اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

 

سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني

سخنرانی شب جمعه مورخه 26/09/88

 

به روح محترم چهارده معصوم و حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.

برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.

به روح رهبر انقلاب و برای سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.

 

 دعای فرج را بخوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

ان‌شاء‌الله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.

 

******* 

مسئله:  

ما نماز ظهر و عصر را بایستی که آهسته بخوانیم، نماز مغرب و عشاء و نماز صبح را همه‌اش ا باید بلند بخوانیم، بلندی که لااقلش تا پنج شش متر آن‌طرف‌تر صدای من و شما را بشنوند، اگر کسی عمداً آهسته بخواند نمازش باطل است. نماز مغرب، نماز عشاء، نماز صبح باید مردها با صدای بلند بخوانند یک طوری که چند متر آن‌طرف‌تر شنیده بشود، اگر کسی عمداً با صدای آهسته بخواند نمازش باطل است. یک وقت نه، یک کسی نمی‌داند، مسئله را نمی‌داند، یا من‌باب‌مثل فراموش می‌کند، آنجا اشکال ندارد. اما آنجا که انسان مسئله را می‌داند، یادش هست، نماز ظهر و عصر را باید آهسته بخواند، اگر عمداً بلند بخواند نمازش باطل است. نماز مغرب و عشاء و صبح را باید بلند بخواند، اگر عمداً یواش بخواند نمازش باطل است. اما خانم‌ها میل خودشان است اگر نامحرم نبود می‌توانند نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخوانند، می‌توانند آهسته بخوانند.

  

هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد

******* 

مقدمه:
وجود مبارک مولا علی (ع) می‌فرماید: بشنو و بفهم و باور کن و بعد به کار ببند تا رستگار شوی.

این جملات کوتاهی که اول منبر من مرتب تکرار می‌کنم این از همه چیز برای ما لازم‌تر است، از یک دنیا دلار، از بیست‌وپنج‌تا ریاست‌جمهوری، هرچه که فکرش را می‌کنی تمام‌شدنی و نابود‌شدنی است، ولی اعمال سالم ما و اعمال خلاف ما همراه ماست بعد از مرگ. لذا این است که می‌فرماید که بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند.

آنهایی که در عصر پیغمبر (ص) می‌شنیدند باور نمی‌کردند، باور می‌کردند عمل نمی‌کردند، تمام اختلافاتی که الآن بین مسلمان‌های سراسر جهان هست و کشتارهایی که می‌شود، مقصرش آن گروه‌اند که دور پیغمبر (ص) بودند، نماز هم می‌خواندند، مکه هم که همه رفته بودند، اما قبول نداشتند، بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی.

امام صادق (ع) هم باز همین را می‌فرماید، می‌فرماید: اگر می‌خواهی به مقام عالیه برسی، بشنو و پیروی کن کسی را که تو را می‌گریاند، اما به درک و معرفتت می‌افزاید. آنکه در دنیا و آخرت به ما ارزش می‌دهد درک و معرفت است. درک و معرفت هم همین چیزهایی است که من از قول خدا و قرآن و ائمه (ع) می‌گویم، یعنی آنکه ما را خلق کرده می‌داند ما چه لازم داریم. من بارها این مثل را زده‌ام، گفته‌ام که یک پلوپز می‌خری، یک ماشین لباسشویی می‌خری، این دستورالعمل دارد. یک کسی که می‌خواهد انسان باشد، خلیفه خدا باشد، جانشین پیغمبرها (ع) باشد، این شخص از همه بیشتر احتیاج دارد که این احکام و اخلاق را از قول خدا و قرآن و انبیاء (ع) گوش کند. چرا؟ چون گفتیم:

مولا علی (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) فرمود: مردم سه گروه‌اند:
1- یک گروه مرده‌اند، فقط یک تکان می‌خورند، مرده است، هیچ تحرکی، حرکتی، دینی، خدایی، تربیتی هیچی نیست!
2- گروه دوم مانند گاوند، گاو از طویله که می‌آید بیرون علف می‌خواهد و آب می‌خواهد و یک جا در سایه بیفتد و نشخوار کند.
3- گروه سوم اینها عقلاء و آدم‌ها هستند، یعنی شماها که هرکجا هستید، اینجا ان‌شاءالله تشریف می‌آورید، سی‌دی می‌گیرید، در خانه گوش می‌كنيد، به شما بگویم بگیرید، سی‌دی بگیرید، نوار بگیرید، ان‌شاءالله در هفته گوش کنید. اولاً هردفعه که می‌نشینی گوش می‌کنی ثواب عظیمی را به تو می‌دهند، دوم ما وقتی که می‌نشینیم این گفتار امشب را هردفعه گوش می‌کنیم، چندین مطلب به مطلب‌های ما اضافه می‌شود، چندین سوال ما هم جواب داده می‌شود. بعضی‌ها ناراحت‌اند، از اينكه من الآن دیگر نمی‌توانم بنشینم جواب سوال بدهم، برادر شما سی‌دی را بگیر کاملاً گوش کن، کاملاً به تو جواب می‌رسد.

پس ما اگر بخواهیم به خدا برسیم، به کمال برسیم، به بهشت برسیم، به انسانیت برسیم، لازم است که ما پند‌پذیر باشیم.
چون باز هم مولا علی (ع) می‌فرماید: سه‌تا علامت باید داشته باشی که انسان کامل بشوی:
1. پندپذیر درون، گفتار خوب را هرکس می‌خواهد باشد هرکس می‌خواهد باشد، ریز و درشت بچه فرق نمی‌کند، حرف خوب زد بپذیر. گفتم که خود خدا اول موعظه‌پذیر است، وقتی قرآن را می‌خوانی حدود سیصدتا کم‌و‌‌زیاد حکایت در قرآن است، خدا تعریف می‌کند کی چه گفت؟ ای پیغمبر، تو این را بگو.
2. پندگوی درون
3. توفیق الهی

گفتم که لقمان به پسرش می‌گوید: پسر جان، اگر تو یک ذره‌ای از خردل کوچک‌تر مثلاً، بین زمین و آسمان قایم بکنی، خدا می‌داند. پسر جان، وقتی راه می‌روی هی گردنت را نکش، تو از کوه‌ها دیگر گردنت، سرت بلندتر نمی‌شود. پسر جان، من‌باب‌مثل در گفتار داد نزن، صدایت از الاغ کلفت‌تر نمی‌شود. همه اینها را خدا به پیغمبر (ص) می‌گوید اینها را بگو. پس خود خدا از همه کس بیشتر پندپذیر است، کسی هم که نمی‌خواهد بپذیرد، احمق اول دنیا و آخرت است، هرکه می‌خواهد باشد، تعارف ندارد.

لذا وجود مبارک علی (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) می‌فرماید: نصف علم این است که بدانی که نادانی. ابو‌علی سینا همین الآن هم تمام جهان از کتاب‌هایش، از علومش استفاده می‌کنند، اما این آخرش نوشته که من این‌قدر فهمیدم که نفهمم، این‌قدر فهمیدم که نادانم. چرا؟ نفسش تربیت شده، ما با چهارتا جمله که یاد می‌گیریم فکر می‌کنیم که ما دیگر از خدا هم بهتر می‌فهمیم! اما آن به تمام کمال عقلی و علمی رسیده، ولی می‌گوید من این‌قدر فهمیدم که نادانم. مولا علی (ع) می‌فرماید که نصف علم این است که بدانی که نادانی، نصف دیگرش این است که پندپذیر باشی و بروی دنبال یاد گرفتن.

رسول‌الله محمدبن‌عبدالله (ص) هم همین را می‌فرماید، می‌فرماید: آنچه را که می‌دانی یک حلقه انگشتر است، آنچه را که نمی‌دانی یک دشت است. همه!

بعد مولا علی (ع) می‌فرماید: اگر می‌خواهی در زندگی پیشروی کنی، به مقامات عالی برسی، چهار چیز را باید کنار بگذاری، از خودت دور کنی:
1- شتابزدگی که کار شیطان است، داری صحبت می‌کنی، زود دوست نداشته باش که جواب بدهی، فکر کن. ولو که طرف دشمنت هم هست، اگر درست است حرفش، بپذیر.

این مسئله این‌قدر مهم است که خدا در قرآن در سوره زمر می‌فرماید:
سوره زمر آیه 18- ای پیغمبر (ص)، مژده بده به کسانی که حرف‌ها را گوش می‌کنند بهترینش را انتخاب می‌کنند و عمل می‌کنند اینها هستند که دانشمندند، عارف‌اند، عالم‌اند، اهل بهشت‌اند. هرچه بخواهی هستند.

مولا علی (ع) می‌فرماید اول چیزی که سبب انسانیت می‌شود، شتابزدگی را از خودت بیرون کن که کار شیطان است. به عکسش تأنی و آرامش کار خداست.

2- لجبازی نکن، دیدی یک کسی حرف درست می‌زند، کار درست، آدرس درست است، قبول کن، با لجبازی انسان فقط به خودش ضربه می‌زند. الآن تمام گرفتاری‌های ما در مملکت، جنگ و جدال و بگو و بشنو و دادگستری و این‌طرف و آن‌طرف به خاطر لجبازی است، وگرنه تمام اسلام را می‌دانند، چون ما در اسلام بزرگ شده‌ایم، حتی طرف ارمنی، یهودی، جهود است، در این مملکت قانون اسلام را می‌داند، حرام و حلالش را می‌داند، لجبازی، می‌گوید لجبازی نکن.

3- در تمام امور خودبین نباش که کار احمق‌هاست، شخص خودبین آدم احمقی است! نه! همیشه وقتی دیدی کسی کار درستی می‌کند، حرف درستی می‌زند، تأیید کن. حتی شما می‌گفتی غلط بود، او گفت: درست است، بگو دست شما درد نکند. وقتی که گفتی دست شما درد نکند، خیلی ممنون که مرا روشنم کردی، باز دفعه دیگر هم او چیزی بلد است به تو می‌گوید. خدا هم از متواضعین خوشش می‌آید، بالاترین دوست متواضعین خداست که می‌گوید تا آسمان هفتم بالا می‌برمت، بالاترین دشمن متکبر هم خداست. می‌گوید: تا زمین هفتم فرو‌می‌برمت، تکبر نکن، در تمام امور خودبین نباش.

4- چهام چیزی که آقا علی (ع) می‌فرماید سبب ترقی و پیشرفتمان است، در تمام امور سعی کنید که سستی نکنید. من بارها گفته‌ام بهار عمر شما جوان‌ها، هرکجا هستی الآن با اینترنت داری گوش می‌کنی، خارج، ایران بعد با سی‌دی گوش می‌کنی، بهار عمر شما جوان‌ها دیگر حداکثر از پانزده سالگی تا بیست‌و‌پنج سالگی است، اگر در این مدت حرکت کردی به جایی رسیدی فرق نمی‌کند حتماً سواد نیست ‌ها، درس خواندن نیست، نمی‌توانی درس بخوانی، برو کار بکن، تا به سن بیست‌و‌چهار پنج سال برسی، خودت را در یک امري استاد کن، دیگر آقایی. اگر نکنی، سستی کنی، دیگر نمی‌شود. بعضی‌ها می‌بینی سنش بالاست، فقر و فلاکت گرفته‌اش. چرا؟ آن روز که بایست حرکت می‌کرد نکرد، حالا می‌گوید هرجا می‌زنم نمی‌شود. آقا می‌خواهم اینجا کار کنم، تا قیافه مرا نگاه می‌کند می‌گوید نه! خب بابا حق دارد، تو یک آدم هستی چهل ساله، آن آقا من‌باب‌مثل بیست‌و‌پنج سالش است، سی سالش است، صاحب مغازه است، صاحب کارخانه است، می‌خواهد به تو فرمان بدهد رویش نمی‌شود. از آن‌ور هم می‌بیند تو عرضه نداری. لذا می‌گوید، سستی نکنید، اگر این چهارتا را کنار نگذارید و لجبازی کنید آن وقت:

شیطان به فرزندانش می‌گوید: حالا ما سه‌تا کار با اینها می‌کنیم و موفق هم می‌شویم، اینها دیگر روی خوش نمی‌بینند:
1- کارهای خود را بزرگ بشمارند، آدم‌های فهمیده، با درک و معرفت هرچه هم کار خوب بکند، خودش را کوچک می‌داند.

مثلاً رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص)، خب ایشان که قابل قیاس نیست با همه ماها، با کل جهان از نظر علم و منطق و هرچه بخواهی رسول‌الله (ص) خاتم است، اما می‌گوید من پنج‌تا کار را انجام می‌دهم که امتم یاد بگیرند، بعد از من انجام بدهند:
1. به کودک سلام می‌کنم.
2. بزم را خودم می‌دوشم.
3. لباس پشمی می‌پوشم.
4. دوترک سوار الاغ می‌شوم.
5. روی زمین می‌نشینم با غلام با نوکر غذا می‌خورم.
چرا؟ چون یکی از چیزهایی که واقعاً بین ما اختلاف انداخته، جدایی انداخته، تکبر است.

امام صادق (ع) در کافی شریف سه دفعه لعنت می‌کند: لعنت بر کسی که به دنبال ریاست برود، لعنت بر کسی که ریاست را به خود ببندد، لعنت بر کسی که فکر ریاست بکند، چون در اسلام ریاست وجود ندارد، در اسلام مسئولیت وجود دارد، در این کار می‌توانی مسئولیت را قبول کنی؟ بکن، نمی‌توانی نکن. وقتی هم که کردی بدان خدا دارد می‌بیند، دقیقه‌ها را می‌بیند. یک قران، یک قران، یک میلیون، یک میلیون، خرج‌ها را می‌بیند، آنکه باید جواب بدهد تو هستی، نمی‌توانی نکن. لذا این است، شیطان می‌گوید وقتی که انسان آن چهار چیز را از خودش بیرون نکرد، یک ما کارهایش را در نظرش بزرگ جلوه می‌دهیم، فکر می‌کند که بهترین کار، بهترین کارها را کرده.

2- گناهانشان را فراموش می‌کنند، گناهی که الآن در زمان ما می‌شود در زمان هیچ جاهلیتی نشده، در زمان هیچ جاهلیت، هیچ زمان نشده. می‌دانی چرا؟
• یکی اینکه این تلفن الآن آمده بین ما، راحت خانم، آقا می‌بینی روزی چند‌تا زنا می‌کند، گناه زنا پایش می‌نویسند با یک تلفن، زنای تلفنی! سلام احوال شما، بابا اگر احوالپرسی است، سه کلمه: سلام علیکم، حال شما خوب است؟ خانواده خوب‌اند؟ التماس دعا خداحافظ شما. این معنی صله‌رحم است، ولی حالا بیا از سیر تا پیاز بگو، حسین چه کار کرد؟ تقی چه کار کرد؟ سکینه خانم، رقیه خانم و و و... هیچ زمانی در هیچ جاهلیتی مثل عصر ما گناه نبوده، یکی همین تلفن است.

• یکی این تلویزیون است، گناه همین‌طور از سراپای این تلویزیون می‌ریزد، همه بی‌تفاوت، همه بی‌تفاوت! بابا این برنامه کودک که به نام کودک است، این همه‌اش رقص است، همه‌اش دست بزن است، همه‌اش برقص است، هیچ ادب اخلاق در آن نیست، شرافت درونش نیست، انسانیت نیست، اصلاً شرافت ندارند. در اسرائیل و آمریکا، کجا اینها را تربیت می‌کنند، می‌آیند اينجا؟ این بچه از درون شکم مادر بی‌شرف و بی‌ناموس و رقاص بار می‌آید! می‌گوید کاری می‌کنیم گناه‌هایشان را فراموش کنند! از آن‌ور کارهایشان را بزرگ بشمارند، از این‌ور گناه‌ها را فراموش کنند.

• لذا سوم این‌طور در این خیابان و مغازه‌ها زن‌ها کاسب شدند، راننده شدند، آمده‌اند وسط و و و... همین‌طور چشم دارد شب و روز زنا می‌کند هیچ کس هم به فكر نيست، همه بی‌خیالش هستند. آقا خوشحال است که خانمش سر برج سیصد هزار تومان پول می‌آورد، آقا و خانم خوشحال‌اند که دخترشان سر برج دویست هزار تومان پول می‌آورد! همه‌شان! می‌گوید از آن‌طرف کارهایشان را بزرگ جلوه می‌دهیم، از این‌ور گناه‌ها را فراموش می‌کنند.

3- همیشه متکبر و خود‌خواه هستند، آقا شما نمی‌فهمی، شما قدیمی صحبت می‌کنی! خب احمق همین حرف را به موسی (ع) هم می‌زدند، می‌گفتند: تو قدیمی صحبت می‌کنی، همین حرف را به عیسی (ع) هم می‌زدند، می‌گفتند تو داری حرف‌های ششصد سال پیش موسی (ع) را می‌زنی! به رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) همین حرف را می‌زدند، می‌گفتند که جادوگر است، ساحر است، دیوانه است، نمی‌فهمد. همین حرف را بعد از رسول‌الله (ص) به علي (ع) هم مي‌زدند. با همین حرف‌ها که علی (ع) قدیمی فکر می‌کند، علی (ع) همچین است، علی‌بن‌ابیطالب (ع) را خانه‌نشین کردند. گوش دادی بابا جان من؟ لذا این است که می‌فرماید سوم همیشه خودبین و متکبرند.

بعد آقا رسول‌الله (ص) می‌فرماید: چهارتا خصلت کثیف است، یک دانه‌اش در هرکه باشد دنیا و آخرتش بیچاره است. اینها را جدی بگیریم‌ ها، شوخی نگیرید‌ بابا جان، ببنید، خدا لطفش این است که دست شماها را گرفته از راه‌های دور و نزدیک آورده در این خانه نشانده، امشب هم شب اول محرم است، به روح آقا امام حسین (ع) و اصحابش سه‌تا صلوات مردانه بفرستید.

پیغمبر (ص) فرمود: حسین من نور هدایت است "ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة‌" امام حسین‌(ع) نور هدایت است و کشتی نجات، کشتی‌اش همین جاست که الآن در آن نشستیم، دست ماها را گرفته از راه دور و نزدیک دور هم جمع کرده. خانم در خانه نشستی با اینترنت گوش می‌کنی الآن در کشتی امام حسین (ع) هستی، در آمریکایی، در اسرائیل، هرجا هستی داری گوش می‌کنی در کشتی امام حسین (ع) هستی. می‌فرماید که امام حسین (ع) کشتی نجات است. لذا می‌فرماید این چهار خصلت اگر یک دانه‌اش هم در هرکه باشد بدبخت دو دنیاست:

1- کینه، باور کن امام حسین (ع) را روی کینه کشتند. کینه! بابا بین همدیگر حرفی می‌شود سخنی می‌شود انسان چه کار می‌کند؟ حرف طرف درست بود قبول می‌کند، درست نبود واگذار به خدا می‌کند، تمام شد رفت. قلب ما جای خداست، قلب ما جای سلامت است، جای ناراحتی نیست، جای نکبت نیست. شما فکر نمی‌کنی هرکدورتی، کینه‌ای از هرکس داری، کسی که مریض است شما هستید، آن دارد زندگی‌اش را می‌کند، شما که از این و آن در دلت بار نگه داشتی به نام کینه، شما مریضی. یک کینه است.

2- غرور، شما خیال می‌کنی معاویه را چه نابود کرد؟ غرور! می‌گفت: من بیست‌وسه سال با رسول‌الله (ص) بودم، من کسی بودم که هروقت آیه نازل می‌شد من یادداشت می‌کردم، حالا من بنشینم من‌باب‌مثل علی همچین بشود؟ غرور! فرق نمی‌کند، همین الآن هم همین‌طور است، همین الآن هم تمام اینهایی که با همدیگر جنگ و جدال دارند، والله یک مثقالش برای خدا نیست، همه‌اش برای غرور و پول و پست و ریاست است. می‌گوید یک دانه از اینها در تو باشد، دنیا و آخرت نداری.

3- تکبر، تکبر یعنی انسان خود‌بزرگ‌بین است، می‌گوید: من درست می‌گویم، حرف من! نه، قرآن این را نمی‌گوید.

سوره زمر آیه 18می‌فرماید: ای پیغمبر، مژده بده به کسانی که حرف‌ها را گوش می‌کنند، بهترینش را انتخاب می‌کنند و به آن عمل می‌کنند.

در سوره نساء آیه 49 می‌فرماید: خودتان را پاک و منزه ندانید، ما شما را می‌شناسیم.

در همان سوره نساء آیه 59 می‌فرماید: اگر راست می‌گویی تو ایمان داری، خدا را قبول داری، اطاعت کن خدا را، اطاعت کن رسول‌الله (ص) را، اطاعت کن اولی‌الامر را، گفتگویی هم دارید بیایید زیر چتر قرآن.

در همان سوره نساء آیه 61 می‌فرماید‌: تو منافقی، تا اسم رسول‌الله (ص) و قرآن می‌آید رنگت می‌پرد، عصبانی می‌شوی.

در همان سوره نساء آیه 65 خدا قسم می‌خورد: به خودم قسم، این مردم ایمان ندارند، مگر اینکه تسلیم باشند ای پیغمبر در مقابل تو.
پس تکبر چیز بدی است، اول دشمن متكبر هم خداست، هیچ وقت هم متکبر موفق نیست.

4- مادر همه اینها حسادت است، حسادت است، حسادت است. حسادت! شیطان کرد این کار را. شیطان دو رکعت نمازش چهار‌هزار سال طول کشید، گفت "الله اکبر" رفت مشغول مناجات با خدا شد و چها‌رهزار سال دو رکعت نماز طول کشید، شش‌هزار سال خدا را عبادت کرد، اما حسادت نگذاشت. خدا می‌گوید تو این را سجده کن، می‌گوید نه آن از گل است و از ظلمت است، من از آتش و نور هستم. تو چه کار داری به این حرف‌ها؟ اصلاً خدا می‌گوید اگر ما این امتحان را نمی‌گذاشتیم، همه‌تان فکر می‌کردید آدم خوبی هستید، حتی شریعت، می‌گوید ما چرا این شریعت، این پیغمبر، آن پیغمبر را مي‌فرستيم؟ برای اینکه به تو ثابت کنیم بابا تو دروغ می‌گویی. خب خدا می‌توانست بگوید بعد از رسول‌الله (ص) قرآن است، چرا علی‌بن‌ابیطالب (ع) را معرفی می‌کند؟ برای اینکه امتحان بشوند. تو اگر تسلیم خدایی، خب خدا علی (ع) را گذاشته، خدا این دوازده امام (ع) را گذاسته، خب ما انتخاب می‌کنیم خراب در‌می‌آید، ولی امام‌ها (ع) انتصابی هستند، ان‌شاءالله از شب جمعه تا چهار شب به نام نامی امام حسین‌(ع) جلسه هست، بیایید که من دفاع بکنم، از امام حسین (ع) و اصحابش؛ که امام (ع) و پیغمبر (ص) این‌طور نیست که مثل من و شما باشند، میل خودشان را رفتار کنند. آنها امر اطاعت می‌کنند. خدا چه گفته؟ چشم.

لذا این است که باز،
رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: آدم‌های خوب، انسان‌های باشخصیت چهارتا نشانه دارند، ان‌شاءالله شما باشید و هرکس هرکجا هست گوش می‌کند. می‌فرماید انسان‌های خوب باشخصیت چهارتا نشانه دارند:

1- صادق و راستگو هستند، برادر والله و بالله از دروغ و دوز‌و‌کلک هیچی درنمی‌آید، همان موقع که داری دروغ را می‌گویی طرف در صورتت می‌فهمد. می‌گوید آدم‌ها، انسان‌های عاقل و فهمیده صادق و راستگو هستند.

2- به نماز و دستورات خدا، دستورات دینی اهمیت می‌دهند، یعنی نماز که می‌خواند نماز این را از گناه باز‌می‌دارد، به غیبت که می‌رسد جدی از غیبت فرار می‌کند، به مال مفت که می‌رسد، مال دولت... این پول‌هایی که در دست‌و‌بال این دولتی‌ها مثل رودخانه می‌چرخد مال ملت است. آقا رئیس‌جمهور داده! مگر رئیس‌جمهور خودش کیه؟! آقا وزیر داده، مگر وزیر کیه‌؟! این مال ملت است، هفتاد هفتاد‌و‌پنج میلیون ملت همین الآن صاحب یک قران این پول هستند یک تک قران، کی می‌تواند جواب بدهد؟ کسی که مومن باشد به نماز و دستورات دینی اهمیت می‌دهد، یک تلفن بی‌جا از اداره نمی‌زند می‌گوید مال مردم است. یک تلفن بی‌جا نمی‌زند! یک ورق کاغذ بي‌جا استفاده نمی‌کند! می‌گوید مال مردم است.

این کار را علی‌بن‌ابیطالب (ع) کرد که جنگ جمل به پا شد، طلحه و زبیر آمدند با او صحبت کنند راجع به دنیا، ما بیا با هم بسازیم، یک پستی، مقامی به ما بدهی، ما با تو همکاری کنیم. شب بود، حالا شمعی، چراغی روشن بود آقا (ع) داشت کارهای مملکتی انجام می‌داد. تا اینها آمدند آقا (ع) آن چراغ یا آن شمع را خاموش کرد. طلحه و زبیر و اینها گفتند: چرا این کار را کردی آقا؟ گفت: خب تا حالا من داشتم کار مملکتی انجام می‌دادم، این چراغ هم این شمع هم از مال بیت‌المال بود. حالا می‌خواهیم حرف خصوصی بزنیم دیگر نمی‌شود از آن استفاده کرد. اينها دیدند ای وای! حالا حديث هست كه می‌فرماید: وقتی که خط می‌نویسید نوک قلم‌هایتان را (آن موقع قلم‌ها با این نی‌ها بود.) نازک کنید که جوهر کم ببرد، سطرها را زیر هم بنویسید، سخن‌های بی‌خود را ننویسید. چرا ؟ برای آنکه یک ورق کاغذ یکي‌و‌نصفی نشود. چرا؟ او ایمان آورده می‌داند که خدای عظیم‌الشأن بعد از مرگ حساب می‌رسد، اینجا راحت... ما آدم داریم والله در این تهران که می‌خواهد یک کیلو سیب‌زمینی بخرد با بچه‌هایش بخورد به حضرت عباس (ع) نمی‌تواند، این راحت همین‌طوری پول پشکلی در زندگی خرج می‌کند. می‌گوید چهارتا نشانه دارد آدم باشخصیت خوب، اول اینکه صادق و راستگوست، دوم به نماز و دستورات دینی اهمیت می‌دهد.

3- پندپذیر و درستکار است، ولو که مومن همه چیز را می‌داند، اما تا یک کسی دارد صحبت بکند گوش می‌کند، اگر بلد است خب به درکش اضافه شده، تجدید شده، بلد نیست، یاد می‌گیرد. علامت مومن همین است، ولو که بلد است گوش می‌کند، می‌گوید سوم پندپذیر و درستکار است.

4- چهارم علامت یک شخص انسان کامل، مومن این است که احسان‌کننده و خیر‌خواه است، بهترین احسان این است که ما صبح که از خواب بلند می‌شویم بگوییم: خدایا، توفیق بده ما امروز به کسی اذیت نکنیم. خیر‌خواه می‌خواهید باشید، اداری هستی، هرکی هستی، بگو خدایا، به من توفیق بده که من امروز تا شب بتوانم کار چند نفر را راه بیندازم، اینها علامت انسان‌های کامل است.

شخص پست منافق هم چهارتا نشانه دارد، چرا من اینها را اکثراً هی زود‌به‌زود می‌گویم؟ چون اینها یک دانه‌اش دنیا و آخرت ما را نابود می‌کند. والله من ندیدم کسانی که در دنیا صادق و راستگو و خوب باشند اینها بیچاره بشوند و ندیدم کسانی که با دوزوکلک باشند، اینها زندگی داشته باشند. حتی یک وقت در تلویزیون با یک عده‌شان مصاحبه می‌کنند با این پیرمردها من نگاه می‌کنم می‌فهمم، می‌بینی می‌گوید بله، نه الحمدلله خیلی زندگی‌ام خوب است، بچه‌ها همچین، زندگی شیرین، این در کارهایش خلاف نکرده. آن می‌گوید: نه، بچه‌ها محلم نمی‌گذارند، آدم حسابم نمی‌کنند. تو لقمه کثیف بردی خانه، نان نجس بردی خانه! خب همین است!

می‌گوید شخص منافق پست:
1- دروغ می‌گوید.
2- دورو و دوزبان است. که گفتم کسانی که دو‌رو و دوزبان‌اند، بعد از مرگ خدا دوتا زبان به اینها می‌دهد، یکی از جلو یکی از عقب، بلند و دراز از آن همین‌طور شعله می‌رود بالا، این خودش در خودش می‌سوزد. باور کنید، در همین دنیا هست، حالا من وقت ندارم اما اگر بخواهم می‌گویم کیست؟
3- آدم پست منافق موعظه‌پذیر نیست، به عکس مومن، مومن اگر دانای دانای دانا هم باشد، دوست دارد که یاد بگیرد. می‌گوید آن نه، هیچ موعظه‌پذیر نیست، تکان نمی‌خورد.
4- به وعده‌ای که می‌دهد وفا نمی‌کند. جوان‌ها، برادرها، خانم‌ها، آنها که بعد سی‌دی گوش می‌کنید، به هرکی می‌خواهی قول بدهی اول فکر بکن، اگر می‌توانی سر آن ساعت، اگر می‌توانی این کار را بکنی قول بده، آن هم بگو ان‌شاءالله، بعد هم تا پای مرگت پای قولت باش.

بعد می‌فرماید: بدبختی مردم در دنیا سه چیز است، بیچاره‌اند:
1- تجملات‌پرستی، ببین

این تجملات سه نوع است:
1. تجملات‌پرستی،
2. تجملات‌گرايي،
3. لازمهٔ زندگی،
- این سومی خوب است شما داری کار می‌کنی زندگی می‌کنی پول د‌رمی‌آوری، حالا آن چيزی که لازمۀ زندگی است می‌خری. حدیث هم داریم، مرد خوب کسی است که وقتی خدا به او وسعت داد به زن و بچه‌اش وسعت بدهد، ولی روی چشم‌وهم‌چشمی نیست، همین‌طوری فرش می‌خری، چیز می‌خری، این را می‌گویند زندگی، لازم است.

- تجملات‌گرا هی نگاه می‌کنی کی چه خریده؟ مال ما عیدی از آن بهتر باشد، مال ما آن‌طور باشد، ما پارسال اين را داشتیم امسال این نباشد. تجملات‌گرا!

- تجملات‌پرست دینش را رویش می‌گذارد، ناموسش را می‌گذارد رویش، زنه می‌رود زنا می‌دهد که عید یا مثلاً فلان وقت این را داشته باشد، مرده در اداره هرنوع دزدی را می‌کند که نفسش راضي بشود، که مثلاً خانه زندگی‌اش از داداشش بهتر باشد، از آن بهتر باشد! تجملات‌پرستی!
می‌فرماید: سه چیز گردن مردم اهل دنیا را شکسته، یک تجملات‌پرستی.

2- چشم‌و‌هم‌چشمی، برادر من، هرکس زندگی‌اش برای خودش خوب است، حتی داریم که لقمان می‌گوید وقتی می‌روی خانه کسی مهمانی، فقط به صاحب‌خانه نگاه کن، به در و دیوار و کف اتاق نگاه نکن. می‌روی مهمانی صاحب‌خانه را نگاه کن، سلام و علیکم حال شما خوب است، احوالپرسی كن، تمام شد، رفت. دوم چیزی که انسان را بدبخت کرده، این است که می‌فرماید چشم‌وهم‌چشمی.

3- حسادت، حسادت، حسادت! برادرها این رذیله‌ها بخواهیم و نخواهیم در ما هست، بخواهیم و نخواهیم هست. وجود مبارک مولا علی (ع) به روحش صلوات بفرستید.

علی (ع) می‌فرماید: این صفت‌های کثیف، این رذیله، این خصلت‌های کثیف همین که عرض می‌کنم حسادت، بخل، غضب که همین الآن برایت می‌خوانم آقا رسول‌الله (ص) مي‌فرمايد که شخص سخن‌چین نه‌تا صفت خانمان‌سوز دارد، باید این همیشه مورد بغض باشد. همین الآن برایت می‌خوانم، اینها در ما هست، در اثر دو چیز، ما می‌توانیم اینها را از خودمان بیرون کنیم:
• یک بیاییم در این کلاس‌ها بد و خوب را بفهمیم، چه کاری بد است، چه کاری خوب است؟ چه کاری نباید کرد، چه کاری باید کرد؟
• دوم مبارزه با نفس اماره، مبارزه با خواسته‌های دل، مبارزه با خواسته‌های چشم، مبارزه کنیم با خواسته‌های زمان. لذا این است که می‌فرماید که سوم حسادت.

بعد می‌فرماید: مردم خوشبخت هم سه‌تا نشانه دارند:
1. متواضع و فروتن‌اند، آدم‌های خوب هم متواضع‌اند هم فروتن، به هرکه می‌رسد سلام می‌کند، احترام می‌گذارد، حرف می‌زند، حرفش را گوش می‌کند. به همه کس احترام می‌گذارد، هیچ‌وقت هم فکر نمی‌کند که این یک نقطه از من پست‌تر است. به جان همه‌تان، به خدای عظیم قسم، من سی‌‌و‌چهار سال است خدمت شماها دارم صحبت می‌کنم، هنوز برای یک‌بار در این مغز من نیامده که من فکر بکنم از یکی از شما مثلاً من بهترم، از یکی از شما مثلاً من داناترم. آخر نمی‌شود درک و معرفت در مغز است، آن هم خدا می‌دهد، اینکه الآن شماها دارید اینجا گوش می‌کنید خودش از معرفت شماست، از خوبی من نیست. لذا می‌فرماید: مردم خوشبخت هم سه‌تا نشانه دارند، یک تواضع و فروتنی، تنها کسی هم که دشمن ندارد همین است، کسی که متواضع و فروتن باشد، دشمن ندارد.

2. گذشت از دیگران، قلبش پاک است همیشه، می‌گذرد. حالا طرف اشتباه کرده، می‌گوید: خدایا، ما گذشتیم، تو هم بگذر. خدا خوشش می‌آید، گذشت از دیگران.

3. قانع بودن، به شما بگویم‌ ها، یکی از چیزهای خوب این که انسان قانع باشد، چقدر مال داری، چقدر ثروت داری، چقدر درآمد داری، اینها مهم نیست، دو چیز مهم است:
• چقدر قانع هستی؟ طرف می‌بینی روزی یک میلیون درآمدش است، غصه می‌خورد. روزی صدهزار تومان در‌آمدش است. غصه می‌خورد. طرف می‌بینی سر برج من‌باب‌مثل می‌رود دویست‌وپنجاه هزار تومان حقوق می‌گیرد، خوشحال هم هست. الحمدلله! قانع!

• دوم چقدر خانه داری، چقدر زندگی داری، چقدر پول داری مهم نیست، چقدر اینها مفید است؟ هریک شبی که اینجا شماها تشریف بیاورید و تا بروید فقط و فقط خدا می‌داند که ثوابش چه خبر است؟ اگر بخواهند ثواب یک شبش را در ماها پخش کنند، کل تهران می‌شود اسکناس، می‌گوید خانه‌ات چقدر است و نمی‌دانم ماشین چیه نه، ببین چقدر این پول مفید است؟ چقدر این مفید است؟ لذا می‌فرماید که خوشبخت سه‌تا نشانه دارد، اول تواضع و فروتنی، دوم گذشت از دیگران، سوم قانع بودن.

این چند جمله که الآن می‌گویم خیلی مهم است، یک صلوات بفرستید.
امام صادق (ع) (به همه، به من، به شما، به علماء، به رئیس‌جمهور، به رهبر، به تمام کسانی که در این مملکت می‌خواهند حرف بزنند.) می‌فرماید: از ما بگویید، گفتار ما زیباست، و چون گفتار ما زیبا و برای خداست، مردم هم گوش می‌کنند، هم می‌پذیرند. این را امام صادق (ع) می‌گوید، رئیس مذهب ما.

رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: در زمان گرفتاری‌ها و فتنه‌ها و آشوب‌ها روی به قرآن بیاورید، خوب گوش کنید. چرا؟ حدیث هم داریم، هروقت می‌خواهید خدا با شما صحبت کند قرآن بخوان، الآن اینکه من آیه قرآن می‌خوانم یعنی خدا دارد صحبت می‌کند با ما، هروقت می‌خواهی خدا با شما صحبت کند قرآن بخوان، هروقت می‌خواهی شما با خدا صحبت کنی نماز بخوان. هروقت داری قرآن می‌خوانی، هرکس دارد قرآن می‌گوید، مستقیم دارد خدا مي‌گويد، می‌گوید در زمان گرفتاری‌ها، فتنه‌ها، ناراحتی‌ها، روی به قرآن کنید.

از قرآن بگویید که دستورات خدا دوای درد دل‌هاست، اصلاً اثر می‌کند. وقتی طرف دارد صحبت می‌کند بگوید خدا در قرآن این را می‌فرماید، می‌نشیند به خلق‌الله.

دفع هرگرفتاری و فتنه قرآن است. کی می‌گوید؟ کسی که قرآن از دو لب مبارک ایشان به ما رسیده، قرآن روشنگر زمان است، قرآن شفاءدهندۀ قلب‌هاست، بی‌انصاف قرآن بگو، از قرآن بگو، بگو خدا این را می‌گوید، چرا همین‌طوری چرت‌وپرت هرکه دلش هرچی می‌خواهد می‌گوید؟ اثر هم نمی‌کند! بعد از مرگ هم باید بروی جهنم، هزاران سال گرفتارید!

اینکه قرآن خودش می‌گوید، می‌‌گوید بعد از مرگ چقدر بین بزرگان و ضعفاء دعواست. می‌گوید خدا لعنت کند این را، خدا لعنت کند. آیه قرآن است، می‌فرماید که خدایا، اینها ما را گول زدند، بیاورید اینجا ما با لگد اینها را له کنیم. آن هم می‌گوید خدا لعنت کند تو را که حرف مرا گوش کردی.

قرآن شفاءدهنده قلب‌هاست، قرآن راهنمای انسانیت است، قرآن راهنمایی است که اشتباه و گمراهی ندارد. اینها را رسول‌الله (ص) می‌فرماید، قرآن اشتباه ندارد، قرآن روشنگری است که تاریکی در آن پیدا نمی‌شود، چون خدا که ما را خلق کرده می‌داند که ما باید چه بکنیم، چه باید نکنیم؟ هرکس هم می‌گوید من قرآن را نمی‌فهمم، ما نمی‌توانیم. من آن هفته گفتم، این گوش‌ها را بردار، گوش الاغ بگذار جایش.

خدا خودش می‌گوید، قرآن را آن‌طور من ساده فرستادم که همه از آن پند بگیرید. چندین‌بار می‌فرماید: ما قرآن را ساده و آسان کردیم که تو پند بگیری، آیا پندپذیری هست؟

قرآن کتاب انسان‌سازی است، قرآن آیین‌نامۀ بشریت است. "به شرطها و شروطها"، قرآن را همان‌طوری که ما آوردیم بگویید.

همان پیغمبر (ص) (چون قرآن از دو لب مبارک محمدبن‌عبدالله "ص" گفته شده، قرآن را ایشان آورده.) می‌فرماید: قرآن را آن‌طوری که ما آوردیم اگر برای مردم می‌گفتند یا بگویید دو نفر با هم اختلاف ندارند، چون بنده خدا هستند، قلب‌ها هم دست خداست، گوش می‌کنند.

چند‌تا جمله است من عرض می‌کنم برادر، خوب گوش کنید، چه شما که الآن اینجا هستید، چه آنها که بعداً با سی‌دی گوش می‌کنید، چه آنها که دارید با اینترنت گوش می‌کنید، این چند جمله را گوش کنید:

1. این گفته‌ها که دائم هست همدیگر را انتقاد می‌کنند، مجادله، جنگ، دعوا، اینها از اول خلقت آدم بوده. مثلاً آدم (ع) يك پسرش قابیل، آن پسرش ‌هابیل است، قابیل پسر پیغمبر است، ‌هابیل هم پسر پیغمبر است. قابیل می‌گوید: من خدا را قبول ندارم، پیغمبر را قبول ندارم، پدرم را قبول ندارم. آنکه دلم می‌خواهد می‌خواهم بکنم‌. هابیل هم می‌گوید: نه من تسلیم خدا و پدر و پیغمبر هستم. این جنگ و جدال‌ها و بگو‌و‌نگوها از اول خلقت عالم بوده تا انقراض هم هست. همین‌طوری ما یا جهنمی می‌شویم، یا بهشتی. یادت نرود، توجه داشته باش.

2. دوم من چه می‌گویم، او چه می‌گوید، تو چه می‌گویی را ولش کن. مهم این است که ما دینمان را انتخاب کنیم، مهم این است که ما دینمان را انتخاب کنیم، حالا که دین را انتخاب کردیم، هم از این دین اطاعت کنیم، هم از این دین دفاع کنیم. این بگوو‌نگو‌ها همیشه هست، از اول خلقت عالم بود تا آخرش هم هست. این چه می‌گوید؟ آن چه گفته؟ ایشان چه گفت؟ ما چه کار داریم؟ ما باید ببینیم دینمان چیه؟ آقا دینت چیه تو؟ دینت خداست، خیلی خب ما یک خدا بیشتر نداریم، یک قرآن هم بیشتر نداریم، یک رسول‌الله (ص) هم بیشتر نداریم. خب وقتی در مقابل آنها تسلیم باشیم جنگی وجود ندارد. پس ما باید سعی کنیم ان‌شاءالله‌الرحمن دینمان را انتخاب کنیم، دینی که انتخاب...

بابا، دزده دینش را انتخاب کرده، تا پای جان پایش می‌ایستد. کیف‌قاپه دینش را انتخاب کرده تا پای جان پایش می‌ایستد. خب تو خدا را انتخاب کن، قرآن را، تمام شد دیگر! پس الآن چرا من این را امشب دارم می‌گویم؟ چون که من بیش از ده سال است دارم مرتب می‌گویم که آمریکا، انگلیس، اسرائیل، پول فراوان دارند خرج می‌کنند، برای اینکه بین ما اختلاف بیندازند. البته اختلاف بینداز و حکومت کن، کار صدو‌پنجاه سالۀ انگلیس است، اما اخیراً آمریکا و اسرائیل هم یاد گرفتند، پول فراوان در دستگاه‌ها، در رؤسا، کسانی که نفوذی دارند، فلان پخش می‌کنند، بین ما اختلاف بيندازند. اختلاف بینداز و آدم‌کشی کن و برو جلو.

لذا این است که حالا می‌بینی یک عده مي‌گويند ایشان دارد صحبت می‌کند، من‌باب‌مثل پشتیبان آن نیست؟ من سی‌و‌چهار سال است به حول و قوۀ خدا در این جلسه دارم با شما صحبت می‌کنم، "یک آن" "یک آن" نه به نفع کسی صحبت کردم نه به ضرر کسی، فقط خدا چه می‌گوید، رسول‌الله (ص) چه می‌گوید؟ این امام‌ها (ع) چه می‌گویند؟ به شما گفتم. چندین‌بار هم با عصبانیت روی همین میز زدم، گفتم آن دقیقه‌ای که بخواهم من به نفع کسی، به نفع این دولت، به نفع شما که اینجا هستید حرف بزنم، آن روز دیگر صحبت نمی‌کنم. این کار نامردهاست، مجادله و نمی‌دانم لجبازی کار بچه‌هاست، کار این نامردهاست، کار این ریقو‌هاست! در این سی‌و‌چهار سال من "یک آن" خدا شاهد است، نه به ضرر کسی، نه به نفع کسی صحبت کردم.

آخر یک کسی از علی (ع) پرسید: تو تا حالا چه کردی در این عمرت؟ گفت: تا الآن نه من‌باب‌مثل گناهی کردم دربارۀ کسی، نه کار درستی، هرچه کردم دربارۀ خودم کردم، اذیت کردم به خودم است، باید جواب این اذیت را بدهم. کار خوب کردم به خودم برمی‌گردد، یعنی کسانی که کارهایی انجام می‌دهند، مثل می‌زنم پشت سر شما غیبت می‌کند، خودش جهنمی می‌شود. تهمت می‌زند، خودش جهنمی می‌شود. می‌گوید من تا به حال به کسی نه بدی کردم نه خوبی. آخر علی‌بن‌ابیطالب (ع) گفتیم که بیش از هزار‌تا غلام خریده در را‌ه خدا آزاد کرده، بیش از صدهزار درخت خرما کاشته بین مردم پخش کرده. همین الآن چاه‌هایی که ایشان کنده، چاه آب هنوز هست، اما می‌گوید تا الآن نه من به اصطلاح برای کسی کار بدی کردم، نه برای کسی کار خوبی کردم. چرا؟ آنچه کردم به خودم برمی‌گردد.

این حقیر هم از آن روزی که شروع کردم، نظرم این بود که چه کار کنیم‌؟ گفتار خدا و قرآن را به مردم برسانیم؛ که آن هفته هم گفتم، یک کسی گفت که من بعد از این انقلاب صدها جلسه دیدم درست شده بعد جمع شده فلان شده. شما به حول و قوۀ خدا روز‌به‌روز محکم‌تر، قرص‌تر. گفتم آنها جلسه شروع کردند، ما از اول راه خدا را شروع کردیم. الآن نوارهای تا بیست‌وچهار پنج سال پیش من هست، بردار همه را گوش کن، ببین "یک آن" من دربارۀ شخصی شخصیتی حرف نزدم. گفتم خدا این را می‌فرماید، قرآن این را، رسول‌الله (ص) این را، امام زمان (عج) این را. جز اینها هم حماقت است، جز این هم بدبختی است. لذا این است که الآن يك عده افتادن مي‌گويند ایشان دارد به نفع آن صحبت می‌کند، نه اصلاً من کسی را چیزی نمی‌دانم! اصلاً کسانی که برای این دنیا با هم بجنگند مردم را در اختلاف بیندازند هیچی نیستند که ما بخواهیم اصلاً حرف بزنیم برای اینها. هیچی نیستند. خود رسول‌الله (ص) می‌فرماید، خود مولا علی (ع) می‌فرماید.

علی‌بن‌ابیطالب (ع) نشسته دارد کفشش را وصله می‌کند. کی؟ آن زمانی که خلیفۀ پنجاه‌و‌هفت کشور فعلی است، به روح مولا علی (ع) صلوات بفرستید. علی‌بن‌ابیطالب (ع) نشسته دارد کفشش را وصله می‌کند، می‌دوزد، ابن‌عباس پسر عموی پیغمبر (ص) است، نفساً ناراحت شد، دید مثلاً این خلیفۀ سراسر جهان نشسته دارد کفشش را می‌دوزد. خب آن علی (ع) است، امام (ع) است، می‌فهمد. گفت: ابن‌عباس این کفشه چند می‌ارزد؟ گفت: علی (ع) جان، آن روز که نو و سالم بود من‌باب‌مثل دو درهم، حالا هیچی! با لجبازی، حالا هیچی! آقا (ع) فرمود: به آن خدایی که جان من در ید قدرت اوست، این حکومت شما در نظر من از این لنگه‌کفش پوسیده کثیف‌تر و پست‌تر است، مگر اینکه بتوانم یکی از قوانین الهی را پیاده کنم.

جای دیگر می‌فرماید: این حکومت شما از آن آب بینی بز پست‌تر است، مگر بتوانم یکی از قوانین الهی را پیاده کنم.

جای دیگر می‌فرماید که این حکومت شما از برگ سبزی که به دم دهان کرم است پست‌تر است، کسی که برای این دنیا این‌طور آبروریزی و جنگ و مردم را آتش بزن، بکش، اینها اصلاً ارزش ندارند، اصلاً ارزش ندارند! ما حرف اینها را بزنیم. لذا در این سی‌و‌چهارسال خدا می‌داند من "یک آن" نه به نفع کسی صحبت کردم نه به ضرر کسی.

اما یادت نرود، قرآن زمانی است، از زمان جلوتر است. خب من دارم قرآن می‌خوانم، مسلم است وقتی من دارم قرآن می‌خوانم برای یک عده رحمت است، برای یک عده زحمت است. این شکی بالایش نیست. خود قرآن می‌گوید، می‌گوید وقتی شما قرآن می‌خوانی آیه رحمت می‌آید مومنین لذت می‌برند، کیف می‌کنند، غیر مومن چنان عصبانی می‌شود که می‌خواهد بپرد صورتت را بگیرد بکند. ما داریم قرآن مي‌خوانيم، می‌گوید شفاء و رحمت است برای کی؟ برای اهل معرفت. خذلان و گرفتاری است برای بی‌معرفت، پس من وقتی می‌گویم آیه قرآن این را می‌گوید، آیه قرآن آن را می‌گوید، خب مسلم است آنکه قرآن را قبول دارد... همین الآن گفتم، گفتم:

در سورۀ نساء آیه 49- می‌گوید خودتان را پاک ندانید، ما باید شما را پاک بدانیم. خب آن کسی که متکبر است به نمازش، به عبادتش می‌نازد، الآن ناراحت می‌شود.

آیه 59- اگر راست می‌گویی، اگر تو من خدا را قبول داری اطاعت کن، خدا را اطاعت کن، رسول خدا (ص) را اطاعت کن، اولی‌الامر را... بدش می‌آید! بعد خدا چه می‌گوید؟ می‌گوید پس تو منافقی! چرا؟

در همان سوره نساء آیه 61- تا می‌گوییم بیا زیر چتر قرآن و رسول‌الله (ص) به تو برمی‌خورد.

لذا قرآن زمانی است، همیشه از ما جلوتر است. ما وقتی داریم قرآن می‌خوانیم مسلم است یک عده خوششان می‌آید، یک عده بدشان می‌آید.

من بارها گفته‌ام، مومنین دو‌تا بهشت دارند، همین جا دو‌تا بهشت دارند: یکی‌اش این است، وقتی آیه رحمت خدا خوانده باشد لذت می‌برد که خودش است، یکی آیه جهنم خوانده می‌شود باز مومن خوشش می‌آید که الحمدلله من در این مسئله نیستم.

غیر مومن دو‌تا جهنم دارد، همین جا. آیه رحمت خوانده می‌شود، می‌بیند مال آن نیست، آیه زحمت و جهنم خوانده می‌شود، می‌بیند مال خودش است. پس یادت نرود اگر در مغزت "یک آن" خیال کنی که من‌باب‌مثل من دارم دربارۀ کسی، یا به نفع، یا ضرر کسی صحبت می‌کنم، آدم بیچاره‌ای هستی. من تا حالا "یک آن" هم این فکر را نکردم. چندبار هم سر منبر گفتم، گفتم در این سی سال که انقلاب شده "یک آن" من اصلاً فکر نکردم کی آمد؟ کی رفت؟ فقط حواسم جمع بوده، کسی اگر عوضی گفته این‌قدر کوبیدمش پدرش را در‌آوردم. منتها قرآن شفاء و رحمت است برای کی؟ برای اهل عمل. وقتی من قرآن می‌خوانم، به جاهایی می‌رسد که تو بدت می‌آید، خب دیگر من پشتیبان آن و دوست این نیستم، من دارم از خدا دفاع می‌کنم، گوش کن یک سفارش را:

ابی‌ذر می‌گوید پیغمبر (ص) چند سفارش به من کرد:
1. همیشه ابی‌ذر به پايین‌دست خود نگاه بکن، به بالا‌دست نگاه بکنی همیشه مریض هستی، همیشه بدبختی، از خدا ناراضی هستی، از زندگی... به پايین‌دست نگاه کن، این درسی است که برای الآن همۀ ماهاست، مخصوصاً این شب عیدی.
2. هیچ وقت به بالا‌دستت نگاه نکن، همیشه ناراحتی.
3. ابی‌ذر حق را بگو، اگرچه به ضررت باشد. من وقتی که می‌آیم منبر، "یک آن" فکر نمی‌کنم این حرف‌ها که می‌زنم به کی برمی‌خورد؟ کی خوشش می‌آید؟ می‌گوید حق را بگو، گرچه به ضرر خودت باشد. ابی‌ذر از خدا و پیغمبر (ص) بگو و دفاع کن، می‌خواهد خوش‌آیند مردم باشد، می‌خواهد بد‌آیند باشد.

پس یادت نرود بابا، این حقیر هیچ‌وقت نه به نفع کسی نه به ضرر کسی صحبت می‌کنم، چون هرطرف بخواهم صحبت کنم آتشش به من می‌رسد. همیشه آن را که خدا گفته می‌گویم. این هم قرآن:

سورۀ انفال آیه 21- مباشید مثل آنان که گفتند شنیدم گفتار حق را ولی آثار شنیدن در اینها نبود.
ببین! نباشید مثل آن کسانی که می‌گویند ما خدا را قبول داریم، قرآن را قبول داریم، ولی همه کارهایشان ضد خدا، ضد مملکت، ضد همه چیز است، مباشید.

بعد در سورۀ توبه آیه 56- قسم یاد می‌کنند ایشان به خدا که ما از شما هستیم و حال آنکه از شما نیستند.
چون وقتی ما قرآن را قبول داریم، رسول‌الله (ص) را قبول داریم، امام صادق (ع) را قبول داریم، دیگر جنگی نداریم. من دارم قرآن برایت می‌خوانم.

تکرار سوره انفال آیه 21- مباشید مثل آن کسانی که گفتند شنیدیم گفتار حق را، ولی آثار شنیدن نبود درونشان.

تکرار سورۀ توبه آیه 56- قسم می‌خورند که به خدا که ما از شما هستم، ولی نه از شما نیستند.

همان سورۀ توبه آیه 78- آیا نمی‌دانند اينکه خدا می‌داند اسرار درون ايشان را؟
همه گیر ما سر همین است! اگر ما یقین داشته باشیم که خدا از درون ما مطلع است، دیگر جنگ و دعوایی است؟ آیا نمی‌دانند که اگر مخالفت کنند، البته ما آنها را با آتش جهنم می‌سوزانیم.
قرآن است ‌ها! می‌گوید هروقت خواستی خدا با تو صحبت کند قرآن بخوان، اعراب گفتند ما ایمان آوردیم، خدا فرمود: به ایشان بگو نه هنوز ایمان به گلوی شما هم نرسیده. دروغ می‌گویید، دروغ می‌گویید.

در سوره صف آیه 2 و 3- کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا می‌گویید آنچه را که عمل نمی‌کنید؟ چرا؟
آیه 3- چه دشمن بدی است کسانی که خودشان را به قرآن و اسلام می‌بندند، ولی عمل‌کننده نیستند. پس یادت نرود هرکجا هستی، هیچ وقت این حقیر به هیچ‌وجه در این بازی‌های کثیف دنیا قاطی نشدم و نمی‌شوم، اما همیشه از خدا و قرآن و رسول‌الله (ص) و اهل بیت (ع) دفاع کردم و به یاری خدا می‌کنم. یادت نرود.

حالا خود قرآن چه می‌گوید؟ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر راست می‌گویید اطاعت کنید رسول‌الله (ص) را، اطاعت کنید مرا، چرا نمی‌کنید؟

امام صادق (ع) در کافی شریف است، می‌گوید: اکثر مردم حروف قرآن را احترام می‌کند، آقا این حافظ قرآن است، قرآن "ولا الضالینش" را سه متر می‌کشد، اما با احکامش کاری ندارند، با احکامش کاری ندارند. بعد یادت نرود، من هرچه می‌گویم پدرانه است، نگاه کن. یک صلوات بفرست.

علی (ع) امام است، به شما بگویم امام‌ها، اینها اصلاً نمی‌دانند گناه چه هست؟ از درون شکم مادر که می‌آیند، پاک، تمیز، ختنه کرده، همین که وارد می‌شوند از شکم مادر به بیرون، سجده به زمین می‌کنند و مي‌گويند "اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسول‌الله (ص)" خیال گناه هم در زندگی‌شان نمی‌کنند، اینها انتصابی‌اند، خدا اینها را گذاشته سر کار، یعنی براي این كار باید این باشد. اینکه می‌بینی آقا امام حسین (ع) بلند مي‌شود بچۀ شش ماهه را هم با خودش می‌برد امر خداست؛ که حالا ان‌شاءالله این چهار شبه من عرض می‌کنم. اینجا امام علی (ع) که امام اول است، به امام حسن (ع) که امام دوم است که هیچ کدام خطاکار نیستند، امام حسن (ع) تربیت شدۀ خود آقا علی (ع) است مي‌فرمايد:

امام علي (ع) به امام حسن (ع) می‌فرماید: حسن جان، از خدا یاری بجو که توفیق به تو بدهد از هرآلودگی که مایۀ اشتباهت می‌شود دوری کنی، از هرگمراهی کناره بگیری، اینها که گفتم اگر برایت یقین شد در آن کوشش کن و اگر آماده نشدی همانا که تو یک شب‌کوری هستی که به درخت خار چنگ زدی. امامی که خیال گناه را هم نمی‌کند، امام زمانش که امام جلویی است دارد نصیحتش می‌کند، می‌گوید باید حواست جمع باشد. "یک آن"... دین این است که به اشتباه نروی، دین این نیست که حسین‌قلی چه می‌گوید؟ حسن‌قلی چه می‌گوید؟ دین این است که همه و همه و همه تسلیم خدا و قرآن رسول‌الله (ص) باشند، دین این است که به اشتباه نروی، من تو را سرزنش می‌کنم که اگر دانشمند شدی، خیلی فهمیدی، یک چیزی درک کردی، به خودت نگیری، فکر نکنی تویی! عقل را خدا داده، درک را خدا داده. بعد هم می‌فرماید: دانشمند، دانا، مومن، کسی است که بداند آنچه که نمی‌داند خیلی بیشتر از دانایی‌اش است. پس برادرها، هیچ وقت فکر بد نکنید.

حالا اینجا رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: سخن‌چین باید مورد بغض باشد، به درستی و رفاقتش هیچ وقت باور نکنید، صداقت درونش نیست، چون نه‌تا صفت خانمان‌سوز در اشخاص سخن‌چین است، (همین‌هایی که پشت سر مردم این را بگو، آن را بگو، می‌گوید کسانی که سخن‌چین‌اند بايد مورد بغض باشند، مورد وثوق نیستند، به اینها اطمینان نکنید. همیشه هم باید اینها را با چشم بد ببینید. چرا؟) نه‌تا صفت بد دارد:
1- دروغگو است.
2- غیبت‌کننده است، آدم سخن‌چین راحت غيبت مي‌كند. آن کسی که اهل معرفت است، اسم غیبت می‌آید رنگش می‌پرد، جهنم را می‌بیند، این دایم غیبت می‌کند.
3- پیمان‌شکن است، الآن با شما عهد می‌کند که من این را به هیچ کسی نمی‌گویم، جان شما! از در رفت بیرون به پنجاه نفر می‌گوید.
4- خیانتکار است.
5- پنجم عیبی که در شخص سخن‌چین است دغلی، یعنی دورویی و چاپلوسی. هرطوری شده می‌خواهد خودش را به شما جا بیندازد که شما قبولش بکنی.
6- حسادت است.
7- نفاق‌افکنی، بین مردم اختلاف بیندازند، نفاق بیندازند، اذیت کنند.
8- فتنه‌انگیزی، که قرآن می‌فرماید از آدم‌کشی بدتر است، کسانی که سخن‌چین‌اند.
9- مکر و حیله، دایم در مکر و حیله‌اند.

سخن‌چین کسی است که روابط مردم را به هم می‌ریزد، الآن چه کسانی هستند بین ما برادران دینی اختلاف می‌اندازند؟ کیا هستند اینها؟ همه می‌گویند ما مسلمانیم، روز عاشوراء آنهایی که امام حسین (ع) را می‌خواستند بکشند ایستادند نماز خواندند، سی‌هزار نفر آمدند امام حسین (ع) را بکشند، همه نماز خواندند. معاویه هم در جنگ صفین این‌طرف و آن‌طرف نماز خواند. بعد می‌فرماید خدا این را لعنت می‌کند، اینها دایم در زمین فساد می‌کنند. بعد فرمود: وای بر هرعیب‌جو، بعد پیغمبر (ص) فرمود: سخن‌چین به بهشت نمی‌رود.

بعد فرمود: می‌خواهی بدترین مردم را به شما معرفی کنم؟ بدترین مردم؟ بله یا رسول‌الله (ص)، فرمود: اشخاص سخن‌چین بدترین مردم هستند.

به عکسش می‌فرماید: شخصیت کامل هم که مومن کامل است، این هم نه‌تا نشانه دارد:

1- در شادی و نشاط او به گناه نمی‌افتد، کسی نمی‌گوید خوشحال نباش، شادی نداشته باش، اما به گناه نیفتی. جوان‌ها، زن که می‌خواهی بگیری، از خانوادۀ خوب بگیر، خانوادۀ نجیب بگیر، از اولش طی کن، می‌خواهیم عروسی کنیم، عکس نمی‌اندازیم، فیلم برنمی‌داریم، چون این فیلم و عکس‌ها را می‌برند از رویش هزار کارهای زشت می‌کنند. می‌گوید علامت اول مومن باشخصیت این است که در شادی و نشاط خلاف نمی‌کند.

2- خشم و غضب او را از طریق حق و خداشناسی دور نمی‌کند، عصبانی می‌شود اما سعی می‌کند که حواسش جمع باش، خلاف خدا را انجام ندهد، چون خدا را بالای سرش می‌بیند.

3- سوم علامت اشخاص بامعرفت این است که قدرت سبب تجاوزش نمی‌گردد. من آن هفته چه گفتم؟ گفتم برادر، وزیری چهارسال است، رئیس‌جمهوری چهار سال است، قاضی هستی معلوم نیست تا کی است، تمام می‌شود. می‌گوید: سوم علامت اشخاص با دین، باشخصیت این است که قدرت سبب تجاوزش نمی‌شود. زور داری زیر بغل مردم را بگیر، پول داری با پولت زیر بغل مردم را بگیر، قدرت مملکتی داری زیر بغل مردم را بگیر.

4- چهارم نشانۀ مومن کامل این است که زیادی‌های گفتارش را نگه می‌دارد، یعنی غیبت نمی‌کند، تهمت نمی‌زند، حرف بیهوده نمی‌گوید، اگر حرف بزند حرفش مثل آیه قرآن است.

به قول بابا‌طاهر:
"خوشا آنان که الله یارشان بی"، همه‌اش در یاد خدا هستند.
"سرود قل هو الله کارشان بی"، یعنی حرف زدنش مثل این است که دارد "قل هو الله" می‌خواند.
"خوشا آنان که دائم در نمازند"، یعنی راه می‌رود، می‌نشیند، پا می‌شود، در یاد خداست، غضب است، عصبانی است، خوشحال است، در یاد خداست.
"بهشت جاودانی جایشان بی".
اینجا می‌فرماید زیادی‌های گفتارش را نگه می‌دارد آدم خوب.

5- مازاد مالش را انفاق می‌کند. ما آن عرضه را نداریم که پول زیاد داشتیم در مردم پخش کنیم، ولی این عرضه را داشته باشیم که سر سال به سر سال مالت را خمسش را بدهی، ندهی جان شما طوفان به آن می‌خورد نابود می‌شود، تازه خمست را هم بدهکاری. مثلاً بیست میلیون داشتی، پنجاه میلیون داشتی، ندادی یک طوفان به آن خورده، پول رفته، پنجاه میلیون ده میلیونش خمس بوده، آن را بدهکاری باید بروی زندان جهنم، مازاد مالش را پخش می‌کند.

6- در زندگی اقتصاد و میانه‌‌روی، قناعت دارد، الآن شب عید نزدیک است، خیلی خب، داری پیراهن دیگر نخر، کفش داری دیگر نخر، پول داری؟ به مردم کمک کن. خیلی‌ها هستند شب عیدی بچه‌هایشان لباس ندارند، کفش ندارند. کمک کن.

7- با دشمنان برای رضای خدا مدارا می‌کند، گرچه می‌داند این آدم دشمنش است، دعایش می‌کند، خدایا، دستش را بگیر، هدایتش کن، اگر شری هم دارد به خودش برگردان، دنبال انتقام نیست.

8- خوی خوشی که مورد رضای خدا باشد دارد، آخر ما فکر می‌کنیم خوی خوش این است الآن این آقا امروز مهمان ما است، من‌باب‌مثل شراب برایش بیاوریم، فلان فیلم سكسي را بیاوریم، فلان آهنگ... نه، اینها تمام خریت و احمقی و دشمنی است، طرف را می‌خواهی خوشحالش کنی غمش را برطرف کن، بدهکار است کمکش کن و و و... خوی خوشی داشته باش که خدا خوشش بیاید.

9- سخاوتمند است، که باسخاوت است، به مردم کمک می‌کند و مردم را از زیر دین در‌می‌آورد.


سوال شد یا رسول‌الله (ص) ما مومن را چه طوری بشناسیم؟ فرمود:
1- دارای تواضع و وقار است، افتاده و باوقار، اول دین وقار است، وسط دین وقار است، آخر دین وقار است. فرمود: علامت اول مومن این است که متواضع و باوقار است.

2- نرم‌خو است، گفتار دارد ولی با همدیگر آرام گفتگو مي‌كنند، حالا شما زیر بار رفتی، رفتی، نرفتی، نرفتی. ما سر منبر که داریم می‌گوییم کلی است، اما هیچ وقت با کسی جنگ نکردیم! نخیر! دوست داشت انجام وظیفه می‌کند، نداشت هم نمی‌کند، به ما چه؟ که داریم که مومن تا مجادله را ترک نکند مومن نیست، حق با شماست، ولی زود قطعش کن.

3- در تمام حالات راستگو است، حقیقت را می‌گوید.

لذا برادرها اینها که گفتم تمام بالاترین درس است، ببین همین امشب داشتیم، نرسیدم بگویم خیلی مهم است، اگر کسانی که در این مملکت می‌خواهند حرفشان مؤثر باشد مردم بپذیرند، باید خدا پشتشان باشد. همین درس امشب را نرسیدم بگویم، ان‌شاءالله هفته آینده.

سوال می‌کنند از امام صادق (ع)، راجع به فلان آیه که خدا در قرآن این‌طوری می‌گوید چیه؟ می‌فرماید: می‌پرسند که چرا مثلاً حضرت آدم (ع) که پدر همه است پیغمبر مرسل نشد؟ اما بچه‌هایش مثل نوح (ع) و ابراهیم (ع) و موسی (ع) و عیسی (ع) و رسول‌الله (ص) اینها پیغمبر مرسل شدند، علت چیه؟ فرمود: علت این است که آدم (ع) بایست دربارۀ ماها حرف می‌زد، خدا به او گفته بود بگو، آخرین نسل من پیغمبر رسول اکرم محمدبن‌عبدالله (ص) ایشان خاتم پیغمبرهاست و دوازده‌تا وصی دارد که بعد آخرین وصی او جهان را اداره می‌کند، به نام مهدی آل محمد (عج). باید اینها را می‌گفت نگفت. خدا هم چه کار کرد؟ آن مقام را از او گرفت. آیه قرآن است، هفته آینده همان شب جمعه برایتان می‌خوانم .

یعنی می‌خواهم بگویم آنكه پدر ماست، پیغمبر است، باید چهارتا جمله درست از قول خدا می‌گفت، نگفت یکهو از آن عظمت هزار آمد به صفر رسید. می‌گوید چون باید حق را می‌گفت، خدا به او گفت که بگو که آخرین پیغمبر کیه؟ نماینده‌هایش چه کسانی هستند؟ و خلاصه آن کسی که جهان به دست او اصلاح خواهد شد، فرزند آخر آن مهدی آل محمد (عج) است. نگفت! نگفت! ما هم به آن مقام نرساندیمش.

حالا می‌خواهم بگویم برادر در هر‌مقامی هستی، اگر می‌خواهی حرفت را بپذیرند باید از خدا دفاع کنی، از خدا بگویی. از امام صادق (ع) دفاع کنی، از امام صادق (ع) بگویی. کسی زیر بار نفس من و تو نمی‌رود. این را من پدرانه می‌گویم، هرکه هستی، من استثناء قائل نمی‌شوم، در هرمقامی هستی اگر می‌خواهی حرفت پذیرفته بشود باید بگویی رسول‌الله (ص) این را فرمود، امام صادق (ع) این را فرمود، وگرنه حرف من و شما باد هواست، کسی زیر بارش نمی‌رود.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

پروردگارا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، به دست امام زمان (عج)، همۀ ماها را هدایت بفرما.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت می‌دهیم، کسانی که با دینت مخالفت می‌کنند، هرچه زودتر شرشان را از روی زمین بکن.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت می‌دهیم، کسانی که با دینت موافقت ندارند ذلیل و نابودشان بگردان.

ان‌شاءالله دعا‌هايمان به اجابت و انجام برسد، سه‌تا صلوات مردانه بفرستید.

************** پايان *****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir

 

ان‌شاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته