اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني
سخنرانی شب يكشنبه مورخه 05/10/88، سومین جلسه از شبهای محرم (شب عاشورا)
به روح محترم چهارده معصوم و
حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.
برای سلامتی وجود مبارک امام
زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.
به روح رهبر انقلاب و برای
سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.
دعای فرج
را بخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ
العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و
حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و
تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.
انشاءالله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.
*******
مسئله:
وضو هم مثل
غسل است، همان که دیشب عرض کردم، کسی که میخواهد غسل جنابت کند، بایست اول بدنش را
کاملاً بشوید، چرب نباشد، چیزهایی که بین پوست و آب فاصله میاندازد نباشد، وضو هم
که میخواهیم بگیریم همینطور، بایستی دستمان هرجايش که مثلاً چرب است، رنگ است،
هرچه هست، اینها را قبلاً بشوییم، تمیز کنیم، بعد یک سهبار آب بکنیم در دماغ خالی
کنیم، قشنگ دماغ را بشوییم، یک سهبار آب بکنیم در گلو غرغره کنیم خالی کنیم. اینها
جزء بهداشت است. شستن دماغ و شستن دهان و صورت و دست و اینها تمام جزء بهداشت است،
جزء وضو نیست، اما وقتی دست را شستیم، صورت را شستیم، تمیز شد آماده شد، برای وضو
حالا آماده شدیم.
محل وضوی صورت از این رستنگاه مو تا زیر چانه، به پهنای این دو انگشت، انگشت وسطی و
این شست، حالا به نیت وضو یا یک مشت یا دو مشت آب از این بالا میریزیم پایین، از
این بالا همینطور آماده دست میکشیم. چشممان را باز و بسته میکنیم، مژهها را به
هم میزنیم که این آب وضو به همه جا برسد. از رستنگاه مو تا زیر چانه به پهنای
انگشت وسطی و این شست، لب و دهان را تکان میدهی، بعد از اینکه سر و صورت و دست را
قشنگ شستیم تمیز کردیم، این محل وضوی صورت است.
محل وضوی دست هم از پشت آرنج یک دو سانت بالاتر تا نوک انگشتها، مردها از پشت آب
میریزند زنها از جلو. قشنگ آب بریزید، آن هم همینطور یا یک مشت یا دو مشت آب
میریزیم، آهسته این دست ساکت است، با این دست ديگر میکشیم تا نوک انگشتها، اگر
انگشتر دستمان است درمیآوریم، یا اگر نمیخواهد دربیاوری وقتی داری وضو میگیری
قشنگ انگشتر را میچرخانی که آب وضو قشنگ به زیر انگشتر برسد، آنکه قبلاً ما
صورتمان را شستیم یا دستمان را شستیم جزء وضو نیست. حالا به نیت وضو آب از این بالا
میریزیم آهسته، با دست چپ، دست راست را میکشیم تا نوک انگشتها، قشنگ اگر انگشتر
هم هست درمیآوریم، حالا با دست راست هم روي دست چپ آب میریزیم دو مرتبه، از پشت
یک دو سانت بالاتر از این آرنج تا نوک انگشتها دست میکشیم، انگشتر هم اگر هست
درمیآوریم، این هم میشود محل وضوی دست.
محل مسح سر به پهنای این سه انگشت (انگشت انگشتر، انگشت وسطی و انگشت نشانه.) و به
درازی یک انگشت از وسط سر میکشیم آرام، (من الآن میکشم.) از این وسط اینطور آرام
میکشیم که آب وضوی سر با صورت قاطی نشود، آرام سر سر جایش ساکت ایستاده با دست
میکشیم، حالا یک وقت شما وسط سرت شکسته، اینورتر میکشی، اینورتر میکشی. یعنی
به پهنای این پیشانی محل مسح سر است، به پهنای سه انگشت به درازی یک انگشت، اگر هم
مویت بلند است باید فرق باز کنی که قشنگ آب مسح سرت انشاءاللهالرحمن به پوست سر
برسد.
بعد محل مسح پا هم از نوک انگشت شست پا تا آخر پا. از نوک شست، پا آرام میکشیم تا
آخر پا. حالا آمد و نوک شست پا زخم است از انگشت بعدی ميكشيم، یعنی خلاصه اول دست
و صورت را قشنگ میشوییم، چیزهایی که رنگی، چربی هرچه روي پوست هست از بین میبریم،
بعد به این طریق وضو ميگيريم.
هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.
*******
مقدمه:
وجود مبارک امام صادق (ع) می فرماید:
مردم سه گروهاند:
1. یک گروه دانشمندان ربانیاند، یعنی کارها را برای خدا شروع میکنند. هرکاری که
میکند، هردرسی که میخواهد بخواند... دیشب گفتم علم معنوی این نیست که همهاش
بنشینی قرآن بخوانی، حدیث بخوانی، هردرسی که میخواهی بخوانی، آن را برای خدا شروع
کن، پلیس میخواهی بشوی، سرهنگ میخواهی بشوی، ارتشی بشوی، وزیر بشوی، دکتر بشوی،
نجار بشوی، نانوا بشوی، هرچه میخواهی بشوی بشو، اما کارت مفید باشد، هم برای خودت
هم برای دیگران. وقتی کار بکنی، کارت مفید نباشد، نان حرام میخوری، بچههایت هم
حرامزادهاند، نه دنیا داری نه آخرت! آخرش هم باید به گدایی بیفتی. علم معنوی این
است که انسان، هرکاری میخواهد بکند، آن کار برای خدا باشد، باعث اذیت مردم نباشد،
این معنایش است. فرمود:مردم سه گروهاند: دانشمندان ربانی، کسانی که کارشان از اولی
که شروع میکنند برای خدا.
2. گروه دوم دانشجویان راه نجات میآیند، مینشینند، احکام، اخلاق را یاد میگیرند
که در زندگی گمراه نباشند، مانده نباشند.
3. چون گروه سوم را میگویند حیوانات، پستتر از حیوانات، خاشاک، قرآن میفرماید که
پستتر از حیوانات.
آن وقت چه لازم دارد که ما به این مقام عالی برسیم؟ سه چیز لازم دارد، آن سه چیز را
که لازم دارد مولا علی (ع) ميفرمايد، به روحش صلوات بفرستید.
علی (ع) میفرماید: سه چیز لازم
دارد که شما به این کمال آدمی برسی:
1. پندپذیری درون، وقتی میآیی بیتفاوت نباش، حرفها را گوش کن، در درون خودت جا
بده، ارزش انسانها به همین است که بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند، تا
رستگار شوی. وگرنه الآن امروز نودوپنجدرصد باسوادهای ما در دنیا احمق بدبخت راه
میروند، در آخرت هم در جهنم هستند. چرا؟ با اخلاق و احکام کاری ندارد، میگوید ما
درس خواندیم و عقل هم داریم، هرکاری خواستیم میکنیم! نودوپنج درصد پستتر از
حیوان، آن پنجدرصد هم همینهایی هستند که در این کلاسها تربیت میشوند، پس اول
چیزی که ما لازم داریم ما انشاءاللهالرحمن سعی کنیم پندپذیر درون داشته باشیم.
2. دوم چیزی که لازمۀ ماست پندگوی درون، حالا خودمان در هرامری با خودمان حرف
بزنیم، تا یک کسی ما را دعوت به خلاف کرد، یا از ما ایراد گرفت، یا کار ما را رد
کرد، فوراً قبول نکنیم، چون ما آدمیم، دلیل داریم، برهان داریم. گفتیم
یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) آمدند به ما بگویند شما آدمید.
یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر(ع) آمدند به ما بگویند که شما خلیفه خدا هستید، آمدند
بگویند شما اشرف مخلوقاتید. لذا یک همچین کسی که میخواهد اشرف مخلوقات باشد، خلیفه
خدا باشد، این بایست دستوراتی داشته باشد، من بارها گفتهام ما یک پلوپز که میخریم
درونش دستورالعمل دارد. لذا این است میفرماید: اول پندپذیر درون، دوم پندگوی
درون، این دوتا را اگر همراه داشتی،
3. حالا خدا توفیق به تو میدهد، در تمام کارها موفق میشوی، اما اگر بیتفاوت
آمدی، بیتفاوت رفتی، بیاهمیت بودی، پنجاه سال هم بیایی بروی چیزی گیرت نمیآید.
چرا؟ من این را تکرار میکنم، چون وجود ما انسانها تکراری است، وجود ما انسانها
تکراری است، ما در روز مثلاً هفده رکعت نماز که میخوانیم، ده رکعتش سوره حمد است،
هی باید بگوییم "ایاک نعبد و ایاک نستعین" هی باید بگوییم "اهدنا الصراط المستقیم"
وجود ما تکراری است. لذا باید مرتب گفته بشود، پس بایستی که انشاءالله اول
پندپذیر درون، دوم پندگوی درون، سوم توفیق الهی، حالا وقتی که ما توفیق داشتیم،
این میشود که گفتهها را میفهمیم، یاد میگیریم، در مقابل کسی زمین نمیخوریم.
بعد وجود مبارک محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: سهتا صفت خوب است، در هرکه باشد آن
روزی که همه مردم گرفتارند، بدبختاند، (همین الآن آیه قرآن میخوانم.) ذلیلاند،
اینها در نهایت عافیت و آقایی هستند:
1. کسی که با مردم رفتاری کند که دوست دارد مردم با او بکنند، میفرماید دوست داری
مردم با تو خوبی کنند؟ خب خوبی کن. دوست داری مثلاً مردم به تو محبت کنند؟ شما شروع
کن. میفرماید: این سهتا صفت در هرکی باشد، آن روزی که همه در حال "چه کنم، چه
کنم؟" و بدبختی هستند، این آدم راحت است. کسی که با مردم رفتاری بکند که دوست دارد
مردم با او بکنند. حالا این کار به آخرت ندارد، در همین دنیا هم همینطور است، در
همین دنیا هم نودونهدرصد کار خوبی که ما میکنیم، انعکاسش به خودمان برمیگردد.
2. کسی که قدم از قدم برنمیدارد تا بداند خدا راضی هست یا نه؟ همان که دیشب گفتم،
نفس مطمئنه. هرکاری که میخواهد بکند، هرحرفی که میخواهد بزند، هرجایی که میخواهد
برود، فکر میکند، اگر رضایت خدا در او هست، این کار درست است، به دنیا و آخرتش
ضربه نمیخورد، انجام میدهد.
3. کسی که تا عیبی را از خود بیرون نکرده، به عیب دیگران نپردازد. چون:
علیبنابیطالب (ع) میفرماید: کورترین مردم کسی است که عیب خودش را نمیبیند.
میفرماید از همه کورتر آن کسی است که عیوب خودش را نمیبیند، هی از این و از آن...
بچه خودش صدتا عیب دارد، هی از بچه دیگری ایراد میگیرد. سیصدتا عیب زنش دارد، یا
پانصدتا عیب شوهر دارد...، میفرماید که هروقت از کسی عیبی دیدی تا به خودت برگردی
میبینی در خودت هم هست، خیلی خب، حالا از خودت رد کن. دائم هم غیبت نکردی، هم
بدبین نبودی، هم اعصابت راحت بوده، هم که آدم موفقی هستی.
باز رسولالله محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: این سه صفت (که الآن میگویم.) در
هرکه باشد تمام صفات ایمانی و انسانی را داراست، یعنی انسان کامل است:
1. در وقت خرسندی و خوشی در باطل نمیافتد، ببین هیچکس نمیگوید آقا خوش نباش،
خوشحال نباش، فقط همه پیغمبرها (ع) آمدند به ما بگویند بابا خلاف نکن، در خوشی دروغ
نگو، در خوشی غیبت نکن، در خوشی آبروی کسی را نریز، برای خوشی زنا نکن، برای خوشی
با زن مردم نلاس، برای خوشی شراب نخور. میگوید هرکس این سهتا صفت را داشته باشد،
این آقاست، تمام اخلاق انسانی را دارد، یک اینکه در موقعی که خوش است، دنیا به کامش
میچرخد، این در باطل نیفتد.
2. در هنگام غضب و خشم سعی کند از حدود الهی خارج نشود، انسان عصبانی میشود...،
اینها خیلی جملههای مهمی است ها، یادت نرود ها! اینها از نظر ظاهری کوچک است، ولی
شما الآن وقتی که میروید در این دادگستری میبینی قیامت است، میروی زندانها
ملاقات، میبینی چه خبر است؟ آقا چند سال است زندانی؟ مثلاً پنج سال است. چرا؟
یکهو عصبانی شدم مثلاً چاقو را کشیدم، همچین کردم، طرف مرد آنها هم منبابمثل
میگویند باید این اعدام بشود، یا باید مثلاً شصت میلیون تومان پول بدهد. در عرض یک
ثانیه! اینکه من عرض کردم گفتار، علوم زیاد است، اما آن چیزی که ما دائم
دقیقهبهدقیقه لازم داریم، اینهایی است که من هرشب برایتان میگویم. خیلی علوم است
که ما داشته باشیم و نداشته باشیم هیچ اثری، آثاری، تاثيري در زندگی ما ندارد. دوم
در زمان خشم سعی کنیم که در خلاف نیفتیم، غیبت کسی را نکنیم، فحش به کسی ندهیم.
3. در موقعی که قدرت دارد، حالا این قدرت یک وقت مملکتی است، الآن در مملکت یک
مقامی دارد، سعی کند به کسی اذیت نکند، زور به کسی نگویی. یک وقت پول داری با پولت
به کسی اذیت نکن، یک وقت نفوذ داری با نفوذت اذیت نکنی، چون بالاخره اینها برای
انسان پیش میآید.
من الآن ثمره و میوهای که درخت زندگی ما میدهد عرض میکنم. یک صلوات به روح محترم
امام حسین (ع) و اصحابش بفرستیم.
مثلاً آقا امام حسین (ع) هزاروسیصدو کموزیاد هفتاد سال پیش یک همچین روزهایی مثل
فردا جنگ كرد، کل تمام این جریان آقا امام حسین (ع) دو ساعت طول کشید، ده صبح جنگ
شروع شد، دوازده هم تمام شد. چون اینها کلاً هفتادودو نفر بودند، آنها سیهزار
نفر، تمام شد! اما هزاروسیصدوهفتادویک سال کموزیاد میگذرد، روزبهروز امام
حسین (ع) و اصحاب و دوستدارانش عزیزتر و آقاتر و بزرگتر میشوند، به خاطر چه؟ به
خاطر ثمره کار خوبشان، به خاطر میوۀ کار خوبشان. آنها هم از همان بعدازظهر روز
عاشورا همه دربهدر و ذلیل و بدبخت شدند، به خاطر میوهای که درختشان بد داد! این
در مورد امام حسین (ع).
آقا علی (ع) میفرماید: هرآنچه که در زندگی میکنی در جمیع عمرت، روزگار که میگذرد
اين رومیشود. آقا امروز یک جوان هیجده ساله هستی، فردا زن میگیری، در خانه اگر
تربیت نباشد اگر اخلاق نباشد، اگر رفتار خوب نباشد، پنجاه سالت که شد یکهو میبینی
چهارتا پنجتا بچههای بد، دزد، کیفقاپ، آبروریز داری، ثمرۀ کارت است.
امام رضا (ع) هم میفرماید: کارهایی که انجام میدهید یک عبا میشود روی دوشتان،
سعی کنید که در بهشت این عبا آبرویتان را نریزد. حالا من اینجا یادداشت کردم:
ثمره و ميوههايي كه درخت زندگي ما ميدهد:
1. میوۀ درخت توکل بر خدا دو چیز میشود:
1- یکی ناامیدی از مردم.
2- یکی رستگاری دو دنیا، در تمام امور امیدوار به خدا باش، چون غیر از خدا کسی کاری
نمیتواند بکند. بلند میشوی با یک علاقهای ميگويي میروم الآن پیش حسینقلی با
همدیگر سی سال است رفیقیم، منبابمثل خیلی هم ما را دوست دارد، همچین همچون
میکند، میروی اصلاً محلت نمیگذارد. چرا؟
خود خدا قسم خورده: به عزت و جلالم سوای من به هرکس امیدوار بشوی همان امیدت را
قیچی میکنم، قطع میکنم. ثمره میوۀ درخت توکل بر خدا یکیاش ناامیدی از مردم است،
دوم رستگاری در دو دنیاست، هم در دنیا رستگاری...، کسی که خدا پشتش است، حتماً امام
زمان (عج) هم پشتش است، کسی که خدا نگهدارش هست، چهارده معصوم (ع) هم نگهدارش
هستند، مومنین هم نگهدارش هستند. پس سعی کنیم که همیشه در تمام امور... حتی من خودم
دکتر میخواهم بروم، از دو روز جلوترش سفت و سخت یقه خدا را میگیرم، امام زمان
(عج)، من دارم میروم دکتر، خدایا، آن دوایی که به درد من میخورد، من را خوب
میکند، در عقل، در مغز آن بینداز، آن بفهمد که چه دوایی به من بدهد، آن دوا را به
من بدهد. خدایا، من دارم به امید تو میروم. این دستور است. حتی خدا میگوید بند
کفشت را از ما بخواه. من دوست دارم بندۀ من در تمام امور، کوچکترین چیزش را از من
بخواهد. هزاربار بگوید، اما برای بزرگترین چیز به غیر من به کسی چیزی نگوید.
2. میوۀ و ثمره ترس از خدا چند چیز است:
1- ترک گناه، کسی که از خدا بترسد گناه نمیکند.
2- از کسی غیر از خدا نمیترسد. میوه درخت ترس از خدا یکی ترک گناه است، انسان گناه
نمیکند، یکی اینکه از کسی غیر از خدا نمیترسد، چون کسی نمیتواند کاری بکند.
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای نبرد رگی تا نخواهد خدای
همه چیز در دست اوست.
خدا کشتی آنجا که خواهدبرد اگر ناخدا جامه در تن درد
همه چیز در دست خداست.
3. میوۀ درخت یقین و اخلاص که انسان یقین داشته باشد خدا هست، یقین داشته باشد
قیامت هست، یقین داشته باشد قرآن و گفتههایش درست است، میوۀ یقین و اخلاص که کارها
برای خدا باشد:
1- اولاً قبولی اطاعت است، قبولی عبادتهاست.
2- بعد هم شما مشرک نیستی. کافر نیستی. کسی که جز خدا به چیز دیگری امیدوار باشد،
کافر است، مشرک است، یا کارها را برای خدا نکند، ریاکار است. ریاکار هم بعد از مرگ
چهارتا اسم رویش میگذارند، ای ریاکار، ای خائن، ای جنایتکار، ای دروغگو، برو جهنم.
کار خوب انجام داده، اما ریا بوده. پس میوۀ یقین و اخلاص که کارها برای خدا باشد،
هم قبولی اطاعت است، هم آدم مشرک نیست.
4. میوۀ اختلاف (اینهایی که دوست دارند دائم اختلاف بین مردم بیندازند، اذیت کنند،
دیگران را ناراحت کنند.) با مردم:
1- گرفتاری فراوان
2- بدبختی دو دنیا،
3- وارد جهنم شدن.
ببین بابا، یکی به یکی گفت که من در جمیع عمرم هنوز نفهمیدم دعوا یعنی چه؟ یعنی چه
دعوا؟ گفت تا حالا ندیدم، یقهاش را گرفت زد سینه دیوار گفت مثلاً خواهرت فلان، آن
هم گفت خواهر خودت فلان! گفت: به این میگویند دعوا! به این میگویند دعوا! وقتی که
بین دو نفر اختلاف شروع شد، آنکه زودتر کوتاه بیاید آقاست، حتی شما داری از دین
دفاع میکنی، قرآن میگوید، امامها (ع) میگویند، داری از دین دفاع میکنی، آن
میخواهد حرف خودش را به شما بخوراند، جهلش را، قرآن میگوید شما بگو: سلام علیکم
خداحافظ شما!
امامها (ع) و پیغمبرها (ع) هم میفرمایند: مومن به کمال نمیرسد مگر اینکه مجادله
را ترک کند گرچه حق با او باشد. اینجا من نوشتم میوۀ اختلاف با مردم گرفتاری
فراوان، غصه، بدبختی دو دنیاست، بعد هم حالا احتیاج ندارد که بمیری بروی جهنم، در
همین دنیا اصلاً در جهنم هستي، وقتی انسان دائم با این کج است، با آن کج است،
ناراحت است، این همین الآن در جهنم است، همین آتش هم در قبر برایش روشن است.
5. میوۀ گذشت و نیکی به مردم، آدمی باشد انسان به مردم گذشت کند، ندید بگیرد،
استغفار کند، نتیجهاش:
1- عزت و بزرگواری نزد خدا و مردم، همه دوستش دارند. چون خدا دوستش دارد، قلبها
دست خداست، چون خدا کسی را که دوست دارد، دیگران هم دوستش دارند، محبت. میگوید
میوۀ گذشت و نیکی به مردم عزت فراوان، بزرگواری بین مردم و خدا و
2- وارد بهشت شدن است.
من این آیه قرآن را بخوانم، چون جلوتر راجع به اختلاف بود. ببین بابا، یک وقت یک
چیزهایی من سر قرآن میگویم یک مشت بنجلمنجل اینور آنور یک نقی میزنند، چرا
مثلاً ایشان سر منبر فحش میدهد، مثلاً میگوید زناکار؟ بابا ما قرآن میخوانیم، بس
که دروغگوها برای شما دروغ گفتند، تو آیه قرآن را میگویی فحش! الآن بدتر از آنکه
آقا رسولالله (ص) فرمود: اگر دیدی یک کسی بیباک پشت سر مردم حرف میزند، بررسی
کنی یا تخم زناست، زنازاده است، یا تخم شیطان. بدتر از آن را من برایت میخوانم،
چهارتا آیه قرآن:
سوره توبه آیه 78- آیا نمیدانند اینکه خدا میداند سر پنهان ایشان را؟
میدانیم که شما پشت سر این و آن چه میگویید؟ شما نمیدانید که ما از درون شما
مطلعیم؟ این آیه قرآن است، کسی که قبول ندارد نجس و مرتد و کافر است.
آیه 80- ای پیغمبر، چه آمرزش خواهی برای این مردم که اذیت میکنند استهزاء میکنند،
یا آمرزش نخواهی، اگر هفتادبار تو که پیغمبر منی برای این مردم طلب استغفار کنی من
اینها را نمیآمرزم. اینکه بدتر از آن فحش است که! این دوتا آیه قرآن. میگوید
کسانی که هررقم سبب اذیت مردم میشوند، سبب آبروریزی میشوند، اولاً که ما
میدانیم. دوم ای پیغمبر، تو که پیغمبر منی، اگر هفتادبار (سوره توبه آیه 80) برای
اینها طلب استغفار کنی، من اینها را نمیآمرزم. چرا؟ اینها به خدا رسولشان کافر
شدند.
آیه 82- پس باید کم بخندند و بسیار بگریند. کی؟ اینهایی که قبول ندارند این حرفها
را!
بابا من فحش نمیدهم، خدا دارد صحبت میکند، در قرآن میفرماید: ما در قرآن هرمثلی
را میزنیم. همان دیشب آیه بود، من نتوانستم، نرسیدیم بخوانیم، همان درس دیشب که
میفرماید اینهایی که از آیات ما فرار میکنند، مثل خرهایی میمانند که از درنده
فرار میکنند. عین آیه قرآن است. دیشب ديگر نرسیدم من ساعت را نگاه میکنم میبینم
دیگر وقت نیست نمیخوانم. میفرماید: ما باک نداریم در قرآن مثل خر و سگ و فیل و
همه چیز میزنیم، آن كسي که مومن است خوشحال میشود میگوید خدا چه مثلهای خوبی
میزند، برای اینکه ما روشن بشویم آنکه مومن است، آنکه غیر مومن است، میگوید مقصود
خدا از این حرفها چه هست؟ بابا بس که این دروغگوها نگفتند، آمدند گفتند اسلام
هرغلطی دلشان خواست به خورد مردم دادند، یک مشت دزد و کیفقاپ و لامذهب درست کردند،
اینکه بدتر از آن است.
سوره توبه آیه 82- پس باید کم بخندند و بسیار بگریند، برای جزای آنچه کسب کردند که
بار گناه سنگین در تخلفهایی است که کردند و روزگار ننگینی که در پیش دارند. این
آیه قرآن است، خدا دارد میگوید، باز خدا به پیغمبر (ص) میفرماید:
آیه 84- و نماز نکن بر قبر اینها، بر جنازه اینها نماز نخوان، بر جنازه اینها صبر
نکن، نایست، سر قبر اینها نرو، برایشان دعا نکن، من اینها را نمیآمرزم. اینها را
خدا دارد میگوید. آنجا من فحش نمیدهم بابا!
در اصول کافی است، جلد چهارم
آقا رسولالله (ص) میفرماید: اگر دیدی یک کسی بیباک دارد پشت سر کسی حرف میزند،
آبروریزی میکند، اگر بررسی کنی یا تخم زناست یا تخم شیطان. طرف میگوید: آقا تخم
شیطان؟ آقا (ص) میگوید: مگر نخواندی قرآن سوره اسراء آیه 64 را که میفرماید شرکت
کن با مال و اولاد این. خب قرآن برای همین آمده دیگر.
لذا چهارتا آیه هست مال کسانی که همینطور راحت برای بیآبرو کردن مردم هرچه
میخواهند میگویند، هرکار میکنند. خدا به پیغمبر (ص) میفرماید اگر تو که پیغمبر
منی هفتادبار طلب آمرزش بکنی، من اینها را نمیآمرزم. من اینجا نوشتم:
هربد که میکنی تو مپندار کان بدی ایزد فرو گذارد و گردون رها کند
آیه قرآن هم همین را تأیید میکند دیشب برایتان خواندم:
سوره ابراهیم آیه 42 و 43- میگوید ای پیغمبر، فکر نکن ما که اینها را ول کردیم
غافلیم، نه گذاشتیم برای یک روزهایی...
هربد که میکنی تو مپندار کان بدی ایزد فرو گذارد و گردون رها کند
قرض است فعلهای بدت پیش روزگار تا هرزمان که وقت دید ادا کند.
بیخودی یکهو گرفتاریهای آنچنانی پیش نمیآید! حالا تازه وجود مبارک مولا علی (ع)
ميفرمايد، به روحش صلوات بفرستید.
علی (ع) میفرماید: بهترین لطفی که خدا به مومنین میکند این است که در این دنیا
کیفرشان بدهد، یعنی برای گناههایی که کردند اینجا یک بلاهایی به آنها بدهد، یا به
پولشان، یا به مالشان، یا به بچهشان که اینها پاک بشوند، چون آنور آبرویشان
میریزد، ولی اینجا مریض شدی افتادی، یا فلان شدی، مردم میآیند، مثلاً بچهات مرده
تسلیت به شما میگویند، یا مثلاً مریض شدی برایت شاخه گل میآورند.
لذا اینها فحش نیست، اینها عین آیه قرآن است.
بعد امام صادق (ع) در کافی شریف جلد چهارم صفحه 115 میفرماید: ای مردم، اگر نماز
بخوانید، روزه بگیرید، حج بروید، خمس بدهید، زكات بدهيد، جهاد کنید، همه این کارها
را انجام بدهید، اما فقط در مغزت خیال کنی که اگر خدا اینطور نمیکرد بهتر بود،
اگر رسولالله (ص) این را نمیگفت بهتر بود، میفرماید: مشرکی. میگوید: مشرکی! بعد
هم آقا (ع) به خاطری که باز آن احمقها نگویند چرا این گفته مشرک، آقا (ع) آیه قرآن
میآورد:
سوره نساء آیه 65- خدا قسم میخورد، ای رسولالله (ص)، به خود من که خدا هستم قسم،
این مردم ایمان ندارند مگر در مقابل تو و قرآن تسلیم باشند، آن هم نه تسلیم
رودرواسی، دروغی، آخر اکثر مردم همین ظاهر امر ميگويند: بله بله. اینها که رؤسا
هستند فقط دلشان به همین بلهقربان آن زیردستی خوش است کار ندارد، کار مملکت پیش
میرود یا نمیرود، روزبهروز دزدی زیادتر میشود. این فقط یک مشت دروغگو
چاپلوس...
من گفتم، بدبختی دولتها آنجایی شروع میشود که یک عده چاپلوس و دروغگو را دور
خودشان جمع میکنند، اینها هم بلهقربان میگویند به خاطر دلار! لذا قسم میخورد
خدا به عزت و جلالم قسم ای پیغمبر، این مردم ایمان ندارند، مگر اینکه چه باشد؟ مگر
اینکه اینها جداً جداً پرهیز کنند، تو را قبول داشته باشند. پس آنجا که گفتم میوۀ
اختلاف با مردم گرفتاری فراوان و بدبختی دنیا و آخرت و وارد جهنم شدن است. این
چهارتا آیه قرآن را خواندم.
از آن طرف میوۀ گذشت و نیکی به مردم عزت فراوان، بزرگواری، هردست که دادی همان دست
گرفتی، من گفتم کارهای ما مثل یک ضبط صوت است، بگذار جلویت دکمه را بزن بگو سلام
علیکم، رحمت خدا بر تو باد، وقتی دکمه را میزنی برمیگردد، آن همین را میگوید
میگوید: سلام علیکم، رحمت خدا بر تو باد. دکمه را میزنی میگویی سلام علیکم لعنت
خدا بر تو باد. آن هم همان را میگوید، بچه هم که تربیت میکنی همین است، مزد دنیا
و آخرت هم همین است. پس باید حواسها جمع باشد، میوۀ گذشت و نیکی این شد که
بزرگواری و بهشت.
6. میوه خودبینی و تکبر:
1- یکی میشود لجبازی، لجبازی میکند میداند که درست است حرف، میداند کار درست
است، ولی چون متکبر است خودبین است، لجبازی میکند، باز لجبازی سبب چه میشود؟
خلافهای زیاد، خواری زیاد، شکست دنیا و آخرت است، در لجبازی هرچه بخواهی
درمیآید، بعدش هم هی در سرش میزند، میگوید ما اشتباه کردیم، ما اشتباه کردیم.
میوۀ درخت خودبینی و تکبر یک میشود لجبازی و خلاصۀ لجبازی،
2- خواری دنیا و آخرت.
3- شکست در تمام امور، کسانی که زیر بار نمیروند، لجبازند، همیشه در حال شکستاند.
7. میوه درخت محبت و اخلاق دینی با مردم:
1- میشود دوستی فراوان،
گفتم که یک وقت یک کسی سر آب ایستاده بود داشت زمینش را آبیاری میکرد، یک دستی به
این سرش زد گفت ای سر تو هنوز نشکستی، یک آدم لامذهب کینهداری که الآن خیلی
فراوان است، گفت: من باید امروز سر این را بشکنم. آن به سرش گفت: ای سر تو هنوز
نشکستی این کینهجوه، این لامذهب، گفت من باید سر این را بشکنم، رفت بالاي آب
آنجایی که آب را بسته بود در باغش این آب را باز کرد ول کرد در بیابان، آب را از
باغ این بست ول کرد در بیابان خشک. این بندۀ خدا در باغ بود دید آب قطع شد، آمد
بالای سر آب دید یک نفر ایستاده بالای سر آب یک بیل هم دستش است، آماده! آب هم دارد
میرود در دشت! از آن دور که رسید به این بیلبهدسته گفت: آقا سلام علیکم، گفت:
سلام علیكم اِ، گفت بیزحمت هروقت این دشتتان، این بیابانتان سیراب شد، من را خبر
کنید، من بیایم آب را باز کنم در باغم، خیلی با اخلاق از آن ته سلام کرد، بعد گفت
هروقت این دشت این بیابان سیراب شد من را خبر کن، اینکه بیل دستش گرفته بود
میخواست بیاید سر این را بشکند، آمد سر این را گرفت ماچ کرد، گفت: این سر نباید
بشکند.
حالا عاقبت لجبازی و بیاخلاقی درونش هرچی بخواهی درمیآید! بعد عاقبت خوش اخلاقی
این میشود: دوست فراوان،
2- عزت
3- عاقبتبهخیری
بعد وجود مبارک مولا علی (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) میفرماید:
1. مردم، بدانید هرکه در راه مردم چاهی بکند خودش در آن میافتد.
هردست که دادی همان دست گرفتی هرنکته که گفتی همان نکته شنیدی
از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو
هر کی سرراه کسی چاه بکند خودش در آن میافتد.
2. هرکه ناشایست گوید ناپسند بشنود، وقتی حرف زشت زدی ولو آنکه آنطرف آقا باشد
جوابت را ندهد، دو قدم آن طرفتر یکی میزند در گوشت، دوتا فحش هم به تو میدهد،
بعد تازه باید جهنم هم بروی، هرکه ناشایست گوید ناپسند بشنود.
3. هرکه شمشیر عداوت بکشد در سر خود فرود میآورد، هرکه شمشیر عداوت...
لذا میفرماید: بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند، بشنو و بفهم باور کن، بعد
به کار ببند تا رستگار شوی.
پانزده جملهای که دیشب من خواندم یک سیدی پر شد، گفتم از امشب شبی سهتایش را
بگویم، چون خیلی بالاست، که ما یادمان نرود.
که از مولا (ع) سوال میکنند:
1- کدام روز من نیرومندترم؟ میفرماید: آن روز که بر خواستههای دلت بر هواهای
نفسانیات پیروز بشوی. آن نیست که آن را که خواستی به دست آوردی، نه آن روز که بر
خلافها مسلط میشوی، کارهایت الهی باشد.
2- کدام خواری خوارتر است؟ فرمود: آن حرص داشتن، حرص! آقا وزیری بست است، حالا
رئیسجمهور نشو! مسئله سر این است که بابا ما در این دنیا شصت سال هفتاد سال کمتر
زیادتر زندگی میکنیم، بعد باید تا خدا خدایی میکند آنور جواب پس بدهیم، حواسمان
جمع آنطرف باید باشد.
3- کدام فقر سختتر است؟ فرمود: آن روزی که کفر بر تو چیره شود، آن روزی که کفر بر
تو چیره شود.
لذا برادرها یادمان نرود:
• این نوآوری که الآن بدون خدا و قانون و رسول (ص) است یعنی کفر، یعنی شرک، یعنی
پستی.
• تجدد و تحولی که درونش خدا و قرآن و رسول (ص) نباشد، یعنی بیدینی، یعنی شراب،
یعنی دزدی، یعنی قمار،.
• شادی و نشاطی که سنت و قرآن و رسولالله (ص) در آن نباشد همه را باطل کند، میشود
چه؟ میشود بیحیایی، رقاصی، عربدهکشی، کیفقاپی، دزدی، نتیجهاش هم میشود این
طلاقهای فراوان! من همه را از قول همین گزارشهای مملکتی میگویم ها، که آن طرف
میگفت که هشتاددرصد طلاقهای ما همینهایی است که به هم میگویند ما تفاهم
نداریم! آقا تو که بچه مسلمانی، تو هم که بچه مسلمانی، در کشور اسلامی به دنیا
آمدی، در دانشگاه، مدرسه اسلامی بودي، آخر این تفاهم نداریم یعنی چه؟ زنه میخواهد
رقاص باشد، مرده غیرت دارد میگوید نه، مرده میخواهد بیغیرت باشد زنه میگوید نه،
من میخواهم نجیب باشم. بیتفاهمی همین است دیگر! وگرنه ازدواج، يعني زن و شوهر
شریک زندگی، رفیق راه. چیه؟
اينكه مولا (ع) فرمود: امربهمعروف و نهیازمنکر دو واجبی است که تمام مهمات دو
دنیا در درون این است، تمام کارهایی هم که انجام میدهی در مقابل امربهمعروف و
نهیازمنکر، من تکرار میکنم، رهبری، مراجع تقلیدی، نمیدانم متخصصی، پروفسوری،
هرکی هستی، پولداری، بیپولی، اکبری، حسنی، حسینی، هرکی هستی، تمام کارهایت در
مقابل امربهمعروف و نهیازمنکر مثل یک فوت به دریاست. امربهمعروف میفرماید یک
دریا، همه کارهایی که انجام میدهی یک فوت.
حالا من چندتا آیه قرآن بخوانم. یک صلوات بفرستید.
وقتی من میگویم قرآن بخوانم، یعنی خدا دارد صحبت میکند، قبول نداشته باشی کافر و
نجس و مرتدی. در هرمقام و مملکت، در هرجا هستی باش.
قرآن، سوره قیامت آیه 20- ای غافلان، نه چنان است که شما خیال میکنید، (قیامتی
وجود ندارد، حساب کتابی نیست.) بلکه دوست میدارید شما دنیای شتابنده را که زود
تمام میشود.
آیه21- و وامیگذارید آخرت پاینده را!
آخر ما میدانیم اول و آخر و وسط دنیا هفتاد سال است، پانزده سالش که بچه بودی،
ميشود پنجاهوپنج سال، سی سالش هم که خوابی، میشود بیستوپنج سال. میبینی
بایستی که تا خدا خدایی میکند در جهنم باشی، به خاطر این بیستوپنج سال كه
میخواستی روی میلت بروی! نه میگوید غافل نباشید، شما دوست دارید دنياي شتابنده
را.
تكرار آیه 21- وامیگذارید آخرت پاینده را.
آیه 22- رویهایی در آن روز درخشان است، (یعنی مثل شماها)
آیه 23- و به سوی پروردگارشان نگراناند.
میگوید مومنین رویهای درخشان دارند و با اینکه کار خوب کردهاند اما نگراناند.
چرا؟ قبول دارند خدا هست، جهنم هست، ناراحتاند. خدایا، چه میخواهد به سر ما
بیاید؟ آیه قرآن است!
تکرار آیات 22 و 23- رویهایی در آن روز درخشان و به سوی پروردگار نگران است.
آیه 24- و رویهایی در آن روز گرفته و تاریک است. کی؟ آنهایی که در اینجا بیمحلی
کردهاند، حالا خدا خودش میگوید.
تکرار آیه 24 - رویهایی در آن روز گرفته و تاریک است.
آیه 25- چون یقینکننده به آن که عقوبت هست نبودند. (یقین نمیکردند، باور نداشتند
که بابا خدا راست میگوید که بابا میمیری، وقتی که مردی ما تو را زنده میکنیم.)
آیه 26- نه چنان است که خیال میکنند زشتکاران و کافران، چون روح به استخوان سینه
که رسد.
آیه 27- تمام اینهایی که دور مرده ایستادند میگویند کسی نمیتواند کاری بکند؟!
خداست ها میگوید این دوستیها که میبینید تا نفس داری هست، میلیاردری باش،
رئیسجمهوری باش، هرکی هست باش، پروفسوری باش، حالا که میبینی جان رسیده به سینه،
الآن میخواهد دربیاید، همه به هم نگاه میکنند، هيچ کسی نمیتواند کاری بکند.
تکرار آیه 27- و در میان کسان گفته شود کیست که چارهای بکند؟ همدیگر را نگاه
میکنند.
من قبل از نماز عرض کردم، یکی از بنده خداها بود، همین جا خانهاش بود، میلیاردر
بود، خیلی صاحبثروت بود، حدود چهل سال پیش برای ما تعریف میکرد، میگفت که من
رسیدم بیمارستان دیدم میگویند زنت الآن دارد میمیرد، دیگر الآن میمیرد. میگوید
با یک تندی گفتم که آقای دکتر صدهزار تومان میدهم زنم نمیرد. صدهزار تومان آن روز
ده میلیارد تومان الآن بود. صدهزار تومان میدهم! میگفت دکترها یکهو همه به من
خندیدند. گفتم: چرا میخندی؟ گفتند: دیگر اینجا پول کار نمیکند دست خداست، ما همه
کارها را کردیم. قرآن هم دارد همین را میفرماید. میگوید وقتی روح به سینه میرسد،
کسان، قوموخویشان، دلسوزان همه دور هم جمعاند، ميگويند آیا کسی نمیتواند کاری
بکند؟!
آیه 28- و خود بداند که آن روز چه روزی است. اما خود مردههه میداند چه روزی است،
دارد آن طرف را میبیند.
ما تماممان وقتی که موقع مرگ میشود، بعضیها دو ساعت جلوتر، بعضیها پنج ساعت
جلوتر، بعضیها نیم ساعت جلوتر دارند آن طرف را نگاه میکنند.
تکرار آیه 28- او خود بداند که آن روز روز جدایی است.
آیه 29- و پیچیده شود در آن وقت ساق پای او به یکدیگر.
من این را بارها گفتهام، گفتم که با آخرین نفس اینجا اولین نفس زندگی آنطرف شروع
میشود. همین است. میگوید پیچیده شود ساق پای او به هم، یعنی در حالی که از اینجا
دارد میرود آنطرف را دارد میبیند. من بارها گفتهام، مرگ وجود ندارد، ما در عالم
ذر زنده بودیم، در صلب پدر زنده بودیم، در رحم مادر زنده بودیم، الآن زنده هستیم.
عالم چهارم است، عالم پنجم برزخ است بین دنیا و آخرت، عالم ششم قیامت است.
میفرماید آن وقتی که ساق پا پیچیده شود به همدیگر، یعنی بین دنیا و آخرت گرفتار
است.
آیه 30- در آن روز با این اوصاف به سوی پروردگارت برانند او را.
اگر مومن باشی، خدا میداند با تو چه کار میکنند، اگر نه از این لجبازهای امروز
باشی که دیشب گفتم آیه قرآن است خدا میگوید اینها مثل خری میمانند که به او یک
درنده حمله کرده. آیه قرآن است!
تکرار آیه 30- در آن روز با این اوصاف به سوی پروردگار برانند او را.
آیه 31- (چرا؟) تصدیق نبوت تو نکردند ای پیغمبر؟ ای پیغمبر (ص) نماز نخواندند.
این نیست که نماز نخواندند! چرا؟ من گفتم ما دیگر عالمتر از معاویه نداشتیم،
بیستوسه سال پشت سر پیغمبر (ص) نماز خواند، بیستوسه سال نشسته بود آیات که بر
پیغمبر (ص) نازل میشد یکی از نویسندگانش همین آقا بود، همین معاویه بود. برادرزن
رسولالله (ص) بود بیستوسه سال پای درس رسولالله (ص) نشسته بود، ولی باور نداشت،
ولی قبول نداشت. اینکه میگوید نماز نخواندند، چون نماز انسان را از گناه
بازمیدارد. وقتی شما در روز دهبارمی گویی"ایاک نعبد و ایاک نستعین" یک بارش را
راست بگویی دستت را میگیرد: " اهدنا الصراط المستقیم" یکبار راست بگویی دستت را
میگیرد. نماز خواندی ولی همهاش دروغ! من گفتم ما دیگر عالمتر از معاویه نداریم،
این شوخی نیست.
یکی از شاگردان درجه یک رسولالله (ص) بود که بیستوسه سال آیه بر پیغمبر (ص) نازل
میشد چهاردهتا نویسنده بودند یکیاش معاویه بود.
تکرار آیه 31- ای پیغمبر (ص) اینها قبول نداشتند، تصدیق نمیکردند تو را، نماز
نمیخواندند.
آیه 32- ولیکن تکذیب میکردند تو را و برمیگشتند از تو.
آخر من آن چند شبها خواندم شاید فرداشب برایتان بیاوردم، پیغمبر (ص) میفرماید یک
نفر نیست تا بدبختی نیامده توبه کند. یک نفر نیست تا چنین... آنها میگفتند پیغمبر
(ص) مثل اینکه حالش خوب نیست، ما پشت سرش داریم نماز میخوانیم، آن میگوید: یک نفر
نیست توبه کند، خب بدبخت آن دارد تو را کافر میبیند، آن به نماز تو نگاه نمیکند!
از سلمان فارسی پرسیدند: این ریش تو بهتر است یا دم سگ؟ گفت که اگر از پل صراط
بگذرد ریش من، اگر نگذرد دم سگ بهتر است.
پیغمبر (ص) که میفرماید: یک نفر نیست تا روز بدبختی نیامده توبه کند، یک نفر نیست
که یاد قیامت كند، یک نفر نیست... او دارد میبیند که تو قبول نداری. لذا همان روز
که پیغمبر (ص) از دنیا رفت این بیمعرفتها یک روز مهلت ندادند صبر کنند، یک هیزمی
بیاورند، آبی گرم کنند، پیغمبر (ص) را بشویند، نمازی بخوانند، دفنش کنند بروند. همه
رفتند آنها که ماندند علیبنابیطالب (ع) را یاری کنند برای دفن و کفن رسولالله
(ص)، سلمان بود، ابیذر و مقداد.
لذا در آيه 31 و 32 (تكرار) میفرماید که تصدیق نکردند نبوت تو را نماز نخواندند،
ولیکن تکذیب کردند تو را، برگشتند از تو.
آیه 36- آیا گمان میکند آدمی که واگذاشته میشود، مهمل، بیحساب؟ نه اینطور نیست!
آیه37- آیا نبودی تو انسان یک قطره آب گندیده!؟
آیه قرآن است ها! تازه آن یک قطره نیست، الآن علم روز ثابت کرده حدود سیصد چهارصد
میلیون تک سلول است، یک دانهاش در تخمدان زن قرار میگیرد، بقیهاش میرود در
توالت. میگوید تو این نبودی؟ خیلی قشنگ خدا صحبت میکند، آیا نبود آدمی قطرۀ آبی
از منی که ریخته میشود در رحم زنها؟ یک آیه قرآن است.
آیه 38- پس چون خون بسته شد آفرید او را خدا و راست گردانید او را، با اعتدال و
قامت خوشگل و زیبا.
شما یک وقت در خلقت خودت بنشین خداوکیلی فکر بکن، ببین اگر این چشمها اینجا نبود
هرکجا بود چقدر زشت بود؟ ببین اگر این دماغ اینجا نبود، هرکجا بود چقدر اسباب اذیت
بود؟ این گوشها یکی روی سرت بود، یکی زیر چانهات، میشد؟ این جای پنجتا انگشت سم
الاغ بود. میشد اختراعی پیش برود؟ میگوید تو یک قطره آب گندیده بودی، هیچی نبودی،
ما تو را درست با شکل زیبا آوردیمت وسط، همه کارها را با تو کردیم، با لوازمی که
لازم داری.
آیه 39- پس قرار داد از آدمی دو صنف زن و مرد، که چه بشود؟ برای اینکه بیایند در
این دنیا امتحان بدهند.
نطفه بسته بشود انسان بیاید پنجاه، شصت، هفتاد سال در این دنیا، حالا یکی وزیر
میشود، یکی دکتر میشود، یکی نجار میشود، یکی بقال میشود. من آن هفته گفتم،
پریشب هم گفتم، گفتم این گفتگوها و اختلافات از اول خلقت عالم بوده تا آخرش هم هست.
ما در همین اختلافها که با همدیگر داریم یا میرویم جهنم، یا میرویم بهشت. اگر از
خدا و رسول (ص) و قرآن دفاع کنیم خب بهشتی هستیم، اگر روی هوای نفس و زمان و پست و
صندلی شکسته دفاع کنیم خب از همین جا در جهنم هستیم. تعارف ندارد که! لذا اینجا است
که میفرماید ما خلق کردیم که بیایید در این دنیا برای امتحان، که امتحان بشوید.
کافی شریف جلد دو صفحه 311
راوی گوید به امام صادق (ع) عرض کردم: اینکه خدا در قرآن میفرماید تا آن را بر
هردینی غالب کنیم، یعنی چه؟ فرمود که ولایت علیبنابیطالب (ع) را در زمان مهدی آل
محمد (عج) بر همۀ ادیان غلبه ميدهد، همه هم قبول میکنند، بر همه، بخواهند و
نخواهند. داریم در درسها، حالا شاید بیاورم فرداشب یا هفته بعد، در سوره صف آيه 8
داریم که این مردم میخواهند با پف دهانشان نور ما را خاموش کنند! میگوید نه، ما
اين دين را به جهان میرسانیم.
امام صادق (ع) فرمود: ولایت ما همان ولایت خداست که خدا هیچ پیغمبری را جز با ولایت
ما خلق نكرد.
امام باقر (ع) فرمود: به خدا که در آسمان هفتاد صف از ملائکه هست که اگر تمام ملت
روی زمین را جمع کنند، یک صفش نمیشود. امام (ع) میفرماید: هفتاد صف ملائکه هست که
تمام انسانهای روی زمین را جمع کنند، یعنی هشت میلیارد، یک دانه از آن صف نمیشود،
همه بر ولایت علی (ع) و ما معتقدند همه، هیچکس... ولایت علیبنابیطالب (ع) در
تمام کتابها نوشته شده، هیچ پیغمبری مبعوث نشد، جز اینکه معرفی کرد خدا، محمد (ص)
و آل محمد (ص) را.
دیشب آیه قرآن (سوره 20 آيه 115) خواندم، سوال کردند که چرا حضرت آدم (ع) پیغمبر
مرسل نشد؟ فرمودند: چون قرار بود بگوید که در نسل من آخرین پیغمبر میآید، شخصی به
نام محمد (ص)، ختم پیغمبرها است، دوازده وصی دارد، اولیاش علی (ع) است. همینطور
برو، تا میرسد به مهدی آل محمد (عج)، تا میرسد به او، او جهان را پر از عدل و داد
میکند. میگوید آدم (ع) نگفت، خدا میگوید، آدم (ع) نگفت ما هم برایش نخواستیم. من
هم بارها گفتم این آقایان که حالا هرکس در هرکاری است ما به کسی کاری نداریم،
میخواهی حرفت را بخرند باید مطیع خدا باشی، بگویی خدا در قرآن این را فرمود،
رسولالله (ص) این را میفرماید، امام صادق (ع) این را میفرماید، تا این تأثیر
داشته باشد، وگرنه جان شما خودت را خسته میکنی.
من یک وقت به آن رئیسجمهور قبلی (که سید بود.) گفتم، شش سال بود رئیسجمهور بود،
هنوز هشت سال تمام نشده بود به یک کسی پیغام دادم، به او بگو که تو بابایت آیتالله
است، خودت هم دم از دانشمندی میزنی، سید هم هستی، پسر رسولالله (ص) هم هستی، حالا
هم شش سال است رئیسجمهوری، در این شش سال یکبار گفتی قرآن؟ یکبار گفتی رسولالله
(ص)؟ یکبار گفتی علی (ع)؟ تو فردا میخواهی چه بگویی؟ آن طرف هم از نزدیکان آن آقا
بود، گفت والله به او میگویم. میخواست برود مکه با او در عربستان سعودی، گفت ما
آنجا سرمان خلوت است، به او میگویم. این آقا وقتی که برگشت شجاعت کرد، گفت ما باید
دیگر از این به بعد حرف دینی بزنیم، این شد... حالا هم میگویند عکس و چه و کارهایش
همه را در اينترنت منتشر کردند، آخرش همین است.
من دیشب گفتم، گفتم قطرۀ باران وقتی از آسمان میآید یک قطره است، اگر بخورد به
شیشه یک لکه میماند، اگر بخورد به لباس من نابود میشود، اما اگر خورد به دریا هم
نابود نمیشود، هم قطره نیست، هم دریاست. ما بدون قرآن و رسولالله (ص) نمیتوانیم
کاری بکنیم، هیچی نیستیم، یک عده هم دروغین، برای اینکه... حالا دروغ میگوید! هی
میگوید حضرت امام! بابا خود حضرت امام وجودش قرآن و سنت بود. خود حضرت امام وجودش
قرآن و سنت بود.
در نوارهای امام هست که طرف خبرنگاره از ایشان میپرسد: آقا شما انقلاب کردید، ولی
قانون ندارید. ایشان خیلی با لبخند و آماده گفت: نه، قانون این مملکت قرآن و سنت
است، همه هم قبول دارند. حالا شما کسرتان میشود بگویید امام صادق (ع)؟ نمیشود!
نمیشود! چرا؟ برای اینکه من بارها گفتهام، وقتی گفتی خدا و رسولالله (ص)، امام
صادق (ع) این حرف را خدا و رسولالله (ص) و چهارده معصوم (ع) تا قیامت یاری
میکنند، وقتی که همینطور هوای نفس خودت را گفتی یک بخار است از این دماغت هم
بالاتر نمیرود.
حالا علیبنابیطالب (ع) ميفرمايد، یک صلوات به روحش بفرستید.
علی (ع) میفرماید:
• ای مردم، آغاز خودبینی هرکس تباهی خرد او است، همین که فکر کردی چیزی هستی نابود
شدی. ای مردم، آغاز خودبینی هرکس تباهی خرد اوست، نابود شد.
• ای مردم، هرکه اختیار زبانش را داشته باشد، از شر آسوده میشود. اختیار زبان همین
است که بدون امر خدا حرف نزني، بدون رضایت رسولالله (ص) حرف نزنی، بدون فرمان امام
صادق (ع) حرف نزنی. اولی خیلی قشنگ است، ای مردم آغاز خودبینی هرکس نابودی اوست، ای
مردم هرکه اختیار زبانش را دارد، از هرشری حفظ است.
• ای مردم، هرکه اخلاقش را خوب و اسلامی نکند بسیار بد میبیند. چون کسی نیست
یاریاش بکند.
قسم میخورد خدا: به عزت و عظمت و جلالم هرکه مرا بزرگ کند بزرگش میکنم، به عزت و
عظمت و جلالم هرکه مرا معرفی کند معرفیاش میکنم. به عزت و عظمت و جلالم هرکه مرا
کوچک کند ذلیلش میکند، به عزت و عظمت و جلالم کسی که مردم را خوشحال کند به خاطر
ناراحتی من، من او را به مردم وامیگذارم، مردم پدرش را درمیآورند، آبرویش را
میریزند. هرکی مردم را به خشم بیاورد به خاطر من، من این را حفظش میکنم، بزرگش
میکنم، عظیمش میکنم. اینها گفتۀ خود خداست.
خدا قسم میخورد: میخواهی ببینی چقدر حرفت را گوش میکنم، ببین چقدر حرفم را گوش
میکنی. میخواهی ببینی چقدر دوستت دارم، ببین چقدر دوستم داری.
قبول نداری خیلی خوب بکش! تو بزن در سر او آن هم در سر تو! آغاز خودبینی هرکس اول
نابودی اوست. ای مردم، هرکس اختیار زبانش را نداشته باشد بیچاره است، هرکس اخلاقش
نیکو و اسلامی نباشد بدبخت است، اصلاً یادش میرود.
بعد میفرماید:
• شکر نعمتها فتنهها را میخواباند، شکر نعمت این نیست که وقتی خوردی تا گلویت
آمد بگویی "الحمدالله رب العالمین" این نیست. شکر نعمت این است ما حساب کنیم سی سال
پیش ما چه بودیم؟ یک مشت آمریکایی و انگلیسی و لامذهب بر ما مسلط بودند، با زن و
بچۀ ما هرکاری میکردند. حالا خدا آمد به دست وجود مبارک مهدی آل محمد (عج)، تمام
امور را داد دست خودمان. حالا شکر این است که باید قرآن را به مردم برسانیم، گفتار
رسولالله (ص) را برسانیم، میگوید شکر نعمت فتنهها را نابود میکند.
• و شفیع گناهکاران فروتنی است، کسانی که تکبر را کنار بگذارند، فروتنی بکنند، خدای
عظیمالشأن هم حفظشان میکند، هم گناهانشان را میبخشد. بالعکسش، قسم میخورد به
عزت و جلالم قسم، متکبرین را تا زمین هفتم فرومیبرم، چون خدا بندههایش را
میشناسد. نه بابا بیدار باشید. میفرماید کسی که میخواهد گناهانش بریزد، یکی از
راههایش این است که فروتن بشود.
• هرکه خود را خودبین ببیند، این دشمن فراوان دارد. اصلاً دشمن برایش تراشیده
میشود. چرا؟ اول دشمنش خداست، اول دشمن متکبر خداست، چون خدا دشمن است، همه دشمن
میشوند. لذا باید حواسها جمع باشد بابا.
• خدا او را از بیم آخرت حفظ میکند، هرکس که تواضع کند.
• ای مردم، نگاه کردن به بخیل دل را سخت میکند. اوه اوه!
آقا رسولالله (ص) میفرماید: نان بخیل را نخور که مریض میشوی، آنها که بخیلاند
میگوید اگر نانشان را بخوری مریض میشوي. نان آدم با سخاوت را بخور که اگر مریض
باشی شفاء پیدا میکنی. اینجا مولا علی (ع) میفرماید: ای مردم، نگاه کردن به بخیل
دلت را سخت میکند، سیاه میکند.
• و نگاه کردن به احمق تاریکی میآورد، کسی که با قرآن و خدا و احکام کار ندارد
احمق است. ببین اگر هزاروسیصدوهفتادویک سال از زمان امام حسین (ع) میگذرد،
روزبهروز عظیمتر، آقاترند، علتش همین امربهمعروف است، زمانی که همه بدوبدو
میکردند بروند حج دور این سنگها بچرخند. آقا (ع) زد بیرون. آقا (ع) فرمود: الآن
موقعیت امربهمعروف است، بعد میفرماید:
خود آقا رسولالله (ص) میفرماید: " ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة" حسین من
نور هدایت است، چراغ روشنایی است، کشتی نجات است، الآن درونش نشستی، نورش هم همین
جملات است.
بعد امام حسين (ع) میفرماید:
• من برای یاری دین جدم حرکت کردم.
• من برای امربهمعروف و نهیازمنکر به طریق جد و پدرم حركت كردم. نه هرطور دلم
میخواهد، نه هررقم زمان میخواهد، حرکت کردم آنطور که پدرم و جدم کردند. لذا روز
عاشورا چهل نفر بیشتر یاور ندارد. میفرماید: من راضی نیستم کسی از شما چهلتا که
دور من است دینی به گردنش باشد، بدهکار به کسی باشد، بایستد اینجا کمک من کند. برو
دینت را بده! میگوید من برای امربهمعروف و نهیازمنکر حرکت کردم، تو اگر بدهکاری
برو بدهکاریات را بده، آنها سیهزار نفرند، سیصدهزار نفر هم باشند، ما راهمان حق
است. من برای امربهمعروف و نهیازمنکر به همان طریق جدم حركت كردم. لذا روز
عاشورا میگوید: هرکس دینی به گردن دارد من راضی نیستم اینجا باشد، برو دینت را
بده.
شب عاشورا برای دنیاطلبها، برای ریاستطلبها، برای پستطلبها، برای دلارطلبها
میگوید بابا بلند شوید بروید، فردا هرکس اینجا باشد کشته میشود. حتی من! در خبر
داریم هزاروپانصد نفر بودند، اما دیدند نه، ایشان امام (ع) دروغ نمیگوید، فردا
کشته میشویم، بلند شدند رفتند، بعضیها اینقدر خر بودند، کفششان را درمیآوردند
پابرهنه میرفتند، صدای پایشان را امام حسین (ع) نشنود! خاک بر سرتان.
• من برای باقی ماندن احکام خدا و سنت جدم حرکت کردم، لذا برای اینکه مردم باور
کنند با زن و بچۀ ششماهه آمد. کسی که برای دنیا حرکت میکند زن و بچهاش را یک جا
قایم میکند، میآید میجنگد، وقتی که مقام را به دست آورد میرود زن و بچه را
میآورد. میگوید: من برای باقی ماندن احکام خدا و سنت جدم حرکت کردم. لذا زن و بچه
و خواهر و حتی بچۀ ششماهه را هم برداشت با خودش آورد؛ که بگويد ما برای ریاستطلبی
و اینها نیامدهایم، ما برای هدایت آمدهایم.
• من برای باقیماندن نماز حر کت کردهام که دیشب گفتم، تا طرف گفت: آقا موقع نماز
است فرمود: خدا رحمت کند شما را ما را به یاد نماز انداختید. میدانی همۀ این
حرفها برای چیست؟ گوش كن، یک صلوات مردانه بفرستید.
همه حرفها برای این است:
مولا علی (ع) میفرماید: قرآن همه را تأیید میکند. خدایا، پناه به تو میبرم از
روزی که زن و فرزند به کار نمیآید. هیچی! پول، مال، ثروت! خدایا، به تو پناه
میبرم از روزی که همه از هم فرار میکنند. حتی نوح (ع) از پسرش فرار میکند، آنجا
قیامتی است.
خدایا، به تو پناه میبرم از روزی که همه دشمن هم هستند. آنهایی که امروز بلهقربان
میگویند، همین که میگوید بلهقربان آنجا میگوید لعنت بر تو، چرا من را گمراه
کردی؟ آن هم میگوید لعنت بر تو، چرا حرف مرا گوش کردی؟ خدایا، به تو پناه میبرم
از روزی که همه دشمن هم هستند، اما بالعکسش مومنین همه همدیگر را رحمت میکنند،
ميگويند خدا رحمت کند دست تو را که مرا برد در فلان جلسه، میگوید خدا رحمت کند تو
را که تو گوش کردی.
خدایا، به تو پناه میبرم از روزی که هرانسانی حاضر است هرچه دارد بدهد، خودش را
نجات بدهد. آیه قرآن است. میگوید: زنه میگوید: خدایا، شوهرم، بچههایم، مالم،
هرچه هست میدهم، من را نجات بده. شوهر هم همین را میگوید، بچه هم همین را
میگوید.
بعد رسولالله محمدبنعبدالله (ص) (این را جدی بگیرید.) فرمود: سه صفت است در هرکه
باشد منافق است، گرچه نماز بخواند، روزه بگیرد، همه کارها را بکند، مسلمان نیست:
1. در امانت خیانت میکند، میگوید سهتا صفت است در هرکه باشد، گرچه نماز بخواند،
روزه بگیرد، حج برود، جهاد کند، خمس بدهد، همه کارها را بکند، این منافق است و به
جهنم میرود. یک در امانت خیانت میکند. پول پیش تو میگذارند خیانت نکن، حرف پیش
تو میگذارند خیانت نکن. هرجا هستی، اداریها، پشت میز اداره، یک ذره با خودکار
بیخودی... یکی از این آقایان میگفت: نامههای شما که مینویسی برای درس اینقدر
زیر همدیگر مینویسی كه خواندنش فقط با خودتان است. گفتم بله، همینطور است. آقا
میفرماید مولا علی(ع) سطرها را زیر همدیگر بنویسید، نوک قلمتان را باریک کنید،
حرفهای زائد را ننویسید، مال بیتالمال است.
2. وقتی خبری میدهد در خبرش دروغ باشد.
3. وعده که میدهد به وعدهاش وفا نکند، میگوید این سهتا در هرکه باشد، حتي نماز
بخواند، روزه بگیرد، هرکاری بکند، خودش را جزء مسلمانها بشمارد، این آقا یا خانم
منافق است، به جهنم میرود.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پرودگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، همۀ ماها را در راه خودت عاقبتبهخیر
بگردان.
خدا، به عزت و شرافت و آبروی امام حسین (ع)، شر اشرار به خودشان برگردان.
خدا، به شرافت امام حسین (ع) و اصحابش قسمت میدهیم، اینهایی که اذیت میکنند، به
دینت اذیت میکنند، هرچه زودتر ذلیل و نابودشان بگردان.
خدا، به آبروی امام حسین (ع) و اصحابش قسمت میدهیم، الساعه دعاهای ماها را به
اجابت و انجام برسان.
انشاءالله دعاها به اجابت برسد، به روح امام حسین (ع) و اصحابش سهتا صلوات مردانه
بفرستید.
************** پايان
*****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir
انشاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته