اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

 

سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني

سخنرانی شب جمعه مورخه 03/10/88 اولین جلسه از شب‌های محرم

 

به روح محترم چهارده معصوم و حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.

برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.

به روح رهبر انقلاب و برای سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.

 

 دعای فرج را بخوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

ان‌شاء‌الله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.

 

******* 

مسئله:  

آن هفته عرض کردیم که نماز مغرب و عشاء و صبح را، مردها بایستی که با صدای بلند بخوانند، اگر مسئله را بداند و عمداً با صدای آهسته بخواند نمازش باطل است، نماز مغرب و عشاء و صبح. حالا این هفته عرض می‌کنیم که اگر صدا معمولی باشد، يا با داد‌و‌فریاد هم بخواند باز نمازش باطل است. در رکعت سوم و چهارم ما می‌توانیم یا یک سوره حمد بخوانیم یا سه‌بار "سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر". در رکعت سوم و چهارم می‌توانیم یک حمد بخوانیم ولی بهتر است که سه‌تا "سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر" بخوانيم. البته این هم باید با صدای آهسته باشد. بعد هم اگر یک وقت، وقت تنگ است، انسان وقت ندارد باز می‌توانی این سه‌تا "سبحان الله و الحمدلله" را یکی بگوید.

  

هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد

******* 

مقدمه:
وجود مبارک امام صادق (ع) می‌فرماید: مردم سه گروه‌اند:
1. یک گروه دانشمندان ربانی هستند.
2. یک گروه دانشجویان راه نجات‌اند.
3. یک گروه هم خاشاک‌اند، علی‌بن‌ابیطالب (ع) و رسول‌الله (ص) هم همین‌طور رقم سومش را می‌فرماید حیوانات. پس ما اگر بخواهیم ان‌شاءالله‌الرحمن جزء گروه سوم نباشیم، باید ان‌شاءالله سعی کنیم که جزء گروه اول و دوم باشیم، چه جوری؟ همان‌طور که،

مولا علی (ع) می‌فرماید: اگر شما می‌خواهید به مقامات عالیه برسید، سه چیز لازم دارید:
1. یکی دین را از راه قرآن و سنت بفهمید، دین‌فهمی، دین را از راه قرآن و سنت، از راه رسول‌الله (ص) و اهل بیت(ع) بفهمید.
2. دوم زبانتان را حفظ کنید، زبان خیلی مهم است، این زبان است که انسان را در دنیا به همه عظمت و بزرگواری می‌رساند، بعد از مرگ هم به بهشت. این زبان است که انسان را در دو دنیا خوار و ذلیل می‌کند. مولا (ع) می‌فرماید زبانتان را حفظ کنید، سه چیز لازم داریم اول دین‌فهمی، دین را بیاییم از راهش بفهمیم، دوم زبانمان را حفظ کنیم.
3. سوم زمانمان را بشناسیم، بفهمیم چه چیزی ما را از دین خارج می‌کند؟ چه چیز سبب می‌شود که ما بی‌دین بشویم؟ لذا این است که بعد خود وجود مبارک مولا علی (ع) به روحش صلوات بفرستیم.

باز خود مولا علی (ع) می‌فرماید: بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی. بشنو و بفهم و باور کن و به کار ببند، تا رستگار شوی.

من الآن داشتم برای دوستان می‌گفتم، گفتم دیروز آقایان داشتند گوشت خرد می‌کردند برای شب جلسه، من به بعضی‌ها که به من نزدیک بودند، گفتم که در عصر رسول‌الله (ص)، طلحه، زبیر، معاویه، خالد‌بن‌ولید اینها از فامیل‌های نزدیک بودند، بیشتر از این گوشت‌خرد‌کردن‌ها، اینها برای اسلام آدم کشتند، شمشیر کشیدند، اما درونشان راست نمی‌گفت. گفتم اینها بیشتر از اینکه الآن این آقایان تندتند دارند گوشت خرد می‌کنند، اینها بیشتر از این برای اسلام آدم کشتند. وقتی آقا علی‌بن‌ابیطالب (ع) آمد بالای نعش طلحه یا زبیر که کشته شده بود، شمشیرش را برداشت، فرمود: ای شمشیر، تو به دست این چقدر برای اسلام گره باز کردی؟ اما آخرش چه شد؟ با قرآن ناطق که علی (ع) است جنگید و رفت جهنم.
بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی. آمدن جلسه خیلی خوب است، خواندن قرآن خیلی خوب است، اما اینها را ما باید به وسیله مهدی آل محمد (ص)، به وسیله امام زمان (عج) حفظش کنیم، یعنی هرروز، هرشب هروقت وقت داری پنج دقیقه وقت بگذار، چهل‌تا صلوات برای سلامتی امام (عج) زمان بفرست، قسمش بده جان مادرت فاطمه(س)، صفت‌های بد مرا از من بیرون کن، همه را هدایت کن، صفت‌های خوب مرا چنین کن، من را در راه خدا عاقبت‌به‌خیر کن، خدا را قسمت بده به امام زمان (عج)، بالاخره ما باید التماس کنیم، تا به جایی برسیم. چرا؟

قرآن سوره نساء آیه 98 می‌فرماید: همه شما در دینتان مسئولید، چون امشب که ان‌شاءالله شب اول جلسه است، چهار شب هست سه شب دیگر سوای امشب هست، من از اینجا شروع می‌کنم که ما بدانیم ما عبث خلق نشدیم، خدا ما را روی حساب خلق کرده، اشرف مخلوقات خلق کرده، خلیفه خودش ما را خلق کرده، بعد هم روی همان عقل و درک و دانش و قرآن و یک‌صدو‌بیست‌وچهارهزار پیغمبری (ع) که فرستاده برای ما، ما را آن‌ور محاکمه می‌کند.

(تکرار) در سوره نساء آیه 98 می‌فرماید: همه‌تان در دینتان مسئولید. آن آقا نگفت، ما نشنیدیم، اینها نیست! می‌خواهی دو متر پارچه بخری برای من‌باب‌مثل کت‌و‌شلوار از ده نفر می‌پرسی، از صدتا چه می‌دانم پارچه‌فروشی می‌روی قیمت می‌کنی. برای آدم شدن انسان باید حرکت کند. می‌گوید: همه‌تان در دینتان مسئولید، مگر پیرزن، پیرمردها، یا بچه‌هایی که کسی حرف اینها را گوش نمی‌کند. این فرمودهٔ خود خدا.

آقا رسول‌الله محمدبن‌عبدالله (ص) هم می‌فرماید: من یک مسئولیت دارم، شما دوتا، من مسئولم که احکام خدا را به شماها برسانم، شماها مسئولید هم احکام خدا را به همدیگر برسانید، هم سنت من را به همدیگر بگویید.

جایی دیگر می‌فرماید: از صبح تا شب شما حرکاتی دارید، نماز می‌خوانی، کار می‌کنی، جنگ می‌کنی، دعوا می‌کنی، عصبانی هستی، خونسردی، اگر در سنت من بود هدایت یافتید وگرنه گمراهید. پس یادت نرود، خدا هم می‌فرماید: همه در دین مسئولیم، رسول‌الله (ص) هم می‌فرماید من یک مسئولیت دارم شما دوتا، سوم می‌فرماید در تمام امور زندگی‌تان که هرکاري انجام می‌دهید، اگر در سنت من باشد، هدایتید وگرنه گمراهید.

لذا این گفتارهایی که درونش خدا نیست، قرآن نیست، رسول‌الله (ص) نیست، اینها تمام مکر و حیله و نامردی و کثافت است، نتیجه‌اش هم می‌شود دین هرج‌ومرج، نتیجه‌اش می‌شود دین هرج‌ومرج. هرکس برای خودش طبل خودش را می‌زند. من آن هفته هم اشارتاً عرض کردم، برای خدا من می‌گویم، کاری ندارم کسی خوشش بیاید بدش بیاید، ما نظری نداریم برای خدا می‌گوییم. هرکس اگر می‌خواهد حرفش اثر بگذارد به دیگری باید حرف خدا و چهارده معصوم (ع) را گوش کند باید از خدا و چهارده معصوم (ع) بگوید تا اثر داشته باشد.

من بارها گفته‌ام، گفتم که یک قطره باران که از آسمان شروع می‌کند به آمدن یک قطره است، به لباس من می‌خورد نابود می‌شود، این قطره به شیشه می‌خورد یک لک می‌شود، اما وقتی این قطره خورد به دریا نابود که نمی‌شود هیچی، قطره هم نیست، دریاست. وقتی ما در گفتارمان از خدا بگوییم، از قرآن بگوییم، از رسول‌الله (ص) بگوییم، گذشته از اینکه گفتار آنها زیباست و مردم می‌پذیرند، خود خدا و چهارده معصوم (ع) هم تا قیامت دنبال این حرف‌ها هستند، پشتش را دارند، اما اگرنه بنا شد هرکس روی نفس خودش حرف بزند، نه فقط خودت را خسته کردی، موفقیت در کار نیست.

لذا وجود مبارک مولا علی (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) می‌فرماید:
1- مؤمن (وقتی گفتیم مؤمن یعنی انسان کامل، انسان با شخصیت، انسانی که هرنوع حسن خوب در او هست. خلاصه‌اش می‌شود ده‌تا جمله كه من یک شب اين ده‌تا جمله راجع به مؤمن را در این چهار شبه مي‌گویم. گفتم که مؤمن این علاماتش است، هرچه حسن و خوبی بخواهی در مؤمن هست. به عکسش منافق هرچه بدی می‌خواهی درونش هست.) به خاطر دوستی چیزی دست از دینش بر‌نمی‌دارد، یا یک کسی را دوست دارد یک وقت ریاست را دوست دارد، یک وقت پست را دوست دارد، دست از دینش بر‌نمی‌دارد.

2- مؤمن به خاطر دشمنی با کسی به کسی خیانت نمی‌کند، یعنی کسی که به مقام انسانی رسید، هیچ‌ چیز دنیا نمی‌تواند آن را عوضش کند.

3- مؤمن در غضب و خوشی خلاف حق نمی‌گوید، آنچه را که رضای خداست... چرا؟ رسیده به اینجایی که دارد حرف می‌زند خدا دارد او را می‌بیند. خب بعد از مرگ ما همه‌مان در مقابل گفته‌هایمان، کرده‌هایمان مسئولیم، ما خیال می‌کنیم تمام شد، ولی نه. وقتی که مردیم یک دانه نوار شصت هفتاد ساله می‌گذارند جلویت، می‌نشینی گوش می‌کنی، نگاه می‌کنی، می‌گوید خودت مزدت را بردار، هرکجا هستی!

اینکه پیغمبر محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: "ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة" حسین من نور هدایت است، چراغ هدایت است، کشتی نجات است. ما الآن به نام امام حسین (ع) اینجا نشستیم، ایشان محتاج ما نیست، ما محتاج ایشان هستیم. آنها آن روز که بایست کار بکنند کردند، الآن هزار‌و‌تقریباً‌سیصدو‌هفتاد سال کمتر زیادتر دارد می‌گذرد، اینها هی روز‌به‌روز آقاترند. چرا؟ برای خدا کردند، بعد از آنها چقدرها آمدند، دارای پول و ثروت و سلطنت و چه و چه، هیچ آثاری، اثری از آنها نیست. هیچی نیست! چرا؟ آنکه در همه امور ماها را یاری کرده و می‌کند خداست، آنها آن روز برای خدا صبر کردند، برای خدا جنگ کردند، برای خدا کشته شدند. لذا می‌گوید مؤمن در غضب و خوشی خلاف حق نمی‌گوید، این شب‌ها ما می‌آییم که چیز بفهمیم، بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا آدم بشوی، علامت کسانی که می‌خواهند در این دنیا بگویند ما انسانیم اینهاست، در خوشی، در غضب خلاف نمی‌کند.

4- مؤمن جز از خدا دستور نمی‌گیرد، همه‌اش در تمام امور که دارد زندگی می‌کند متوجه است که خدا چه می‌خواهد؟ چرا؟ برای اینکه ما انسانیم. من بارها گفتم، شما یک پلوپز که می‌خری دستورالعمل دارد، یک ماشین لباسشویی. بعد از مرگ روی کردار و رفتار ماها به ما بهشت و جهنم می‌دهند.

5- دین مؤمن عاریه نیست، اگر دیدی در مقابل یک نهار یک کسی، یک شام یک کسی تا به تو گفتند تو رئیس این چاله‌خر‌کشی شدی، دیگر حالا عوض شدی بدان هیچی نبودی از اولش، مؤمن دینش عاریه نیست، تازه هرچه مقام بالاتر رفت شب در خانه خدا گریه می‌کند. خدایا، حالا که این پست را دادی خودت یاری‌ام کن، من دینت را یاری کنم، به مردم کمک کنم، دین مؤمن عاریه نیست.

6- مؤمن دینش را از زمان نمی‌گیرد، مؤمن دینش را از این و آن نمی‌گیرد، حسین‌قلی چه گفت؟ نظر آقای ایکس چیه؟ نه، مؤمن دینش را از خدا می‌گیرد.

7- دین مؤمن سطحی نیست، اینها همه‌اش گفتار کی است؟ وجود مبارک مولا علی (ع)، به روحش صلوات بفرستیم. می‌گوید: دین مؤمن سطحی نیست، آقا تو را چهار روز گذاشته‌اند در یک پستی، آنکه خودش تو را گذاشته سر این کار هیچی نیست، یک دقیقه دیگر بمیرد، دو دقیقه دیگر سکته کند نباشد، تو که سر این کار رفتی مواظب باش خدا را راضی داشته باشی. آنکه اول و آخر می‌تواند هرکار بکند و با ما می‌کند خداست. حالا هرکی هست، در هرمقامی هست، شما را سر هرپست و مقامی گذاشته، شما مواظب باش به خدا خیانت نکنی، چون خیانت به تک‌تک مردم خیانت به خداست، دین مؤمن سطحی نیست، دین مؤمن دین الهی است.

8- مؤمن دینش را از خدا گرفته و در رفتار و کردارش هم معلوم می‌شود، در رفتار و کردار ما‌ها معلوم می‌شود که ما دین داریم یا نه؟ آدم هستیم یا نه؟ مؤمن هستیم یا نه؟ کافر هم همین‌طور، یک وقت می‌بینی بعضی‌ها، من نمی‌گویم‌ها امام‌های ما (ع) می‌فرمایند، می‌فرمایند که حواستان جمع باشد، به اهل دنیا كه رسیديد یک وقت با کمتر از یک لقمه خودتان را نفروشید. پرسیدند چطور؟ فرمود که مثلاً فلانی یک پستی دارد، می‌گوید اگر این کار را برای من بکنی من‌باب‌مثل یک روز با هم یک نهار می‌خوریم. تو به خاطر اینکه یک روز با این نهار بخوری می‌روی فلان خطا را می‌کنی، اکثر اینها که آمدند امام حسین (ع) را کشتند، همین‌طور بودند، یزید گفته بود به آنها بگویید اگر بیایید برای کشتن امام حسین (ع) من می‌آیم یک روز با هم یک نهار می‌خوریم. از همان بعدازظهر شهادت امام حسین (ع) بلای همه آنها شروع شد.

بعد وجود مبارک مولا علی (ع) می‌فرماید: در هرحال و مقامی که هستید، حق بگویید و از حق دفاع کنید، چون کل انسانیت، شرافت، بهشت، يا جهنم همین است.

طرف وقتی که به امام چهارم (ع) گفت که آقا کل دین را به من بگویید؟ آقا (ع) فرمود: سه جمله است:
1. هروقت می‌خواهی حرف بزنی حق بگو.
2. در قضاوت آن‌طور قضاوت کن که خدا می‌خواهد.
3. به وعده‌ای که می‌دهی وفا کن. سه‌تایش جمع می‌شود در همین حق‌گویی، سه‌تایش جمع می‌شود در همین یک کلمه که حق بگو. حق بگویید و از حق دفاع کنید.

گناهکاران را ترک کنید، هرکی می‌خواهد باشد، آقا می‌رویم خانۀ حسین‌قلی سه رقم غذا می‌گذارد، زنش هم آن‌طور آرایش می‌کند با دخترهایش می‌آیند وسط، نمی‌دانی! تو از همین جا شروع کردی در جهنم هستی! احتیاج ندارد که بمیری بروی جهنم! نه الآن از قول لقمان برایت عرض می‌کنم، بیدار باش از قول خدا هم می‌گویم که اگر می‌بینی گناه می‌کنی داری راحت زندگی می‌کنی، بدان یک روزی را در پیش داری. می‌فرماید که گناهکاران را ترک کنید.

9- امر‌به‌معروف کنید و امر‌به‌معروف‌کنندگان را یاری کنید، یعنی گذشته از اینکه وظیفه‌مان است که امر‌به‌معروف کنیم اگر دیدیم یک کسی دارد حق می‌گوید حرفش را گوش کنیم، یک کسی می‌خواهد با این بجنگد، بگوییم آقا چرا می‌جنگی؟ دارد می‌گوید، خدا می‌گوید: این را بگو. چرا؟ وجود مبارک مولا علی (ع) باز هم صلوات بفرستید.

مولا علی (ع) می‌فرماید: امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر، تمام واجبات و مستحبات در همین دو کلمه گرفتار است. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر همه کارهایی که می‌کنید در همین گرفتار است. بعد می‌فرماید که تمام کارهایی که در این دنیا انجام می‌دهی، در هرمقام و پستی که هستید انجام می‌دهی، در مقابل امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر مثل یک فوتی است که به دریا می‌کنی، چون دنیا تمام می‌شود. امروز است که آقا حسین‌قلی رئیس فلان جا است، حسنی این‌قدر پول دارد.

این آقا روزنامه چاپ می‌کنند، از این حدیث‌ها هم الحمدلله درونش می‌گذارند، عکس فرعون را درونش انداخته بود. بعداً آن بچه ديد و گفت که این چقدر زشت است فرعون! گفتم: نگو زشت است، این یک روز می‌گفت من خدا هستم، این آن روز که زنده بود، چهار روز دنیا به او روی کرده بود، می‌گفت: من خدایم "انا ربکم الاعلی!" وقتی می‌خواست بیاید در دربار به ریش‌هاش چه طلاها، جواهراتی آویزان می‌کرد. مي‌گفتند خدا دارد می‌آید! خدا هم برای اینکه پدرش را در‌بیاورد، وقتی غرقشان کرد این یک نفر را آورد روی آب، فرعون را، برای اینکه مرده و زنده بدانند که این هیچی نبود! بعد هم جسدش مومیایی کرده الآن در موزه مصر است؛ که به متکبرین به اهل دنیا بگوید بابا این هیچی نبود!

در قرآن آیه داریم، می‌گوید: ما وقتی داشتیم فرعون و اهلش را غرق می‌کردیم، نه آسمان به حال اینها گریه کرد، نه زمین، خودشان هم همدیگر را لعنت می‌کردند. مي‌گفتند موسی (ع) به ما می‌گفت ‌ها! موسی (ع) به ما گفت ‌ها! ولی ما زیر بار نرفتیم! آیه قرآن است، می‌گوید وقتی ما اینها را غرق می‌کردیم، نه آسمان به حال اینها گریست نه زمین، خودشان هم همدیگر را سرزنش می‌کردند. لذا می‌فرماید که امربه‌معروف بکنید و نهی‌ازمنکر بکنید و امربه‌معروف‌كنندگان را یاری کنید.

10- از حسادت و تکبر دوری کنید، اکثر کسانی که با این کلاس‌ها، مثل این کلاس مخالفت می‌کنند، خودش که در خودش هست می‌گوید بینی و بین‌الله، به خدا قسم در زندگی اینها یک نقطه سیاه نیست، همه کارهایشان درست است، اما حسادت. اطرافیان رسول‌الله (ص) که با علی‌بن‌ابیطالب (ع) جنگیدند، علی‌بن‌ابیطالب (ع) را خانه‌نشین کردند، زنش را کشتند، می‌دانستند مردتر از علی (ع)، آقاتر از علی (ع)، راستگوتر از علی (ع)، مؤمن‌‌تر... اصلاً می‌دانستند آنچه که صفت نیک است در علی (ع) است، اما حسادت نمی‌گذاشت. اما آن روز تمام شد.

یک دفعه گفتم برایتان، یک بندۀ خدایی بود سر این چهار‌راه بستنی‌فروشی داشت، از شاگردان شیخ رجب‌علی بود، حدود کم‌وزیاد چهل سال پیش. مابا هم صحبت می‌کردیم، گفت: من رفتم نجف، رفتم سر قبر علی‌بن‌ابیطالب (ع)، دیدم یک پیرمردی آنجا خادم است، خیلی خوش‌رو است، نورانی است. می‌گوید: رفتم جلو یک دستی به سر و ریشش کشیدم، یک عطر به سر و صورتش مالیدم، یک مشت هم پسته به او دادم، بعد به او گفتم: که جان این علی (ع)، چند سال است اینجا خدمت می‌کنی؟ گفت: چهل سال است. گفتم: جان این علی (ع)، اسراری داری به من بگویی؟ گفت: آره، چند شب پیش خودم آخر شب که می‌خواستم بروم این ضریح را گرفتم، گفتم: علی جان، چهل سال است در خانه‌ات دارم نوکری می‌کنم، تو را خدا یک اسرار به ما بگو. می‌گوید: شب رفتم خانه خوابیدم در خواب دیدم که در همین حرم هستم، حضرت (ع) تشریف آوردند. فرمودند: اسرار می‌خواهی؟ گفتم: بله. گفت: آقایم رسول‌الله محمدبن‌عبدالله (ص) فرمود: من که از دنیا بروم، زن شما که دختر من است بین در و دیوار می‌کشندش، بچه در شکمش سقط می‌شود. همین‌هایی که الآن پسر‌خاله، پسر‌عمه، خیرالاسلام، سیف‌الاسلام هستند، همین‌ها می‌کشندش! داریم در خبر وقتی که رسول‌الله (ص) داشت به علی‌بن‌ابیطالب (ع) می‌گفت یک وقت دیدند که علی‌بن‌ابیطالب (ع) یک صیحه‌ای کشید غش کرد. وقتی که هوش آمد، گفتند: علی جان، چه شد شما را؟ گفت آقا (ص) به من فرموده وقتي از دنیا برود، زن من را بین در و دیوار اینها می‌کشند، با بچۀ درون شکمش. دختر پیغمبر را! اما آقا (ص) فرمود: باید صبر کنی، باید صبر کنی، اما اگر صبر کنی علی جان، برای حرمت یک در پنج میلیون تومانی می‌آورند. می‌گفت: آقا علی‌بن‌ابیطالب (ع) در همین نجف در همین اینجا به من گفت، به من آقا (ص) فرمود: اگر صبر کنی برای در حرمت یک در پنج میلیون تومانی می‌آورند. بعد می‌گفت با انگشت اشاره كرد و فرمود: این در است. حالا این دری که آن روز مثلاً پنج میلیون تومان بوده، امروز پانصد میلیون تومان هم نمی‌دهند. صبر... چرا؟ اینها آن روز مطیع خدا بودند، آنها آن روز مطیع زمان بودند. پست می‌خواهد، مقام می‌خواهد، پول می‌خواهد، دلار می‌خواهد!

امروز هم جنگ‌ها سر همین‌هاست، همه‌اش. امروز هم وقتی داخلش می‌روی می‌بینی، هیچ کدام برای خدا نیست، اگر برای خدا باشد ما یک خدا داریم، یک قرآن داریم، یک رسول‌الله (ص)، تمام شد جنگی ندارد که! لذا حسادت، مولا (ع) می‌فرماید: از حسادت، تکبر دوری کنید، حرف حساب را هرکی می‌زند بپذیر. نمی‌دانی آدم حسود غیر ممکن است که در دنیا سلامت داشته باشد، در آخرت بهشت برود؟ نمی‌شود، آدم متکبر در دنیا عقل ندارد، آبرو ندارد، شرافت ندارد، بعد از مرگ هم به صورت زشتی وارد جهنم است. می‌گوید از این دوتا دوری کنید.

11- از غصب خدا بترسید. چرا؟ چون خدا یاری‌کنندۀ مؤمنین است. از غضب خدا بترسید، می‌روی پشت سر می‌نشینی هرچه خواستی می‌گویی اما بدان اول و آخر و وسط اختیار دست خداست، به جان شما یک خرده زمان بگذرد، من یک کتاب می‌نویسم، هزار صفحه فقط درباره کسانی که در این جلسه در این سی‌و‌چهار پنج سال حسادت‌ها کارها کردند، همه به درک واصل شدند، چه روزگاری به سرشان آمد. اما چیه؟ کارها برای خدا باشد، از خانه حرکت می‌کنی برای خدا بیا، می‌آیی اینجا می‌نشینی، برای خدا بنشین، برای خدا گوش کن، برای خدا حفظ کن، اگر این‌طوری شد از ملک عظیم‌تر و بزرگ‌تری، اما اگر برای ایراد باشد از مگس پست‌تری، چون مگس اخلاقش همین است، وقتی شما می‌روی حمام و می‌آیی یک هیکل هشتاد کیلویی را شستی، تمیز آوردی بیرون. این مگس می‌گردد، می‌گردد، می‌گردد، به اندازه ته یک سوزن پشت دستت، پس گردنت، یک میکروب ببیند می‌نشیند نشانت می‌دهد.

لذا اگر کارها برای خدا شد، هزاران سال هم بگذرد...، گفتم دیگر از بعثت رسول‌الله‌ (ص) تا الآن هزار‌و‌چهارصدو‌چهل‌وسه سال و از شهادت امام حسین (ع) هزار‌و‌سیصدو‌‌هفتاد یا هفتادو‌یک سال می‌گذرد، اما روزبه‌روز به عظمت اینها افزوده می‌شود. چرا ؟ آن روز برای خدا بود.

رسول‌الله (ص): علی جان، می‌آیند، می‌زنند، دختر من را بین در و دیوار مي‌كشند، در را آتش می‌زنند، تو باید صبر کنی، که اتفاقاً تنها جایی که خانم فاطمه (س) به آقا علی (ع) اعتراض کرد همین است، فرمود: علی جان، باز هم نشستی صبر می‌کنی؟ باز هم نشستی صبر می‌کنی؟ یک پارچه زرد مولا علی (ع) داشت به پیشانی‌اش می‌بست، یکي هم به کمرش، هروقت این را می‌بست، مردم می‌فهمیدند که دیگر کسی از پس علی (ع) بر‌نمی‌آید، علی‌بن‌ابیطالب (ع) غضبناک است. شمشیر را برداشت، خواست از در خانه بیاید بیرون، مؤذن گفت: "اشهد ان محمداً رسول‌الله (ص)". آقا (ع) فرمود: فاطمه جان، می‌خواهی این اسم باقی بماند؟ می‌خواهی باشد؟ فرمود: بله، گفت: من باید صبر کنم، همۀ این دوز‌و‌کلک‌ها را به پا می‌کنند که جنگی بشود، خون و خون‌ریزی بشود، اسم بابایت از بین برود.

یک عده بدبخت ذلیل هم الآن همین‌طور هستند، فکر می‌کند دلار آمریکا و دلار اسرائیل و اینها می‌آید وسط اختلافات که بین ما می‌افتد مثلاً این اسلام... نه بابا، من بارها گفته‌ام، این انقلاب را (از سال چهل‌و‌یک که شروع شد تا الآن می‌شود تقریباً چهل‌وهفت هشت سال.) از آن اول آنکه نگهداری کرد خدا بود، انقلاب را هم خود خدا به دست وجود مبارک مهدی آل محمد (ص) كرد، این انقلاب هم هست تا آقا امام زمان (عج) تشریف می‌آورد، به دست ایشان برسد. منتها تمام تک‌تک ماها امتحان می‌شویم، ببینیم این جنگ و دعواها که با هم می‌کنیم به خاطر پستمان است، به خاطر ریاستمان است، به خاطر مقاممان است، یا به خاطر خداست؟

چون خود خدا می‌گوید، می‌گوید به صرف اینکه گفتی من ایمان آوردم، من تو را ولت نمی‌کنم. در سوره عنکبوت از آیه دو تا ده بخوان. می‌گوید به صرف اینکه گفتی من ایمان آوردم، من رهایت نمی‌کنم، ما تک‌تک شماها را امتحان می‌کنیم، قبل از شما را هم آزمودیم. لذا امتحانش چیست؟ همین سر‌وصداهاست.

من آن هفته هم گفتم، گفتم این سر‌و‌صداها از زمانی که آدم (ع) آمد روی کره زمین، بوده، هست، خواهد بود. تا انسان باشد هست، منتها در این سر‌و‌صداها، من و شما باید ببینیم که برای چه سر‌و‌صدا می‌کنیم، هدفمان چه هست؟ خداست؟ قرآن است؟ رسول‌الله (ص) است؟ خیلی خب، خودشان ما را ياري می‌کنند. گفتم اول منبر، گفتم وقتی، که از آقا رسول‌الله (ص) سوال کردند: چرا حضرت آدم (ع) که پدر همه ماهاست، پدر همه پیغمبرهاست، پیغمبر مرسل نشد، ولی بچه‌هایش شدند؟ فرمود: چون باید حضرت آدم‌ (ع) ما را معرفی می‌کرد، نکرد، همین الآن آیه قرآن می‌خوانم برایتان، خود خدا دارد می‌گوید، کسانی که می‌خواهند در این سر‌وصداها خودشان را یاری کنند، حتماً خورده‌اند زمین. روی چهار‌پایه شکسته نشستند، روی پفک‌نمکی نشستند، نابودند. لذا مؤمن همیشه خدا را یاری می‌کند و هیچ وقت به خاطر غیر خدا حرف نمی‌زند.

بعد مولا علی (ع) می‌فرماید: اگر می‌خواهی در امور زندگی موفق بشوی، این سه‌تا را باید داشته باشی، دین‌فهم از راه خدا و قرآن دین‌فهم بشوی، زبانت را حفظ کنی؛ که ان‌شاءالله شاید فرداشب برایت بخوانم:

در سوره توبه از آیه 78 تا 84 که خدا می‌گوید: ای پیغمبر، اینها که راحت پشت سر مردم با زبان اذیت می‌کنند، تو که پیغمبر منی اگر هفتاد‌بار برای اینکه طلب استغفار کنی، توبه کنی، من نمی‌پذیرم، اینها باید کمتر بخندند، بیشتر گریه کنند.

جایی دیگر می‌فرماید: کسانی که بی‌خودی به مردم، به مؤمنین تهمت می‌زنند، اگر بررسی کنی از راه زناست، یا زنازاده است، یا تخم شیطان. (همه‌اش آیه قرآن است ‌ها!)

آن وقت اینجا:
در سوره ابراهیم آیه 42 - (خدا به پیغمبر "ص" می‌فرماید.) گمان مکن ای پیغمبر، خدا را غافل از آنچه که اینها می‌کنند، فکر نکن ما غافلیم. جز این نیست که ما به تأخیر می‌اندازیم عذاب ایشان را، برای روزی که چشم‌ها خیره می‌شود.
چون نه عذاب را خدا می‌شود در این دنیا به ما بدهد، نه مزد کارهای خوب مثل شماها، اینجا جایش نیست، از آن طرف هم چند جای قرآن است، می‌گوید ما تعهد کردیم با خودمان که اینجا شما را آزاد بگذاریم، عقل دادیم، درک دادیم، معرفت دادیم، شعور دادیم، پیغمبر دادیم، کتاب، همه چیز دادیم، کدام‌ور درست است؟ کدام‌ور غلط؟ همه را گفتیم، خودت می‌دانی.

اما آن طرف:
سوره ابراهیم آیه 43- می‌آوریم آن‌ور در حالی که همه در هول و تکان با شدت و ناراحتی سرها را بالا می‌کنند، این‌قدر وضع خراب است که اینها چشمشان می‌رود بالا برنمی‌گردد پایین. می‌گوید برای آن روز نگه داشتیم ما، در ما رسم است می‌گوییم یکهو ترسیدم، دلم هرٌی ریخت پایین خالی شد. آیه قرآن است. می‌فرماید در حالتی که شتابان باشند بلند کنند سرهای خود را به طرف بالا از شدت خیرگی، این سر این چشم پایین نمی‌آید. بعد به هم می‌گویند خالی شد دل ما، می‌گوید ای پیغمبر، فکر نکنی که ما اینها را رها کردیم، اینها در امتحان‌اند، داریم امتحانشان می‌کنیم، بگذار من این آیه را بخوانم. یک صلوات بفرستید.

ببین قرآن است:
کافی شریف جلد دو صفحه 283
طرف از امام باقر (ع) سوال می‌کند: در قرآن سوره 20 آیه 115 که خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: از پیش ما به آدم(ع) سفارش کردیم، او فراموش کرد، ما برایش آهنگ پایداری ندیدیم. یعنی چه؟ آقا (ع) فرمود: ایشان باید آخرین پیغمبر را معرفی می‌کرد، می‌گفت: آخرین پیغمبر ختم پیغمبرهاست، محمدبن‌عبدالله (ص)، بعد ایشان دوازده وصی دارد که اولی‌اش آقای کل جهان است، به روح علی (ع) صلوات بفرستید، دوازده‌تا هستند، همین‌طور یکی بعد از دیگری، آخری‌اش مهدی آل محمد (ص) است، که آخری‌اش ایشان است، می‌آید کل جهان را خداشناس می‌کند، البته با من و شما ان‌شاءالله، یعنی هرکس در هرکجای جهان که هست، منتظر واقعی باشد با او، که من آن هفته هم گفتم، گفتم کسی می‌خواهد حرفش مؤثر باشد، مردم حرفش را گوش بکنند، باید خودش حرف‌گوش‌کن، در مقابل خدا باشد، دائم ورد زبانش قرآن رسول‌الله (ص) و اهل بیت (ع) باشد، چرت‌وپرت اصلاً تاثیر ندارد. چرا؟

حالا گوش کن، لقمان یک مرد بزرگ است، هفتاد پیغمبر از او درس گرفتند، یک سوره به نامش داریم. گفتم این‌قدر گفتار لقمان بالاست که خود خدا پندپذیر است، حرف‌هایی که لقمان به پسرش زده خدا به پیغمبر (ص) بعد از چند هزار سال می‌گوید این حرف‌ها را به مردم بگو.

لقمان (ع): پسر جان، من چهارصد پیغمبر (ع) را خدمت کردم و از سخنان آنها چهار جمله آموخته‌ام که به تو می‌گویم: (ببین ما در این دنیا باید تربیت داشته باشیم.)
1. در وقت نماز قلب خود را متوجه خدا کن، مثلاً به تو می‌گویند فردا ساعت دو می‌خواهی با رئیس‌جمهور صحبت کنی. شما از امروز در فکری، کدام لباس را بپوشم آنجا چه جوری صحبت کنم؟ آنجا چه کار بکنم؟ حالا می‌خواهی نماز بخوانی، با خدا می‌خواهی صحبت کنی، حدیث هم داریم، می‌خواهی خدا با شما صحبت کند قرآن بخوان، می‌خواهی شما با خدا صحبت کنی نماز بخوان. پسر جان، وقتی که مشغول نماز می‌شوی توجه‌ات به خدا باشد. چه جوری؟ همین که آمدی مشغول نماز شدی:
دو سه‌بار "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم"، یک صلواتی، "لا‌حول و لايي" مي‌گويي، بعد "الله اکبر". حالا هی فکر می‌آید، نفسه وسوسه می‌آورد، ردش می‌کنی.

2. در خانه مردم که وارد می‌شوی، چشم را نگهدار، متوجه صاحب‌خانه باش، چرا اینها را من می‌گویم؟ چون می‌گویم این نوروز نزدیک است، ما که عید نداریم، عید زمانی است که شما یک گناه را از خودت پاک کنی.

مولا علی (ع) می‌فرماید: عید ما زمانی است که یک عیب را از خودمان دور کنیم، عید ما زمانی است که یک کار خوب یاد بگیریم. دور هم جمع شدن و خندیدن و دوتا پرتقال خوردن که عید نیست!

پسر جان، وقتی خانه مردم می‌روی چشمت را نگه‌دار، فرشش چه شکلی است؟ لوسترش چه جوری است؟ دخترش چه جور بود؟ چشمت را نگهدار. اصلاً اکثر بدبختی‌های خلق‌الله به خاطر همین است، می‌رود خانه مردم برای مهمانی، عاشق زنش می‌شود. می‌رود خانه مردم برای مهمانی، با دخترش لاس می‌زند. می‌رود مهمانی خانه مردم، مي‌گويد من باید فرشم را عید از این بهتر درست کنم، من باید لوسترم را از این بیشتر کنم. بیچاره می‌کنند خودشان را به خاطر این مسئله، وقتی می‌روی مهمانی چشمت را درویش کن.

3. سر سفره‌ای که پسر جان وارد می‌شوی، فکر نکن چه لقمه‌ای، چقدر سفره عالی است. ببین چه باید بخوری؟ چقدر باید بخوری؟ ببین چه باید بخوری؟ چقدر باید بخوری؟ وقتی مهمانی می‌خواهی بروی ببين صاحبخانه چه کاره است؟ پولش حلال است؟ تمیز است؟ حالا که رفتی حالا هررقم سر سفره غذا هست، تو خیلی مؤقر همان جا که نشستی یک لقمه غذا بخور. وقتی وارد خانه کسی می‌شوی چشمت را درویش کن، وقتی می‌خواهی غذا بخوری چه می‌خوری؟ چقدر باید بخوری؟

4. وقتی می‌خواهی حرف بزنی متوجه باش، دهانت را ببند، اگر می‌دانی حرفی که می‌خواهی بزنی آبروی کسی را می‌ریزد، به کسی ضربه می‌زند، شرافت خانواده کسی از بین می‌رود، این حرف را نزن. پسر جان، وقتی خواستی حرف بزنی، فکر کن اگر دیدی این سبب اذیت کسی است، آنجاست که شما باید دهانت را ببندی، اگرنه حرفی که می‌زنی هدایت است، امربه‌معروف است، عیب ندارد بزن.

آن وقت من این جمله را به خودم و شما و آن کسانی که مخالف حق‌اند می‌گویم:

رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: وای به حال آن کسانی که دنیا را به آخرت آمیخته و به بهانه دین مبادرت به فساد و اختلال می‌کنند، به نام دین هرغلطی را به خورد مردم می‌دهند، وای به حال آن کسانی که امربه‌معروف‌کنندگان و نهی‌ازمنکر‌کنندگان را می‌کشند، بدتر از کشتن، چون که وقتی که کسی کشته شد بی‌گناه بود می‌رود بهشت، اما وقتی که هررقم وصله، هررقم تهمت بزنند، این از آدم‌کشی بدتر است، وای به حال آن کسانی که امربه‌معروف‌کنندگان و نهی‌ازمنکر‌کنندگان را می‌کشند. وای به حال کسانی که زمینه‌ای فراهم می‌سازند که مسلمانان ناچار و مجبور شوند که تقیه کنند، بترسند، امربه‌معروف نکنند. اکثراً که گوش می‌کنی من که الآن امشب شب هشتم محرم است نگاه کردم دیدم یا مثلاً مرتیکه سه‌تیغه كه به درد رقاصی هم نمی‌خورد مردک، کردندش مداح دارد می‌خواند، مردک تو برای مطربی هم حیفی! تو به نام امام حسین (ع) ریش و سبیل سه‌تیغه آمدی داری مصیبت می‌خوانی؟ خاک بر سر تو و آن کسی که تو را دعوت کرده! خاک بر سر تو! از آن‌طرف هم حالا صحبت‌هایی که می‌کنند یک کلام حرفی که به درد این مردم بخورد درکشان اضافه بشود، مردم بفهمند چی شد؟ نه! آقا امام حسین (ع) چقدری بود، چه جوری مرد، کشته شد؟ بابا هزار‌و‌چهارصد سال است مردم می‌دانند که یک مشت نامرد اینها را آوردند کشتند.

به قول آن بنده خدا سر منبر که عصبانی می‌شد، می‌گفت ابوالفضل (ع) با هرکس راه می‌رفت یک سر‌و‌گردن از همه بلندتر بود. به تو چه؟! سوار اسب که می‌شد زانوهایش از گوش اسب می‌زد جلو، به من چه؟! ببین ابوالفضل (ع) چه کرد که آقا شد؟ تمام این چند شبه که من داشتم تصادفاً گوش می‌کردم، یک کلام حرفی که به درد مردم بخورد نبود. البته آن کارگزاران تلویزیون می‌دانند ها، چون آنها اسرائیلی، انگلیسی‌اند، دارند حواس پرت می‌کنند. آن بیچاره که می‌آید فقط می‌آید یک پولی می‌گیرد، جواب سؤال آنها را می‌دهد، هیچی درونش نیست، یک کلمه داخلش نیست. چرا؟ دین نیست، وای به حال کسانی که مجبور می‌شوند تقیه کنند، اخلاقیات را نگویند.

بعد آقا رسول‌الله (ص) می‌فرماید: شما آیا به خدا افتراء می‌بندید، به خدا دروغ می‌بندید؟ یا این که جرأت پیدا کردید چی شده؟ بعد خدا می‌فرماید که بدانید چنان بلایی به سرتان می‌آورم که آن دانشمندانتان آن بزرگانتان آن خوب خوب‌هایتان حیران بخورند زمین. که الآن تاپ و تاپ در مقابل شیطان دارند می‌خورند زمین. چون ده دوازده سال پیش من خودم شنیدم این کارگزاران تلویزیون گفتند ما کاری می‌کنیم که در ایران دیگر کسی نگوید این حرام است، آن حلال است. هروقت هم کم آوردیم یا یکی از مسئولین مملکتی می‌آید پیش ما یا ما می‌رویم پیش آنها تمام می‌شود. هدف آنها، کارشان درست است، مؤمن احمق!

پیغمبر (ص) فرمود: دو گروه کمر مرا می‌شکنند: یکی دانشمندان بی‌دین، یکی مؤمنین احمق!

آن وقت آقا رسول خدا محمدبن‌عبدالله (ص) می‌گوید: علی جان، اگر رعایت اخلاقیات دین و خدا را کردی خدا هشت‌تا صفت خوب به تو می‌دهد، خوب گوش کنید، آقا رسول‌الله (ص) به کی می‌گوید؟ به علی‌بن‌ابیطالب (ع) اگر رعایت کردید، خدا هشت‌تا صفت خوب به شما می‌دهد.

1- چشم‌پوشی از نامحرم، فرق نمی‌کند، جوانه دارد می‌رود زن‌ها جلویش دارند می‌آیند، نگاه اول هیچی نیست، هیچ گناهی ندارد. در اداره‌ای، در خیابان داری می‌روی، در ماشینی، نگاه افتاد، چشم هم کارش لذت بردن است، اما گناه نیست. اما نگاه دوم و سوم که شد دیگر شیطان است و گناه است. تا دیدی که آن آن‌طور است، سرت را بینداز پایین. فرق نمی‌کند، زن هم همین‌طور، زن هم چشمش به نامحرم افتاد، چه کار می‌کند؟ نگاه نمی‌کند. اول چیزی که هست، چشم‌پوشی از نامحرم.

2- دوم لطفی که خدا به مؤمن می‌کند، ترس از خدا و از هیچ کس نمی‌ترسد، از خدا می‌ترسد، ولی از هیچ‌کس نمی‌ترسد، چون کسی کاره‌ای نیست، همه قدرت دست خداست.

3- سوم لطفی که خدا می‌کند به این‌طور آدم‌ها این است که دارای حیاء است، شما بدان، تمام جهان را بی‌حیایی نابود کرده. در هرکجا هم دیدی یک نظم و ترتیبی هست، بدان اول چیزی که سبب شده حیاء است. همین جا، به حول و قوۀ خدا این جمعیت کلان، تا وسط خیابان نشسته‌اند، حالا هزاران هم به حول و قوۀ خدا پای این اینترنت و اینها می‌نشینند، حتی کشورهای خارج حدود سی کشور بیشتر نگاه می‌کنند، اینها دارای حیاء هستند، خدا اینها را دستشان را گرفته. می‌گوید: سوم صفتی که خدا به اینها می‌دهد، حیاء است، شما اصلاً رویت نمی‌شود به کسی بی‌احترامی کنی، رویت نمی‌شود به دختر کسی متلک بگویی. حیاء.

4- چهارم چیزی که خدا به اینها می‌دهد اخلاق صالحان، صالح کسی است که مطیع خداست، مطیع رسول‌الله‌(ص) است، گفتم حضرت آدم (ع) قرار بود که معرفی کند پیغمبر (ص) کی است؟ وصی‌اش کی‌ است؟ نکرد! خدا می‌گوید ما هم برایش نخواستیم. اخلاق صالحان، یعنی آن طوری است که رضای خدا در آن است.

5- صبر برای رضای خدا، ببین، ما یک وقت از کسی می‌ترسیم یک کاری با ما می‌کند، صبر می‌کنیم. یک وقت یک کسی دوستش داریم، صد‌تا بلا هم به سرمان می‌آورد، صبر می‌کنیم، اینها برای خدا نیست. اما آن صبری که برای خداست، اين است كه الآن شما برای خداست از خانه بلند شدی در این سرما آمدی اینجا تا بروی حدود ده ساعت، هشت ساعت وقت می‌دهی، صبر می‌کنی شاید هم همه‌اش هم داری شلاق می‌خوری، اما این صبر برای خداست، خدا داده.

6- ششم چیزی که خدا به این‌طور آدم‌ها می‌دهد امانتداری است، یادت نرود، قرآن امانت است، اسلام امانت است، احکام قرآن امانت است، سنت رسول‌الله (ص) امانت است، یک کسی هم پیشت یک جمله حرفی می‌گذارد می‌گوید به کسی نگو امانت است، پولی پیشت می‌گذارد می‌گوید من پیشت می‌گذارم تا دو سال دیگر به من بدهی امانت است. می‌گوید خدا این صفت را به اینها می‌دهد.

7- هفتم صفتی که خدا به اینها می‌دهد راستی است، در دنیا دروغ نمی‌گوید حالا می‌خواهد این راستی که می‌گوید به ضرر خودش است؟ به نفع خودش است؟ طرف مقابل خوشش می‌آید؟ نمی‌آید؟ این راست می‌گوید.

8- سخاوتمند است، سخاوتمند این نیست که شما زندگی‌ات را به کسی ببخشی. نه، گدا نباش! می‌توانی به کسی کمک بکنی بکن، منت هم نگذار، نمی‌توانی هم از او عذر بخواه، اما آن اخلاق سخاوتی درونت باشد.

بعد رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: معرفی نکنم به شما بهترین انسان روی زمین را؟ بهترین؟ چرا یا رسول‌الله (ص)، می‌فرماید: آن کسی است که به واجبات عمل می‌کند. الآن من که گفتم واجبات اکثراً می‌گویند خب ما که الحمدلله نمازمان را که می‌خوانیم. برای سال آینده هم قرض می‌کنیم، می‌رویم یک مکه حج خمره هم می‌رویم! نه بابا اینها نیست. ما یک واجباتی داریم که صدها واجب را نابود می‌کند، حدیث است، می‌گوید وقتی مردی دفتر را می‌دهند دستت پر از خالی است. غیبت، تهمت چه! چه! می‌گویی: خدایا، اشتباه شده، ما نماز خواندیم، روزه گرفتیم، حج رفتیم، نمی‌دانم مشهد رفتیم، اینجا همه‌اش...، می‌گویند کردی، ولی با یک غیبت و تهمت همه را نابود کردی.

حالا من عرض می‌کنم واجبات چیست:
1- ترک دروغ واجب است، دروغ حرام است، ترکش واجب است.

2- ترک غیبت واجب است، تا دیدی کسی می‌خواهد جلویت غیبت کند با یک لبخند بگو برادر خواهر از خودمان بگو. اگر تلفنی است بگو خداحافظ شما، نگویی در آتشی. ترک دروغ واجب است، ترک غیبت واجب است.

3- ترک تهمت واجب است، واجب انجام دادی یکی‌اش در دفترت نیست، همه را اینها از بین برده.

4- ترک موسیقی‌های کثیف و نکبت که در این تلویزیون است واجب است.

5- ترک همکاری با گناهکار واجب است، یک کسی دارد گناه می‌کند، شما ترکش کن. می‌خواهد غیبت کند، می‌خواهد تهمت بزند، می‌خواهد در خانه‌اش رقاصی باشد، بگو خداحافظ شما، واجب است.

6- ترک هرخلافی که تلویزیون انجام می‌دهد واجب است، به زن و بچه‌ات حالی کن، اینها برنامه کودک نیست، اینها دستورات اسرائیل و آمریکا است، بچه‌های ما از درون شکم مادر بی‌دین باشند، وگرنه اگر برنامه کودک است، چرا هرکدام با یک رنگ و رقاصی؟ حتماً هم باید یک زن آرایش کرده بغل آن مرد بی‌غیرت باشد، اینها لامذهب‌اند، ترکش واجب است.

7- ترک حسادت واجب است، این واجبات، آقا (ص) فرمود معرفی نکنم به شما بهترین انسان را؟ چرا، آن کسی که به واجبات عمل می‌کند. ترک حسادت واجب است، به کسی هم کاری نمی‌کنی! شما نسبت به فلان کس حسادت داری، همین‌طور داری می‌سوزی، آن هم دارد زندگی‌اش را می‌کند، آتش در خودت است.

8- ترک هرگناهی که اسباب اذيت خانم فاطمه زهرا (س) و آقا رسول‌الله (ص) باشد واجب است، واجب است.

بعد آقا رسول‌الله (ص) می‌فرماید: به شما بگویم زاهدترین مردم کی هست؟ آخر یارو می‌گوید من اهل دنیا نیستم، به اینها می‌‌گویند زاهد، من اهل دنیا نیستم، خیلی خب، می‌گوید:

زاهدترین مردم کسی است که حق را می‌گوید، گرچه به ضرر خودش باشد، یا به نفع خودش، یا خوش آیند مردم باشد، یا بد‌آیند. اکثر اینها که می‌بینی به همدیگر می‌رسند چاپلوسی می‌کنند، به خاطر دنیاست.

با تقواترین مردم، یعنی کسی که در مقابل خدا تسلیم است، کسانی هستند که مجادله نمی‌کنند، ببین، شما در خانه دور هم نشسته‌آید صحبت می‌کنی، یکهو مسئله دین می‌آید وسط، آن می‌گوید نه، شما می‌گویی آره، آن می‌گوید نه، این مجادله است.

همۀ امام‌ها (ع) می‌فرمایند: مؤمن به کمال دین نمی‌رسد، مگر اینکه مجادله را ترک کند. اگر چه به حق خودش است، مجادله نکند، الآن هستند الآن یک عده را همین تلویزیون پول می‌دهد هرشب می‌آید در تلویزیون هی گیر می‌دهد به این، گیر می‌دهد به آن، هی گیر می‌هد به آن، گیر می‌دهد به آن. کسی می‌خواهد بگوید خدا قرآن می‌گوید تحجرگرا، هركسي را يك رقم گير مي‌دهد. کار اینها اختلاف است، بین مردم اختلاف بیندازند. می‌فرماید که مجادله نه، کشمکش نه! شما می‌دانی که من‌باب‌مثل حجاب حق است، حالا که به دخترخاله‌ات گفتی محل نمی‌گذارد، شما هم بگو خداحافظ شما، بلند شو بیا. می‌دانی که من‌باب‌مثل در خانه باید احترام باشد، حیاء باشد، فلان باشد، طرف می‌گوید نه! خیلی خب دعوا نکن. اینجا که من دارم می‌گویم انگشت روی کسی نمی‌گذاریم، الآن هزاران نفر دارند گوش می‌کنند، بعد هم با سی‌دی هزاران نفر گوش می‌کنند. لذا می‌گوید که بهترین مردم کسانی هستند که تسلیم خدا هستند، مجادله نمی‌کنند.

بعد می‌فرماید: کوشاترین مردم در زندگی کسانی هستند که اینها حقیقت را می‌گویند، راست می‌گویند، اگر می‌گوید من اسلام را قبول دارم، اسلام را قبول دارد، انجام می‌دهد، موقعی که نباید غیبت کند غیبت نمی‌کند، آنجا که باید دروغ نگوید نمی‌گوید، دارد به تو یک کمکی بکند، می‌کند. ندارد، می‌گوید ببخشید. می‌گوید اینها که دارم به شما می‌گویم یکی از اخلاقیات این است که بهترین مردم كسي است كه سخن‌چین نباشد، که آن هفته من حدود نه‌تا صفت بد از سخن‌چین گفتم. می‌گوید اینها سخن‌چین نباشد، اگر این‌طور شد، اگر گوش کردید، آن وقت نتیجه این می‌شود؟ یک صلوات بفرستید.

رسول‌الله (ص) می‌فرماید: وقتی من به معراج رفتم این یک واقعیتی است. پیغمبر (ص) را بردند به معراج جایی که هیچ کس جز پیغمبر (ص) و ملائکه نرفتند، بعد بالای سر همه درها، چه درهای جهنم که هفت‌تا است، چه بالای سر درهای بهشت که هشت‌تا است، ديدم كه بر بالای سر همۀ درها نوشته بود "اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمداً رسول‌الله (ص)." ببین این شب‌های امام حسینی (ع)، صلوات‌های نسیه نفرستید، یک صلوات مردانه بفرستید. من پیرمرد هستم، شما ماشاءالله جوان هستید، من دارم حرف می‌زنم، شما داری گوش می‌کنی، موقع صلوات باید سقف این خانه برود بالا. باز هم به روح محترم امام حسین (ع) و اصحابش صلوات بفرستید.
اللهم صل علي محمد و آل محمد

می‌فرماید: بر بالای سر در اول جهنم نوشته بود:
1- خدا لعنت کند دروغگویان را. اینهایی که امروز خودشان را به اسلام می‌چسبانند، ولی هیچ با قرآن کاری ندارند، با رسول‌الله (ص) کاری ندارند، با امام صادق (ع) اینها وجودشان دروغ می‌گوید، مردم را هم گمراه می‌کند، در عین حال لعنت خدا هم آن روز به ایشان رسیده.

2- نوشته بود لعنت خدا بر بخیلان، کسانی که با این‌طور کارها بخل دارند. از کجا می‌آورند؟ چه کار می‌کنند؟ بابا یک شب دور هم جمع می‌شوند دو‌تا نعلبکی تریاک و چه می‌بینی؟ بیست میلیون، پانزده میلیون خرج می‌کنند، تو آن را نمی‌گویی، از کجا می‌آورند؟ یک مشت جوان و پیر دور هم جمع می‌شوند، می‌خواهند دین خدا را رواج بدهند. لذا اینها بخیل‌اند.

3- لعنت خدا بر ستمگران، هیچ ستمی بالاتر از این نیست که ما به مردم احکام نگوییم، امربه‌معروف نکنیم، هیچ ستمی از این بالاتر نیست که ما جوان‌هایمان را ول کنیم همین‌طوری بروند دزدی و کیف‌قاپی و این‌طرف و آن‌طرف بعد بگیرند زندان و روزنامه آبرویشان را بریزد. از هرچی واجب‌تر بر دولت‌مردها این است که احکام بگویند، اخلاق بگویند.

رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: مادر فردا محاکمۀ بچه‌ها را از تو می‌کنند، پدر فردا محاکمۀ زن و بچه را از تو می‌کنند، رئیس‌جمهور هرکی هستی فردا محاکمۀ کل این هفتاد میلیون را از تو می‌کنند. پیغمبر (ص) می‌فرماید، می‌گوید لعنت خدا بر ستمگران.

بر در دوم جهنم نوشته بود:
1- هرکه به خدا امیدوار باشد، سعادتمند است. جوان‌ها، پیرها، هرکجا هستی، گرفتاریت را فقط به خدا بگو، صبح بلند شو نمازت را بخوان، آن دوازده "قل هو الله" را بخوان، هفت‌تا "لاحول و لا" را بگو. من گفتم اگر نماز‌خوان هم نیستی، صبح بلند شو این دوازده‌تا "قل هو الله" را بخوان، الحمدلله از آن وقت که من گفتم نماز علی‌بن‌ابیطالب‌(ع) بخوانید، خیلی برای ما نامه اینترنتی می‌آید که بابا واقعاً ما گرفتار بودیم، نجات پیدا کردیم. برو در خانۀ خدا، می‌فرماید که بر در دوم نوشته بود هرکه به خدا امیدوار باشد، سعادتمند است.

2- هرکه از خدا بترسد، هم ایمن است، هم از کسی نمی‌ترسد. آخر آنکه می‌تواند هرکار بکند خداست.

3- و هرکه به غیر خدا امیدوار باشد دو دنیایش ذلیل است.

4- خدا ذلیل کند کسی را که به اسلام اهانت کند، کسانی که همین محرمی می‌آیند در این حسینه‌ها صحبت می‌کنند، یک کلام از خدا و قرآن و امربه‌معروف نیست. دین را کرده‌اند این: در زمان تولد ائمه (ع) دور هم جمع می‌شوند، دست دست دست دست! در زمان عزاداری هم یکي از این مطرب‌ها را مي‌آورند... گفتم من دو سه شب دیدم در یکی از کانال‌ها مردک ریش و سبیل سه‌تیغه والله اگر بخواهند اینجا بیاورند برای آشپزی من می‌زنم پدرش را در‌می‌آورم، برای جارو‌کشی جوی آب... این دارد می‌خواند برای مردم! آن وقت این‌قدر ذلیل می‌کنند ائمه اطهار (ع) را که حساب ندارد! خدا لعنت کند کسی را که به اسلام اهانت می‌کند.

قرآن کتاب جهانی است، قرآن کتاب آسمانی است، قرآن دوای درد مردم است، اصلاً کسی می‌خواهد در دو دنیا از هرناراحتی دور باشد بچسبد به قرآن.

5- خدا خوار کند کسی را که به اهل بیت پیغمبر (ص) توهین می‌کند، چه توهینی از این بیشتر که فقط خانوادۀ پیغمبر‌(ص) را ذلیل می‌کنند در این محرمی، خانم زینب (س) بعد از آن جنگ و آن همه ناراحتی‌ها و همه گرفتاری‌ها حالا رسیده در مجلس یزید، یزید کثیف می‌گوید که دیدی خدا به سر شما چه آورد؟ خانم (س) می‌فرماید: ما جز زیبایی چیزی ندیدیم، ای آزاد شدۀ جد من. پدر تو، جد تو آزاد شدۀ جد من است، تو بدبختی! ما جز زیبایی هیچی ندیدیم. این این‌قدر می‌آید خانواده اهل بیت پیغمبر (ص) را ذلیل می‌کند که گریه کند، بعد هم برود براي زنش بگوید این دهه این‌قدر گرفتیم! ببین، من آیه قرآن چندتا بخوانم. یک صلوات بفرست.

وقتی می‌گویم قرآن یعنی خدا دارد صحبت می‌کند، خدا هم با کسی شوخی ندارد.
در سوره مدثر از آیه 32 تا آیه 35 خدا قسم می‌خورد: قسم به شب، قسم به صبح، قسم به ماه، چه چه، البته سقر یکی از وادی‌های پر خطر جهنم است. خیلی پر خطر، ترساننده است، همه را می‌ترساند، می‌خواهد مؤمن باشد، می‌خواهد غیر مؤمن باشد.

آیه 37- ترساننده است، هرکسی را که می‌خواهد بیاید، می‌‌خواهد نیاید.
خدا دارد صحبت می‌کند، می‌گوید اینجا حساب چیز دیگر است.

آیه 38- هرنفسی در گروی اعمال خودش است، آنجا خیلی قیامت است.
چرا؟ خدا ما را دوست دارد، اینها که می‌بینی با لبخند تمام گناه‌های شما را تأیید می‌کند، با لبخند تمام خطاهای شما را تأیید می‌کند، از قرآن و سنت نمی‌گوید، مبادا شما بگویی مبادا قرآن خشن است، اینها بعد... خشن چیه؟ بچه را می‌بری دکتر می‌گوید آقا ما عکس برداشتیم باید مغز این بچه را بشکافیم، درونش یک دانه گلوله است در‌‌بیاوریم، این بچه باید آمپول بخورد. این تازه جسم انسان است.

تکرار آیه 38- آنجا همه‌کس می‌ترسند، هرنفسی به آنچه کسب کرده گروی آن است. اتفاقاً رهبر فقید هم در وصیت‌نامه‌اش همین را نوشته: من در عهد حیات خودم یک عده را تأیید کردم، ولی همه گروی اعمالشان‌اند.

آیه 39- مگر یاران دست راست. (چه کسانی هستند؟ شماها، کسانی که در مقابل خدا تسلیم‌اند، در مقابل رسول‌الله"ص" تسلیم‌اند، در مقابل علی "ع" تسلیم‌‌اند، در مقابل فرموده‌ها تسلیم‌اند، چون‌و‌چرا ندارند، حرام حرام است، حلال حلال است.)

آيات 40 و 41- حالا اینها وارد بهشت می‌شوند، ملائکه از اینها پذیرایی می‌کنند. (این آیه قرآن است.) بعد مؤمنین شروع می‌کنند از گناهکارها می‌پرسند چه شد که شما این‌طور گرفتارید؟ چه شد؟

سوره مدثر آیه 42- چرا شما این‌طوری شدید؟

آیه 43- گویند دوزخیان نبودیم ما از نمازگزاران، مؤمنین را مسخره می‌کردیم، نماز نمی‌خواندیم.

آیه 44- به مردم اطعام نمی‌کردیم، احسان نمی‌کردیم.

آیه 45- فرو‌رفته بودیم در پست و مقام و ریاست و معصیت در دنیا.

آیه 46- تکذیب می‌کردیم قیامت را، (اینها هرکدام یک آیه است‌ها ! هرکدام می‌خوانم یک آیه است. سوره مدثر از آیه 32 تا الآن كه دارم برايتان می‌خوانم آیه 46 است.)

آیه 46 و 47 - تکذیب می‌کردیم قیامت را، (می‌گفتند: ای بابا، حرف‌ها خرافی، چه هست؟) تا ما را مرگ گرفت.

آيه 48- آنها در قیامت شفیع هم ندارند، هیچ‌کس هم نمی‌تواند شفیعشان باشد.
چرا؟ برای اینکه خدا یک‌صدو‌بیست‌و‌چهارهزار پیغمبر (ص) فرستاد، هرپیغمبر هم چند‌تا نماینده داشت، اینها خدا می‌داند چقدر در دنیا زحمت کشیدند، به خاطر اینکه ماها جهنمی نشویم.

من خاک پای این چهارده معصوم (ع) هم نیستم، قابل نیستم، اما خدا می‌داند برای هریک شبی که می‌خواهد این جلسه بگذرد، من از یک هفته جلوتر چقدر در خانه خدا و انبیاء‌ (ع) را می‌زنم که این بساط با عافیت جور بشود، مردم بیایند ان‌شاءالله بنشینند گوش کنند. فقط خدا می‌داند، چون خیلی ما دشمن داریم، چون مردم با خدا دشمن‌اند، به من کاری ندارند، مردم با قرآن دشمن‌اند، مردم با رسول‌الله (ص) دشمن‌اند، مردم با آنها دشمن هستند.

خود خدا در قرآن می‌فرماید: ای پیغمبر (ص)، درست است حرف‌های اینها تو را سنگینت می‌کند، ناراحتت می‌کند، اما اینها به تو کاری ندارند، اینها با من خدا طرف‌اند.

بعد مولا علی (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) می‌فرماید: ای مردم، بدانید چراغ انسانیت و مؤمنین شناخت ماست، بدترین کور کسانی هستند که فضایل ما را نمی‌بینند و بی‌جرم و گناه با ما دشمنی می‌کنند. به صرف اینکه ما اینها را به انسانیت، به شرافت، به آقایی دعوت می‌کنیم، دیگران اینها را به رقص و مطربی و دزدی و کیف‌قاپی دعوت می‌کنند. دارد علی (ع) می‌گوید. می‌گوید بابا ما شما را داریم به حق، به راستی، به تمیزی دعوت می‌کنیم. آنهای دیگر شما را به همان دزدی و به فتنه‌انگیزی دعوت می‌کنند، که چند جا قرآن می‌گوید فتنه‌انگیزی از آدم‌کشی بدتر است، بیچاره اهل دنیا فتنه را می‌پذیرد، شما نیستید آنهایی که می‌روند دنبال هرگناهی، بیچاره اهل دنیا به طرف آنها می‌رود و نسبت به ما بیزارند، ای بابا، اگر امام حسین (ع) من‌باب‌مثل همچین بود، چرا اصغر شش ماهه (ع) را برد؟ خاک بر سرت، مسئله پیغمبر‌(ص) و امام (ع) سوای من و تو است! آنها امر اطاعت می‌کند که من در این چهار شبه مرتب عرض می‌کنم، پیغمبر‌(ص) امر اطاعت می‌کند، امام (ع) امر اطاعت می‌کند، ماها دلمان خواست می‌کنیم، نخواست نمی‌کنیم.

خدا به ابراهیم (ع) می‌گوید: زنت را بردار، با بچۀ یک‌ساله، كوچك، ببر در بیابان مکه بدون آب و علف بگذارش برو. امر است! ابراهیم (ع) این کار را می‌کند. تشنه است بچه، آب گیر نمی‌آید، مادر توی آن گرما (اینکه حاجی‌ها می‌روند سعی بین صفا و مروه از این‌طرف بدو از آن‌طرف بدو.) از این دور آنجا را نگاه می‌کند، آب است بدو‌بدو می‌رود، می‌بیند آب نیست، بر‌می‌گردد، این‌طرف آب نیست چهار‌بار می‌رود، سه‌بار برمی‌گردد آب نیست، تشنه، بچه، گرسنه، هیچی نیست، اسماعیل (ع) همان‌طور پاشنه پایش را می‌مالد به زمین، گریه می‌کند، آب می‌خواهد تشنه‌اش است، زیر پایش چشمه آب می‌زند بالا، یک وقت مادره می‌بیند اِ، زیر پای بچه‌اش همین‌طور آب دارد می‌جوشد می‌آید، آب دارد می‌جوشد، از ترسش که مبادا تمام بشود می‌گوید بایست، بایست، بایست، زمزم، بایست. یک چاله می‌کند که آب‌ها جمع بشود.
احمق، آن خداست، این پیغمبر (ع) است دارد امر اطاعت می‌کند، تو امر زنت را اطاعت می‌کنی، زن امر شوهرش را اطاعت می‌کند، ولی هیچ کار با خدا ندارد! مسئله امام حسین (ع) با ماها قابل قیاس نیست، می‌گوید مردم با ما دشمن‌اند.

بدانید، پرچم حق به دست ماست. مگر غیر از این است؟ هزار‌و‌چهار‌صد سال و اندی پیش اینها حرکت کردند روزبه‌روز زنده‌تر آقاتر، بزرگ‌ترند، در صورتی که محمد‌رضا شاه پریروز مرده اصلاً کأنه نبود، صدام دیروز مرده کأنه نبود، پرچم حق به دست ماست. هرکی به طرفش بیاید موفق می‌شود هرکی جدا بشود سقوط می‌کند. بدانید بدترین کارها بدعت‌های تازه‌درآورده است.

مولا علی (ع) می‌فرماید: هرچیزی که خدا نگفته، رسول‌الله (ص) نگفته، قرآن... اینها بدعت است.

بدانید بهترین کارها آن است که خدا راضی باشد، مردم دین خود را حفظ کنید، مردم دین خود را حفظ کنید، مؤمن دینش را از رأیش نمی‌گیرد، مؤمن دینش را از زمان نمی‌گیرد، مؤمن دینش را از این و آن نمی‌گیرد، مؤمن دینش را از خدا می‌گیرد.

لذا این است برادر من، حواس‌ها جمع باشد، لذا حواستان جمع باشد، امشب شب اول بود، ان‌شاءالله سه شب دیگر هست. امام حسین (ع) اگر امروز این‌قدر آقاست که ما یک‌میلیاردمش را می‌دانیم، به خاطری که آن روز تسلیم خدا بود، اگر علی‌بن‌ابیطالب (ع) امروز این‌قدر عزیز است که ما یک‌میلیاردمش را داریم می‌بینیم، به خاطر اینکه آنها آن روز تسلیم بودند، آنهایی هم که چهار روز دنیا را دیدند در آتش دارند می‌سوزند.

یک صلوات مردانه بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد

خدایا، به عزت امام حسین (ع) و اصحابش قسمت می‌دهیم، همه ماها را در راه خودت هدایت بفرما.
خدا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، کسانی که با دینت مخالفت می‌کنند، ذلیل و نابودشان بگردان.
خدا، کسانی که با این‌طور جلسات ناراحتی دارند، هرچه زودتر نابودشان بگردان.

صلوات بفرستید.

************** پايان *****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir

 

ان‌شاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته