اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

 

سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني

سخنرانی شب جمعه مورخه 12/09/88

 

به روح محترم چهارده معصوم و حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.

برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.

به روح رهبر انقلاب و برای سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.

 

 دعای فرج را بخوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

ان‌شاء‌الله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.

 

******* 

مسئله:  

واجبات نماز یازده‌تاست، پنج‌تا از این یازده‌تا رکن است، رکن این است که اگر آن را عمدی و سهوی به جای نیاوری، نماز باطل است:
1- نیت، مثلاً در رکعت دومی یکهو یادت می‌افتد که اصلاً نیت نکردی هنوز که چه نمازی می‌خوانی، بایست نماز را بشکنی از نو بخوانی، پنج‌تایش رکن است، از واجبات، اول نيت است.

2- قیام است، وقتی که می‌خواهی نماز بخوانی یک خرده صبر کن بدنت ساکت بشود آرام بشود، بعد بگو "الله اکبر". بعضی‌ها همین‌طور مهر را پرت می‌کنند هنوز همه هیکلشان مشغول تکان خوردن است "الله اکبر" می‌گویند! دوم قیام است، این است که باید بدن انسان آرام و ساکت باشد، بعد بگوید "الله اکبر".

3- تکبیرة‌الاحرام، گفتن "الله اکبر". اینها که من دارم می‌گویم چه عمدی چه سهوی اگر به جای نیاوریم، نماز باطل است، باید از نو شروع کنیم.

4- رکوع است، که وقتی ما هریک رکعت که می‌خوانیم بایست رکوع برویم، اگر یک وقت عمدی یا سهوی یادمان رفت، بایست نماز را بشکنیم، از نو نماز بخوانیم.

5- دوتا سجده، یک وقت انسان یک سجده را اشتباه می‌کند، آنجا فرق می‌کند که حالا من مسئله‌اش را عرض می‌کنم. اما یک وقت می‌بینی که کل دو‌تا سجده را اشتباه می‌کند، نمی‌گوید، نماز باطل می‌شود. پس واجبات یازده‌تا شد، پنج‌تایش را ما گفتیم.

  

هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد

******* 

مقدمه:
وجود مبارک امام صادق (ع) می‌فرماید: بشنو و پیروی کن کسی را که تو را می‌گریاند، ولی به درک و معرفتت می‌افزاید، پیروی نکن از کسانی که شما را با حرف‌های زمان‌پسند، دروغ، چاپلوسی، خرافات، گول می‌زنند. خیلی مهم است، اینها که من هرهفته اول منبر عرض می‌کنم خیلی مهم است.

مولا علی (ع) می‌فرماید: دوست واقعی تو کسی است که تو را می‌گریاند اما به درک و معرفتت می‌افزاید، از غفلت نجاتت می‌دهد، هرچه شما گفتی تأییدت نمی‌کند، بشنو و پیروی کن کسی را که تو را می‌گریاند ولی به درک و معرفتت می‌افزاید، پیروی نکن از کسی که تو را با حرف‌های خرافی گول می‌زند.

امام علی (ع) هم می‌فرماید: بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی، بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی.

بعد امام علی (ع) می‌فرماید: اگر می‌خواهی که بشنوی و بفهمی تا رستگار بشوی سه چیز لازمت است:
1. دین‌فهم بشوی، ما باید باید بیاییم دایم در این کلاس‌ها بنشینیم، از خدا و قرآن و رسول (ص) و اهل بیت (ع) چیز یاد بگیریم، چون ما اشرف مخلوقاتیم. خدای عظیم‌الشأن در قرآن ما را یک جا اشرف مخلوقات قرار می‌دهد، یک جا ما را خلیفه خودش قرار می‌دهد، ما خیلی مقاممان بالاست. آن وقت همین‌طور که مقام بالاست، عظمت بالاست، از آن‌ور هم مؤاخذه و محاکمه بالاست، از آن‌ور هم ثواب بالاست. لذا می‌فرماید که سه چیز لازم داری که بشوی یک انسانی که به درد دو دنیای خودت بخوری، به درد دو دنیای مردم بخوری. یک اینکه دین‌فهم بشوی، قرآن کتاب انسان‌سازی است، آیین‌نامه بشریت است، از قرآن و سنت و اهل بیت (ع) چیز یاد بگیری.

2. دوم چیزی که ما لازم داریم می‌فرماید : بایستی که سعی کنید زبانتان را حفظ کنید، همین تا عصبانی شدی تا دلت خواست صحبت کنی حرف نزن، جلوی زبانت را بگیر، می‌بینی انسان یک کلام حرف می‌زند یک عمری باید برود جهنم. چرا؟ با همان یک کلمه حرف بی‌جا یک خانواده را به هم می‌ریزد. یک وقت یک کسی می‌گفت من یک "الحمدلله رب العالمین" گفتم چهل سال دارم می‌گویم "استغفر الله ربی و اتوب الیه" هنوز راضی نشدم یک "الحمدلله"! مثلاً یک کسی که می‌شناختمش وضع مادی‌اش خوب بود، فهمیدم که این بیچاره شده، من روی این حسادت داشتم، وقتی فهمیدم بیچاره شده یکهو گفتم "الحمدلله"! یکهو به خودم آمدم که ای داد من چه کردم؟ من برای بیچاره شدن یک کسی "الحمدلله" گفتم؟! سی سال است، چهل است، دارم می‌گویم "استغفر الله ربی و اتوب الیه" باز هم آرام نیستم. لذا وقتی که می‌گوید دوم زبانتان را حفظ کنید. تا عصبانی شدی، تا خوشحال شدی، نه حرف نزن، همیشه تفکر کن، چون وجود مبارک مولا علی (ع) به روحش صلوات بفرستید.

علی (ع) می‌فرماید: آدم‌های عاقل دانا همیشه زبانشان پشت عقلشان قرار گرفته، اشخاص اهل معرفت زبانشان پشت سر عقلشان قرار گرفته، هرچه می‌خواهند بگویند اول تفکر می‌کنند، با عقل مشورت می‌کنند بعد مي‌گويند، اما جهال و نادان به عکس است، عقلشان پشت سر زبانشان است. حرف را می‌زند، بعد یک عمری درونش گرفتاری و بدبختی است. این دوم چیزی است که ما لازم داریم به کمال برسیم.

3. زمانتان را بشناسید، امروز هرکس می‌خواهد کلاه سر هرکس بگذارد به نام اسلام، می‌خواهد بیاید در این دستگاه دولتی من‌باب‌مثل خرواری پول‌ها را بخورد به نام اسلام، باید حواستان جمع باشد. اسلامی که قرآن نداشته باشد، اسلامی که رسول‌الله (ص) نداشته باشد، اسلامی که علی‌بن‌ابیطالب (ع) و امام صادق (ع) نداشته باشد، این دیگر کجایش اسلام است؟

شیر بی‌دم بی‌سر و اشکم که دید این چنین شیری خدا کی آفرید؟

یک کسی وارد حمام شد دید این داداش‌ها، گردن‌کلفت‌ها هرکدام یک خالی در سینه‌شان، پشتشان کوبیدند خوشش آمد. (شما نکنید یک وقت این کار ‌را ها! کار بدی است.) رفت جلو گفت: آقا یک دانه شیر در سینه من بکار، خالش را بزن. خب اول می‌خواباند با جوهر نقش شیر را می‌اندازند بعد با سوزن دسته‌ای شروع می‌کنند می‌زنند که این جوهرها فرو برود در گوشت بدن به اصطلاح جایش بماند. این شروع کرد سوزن اول را زد، گفت: این کجایش است؟ درد آمد. گفت سرش است. گفت: ولش کن سر نمی‌خواهد. این آمد سوزن بعدی را زد. گفت: کجایش است؟ گفت که شکمش است. گفت: ولش کن شکم نمی‌خواهد! سوزن بعدی را زد، باز این دردش آمد، گفت: کجایش است؟ گفت دمش است، گفت ولش کن دم نمی‌خواهد!

شیر بی‌دم بی‌سر و اشکم که دید این چنین شیری خدا کی آفرید؟

اسلام زمانی است که هرچی می‌گویی قرآن تأییدش کند، یا بگوید قرآن این را فرمود یا رسول‌الله (ص) این را فرمود. لذا ما سه چیز لازم داریم که به کمال آدمی برسیم که در دنیا آدم باشیم بعد از مرگ هم آدم. به شما بگویم بعد از مرگ دو گروه ما بیشتر نیستیم، یا به صورت انسانی زیبا، هیجده بیست ساله، چه زن، چه مرد، پیرمردها را راه نمی‌دهند، کچل‌ها و کورها را راه نمی‌دهد، همه خوشگل‌ها را راه می‌دهند، همه به سن هیجده بیست ساله وارد بهشت می‌شوند یعنی شماها، یک سری هم آنهایی که قبول ندارند به صورت حیوان‌های مختلف گاو، الاغ، خر، مار، بعضی‌ها جان شما حدیث هم داریم، هیولاهایی هستند که شناخته نمی‌شوند، بس که اینها نکبت‌اند. پس این جملات که من اول منبر عرض می‌کنم، اینها را به مغز بسپارید که بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند، تا رستگار شوی.

امام صادق (ع) هم می‌فرماید: بشنو و پیروی کن کسی را که تو را می‌گریاند، اما پند و اندرزت می‌دهد.

این هفت هشت جمله گهربار رسول‌الله (ص) را من الآن دارم عرض می‌کنم، بلکه تا عید چندبار بگویم. چرا؟ نوروز نزدیک است، دو سه ماه بیشتر نمانده. تمام اکثر خلق‌اللهی که اهل دنیا هستند، زن و شوهرها خودشان را جهنمی می‌کنند، بدهکار می‌کنند، طلاق و طلاق‌کشی می‌کنند، زندان می‌روند، به خاطر همین حرف‌ها.

لذا این چند جمله که از رسول‌الله (ص) عرض می‌کنم، واقعاً کلمات حکمت‌آمیز است.

رسول‌الله (ص) می‌فرماید: خدا سه زن را در قیامت همراه خانم فاطمه (س) قرار می‌دهد و آتش جهنم را هم بر او حرام می‌کند، سه‌تا زن:
1. یکی‌اش زنی است که هنگام تنگدستی شوهرش با شوهرش می‌سازد، که اگر الآن شما بروی در این دادگستری‌ها، طلاق‌ها که هرسال بیست‌درصد زیادتر از سال پیش است، اکثرش سر همین مطالبی است که الآن دارم عرض می‌کنم. همین چند‌تا که الآن دارم می‌گویم. یک، خانمی که با تنگدستی شوهرش بسازد، چون من بارها گفتم ازدواج خور و خواب و شهوت نیست، ازدواج يعني زن و مرد شریک راه، رفیق زندگی هم‌اند، با همدیگر باید باشند.

2. دوم زنی که سبب نشود به خاطری که این را می‌خواهیم، آن را می‌خواهیم، چنین می‌خواهیم، چنان می‌خواهیم، شوهرش را بداخلاق کند، این بداخلاقی سبب طلاق بشود. گول این تبلیغات... اینها که الآن من دارم می‌گویم هرکجاي ايران که داری با اینترنت گوش می‌کنی یا بعداً با سی‌دی گوش می‌کنی یا در خارج فرق نمی‌کند، داری الآن گوش می‌کنی، یادت نرود به این تبلیغات تلویزیون نگاه نکن. داد می‌زند مبل و صندلی و خوشگل و رنگ‌های فلان جلویت می‌گذارد بدون پیش‌قسط بردار و برو هیجده ماهه، بیست ماهه. خانم هم دلش می‌رود، یک وقت می‌بینی آقاهه از خانم بدتر است، حسود! چرا حسین‌قلی داشته باشد ما نداشته باشیم؟ ببریم می‌دهیم قسطش را. این را بر‌می‌دارد آن را بر‌می‌دارد بعد از دو ماه، بعد از عید زن و شوهر از هم جدا می‌شوند، مرده می‌رود زندان زنه هم می‌رود دنبال بدبختی. لذا می‌فرماید دوم زنی که سبب نشود شوهرش مجبور بشود خلافی انجام بدهد که آن خلاف سبب طلاقشان بشود.

3. سوم زنی که خدا او را از جهنم نجات می‌دهد و با زهرا خانم (س) دختر رسول‌الله (ص) محشور می‌کند، زنی است که مهرش را به شوهرش ببخشد، البته این روزها این کار کار خوبی نیست، ممکن است شوهره نامرد باشد، اما مهر کم، مهریه کم باشد.

بعد رسول گرامی محمدبن‌عبد‌الله (ص) می‌فرماید: سه صفت است که این فقط در بزرگوارهاست، آدم‌های آقا، آدم‌هایی که بلند مقام‌اند، آقایند، دنیا و آخرت دارند، بزرگوارند:

1. نیکی می‌کنند به کسی که او به این جفا کرده، مثلاً در قوم و خویش، فامیل، همکار یک وقت طرف به شما می‌توانسته کمک کند نکرده، ظلم کرده، ولی الآن شما می‌توانید به آن کمک کنی و الآن محتاج است، بکن، این از آقایی است. به شما بگویم برادرها، آنهايی که اینجا هستید آنها که بعد با سی‌دی گوش می‌کنید، آنهایی که به وسیله اینترنت گوش مي‌كنيد، من الآن داشتم پایین در حیاط می‌گفتم، گفتم با هم رفیق باشید، دست رحمت خدا روی سر آن کسی است که راست بگوید، با رفیقش روراست‌تر باشد، دلسوزتر باشد. نگاه نکن امروز با چاپلوسی و دو‌رویی و دورنگی چهار روزی می‌گذرد، همه ماها فرداهایی را در پیش داریم همه‌مان، از بزرگ و کوچک، از بالاترین شخصیت مملکتی گرفته تا پایین‌ترین، فرداهایی در پیش داریم. تمام نابودی دولت‌ها به عنوان یک پدر دلسوز، به عنوان یک برادر می‌گویم، یکی از علت‌هايش این است که از درون خراب می‌شود، خوبان را، مردم خوب متدین را به عناوین مختلف می‌کوبند کنار می‌گذارند، یک عده چاپلوس و دروغگو را دور خودشان جمع می‌کنند. یک وقت می‌بینند هیچ‌کس دورشان نیست. وای به آن زمانی که یک دو ماهی این لوله‌های نفت و این لوله‌های گاز پول ندهد، می‌بینی تمام این دغل دوستانی که می‌بینی مگسانی بودند به دور دلار. لذا این است که می‌فرماید: این سه‌تا هستند این سه گروه که از بزرگان‌اند: یک کسی که به او جفا شده ولی این الآن وفا می‌کند، گذشت می‌کند. لذا بدبختی تمام مردم این است که همیشه دوست دارند چهار‌تا چاپلوس و دروغگو را دور خودشان جمع کنند، متدینین را کنار بزنند. حدیث هم داریم ذلت و نابودی دولت‌ها زمانی است که خوبان را به عناوین مختلف کنار می‌زنند، چاپلوس‌ها و دروغگو‌ها را دور خودشان جمع می‌کنند.

2. دوم صفتی که صفت آقاهاست، این است که گذشت می‌کند به کسی که به او ستم کرده، یک روزی او به شما ستم کرده، الآن شما می‌توانی به او ستم کنی، ولی برای رضای خدا نمی‌کنی.

هردست که دادی همان دست گرفتی هرنکته که گفتی همان نکته شنیدی

حتی به بچه‌هایت، به نوه‌هایت، به نتیجه‌ها برمي‌گردد، کار خوب انعکاسش این است. اینها می‌گوید صفت‌هایی است که در آقاهاست.

3. سوم بخشش می‌کند به کسی که آن اصلاً توقع نداشت، یعنی یک کسی این‌قدر آدم بدی بوده، به شما آزار اذیتی رسانده که فکر نمی‌کند الآن که شما وضعت خوب است، به او مثلاً کمکی بکنی، فکرش را هم نمی‌کند اما شما می‌کنی. این صفت‌ها صفت بزرگان و آقاهاست. لذا این است که در دنیا و آخرت به هرکه هم هرکار می‌کند، الآن آیه قرآن هم می‌خوانم، به خودش بر‌می‌گردد، آنچه نیکی می‌کنیم آخرش به خودمان بر‌می‌گردد، آنچه هم بدی می‌کنیم به خودمان برمي‌گردد.

بعد وجود مبارک رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص)‌: کلام خدا داروی درد دل‌هاست. جوان‌ها، اینها که الآن اینجا هستید، آنها که بعد سی‌دی گوش می‌کنید، آنها که الآن با اینترنت گوش می‌کنید، در دنیا زیرورو، سختی زیاد است، اما به کسی به غیر خدا پناه نبرید، در خانه این دعا‌نویس‌ها نروید. من یک وقت بعضی از این جوان‌ها از راه‌های دور بعضی از شهرها می‌آیند، مي‌گويند آقا مثلاً من از فلان جا آمدم، از کجا آمدم، می‌گویم نه، من با کسی ملاقات نمی‌کنم. همان با اف‌اف مي‌گويم، ملاقات نمي‌كنم ، من از کجا آمده‌ام. می‌گویم: چرا آمدی؟ چرا آمدی؟ گرفتاری؟ آنکه می‌تواند گرفتاری را رد کند، خداست، بالای سرت است. چرا آمدی پیش من؟ آنکه می‌تواند همه کارها را باز کند، وجود مبارک مهدی آل محمد(ص) است. چرا آمدی پیش من؟ جوان‌های عزیز، خواسته داری، گرفتاری هست در این دنیا، کمبود هست. اما اولاً ما اگر بخواهیم راحت باشیم باید خواسته‌هایمان را کم کنیم. دوم، آنکه می‌تواند به ما بدهد، بی‌منت هم بدهد، آبرویمان را هم نریزد، خداست. همه جا همراهت هست. آن هفته هم عرض کردم، خیلی‌ها هم به وسیله اینترنت نامه زدند، تشکر کردند. گفتم دو رکعت نماز علی‌بن‌ابیطالب (ع) است، بعد از سوره حمد پنجاه‌تا "قل هو الله" است. دو رکعتش حداکثر بیست دقیقه طول می‌کشد. این را هفته‌ای یک‌بار، هفته‌ای دو‌بار، هروقت گرفتاری، دوستت گرفتار است، مادرت گرفتار است، فرق نمی‌کند بخوان هدیه کن خدمت پنج تن (ع)، چهارده معصوم (ع). بگو خدا به حق این بزرگوارها این گرفتاری مرا برطرف کن. ظهور امام زمان‌ (عج) را برسان، چنین کن، چنان کن، خواسته‌هایت را به خدا بگو، کلام خدا دل را زنده می‌کند، اما می‌روی پیش این و آن می‌نشینی آبرویت را می‌ریزی، آنها هم می‌روند صد جای دیگر آبرویت را می‌ریزند، حیثیتت را نابود می‌کنند.

از آن‌ور هم من به همه می‌گویم، اول به خودم بعد به بزرگان مملکت، به همه، رذیله، صفت‌های بد، حسادت، بخل، گردن‌کلفتی، تکبر در ماها هست، زورمان نمی‌رسد به آن، اما با این نماز می‌توانیم. با این نماز علی‌بن‌ابیطالب (ع) که هفته‌ای یکی دوبار سه‌بار بخوانی که خدایا، این صفت را از من بیرون کن، این حسادت را بیرون کن، این تکبر را بیرون کن. چون آدم حسود، آدم متکبر، آدم بخیل، اصلاً هیچی ندارد. "خرس الدنیا خوک الآخرة" والله همین است، آنها که چشممان باز است می‌بینند، آنها که یک کم چشمشان باز است می‌بینند، طرف خرس است، پلنگ است، خوک است، می‌بینند. لذا کلام خدا داروی درد دل‌هاست، هروقت هرگرفتاری داشتی برو در خانه خدا. احتیاج ندارد اینجا بیایی. آقا در بزنی بگويي حاج آقا...، نه، چرا الآن كه دور هم هستیم، الآن همه‌مان زیر سایه مهدی آل محمد (ص)، همه‌مان زیر توجه خدا، همه‌مان زیر سایه چهارده معصوم (ع) نشسته‌ایم، دعاهایمان را می‌دانند، دعاها را مستجاب می‌کنند. اما یادت نرود حاجت‌ها هم که داریم دکان بقالی نیست که بروی آقا من‌باب‌مثل دو سیر چایی بده، بگويد بگیر، وقتی حاجت داری هی بگو، هی بخواه تا بشود. کلام خدا می‌فرماید داروی دل‌هاست.

بعد می‌فرماید: کافر سخاوتمند از بخیل به بهشت نزدیک‌تر است، این بخل را کنار بگذارید. می‌آید از اینجا رد می‌شود می‌بیند جوان‌ها همه نورانی، آقا، فرق نمی‌کند، پیر، جوان. آنها که الآن در خیابان نشسته‌اند، من خاک پای همه‌تانم، بایست کیف کند، لذت ببرد، خدا را شکر کند در این موقع سال زمستان، در غرب تهران مردم می‌آیند برای احکام خدا می‌نشینند، می‌بینی می‌خواهد منفجر بشود! اینها از کجا می‌آورند؟ آخر خاک عالم در سرت، تو این همه منقل‌ها و وافور‌ها، كه در این شب‌ها دور هم دیگرند دود می‌کنند، تا حالا گفتی از کجا می‌آورند؟

من پریشب‌ها یک چیزی در تلویزیون دیدم، اصلاً تعجب کردم، بنگاه ازدواج! می‌گفت: ما بنگاه ازدواج هستیم، مثلاً دختر می‌آید می‌گوید من پسر این‌طوری می‌خواهم تیپش این باشد، ثروتش آن باشد. پسره می‌گوید: دختر این‌طوری می‌خواهم و ما جور می‌‌کنیم. گفت: چند تمام می‌شود؟ گفت کمش سی میلیون، بالاترش شصت‌و‌پنج میلیون. از سی میلیون تا شصت‌و‌پنج میلیون! یک شب مثلاً می‌بینی یک عروسی کرده، مثلاً دست کم پانزده میلیون در یک هتل پول شام داده، می‌گفت ما شام از پنجاه هزار تومان کمتر نداریم. خب این پول از کجا می‌آید؟ همین دزدی‌هاست، مال مردم است، لوله‌های نفت در جیبتان است، خرج می‌کنید می‌روید. کسی هم نیست بگوید چرا؟ حالا چهارتا جوان متدین می‌آیند دور هم جمع می‌شوند یک لقمه هم دمی عدس می‌خورند، می‌روند. پولش را هم خودشان می‌دهند، حالا تو منفجر بشو! لذا می‌فرماید که کافر سخاوتمند از بخیل مومن به بهشت نزدیک‌تر است.

بعد می‌فرماید: ناسپاسی که در نعمت خدا باشد نابودت می‌کند، ناسپاس نباشید.

طرف رفت پیش امام صادق (ع) بگوید: من وضعم بد است. (اینکه الآن من گفتم نیا اینجا به خاطر این است.) رفت پیش امام صادق (ع) بگوید: آقا وضع من بد است، هنوز نگفته بود آقا (ع) فرمود که آمدی شکایت خدا را به بنده خدا بکنی؟ آمدی شکایت خدا را به بنده‌اش بکنی؟ طرف ماند. چرا آقا‌؟ گفت: آمدی بگویی من ندارم، آمدی بگویی من فقیرم، داری شکایت خدا را به من می‌کنی. تو دوتا چشم داری دو میلیون می‌دهی؟ گفت: نه! دوتا دست داری دو میلیون می‌دهی؟ گفت: نه! دوتا پا داری دو میلیون می‌دهی؟ گفت: نه! گفت: تا اینجا شش میلیون داری، گذشته از آن تو صفت قناعت داری، گذشته از آن تو ولایت داری، تو خدا را قبول داری محمد (ص) و آل محمد (ص) را قبول داری. اول حالی‌اش کرد که بابا تو كه آمدی بگویی من وضعم خوب نیست، تو داری شکایت خدا را به من می‌کنی. خدا نزدیکت است.

اصلاً می‌گوید من مومن را گرفتارش می‌کنم که از من بخواهد که من با او عشق‌بازی کنم. هی تو بگو الله، آن هم بگوید جانم. دوستت دارد. لذا این است که می‌گوید ناسپاسی نکنی، چشم سالم، گوش سالم، همین که الآن توفیق داری آمدی در این مجلس نشستی. اگر بدانی چه جوان‌هایی، چه پیرهایی، الآن در بیمارستان‌ها دارند دست و پا می‌زنند. اگر بدانی چه کسانی در زندان‌ها دارند چه می‌کنند؟ به خاطر یک غفلت، به خاطر یک اشتباه! خیلی خب، می‌آیی اینجا می‌نشینی، ده‌ها مطالب از خدا و قرآن یاد می‌گیری، همین دعا هم که می‌کنیم لااقلش بلای یک ماهت نابود می‌شود و مطمئناً هم در دو دنیا خدا آبرویت را حفظ می‌کند. خاطر‌جمع باشید. می‌گوید ناسپاسی نکنید.

بعد آقا رسول‌الله (ص) می‌فرماید: حسود را درد حسادت بس است. آقا حسادت برایت هیچی نمی‌گذارد، استخوان سالم، قلب سالم، هیچی نمی‌گذارد. چرا می‌کنی؟

با خدا‌دادگان ستیزه مکن که خدا‌داده را خدا داده

او دارد برای خودش زندگی‌اش را می‌کند، تو هی داری می‌سوزی، تو داری می‌سوزی، آن دارد زندگی می‌کند.

بعد می‌فرماید: درد پیری هم پیر را بس است. یادتان نرود ها! امروز جوانی، هرکاري را نکن، هرخلافی را نکن، یک دانه سیگار به دهانت نگیر، فرداها در پیش داری. اینها هریک جمله‌اش یک جهان می‌ارزد، شما ده‌ها میلیارد ثروت داشته باش ولی یک دانه از این مرض‌هایی که امروز فراوان است داشته باش، پول کاری نمی‌کند. می‌فرماید: درد پیری را هم پیر را بس است.

بعد می‌فرماید: کمال علم به حلم و تواضع است، وقتی می‌آیی اینجا خیلی چیزها یاد می‌گیری، از خدا، از قرآن، این باعث شود كه تواضعت زیاد بشود. از آن‌ور تسلیم باش در مقابل اوامر الهی، تسلیم باش، از آن‌طرف خوشحال باش، تواضعت زیاد بشود.

تکمیل بخشش به عذرخواهی است، یعنی به یک کسی کمک می‌کنی منت نگذار، از او عذر هم بخواه. بگو فلانی ببخش، من بیشتر از این نمی‌توانستم کمک بکنم. این روزها این‌طوری است، اولا ً یک عده خواسته‌شان زیاد است. مثلاً زمان ما پنجاه سال چهل‌و‌پنج سال پیش ازدواج خیلی راحت بود، در یک اتاق گلی تیر چوبی با یک دانه زیلو پاره، پسر و دختر زندگی می‌کردند، خیلی هم خوش بودند. امروز خیلی نکبت شده. لذا این است که اگر یک وقت کمکی می‌کنی می‌فرماید که تازه عذر هم بخواه.

این عیب برای دنیا بس است که فانی است، من، شما، آن كسي که وزیر است، آن كسي که رهبر است، آن كسي که رئیس‌جمهور است، فانی است. دنیا فانی است. نمی‌دانیم یک دقیقه دیگر چه می‌شود؟ نمی‌دانیم! رضا شاه، قدرقدرت، ولی نعمت، نمی‌دانم چه شوکت! نصف ثروت ایران در حسابش بود، ولی از این کشور بیرونش کردند. خدا بیرونش کرد. آن کسی که می‌گفت من شب‌ها تریاک دهانش می‌گذاشتم و با هم گردش می‌رفتیم. یک آدم پیرمرد یلی بود، حدود چهل‌وهفت هشت سال پیش برای من تعریف می‌کرد. می‌گفت: من تا سر مرز ترکیه با او بودم، می‌گفت: رضا شاه، قدرقدرت، ولی نعمت آی زکی. پسرش هم که می‌بینی سالی چندبار تلویزیون نشان می‌دهد می‌گفتند این‌قدر پول دارد که سر هم کند به کره ماه می‌رسد. ولی وقتی که لباس عزت را خدا از تن کسی کند، همه جهان جمع بشوند کاری نمی‌توانند بکنند. اینکه الآن گفتم یکی از علت‌هاي بدبختی دولت‌ها این است که یک عده مردم متدین خوب را از دور خودشان می‌زنند کنار، یک عده چاپلوس دروغگو را جمع می‌کنند، چاپلوس و دروغگو هم تا زمانی که به تو احتیاج دارد پول می‌خواهد زندگی‌اش بچرخد، محلت می‌گذارد. یکهو می‌بینی هیچ‌کس را نداری‍! اما اگر در خانه خدا آمدی هیچ‌وقت فقیر نیستی، یادت نرود.

بعد رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: (اینها به درد دنیا و آخرتتان می‌خورد، گفتم کلمات گهر‌بار است، مخصوصاً براي این شب عیدی.)

1- مردم یک عده به دنبال ثروت می‌گردند، همه‌اش می‌زند که ثروتمند بشود، عیب هم ندارد، کار کن، فعالیت کن، از راه حلال پول دربیاور، اما می‌گوید ثروت به وسیله قناعت زیاد می‌شود. از این دست پول در‌بیاوری، از آن‌ور خرج کنی، هرچه دلت خواست بخری، آن گرانه‌اش را بخری. گفت: ننه ننه، بله؟ گفت که من صد تومان پیدا کردم. گفت کجاست؟ گفت: گم کردم. گفت: خاک بر سرت! اول ثروتمند کسی است که قناعت کند، حالا می‌خواهد کم درآمد داشته باشد، می‌خواهد زیاد. بی‌خود پول را خرج نکن. مثلاً فردا شب عید است، کت‌وشلوار داری، کفش داری. خیلی خب، حالا آن پول کت‌وشلوار، کفشت را به یک کسی که ندارد کمک بکن. خدا صدها برابر به تو می‌دهد.

2- یک عده دنبال راحتی می‌گردند، راحتی در این است که تو سبکبار باشی، وقتی خودت را بدهکار می‌کنی، آنجا می‌خواهی این را بخری، قسط بدهی، آنجا آن‌طور کنی، چه کار کنی، آن طور بکنی، تو نمی‌توانی راحت باشی، نمی‌توانی! به قول قدیمی‌ها با یک دست چهارتا هندوانه نمی‌شود برداشت، راحتی در این است که شما یک خرده از خواسته‌هایت بکاهی، آرام باشی.

3- یک عده به دنبال کم کردن غصه می‌روند که غصه نخورند. خیلی خب:

1. حسادت را از خودت دور کن، همه غصه‌ها تمام می‌شود.
2. زیاده‌خواه نباش.
3. رفتی مهمانی به زندگی کسی نگاه نکن.
4. اگر مفتی هم در خانه‌ات آوردند چیزی خواستند بدهند. بگو چرا؟ مفتی هم بخواهی بگيري، فردایش منت دارد، منت دارد! اگر می‌خواهی غصه‌ات کم بشود، یک خرده زیاده‌خواهی را کمش کن، تمام می‌شود.

4- عده‌ای طلب عزت می‌کنند، می‌خواهند بزرگ باشند. والله بالاترین مقام مملکتی باشی بزرگ نیستی، بالاترین باسواد باشی بزرگ نیستی، بالاترین زورمند باشی بزرگ نیستی. کجا پیدا می‌شود؟ در خانه خدا، چرا؟

خدا می‌فرماید: "و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی قدیر" قرآن هم می‌گوید که عزت از آن خدا و ر‌سول و مومنین است. چه جوری به دست می‌آید؟ تسلیم در برابر امر خدا و رسول (ص) و اهل بیت (ع) تسلیم باش، سلمان فارسی حدود سیصدو‌خرده‌ای سال عمر کرده، نه‌دهم از عمرش را کافر بود، اما این مدت که آمد خدمت رسول‌الله (ص) کسی شد که هروقت جبرائیل آمد پیش پیغمبر (ص) کار داشت، گفت یا محمد (ص)، خدا یک سلام مخصوص به سلمان رسانده. عزت در خانه خداست، زورمند باشید در دو دنیا ذلیلی، پولدار باشی در دو دنیا ذلیلی، آخرین درجه قدرت مملکتی داشته باشی، آخرش ذلیلی! همه چیز آخرش ذلیلی. آنکه اول و آخر و وسطش آقاست، کسانی هستند که مثل شماها مومن‌اند، در مقابل خدا تسلیم‌اند، تواضع دارند، نسبت به کسی باد ندارند. می‌گوید یک عده دنبال عزت هستند، عزت در خانه خداست، تا او هم نخواهد نمی‌شود.

بعد حضرت (ص) می‌فرماید: عقل کامل سه‌تا نشانه دارد:
1- خداشناسی صحیح، یعنی در مقابل فرموده خدا چون و چرا نداشته باش، "اول العلم معرفة الجبار آخر العلم تفویض امر الیه" تسلیم باش در مقابل خدا، من نمی‌گویم، خود خدا می‌فرماید.

در سوره نساء (این چندتا آیه را من زیاد تکرار می‌کنم.) آیه 49 می‌فرماید: ای مردم، خودتان را پاک ندانید، من باید شما را پاک بدانم.
من خلاصه می‌گویم.

در سوره نساء آیه 59 می‌گوید: اگر راست می‌گویی آدم خوبی هستی اطاعت کن خدا را، اطاعت کن رسول خدا را، اطاعت کن اولی‌الامر را. اگر هم حالا یک وقت یک اشکالاتی داری باز هم بیا زیر چتر قرآن، زیر چتر رسول‌الله (ص).

باز در همان سوره نساء آیه 61 می‌فرماید: تو دروغ می‌گویی، منافقی! چرا؟ تا می‌گوییم ببنیم خدا و قرآن چه می‌فرمایند؟ تو رنگت می‌پرد، عصبانی می‌شوی.

در همان سوره نساء آیه 65 می‌فرماید: ای پیغمبر، والله به خود من خدا قسم اینها دین ندارند، مگر در مقابل تو تسلیم باشند، آن هم قلباً، قلباً.

می‌گوید عقل کامل سه‌تا نشانه دارد، یک خداشناسی صحیح.
2- اطاعت نیکو، آقا زن مردم را نگاه نکن دیگر چرا ندارد! آقا شراب حرام است، دیگر چرا ندارد! آقا قمار حرام است، دیگر چرا ندارد! آقا می‌روی مهمانی زنت بایستی که پوشیده باشد، حتی در آن مهمانی دیگر چرا ندارد! آقا می‌روی مهمانی، با زن مردم بگو بخند نکن، دیگر چرا ندارد! اطاعت نیکو! من بارها گفته‌ام نامحرم‌‌هایی که به نام مهمان می‌آیند خانه، هزار هزار برابر خطرناک‌تر از این مردم در خیابان هستند. تو داری با خانمت، دخترت، در خیابان می‌روی خیلی خب رویشان را کیپ گرفتند، از بغل هم رد می‌شوید، تمام شد. اما این آقای نامحرم می‌خواهد بیاید یک صبح تا ظهر، یک ظهر تا شب در خانه‌ات بماند، باید خانم خودش را حفظ کند، دختر خودش را حفظ کند، آن مرد نامرد هم خودش را حفظ کند، به زن و بچه‌ات نگاه نکند. لذا می‌فرماید که اول خداشناسی، دوم اطاعت نیکو در مقابل خدا، تسلیم.

3- خوش گمانی به خدا، یعنی چه؟ اینکه می‌گوید من در هرحال می‌بینمت قبول داشته باشی. من گذشتم زیاد است از تو، همین که گفتی خدایا، هفتاد سال گناه کردم، اما غلط کردم، می‌بخشمت، قبول داشته باشی. می‌برمت بهشت، قبول داشته باشی، می‌برمت جهنم، قبول داشته باشی. خوش‌بینی به این است.

وجود مبارک علی (ع) به روحش صلوات بفرستید.
علی (ع) (چند‌تا جملات عالی است.) می‌فرماید: بنده آرزو را دراز نمی‌کند جز اینکه آخرت را از دست می‌دهد. آرزو چیز خوبی است، اما به شرطی که به اندازه باشد. بنده آرزو را دراز نمی‌کند، مگر اینکه آخرت را از دست می‌دهد.

گفتم که یک وقت این کارخانه سیمان را که نزدیک شاه عبدالعظیم است ساخته بودند، مال یک پیرمرد شصت‌و‌چهار پنج ساله بود، مهندسین گفتند: آقا ما این کوه‌هایی که برای شما آماده کرده‌ایم که سنگ‌هایش را بیاوری سیمان کنی بدهی به خلق‌الله برای چهارصد سالت بس است، این بیچارۀ احمق، دستش را گذاشت به پیشانی‌اش فکر کرد، گفت: خب بعد از چهارصد سال من چه کار کنم؟ خاک بر سرت! تو فردا می‌افتی می‌میری، می‌گوید بنده آرزو را دراز نمی‌کند، مگر اینکه آخرت را از دست می‌دهد. یعنی چه؟ یعنی همین الآن خود من، اکبر حواست جمع باشد، نگاه نکن چهار‌تا دورت جمع‌اند، کارها‌یت ببین خدایی هست یا نه؟ آقا فلان وزیری، فلان رئیس‌جمهوری، چه مقامی داری، نگاه نکن چهار‌تا دورت جمع می‌شوند، حواست جمع باشد، مرگ پشت گوشت است، باید به خدا جواب بدهی، دقیقه‌هایش را! بعد یک جمله زیبا می‌فرماید:

می‌فرماید: آدمیزاد شبیه‌ترین چیز به ترازوست، با کوچک‌ترین کار زشت سبک می‌شود. (چقدر قشنگ است؟) آدمیزاد شبیه‌ترین چیز به ترازوست، کوچک‌ترین کار خلاف سبکش می‌کند، یک کار دینی سنگینش می‌کند، بزرگش می‌کند، عظیمش می‌کند. اینکه می‌گویم وقتی هرکار خواستی بکنی آخرش را ببين حتی يادگيري علم، می‌فرماید هرکاری که می‌خواهید بکنید آخرش را بنگرید، ببین آخرش چه می‌شود؟

بعد می‌فرماید: ای مردم‌، ای مردم، به مومن زشت نگویید که کفر است. به مومن کلمه بد نگویید که کافر می‌شوید، مومن خیلی مقام دارد.

رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) آمد رد بشود در خانه کعبه، مردم داشتند در خانه کعبه عبادت می‌کردند ایستاد و گفت: ای خانه کعبه خیلی عظیمی، خیلی بزرگی، اما مومن سه برابر تو عزيز است. خانه کعبه خیلی بزرگی، خانه خدایی اما مومن سه برابر تو ارزش دارد. در تو فقط بایست کسی گناه نکند، اما کسی به مومن نباید زشت بگوید. کسی نباید خون مومن را بریزد. کسی نباید خیال بد درباره مومن بکند. کسی نباید مال مومن را بخورد. مومن سه برابر تو عزیز است.

اینکه می‌فرماید مولا علی (ع): همه کارهایی که انجام می‌دهید در مقابل امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر مثل یک فوت به دریاست. هرکی هستی، در هرمقامی هستی! می‌گوید باید امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر بکنید. همه کارهایی که انجام می‌دهید، در مقابل امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر مثل یک فوت به دریاست، یعنی همه کارهای شصت هفتاد ساله‌ات مثل یک فوت است كه کردی به دریا، كار آن کسی که امربه‌معروف می‌کند مثل دریاست، یعنی نمی‌شود شما یک شب بیایی اینجا، صدها مطالب به مطالبت اضافه نشود، حتی اگر بلدی تجدید می‌شود، تمام عظمت دنیا و آخرت هم به همان کسانی است که در دنیا می‌آیند گوش می‌کنند یاد می‌گیرند، بعد از مرگ هم می‌روند بهشت.

حالا من چند جمله از قول خود خدا می‌خواهم صحبت کنم، شما که می‌فهمید، شما هرکجا هستي خارجی، ایرانی، داری با اینترنت گوش می‌کنی می‌فهمی، من برای نفهم‌ها می‌گویم که الآن قرآن دارد صحبت می‌کند، تو کجایش را می‌توانی بگویی عیب دارد؟ یا جوری دیگر بخواهی تفسیر بکنی؟ خوب گوش کن، این دربارهٔ مردمی است که نان را به نرخ روز می‌خورند‌، زمان‌پسندند.

قرآن سوره جن آیه 20- بگو به مردم ای پیغمبر، جز این نیست که من می‌خوانم پروردگار خود را و شریک قرار نمی‌دهم براي او.
ببین چقدر قشنگ است؟ یعنی به آنها بگو همین خواسته‌هایی که امروز دارند، صلاح است، الآن زمان همچین است، آن‌طور است، به آنها بگو نه من فقط و فقط آنکه خدا می‌گوید می‌گویم.

تکرار آیه 20- بگو به مردم ای پیغمبر، جز این نیست که من می‌خوانم پروردگار را و شریک نمی‌کنم کسی را با او.
خب آقای پروفسور احمق تو می‌خواهی این را چطوری تفسیرش کنی.

آیه 21- بگو من قادر نیستم برای شما دفع ضرری و نه جلب منفعتی را، اگر خدا نخواهد.
همین که الآن من گفتم. گفتم طرف می‌گوید من آمدم، می‌گویم چرا آمدی؟ آنکه می‌تواند هرکار بکند خداست. اینجا خود پیغمبر (ص) است. خدا به او می‌گوید بگو من قادر نیستم برای شما دفع ضرری یا جلب منفعتی را، اگر خدا بخواهد به تو ضرر برساند من نمی‌توانم کاری بکنم، نفع هم برساند کاری نمی‌توانم بکنم. قرآن آیین‌نامه بشریت است.

آیه 22- بگو به مردم که مرا هرگز در پناه خود نگیرد کسی، اگر خدا بخواهد به من اذیتی کند.
خدا دارد به پیغمبرش می‌گوید: به مردم بگو که اگر من بخواهم تو که پیغمبر منی هرکاری با تو بکنم کسی نمی‌تواند کاری بکند. این آیه قرآن است.

تکرار و ادامه آیه 22- بگو به مردم که مرا هرگز در پناه خود نگیرد احدی از عذاب خدا، اگر خدا بخواهد مرا عذاب نماید و هرگز نیابم از غیر خدا کسی را.
دیگر از این بالاتر می‌شود؟ می‌گوید من که پیغمبر هستم، خاتم انبیاء محمدبن‌عبدالله (ص) اگر خدا بخواهد هركاري با من بكند، خدا می‌فرماید: به آنها بگو که کسی نمی‌تواند کاری بکند. حالا آقایی که الآن یک پستی داری، روی چه حسابی حرام‌ها را راحت حلال می‌کنی؟ در مقابل حرام‌ها راحت می‌گیری می‌خوابی؟ چه جور خوابت می‌برد؟ چه کار می‌خواهی بکنی؟ فردا می‌خواهی به خدا چه بگویی؟ اگر یک دانه آیه را قبول نداری، همین الآن نجس و کافر و مرتدی. اگر الآن یک دانه از این آیه‌ها را قبول نداشته باشی، کافر و نجس و مرتدی بابا، حرفی در آن نیست.

آیه 23- مگر این که بگویم پناه من در انجام وظیفه رسالت است. (من فقط می‌توانم بگویم من یک پیغمبری هستم امر خدا را دارم می‌رسانم، پیغام‌آوری هستم از او.) و هرکه عصیان کند خدا و رسول او را البته برای اوست آتش جهنم که جاوید در جهنم بماند.
خدا دارد صحبت می‌کند‌ ها! همه اینها که می‌بینی با قرآن کاری ندارند، با امام صادق (ع) کاری ندارند، چون که می‌خواهند هرچی دلشان می‌خواهد بكنند، هرغلطی را بکنند! گفتم که می‌گوید اسلام، هرغلطی را می‌گوید.

سوره جن آیه 24‌- تا ببینند آنچه وعده داده می‌شدند، به زودی بدانند، به زودی بدانند که کی راست می‌گوید کی دروغ؟ کی ضعیف است کی قوی است؟
آقا امروز یک پستی داری فکر می‌کنی قوی هستی؟ نه! من که والله هیچی نمی‌دانمتان، هیچی! قرآن می‌گوید بگو تا بدانند که کیست ضعیف‌تر و کیست قوی‌تر؟ همه چیز در ید قدرت خداست، چه می‌دانی یک دقیقه دیگر چه می‌شود؟ من یک وقت‌ها می‌گویم: خدایا، اینهایی که الآن در رأس کارند، ولی بی‌تفاوت‌اند، اینها را زودتر ببرشان چون حضرت (عج) بیاید آبروریزی می‌شود، چون آقا (عج) بیاید به کسی... این حرف‌ها نیست، این بازی‌های دنیاست، این بازی‌های دنیاست. قرآن دارد همین را می‌گوید: بگذار، به ایشان بگو معلوم می‌شود که کی قوی‌تر است کی ضعیف‌تر است. تو نگاه به امروز می‌کنی؟

آیه 25 همان سوره جن- بگو ای پیغمبر، نمی‌دانم آیا نزدیک است آنچه خدا وعده می‌دهد از عذاب و غیره یا دور است؟ چون همه چیز در ید قدرت خداست.
ببین که می‌تواند بگوید من نفهمیدم؟ مگر تو پدرت و مادرت و جدت خر باشند! وگرنه نفهم نداریم! اصلاً ما نداریم همچین خدایی که کتابی بفرستد ما نفهمیم، بعد به وسیله اینکه نمی‌فهمیم ما را مؤاخذه کند، جهنم ببرد!

تکرار آیه 25- بگو ای پیغمبر، نمی‌دانم آیا نزدیک است آنچه وعده داده خدا یا دور است؟ چون همه چیز دست خداست.

آیه 26- خدا دانای غیب است و ظاهر نسازد غیب را برای کسی، آنچه را که می‌داند خودش می‌داند، همه چیز در نزد خودش است...

آیه 27- مگر آن کسانی که پسندیده باشد خدا اینها را به وسیله تزکیه نفس، تسلیم، ریاضت‌های شرعی، حالا اینها هم یک چیزهایی می‌دانند.
اول پیغمبرها (ع) هستند، امام‌ها (ع) هستند، بعد مومنین هم چرا هستند که می‌دانند، نگاهت می‌کنند می‌دانند خری یا آدمی؟ نگاهت می‌کنند هفتاد سالت است، ولی می‌بینند شش سالت است، یک بچه ریقو هستی. ظاهرت یک بچه شش ساله است، باطنت یک پلنگ است، یک گربه است! قرآن دارد می‌گوید.

تکرار آیه 27- مگر آن کسانی که پسندیده و انتخاب نموده باشد، به پیغمبری یا دیگران که به وسیلۀ زحمات و ریاضت خدا به اینها درک داده. بعد برای این جور آدم‌ها از جلوی رو و از پشت سر ملائکه می‌فرستد، راه می‌اندازد خدا از پیش رو و پشت سر او فرشتگان را.
من یک وقت گفتم فکر نکنی شما من‌باب‌مثل چهارتا‌ ده‌تا مستحفظ داری، نه، به حول و قوه خدا به اندازۀ کل لشکر ایران خود من مستحفظ دارم، ملائکه. هر مومنی دارد! الآن این هم آیه قرآن است، این هم آیه قرآن است، قبول نداری؟ کافر و نجس و مرتدی. من راحت به تو می‌گویم. می‌فرماید: کسانی که مومن شدند این می‌شود که خدا راه می‌اندازد از پشت سر او و جلوی روی او فرشتگان را نگهبان.

آیه 28- مردم بدانید پیغمبران رسانیدند پیغام‌های پروردگار خود را و خدا احاطه دارد به آنچه نزد ایشان است.
می‌گوید ما پیغمبران را می‌فرستیم، گفتنی‌ها را به شما بگویند که فردا کسی نگوید من نمی‌دانستم! اگر برسم جلسه بعد می‌خوانم آیه‌اش را ، ا‌ن‌شاءالله شنبه‌شب تشریف بیاورید و رفقا را هم بیاورید، چون شب تاجگذاری مولا علی (ع) است. به روحش صلوات بفرستید. ا‌ن‌شاءالله شنبه‌شب، شب تاجگذاری علی‌بن‌ابیطالب (ع) است، هم بیایید هم رفقا را بیاورید که من می‌آورم، آیه‌اش را هم می‌خوانم.

کسانی که می‌دانید توبه‌تان قبول نمی‌شود، حضرت (عج) بیاید توبه‌ات قبول نمی‌شود. الآن هم توبه کنی توبه‌ات قبول نمی‌شود، اما می‌گوید کسانی که نمی‌دانند تا آن آخرین نفس بگوید خدا من نادان بودم، غلط کردم، می‌بخشیمش. آیه قرآن است که ا‌ن‌شاءالله شنبه‌شب برایت می‌خوانم، می‌فرماید که ما از جلوی رو و از پشت سر اینها را حفظشان می‌کنیم.

سوره مزمل آیه 9- اوست پروردگار مشرق و مغرب، نیست خدایی مگر او، پس او را وکیل خود گیرید.
در تمام حالات خودت جنگ نکن، انتقام‌جویی نکن، گردن‌کلفتی نکن، خودبزرگی نکن، همه را به خدا واگذار کن، همه چیز در ید قدرت خداست.

اگر تیغ عالم (همهٔ عالم) بجنبد ز جای نبرد رگی را تا نخواهد خدای

همه عالم هرکار بکنند، تا او نخواهد طوری نمی‌شود.

خدا کشتی آنجا که خواهد برد اگر ناخدا جامه در تن درد

می‌فرماید اوست پروردگار مشرق و مغرب، نیست خدایی مگر او پس او را وکیل خود بگیرید، انتقام‌جویی نکن، جنگ نکن، دعوا نکن.

آیه 10- صبر کن ای پیغمبر آنچه می‌گویند دربارۀ تو از زشتی‌ها و کناره‌گیری کن از ایشان، کناره‌گیری خوب و زیاد.

در سوره نجم هم داریم آیه 29 می‌گوید: ای پیغمبر، اینهایی که پشت می‌کنند به آیات ما، پشت کن به ایشان، محلشان نگذار.

سوره نجم آیه 30 می‌گوید: اینها تمام زحمتشان اين است می‌خوانند که بگویند ما عالمیم، الآن هرکس چرت‌و‌پرت بگوید می‌گویند پروفسور است، هرکس هیچی بلد نباشد می‌گویند این نمی‌دانم چه! عارف است! لذا بیدار باشید برادر‌ها.

می‌فرماید که
آیه 11- واگذار تکذیب‌کنندگان را ای پیغمبر به من...
من می‌دانم با آنها چه کار کنم. یک مهلت کوتاهی به ایشان می‌دهیم دنیا زود سپری می‌شود، دنیا زود سپری می‌شود! یک مهلت کوتاه به ایشان می‌دهیم، نابودشان می‌کنیم.

آیه 12- البته برای اینها نزد ماست غل‌های آتشین و بند‌های گران آتش.

آیه 13- طعام گلوگیر... خیلی این جمله دردآور است. می‌گوید برای اینها گذشته از آتش و چه و چه، طعام گلوگیر است، یک لقمه در گلویت گیر می‌کند نه می‌توانی استفراغش کنی، نه می‌توانی قورتش بدهی. همین‌طور چشم‌ها دارد در‌می‌آید، حالا اینجا مرگ هست، انسان پنج دقیقه در این بلا گرفتار باشد می‌میرد، اما آن‌طرف دیگر مرگ نیست. خدا دارد صحبت می‌کند، می‌فرماید:

تکرار آیه 12- البته برای اینها نزد ماست، غل‌ها و بندهای گران و آتش سوزان.

سوره مزمل آیه 13- و طعام گلوگیر که نه بالا رود نه پائین... (خدا می‌خواهد پر‌روها را آدم کند، رویشان را کم کند.)
الآن من دارم می‌بینم، دارم می‌بینم، امروز این دولت‌ها به همدیگر قول می‌دهند، امضاء می‌کنند، فردا می‌زند زیرش! الآن این روسیه نامرد کثیف لااقلش سه سال پیش تا حالا باید این نيروگاه بوشهر را روشن کرده باشد، راه بیندازد، ولی نه! کفار با مسلمان‌ها نمی‌سازد. اینها هم که می‌آیند اینجا و می‌روند من بارها گفتم سر منبر، دست می‌اندازند گردن هم ماچ می‌کنند، هیچ کدام دوست ما نیستند، جاسوس‌های رختخوابی‌اند! دروغ می‌گویند! کافرند! ما که خودمان مسلمان هستیم دو‌تا دل با هم یکی نیست! "و یوم التبلی السرائر" وای به روزی که پرده‌ها کنار برود، مومن امروز می‌بیند، دور هم جمع‌اند، شانه‌هاشان به هم چسبیده است، ولی قلب‌ها فاصله دارد، قلب‌ها از هم جداست. حالا ما که به اصطلاح همه نماز هم می‌خوانیم. آنها کافرند، کافرند! لذا می‌فرماید: نه، حواستان جمع باشد بابا، هیچ‌کس با شما نیست، لقمه گلوگیر همین است که الآن قول می‌دهید، دست می‌دهید، ماچ می‌کنی، یک دقیقه دیگر می‌بینی طرف یک جور دیگر است، یک طرف دیگر شد.

‌آیه 14- اين پذیرایی از تکذیب‌کنندگان در روزی است که زمین بلرزد و کوه‌ها متلاشی شود و روان شود...
و حالا اینجاست که بدانند:

آیه 15- ای مردم، بدانید ما برای شما پیغمبر فرستادیم، همان‌طوری که قبلاً برای فرعونیان پیغمبر فرستادیم. بیدار باشید.
ببین، الآن حدود ده دوازده‌تا آیه قرآن من از سورۀ جن و مزمل خواندم. کی می‌تواند بگوید من نفهمیدم؟ مگر دیگر یک‌قلم این گوش‌هایش را بردارد، دو‌تا گوش الاغ جایش بگذارد. چون خدا جوري صحبت نمی‌کند که ما نفهمیم، خدا صحبت می‌کند.

بعد امام صادق (ع) می‌فرماید: رسول‌الله محمدبن‌عبدالله (ص) در مسجد خیف رفت منبر سخنرانی کرد، (غرضم به اینجاست، به شماهاست.) گفت: خدا یاری کند بنده‌ای را که سخن مرا بشنود و در گوش گیرد و حفظ کند و به دیگران برساند. آن هفته من چه گفتم؟ آن هفته گفتم فقیه کامل کسی است که بیاید دنبال دین خدا گوش کند، حفظش کند، عمل کند، نشرش هم با همین عمل است، اینجا هم می‌گوید: بشنو، بفهم، عمل کن و به ديگران برسان. چه بسا تو که گوش کردی الآن دور از جان نفهمیدی، اما به آن کسی که می‌گویی می‌فهمد. پیغمبر (ص) می‌فرماید: چه بسا حامل علمی که خود دانا نیست و چه بسا حامل علمی که به داناتر از خود یاد می‌دهد. پس ما اینجا هیچ ضرری نمی‌کنیم که شماها تشریف می‌آورید. بحمدالله همه‌تان دانا، فهمیده‌ايد، در خارج، این‌طرف، آن‌طرف من می‌بینم، نامه می‌زنند که ما واقعاً بیدار شدیم، ما بیداریم. جوان‌ها خوب هستند. خدا نمی‌آمرزد و نیامرزد آن کسانی را که جوان‌ها را دیوانه می‌دانند. جوان، یعنی یک نیروی آماده برای هرامری، حالا یک وقت پدر و مادر و استاد و رفیق و مومن این‌قدر آقا هستند، این را گل سر سبد بار می‌آورند، یک وقت هروئینی و دزد و کیف‌قاپ.

پیغمبر (ص) می‌فرماید: من افتخار می‌کنم جد من ابراهیم اول جوان بود، من دوم جوان هستم. جوان خیلی بالا است.
"لافتی الا علی، لاسیف الا ذوالفقار" خدا دارد نمره می‌دهد. نیست جوانی مگر علی (ع)، نیست شمشیری مگر شمشیر علی (ع). جوان خیلی بالاست. تو نامردی که خوبش را نمی‌گویی، یا راستش را نمی‌گویی، یا گمراه می‌کنی. من و شما باید دست از نامردی برداریم! می‌فرماید چه بسا آن کسی که دارد گوش می‌کند نمی‌فهمد، اما به دیگران که می‌رساند آن می‌فهمد.

بعد رسول‌الله (ص) می‌فرماید: سه‌تا صفت است، هیچ‌کس نمی‌تواند به آنها حسادت بکند:
1. خالص نمودن عمل برای خدا، کارت را برای خدا انجام بده، کار را خدایی انجام بده‌، وقتی کار خدایی شد کسی دیگر نمی‌تواند حسادت کند، بکند هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.

2. خیرخواهی براي کسانی که شما را هدایت می‌کنند. یعنی الآن که شما آمدی اینجا داری گوش می‌کنی از قول خدا و رسول (ص) و انبیاء (ع) ناراحت نباش، بعضی حرف‌ها ممکن است یک خرده اذیتت کند، بگو خدا پدرش را بیامرزد که به ما می‌گوید ما را بیدارمان می‌کند. دوم خیرخواهی برای کسانی که شما را بیدار می‌کنند از غفلت.

3. همراه بودن با جماعت، یعنی الآن این جمعیتی که ما داریم بهتر است، یا مثلاً نصف این جمعیت بود؟ الآن ما به حول و قوۀ خدا گذشته از اینکه تا وسط خیابان جمعیت داریم، چندین هزار نفر کمتر زیادتر جمعيت هم در ایران، خارج دارند گوش می‌کنند. چرا؟ چون این دین دین جهانی است، این دین دین محمدبن‌عبدالله (ص) است، این دینی است که ا‌ن‌شاءالله‌الرحمن حضرت صاحب (عج) می‌آید باید این دین باید به جهان برسد. لذا این است که می‌فرماید: همراه جماعت، من یک وقت‌ها بعضی‌ها را می‌بینم در تلویزیون این بیچاره حسادت دارد منفجرش می‌کند، هی می‌گوید نماز اول وقت، نماز اول وقت!مي‌گويد طرف به امام رضا (ع) داشت همچین می‌کرد، تا طرف همچین کرد، گفت: اول نماز بخوانیم. به او می‌گویم: بیچاره تو خودت می‌دانی، برای نماز اول وقت نیست، چون به نام نماز اول وقت در مسجدها را بستید، همان غروب که شد شش‌تا پنج‌تا دور هم "الله اکبر" مي‌گوييد بعد می‌روی خانه‌ات می‌خوابی! تو ناراحتی این هستی که در این چله زمستان این جمعیت تا وسط خیابان نشسته‌اند. من شش متر در خیابان می‌ایستم موقع نماز، یعنی درست از در حیاط تا آنجا که من می‌ایستم شش متر است طولش، حالا تا کجا برود. تو ناراحت اول وقت نماز نیستی، ناراحت این جمعیتی! خب ما اول وقت می‌خواهیم نماز بخوانیم هشت نفر هستیم، نیم ساعت صبر می‌کنیم، رفقا از راه دور و نزدیک می‌رسند، می‌شویم ششصد نفر، می‌شویم هفتصد نفر، می‌شویم هزار نفر. کدام بهتر است؟ لذا حسادت پدر در‌می‌آورد.

علی (ع) می‌فرماید: به کسانی که به شماها احکام و اخلاق یاد مي‌دهند بی‌احترامی نکنید و به ایشان نگویید اینها نادان‌اند نمی‌فهمند، به آنها محبت کنید.

یک کسی آمد خدمت عیسی (ع) گفت: آقا، ما چرا هرچی دعا می‌کنیم دعایمان مستجاب نمی‌شود؟ عیسی (ع) گفت که من ا‌ن‌شاءالله شب در مناجات از خدا می‌پرسم، فردا جواب می‌دهم. فردا آمد گفت: چه شد؟ گفت: خدا به من می‌فرماید: تو به وسیله عیسی (ع) من را شناختی، حالا عیسی (ع) را قبول نداری؟! برادرها، یکی از چیزهای خوب این است که انسان از هرکس... من نمی‌گویم،

وجود مبارک مولا علی (ع) ( به روحش صلوات بفرستید.) می‌فرماید: اگر کسی به من یک کلمه یاد بدهد، من غلام او هستم. کمیل مرا موعظه کن. من شما را موعظه کنم؟ بله، اثر در کلام است. می‌فرماید که به کسانی که به شماها احکام و اخلاق یاد مي‌دهند بی‌احترامی نکنید.

بعد چند‌تا جمله است دربارهٔ منافق است، این را می‌خوانم که شماها هیچ‌کدام ا‌ن‌شاءالله منافق نباشید. می‌فرماید:
1- منافق چون بنگرد سرگرم شود، چشمش این‌طرف، آن‌طرف است، یک مثقال یاد خدا و قرآن هیچی نیست. یا زن مردم را می‌بیند، یا چرا این ماشینش این رنگی شده؟ چرا آن‌طوری؟ چون بنگرد سرگرم است.

2- و چون لب بندد در غفلت است. وقتی در حال سکوتی فکر کن، فکر خیلی مهم است، چون لب بندد در غفلت است.

3- و چون سخن گوید هرزه گوید، دری‌وری می‌گوید، یک کلام حرفی که درونش خدا و انسانیت باشد نمی‌گوید.

4- و چون توانگر شود سرکش می‌شود، تمام اینهایی که منافق‌اند، به یک پستی، مقامی، پولی که می‌رسند خدا، پیغمبر، حرف حساب، مومن همه را لگدمال می‌کنند. اصلاً علت ذلتشان به خاطر همین است که همه چیز را سرکوب می‌کنند.

5- و چون به سختی بیفتند زود زبون و ذلیل می‌شوند، چون خدا ندارد دیگر!

6- منافق زود‌‌خشم و دیر‌رضا از خداست، با کوچک‌ترین مسأله‌ای از خدا ناراحت می‌شود، خیلی هم بد از خدا راضی می‌شود!

7- منافق از کم (اگر خدا به او کم بدهد.) در خشم می‌آید، از زیادش هم تشکر نمی‌کند. اگر کم به او برسد غر می‌زند، اگر زیاد برسد تشکر نمی‌کند.

8- منافق قصدش دایم اذیت به خلق‌الله است. منتها یک عده را می‌تواند یک کارهایی بکند، آن هم که نمی‌تواند كاري بکند دایم در این فكر است که چرا من نمی‌توانم خلاف بکنم؟ چرا؟

بعد می‌گوید: ای مردم، کسی که قانع نباشد، هیچی سیرش نمی‌کند.
من این جمله را از قول علی (ع) می‌خوانم، برای همه، اول خودم، بعد شماها، بعد کسانی که امروز یک کرسی شکسته مستش کرده، یک پست، یک چهارپایه شکسته مستش کرده. این را کی می‌گوید؟
وجود علی (ع) امامی که هیچ‌رقم گناه درونش نیست، به امام دوم که امام حسن (ع) است (به روح هردوشان یک صلوات بفرستید.) می‌فرماید:
از خدا یاری بجو پسر جان که توفیق به تو بدهد تا از هرآلودگی که مایه اشتباهت می‌شود دوری کنی. امام علی (ع) دارد به امام حسن (ع) می‌گوید: از خدا بخواه! این که حالا امام است، خود رسول‌الله (ص) صورت روی خاک می‌گذارد داد می‌زند: خدایا، "یک آن" من را به خودم وامگذار. خدا آنچه خوبی به من دادی از من نگیر، نداده‌ها را بده. حسن جان، از خدا یاری بجو از هرآلودگی که مایه اشتباهت شود دوری کنی و از گمراهی کناره بگیری. اینها که گفتم اگر برایت یقین شد در آن کوشش کن و اگر آماده نشدی همانا که تو یک شب‌کوری هستی که به درخت خار چنگ زدی. هرکه می‌خواهی باشی باش، شب‌کوری هستی که به درخت خار چنگ زدی! دین این است که به اشتباه نروی! درک و معرفت و خداشناسی و دین این است که به اشتباه نروی و من تو را به انواع نادانی‌هایت سرزنش می‌کنم تا تو خود را دانشمند نشمری. طرف دست چپ و راستش را بلد نیست، به او مي‌گويند آقای پروفسور! نکبت بر تو! من تا پنج شش ماه پیش یک وقت کسانی پشت تلویزیون صحبت می‌کردند نگاه می‌کردم جواب هم می‌دادم، بعد دیدم که اینها ارزش ندارند، قشنگ دارم می‌بینم آن شش سالش است، آن یک گورخر است، آن یک گربه مرده است، زود خاموش می‌کنم. حسن جان، دین این است که به اشتباه نروی، من تو را به انواع نادانی‌هایت سرزنش می‌کنم تا تو خود را دانشمند نشمری، اگر چیزی را فهمیدی زود به خودت نگیری بزرگی نکنی، زیرا دانشمند آن کسی است که بداند آنچه را که می‌داند در مقابل نادانی‌هایش صفر است.

پیغمبر (ص) می‌فرماید: آنچه را که می‌دانی یک قطره است، آنچه که نمی‌دانی یک دریاست. آنچه که می‌دانی یک حلقه انگشتر است آنچه که نمی‌دانی یک دشت است. امام (ع) دارد به امام (ع) می‌گوید. حالا کسانی که صدای این حقیر به گوشتان می‌رسد خوش به حال کسانی که از این حرف‌ها خوششان می‌آید، اینها نمره آدم بودن را گرفته‌اند، آنها هم که بدشان می‌آید خاک همه عالم در سرشان، چون خدا کارش این است به گوش ماها می‌رساند اشتباهاتمان را، که ما چه کار کنیم؟ توبه کنیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد

پروردگارا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، به دست امام زمان (عج) همه ماها را در راه خودت هدایت بفرما.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت می‌‌دهیم، کسانی که گردن‌کلفتی می‌کنند به زودی ذلیل و نابودشان بگردان.
خدا، کسانی که با دینت لجبازی می‌کنند، ذلیل و نابودشان بگردان.
خدا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، این دعاهای ماها را به اجابت و انجام برسان.
دوتا صلوات مردانه بفرستید.


************** پايان *****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir

 

ان‌شاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته