اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

 

سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني

سخنرانی شب شنبه مورخه 04/10/88 جلسه دوم ماه محرم (شب تاسوعا)

 

به روح محترم چهارده معصوم و حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.

برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.

به روح رهبر انقلاب و برای سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.

 

 دعای فرج را بخوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

ان‌شاء‌الله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.

 

******* 

مسئله:  

م

ما به هرعلتی كه سبب شود بایستی که غسل جنابت بکنیم. انسان جنب می‌شود، شب می‌خوابد، محتلم می‌شود، فرق نمی‌کند با حلالش مجامعت می‌کند، بایستی که غسل جنابت بکنیم. لذا این است که طریقه غسل جنابت این است که عرض می‌کنم الآن ان‌شاءالله‌الرحمن: اول بایستی که تمام بدنمان را تمیز بشوییم، چون آب غسل بایست به همۀ بدن ما برسد، غسل جنابت وقتی می‌خواهیم بکنیم بایست سرمان را قشنگ بشوییم، چربی‌اش را بگیریم. بدنمان اگر چرب است، چرک است، کیسه بکشیم، بشوییم، تمیز کنیم، کف پاها اگر چرک است سنگ‌پا بکشیم، بدن بایست کاملاً تمیز بشود که آب غسل به پوست بدن برسد، حالا که این‌طور شد،

دو نوع ما می‌توانیم غسل بکنیم:
1. یکی غسل ترتیبی است.
2. یکی غسل ارتماسی است.

غسل ترتیبی همین است که انسان به نیت سر و گردن می‌رود زیر دوش، فرق نمی‌کند در استخر، در خزینه، فرق نمی‌کند، نیت می‌کند که غسل ترتیبی می‌کنم. همان در مغزت می‌گذرانی بس است. احتیاج به گفتن ندارد، غسل جنابت به نیت سر و گردن، حالا زیر دوشی، هرجا هست قشنگ می‌روی زیر دوش، چشم‌هایت را باز و بسته می‌کنی، این لاله‌های گوش که یک جا آب بد می‌رسد، با انگشت دست می‌مالی. گردن، لب هایت را تکان می‌دهی که آب بین دو لب برسد چشمت را به هم می‌زنی که آب برسد، کاملاً. می‌شود غسل به نيت سر و‌ گردن.

بعد به نیت سمت راست پای راست نصف عورتین، دستمان را بالا می‌کنیم، این گودی که زیر بغلمان هست دستمان را می‌مالیم که آب قشنگ از آنجا رد بشود، دولا می‌شویم آب از پشتمان رد بشود، میان دبرمان رد بشود، سینه‌مان را راست می‌کنیم، سوراخ ناف را یک دست می‌زنیم، عورتین را یک تکان می‌دهیم، بعد همین‌طور آب بیاید پائین به پای راست برسد، پایمان را از زمین بلند می‌کنیم که قشنگ آب از لای انگشت‌هایمان بریزد، کف پایمان هم کاملاً غسل داده بشود، اگر انگشتری چیزی هم دستمان است در‌می‌آوریم، به نیت سمت راست پای راست.

همان‌طور به نیت سمت چپ، پای چپ نصف عورتين، باز دست را می‌بریم بالا، کاملاً این زیر بغل که یک خرده گود است، یک خرده آب بد به آنجا می‌رسد، دست می‌مالیم. باز دولا می‌شویم، قشنگ آب از پشتمان رد بشود، راست می‌شویم سوراخ ناف را یک دست می‌زنیم، پای چپ را بلند می‌کنیم کاملاً آب از لای انگشت‌ها بریزد کف پا، یادتان باشد. این جدی است. حالا ما که نمی‌توانیم بررسی کنیم به اندازه یک سوزن آب غسل به کجا نرسیده، به کجا رسیده؟ اما باید بررسی کنیم. این را جدی بگیریم چون در رسالات است که به اندازه ته سوزن اگر آب غسل به پوست بدن نرسد، غسلت باطل است، اما خب این کاری که می‌کنی آب به تمام بدن می‌رسد، به اینمی‌گویند غسل جنابت به نیت ترتیبی.

غسل ارتماسی هم این است: حالا در استخری، در حوضی، در رودخانه‌ای، فرق نمی‌کند، نيت مي‌كني غسل جنابت ارتماسی می‌کنم قربتاً الی الله، به زبان هم نمی‌خواهد بگویی، همین که در مغزت می‌گذرانی بس است. یک‌دفعه می‌روی زیر آب، باید تمام بدنت را آب بگیرد، همان زیر آب چشمت را باز و بسته می‌کنی، لبت را تکان می‌دهی، کف پاهایت را از زمین بلند می‌کنیم که آب به کف پا برسد، کلاً به نیت غسل ارتماسی که ما می‌رویم زیر آب، باید یک کاری بکنیم که آب به همه جا برسد.

هرکس فهمید به روح محترم آقا امام حسین (ع) و اصحابشان سه‌تا صلوات مردانه بفرستد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد

******* 

مقدمه:
وجود مبارک آقا رسول‌الله (ص) می‌فرماید: امت ما (مردم) سه گروه‌اند:
1. یک گروه مانند ملائکه می‌مانند.
2. یک گروه مانند پیغمبر‌ها (ع) می‌مانند.
3. یک گروه هم مانند حیوانات هستند.

ملائکه فقط هی دوست دارند که عبادت کنند، خوب است ولی یک‌هزارم آن کسی که مثل پیغمبر (ص) است ارزش دارد.

می‌گوید یک عده مثل پیغمبرها (ع) می‌مانند، پیغمبرها (ع) یاد می‌گرفتند، یاد می‌دادند، امربه‌معروف می‌کردند، نهی‌ازمنکر می‌کردند، مردم را از جهالت نجات می‌دادند، در عین حال عبادت هم می‌کردند. گروه دوم بهتر از گروه اول است، الآن هم می‌توانیم بگوییم طرف می‌بینی مقدس است، فقط نماز می‌خواند، کاری ندارد بچه‌اش چه کار می‌کند، زنش چه کار می‌کند، رفیقش چه کار می‌کند؟ همان دنبال ثواب می‌گردد، مثل یک تاجری که پول دارد چرتکه را گذاشته جلویش، ماشین‌حساب را گذاشته، چه کار کنیم که خوب پول در‌بیاوریم؟ پس گروه اول می‌فرماید مانند ملائکه، یعنی خشک‌مقدس‌ها. گروه دوم مانند پیغمبرها (ع)، یعنی شماها ان‌شاءالله‌ هرکجا که می‌شنوند صدای ما را یا با سی‌دی می‌شنوند که ان‌شاءالله‌ انسان هم تصمیم داشته باشد، خودش یاد بگیرد، هم به مردم یاد بدهد، هم به زن و بچه‌اش یاد بدهد. هم سعی کند همه را ان‌شاءالله‌‌الرحمن هدایت کند، بهشتی کند. این گروه از گروه اول بهتر است.

بعد می‌فرماید: گروه سوم مانند حیوانات هستند که قرآن می‌گوید "کالانعام بل هم اضل" از حیوانات هم پست‌ترند. چرا؟

خدا الاغ را الاغ خلق کرده، اگر می‌خواست بگوید مانند چهارپایان، الاغ فردا از خدا شکایت می‌کند. می‌گوید: خدایا، مرا الاغ خلق کردی، ده سال پانزده سال در این دنیا زحمت کشیدم، خیانت نکردم به کسی ولی انسان شب و روز خیانت کرد! یا مثلاً گاوه می‌گوید: خدایا، از زمانی که مرا خلق کردی من سعی کردم خودم را به تکامل برسانم، فربه کنم که مردم از من استفاده کنند، خیانت نکردم. این انسان همه‌اش خیانت کرد. لذا قرآن می‌فرماید اینهایی که در دنیا در اخلاقیات و دین بی‌تفاوت‌اند، از حیوانات هم پست‌ترند.

بعد وجود مبارک مولا علی (ع) (به روحش صلوات بفرستیم.) می‌فرماید: اگر می‌خواهی به کمال برسی بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی.

الآن شما زحمت کشیدید از راه‌های دور و نزدیک آمدید، خدا فقط می‌داند ثوابش چقدر است؟ هرکس راهش دورتر ثوابش بیشتر. خدا دعا می‌کند، ملائکه‌ دعا می‌کنند، یک‌صدوبیست‌و‌چهارهزار پیغمبر (ع) دعا می‌کنند، شهداء دعا می‌کنند و و و... حتی در خبر داریم ماهی‌های دریا دعا می‌کنند تا برگردی به خانه‌ات برسی. الآن هم ملائکه افتخار می‌کنند که شما روی پرو‌بالشان نشستی، همین الآن! این‌قدر ثواب دارد، اما مهمش اینجاست: بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی. اینهایی که شنیدیم بایست اینها را ان‌شاءالله‌الرحمن با کمک خود خدا و امام زمان (عج) به کار بگیریم، تا ان‌شاءالله‌ بشویم یک انسان رستگار.
این را من بارها گفتم، ما خودمان نمی‌توانیم از پس زمان بر‌بیاییم، ما نمی‌توانیم از پس نفس اماره، از پس شیطان بر‌بیاییم، دائم هرروز یا هرشب هروقت وقت داری پنج دقیقه چهل‌تا صلوات که بفرستی می‌شود چهار دقیقه، دو دقیقه هم وقت صرف کن. بگو: خدایا، این چهل‌تا صلوات را هدیه کردم برای سلامتی امام زمان (عج)، به حق امام زمان (عج) خدا دست مرا بگیر، صفت‌های بد را از من بیرون کن، صفت‌های خوب را به من بده. همین الآن من دعا می‌کنم، همه آمین بگویید:

پروردگارا، به عزت و شرافت و آبروی امام حسین (ع) و اصحابش توفیق تمام کارهای خوب را به همه ما عنایت بفرما.
خدا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، امکان انجام کارهای زشت را از ما بگیر.

یک صلوات هم بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد

بعد علی‌بن‌ابیطالب (ع) می‌فرماید: اگر می‌خواهید در راه دین و انسانیت پیشروی بکنید، چهار چیز لازم دارید:
1- یکی علم معنوی، علم معنوی که می‌گوییم این نیست که شما بنشین فقط قرآن بخوان، بنشین فقط نماز بخوان، نه! هرکاری که می‌کنی سعی کن این کارت برای خلق‌الله مفید باشد، دکتری؟ درس دکتری بخوان، ولی برای پول نخوان! به مردم برس. نانوایی، نان آن‌طور بپز که این بندۀ خدا این پولی که می‌دهد دور نریزد. دو‌تا گناه می‌کنی اگر نان خوب ندهی، یکی آن برکت خدا از بین می‌رود اسراف است، یکی این بنده خدا پول داده بالایش، خیلی‌ها اصلاً نان خالی می‌خورند! نجاری؟ کارت خوب باشد. در اداره پشت میز کاری؟ کم‌کاری نکن. علم معنوی یعنی هرکاری که ان‌شاءالله‌ می‌خواهی بکنی از آن پول دربیاوری زندگی کنی سعی کن در آن کار خائن نباشی، همه‌اش هم به خودت بر‌می‌گردد.

علی‌بن‌ابیطالب (ع) فرمود: من تا به حال نه به کسی خوبی کردم نه به کسی بدی کردم. گفتند: یعنی چه؟ فرمود: آنچه که ما می‌کنیم کار خوب انعکاسش به خودمان بر‌می‌گردد، کار زشت هم انعکاس به خودمان برمی‌گردد. لذا اینکه گفتیم علم معنوی فقط بنشین نماز بخوان، قرآن بخوان، نیست این است که هرکاری که می‌کنی سعی کن برای رضای خدا، مفید باشد برای مردم.

2- دوم یقین، یقین هم یک چیزی است که مفتی به کسی نمی‌دهند.

سه چیز است که ما باید از خدا با زور بگیریم به وسیله این چهارده معصوم (ع)، به وسیله امام زمان (عج):
1. یکی یقین است.
2. یکی حلم است، حلم.
3. یکی ارادۀ قوی، اگر دیدی صبح مومن هستی، ظهر دین نداری، بعدازظهر رقاصی، بدان که یک مثقال اراده نداری، آدمی که اراده داشت در کارش قرص و محکم است، ما باید بگیریم از خدا، گفتم در همین دعاها که می‌کنی بگو خدایا به من ارادۀ قوی بده. خدایا، به من حلم بده. خدایا، به من من‌باب‌مثل تواضع بده. سه چیز ما لازم داریم، یکی‌اش یقین است.

قرآن هم همین را می‌گوید، قرآن هم سورۀ بقره آیه 177- خوبی تو به این نیست که نماز بخوانی، خوبی تو به این است که خدا را قبول داشته باشی، پیغمبر (ص) را قبول داشته باشی، قرآن را قبول داشته باشی، قیامت را قبول داشته باشی، ملائکه را قبول... آیه قرآن است ‌ها، هفت هشت‌تا را جلوتر خدا می‌شمارد، بعد حالا می‌گوید نماز بخوانید.

دوم چیزی که ما لازم داریم به کمال انسانی برسیم یقین است. از خانه که راه می‌افتی از خدا بخواه که این درس‌ها را در مغزت حفظ کنی، این دعاها هم که من می‌کنم این دعاها هم با اخلاص آمین بگو:

خدایا، به عزت و شرافت و آبروی امام حسین (ع) و اصحابش عندالله خدا به ما و به همۀ مومنین ارادۀ قوی، یقین، حلم، عنایت بفرما. یک صلوات هم بفرستید.

اینها که الآن می‌بینی شب و روز به خاطر این دنیای کثیف، این صندلی شکسته‌ها، در سر هم می‌زنند، به خاطر اين است كه یک مثقال یقین ندارند، یک مثقال باور نکردند. دینت چیه؟ اسلام ولیکن هردقیقه یک شکل است. یک دقیقه آمریکایی است، یک دقیقه اسرائیلی است، یک وقت بی‌دین است. دوم چیزی که می‌گوید لازم داری شما به آقایی برسی یقین است.

3- سوم حلم و صبر برای خدا، ببین من دیشب هم گفتم، چون این شب‌ها خیلی مهم است، درس‌ها را جدی بگیرید. دیشب هم گفتم، گفتم مثلاً خانم شوهرش را دوست دارد صدها مسئله را صبر می‌کند، شوهر همین‌طور. زن و شوهر بچه را دوست دارند ده‌ها مسائل را صبر می‌کنند اما کوچک‌ترین خطای دیگری را خیلی سفت و سخت انتقام می‌خواهند بگیرند، نه، آن صبر برای شیطان است، این انتقام هم به خاطر شیطان است. اینجا که می‌فرماید حلم و صبر برای خدا باشد. انسان برای رضای خدا از دوستش بگذرد، از حقش بگذرد، دعا کند.

4- چهارم چیزی که مولا می‌فرماید ما لازم داریم به کمال آدمی برسیم شجاعت است، شجاعت در گوش کسی زدن نیست، فحش دادن نیست، شجاعت. یکی همین است که الآن شما از راه دور و نزدیک آمدی، تا برگردی هفت هشت ساعت وقت صرف کردی، خودش یک شجاعت است. بعد هم بنشینی حرف‌ها را گوش کنی، با هرکس که صحبت داری، گفتگو داری، با صبر و حوصله باشد، مجادله نباشد، مبارزه نباشد. داری دین خدا را معرفی می‌کنی، طرف تا دیدی زیر بار نمی‌رود بگو سلام علیکم، خداحافظ شما. این را می‌گویند شجاعت. قرآن هم همین را می‌فرماید:

قرآن هم می‌فرماید: وقتی شما با جهال ناجور طرف می‌شوید، آن زشت صحبت می‌کند، مومن زیبا می‌گوید. سلام علیکم خداحافظ شما، این آیه قرآن است، شجاعت بعضی‌ها خیال می‌کنند که صدایش را کلفت کند، یا در گوش کسی بزند. نه!

بعد علی (ع) می‌فرماید: امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر دو وسیلۀ مهمی است که تمام واجبات و مستحبات در این خوابیده، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر دو واجب مهمی است که تمام کارهای ما در کل جهان از اول خلقت عالم تا الآن در این دو‌تا خوابیده. بعد می‌فرماید: در هرمقامی هستی، در هرکاری هستی، در هرچه هستی، اینها یادت نرود بایستی که رضای خدا درونش باشد. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر اگر کردی دریاست همه کارهایی که انجام می‌دهی یک فوت به دریاست. این را مولا (ع) می‌فرماید: می‌گوید تمام کارهایی که انجام می‌دهی، رهبری، رئیس‌جمهوری، پولداری، زور داری، شش‌تا پروفسور هستی، فرق نمی‌کند، می‌گوید تمام اینها در مقابل امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر مثل یک فوت به دریاست، همۀ کارهایتان.

الآن چهارده‌تا سؤال است از علی (ع) کردند، من عرض می‌کنم، و جوابش را می‌گویم: همین را اگر کل جهان این که یک جهان است، پنج‌تا جهان هم قاطی‌اش بشود، بشود شش‌تا، بشود پنجاه میلیارد جمعیت، همین چند‌تا سوال علی‌بن‌ابیطالب (ع) را گوش کند، بفهمد، عمل کند، انسانی است کامل، اصلاً در دنیا جنگ وجود ندارد، کشت‌و‌کشتار وجود ندارد. همه بدبختی ما به خاطر این است که نادانیم، خیال می‌کند همین که خواند مثلاً چهار‌تا حالا مدرک هم از دانشگاه هاروارد آمریکا گرفت! نه بابا هیچی نیستید! زمانی ما چیزی هستیم که فکر کنیم هیچی نیستیم، در مقابل خدا و ائمه اطهار ‌(ع) تسلیم باشیم.

چون رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: آنچه را که می‌دانی یک قطره است، آنچه را که نمی‌دانی یک دریاست. ابوعلی سینا هم با تمام آن علومش آخرش نوشت من این‌قدر می‌دانم که نادانم. نگاه کن سوال‌هایی که از علی‌بن‌ابیطالب (ع) می‌کنند، چون این شب‌ها شب‌هاي مهمي است "ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة‌". حسین من نور هدایت است، چراغ هدایت است، کشتی نجات است، کشتی‌اش همین جاست که الآن درونش خدا توفیق داده نشسته‌ایم، نورش هم همین جملاتی است که از قول خدا و رسول‌الله (ص) و اهل بیت (ع) می‌گوییم.

من بارها گفته‌ام این یک ورق کاغذ است، اما چون پشت و رویش همه‌اش گفتار قرآن و رسول‌الله (ص) و اهل بیت (ع) و عقل و درک و معرفت است، به این می‌گویند کتاب. یکی هم یک کتاب می‌نویسد هزار صفحه، دفترچه به آن می‌گویند، باید انداخت در توالت! هیچی نیست جز چرت‌و‌پرت!

1- سوال می‌کنند یا علی کدام روز من نیرومندترم؟ می‌فرماید: آن روزی که بر هوای نفس خود پیروز شوی. ببین الآن تمام جنگ‌هایی که در این دنیا هست، از داخل خودمان تا بیرون، هرکس می‌خواهد بگوید من! می‌گوید آن روزی تو نیرومند هستی که بر خواسته‌ها، بر هواهای نفسانی، بر شیطان مسلط شوی. کدام روز من نیرومندترم؟ آن روزی که بر هوای نفس خود پیروز شوی. همین الآن اگر اینهایی که سر پست و مقام و ریاست دارند می‌جنگند، بگوید خیلی خب این آقا نشسته فلان کرسی، من هم می‌نشینم آن‌طرف، دعایش می‌کنم، خدا در این پست خوب کار کند، جنگی نیست، دعوایی نیست.

2- کدام خواری یا علی خوارتر است؟ فرمود: حرص دنیا، حرص پست و ریاست و اسکناس که بر تو چیره شود. آن روز است که اول خواری انسان‌هاست، دوست دارد من باشد، دوست دارد پول داشته باشد، مخصوصاً بارها جوان‌ها عرض می‌کنم، این شب عیدی، این چهار روز محرم تمام می‌شود، عیب می‌آید جلو! عید که نیست، عیب است. زمانی عید است که ما از نفهمی بیاییم بیرون، من نمی‌گویم.

مولا علی (ع) می‌فرماید: تو زمانی عیدت است که از یکی از اشتباهاتت بیایی بیرون، یکی از کارهای خوبت را در خودت جا بدهی، آن روز برای تو عید است برای مومنین. کدام خواری خوارتر است؟ فرمود: حرص دنیا بر تو چیره شود. پست و مقام و ریاست و اسکناس.

3- یا علی کدام فقر سخت‌تر است؟ فرمود: روزی که کفر بر تو چیره شود. زیر بار خدا نروی، زیر بار پیغمبر (ص) نروی، بگویی نه، هرچه من می‌گویم درست است، آن روز از هرروزی تو فقیر‌تر و بدبخت‌تر هستی.

4- کدام رفیق بدتر است؟ فرمود: رفیقی که تو را در معصیت خدا قرار دهد. جوان‌ها، هرکجا هستی، بعد با سی‌دی گوش می‌کنی، گول رفقا را نخورید. حتی گول بابایت را نخور، گول مادرت را نخور. تو بچه ننه‌ای؟! در خانه نشستی، می‌خواهی گناه نکنی، در خانه نشستی داری کتاب می‌خوانی، داری سی‌دی گوش می‌کنی، بابا یک خرده متمدن شو، اجتماعی شو، چرا؟ امل شدی تو. آن یکی همچین می‌کند، می‌ترسی سیگار دستت بگیری.

والله این را تا حالا چند‌بار من سر منبر گفته‌ام، یک روز من داشتم همین خیابان را می‌آمدم پایین، یک دانه از آن هروئینی‌های ناب که وجودش خاک و لباسش پاره‌پوره بود، به قول ما قدیمی‌ها می‌گوییم که اگر یک کیلو ارزن می‌ریختی روی سرش یک دانه‌اش به پایین نمی‌رسید، می‌رفت توی همان لباس پاره‌های این، یک دانه از این هروئینی‌های ناب، همین‌طور سرش مي‌افتاد و از جلو می‌رفت، یک جوان دور از جان مثل شما هم دنبالش بود. این داشت به جوانه می‌گفت: به تو هم می‌گویند هروئینی؟ به تو هم می‌گویند هروئینی؟ چرا می‌ترسی؟ خاک بر سرت. آخر تو که الآن نمی‌توانی راه بروی، این دیگر افتخار است؟ یعنی امام (ع) می‌فرماید که کدام رفیق بدتر است؟ می‌گوید آن رفیقی که تو را در معصیت خدا قرار بدهد، در معصیت تشویق کند. حالا برادرت است؟ پسر‌خاله‌ات است؟ هرچه هست. فرق نمی‌کند در خانه جمعید دور همدیگر، دخترخاله آمده، پسرخاله آمده، پسر‌عمه همه آمدند. شما می‌خواهی دین داشته باشی، نمی‌خواهی قاطی دخترخاله و پسرخاله و اینها که سر لخت‌اند باشی. می‌گویند: ولش کن بابا، این امل است. خب شما امل باش، آدم باش. هرچه آنها می‌خواهند بگویند بگویند، اینها را می‌گویم که بیدار باشید برادرها.

5- کدام خلق، کدام مردم بدتر هستند؟ فرمود: کسی که دینش را به دنیای دیگران بفروشد. کدام خلق؟ کدام مردم بدتر هستند؟ کسی که دینش را به دنیای مردم بفروشد. الآن اکثر این کارگزاران تلویزیون کارشان همین است! هرگناهی را هرشکلی شده می‌آورند در این تلویزیون نشان می‌دهند، به عنوانی که این برنامه کودک است، به عنوانی که جوان‌ها همچین است، به عنوان... لامذهب، بی‌مذهب، شیر‌خوک‌خورده، تو دروغ می‌گویی! به تو مربوطی نیست که این کار را بکنی. این کشور کشور اسلامی است، پولی که دست شما می‌رسد مال این مردم مسلمان است، این پول‌ها باید در راه معنویت و انسانیت مردم خرج بشود. تو یک مشت دختر پسر رقاص را تربیت کردی آوردی، به نام برنامه کودک بچه‌هه از درون شکم مادر رقاص یا مطرب است، اینها نه دنیا دارند نه آخرت! والله روزی هم می‌رسد که از ترس اینها باید بروند در مستراح، آنجا هم جایشان نمی‌دهند. ‌بخواهند بروند در دهشان پهن‌کشی کنند هم راهشان نمی‌دهند. نمی‌دانند چه روز بدی در پیش دارند. نمی‌دانند! می‌فرماید: کدام مردم بدترند؟ آنها که دینشان را به خاطر دنیای مردم می‌فروشند.

6- کدام کس زیرک‌تر است؟ فرمود: کسی که راه حق را پیدا کند بشناسد و از باطل فرار کند. ببین چقدر قشنگ است؟ گفتم چه؟ گفتم: اگر همین چندتا سوال را ما گوش کنیم، حفظ کنیم، کل علوم دو جهان درونش هست. کدام کس زیرک‌تر است؟ آن کسی که راه خدا را بشناسد و از باطل فرار کند. من اگر یک وقت یک چیزهایی بگویم از خودم، بعضی از این لامذهب‌های حسود می‌گویند دارد تعریف خودش را می‌کند، ولی بدان من بچه چاله‌میدان، آن پایین‌ها هستم، کابینه هرچی چاقوکش و دزد و وهرچی بخواهی آنجاست، چهارراه سیروس و مولوی محلش است، نمی‌دانی چه خبر است؟ بعد هم چند سال دهنه مسجد شاه آنجا ما فروشنده بودیم، خدا می‌داند چه خبر بود؟ بعد هم پنجاه سال است من قشنگ در سلسبیلم، همین چهارراه وثوق لوکس‌فروشی داشتم. از صبح تا شب با این زن‌ها و دخترها، اما خدا خواست ما را حفظ کرد. یکی سببش چه بود؟ همین که می‌گویم صبح که بلند شدی این دوازده "قل هو الله" را بخوان دور خودت فوت کن، حدیث از قول مولا علی (ع) است. به روحش صلوات بفرستید.

مولا علی (ع) می‌فرماید: کسی که صبح این دوازده "قل هو الله" را بخواند، تا شب در نامه اعمالش گناه نوشته نمی‌شود. یک کسی گفت: خب آقا پس ما می‌رویم این را می‌خوانیم و هرکار هم خواستیم می‌کنیم و نوشته هم نمی‌شود؟ فرمود: نه، موفق نمی‌شوی به گناه. چرا؟ "الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور" اگر صبح خودت را خداگونه درست کردی، می‌گوید اگر روزی صدبار هم دنیا و شیطان و رفیق بد بخواهد تو را از نور به ظلمت بکشد، من نمی‌گذارم. "والذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت" کسانی که بی‌باک‌اند ولش کن، بابا حرف‌ها خرافات است. می‌گوید: ما با او کاری نداریم، چهار روز دیگر با چاقو یک نفر را می‌کشد در زندان گریه می‌کند، غلط کردم نفهمیدم، دزدی می‌کند.

لذا این است که برادرها، صبح که بلند می‌شوی ده دقیقه یک ربع کارش است، خودت را خداگونه بساز، نمازت را بخوان ساعت را نگاه کن‌ ها، از روی ساعت یک ربع می‌شود. سی‌وچهار "الله اکبر"، سی‌و‌سه "الحمدلله" سی‌و‌سه "سبحان الله" دوازده‌تا "قل هو الله" بعد هفت‌بار هم "بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لا‌قوة الا بالله العلی العظیم" بگو اینها را، سرت را بگذار روی مهر چند‌تا شکراًلله بگو، بعد بگو: خدایا، از شر نفس و شیطان و زمان ما را حفظ کن، از هزاران بلاها که دورت همین‌طور می‌چرخد خدا حفظت کرده. لذا این است که می‌گوید زیرک آن کسی است که راه خدا را پیدا می‌کند، از باطل فرار می‌کند.

7- کدام شخص بردبارتر است؟ آن کسی که خشم خود را برای خدا فرو‌می‌خورد. یعنی عصبانی می‌شود، رفیقش بد کرده، فلانی بد گفته، عصبانی می‌شود، با گفتن یک "لا اله الا الله" با خوردن یک لیوان آب، با یک "استغفر الله" خودش را خاموش می‌کند. حدیث داریم روبه‌روی همدیگر هستی، عصبانی شدی. می‌فرماید که بنشین، نشستی بلند شو، پشتت را بکن به او. بابا آنها که موفق شدند، همین‌طوری موفق شدند. شما حساب کن، ببین از عصر روز عاشورا تا الآن هزار و تقریباً سیصدوهفتاد یا هفتادویک سال است می‌گذرد. چرا امام حسین (ع) و یارانش روز‌به‌روز عزیزترند، آقاترند. چرا؟ تمام این حالات بد و خوبی که ما داریم آنها هم داشتند، اما خدا را انتخاب کردند راه حق را انتخاب كردند. من دیشب داشتم می‌گفتم آخر شب، گفتم که آقا امام حسین (ع) حرکت کرد، کی؟ آن روزی که همه مقدس‌ها می‌دوند، طرف سنگ‌ها سنگ‌های مکه بروند بچرخند. آقا (ع) همان روز حرکت کرد.

امام حسین (ع) فرمود: من برای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر حرکت کردم. دارد حالی می‌کند که بابا امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر از حج واجب‌تر است، از نماز واجب‌تر است. خیلی خب، در خبر داریم چهارهزار نفر با ایشان آمدند، آمدند، تا بالاخره شب عاشورا هزارو‌پانصدنفر با ایشان بودند، ایشان می‌گویند من برای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر آن‌طور که جد و پدرم خواسته حرکت کردم. شب عاشورا فرمود: مردم، ما فردا کشته می‌شویم، حتی من. چرا؟ یک عده ریاست‌طلب، صندلی‌طلب، اسکناس‌طلب اینها جمع بودند، مثل همین امروز. امروز یکی از این دادوفریادها که می‌بینی برای خدا نیست. همه برای ریاست، پست، پول، اسکناس، آقا (ع) می‌دانست. فرمود که فردا همه کشته می‌شویم، حتی من! من الآن می‌گویم چراغ‌ها را خاموش کنند، من هم بیعتم را با شما برداشتم بروید. آنها که برای دنیا و پول و پست و مقام آمده بودند، همه رفتند. چهل نفر ماندند از یاران، آن بقیه تا هفتادو‌دوتا همه قوم‌وخویش‌ها هستند. آقا (ع) فرمود که چرا شما نرفتید؟ اینها مردند. اینها از آنها هستند که زیرک‌اند، راه حق را پیدا کردند، از باطل گذشتند. گفتند آقا والله اگر هزاربار کشته بشویم، باز دو مرتبه خدا ما را زنده کند، ما فدای تو می‌شویم. کجا برویم آقا؟ هرکدام گریه کردند، این را گفتند. هفتاد‌بار حسین جان کشته بشوم، من خودم را فدای تو می‌کنم. لذا آن روز پست و ریاست و شهوت و اینها را همه را ریختند زیر پا، این است که هرسال از سال پیش عزیزتر، آقاتر، بزرگ‌تر هستند. لذا می‌گوید که کدام کس زیرک‌تر است؟ آن کسی که یا راه راست را پیدا کند.

8- کدام رأی ثابت‌تر است؟ چه کسی رأی ثابت دارد؟ آن کس که گول چاپلوسی مردم را نخورد و دینش را از دست ندهد. آخر تا یک پست و مقام که به تو می‌رسد یک مشت دورت جمع می‌شوند. من بارها گفته‌ام برادر، هرکی هستی اول به خودم می‌گویم، این جمعیت که الآن اینجا هستند یکی‌شان برای من نیامدند، میلیون‌ها هم سراسر ایران هستند که با سی‌دی دارند کار می‌کنند و گوش می‌کنند. هیچ کدام برای من نیستند، همه برای خداست. می‌بینند یک نفر است از خدا می‌گوید، از حق می‌گوید، از رسول (ص) می‌گوید، حرفش را گوش می‌کنند، ما باید حواسمان جمع باشد، گول این چاپلوس‌ها و دروغ‌گوها را نخوریم. مولا (ع) می‌فرماید.

مولا (ع) می‌فرماید: اگر دنیا به تو روی کرد، دورت جمع می‌شوند، یک چیزهایی به تو می‌بندند که اصلاً به تو نمی‌آید. یک بنده خدا بود در بازار، خیلی وضع مادی‌اش خوب بود، فرش‌فروش بود، خیلی وضع مادی‌اش خوب بود، اما خیلی هم احمق بود، می‌گفت که من به اندازه یک گاو هم نمی‌فهمم، خودش می‌گفت! اما هرکس هرکار دارد با من مشورت می‌کند. چرا؟ چون پولدار هستم. حاج‌آقا می‌خواهم از این چایی بخرم خوب است؟ من اصلاً نمی‌فهمم چایی چه هست؟ حاج‌آقا این پارچه را بخرم خوب است؟ امام (ع) می‌فرماید که اگر دنیا به تو روی کرد، دورت جمع می‌شوند، یک چیزهایی به تو می‌بندند که اصلاً به تو نمی‌آید، اما اگر دنیا از تو برگشت، آن فضل و دانش تو را هم زیر پا لگدمال می‌کند.

یکی از بدبختی دولت‌ها هم همین است، یکی از بدبختی دولت‌ها هم همین است! تکرار می‌کنم، یکی از بدبختی دولت‌ها هم همین است. یک مشت چاپلوس و دروغگو و اهل دنیا را دور خودشان جمع می‌کنند، مومنین را به هرعنوانی شده یک دانه بر‌چسبی به ایشان می‌چسبانند، دورشان خالی خالی می‌شود، یک وقت می‌بینند ای داد بیداد، هیچ کس نیست. چون خدا یاری نمی‌کند، قلب‌ها دست خداست. وقتی شما برای خدا حرکت کردی، خدا شما را پیش مردم عزیز می‌کند. لذا می‌فرماید که کدام رأی ثابت‌تر است؟ کی در رأی ثابت‌تر است؟ آن کسی که گول چاپلوسی مردم را نخورد، دینش را از دست ندهد.

9- کدام کس در دنیا احمق‌تر است؟ آن کسی که (خیلی عالی است، می‌گوید یا علی کدام کس در این دنیا از همۀ احمق‌تر است؟) آن کسی که زیر ‌و ‌روی دنیا را می‌بیند، هرآن به کام یکی می‌گردد، فردا آن می‌خورد زمین، باز یکی... به خاطر این دنیا، سر این دنیا دعوا می‌کنند! مثلاً شما ببین یک وقت محمدرضا شاه می‌خواستند اسمش را ببرند سی سال پیش همین موقع می‌گفتند خدایگان محمد‌رضا شاه پهلوی! خدایگان! سی‌تا نمی‌دانم هتل در کجاها دارد، اسکناس‌هایش را سر هم بکنی به کرۀ ماه می‌رسد و و و... صدام که حالا پنج شش سال است. می‌فرماید: احمق‌تر از هراحمقی کسی است که می‌بیند دنیا امروز به کام این است، فردا این ذلیل و بدبخت است. فردا به کام آن است ولی این باز گول دنیا را می‌خورد. باز به خاطر دنیا شخصیت و معنویت و همه را از دست می‌دهد.

10- کدام مردم افسوس‌خورترند؟ آنکه از دنیا و آخرت محروم است. یعنی پول ندارد، زندگی ندارد، در این کارها هم شرکت نمی‌کند. بابا در خانه‌ات نشستی، پا شو بیا بنشین اینجا، پا شو بیا یک کاری بکن. چهار‌تا بشقاب بشوی! یک عده این‌قدر بی‌عرضه و تنبل و بدبخت‌اند، تکان نمی‌خورند.

مولا علی (ع) می‌فرماید: مردم سه گروه‌اند:
1. یک گروه مرده‌اند، مرده‌اند فقط یک تکانی می‌خورند.
2. یک گروه مانند گاو می‌مانند، گاو از طویله که می‌آید بیرون یک سبزه‌زار می‌خواهد بچرد و بعد یک خرده آب بخورد بعد یک گوشه بیفتد نشخوار بکند. می‌گوید از همه بدبخت‌تر، افسوس‌خورتر، کسانی هستند که نه دنیا دارند نه آخرت، نه برای دنیا فعالیت کرده به جایی برسد، نه برای آخرت کاری می‌کند. می‌آید رد می‌شود دارد این جوان‌های خوب این جمعیت را می‌بیند، عوض اینکه بگوید خب الحمدالله خدا را شکر من هم این بغل بنشینم، یک غری می‌زند می‌رود! خاک بر سرت.

11- کدام مردم کورترند یا علی در کارها؟ فرمود: کسانی که در کارهای عبادی ریا می‌کنند. در کارهای عبادی ریا می‌کنند. من الآن دو شب است، دیشب هم به دوستان گفتم، سر منبر هم گفتم، امشب هم قبل از منبر گفتم، الآن می‌گویم. آنها زحمت می‌کشند. این همه ماشاءالله سیب‌زمینی باید خرد کنند سرخ کنند، این همۀ گوشت باید خرد کنند، سرخ کنند، زحمت دارد، بعد گفتم: برادرها، از خدا بخواهیم که خدا برایمان نگه‌اش دارد، خیلی بیش از شما که این‌طور گوشت خرد می‌کنید، طلحه و زبیر و معاویه و اینها برای خدا در راه اسلام دشمن کشتند، دشمن کشتند. یکی‌اش شده بود خیرالاسلام، یکی‌اش شده بود سیف‌الاسلام، پسر عموی رسول‌الله(ص)، پسر‌خاله علی (ع) همین با هم فامیل نزدیک هم بودند، اما ریا بود، برای خدا نبود، وقتی که آقا(ع) آمد کشتۀ زبیر را دید شمشیرش را برداشت، گریه کرد، گفت: زبیر، یا طلحه، به شمشیر گفت تو با دست این چقدر برای اسلام گره باز کردی؟ حالا چه شد؟ با قرآن ناطق که علی (ع) است جنگیدی رفتی جهنم؟ یک دعا می‌کنم آمین بگویید:

پرودگارا، به آبروی شهداء قسمت می‌دهیم، کارهای خوبی که کردیم و ان‌شاءالله‌ بعداً می‌کنیم همه را به شما سپردیم همه را برای ما نگه‌دار.
خدایا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، چیزهای بد مخصوصاً ریا را از ماها بیرون کن.
یک صلوات بفرستید.

دو شب است به دوستان جدا گفتم، الآن هم کلی می‌گویم. آنها خیلی بیشتر از اینکه این گوشت‌ها خرد می‌شود برای اسلام دشمن کشتند. یکی شده بود خیر الاسلام، یکی شده بود سیف‌الاسلام، پسر‌عمه رسول‌الله (ص)، پسر‌خاله رسول‌الله (ص). معاویه که گفتم اول و آخر را ما بخواهیم عالم حساب بکنیم، معاویه را باید بگوییم، چون یکی از نویسندگان قرآن بود، چهارده نفر بودند که قرآن می‌نوشتند، یکی‌اش معاویه بود. آیه که نازل می‌شد می‌نوشت، تازه بیست‌و‌سه سال هم پای درس رسول‌الله (ص) نشسته بود، اما کارش برای خدا نبود. آخر هم سر پیری دو جمله می‌گفت، می‌گفت ای کاش دو‌تا پیراهن کرباس داشتم می‌پوشیدم، این لباس پست و ریاست را نمی‌پوشیدم. ای کاش یک خرده نان خشک با آب می‌خوردم این غذاهای این چنان آنچنانی را نمی‌خوردم.

آخرش همین است برادر من! شما نگاه کن یک وقتی این صدام بدبخت، من نگاه می‌کردم الآن هم نشان می‌دهد تلویزیون، مثلاً با این خارجی‌ها که می‌خواست روبه‌رو بشود یک طوری راه می‌رفت که انگار من‌باب‌مثل این جهان برای این کوچک است، خب تو کل عمرت را حساب کن هزار سال همه‌اش هم خوشی کردی، ببین به همان دقیقه‌ای که آن آمریکایی در آن زیرزمین پیدایت کرده بود با آن وضع نکبت‌بار داشت سوراخ دهانت را با چراغ قوه می‌دید، ببین اصلاً کل این عمر به آن می‌ارزد؟ کسی نمی‌گوید نداشته باش‌ ها! مال داشته باش، ثروت داشته باش، اما آدم باش.

12- کدام قناعت یا علی بهتر است؟ آنکه به داده‌های خدا قانع باشد. ببین هیچ‌کس نمی‌گوید آقا کار نکن، فعالیت نکن، حساب این است که آقا قانع باش، وقتی قانع نبودی به خدا غر می‌زنی، به زندگی غر می‌زنی. دزد می‌شوی، کلاه‌بردار می‌شوی، آبرویت هم می‌ریزد. اما وقتی که قانع بودی راضی هستی. آن هم به تو بگویم خودت را بکشی، آنکه قسمتت است، نه کمتر به تو می‌دهند نه زیادتر! نه کمتر نه زیادتر! روزی آن است که خدا خواسته.

13- یا علی کدام معصیت سخت‌تر است؟ فرمود: معصیت در دین، یعنی انسان به میل خودش کار کند، به میل زمان کار کند؛ که مولا (ع) می‌فرماید: مومن دینش را از زمان نمی‌گیرد، دینش را از مردم نمی‌گیرد، مومن دینش را از رأی‌‌ نمی‌گیرد، مومن دینش را از خدا می‌گیرد، پایش هم قرص و محکم ایستاده، در اعمالش هم معلوم می‌شود، ولی کافر هرطرف که باد می‌آید آن طرفی می‌رود، هرطرف که لقمه چرب باشد آن طرفی می‌دود.

بیست‌و‌هشت مرداد شما یادتان نیست، من خودم کوچک بودم، چهارده پانزده ساله بودم، بعد صبح تا ظهر می‌گفتند که مثلاً شاه مرده باد، مصدق زنده باد . یک مشت از این ترک‌ها را اجاره کرده بودند، نفری دو تومان بیست‌وپنج زار به آنها داده بودند، مثلاً بگوييد مرده باد، بعدازظهر می‌گفتند نه، بگویید مصدق مرده باد، شاه زنده باد، این بیچاره‌ها نمی‌دانستند، می‌گفتند: زنده مرده باد، مرده زنده باد! نمی‌دانستند دیگر چه بگویند؟ چون تا الآن داشتند می‌گفتند که فلانی زنده باد، حالا بگو مرده باد! می‌گفتند مرده زنده باد، زنده مرده باد! دنیا این‌طوری است. والله اینها که من دارم می‌گویم همه‌اش پدرانه است. دیگر نمی‌دانند این خلق‌الله فردا چه به سرشان می‌آید؟ نمی‌دانند!

کدام معصیت سخت‌تر است، معصیتی که انسان در دینش بی‌تفاوت باشد. یک روز این‌طرفی باشد، یک روز آن‌طرفی باشد، یک روز جزء این دسته باشد، یک روز جزء آن دسته باشد. اینها که الآن به جان هم افتادند، آبروی دین و اسلام و قرآن را دارند می‌برند، همین است دیگر! یک جو ایمان داشتند، این‌قدر سر و صدا نمی‌کنند. دل آمریکایی‌ها را خوش نمی‌کنند. الآن آنچه که اختلاف بین ما باشد، خوشحالی‌اش مال اسرائیل و آمریکا و انگلیس است، هرچه اختلاف بین ما باشد.

14- کدام عمل پیش خدا محبوب‌تر است؟ انتظار ظهور مهدی آل محمد (ص)، اما "به شرطها و شروطها"! انتظار ظهور برادر این نیست که هرجمعه به خودت واجب کنی (یا چهارشنبه) بروی جمکران، بروی دعای ندبه، من یک وقت مي‌بينم نشان می‌دهد دارد طرف پا‌برهنه می‌رود مثلاً جمکران! نه بابا اینها نیست! انتظار ظهو ر امام (عج) این است که هرکجا هستی خدا را بالا سرت ببین، چون عزیز‌کردۀ خدا این چهارده معصوم‌اند (ع)، علت عزت این چهارده معصوم (ع) این است که اینها زنده و مرده مطیع خدا بودند، الآن هم ایشان تشریف بیاورند. آنکه خدا خواسته و می‌‌خواهد، جدش خواسته و می‌خواهد، پدرش خواسته و می‌خواهد می‌کند. آن وقت این می‌شود یک عده لامذهبی که دین را هرروز روی میل خودشان ساختند، می‌گویند نعوذ بالله ایشان کافر است، ایشان دین جدید آورده. نه، شما روی میل... قرآن می‌گوید.

سوره مومنین آیه 53- مردم هرزمان دین را به میل خوشان قطعه‌قطعه کردند، قرآن می‌گوید مردم هرزمان دین را به میل خودشان قطعه‌قطعه کردند، خوشحال هم بودند، این گفتهٔ خود قرآن.

علی‌بن‌ابیطالب (ع) می‌فرماید: مردم هرزمان آن چيزی را خوب می‌دانند که خودشان دوست دارند، از آن چیزی بدشان می‌آید که خودشان دوست ندارند، به خدا کار ندارند. این هم گفتهٔ علی‌بن‌ابیطالب (ع).

آقا رسول‌الله محمد‌بن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: من یک مسئولیت دارم شما دوتا، من مسئول هستم که احکام خدا را به شما برسانم، شما مسئولید احکام خدا و سنت من را برسانید. همه کارهایتان هم اگر در سنت من بود هدایتید، وگرنه گمراهید. هرکی در هرمقامی می‌خواهد باشد باشد، کدام عمل پیش خدا محبوب‌تر است؟ انتظار ظهور امام زمان(عج) چه؟ آن‌طور که ایشان آمد شما فرار نکنید، الآن والله چند‌تا از خوبان تا حالا خواب دیده‌اند حضرت (عج) تشریف آورده، همین‌ها که خودشان را به اسلام چسباندند دارند شبانه فرار می‌کنند. چرا؟ تا حالا داشت خودش را ستایش می‌کرد به نام امام زمان (عج)، به نام اسلام، می‌گفت اکبر آقا... چندتا تا حالا دیده‌اند از خوب‌ها، دیدند رفتند در این غارها، نفر اول خود من بودم كه ديدم، آن چند سال پيش دیدم همه اینها که دم از اسلام مي‌زنند، اين‌طوری‌اند همه فرار دارند می‌کنند، همه دارند فرار می‌کنند. همین‌طور که گفتم طلحه، زبیر و معاویه اینها نزدیک‌ترین کسان به رسول‌الله (ص) و علی (ع) بودند. لذا انتظار فرج این نیست که ما یابن‌الحسن (عج) بگوييم و گریه کنیم. نه! باید باید از صبح تا شب در زندگی حواسمان جمع باشد، آن‌طوری که خدا می‌خواهد در مقابلش تسلیم باشیم، آن‌طور که آنها خواستند تسلیم باشیم، این چهارده‌تا سوال بود.

بعد مولا علی (ع) می‌فرماید: دنیا همه جهل است، مگر آنجا که علم باشد. گفتیم چه؟ گفتیم علم یعنی اینکه شما هرکاری می‌کنی برای خدا باشد. "العلم نور" طرف سواد هم ندارد، اما در کارش خیانت نمی‌کند. این را رسول‌الله (ص) می‌فرماید: "العلم نور" طرف چقدر اجتهاد گرفته یا چندتا از دانشگاه هاروارد آمریکا فلان گرفته ولیکن شب و روز دارد ریاکاری و خیانت می‌کند. علم این بین خدا و خودش یک دیوار کلفت است. می‌فرماید: دنیا همه جهل است، مگر آنجا که علم باشد. علم همه‌اش حجت است، مگر آنجا که عمل باشد، فردا می‌گوید صدها چراغ داشتی و کورکورانه راه می‌رفتی! عمل همه‌اش ریاست مگر آنجا که اخلاص باشد، فقط برای خدا باشد، اخلاص همه‌اش در خطر است مگر آنجا که خودت را بهشت برسانی. همین که الآن گفتم.

از امام صادق (ع) سوال می‌کنند: آقا راحتی دنیا در چیست؟ می‌فرماید: در تر‌ک هواهای نفسانی است، اگر می‌خواهی در دنیا راحت باشی خواسته‌های دلت را بریز بیرون، ببین خدا چه می‌خواهد؟ می‌پرسند که راحتی آخرت چیست؟ می‌فرماید: هروقت خودت را در بهشت دیدی. هروقت خودت را در بهشت دیدی، آنجا حساب کن که راحت شدی.

لذا چند‌تا جمله از امام حسین (ع) عرض می‌کنم، یک صلوات بفرستید.
می‌فرماید:
1- من برای یاری دین جدم حرکت کردم،

2- من برای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر به طریق پدر و جدم حرکت کردم، نه میل خودم! همان‌طوری که جد من گفته می‌گویم، همان‌طوری که پدرم کرده می‌گویم.

لذا روز عاشورا فرمود: من راضی نیستم کسی‌ دینی به گردنش باشد اینجا بایستد، کمک من کند. سی‌هزار نفر آن طرف‌اند، می‌خواهند اینها را بکشند، اینها چهل نفر هستند. امام حسین (ع) می‌فرماید که ما برای خدا حرکت کردیم، اگر بدهکاری داری، دینی به گردنت هست، نایست اینجا، برو بدهکاریت را بده. ببین می‌گوید من برای خدا آن‌طوری که جدم رسول‌الله (ص) و پدرم خواسته حركت كردم.

شب عاشورا به خاطر اینکه دنیا‌طلب‌ها و پست‌طلب‌ها و اسکناس‌طلب‌ها بروند، فرمود که مردم بلند شوید بروید فردا اینجا هرکی باشد کشته می‌شود، حتی من. چرا دارم این را هرشب می‌گویم؟ برای اینکه بیدار باشید، یک مشت لامذهب اسرائیلی، انگلیسی، اخیراً شیطان‌پرست درست شده‌اند، یک ایرادهایی از امام حسین (ع) می‌گیرند. اگر ایشان امام (ع) است چرا بچه را برداشت و برد؟ که من همه جواب‌ها را پارسال دادم، امسال هم می‌دهم.

3- من برای باقی ماندن احکام خدا و سنت جدم حرکت کردم، لذا زن و بچه و همه را برداشت آورد که بگوید ما برای پست و ریاست نیامدیم. کسی که برای پست و ریاست و مقام می‌آید زن و بچه را یک جا قایم می‌کند، می‌آید جنگش را می‌کند. کارهایش را می‌کند، پیروز که شد بعد زن و بچه را می‌آورد. من برای باقی ماندن احکام خدا و سنت جدم حرکت کردم. لذا زن و فرزند و همه را برداشت دنبال خودش آورد؛ که به مردم بگوید: بابا اگر ما می‌خواستیم برای پست و ریاست و این حرف‌ها حركت كنيم، زن و بچه را نمی‌آوردیم. این خودش یکی از دلایل بزرگي است که امام حسین (ع) برای خدا حر‌کت کرد، یکی از دلایل بزرگی است که امر اطاعت کرد، چون جدش پیغمبر (ص) فرمود: تو باید این کار را بکنی. امام (ع) و پیغمبر (ص) هم به میل خودشان هیچ كاری نمی‌کنند، آنچه خدا خواست انجام می‌دهند.

4- من برای باقی ماندن نماز حرکت کردم، لذا ظهر عاشورا دارند می‌جنگند یکهو آن‌طرف گفت: آقا موقع نماز است. امام كه خب نعوذبالله نادان نيست، آقا (ع) نفرمود که من خودم می‌دانم، فرمود که خدا تو را رحمت کند، ما را به یاد نماز انداختی، نماز می‌خوانیم. من برای باقی ماندن نماز... لذا اذان گفتند تا نماز خواندند چند نفر کشته شد، جلوی حضرت‌ (ع) ایستادند، دیوار را کشیدند آنها هم تیر مي‌انداختند! لذا اگر می‌بینی امروز امام حسین (ع) عظمت دارد، رسول‌الله (ص) عظمت دارد روز‌به‌روز این چهارده معصوم (ع) عظیم‌تر و بزرگ‌ترند، به خاطر این است که اینها آن روزی که می‌توانستند نان را به نرخ روز بخورند، هرطرف باد بیاید، بادش بدهند. هرجا پولی اسکناسی پستی هست آنجا بدوند، نکردند این کار را. آنکه خدا می‌خواست کردند. لذا چون برای خدا کردند خدا هم اینها را روز‌به‌روز بزرگ‌تر، بعد هم مابقی را روز‌به‌روز ذلیل‌تر کرده.

آن وقت قرآن چه می‌گوید؟ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ایمان بیاورید. شما که می‌گویی ما ایمان آوردیم، پس چرا قول مرا عمل نمی‌کنید كه من خدا؟ هستم قول رسول‌الله (ص) را عمل نمی‌کنید، پس چرا قول علی (ع) را عمل نمی‌کنید؟ چرا؟

خدا در قرآن می‌فرماید: مثل این کارهاي شما که روی میل و نفستان می‌کنید (مثل امروز) روي مصلحت زمان می‌کنید، مثل شما مثل این است که تمام کارهایش خاکستر باشد، بگذارد جلوی باد شدید آیه قرآن است ‌ها، می‌گوید کسانی که روی زمان و میل کار می‌کنند، مثلش یک مشت خاکستر است که می‌گذارند جلوی باد شدید، باد نابودش می‌کند.

جایی دیگر قرآن می‌فرماید: مثل شما مثل آن پیرزنی است که دیوانه بود در عرب صبح تا ظهر می‌بافت، بعد‌از‌ظهر تا ته‌اش پاره می‌کرد. می‌گوید شما کارتان این است.

امام صادق (ع) می‌فرماید: اکثر مردم حروف قرآن را حفظ می‌کنند، با حدود و احکامش کاری ندارند، حافظ قرآن! نه!

بعد در قرآن سوره انفال آیه 21- نباشید مثل آنان که گفتند شنیدیم گفتار حق را ولیکن نشنیدند، عمل نکردند.
اعراب هم گفتند: ما ایمان آوردیم، ما به آنها گفتیم نه ایمان به گلویت هم نرسیده، شما دروغ می‌گویید. حالا چند‌تا آیه قرآن من می‌خوانم. یک صلوات بفرستید.

قرآن سوره قیامت خوب گوش کن، خدا دارد می‌فرماید:
آیه 1- نه چنان است که منکرین می‌گویند قیامتی وجود ندارد.

ادامه آیه 1- قسم یاد می‌کنم به خود قیامت که قیامت هست.
وقتی می‌گوییم قرآن الآن خدا دارد مستقیم با ما صحبت می‌کند. می‌گفتند بابا قیامت کجا بوده؟ این حرف‌ها قدیمی است! خرافات است! موسی (ع) هم همین را می‌گفت. عیسی (ع) هم همین را می‌گفت. می‌فرماید:

تکرار آیه 1 و 2- نه چنان است که منکرین گویند، قیامت نیست، قسم یاد می‌کنم به روز قیامت و قسم یاد می‌کنم به نفس ملامت‌کننده.

خدا می‌فرماید: ما نفسمان پنج حالت دارد: اینکه می‌گوید فلانی دلم خواسته این کار را بکنم، فلان! می‌فرماید: این هوای نفس تو است که امام صادق (ع) فرمود که راحتی دنیا در ترک هواهای نفسانی است. خدا می‌گوید پنج حالت تو داری:

1- حالت اول مال آدم‌های نفهم احمق که نفس‌ اماره است، فقط امر می‌کند به بدی. عرق بخورد، شراب بخورد، داد بزن، زنا بکن، دزدی بکن، به این می‌گویند نفس اماره.

2- حالت دوم نفس لوامه، نفس لوامه هیچ کاری ندارد، به ما نه می‌گوید بکن، نه می‌گوید نکن، اما دیدی وقتی یک کار خوبی که انجام می‌دهی می‌گویی این‌قدر وجدانم راضی است، این‌قدر خوشحال هستم، آن نفس لوامه است دارد از آن داخل تشویقت می‌کند، یک کار زشت که می‌کنی با خودت می‌گویی این‌قدر ناراحت هستم وجدانم خرد است. صبح تا حالا نابودم نفس لوامه است، دارد تو را می‌کوبدت. نفس اماره فقط امر به بدی می‌کند نفس لوامه هیچ کاری ندارد، کار خوبت را این‌قدر تشویق می‌کند کیف می‌کنی، کار بدت را این‌قدر سرزنش می‌کند تا نابود بشوی.

3- حالت سوم نفس مطمئنه، مثل شماها می‌آیند می‌نشینند در این کلاس‌ها، اخلاقیات را، دستور را، ادب را از خدا، از قرآن می‌گیرند و قدم از قدم بر‌نمی‌دارند، مگر اینکه بدانند خدا از این امر راضی است. ما می‌کنیم، ولو که همۀ خلق بدشان بیاید. خدا از این امر ناراضی است، نمی‌کنیم، حتي اگر همۀ مردم ما را تشویق کنند به کردن، نفس مطمئنه. اتفاقاً حدیث هم داریم که مومن کسی است که قدم از قدم برنمی‌دارد، تا مطمئن باشد این کاری که این می‌خواهد بکند رضایت خداست، رضایت پیغمبر (ص) است، گناه نمی‌کند. این حالت سوم.

4- حالت چهارم نفس راضیه، هرچه برایش پیش می‌آید غر نمی‌زند، چرا من؟ ما که آن‌طوری بودیم! ما که نماز خواندیم! ما که چه کردیم، خدا مومنین را امتحان می‌کند، در پول، در ثروت، در مریضی، در گرفتاری، نفس راضیه انسان به اینجا می‌رسد که هیچ غری به خدا نمی‌زند، همه‌اش تقاضا می‌کند که خدایا، مرا ببخش، اشتباه از من است، عافیت بده، فلان. این حالت چهارم.

5- حالت پنجم نفس مرضیه، کار مومن که خیلی اين‌طوري کم است، به آنجا می‌رسد که غر‌و‌پری ندارد که هیچی، همه‌اش می‌گردد یک کاری بکند که خدا را از خودش راضی کند. مثلاً امام حسین (ع) آن زمانی که همه دوست و بچه و همه را از دست داد، بعد برای خوشحالی خدا رفت در خیمه علی‌اصغر (ع) شش ماهه را هم آورد بیرون. به این می‌گویند نفس مرضیه، یعنی مومن به آنجا می‌رسد که از بلاها که به سرش می‌آید غر نمی‌زند که هیچ، دعا می‌کند. باز از این بالاتر، به آنجایی می‌رسد که همه‌اش می‌گردد یک کاری بکند که خدا خوشحال بشود.

مثلاً داریم که آقا رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) ابراهیم پسرش کوچک بود، امام حسین (ع) هم کوچک بود. دوتایی یکی روی زانوی راست نشسته بود، یکی روی زانوی چپ. حالا مثلاً یکی دو ساله کم‌و‌زیاد نشسته بودند. پیغمبر(ص) یک بوسی از پسرش برداشت، یکی هم به امام حسین (ع)، یک ماچ این را کرد، یک ماچ آن را، خب لذت می‌برد دیگر، پدر است. آن فرزندش است، و این هم نوه‌اش است. یکی یک ماچ این دو‌تا را کرد، همین تا ماچ را کرد، حالا خدا می‌خواهد اینجا با ایشان عشق‌بازی کند، امتحانش کند، جبرائیل آمد گفت خدا سلام رساند، فرمود‌ که یکی از این دو‌تا را ما می‌خواهیم ببریم، کدام را؟ یک وقت دیدند رنگ رسول‌الله (ص) پرید، (الآن من دارم می‌گویم همه موهای بدنم راست شد.) رنگ پیغمبر (ص) پرید. پرسيدند چه شد یا رسول‌الله (ص)؟ گفت: عرض می‌کنم الآن، پیغمبر (ص) خب وقتی می‌گویند از اين دوتا یکی‌اش را می‌خواهیم ببریم دید پسر خودش هیچی نیست، ولی امام حسین (ع) امام است این روز‌ها را در پیش دارد، آن امام سوم کل جهان است. فرمود: ابراهیم را ببرید. پسرش را! نفس مرضیه، ابراهیم مریض شد، چند روزی تب کرد و مرد. چرا؟ پیغمبر (ص) فکر می‌کند، می‌بیند که امام حسین (ع) امام سوم است، مقام امامت مسئله یک شاهی و صنار نیست. این بیچاره‌هایی که یک نیم ساعت سه ربع، یک ساعت کمتر زیادتر حرف می‌زنند، یک کلام از خدا، از قرآن نمي‌گويند خیلی بیچاره‌اند، خیلی بدبخت‌اند، خیلی ذلیل‌اند، خیلی از آن کسانی هستند که خدا ولشان کرده، که خدا ولشان کرده، لذا این است که پس یادت نرود، ما پنج‌تا نفس داریم.

حالات نفس ما پنج‌تا است:
• اول اماره که همه‌اش امر به بدی می‌کند، حواست جمع باشد،
• دوم لوامه که کاری ندارد بکن یا نکن، ولی کاری که انجام می‌دهی خوب باشد، هی تشویق تشویق مي‌كند، خوشحالی، بد باشد هی سیخت می‌زند،
• سوم نفس مطمئنه که مومن باید به این برسد، در تمام امور تفکر کند، فکر بکند، آنکه درست است خدا می‌خواهد امام زمان (عج) می‌خواهد انجام بدهد.
• چهارم نفس راضیه که از کارهایی که پیش می‌آید غر نزند، تقاضای عفو بکند، از خدا تشکر بکند، خدایا، مرا ببخش. اما غر نزند، نفس راضیه،
• پنجم نفس مرضیه.

لذا پس چی شد؟ بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند تا رستگار شوی. این را یادت نرود، بشنو و بفهم و عمل کن تا رستگار شوی. این گفته مولا علی (ع) بود، گفته امام صادق (ع) هم می‌فرماید چه؟ بشنو و پیروی کن کسی را که تو را می‌گریاند ولی پندت می‌دهد، به درک و معرفتت می‌افزاید.

یک صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد

پروردگارا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم الساعة ماها را بیامرز.
خدا، به عزت و شرافت و آبروي امام حسین (ع) همه را هدایت بفرما.
خدا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، کسانی که هرنوع با دینت مخالفت می‌کنند، شرشان را به خودشان برگردان.
خدا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، الساعة دعاهای ما را به اجابت و انجام برسان.

دوتا صلوات بفرستید.

************** پايان *****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir

 

ان‌شاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته