌ها روی محبت می‌گوید من برای شما مثلاً فلان جا سبز نذر کردم. من در دلم ناراحت می‌شوم. بابا هیچ نذری جز آنکه برای خدا باشد، اصلاً قبول نمی‌شود. مثلاً می‌خواهی گوسفند بکشی سالی دوتا برای امام حسین (ع)، نذر یعنی این: خدایا، من سالی دوتا گوسفند، سالی دو میلیون تومان پول هرچه، برای رضای تو، در این روزها در این راه خرج می‌کنم، ثوابش مال امام حسین (ع). این می‌شود نذر. جز این باشد می‌شود شرک! گوسفند می‌خواهی بکشی پول می‌خواهی بدهی هرچه... نذر یعنی اول باید برای خدا باشد. این پارچه سیاه نه شفا می‌دهد نه چیزی. آقا رسول‌الله(ص) می‌گوید نپوشید، من که دارم می‌گویم یک واقعیتی است، ما باید مردم را از آن حالت حماقت در‌بیاوریم.

این جریان کم‌وزیاد مال چهل‌و‌چهار پنج سال پیش است، طرف اصلاً نماز نمی‌خواند، الآن هم اکثراً همین‌طور است ‌ها! نماز نمی‌خواند، دزد بود، یعنی کارمند بانک بود، پول بانک را کلاً دزدیده بود، دزد بود، تارک‌الصلوة بود ولی یک پیراهن سیاه بلند عربی می‌پوشید، یک هیئتی بود در جنوب شهر، هیئت محترمی بود، حالا نمی‌دانم هست یا نه؟حدوداً جریان مال پنجاه سال پیش است، به نام خندق آبادی‌ها یک هیئت خیلی محترمی بود. می‌گفت من سالی سه روز می‌روم آنجا می‌ایستم در آشپزخانه کار می‌کنم.

بابا امام حسین (ع) الآن هرشب برایت دارم می‌خوانم، می‌گوید من حرکت کردم برای باقی ماندن احکام دین، برای راه جدم و پدرم. به ما نگفته سیاه بپوش، نگفته گریه کن! می‌گوید ببین پدرم، جدم، من چه کار کردم؟ آن کار را بکن. وقتی که هرکس آمد نشست صحبت کرد آنکه دلش خواست گفت می‌شود همین که الآن می‌بینی! شب عاشوراي امام حسین(ع) یک عده در خیابان راه می‌افتند خانه‌های مردم را آتش می‌زنند، در مغازه‌ها را می‌شکنند، یک عده هم با دخترهای مردم دختر‌بازی می‌کنند، این می‌شود شب‌های عاشورا تاسوعا! اینکه می‌فرماید من لعنت کردم خدا لعنت کرده همه پیغمبر‌ها لعنت كرده‌اند، کسانی که روش و سنت مرا وارونه کنند، آنچه را که ما خواستیم نکنند. لذا این پوشيدن پیراهن سیاه چیز خوبی است احترام است، اما این را دین برای خودتان نکنید.

آقا من پدرم، مادرم نذر کرده که مثلاً من دو ماه سیاه بپوشم! ننه‌ات غلط کرد! دو روز سه روز برای رضای خدا بپوش، پنج روز بپوش به احترام امام حسین (ع)، برای رضای خدا. خرافات درست نکنیم. چرا؟ یک عده هم نشستند از ماها ایراد بگیرند، بابا اینها خرافی‌اند، اینها همچین همچون‌اند! اما الآن شما می‌فهمی که این سیاه هیچ کاری نمی‌کند، آن سبز هیچ کاری نمی‌کند، فقط ما به احترام ائمه اطهار (ع) که اینها خودشان را فدای دین خدا کردند، فدای راه خدا کردند، مظلوم شهید شدند ما سه روز پنج روز کمتر زیادتر خودمان را به حالت حزن‌آور غصه‌آور درمي‌آوريم و با غم آنها شریک می‌کنیم که دچار این لعنت نشوی. این شب‌ها چقدر پیغمبر (ص) اینها را لعنت کرده! در خیابان راه افتادند، آن یکی پرچم دستش می‌گیرد هی می‌چرخاند! آن یکی تاپ‌تاپ تاپ‌تاپ تاپ‌تاپ می‌زند! آن یکی فلان می‌کند! بابا تو نماز خواندی؟! مي‌گويد بابا من این‌قدر سینه زدم که دیگر دیشب تا صبح کفشم هم را از پایم درنیاوردم! اینها خرافات است، اینها حماقت است.

ما خودمان داریم، خودتان می‌دانید، سراسر سال ما سینه می‌زنیم عزاداری می‌کنیم. همین الآن هم که چراغ خاموش می‌شود من خودم می‌گویم حسینم واحسینا. گریه بر امام حسین (ع) و سینه زدن، اینها دین نیست، ما داریم یک احترامی می‌کنیم. به قول قدیمی‌ها می‌گویند که نمک آش است، اما آنکه امام حسین (ع) برایش شهید شد، برایش کشته شد، حتی بچه شش‌ماهه‌اش را داد، این است که قانون خدا آن‌طوری که پیغمبر (ص) پیاده کرده، آن‌طوری که پدرش (ع) پیاده کرده (الآن برایت می‌خوانم.) آن‌طور پیاده بشود.

لذا وقتی که نمی‌گویند جوانه هری، چرتی می‌نشیند، پای سماور امام حسین (ع) هم چرت می‌زند، سیگار می‌کشد، هم تریاک... یک وضعی! یک عده هم آن‌ور می‌ریزند دکان آن را آتش می‌زنند، موتور می‌شکنند، کارها می‌کنند. این نتیجه دین هرج‌و‌مرج می‌شود، که من دیشب گفتم شادی و نشاطی که درونش خدا و قرآن نباشد، آزادی که درونش رسول‌الله (ص) و اهل بیت (ع) نباشد، می‌شود دین هرج‌ومرج، می‌شود غارتگری، می‌شود دزدی، می‌شود آدم‌کشی. همه‌اش هم می‌شود آنکه آمریکا اسرائیل می‌خواهند. آنها دارند میلیاردها پول خرج می‌کنند که ما گمراه بشویم، ما با هم اختلاف داشته باشیم، ما در سر هم بزنیم. این دین نیست یادتان نرود.

پس پیراهن سیاه، علامت، اکبر که اینجا نشسته، اینها شفاء‌دهنده نیستند، اینها کسی نیستند. همه‌مان اگر پیرو خط خدا و رسول (ص) شدیم آن‌طور که آنها خواستند حالا ما ارزش داریم. خودت یک دانه یا الله می‌گویی تمام می‌شود. یک وقت‌ها بعضی آقایان می‌بینی از شهرهای دور، مي‌گويد آقا مثلاً من از کجا آمدم. می‌گویم: آقا چرا آمدی؟ آنکه با آن کار داری خداست بالا سرت است. چرا آمدی؟ آنکه می‌تواند کار راه بیندازد وجود مبارک مهدی آل محمد (ص) است. آنکه کارها دست اوست خداست، آنکه می‌تواند کار راه بیندازد، امام زمان (عج) است، خیلی خب خدا بالای سرت است.

امام زمان (عج) هم خودش می‌فرماید:
• ما بر تمام اوضاع شما احاطه داریم، همه چیز را می‌دانیم.
• دو، هیچ چیزی هم از شما کم نمی‌گذاریم.
• سه، ببنید چه چیزی من امام زمان (عج) را از شما دور می‌کند آن را از خودتان بیرون کنید. این دروغ‌ها، دورویی‌ها، غیبت‌ها، کینه‌ها، حسادت‌ها، اینها که همین الآن می‌خوانم اینها مرا از شما دور می‌کند، مثل یک کسی که الآن یک پیراهن نفتی بوگندی تنش کنی، بیاید وسط شما بنشیند، هرکس از او فرار می‌کند.
• ببینید چه چیزی من را به شما نزدیک می‌کند آن را انجام بدهید.

می‌گوید: من و خدا و ملائکه و هرپیغمبر لعنت کردیم، کسانی که سنت و روش من را عوض کنند. یکی از روش‌هاي پیغمبر‌(ص) تواضع بود، تواضع، افتادگی. در خبر هست که کسی نمی‌توانست به او سلام کند، جلوتر سلام می‌کرد. حتی می‌رفتند پشت ستون‌های مسجد قایم می‌شدند که نبیندندش، به ایشان سلام کند، آقا (ص) می‌فرمود: فلانی سلام علیکم. چرا؟ چون که می‌بیند در خانه خدا آنکه می‌خرند تواضع است. نه، اینها که می‌بینی هیچی نیستند.

همین الآن آیه قرآن می‌خوانم، جلویم هست. می‌فرماید که انسان تو نمی‌دانی که هیچی نبودی؟ هیچی نبودی؟ همین آیه است، جلویم است، تو یادت نیست. اصلاً هیچی نبودی! همه ما همین‌طور هستیم، مثلاً ببین بنده الآن هفتاد‌و‌دو سالم است، هفتادو‌سه سال پیش من کی بودم؟ کجا بودم؟ کی مرا می‌شناخت؟ می‌گوید نمی‌دانی؟ حالا آیه پایینی‌اش است، تو دو‌تا قطره منی گندیده بودی. پشت سرش آیه قرآن است‌ ها! نمی‌دانی تو با حیوانات یکی هستی؟ ما به خاطر اینکه تو را می‌خواهیم آزمایش کنیم، به تو نطق و بیان دادیم. همین الآن برایت می‌خوانم. وگرنه تو چته؟ چهار روز سر یک پستی می‌گذارند مي‌گويي "انا ربکم الاعلی" نه والله، هیچی نیستی. خدا می‌داند، من اگر بخواهم هیچی را بنویسم یک چیزی هست، تو آن هم نیستی.

لذا من و پیغمبر‌ها (ع) و خدا لعنت کردیم کسانی که روش‌هایی بکنند که ما نگفتیم. خود ایشان می‌گوید بابا سیاه نپوشید، لباس فرعونان است. آقا علی‌بن‌ابیطالب می‌گوید (ع)، امام صادق (ع) می‌گوید: حداکثر سه روز بپوشيد. حالا بابایش مرده یک عمری به بابایش اصلاً محل نگذاشته، حالا به احترام بابایش، من یک سال پیراهن سیاه در‌نمی‌آورم! برو سیاه بمیر! تو به بابایت عزت بگذار. لذا این است بابا.

4. چهارم چیزی که ما لعنت کردیم این است که یک عده به خاطری اینکه مومنین را ذلیل کنند... سعی می‌کنند که مومنین را ذلیل کنند، غیر مومنین را عزیز کنند که من دو سه هفته است می‌گویم، دارم می‌گویم که یکی از بدبختی دولت‌ها این است که همیشه یک مشت دروغگو و دزد و چاپلوس را دور خودشان جمع می‌کنند، مومنین و آقاها را یک عیبی وصله‌ای به آنها می‌چسبانند. برای آن مهم نیست، برای مومن مهم نیست. برای تو مهم است که تنها می‌شوی، چون خدا هم یاری می‌کند کسانی که خدا را یاری کنند، خدا زمین می‌زند کسانی که کسانی را زمین می‌زنند. می‌گوید دسته چهارم آنها هستند که اینها مردم عزیز را به خاطر یک چیزهایی ذلیل می‌کنند.

5. پنجم می‌فرماید کسانی که مال و اموال مردم را به عناوین مختلف به دست می‌آورند و دِ بخور، بخور که من گفتم شما الآن ببین اینهایی که اکثراً میلیاردر هستند، شما بگو بیست سال پیش تو کی بودی؟ چقدر کلاً در این بیست سال تو حقوق گرفتی؟ همه‌اش را نمی‌خوردی کنار می‌گذاشتی چقدر می‌شد؟ تو خانه‌ات چند میلیارد تومان است؟ لذا این است که این نیست که ما آدم خوبی هستیم ‌ها! برادرها بیدار باشید!

6. رؤسا و بزرگاني هستند كه به فكر مردم نباشند، چه از نظر اقتصاد و چه از نظر دين.

"ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة " حسین من چراغ هدایت است و کشتی نجات.
الآن کشتی‌اش اين است كه درونش نشستی، چراغ هدایت هم همین حرف‌هاست. به روح محترم امام حسین (ع) و اصحاب عزیزشان سه‌تا صلوات مردانه بفرستید.

پریشب پانزده‌تا سوال بود که از علی‌بن‌ابیطالب (ع) کردند، هریکی‌اش یک جهان می‌ارزد، من پانزده‌تایش را گفتم خب سی‌دی هست بگیرید، ولی گفتم هرشب سه‌تايش را می‌گویم برای یادآوری.

4- کدام رفیق بدتر است؟ فرمود: رفیقی که تو را در معصیت خدا قرار بدهد. کارهایی به تو یاد بدهد که معصیت خداست. یا داری معصیت می‌کنی در معصیت خدا تو را تشویق کند، یا در معصیت خدا بی‌تفاوت باشد به تو، به شما بگویم امروز بدترین معصیت خدا سیگار است، یک دانه سیگار به تو داد بدان فردا هروئینی و تریاکی و دزد و آدم‌کشی. حواست جمع باشد! بدترین رفیق کسی است که تو را در معصیت خدا قرار بدهد.

5- کدام مردم کدام خلق بدترند؟ فرمود: کسی که دینش را به دنیای دیگران بفروشد. یک کاری بکند که فلانی خوشحال بشود، مردم خوشحال بشوند، در صورتی که خدا و امام زمان (عج) ناراضی هستند، دنیا و آخرتت را می‌دهی، به خاطر اینکه حسین‌قلی خوشش بیاید. تمام این کارگزاران تلویزیون همان آنها هستند و آنها هم که اینها را تایید می‌کنند، از آن بدتر هستند. هررقاصی، هرنکبت، هرخلافی را به نام برنامه کودک، به نام جوانان، به نام همچین، به نام همچین نشان مي‌دهند، تو داری پول این مملکت را می‌گیری که برای خدا کار کنی، نه برای آمریکا و اسرائیل نه برای شیطان! ما وظیفه داریم مردم را هدایت کنیم. مردم خودشان می‌دانند، می‌خواهند بروند شراب بخورند بروند بخورند، ما حق نداریم مردم را شرابخور کنیم، می‌خواهد برود موسیقی گوش کند، خودش برود سی‌دی‌اش را بخرد گوش کند. حتی این روزهای عزیز یک آدم بیچاره گول‌خورده آمده نشسته پنج دقیقه ده دقیقه با آن مصاحبه کردند، آقا امام حسین (ع) عاشورا، از این حرف‌های کلثوم‌ننه...، همان تا تمام می‌شود پشت سرش آهنگ است! این بیچاره‌ها و تأییدکننده‌شان دنیا و آخرت ندارد.

6- کدام کس زیرک‌تر است؟ فرمود: کسی که راه حق را بشناسد و از باطل فرار کند. زیرک شماها هستید الآن. صدها جای دیگر بوده که بروید آنجا خوش باشید، بگویید، بخندید، اما آمدید از خدا و قرآن دارید چیز یاد می‌گیرید. می‌فهمی که خوب چیه؟ بد چیه؟ بد را رها می‌کنی و به خوبش می‌رسی. چرا؟ چهار شب است دارید برای امام حسین‌(ع) می‌آیید، برای خدا می‌آیید، خوب جایی هم می‌آیید، زیر این آسمان دومی ندارد. شش ماه اینجا بیایی هفتاد سال در حوزه علمیه گیرت نمی‌آید. شش ماه اینجا بیایی، گفتارها... می‌گویی نه، سی‌دی‌هایش هست، بگیرید. شش ماه اینجا بیایی، هفتاد سال در حوزه علمیه این حرف‌ها گیرت نمی‌آید. آمدی، حالا ببین:

رسول گرامی محمد‌بن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: تا فرصت باقی است به خودتان برسید، از گناه‌ها توبه کنید. چه از این بهتر؟ این چهار شبه آمدیم گفتار امام حسین (ع) را گوش کردیم، گفتار خدا را، به خاطر امام حسین (ع) گریه کردیم، سینه زدیم، اینها را نگذاریم نابود بشود. اینهایی که الآن می‌بینند سر یک کرسی شکسته همدیگر را دارند می‌زنند، همدیگر را می‌کشند، زندگی آتش می‌زنند به خاطر همین است. همه هم می‌گویند ما مسلمانیم، پیغمبر (ص) می‌گوید تا وقت هست قدر بدانید.

1- اگر شخص توبه کند و طلبکار خود را راضی نکند توبه نکرده، توبه کردی ولی کسانی که گردنت حق دارند اگر پولی است برو به آنها بده. اگر غیبت کردی، تهمت زدی، آبرو ریختی، شب‌ها بنشین یک ربع نیم ساعت ده دقیقه عبادت کن نماز بخوان، صلوات بفرست بگو : خدایا، هدیه کردم به روح این کسانی که گردن من حق دارند.

2- اگر شخصی توبه کند و به وسیله عبادت جبران گناهان نکند توبه نکرده. توبه کردی؟ خیلی خب حالا نمازهایت را بخوان. روزه نگرفتی؟ روزه‌هایت را بگیر. آبرو ریختی؟ آبرو به جایش بیاور. می‌گوید اگر توبه کند، جبران نکند، توبه نکرده.

3- اگر شخص توبه کند و روش خود را تغییر ندهد توبه نکرده. روش چه بوده؟ کینه، کدورت، غرور، منیت، تکبر، حالا که توبه کردی خودت را از همه کوچک‌تر بدان. من الآن هزارمین‌بار است سر منبر می‌گویم سی‌و‌چهار سال است من دارم برای شما صحبت می‌کنم از بچه پنج شش ساله داریم تا پیرمرد هشتاد نود ساله. خدا می‌داند برای یک‌بار نشده در این مغز من بیاید که من فکر کنم یکی از شماها از من پست‌ترید، یا مثلاً من از یکی شما بهتر می‌دانم. نه فقط از خدا تشکر می‌کنم که این لطف را کرده شماها تشریف می‌آورید، ما هم در هفته می‌گردیم یک چیزهایی پیدا می‌کنیم که به درد دنیا و آخرت همه‌مان بخورد. حالا من که هیچی نیستم.

خدا به موسی (ع) گفت: یا موسی، می‌آیی کوه طور یکی که از تو پست‌تر است، با خودت بیاور. خب موسی (ع) پیغمبر مرسل است، فهمیده است، در انسان‌ها هرچه نگاه کرد دید نمی‌تواند بگوید این از من پست‌تر است. همین‌طور داشت می‌رفت دید یک سگی خیلی گروگور است، پشم‌هایش هم ریخته و خیلی هم تیپش زشت است. گفت خب هرچی باشد این بالاخره از ما پست‌تر است دیگر، این را با خودمان می‌بریم. همین سگه را داشت با خودش می‌برد، رسیدند به یک رودخانه آب، تا موسی (ع) آمد خودش را جمع‌و‌جور کند بپرد آن‌ور آب، دید سگه پریده آن‌ور دارد موسی (ع) را نگاه می‌کند که بیا، به سگه گفت: برگرد برو، برگرد برو، وقتی که داشت از کوه طور برمی‌گشت خدا فرمود که چرا نیاوردی؟ گفت: خدایا، نبود کسی. فرمود: به عزت و جلالم قسم اگر می‌آوردی آن سگ را، از درجات پیغمبری، از ثوابت کم می‌کردیم. چرا؟ همه را خدا خلق کرده.

موسی (ع) (طرف می‌گفت عکس قبرش را با هواپیما برداشته‌اند.) یک چیزی حدود سی‌و‌شش هفت متر قدش بوده، خیلی یل، کم‌وزیاد سیزده چهارده متر پهنی شانه‌اش بوده، این عظمت دارد می‌آید در خاک‌ها دید یک دانه از این سوسک‌ها هست که شش‌تا پا دارد سیاه ‌پوست‌کلفت‌ها، این سوسک‌های معمولی ما نه، آن سوسک‌هاست كه سیاه است (خدا ما را ببخشد، آن وقت‌ها خیلی ما اینها را اذیت کردیم بچه بودیم، واقعاً خدا ببخشد. هست در این خاک‌ها، آن وقت‌ها زیاد بود.) دید این سوسکه دارد می‌رود موسی (ع)، گفت: خدایا، این را برای چه خلق کردی؟ خدا فرمود: به عزت و جلام قسم همین الآن این سوسکه داشت می‌گفت من تو را برای چه خلق کردم؟ همین الآن این سوسکه داشت می‌گفت من تو را چرا خلق کردم؟ برای چه؟ همه خلق خدا هستند، همه هم از خودشان راضی هستند. آنجا مهم است که خدا از ما راضی باشد، خدا هم با کسی پدرکشتگی ندارد، دوستی و رفاقت هم ندارد همه را هم دوست دارد. زمانی خدا بنده‌اش را دوست دارد که بنده چه باشد؟ مطیع باشد. اگر شخصی توبه کند و روش خود را عوض نکند توبه نکرده.

4- اگر شخصی توبه کند و اخلاقیات زشت خود را عوض نکند توبه نکرده، اخلاقیات زشت چه هست؟ از خانه می‌خواهی بروی بیرون، مردی حواست جمع باشد زن مردم را نگاه نکن. زن هستی سنگین برو، مهمانی می‌خواهی بروی برای خودنمایی نرو. پوششت یک جوری باشد که خدا خوشش بیاید. من گفتم خانمه حالا می‌خواهد بگوید من نجیبم، می‌خواهد از خانه بیاید بیرون، حتی بیاید تلویزیون مثلاً مصاحبه بکند، چادر مشکی سرش می‌کند. بعد یک روسری زرد سفیدی یک چیزی که خیلی خودش را نشان بدهد، یک دو سانت از این زیر چادر می‌گذارد بیرون، که تو را خدا من را نگاه کن. هرکی هستی هرکجا مرا نگاه کن! تو اگر نجیبی این چه مرضی است؟ خب رویت را بگیر! تو چادر مشکی سرت کردی، حالا یک روسری رنگی چنان سرت کردی گذاشتی بیرون، بیا من را ببین. تو نجیبی؟ تو رضایت این کارگزار تلویزیون را ارجح می‌دهی از خدا؟ خب جفتتان کافر و نجس و مشرکید.

5- اگر شخصی توبه کند و زبانش از بدی نگه ندارد توبه نکرده. برادرها، وقتی می‌خواهی حرف بزنی فکر بکن. اگر می‌بینی امروز امام حسین (ع) بعد از هزاروسیصدوهفتاد سال عزیز است به خاطر همین است. اگر هزاروچهارصدوچهل‌وسه سال از بعثت رسول‌الله (ص) می‌گذرد اینها هی روز‌به‌روز عزیزترند به خاطر اینکه آن روزی که هرنوع توان داشتند حواسشان جمع بود که خدا چه می‌خواهد؟ رسول‌الله (ص) چه فرموده؟ امام صادق‌(ع) چه گفته؟ خدا با کسی نه پدرکشتگی دارد نه... حواس‌ها باید جمع باشد. از خانه می‌خواهی بروی بیرون، حالا زبانت را حفظ کن.

6- اگر شخصی توبه کند و احسان به خلق نکند توبه نکرده، احسان به خلق یکی‌اش همین است که گفتم بارها از خواب که بلند می‌شوی، بگو: خدایا، به من کمک کن امروز من غیبت کسی را نکنم، از کسی بد نگویم. از این بهتر احسان، بگو: خدایا، به من کمک کن من اگر توانستم به خلق‌الله کمک کنم، از این بهتر احسان: خانم، از خانه می‌آیی بیرون یک جوری بیا بیرون که مردم تو را نگاه نکنند، به تو توجه نکنند.

7- اگر شخصی توبه کند و آرزوها را کنار نگذارد توبه نکرده. الآن تمام اینها که برای این پست و ریاست‌ها دارند، همدیگر را مي‌زنند و می‌کشند به آنها بگویی می‌گویند مسلمان اولی من هستم، من سی سال پیش انقلاب کردم! شیطان هم دو رکعت نمازش چهارهزار سال طول کشید، شیطان هم شش‌هزار سال خدا را عبادت کرد. حرف نشد که! من دیشب گفتم، گفتم ما عالم‌تر و داناتر و کوشاتر از معاویه نداشتیم، چهارده نفر بودند که آیات قرآن را می‌نوشتند، یکی‌اش معاویه بود، برادر زن رسول‌الله (ص) هم بود. بیست‌وسه سال هم نشسته در صورت رسول‌الله (ع) نگاه کرده احکام و اخلاق گوش کرده، اما آخر جنایت را کرد. اگر شخص توبه کند ولی آرزو را کنار نگذارد توبه نکرده.

8- اگر شخص توبه کند و حسادت را از خود بیرون نکند توبه نکرده، یکی از چیزهایی که نمی‌گذارد ما دین داشته باشیم حسادت است، هرکی در هرمقام و پولی هست بگو "الحمدلله رب العالمین" خدا را شکر. این "الحمدلله رب العالمین" ممکن است سبب بشود خدا به شما هم بدهد. گناه که نکردی، هیچی ثواب هم بردی، به خاطر شکر نعمت نعمتت افزون کند. اما آن وقت که حسادت کردی دینت را هم دادی رفت. آن چيزی هم که می‌خواهد خدا به اصطلاح به تو بدهد، می‌دهد به آن. اگر شخص توبه کند و حسادت را کنار نگذارد توبه نکرده.

9- اگر شخص توبه کند و بخل و کینه و لجبازی را کنار نگذارد، توبه نکرده. اینجا نوشتم من:

خواهی که شود دل تو چون آیینه ده چیز بیرون کن از درون سینه
حرص و حسد و بخل و نفاق و غیبت بغض و غضب و کبر و ریا و کینه

این نکبت‌ها را بریز بیرون، چون اینها مثل یک سگ‌هایی در دلت است که نمی‌گذارد... مثل اینکه یک حوض است یک کر آب هم درونش نیست، دوتا سگ هم درونش است، شما می‌خواهی از آن آب وضو بگیری نمی‌شود! تمام این بازی‌های دنیا حسادت است، شخص توبه کند و بخل و کینه و لجبازی را كنار نگذارد، نه ما باید خدا را از خودمان راضی کنیم.

10- اگر شخص توبه کند و خیرخواه مردم نباشد توبه نکرده. ببین امام حسین (ع) برای اینها حرکت کرد. الآن برایت می‌خوانم. اگر اینها عزیزند بعد از هزاروسیصدچهارصد سال روز‌به‌روز عظمت و آبرویشان زیادتر است، به خاطر اینکه آن روز این کارها را کرده‌اند. من پریروز به این نزدیکان خودم گفتم:

امام صادق (ع) به بعضی از شاگردانش پول می‌داد، می‌گفت: آنجا که دارید در کوچه و خیابان کار می‌کنید، رفت‌وآمد دارید، بین مردم دیدی که جنگ و جدال و دعوایی است، برو جلو اگر سر پولی چیزی است، تو پول بده این دعوا را از بین ببر. حالا آن می‌رود من‌باب‌مثل صد‌تا چاله می‌کند رفیقش را در چاله بکشد. آقا (ع) پول می‌داد، می‌گفت برو در راه که داری می‌روی دیدی دو نفر با هم دعوا دارند، برو ببین سر چیه؟ برو با پول کار را درست کن، دعوا را از بین ببر. این‌طوری اینها بزرگ می‌شوند. اگر شخصی توبه کند و خیرخواه نباشد توبه نکرده.

11- اگر شخص تمام کارهای خوب را انجام بدهد اما تسلیم خدا و رسول (ص) و سنت نباشد توبه نکرده. "اول العلم معرفة الجبار آخر العلم تفویض امر الیه" دیشب گفتم:

امام صادق (ع) فرمود: اگر کسی نماز بخواند، روزه بگیرد، حج برود، جهاد بکند، خمس بدهد و و و... همه کارها را بکند فقط در دلش خیال بکند که اگر رسول‌الله (ص) این را نمی‌گفت بهتر بود همین. می‌فرماید مشرک است، قرآن هم تأیید می‌کند:

سوره نساء آیه 65- ای پیغمبر (ص)، به من خدا قسم این مردم دین ندارند مگر در مقابل تو تسلیم باشند. آن هم نه زبانی، قلباً! تو نمایندۀ منی پیغمبر (ص) منی دروغ نمی‌گویی، هرچی گفتی بگویند چشم.

این شب‌ها برادرها قیمتش خیلی بالاست، چون امام حسین (ع) خیلی قیمتش بالاست. خود امام حسین (ع) به خاطر این گذشتی که کرد... که الآن دارم اینجا می‌گویم، نگاه کن. (یک صلوات به روحش بفرستید.)

می‌فرماید:
1- من برای یاری دین جدم حرکت کردم.

2- من برای امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر به طریق جدم و پدرم حرکت کردم. نه آن‌طوری که زمان می‌پسندد، نه آن طوری که دلم می‌خواهد. لذا روز عاشورا آنها سی‌هزار نفرند، دشمن كه آن‌طرف است، اینها کلاً هفتادو‌دوتا هستند.

3- آقا (ع) می‌فرماید: من راضی نیستم شما که دور من جمع هستید، به کسی دینی، بدهکاری داشته باشید، اینجا بایستید به خاطر من بجنگید. برو دِینت را بده. چرا؟ می‌گوید من برای یاری دین جدم به طریق جد و پدرم حرکت کردم. شب عاشورا می‌داند یک عده آمده‌اند برای پست و ریاست، حدود هزاروپانصد نفر آن شب بودند، بلند مي‌شود می‌گوید مردم بلند شوید بروید من بیعتم را از شما برداشتم، بروید. فردا هرکی اینجا باشد کشته می‌شود حتی من، بروید. می‌داند یک عده آمدند برای پست و ریاست و مقام، من چراغ‌ها را می‌گویم الآن مثلاً بکشند پائین، خاموش کنند، شما بلند شوید بروید. رفتند! چرا؟ می‌دانست اینها دنیاطلب هستند، به خاطر صندلی شکسته‌ها سر همدیگر را می‌شکنند.

4- من برای باقی ماندن احکام خدا و سنت جدم رسول‌الله (ص) حرکت کرده‌ام. لذا چه کار کرد؟ بچۀ شش‌ماهه را هم با خودش آورد که چه آن روز، چه دیروز، چه هزار سال دیگر، نگویند این به خاطر دنیا بوده. کسی که به خاطر پست و ریاست می‌جنگد، اول زن و بچه را یک جا محکم قرار می‌دهد، می‌آید جنگش را می‌کند، مقام را که به دست آورد زن و بچه را می‌برد با خودش. اما ایشان همه را با خودش حرکت داد، حتی بچۀ شش‌ماهه.

5- پنجم من برای باقی ماندن نماز حرکت کردم. لذا این است که تا طرف گفت: آقا موقع نماز ست، امام (ع) که احتیاج ندارد کسی به او بگوید، اما چون برای نماز حرکت کرده، برای خدا، تا آن گفت آقا موقع نمازست، دعایش هم کرد. گفت خدا شما را یاری کند، ما را به یاد نماز انداختی. شروع کردند به نماز ظهر که دشمن تیر مي‌انداخت یاران ایشان هم جلو ایستادند و کم‌وزیاد یک ده‌تایی کشته می‌شود، چندتا زخمی می‌شوند.

حالا من چندتا آیه قرآن بخوانم همه ما خوب بفهمیم، یک صلوات مردانه بفرستید.

ببین برادرها، چه شما که الآن اینجا هستید، چه آنها که بعد با سی‌دی‌ها گوش می‌کنید، هروقت گفتیم که قرآن بخوانیم یعنی خدا مستقیم دارد با ما صحبت می‌کند، از قول خود رسول‌الله (ص) است، از قول انبیاء (ع) است، خواستی خدا با شما صحبت کند قرآن بخوان، خواستی شما با خدا صحبت کنی نماز بخوان. الآن که من دارم شروع می‌کنم، دارد خود خدا صحبت می‌کند.

سوره دهر (الانسان) آیه 1- آیا می‌دانید که آمد و گذشت بر آدمی از روزگاری که نبود او هیچ چیزی که ذکری و یادی از او شود؟
می‌دانی تو هیچی نبودی؟ چرا خدا اینها را می‌گوید؟ بارها گفتم، گفتم خدا با مومنین همه‌اش با سلام و صلوات صحبت می‌کند، به این متکبر‌های ضعیف‌النفس بیچاره‌ای مي‌گويد که یک لقمه نان نداشت بخورد، حالا یک پستی دارد، خدا را قبول ندارد، امام صادق (ع) قبول ندارد، نظر خودش را فوق پیغمبر (ص) می‌داند. والله اگر اینها بیایند پای ظرفشویی من می‌گویم نه، ما اجازه نمي‌دهيم، نگذارید ظرف بشویند، ظرف‌ها کثیف می‌شود!

تكرار آيه 1 می‌گوید آیا می‌دانید که آمد و گذشت بر آدمی از روزگاری که نبود او را چیزی که ذکری و یادی شود.
اینکه یا قرآن نمی‌خوانند یا می‌گویند قرآن را ما نمی‌فهمیم، تو چون خودت می‌دانی که نفهمی. نمی‌خواهی زیر بار بروی دیگر از این واضح‌تر چه می‌خواهی؟ از این بهتر چه می‌خواهی؟ مگر جز این است که خدا به وسیله همین قرآن فردا ماها را محاکمه می‌کند. چه می‌خواهی دیگر؟

آیه 2- البته ما آفریدیم انسان را از نطفۀ ممزوج و مخلوط دوتا تک سلول از زن و مرد که منی گندیده است. (جمله زیبا) و برای آنکه بیازمائیم انسان را در اطاعت و معصیت او را شنوا و بینا قرار دادیم.
ببین چقدر قشنگ است؟ همه هم می‌دانند تمام بزرگان هم می‌دانند، علماء و امام‌ها (ع) که ما در چهار رشته با حیوان یکی هستیم:
• او می‌خورد ما می‌خوریم.
• او می‌خوابد ما می‌خوابیم.
• او شهوترانی می‌کند ما می‌کنیم.
• او برای رزق و روزی‌اش می‌دود و ما می‌دویم، آن چيزی که ما را با حیوان جدا می‌کند همین دو جمله است. خیلی قشنگ است:

تکرار آیه 2- البته ما آفریدم انسان را از نطفه ممزوج و مخلوط دو‌تا منی از زن و مرد و برای آنکه بیازمائیم انسان را در طاعت و معصیت او را شنوا و بینا قرار دادیم. (عقل به او دادیم، درک دادیم قدرت به او دادیم گفتیم این راه خوب است، این راه بد است، هرکدام را دوست داری انتخاب کن.)

آیه 3- البته ما راه نمودیم او را راه راست، چه عمل کند و شاکر باشد، چه نکند و کافر باشد.
چقدر قشنگ است؟ خب احمقی که می‌گویی ما قرآن را نمی‌فهمیم، بیچاره خب تو گوش دراز بردار بگذار بغل سرت، چرا خودت را جزء آدم‌ها حساب می‌کنی؟ تو می‌خواهی این آیات را چطور تفسیر کنی؟ در صورتی که رهبر فقید حدود بیست‌وپنج سال پیش فرمود: تمام این تفسیرها احتمالی است. یعنی خیال می‌کند این را، این می‌نویسد، اما این گفتۀ خود خداست از دو لب مبارک محمد‌بن‌عبدالله (ص). می‌فرماید البته ما راه نمودیم او را راه راست، چه شاکر باشد و عمل کند، چه کافر باشد که نکند. دیشب آیه بود نرسیدم بخوانم که می‌فرماید همه‌تان در نفستان بصیر هستید، همه می‌دانید که دارید چه کار می‌کنید؟ هیچ کس نیست که نداند، همه می‌دانید.

آیه 4- و ما آماده کردیم برای زشتکاران و کافران زنجیرها و غل‌های آتشین افروخته را.
همان خداست‌ ها! پدر و مادر ما هرچقدر ما را دوست دارد یک‌میلیاردم خداست. چرا خدا این طوری می‌گوید؟ چون دوستمان دارد. چون وقتی شما خواستی روی میل خودت بروی، با یک دانه غیبت آبروی یک خانواده را می‌ریزی. با اینکه دلت می‌خواهد همچون باشد یک دانه چنان می‌کنی، مغازه یا خانۀ فلان کس را آتش می‌زنی، یعنی در "یک آن" یک زندگی را نابود می‌کنی. می‌گوید چه؟ می‌گوید:

تکرار آیه 4- ما آماده کردیم برای کافران و زشتکاران، زنجیرها و غل‌های آتشین و افروخته.

آیه 5- نیکوکاران می‌آشامند از جام‌های شیرین شربت، زندگی خوب. (یعنی شماها، ان‌شاءالله همه‌مان.)
پروردگارا، به عزت و شرافت و آبروی امام حسین (ع) قسمت می‌دهیم، همۀ ماها را تا آخرین نفس نوکر خودت و امام زمان(عج) قرار بده. (یک صلوات مردانه هم بفرستید.)

لذا می‌گوید آن در مورد کسانی است که اینجا گردن‌کلفتی می‌کنند، زیر بار نمی‌روند، آن هم دربارهٔ کسانی است که نيكوكارند.

الآن باز آیه قرآن: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، می‌گویید ما خدا را قبول داریم، قرآن را قبول داریم، انسان را قبول داریم، اطاعت کنید خدا را، اطاعت کنید پیغمبر خدا (ص) را، اطاعت کنید اولی‌الامر را، چرا نمی‌کنید؟

بعد می‌فرماید: مثل شما مثل آن پیرزن دیوانه‌ای است که در عرب بود صبح تا ظهر می‌بافت بعداز‌ظهر پاره می‌کرد.
آیه قرآن است‌ ها!

باز می‌فرماید: مثل کارهایی که شما روی خواست زمان و دل انجام می‌دهید مثل خاکستری است که جلوی باد شدید باشد، یک باد شدید دارد می‌آید، شما هم یک مشت خاکستر بگذار جلویش، نیست می‌شود. کاری که خدا نخواهد و مورد رضای خدا نباشد، اصلاً هیچ است، اصلاً هیچ است.

لذا آیه بالا می‌فرماید و ما آماده کردیم برای کفار، زشتکاران، زنجیر‌ها، غل‌ها از آتش افروخته.

تکرار آیه 5- اما نیکوکاران می‌آشامند از جام‌های شربت شیرین، خوش مزاج، زیبا.

آیه 6- چشمه‌هایی است که بیاشامند از آن که به جای خودش هرکجا هم بخواهند برای خودشان از آن چشمه آب ببرند، بکشند، برای مومنین.
دیشب گفتم، گفتم که نه عذاب گناهکاران را اینجا می‌شود خدا بدهد نه ثواب ثواب‌کارها را. چرا؟ می‌فرماید که یک قطره از آبی که اهل جهنم می‌خورند به خوردشان می‌دهیم، بیاوریم بچکانیم روی کوه، کوه را ذوب می‌کند. یک قطره از آن آب را بین زمین و آسمان نگه داریم، از بوی گندش همه غش می‌کنند. یک‌دانه پیراهن که اهل جهنم می‌پوشند، اگر بیاوریم اینجا کوه را ذوب می‌کند. قبول کنید در آیه قرآن است. می‌فرماید شانزده‌تایش را روی هم تن یک نفر می‌کنیم، بس که پررو است، بس که مغرور است، بس که گناه می‌کند! می‌گوید یک دانه‌‌اش را بیاوریم بین زمین و آسمان نگه داریم کوه را ذوب می‌کند، از آن‌ور هم ثواب ثواب‌کار را در دنیا نمی‌شود جواب داد. می‌گوید پست‌ترین اهل بهشت وارد بهشت می‌شود این‌قدر به او می‌دهیم که اگر بخواهد یک‌جا اهل زمین را دعوت کند هم جا دارد، هم غذا دارد، هم کلفت و نوکر. قبول نداری ان‌شاءالله می‌میری می‌رویم بهشت می‌بینی. آنی هم که قبول ندارد ان‌شاءالله می‌میرد می‌رود جهنم می‌بیند، ما با او کار نداریم.

منتها مومنین در دنیا دو‌تا بهشت دارند، در آخرت هم دوتا بهشت، دو‌تا بهشت دنیایشان چیه؟
• وقتی آیه رحمت خدا خوانده می‌شود خوشحال می‌شوند می‌دانند که ان‌شاءالله قسمت آنها هست.
• آیه غضب خوانده می‌شود می‌گویند مال ما نیست. این دوتا بهشت اینجاست.
دوتا بهشت آخرتشان هم این است:
• یکی که داخلش هستند.
• یکی هم می‌پرسند که خدایا، اینهایی که در دنیا ما را مسخره می‌کردند، داداش، خواهر، آبجی، اینها ما را مسخره می‌کردند، کجایند؟می‌فرماید آنجا را نگاه کنید وقتی آنها را در آن عذاب نگاه می‌کنند هی الحمدلله می‌گویند. هی خدا را شکر مي‌كنند، هی همدیگر را دعا می‌کنند که خدا رحمت کند تو را که دست من را گرفتی، در این راه آوردی. آن هم می‌گوید خدا رحمت کند تو را که حرف گوش کردی.

اهل جهنم هم همین الآن دو‌تا آتش دارند، آیه رحمت خوانده می‌شود غضبناک می‌شود، می‌داند مال او نیست. آیه غضب خوانده می‌شود ناراحت است، می‌داند مال او هست. آنجا هم یکی که در آتش است، یکی هم دارد می‌بیند دوست و رفیقش در اثر حرف گوش کردن به چه مقامی رسید.

تکرار آیه 6- چشمه‌هایی است که هم می‌آشامند از آن و هم هرجا بخواهند از آن می‌برند.

بعد علامتش را خدا دارد می‌گوید، نیکان کی‌ها هستند؟ تا حالا داشتم با حدیث می‌گفتم، حالا خود خدا دارد می‌گوید:

سوره دهر است آیه 7- نیکان وفا می‌کنند به عهد خود، قولی که می‌دهند ما مسلمان هستیم به آن عمل می‌کنند ما قرآن را قبول داریم عمل می‌کنند، وفا می‌کنند به عهد خود و می‌ترسند از روز قیامت، می‌گوید مومنین گذشته از اینکه قبول دارند قیامت هست، بهشت هست، جهنم هست، همه را هم عمل می‌کنند، باز هم می‌ترسند. چرا؟ امام صادق(ع) فرمود:

از امام صادق (ع) سوال کردند: آقا راحتی دنیا در چیه؟ فرمود: در ترک هواهای نفسانی. آنچه دلت خواست خلاف خدا و قرآن بود، نه، ردش کن. گفتند راحتی آخرت در چیه؟ فرمود هروقت خودت را در بهشت دیدی. نگفت هرچه سینه زیاد بزنی، طبل زیاد بزنی، سراسر سال سیاه بپوشی، نه! امام حسین (ع) هم در حرف‌هایش یک کلام از این حرف‌ها نزد که برای ما گریه کنید، برای ما سیاه بپوشید! نه! آنها با خرافات مخالف بودند. لذا دارد علامت نیکان را می‌گوید:

تکرار سوره دهر آیه 7- یکی اینکه وفا می‌کنند به عهد خود و می‌ترسند از روزی که آن روز بسیار شر و عجیب است.

آیه 8- و طعام می‌دهند احسان می‌کنند به مردم آن هم چه ‌جوری؟ منت می‌کشند. می‌گوید احسان می‌کنند، کارهای خوب می‌کنند، منت می‌کشند.

من یک وقت‌ها به این آقایان که اینجا زحمت می‌کشند، کار می‌کنند، به ایشان می‌گویم، می‌گویم مقام شما خیلی بالاست، حساب یک شاهی و صنار نیست، شماها همه آقا، زحمت می‌کشید از ساعت چهار بعدازظهر تا ساعت دو بعد از نصف‌شب همه‌تان ده شاهی کسی پول نمی‌گیرد، پول هم می‌دهند، همه کار می‌‌کنید، پول هم می‌دهید. مقام شما حساب یک شاهی و صنار نیست، اما یادتان نرود اینهایی که تشریف می‌آورند اینجا می‌خورند مقامشان از ما خیلی بالاتر است. اگر اینها نباشند تمام زحمات را شما را باید بریزید دور. قرآن می‌گوید اینها طعام می‌دهند، احسان به خلق‌الله می‌کنند، منت هم می‌کشند، می‌گویند ما کارهایمان برای رضای خداست.

آیه 9- می‌گویند به زبان حال که ما کارهایی که می‌کنیم برای رضای خدا انجام می‌دهیم، هیچ‌کدام برای مزد و این حرف‌ها نیست، هرچه هست برای خداست و تا این هم نباشد جا نمی‌افتد.

من این را گفتم برایتان، خدا رحمت کند یک شیخ حسینی بود خدا بیامرزدش مرد خوبی بود، حدود شصت سال پیش کم‌وزیاد. آن موقع ما ده دوازده ساله بودیم، این بچه‌ها را جمع می‌کرد نماز یاد می‌داد، اصول دین، فروع دین، طهارت، وضو، یاد می‌داد. بعد ظهرها هم یک مسجد خلوتی بود آنجا خودش جلو می‌ایستاد بچه‌ها نماز می‌خواندند. این همین‌طور بود. خب همین حرف‌ها که الآن دربارۀ ماها می‌زنند می‌گفتند دیوانه است، خل است، مجهول است! همین حرف‌ها، به پیغمبر (ص) هم می‌گفتند، دیوانه، دزد نمی‌دانم مجنون، هرچه می‌خواستند می‌گفتند! امروز هم هست! به او می‌گفتند ولی کارش را انجام می‌داد.
یکی از نزدیکان من، این آدم تقریباً خوبی هم نبود، من تقریباً کم‌وزیاد سی‌وشش هفت سال پیش در مغازه بودم، شب در خانه خواب دیدم که این در خواب به من گفت من این دو‌تا قصر را در بهشت در این هفته خریدم، دو‌تا قصربود واقعاً عجیب بود در این دنیا نمی‌شود لنگه‌اش را پیدا کرد. گفت: من این دوتا قصر را در این هفته خریدم، همین یک صحنه را من دیدم. فردا تقریباً دوروبر ساعت ده یازده بود، این بنده خدا روی تاکسی کار می‌کرد، آمد در مغازه من سلام. سلام. گفتم فلانی، دیشب در خواب به من گفتی این دوتا قصر را در بهشت من در این هفته خریدم، چه کار کردی؟ گفت: تو را خدا؟ با یک خوشحالی! تو را خدا اکبر؟ گفتم آره والله از من هم بزرگ‌تر بود. سی چهل سال بزرگ‌تر بود. گفت تو را خدا؟ گفتم آره والله! گفت: شیخ حسین مرد، من یک هفته پای سماور این نشسته بودم به مردم چایی می‌دادم، دیشب تمام شد. ببین چقدر قشنگ است؟ دیشب تمام شد. می‌گفت من دیشب با خودم خیال کردم خدایا، ما یک هفته نشستیم پای سماور این چایی دادیم حالا به ما چیزی می‌دهی؟ که شما خواب دیدی که دوتا قصر!
حالا برادر هرکجا هستی بعد این سی‌دی را گوش می‌کنی آن برای یک بندۀ معمولی خدا، یک هفته نشسته بود چایی داده بود این دو‌تا قصر را به او داده بودند، شما که الآن اینجا سراسر سال ان‌شاءالله می‌آیی برای یاری دین محمد (ص) و آل محمد (ص)، می‌آیی سراسر سال کار می‌کنی، می‌آیی، می‌روی، برای یاری دین خدا، شما که سراسر سال زحمت می‌کشی، غرغر این را گوش می‌کنی، نق‌نق آن را گوش می‌کنی برای اینکه ان‌شاءالله از یاران و یاوران مهدی آل محمد(عج) باشی، از یاران امام زمان (عج) باشی، دیگر مال شما معلوم است چه خبر است دیگر!

لذا این است که قرآن می‌فرماید که اینهایی که مومن‌اند، هم می‌ترسند، هم می‌گویند: خدایا، ما کارهایی که می‌کنیم منت هم می‌کشیم.

آیه 10- می‌ترسیم از پروردگار خود، از روزی که روی‌ها ترش و گرفته باشد، در کمال سختی!
از آن روزی که واویلاست، همۀ ماها، یک ساعت دو ساعت جلوتر از مردن آن طرف را داریم می‌بینیم، دیشب من آیه قرآن خواندم. چه می‌کنید آن دقیقه‌ای که جان به سینه رسیده؟ آیه قرآن است دیشب خواندم، هرکس می‌گوید چه کار کنیم؟ چه کار می‌توانیم بکنیم؟ دکتر هم می‌گوید از ما دیگر کاری برنمی‌آید. چه کار کنیم؟ قرآن دارد می‌گوید، می‌گوید از آن روز می‌ترسیم، می‌فرماید ساق پایت به هم پیچیده، یعنی بین اینجا و آنجا هستی، نفس آخر اینجا شروع اول زندگی آنجاست، قرآن دیشب داشت می‌گفت برایت خواندم، می‌فرماید از آن روز ما می‌ترسیم.

آیه 11- نگاه دارد ایشان را خدا از بدی آن روز، می‌گوید حالا که اینجا شما این‌قدر فکرتان این است، ما هم شما را نگه می‌داریم، از آن ترس و ناراحتی‌ها...

دیشب گفتم چه؟ گفتم:
رسول گرامی محمد‌بن‌عبدالله (ص) فرمود: سه‌تا صفت در هرکه باشد این در بهترین جای بهشت است:
1. یکی‌اش این بود که به عهدی که می‌دهد وفا کند.
2. یکی‌اش این بود که قدمی عقب جلو نمی‌گذارد تا بداند که خدا از این کار راضی است.
3. یکی هم اینکه دروغ نمی‌گوید.

خب برادر من، هروقت می‌خواهی حرف بزنی فکر بکن، هرکجا می‌خواهی بروی فکر بکن، کارها روی مسیر خدا باشد. آخر برای خدا نباشد، مزد هم نمی‌دهند. من دیشب گفتم، من پدرانه می‌گویم، کاری ندارم کی خوشش می‌آید کی بدش می‌آید. مسئولین مملکتی هم اگر می‌خواهند حرف می‌زنند موثر باشد، در مردم اثر بگذارد، به آن عمل کنند، باید برای خدا بگویند، از خدا بگویند: مردم ما برادر دینی هستیم، قرآن سورۀ فلان این را می‌گوید، علی‌بن‌ابیطالب (ع) این را می‌گوید، رسول‌الله (ص) این را می‌گوید. همین می‌گوید اسلام چهارتا چرت‌وپرت می‌گوید! خودش هم نمی‌داند این اسلام خوردنی است؟ تزریقی است؟ مالیدنی است؟ چیه؟ خودش هم نمی‌داند بیچاره! خب خدا یاری نمی‌کند، خدا یاری نمی‌کند.

خدا قسم می‌خورد: به عزت و عظمت و جلالم یاری می‌کنم هرکس مرا یاری کند. می‌خواهی ببینی چقدر دوست دارم ببین چقدر دوستم داری؟ می‌خواهی ببینی چقدر حرفت را گوش می‌کنم، ببین چقدر حرفم را گوش می‌کنی؟ این گفتۀ خود خداست.

طرف شب مهمان امام رضا (ع) بود، می‌خواست برود، صبح که داشت می‌رفت، گفت: آقا من پیش شما چقدر مقام دارم؟ فرمود: در قلبت نگاه کن ببین من چقدر پیش تو مقام دارم؟ همان‌قدر...

بعد خدا قسم می‌خورد: به عزت و عظمت و جلالم قسم هرکس مردم را به خشم بیاورد به خاطر رضای من، من آن را حفظش می‌کنم، ملائکه‌ام‌ را مستحفظش قرار می‌دهم، خودم می‌شوم تاجر روزی‌اش، به عزت و عظمت و جلالم هرکس من را به غضب بیاورد به خاطر مردم من آن را واگذار به مردم می‌کنم، مردم هم آبرویش را می‌ریزند.

اینها یک واقعیتی است، ایمان قرآن خواندن و سواد و ... نیست، ایمان باور است. بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی. علی‌بن‌ابیطالب (ع) هم وقتی که شمشیر به مغزشان خورد فرمود: به خدای کعبه رستگار شدم. چون می‌داند چه خبرها شد! چه کارها کردند. لذا:

تکرار و ادامه آیه 11- نگاه می‌دارد خدا ایشان را از بدی‌های آن روز و پیش‌آوردها، آنچه که پیش فرستادی، حالا به تو می‌رسانیم. آنچه که پیش فرستادی، ما حالا به تو می‌رسانیم.

آیه 12- و جزا داده در مقابل صبر تو بهشت را، (خب مسلم است دل انسان خلاف می‌خواهد، باید صبر کنی، طرف غر می‌زند باید صبر کنی، از راه‌های دور‌و‌نزدیک می‌کوبید می‌آیید برای اینکه بنشینی اینجا دو ساعت شلاق بخوری، باید صبر کنی. به خاطر صبرت، کار حالا به آخرت نیست، دنیایت هم بهشت است.) و جامۀ لطیف ابریشم می‌پوشانیم به ایشان.

آیه 13- تکیه زنند در آن بهشت بر تخت‌ها و نبینند در آنجا هیچ‌گونه ناراحتی، اذیتی.

بعد امام باقر (ع) فرمود: اصلاً نشانۀ بین ایمان و خدا و ما، علی (ع) است. (به روح علی‌بن‌ابیطالب "ع" یک صلوات مردانه بفرستید.) نشانۀ بین ایمان و ما و خدا علی (ع) است، هرکه او را شناخت مومن شد. هرکه او را نشناخت کافر شد، هرکه او را نشناسد گمراه است، هرکه برای او شریک قرار بدهد بگوید خب علی (ع) را قبول داریم، حسین‌قلی هم هست، می‌گوید این مشرک است.

بعد امام صادق (ع) فرمود: یک کسی آمد به علی (ع) گفت: یا علی (ع) من شما را خیلی دوست دارم. آقا (ع) فرمود: دروغ می‌گویی! گفت آقا من شما را خیلی دوست دارم، فرمود که دروغ می‌گویی. بار سوم گفت آقا آخر من شما را دوست دارم! گفت آقا دروغ می‌گویی! دو هزار سال قبل از خلقت عالم خدا روح تمام انسان‌ها را خلق کرد، به ما نشان داد تو نبودی بینشان، من تو را ندیدم.

برادرها حواس‌ها جمع باشد، سینه زدن برای علی (ع) و فاطمه (س) یا من‌باب‌مثل سیاه پوشیدن، اینها هیچ‌کدام دین نیست! در مقابل خدا و رسول (ص) و اینها ما باید تسلیم باشیم. "اول العلم معرفة الجبار آخر العلم تفویض امر الیه" آنها چه کردند؟

امام رضا (ع) یک وقت داشت از نیشابور می‌رفت، آنها گفتند آقا یک کلمه خیلی جمع‌وجور و پر‌معنا به ما بفرما. فرمود: "کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی" کلمۀ لا اله الا الله یک قلعه و حصار محکمی است، هرکه داخل آن باشد از همۀ بلاها حفظ است، هرکه خارج باشد نابود است. گفتند: خب الحمدلله، ما همه لا اله الا الله می‌گوییم. به قول من آقا (ع) فرمود نه شما لالای لالای می‌گویید! فرمود: "به شرطها و شروطها انا من شروطها" ما یک نقطه به گفتار رسول‌الله (ص) کم‌و‌زیاد نکردیم، ما برای یک‌بار در دلمان هم چون‌و‌چرا نکردیم. قرآن می‌گوید دیگر، خود قرآن:

سوره نساء آیه 65- ای پیغمبر (ص)، به من خدا قسم این مردم ایمان ندارند مگر اینکه در مقابل تو تسلیم باشند، آن هم تسلیم قلبی، نه زبانی. هرچه تو می‌گویی بگویند چشم.

به روح محترم امام حسین (ع) و اصحابش دوتا صلوات مردانه بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

خدایا، به حق امام حسین (ع) و اصحاب محترمش قسمت می‌دهیم خدا، همۀ ماها را در راه خودت عاقبت‌به‌خیر بگردان.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت می‌دهیم، شر اشرار به خودشان برگردان.
خدا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم از هرشر و فتنه و بلاء هم حفظمان کن و هم نجات بده.
خدا، به عزت و شرافت و آبروی امام حسین (ع) و اصحابش قسمت می‌دهیم، الساعه این دعاهای ماها را به اجابت و انجام برسان.

ان‌شاءالله دعاها به اجابت برسد، به روح محترم امام حسین (ع) و اصحابش سه‌تا صلوات مردانه بفرستید.

************** پايان *****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir

 

ان‌شاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته