اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني
سخنرانی شب جمعه مورخه 05/09/88
به روح محترم چهارده معصوم و
حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.
برای سلامتی وجود مبارک امام
زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.
به روح رهبر انقلاب و برای
سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.
دعای فرج
را بخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ
العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و
حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و
تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.
انشاءالله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.
*******
مسئله:
• محلی که
انسان نماز میخواند بایستی که پاک باشد، آن فرشی که روي آن نماز میخوانیم، آن
زمینی که روی آن نماز میخوانیم باید پاک باشد. حالا یک وقت نجس است، مثلاً کل این
فرش نجس است، اما خشک است، میتوانیم رویش نماز بخوانیم، به شرطی که پایمان،
لباسمان، دستمان تر نباشد. محل نمازگزار باید پاک باشد، اما اگر نجس بود، دست شما،
پای شما خشک باشد، آنجا هم خشک باشد میشود نماز خواند، اما محلی که پیشانی را
میگذاریم باید حتماً پاک باشد، محلی که پیشانی را میگذاریم اگر نجس باشد نماز
باطل است.
• دوم مسئله این است که یک جایی داریم نماز میخوانیم، زمینش پست و بلند است.
آنجایی که زانوی شماست با آنجا که مهر است به اندازهٔ چهارتا انگشت بسته بیشتر
بلند و کوتاه نباشد. مثلاً یک بیابانی است، مشغول نمازی این زمینش پست و بلند است،
آنجا که میخواهی پیشانی بگذاری با آنجا که نشستی بیش از این چهار انگشت یا بلند یا
کوتاه نباشد، به اندازهٔ چهار انگشت باشد.
پس مسئله اول اینکه زمین محل نمازگزار باید پاک باشد، اگر نجس بود و خشک بود
دستوبال شما هم خشک بود، رویش نماز بخوانید، اما جای پیشانی باید پاک باشد. دوم
اینکه زمینی که ما رویش نماز میخوانیم پست و بلند نباشد، مگر به اندازه این چهار
انگشت بسته.
• سوم آنجایی که ما نماز میخوانیم اگر دارد صدای تار یا ویلونی چیزی میآید، نمازت
باطل نمیشود، ولی داری گناه میکنی.
هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.
*******
مقدمه:
وجود مبارک امام صادق (ع) میفرماید:
مردم سه گروهاند:
1. یک گروه دانشمندان ربانی هستند.
2. یک گروه دانشجویان راه نجاتاند.
3. یک گروه هم خاشاک روی آب هستند. ما بایست سعی کنیم انشاءاللهالرحمن جزء دسته
سوم نباشیم. میفرماید مردم سه گروهاند، یک گروه دانشمند ربانی، یعنی از آن اولی
که حرکت میکند برای خداست. یادت نرود هرکجا صدای مرا میشنوی، الآن، يا بعداً با
سیدی، اگر برای خدا بیایی، برای خدا گوش کنی، برای خدا حفظ کنی، برای خدا عمل کنی،
میشوی فقیه کامل.
رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید:
معرفی نکنم فقیه کامل را به شما؟ چرا! آن کسی که به دنبال علوم علمیه میرود
و حفظ میکند و عمل میکند و نشر میدهد، این فقیه کامل است. این یک، دو یادت نرود
هفتاد سال درس خواندن به جایی نمیرساندت.
باز رسولالله (ص) میفرماید: کسی
چهل روز "خالصاً لوجه الله" عبادت کند، یعنی کارهایش برای خدا باشد، از ترس جهنم و
شوق بهشت نباشد، کارها برای خدا باشد، خدا چشمههای حکمت را در قلب این قرار میدهد
و از زبانش جاری میکند. طرف میبینی هفتاد سال درس خوانده هیچی هم نمیفهمد چون
برای خدا نبوده. پس یادت نرود فقیه کامل کسی است که برای خدا بیاید، برای خدا گوش
کند، برای خدا عمل کند، برای خدا نشر بدهد، نشرش هم گفتیم احتیاج به زبان ندارد،
همانقدر که شما در قوموخویش و فامیل و اداره و هرجا هستی آن روشت اسلامی است، هم
خودت را امربهمعروف میکنی، هم دیگری را. اما اگر میخواهی دارای علوم مختلف
بشوی، کارها برای خدا باشد. میفرماید: کسی چهل روز "خالصاً لوجه الله"خدا را عبادت
کند، خدا چشمههای حکمت را در قلب او قرار میدهد و از زبانش جاری میکند.
بعد آقا امام صادق (ع) میفرماید: اگر میخواهی به مقام عالیه برسی، بشنو و بفهم و
عمل کن از کسی که تو را میگریاند، اما به درک و معرفتت میافزاید، پیروی نکن از
کسانی که شماها را با حرفهای زمانپسند و حرفهای دنیاپسند، حرفهای خرافی گول
میزنند، همهاش هم به خودشان برمیگردد. کسانی که در این مدت فقط گفتند اسلام
هرچی خواستند گفتند، یک عدهای را درست کردهاند که اینها دایم به خودشان توهین
میکنند.
بعد علی (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) میفرماید: اگر میخواهید که به کمال انسانی
برسید، باز سه چیز لازم دارید:
1. دینفهم بشوید از راه قرآن و سنت، یعنی خدا چه گفته؟ رسولالله (ص) چه میگوید؟
ائمه (ع) چه میگویند؟ زمان را ولش کن. من بارها عرض کردهام، حدود صدوپنجاه سال
پیش اروپا آمریکا، موسی (ع) و عیسی (ع) و تورات و انجیل و همه را گذاشتند کنار،
رفتند دنبال تجدد. امروز در نکبتی فرورفتهاند که به هیچوجه نجات ندارند، اصلاً
نجات ندارند. مگر خدا لطف کند یک زلزلهای بفرستد، جنگ اتمی بشود، بروند! وگرنه تا
زنده هستند مرتب گناه میکنند. میفرماید یک از راه قرآن و سنت دینفهم بشوید.
2. زبانتان را حفظ کنید، برادرها، خواهرها، هرجا هستی به وسیله اینترنت الآن داری
گوش میکنی، هرکجای دنیا هستی، یا بعداً با سیدی گوش میکنی، زبان خیلی مهم است.
زبان بشر را به اوج اعلا از نظر معرفت میرساند، به آخرین درجه بدبختی میرساند از
نظر بیمعرفتی. هروقت میخواهی حرف بزنی برای خدا بزن، سعی کن که آبروی کسی را
نریزی، تهمت به کسی نزنی، غیبت نکنی، میفرماید زبانت را حفظ کن.
گفتم که رسولالله (ص) میفرماید: اگر دیدی کسی بیپروا پشت سر مردم حرف میزند،
بررسی کنی یا از راه زناست، تخم زناست، یا تخم شیطان. طرف میگوید: آقا تخم شیطان؟
آقا (ص) میفرماید: مگر قرآن نخواندی؟ سوره اسراء آیه 64 خدا به شیطان میفرماید:
با مال و اولادش شرکت بکن. حدیث در کافی است، آیه قرآن هم که برایتان میخوانم. لذا
دوم مولا علی (ع) میفرماید: زبانتان را حفظ کنید.
3. زمانتان را بشناسید، زمانشناسی خیلی مهم است، به ریش و پشم و این حرفها نگاه
نکنید.
از سلمان پرسیدند که این ریش تو بیشتر ارزش دارد یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل صراط
بگذرد ریش من، اگر نگذرد دم سگ. من الآن قبل از نماز داشتم برای این برادرها
میگفتم، چون آشپزی که میکنند و میآیند، ما مزدشان را میدهیم. میگویم: برادرها،
سعی کنیم کارها برای خدا باشد. شما اگر آن روز بودی و کسانی که با علیبنابیطالب
(ع) جنگیدند را ميديدي، نمیتوانستی باور کنی كه اينها باشند، همه کسانی بودند که
یک عمری با رسولالله (ص) نماز خوانده بودند، شبها احیاء گرفته بودند، یک عمری با
رسولالله (ص) نماز اول وقت خوانده بودند، اما دنیا نگذاشت. چرا؟ مولا (ع) میگوید:
بشنو و بفهم و باور کن بعد به کار ببند، میشنیدند باور نمیکردند، باور میکردند
عمل نمیکردند.
در این جنگهایی که علیبنابیطالب (ع) در این چهار سال و چند ماه که خلافت داشت
كرد، سهتا جنگ مهم داشت، یکي از این جنگها با کافرها نبود، همه نمازخوانها، همه
ریشدارها، همه قرآنخوانها بودند. لذا برادرها، این را خیلی جدی بگیریم، من داشتم
قبل از نماز (هرکجا هستی گوش میکنی بکن این کار را.) میگفتم: با خودتان عهد کنید،
با خدا قرار بگذارید که چهل روز حالا هروقت وقت کردی، روزی دو رکعت نماز
علیبنابیطالب (ع) بخوانید. نماز علیبنابیطالب (ع) دو رکعت است، بعد از حمد،
هررکعت پنجاهتا سوره "قل هو الله" دارد، بخوانید. و بعد هم که خواندی آن سیوچهار
"الله اکبر"، تسبیحات را میگویی و هدیه کن خدمت پنج تن (ع)، بگو: خدا به حق این
بزرگوارها، آن رذیلهها، آن نکبتها، آن چیزهایی که ما را عاقبتبهشر میکند از ما
بیرون کن. رفقا را دعا کنید، من را دعا کنید. آنهایی که با علیبنابیطالب (ع)
جنگیدند خانم فاطمه زهرا (س) را کشتند، علیبنابیطالب (ع) را کشتند، صد سال از دست
اینها قبر مولا علی (ع) مخفی بود، همه نمازخوانها بودند، هنوز هم قبر خانم فاطمه
زهرا (س) مخفی است، از دست همین لامذهبها! لذا مولا (ع) میفرماید که زمانتان را
بشناسید، به ریش و پشم کسی نگاه نکنید، آنچه که میگوید باید قرآن تأیید کند،
رسولالله (ص) تأیید کند. همینطور هرکس رسید گفت اسلام بعد هرغلطی خواست به خورد
مردم داد. الآن این خیابانهای ما شده این، کشتارهای ما شده اين! اگر بخواهی بررسی
کنی ما بیش از روزی پانصدتا هزارتا کشته بیدینی داریم، یا به وسیله سیگار است، یا
به وسیله شراب است، یا به وسیله چاقوکشی است، یا به وسیله تصادف است. چرا؟ علم
ندارد، دین ندارد، رعایت اخلاق ندارد.
من بارها گفتهام شما برو در دادگستری، یک نصف روز ببین جرم و جنایت چه خبر است؟
یک نفرش از جنس شماها نیست. چرا؟ شماها میآیید پای دستور خدا، دستور قرآن، میآیید
منتظر صاحب الامر مهدی آل محمد (ص)، ما الآن بیش از روزی پانصدتا کشته بیاخلاقی
داریم که اخلاق نیست، لذا میگوید: زمانتان را بشناسید، گول هرکس را نخورید.
بعد میفرماید: لازمۀ کل اینها باز سه چیز است:
1. پندپذیری درون، یعنی وقتی الآن داری حرف را گوش میکنی خدا دارد حرف میزند.
رسولالله (ص) دارد حرف میزند، این را در درون خودت جا بده. گفتم که آنها که با
علیبنابیطالب (ع) جنگیدند، خانم فاطمه (س) را کشتند، بیستوسه سال با رسولالله
(ص) نماز اول وقت خواندند، شبها احیاء گرفتند.
اما پیغمبر (ص) آخر عمر فرمود: علی جان، اینها بعد از من تو را خیلی اذیت میکنند،
با من کفار جنگیدند با تو همه نمازخوانها میجنگند. لذا لازمهاش این است که
میفرماید: پندپذیر درون، حرف حساب را بپذیر، در درون خودت نگهش دار.
2. پندگوی درون همینطور با خودت دائم صحبت کن، نفس میآید، لجبازی میآید، ببین
همین الآن آیه بود، همین الآن، در سوره یوسف آیه 53، یوسف (ع) پیغمبر است، پسر
پیغمبر است، اما دارد میگوید که درست است من تهمت زنا را از خودم رد کردم، ولی نه،
نفس اماره کارش گول زدن است، خدا به من رحم کرد، آن زمانی که یعقوب (ع) در خواب دید
که گرگها به یوسف (ع) حمله کردند، گرگها بچههایش بودند، پسر پیغمبرند، اما رفتند
در نقشه و کلک گرگاند الآن. بچههای یعقوب (ع) بچههای پیغمبرند اما در مغزشان
تصمیم گرفتند که یوسف (ع) را از بین ببرند. یعقوب (ع) در خواب میبیند که گرگها
حمله کردند، میخواهند یوسفش را بدرند، زمین دهان باز کرد یوسف (ع) را بلعید که
همان بود كه انداختندش در چاه. بچه پیغمبر است، ولی وقتی که نمیخواهد آدم باشد در
کلک است، گرگ است، سگ است. سلمان هم گفت که اگر از پل صراط من بگذرم، ریش من بهتر
است، وگرنه دم سگ بهتر است. همین الآن داشتی میخواندی.
سوره یوسف (ع) آیه 53 یوسف (ع) میفرماید: درست است من تهمت زنا را از خودم دور
کردم، اما خدا به من رحم کرد، نفس اماره کارش همین است. میگوید سه چیز لازم داری،
یکی پندپذیر درون، دوم پندگوی درون.
3. اگر این دوتا را داشتی، حالا توفیق الهی میآید، خدا دستت را میگیرد. "الله ولی
الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور" وقتی صبح بلند شدی نمازت را خواندی، آن
دوازده "قل هو الله" را که میگویم خواندی، هفتتا "لاحول و لا" را خواندی، سر روی
مهر گذاشتی، خدایا، از شر و فتنهها و و و... حالا میفرماید: اگر در روز صدبار هم
شیطان و زمان و نفس بخواهد تو را به ظلمت بکشد، من نمیگذارم.
وقتي من خودم آمدم سرسبیل، پنجاه سال پیش، بیستودو سالم بود، یک جوان زیبایی
بودم، کارم هم لوکسفروشی بود، شغلم لوکسفروشی بود، از صبح تا شب با زنها طرف
بودم، داشتم من بعدازظهر به پسرم میگفتم، گفتم همین سوره "قل هو الله احد" مرا حفظ
کرد، به قدری کثافت، زنها دور ما بودند و نقشهها کشیدند و بحمدلله نتوانستند.
اینکه گفتم اگر نماز هم نمیخوانی، صبح بلند شو این دوازده "قل هو الله" را بخوان،
دور خودت فوت کن. این هفتبار "لاحول و لا" را بگو. همین این از بلاهای ناگهانی
حفظت میکند، بعد هم سبب میشود نمازخوان هم میشوی، متدین هم میشوی. لذا این است
که حالا که این دوتا کار را کردی، پندپذیر درون شدی، پندگوی درون شدی، حالا توفیق
الهی حاصل میشود. خدا کارهای خوب را مجبورت میکند انجام میدهی، کارهای زشت را
نه. چرا؟
این چند جمله را خوب گوش کنید، آنها که اینجا هستید، آنها که بعد با سیدی گوش
میکنید، آنها که الآن با اینترنت گوش میکنید، خوب گوش کنید:
رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید:
1- عمری که در تحصیل علم خدایی نباشد هدر رفته، یعنی برای خدا. علم که میگوییم نه
این است که حالا استاد دانشگاه بشوی، یا مثلاً مجتهد بشوی نه! بابا یک کارگر عمله
هستی، در کارت سعی میکنی به کسی خیانت نکنی، نانوایی سعی میکنی نان خوبی بپزی دست
مردم بدهی، خیاطی سعی میکنی لباس درست بدوزی. علم "العلم نورٌ" آن است که ما
کارهایی که انجام میدهیم خداپسند باشد، به مردم آزار نرسانیم، پارچه فروشی،
کمفروشی نکن، فرق نمیکند. عمری که در تحصیل علم خدایی نباشد هدر رفته، یعنی سعی
کن برای خدا کار کن، برای خدا هرکاری میخواهی بکنی برای خدا باشد.
2- علمی که در انجام کار خیر صرف نشود باطل شده، درس میخوانی برای کمک به خلق
بخوان، دکتر میشوی، مهندس میشوی، مخترع میشوی، هرچه میشوی، سعی کن که این کارت
برای مردم مفید باشد، پولت را هم بگیر. به شما بگویم اینهایی که برای خدا کار
میکنند، هم پولشان را میگیرند، هم از پول خیر میبینند، هم دنیا و آخرتشان تأمین
است. اینها که فقط برای دنیا میزنند، دنیا را هم ندارند، با یک طوفان همه چیزشان
نابود میشود. لذا علمی که در انجام کار خیر نباشد باطل شده.
3- عملی که با اخلاص قرین نباشد بر باد رفته، از خانه که حرکت میکنی برای خدا بیا،
برای خدا بنشین گوش کن، برای خدا حفظ کن، برای خدا عمل کن، هم میشوی فقیه کامل، هم
خدای عظیمالشأن چشمههای حکمت را در قلبت قرار میدهد، از زبانت جاری میکند.
نمونهاش به حول و قوه خدا من نوشتههایی که جلویم هست همه را بخواهم برای شما
بخوانم، مثلاً ده دقیقه طول میکشد، یک ربع، اما من یک ساعت و بیست دقیقه صحبت
میکنم، آن یک ساعتش همان علومی است که خدا در قلب قرار داده. پس چه شد؟ عملی که با
اخلاص قرین نباشد، بر باد رفته.
4- و اخلاصی که با استقامت نگهداری نشود ضایع شده. ببین طلحه و زبیر از فامیلهای
نزدیک رسولالله (ص) بودند، معاویه هم برادرزن رسولالله (ص) بود، هم قرآننویس
بود، حدود چهارده نفر بودند که وقتی آیه بر رسولالله(ص) نازل میشد اینها
مینوشتند، اما چون کار برای خدا نبود نابود شدند. میگوید: اخلاصی که با استقامت
نگهداری نشود ضايع شده، همین که پیغمبر (ص) از دنیا رفت، همهشان رفتند برای پست و
مقام و ریاست زدند و دنیا و آخرت خودشان و مردم را نابود کردند. الآن زمان ما هم
همینطور است، راحت برای اینکه یک پست میخواهد بگیرد، آن آبروی آن را میریزد، آن
به آن بیشرفی میکند و و و... من آن هفته عرض کردم، گفتم که این انقلاب مفتی به
دست نیامده، پنجاهوهفت سال رویش کار شده، از سال چهلویک تا پنجاهوهفت بیستوهفت
سال آنهایی که مرد میدان بودند، وسط کار بودند، کتک میخوردند، از جیبشان پول خرج
میکردند، عکس امام را میآوردند، پخش میکردند، چه میکردند، آنها ميدانند، حالا
آنکه در تبعید است گرفته خوابیده برای خودش، آن که در زندان است گرفته خوابیده برای
خودش! آنها که کار میکردند میدانند چه خبر شد این بیستوهفت سال! سی سال هم هست
که انقلاب است، اما راحت میبینی آبروی همدیگر را میریزند، به هم تهمت میزنند،
حالا تو به جهنم، اسلام آبرو دارد، مملکت آبرو دارد، مومنین آبرو دارند، مومنین
شرافت دارند.اخلاصي که با استقامت نگهداری نشود ضایع شده.
5- استقامتی که عاقتبش به خیر نباشد نابود شده، استقامت میکنی اما عاقبتبهخیر
نیستی، ميبيني به خاطر یک مسئله...، اینکه گفتم این نماز علیبنابیطالب (ع) را
بخوانید و بخواهید از خدا به عظمت مولا علی (ع) به عظمت پنج تن (ع)، خدایا، آن
لحظههای حساس دست ما را بگیر، آن رذیله... من الآن دوتا دعا میکنم شما جدی آمین
بگویید هرجا هستید:
پروردگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، در لحظههای حساس دست ماها را بگیر.
خدا، به خون شهداء قسمت میدهیم، آن گناههایی که میخواهد ماها را زمین بزند، ما
دشمن امام زمان (عج) بشویم، آن گناهها را از ما دور کن.
خدا، به حق امام زمان (عج) به دست امام زمان (عج) ماها را در راه خودت یاری کن.
صلوات بفرستید.
اللهم صل علي محمد و آل محمد
لذا میگوید استقامتی که عاقبتش به خیر نباشد بر باد است، چون ملاک هرکاری
عاقبتبهخیری آن است. اینکه چقدر قرآن خواندی، چقدر قرآن حفظی را ولش کن! خود
قرآن میگوید: ای کسانی که ایمان آوردهاید، ایمان بیاورید یعنی چه؟ اطاعت کنید خدا
را، اطاعت کنید رسول خدا (ص) را، اطاعت کنید اولیالامر را، میگوید: تو که میگویی
من ایمان آوردم، پس چرا عمل نداری؟
در سوره نساء آیه 49 میگوید: خودتان را پاک ندانید.
آیه 59 میفرماید: اگر راست میگویی، اطاعت کن خدا را، اطاعت کن رسول خدا را، اطاعت
کن اولیالامر را، بینتان نزاعی هم شد، باید بیایید زیر چتر قرآن.
بعد در همان سوره نساء آیه 61 میفرماید: تو منافقی، تا اسم اين میآید که آقا
ببینیم قرآن چه میگوید؟ رسولالله(ص) چه میگوید؟ رنگت میپرد.
تكرار آيه 59 میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردید، ایمان بیاورید، اطاعت کنید خدا
را، اطاعت کنید، رسول خدا (ص) را، اطاعت کنید اولیالامر را. اگر نکنید، کارهایی که
شما انجام میدهید بر اساس میل روز و زمانپسند، میگوید خاکستری است که در مقابل
باد شدید است. خدا دارد صحبت میکند ها! خدا مستقیم دارد صحبت میکند، میگوید
کارهایی که روی میلتان انجام میدهید، با قرآن و سنت کاری نداری، فقط به زمان است،
این مثل خاکستری است که در مقابل باد شدید قرار میگیرد.
باز میفرماید: مثل شما مثل آن پیرزن دیوانهای است در عرب که صبح تا ظهر میبافت،
بعدازظهر که میشد پاره میکرد. میگوید وقتی کارهایتان آنطوری که من خدا
میخواهم، یا پیغمبر (ص) میخواهد نباشد آن است.
بعد رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: به نمازتان اهمیت بدهید، هرکجا هستی
داری گوش میکنی، فردا با سیدی گوش میکنی، الآن در آمریکا اروپا هرجا هستی، داری
با اینترنت گوش میکنی، چون خیلی نامه میزنند، تشکر میکنند که ما داریم بیدار
میشویم، ما داریم هشیار میشویم، خدا یاریتان کند، هرجا هستید خدا یاریتان کند،
ما دعایتان میکنیم. میزنند، نامه مینویسند که ما زنده میشویم. به نمازتان اهمیت
بدهید. ببین برادر، به نماز اهمیت دادن، به اینکه یک عدهدروغگو ميگويند نماز اول
وقت نيست، با کلمه نماز اول وقت مسجدها را درش را بستند، به نماز اهمیت بده، یعنی
نماز تو را از گناه نجات بدهد، نماز تو را از بدیها نجات بدهد. بیست ساله بودی،
نماز میخواندی، تکان میخوردی، عصبانی میشدی، فحش میدادی، کار زشت میکردی، الآن
شصت سالت است همانی. اهمیت به نماز این است که ما روزبهروز از دیروز بهتر بشویم.
من نمیگویم،
وجود مبارک مولا علی (ع) (به روحش صلوات بفرستید.) میفرماید: اگر شما امروزت از
دیروز بهتر نباشد مغبونی، اگر دیروزت از امروز بهتر باشد ملعونی. من نمیگویم! به
نماز میگوید: اهمیت بدهید، نماز شما را از گناهها باز بدارد.
1- هرگاه کسی نماز صبح را عمداً نخواند فرشتهای به او صدا زند ای زیانکار،
جوانهای عزیز نمازتان را بخوانید. من یک وقتها به شوخی میگویم، میگویم بابا تو
که روزی پنجاهتا صدتا گناه میکنی، این نماز را هم یک گناه حساب کن، این را هم
انجام بده! آخرش دستت را میگیرد. هرکه نماز صبح را عمداً نخواند، فرشتهای صدا
زند، ای زیانکار.
2- اگر نماز ظهر را عمداً نخواند آن فرشته گوید ای خیانتکار که به خودت خیانت کردی.
3- هرگاه نماز عصر را عمداً نخواند، فرشتهای به او گوید ای بیدین، نماز عصر که
نمیخواند.
4- نماز مغرب را عمداً نمیخواند، فرشته به او میگوید ای کافر.
5- نماز عشاء را عمداً نخواند، (یعنی یک روز که نمازش را نخواند.) فرشته میگوید
دیگر در تو خیر و نفعی نیست. نمازتان را بخوانید. حتی من گفتم: اگر نماز هم
نمیخوانی، صبح بلند شو این دوازدهتا "قل هو الله" را بخوان، دور خودت فوت کن،
هفتبار "لاحول و لا" را بگو، بگو: خدایا، دست مرا بگیر و از هزاران بلا... من
نمیگویم که شما در گناه تجربه کن، ولی برو در این زندانها، اینها را ببین، از او
ميپرسي آقا جوان چرا؟ هیچی یک اشتباه، یک اشتباه دو ثانیهای مرا به این روز
انداخته، پریشب داشتم میدیدم پسره بلند شده آمده رفته در خانه به خاطر اين که
مثلاً حالا بابایش مرده، ثروت زیادی دارد. این احمق با هفتتیر تقی میزند مثلاً
آبجیاش را میکشد، ننهاش را میکشد که ثروت بیشتري به او برسد. من چه گفتم؟ گفتم
علوم و گفتار و کتابها زیاد است، اما اکثر اینها در جمیع عمر شما هیچ کدامش را
نداشته باشی، یا داشته باشی نقشی در زندگیات ندارد، اما اینهایی که من به شما دارم
میگویم، ثانیهبهثانیه لازمت است، اینهایی که من هرهفته دارم میگویم،
دقیقهبهدقیقه ثانیهبهثانیه همهمان لازم داریم. میگوید اگر نماز پنجم را عمداً
نخواندی، حالا به تو میگوید در تو دیگر نفع و خیری نیست.
بعد رسول خدا (ص) فرمود: پنج گروه هستند در روزی که همه در حال گرفتارياند، در
قیامت همه گرفتارند، حتی پیغمبرها (ع) داد میزنند، وانفسا! خدایا، به داد ما برس،
فقط یک پیغمبر است داد میزند واامتا! آن هم محمدبنعبدالله (ص) است. میگوید در
آن روزی که همه در حال گرفتاری هستند، پنج گروهاند كه در سایه رحمت خدا هستند:
1- (انشاءالله شماها) نمازگزارانی که به نماز اهمیت میدهند که انشاءالله
همهاش شماها هستید.
2- روزهدارانی که پرهیزگارند، ببین بابا در سال ما یک ماه است که باید روزه بگیریم،
یعنی گرسنه باشیم، اما سراسر سال باید چشممان روزه باشد، حرام نبیند، گوشمان روزه
باشد، حرام نشنود، این مطربیهای این تلویزیون کثیف نامرد تخمشراب را گوش نکند،
زبان روزه باشد، دروغ نگوید. در یک سال یک ماه است كه ما باید خودمان را گرسنه نگه
داریم، اما روزه آن است که چشمت روزه باشد، زبانت روزه باشد، گوشت روزه باشد.
حتی امام صادق (ع) میفرماید: فکر در مغزت روزه باشد، فکر بد درباره کسی نکنی، قلبت
روزه باشد، تصمیمگیریهای در قلبت خلاف نباشد. میگوید دوم گروه کسانی هستند که
روزه...
3- کسانی که خمس مالشان را میدهند، برادرها، هرکجا هستی گوش میکنی نترس، از خمس
دادن نترسید. امروز وارد یک اداره شدی سر برج حقوق گرفتی، یک گوشه بنویس مثلاً
سیام برج آبان سال مثلاً هشتادوهشت من اولین حقوق را گرفتم، یادداشت کن، ولش کن،
تا سال آینده. سال آینده آن روز حساب کن اگر چیزی داشتی یکپنجمش را بده، خمس
زندگیات را پاک میکند، مالت را حفظ میکند، از طوفانها نجاتت میدهد، اما وقتی
ندهی دنیا و آخرت نداری، وقتی خیلی هم که پولدارشدی، با یک طوفان همهاش نابود
میشود.
خمس زبان این است که مردم را امربهمعروف کنی، خمس چشم این است که زن مردم را نگاه
نکنی، رفتی مهمانی به زن مردم کار نداشته باش، خمس گوش این است که غیبت گوش نکنی،
خمس زبان این است که آبروی کسی را نریزی، خمس دست این است که با این دست زیر بغل
مردم را بگیری، برای مردم کار بکنی. خمس پا این است که اینجور جاها بیایی، جاهای بد
نروی. سوم کسانی که خمس مالشان را میدهند.
4- جهادکنندگان در راه خدا، بارها تکرار کردم، برادر، ممکن است شما شصت سال عمر
کنی، یک دفعه هم جنگی به وجود نیاید که بخواهی بروی بجنگی.
حتی طرف در عصر رسولالله (ص)، با پیغمبر (ص) رفته جنگ کشته شده، آمدند دفنش کنند
قاطی شهداء، آقا(ص) فرمود: این را در شهداء دفن نکنید، این شهید راه الاغ است. در
میدان دید آنطرف الاغ خوبی دارد. گفت: بروم با این بجنگم الاغش را بگیرم، خودش
کشته شد. این جهادی که میگوید این است: در ادارهای کمکاری نکنی، یک ورق کاغذ مال
مردم را حرام نکنی، در خانه با اخلاق دینی، با بچههایت رفتار کنی. به بچهها با
بیاخلاقی یا بیعقلی به آنها خیانت نکنی، الآن بچههای ما اکثراً از خانهها
خراباند، عمه و خاله و دایی جمع میشوند دور همدیگر به عنوان مهمانی. بزرگسالها
در همدیگر مشغول لاسولوس و غیبت، دختر و پسرها، هم قاطی همدیگر، از توی خانه خراب
میشوند. جهاد در راه خدا این است که ما برای خدا با نفس اماره بجنگیم، برای اینکه
دیگری را هدایت کنیم.
5- دوستی کنی برای خدا، خشم کنی برای خدا، دوستی با آن كس نه كه حالا این آقا ثروت
دارد، پست دارد، مقام دارد! نه بابا، ولش کن، با کسی دوست باش که این دینت را حفظ
کند، میآید خانهات و میرود زن و بچهات را خراب نکند، خانهاش میروی و میآیی
آبرویت را نریزد. من نمیگویم، باز مولا علی (ع) به روحش صلوات بفرستید.
علی (ع) میفرماید: مومن واقعی کسی است که دوستی میکند برای خدا، قهر میکند برای
خدا، خرج میکند برای خدا.
خدا به موسی (ع) گفت: برای من تا حالا چه کار کردی، کاری کردی؟ گفت: خدا مثلاً نماز
خواندم. فرمود: ما گفتیم نماز بخوان، خواندی برای من چه کار کردی؟ خدایا، روزه
گرفتم. فرمود: یک سپری برای آتش قیامتت درست کردی، برای من چه کردی؟ گفت: خدایا
منبابمثل احسان کردم. فرمود: یک سایبانی برای قیامت درست کردی، برای من چه کار
کردی؟ گفت: خدایا، منبابمثل نماز شب خواندم. فرمود: خیلی خب آن هم برای خودت است،
برای من چه کار کردی؟ موسی(ع) وقتی که آرام شد، خدا فرمود: تا حالا به خاطر من غضب
کردی، اگر حرامی حلال شد تو که میتوانی جلویش را بگیری بیتفاوتی از آن گنهکاره
گنهکارتری،حلالی حرام شد مانند پلنگ تیرخورده باید غضبناک بشوی، به موسی (ع)
میگوید برای من چه کار کردی؟ به خاطر من غضب کردی؟ به خاطر من گذشت کردی؟
لذا آن هفته از قول مولا علی (ع) عرض کردم، یک صلوات بفرستید.
از ایشان سؤال میکنند (چون من بعضی چیزها را تکرار میکنم که جا بیفتد.) یا علی
(ع)، بندگی چیست و بنده کیست؟ خوب گوش کن:
1- قلب را خالی از حسادت و کینه و دورویی کند، قلب را خالی کند از حسادت، کینه،
دورویی حرام نخورد، در اکثر جاها هم میگوید مومن بایستی که حیلهگر و چاپلوس
نباشد. دارد میگوید: مومن کیه؟ چیه؟ قلب را خالی از حسادت و کینه و دورویی كند و
حرام نخوردن و مومن چاپلوس و حیلهگر نیست، مومن آقاست. چرا؟ چون میبیند خدا دارد
میبیند، ما همه در محضر خداییم.
2- خواندن قرآن و فهمیدن و عمل به آن، اکثر ماها قرآن لعنتمان میکند. الآن
میخوانم برایت که بعضی از آیات برای یک عده شفاء و رحمت است، برای یک عده خذلان و
بدبختی زیاد میکند. قرآن را بخوانیم، بفهمیم، هرکه هم میگوید ما قرآن نمیفهمیم
غلط میکند، پدرش هم غلط میکند، مادرش هم غلط میکند. خدا قرآن را برای ما خلق
کرده، قرآن آییننامه بشریت است، قرآن کتاب انسانسازی است، قرآن کتابی است که این
جهان که کوچک است، پنجتا هم بیاید بغلش این جهان را هدایت میکند، برای کسانی که
به صورت راستی قرآن را قبول داشته باشند، عمل کنند. بارها هم در قرآن میفرماید: ما
قرآن را آسان کردیم، برای اینکه تو پند بگیری، آیا پند میگیری؟! لذا این است که
میگوید: دوم قرآن را بخواند و بفهمد و عمل کند. آقا ما حافظ قرآن، چند صدتا داریم،
خب معاویه هم قرآن مینوشت، هم برادرزن رسولالله (ص) بود، همه جنایت را آن کرد.
3- به نماز اهمیت بدهد، یعنی نماز او را از گناهان باز بدارد. مولا علی دارد (ع)
میشمارد میگوید مومن یعنی این.
4- تواضع و فروتنی در مقابل خدا و رسول (ص) و اهل بیت (ع)، نه این که تا چهارتا
کتابی یا چهارتا درس خواندی، بگویی: ما عقل که داریم، درس هم خواندیم، احتیاج به
قرآن نداریم! ما درس خواندیم، حالا احتیاج نداریم امام صادق (ع) داشته باشیم! تو
بدبخت هیچی نداری! من بارها گفتم هیچی را بخواهی بنویسی یک چیزی هست تو آن هم
نیستی! در هرمقامی هستی بمیر، در هرمقامی هستی بمیر! گم شو! در مقابل ما تسلیم
باشید "اول العلم معرفة الجبار آخر العلم تفویض امر الیه"
رسولالله (ص) میفرماید: من بیستوسه سال رسالت کردم، از شما مزد نخواستم، دو چیز
گرانمایه بین شما قرار دادهام، این دوتا هم از هم جدا نمیشوند تا کنار حوض کوثر.
من گفتم این دوتا ستون که به همدیگر تکه دارد، سی سال هم نمیافتد، اما اگر این
را برداری، دیگری میافتد، آن را برداری، دیگری میافتد. میگوید: قرآن و اهل بیت
(ع) من از هم جدا نمیشوند.
امام رضا (ع) هم میفرماید: خیلی که قرآنی شدی از ما جدا نشوید که گمراهید، خیلی
که ما را دوست داشتید، از قرآن جدا نشوید. لذا اینکه میفرماید: چهارم تواضع و
فروتنی، در برابر خدا و رسول (ص) و اهل بیت (ع). با افتخار بگو رسولالله (ص) این
را میفرماید، با افتخار بگو امام صادق (ع). هرکس در این مملکت از هزار سال پیش تا
هزار سال بعد بخواهد کسی باشد باید نوکر و خدمتگزار رسولالله (ص) و اهل بیت (ع)
باشد. از هزار سال پیش تا ده هزار سال بعد، هرکه بخواهد در این مملکت کسی باشد ارزش
داشته باشد، باید نوکر و خدمتگزار و فدایی مهدی آل محمد (ص) باشد، وگرنه پشیزی هم
ارزش ندارد، همه چیز ما آنها هستند. لذا تواضع در برابر خدا و رسول (ص) اهل بیت
(ع)، آن هم قلباً من نمیگویم، قرآن میگوید:
سوره نساء آیه 65- میگوید: رسول ما اینها ایمان ندارند، به خودم قسم، (به خدایی
خودش قسم میخورد.) این مردم ایمان ندارند، مگر در مقابل تو تسلیم باشند، آن هم
قلباً.
5- تضرع و زاری صبح و شب برای هدایت خودش که خدایا مرا هدایت کن، خدایا، دست مرا
بگیر. حالا ما که هیچی نیستیم.
امسلمه نصفشب از خانه بیرون آمد، صدای گریۀ رسولالله (ص) از خواب بیدارش کرد،
دید آقا رسولالله (ص) روی خاکها خوابیده، این صورت را روی خاکها گذاشته داد
میزند. خدایا، "یک آن" من را به خودم وانگذار اشک میریزد. امسلمه گفت: شمایید
داری اینطور التماس میکنی؟ گفت: بله، گفت: شما که کلید بهشت و جهنم در دستت است.
فرمود: مگر ندیدی خدا "یک آن" یونس را به خودش واگذاشت، یونس (ع) به چه حالی افتاد؟
مگر ندیدی خدا "یک آن" یوسف (ع) را به خودش واگذاشت، به شرابریز سلطان میگوید که
برو به سلطان بگو ما بیگناهیم. میگویم خدایا، من را "یک آن" به خودم وانگذار،
دادههایت را از من نگیر، ندادههایت را بده. تضرع، پنجم علامت مومن این است که
دایم صبح تا شب گریه کند، خدا به من بده، درک، معرفت، آنهایی که دادی نگیر.
حالا میفرماید: اگر اینطور شدی، در میان پنج نور زندگی میکنی: اکثر خلقالله هم
که با شماها با این جور جلسات مخالفاند، به خاطر همین است، وجودتان نور است، زندگی
نور است. الآن ببین ما هفت سال است در این خانه هستیم، این خانه به این شلوغی، بیا
برو، این دود و گازوئیل هیچ کاری هم نمیکنیم، دستی بكشيم، این خانه است، حالا
خانهها بیا برو، شش ماه یکبار کیسه بکش، صابون بکش، رنگش بکن، کاغذ ديواري بکن،
فلان بکن، اینجا هیچ کار هم نمیکنیم. میگوید: اگر که این کار را کردی، میان پنج
نور زندگی میکنی.
1- ورودت نور است.
2- خروجت نور است. همین هم هست. آن هفته گفتم چه؟ گفتم من انرژی هفتهام را از
شماها میگیرم، شب جمعه که میشود من مردهام، دیگر جان ندارم، همین که میآیم منبر
و شماها را زیارت میکنم، گفتار را میگویم و شماها میروید من تازه زنده میشوم.
میگوید ورود مومن نور است، خروجش نور است.
3- سخن مومن نور است. چرا؟ از خدا گرفته برای خدا میگوید.
4- علمت میگوید نور است. چون علمش جز قرآن و رسولالله (ص) چیزی نیست، من آن هفته
گفتم، گفتم این یک ورق کاغذ است، ولی به این میگویند "کتاب"، یک کسی هم یک کتاب
نوشته دوهزار صفحه به آن میگویند یک دفترچه چون هیچی درونش ندارد، ارزش ندارد.
میفرماید: اگر اینطوری شدی، ورود تو نور میشود، خروج تو نور میشود، علمت نور
میشود و سخنت نور میشود.
5- حالا ورود به قیامت تو نور است. هرکه هم دیدی با شما حالت مخالفت دارد، به خاطر
همین نورت است. الآن در غرب تهران تا وسط خیابان این آقایان نشستهاند، خب من
واقعاً میگویم، خاک پای شماهایم، مخصوصاً آنها که در خیاباناند، من خاک پایشان
هستم، به خاطر خدا میآیند، به خاطر اخلاق، به خاطر اینکه بفهمند پیغمبرشان (ص) چه
گفته؟
بعد میفرماید: ای مردم، بدانید علم و درک و معرفت جز با پنج چیز به دست نمیآید:
1- تواضع در برابر مردم و خدا و اهل بیت (ع)، چون اول دشمن متکبر خداست، میگوید تا
زمین هفتم فرو میبرمت. اول دعاگوی متواضع خداست.
خدا میگوید: هرکس مرا یاری کند یاریاش میکنم، هرکس مرا بزرگ کند بزرگش میکنم،
هرکس مرا عزیز کند عزیزش میکنم. هرکس مرا کوچک کند لهش میکنم، پدرش را
درمیآورم. لذا من گفتم: ببین هزاروچهارصدوچهلوسه سال پیش از بعثت رسولالله
(ص) تا الآن میگذرد، چقدرها آمدند، سلطانها، پولدارها، نمیدانم سربازدارها،
شمشیردارها همه رفتند، چنان رفتنی که انگار وجود نداشتند. اما روزبهروز به عظمت
محمد (ص) و آل محمد (ص)، روزبهروز به عظمت اینها افزوده میشود. چرا؟ آن روز آنها
میتوانستند روی میل زمان بروند جلو، اما تسلیم بودند. هرچه خدا میخواست آن بود.
روی میل زمان نمیرفتند که منبابمثل حالا چهار روزی برایشان بله قربان بگویند!
اما به شما بگویم برادرها، گوشتان باز باشد، هوشتان باز باشد، خیلی این اسلام دشمن
دارد.
ببین، باقر یعنی شکافندۀ علم، دیروز شهادت امام باقر (ع) بود، من مخصوصاً این
کانالها را هی میزنم، میگردم، والله، بالله و تالله که سه اسم اعظم خداست، اهل
معرفت میدانند، یک جمله از دهان این امام باقر (ع) که به درد من و شما بخورد، یا
به درد خود بدبختشان بخورد که فردای قیامت بتوانند جواب بدهند نبود! امام (ع) چند
سالش بود؟ چه جوری به دنیا آمد؟ چه جوری مرد؟ چه خورد؟ همین! هرکانال میزدی همین
بود. پانصدتا شاگرد داشت، چه خورد، کجا؟ چرا مرد؟ چند سالش بود؟ چرا؟ اینها را
قبلاً انگلیسیها، اسرائیلیها، اینها را قبلاً میبرند، صحبتهایشان را میکنند.
ميگويند اینجا سؤال این باشد، سؤال این باشد! اما هرکانال میزنی مطربی و رقاصی!
مخصوصاً این کانالهایی که به نام برنامه کودک واقعاً بچههای ما را از درون شکم
مادر رقاص میکنند، "خدایا، به حق زهرای مرضیه (س)، این کارگزاران تلویزیون را که
این کارها را میکنند، هرچه زودتر ذلیل و منکوب و نابود بگردان. لجبازی میکنند به
نام برنامه کودک هرچه بخواهی رقاصی میکنند، ولیکن یک امام باقر (ع) كه دیروز
شهادتش بوده، یک کلام حرفی که امام باقر (ع) گفته چه بکن؟ چه نکن؟ چه بکن که خدا
راضی باشد؟ چه نکن؟ نبود! چه خورد، چند ساله بود، کجا مرد؟
یکی از این جوانهای خوب میگفت: خواب دیدم که به من میگویند که شما میروید
کربلا، نجف، هرجا مشهد که میروید، آنجا محل دفن ماست، بروید اینجا که محل زنده شدن
ماست. میروی کربلا، میروی مشهد، میروی مدینه، میروید محل دفن ما، آنجا که ما
مردهایم دفنمان کردند، بروید اینجا که محل زنده شدن ماست.
خود امام صادق (ع) میگوید، میگوید: چهار نفر دور هم جمع بشوید از ما بگویید، ما
را زنده کردید. من داشتم پریروز گوش میکردم، داشت منا و آنجا را نشان میداد،
پرسيد: آقا چطوری؟ فلان، داشتند از مدینه میرفتند، آن یکی میگفت نمیتوانم دل
بکنم. آن میگفت: نمیدانم! گفتم یک چاقو بردار بزن در دلت، همه کارها را دل
میکند. تو در شهرت خدا را عبادت کن، در جمیع عمر اگر پولدار شدی یک دفعه رفتن به
خانه خدا واجب است، الآن حدیث جلویم است، اگر برسم میخوانم.
امام صادق (ع) دست زراره را میگیرد، میگوید: اینها را میبینی دارند دور این
سنگها میچرخند؟ نمیگوید خانۀ کعبه، آن هفته گفتم زمانی خانه کعبه است که خود خدا
ستایش بشود، دور این سنگها میچرخند؟ اینها باید بیایند پیش ما احکام یاد بگیرند.
دل نمیکنم، مرگ در آن دلت! در جمیع عمر یک دفعه بر ما واجب میشود برویم این
سنگها را زیارت کنیم، ولی از صبح تا شب باید مواظب زبان باشیم، مواظب چشم باشیم،
مواظب احکام و اخلاق باشیم، مواظب بچههایمان باشیم، از صبح تا شب! یک دفعه واجب
است، حالا نشدهم پول نداشتی، نمیروی مکه. میفرماید که ای مردم، بدانید علم و درک
و معرفت جز با پنج چیز به دست نمیآید، تواضع در برابر مردم و خدا و رسول (ص) و اهل
بیت(ع)، تواضع.
2- مطالعه و گوش کردن به گفتار آنها، الآن شما خدا میداند چه ثوابی میبرید؟ از
خانه که حرکت کردید، خدا، ملائکه، شهداء، مقربین، پیغمبرها (ع) همه شما را دعا
کردند و میکنند تا برگردی به خانهات برسی. حتی در خبر داریم ماهیهای دریا شما را
دعا میکنند، ولو اینکه یک هفته طول بکشد. یک ساعت که اینجا نشستی میگوید ثواب
صدهزار رکعت نماز مستحبی پایت مینویسند، ثواب صدهزار "سبحان الله" برایت
مینویسند، ثواب دههزار اسب که در راه خدا زین کنی برایت مینویسند. این ثوابش
است. چرا؟ یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) عصارهاش شده، محمدبنعبدالله (ص).
یکصدوبیستوچهارهزار پیغمبر (ع) آمدند به ما بگویند شما آدمید، شما خلیفه
خدایید، شما کسی هستید که خدا شما را قرار داده انسان، اشرف مخلوقات، خلاصهاش
رسولالله(ص) و اهل بیتاند (ع) و این دین هم مال کل جهان است، برای من و شما
نیست. عرضه ندارید، این دین را بهزودیزود وجود مبارک مهدی آل محمد (ص) میآید به
جهان میرساند، چشم دشمنها هم کور باد. این نیست که هی قرآن، عربستان سعودی کثیف
بیش از سالی ده دوازده میلیون قرآن چاپ میکند، ولی ببین چه جور با پول همین
حاجیهای خودمان، این حاجیهایی که میروند آنجا خیلی برای عربستان سود دارند، با
پول اینها چطور دارد در یمن شیعهها را میکشد، سالی چند میلیون قرآن چاپ میکند.
خود مولا علی (ع) فرمود: (وقتی که معاویه گفت قرآنها را سر نیزه کنید.) آنها را
بزنید، قرآن ناطق منم! آنها را بزنید بریزید زمین، اینها در مکرند! لذا این است كه
گوش دادن به گفتار انبیاء (ع). میبینی سالی ده دوازدهبار یا شهادت امام(ع) یا
تولد آنهاست، یک کلام حرفی که امام چه گفته، به کجا، چه بکنید که چه بشوید، نیست!
همین امام چند سالش بود، مرد، چه شد؟
3- سوم علامت علم پاکی قلب، پاکی زبان و پاکی کردار است، قلبت وقتی که با رسولالله
(ص) میزان نیست چطور میخواهد پاک باشد؟ قلبت وقتی با این دوازده امام (ع) میزان
نیست، چطور میخواهد پاک باشد؟ قلبت وقتی راضی نیست بگویی قرآن این را میگوید،
چطور میخواهد پاک باشد؟ نجس است؟ پاکی زبان وقتی که از خدا و قرآن نمیگویی، زبانت
نجس است، پاکی کردار.
4- خدمت به مردم برای خدا، برادرها، هرکجای مملکت، در هرادارهای هستی، برای خدا به
مردم خدمت کن. نترس، مزد آنطرف است، این جایزههایی که دارند میدهند، سکهها، مال
مردم است، همهشان باید بروند جهنم با همدیگر. آنکه میگیرد و آنکه میدهد با هم
میروند جهنم! آنهایی که برای خدا کار کردند، آخرش خراب شدند، اینها که همهاش برای
سکه دارند کار میکنند! برای خدا کار کردن.
5- باز میفرماید دایم از خدا بخواهد كه خدایا دست مرا بگیر، خدایا من را "یک آن"
به خودم وانگذار. لذا چه گفتم؟ گفتم برادرها، این نماز علیبنابیطالب (ع) را هرطور
شده بخوانید بیست دقیقه طول میکشد با خدا عشق کن، بخوان، ثوابش را هدیه کن به روح
محترم چهارده معصوم (ع) و ابوالفضل (ع) به روح پنج تن (ع). بگو خدایا، به حق این
بزرگوارها، (دعا کن) خدایا، این رذیلهها، کثافتها را از ما بیرون کن، بچههایمان
را هدایت کن و و و... وگرنه جان شما اولاً بلاهای عجیبی در پیش است که دیگر آن روز
کسی نميداند چه بکند، بعد هم "و یوم التبلی السرائر" آیه قرآن است، وای به روزی که
پردهها کنار برود. چه وجود مبارک امام زمان (عج) تشریف بیاورد، توبهها قبول
نمیشود، چه وقتی که مردی! آن وقت اگر این طورشد ببین امام صادق (ع) آن روز چه
گفته؟
کافی شریف است جلد دوم صفحه 257:
امام صادق (ع) دست بلند کرد گریه کرد و فرمود: خدایا، بار خدایا، شیعیان ما مردمی
اندک و ناچیزاند، پس زندگی ما را زندگی آنها قرار بده. ببین اگر این بشوی آن
میشوی. مرگ ما را، مرگ آنها قرار بده. خدایا، آنها را با ما در ایمان و عمل صالح و
پاداش شریک کن. خدایا، دشمن خودت را بر شیعیان ما مسلط نکن. ببین این دعا را هم خدا
میکند، هم چهارده معصوم (ع) میگوید: اگر اینطور شدی، آنها دعا میکنند.
بعد آیه قرآن سوره 17 آیه 82- از این قرآن آیههایی نازل میکنیم که برای مومنان
شفاء و رحمت است و برای ستمگران جز خسارت و بدبختی چیزی اضافه نمیکند.
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شورهزار خس
لذا برادرها، جدی باشید. فکر نکن حالا نق میزنند، این نق را به رسولالله (ص) هم
میزدند! نگاه کن:
سورۀ قلم آیه 1 الی 3- (خدا چندتا قسم میخورد.) قسم به لوح، قسم به قلم، قسم قسم
قسم قسم که ای پیغمبر تو دیوانه نیستی، تو از خوبانی. سوره قلم، من تندتند میخوانم
که میخواهم به هدفم برسم. تو دیوانه نیستی، تو از مردان بزرگی. ما به تو درک
دادیم، معرفت دادیم. البته برای تو است ای پیغمبر مزدی بزرگ.
آیه 4- چون تو دارای خلق عظیمی.
خلق عظیم این نیست که هی بگویی بخندی، خلق عظیم این است که حرام خدا را حرام
میدانست حلال را حلال. در خبرها هم میگوید: میبینی که پیغمبر (ص) دایم در حال
تبسم بود، ولی در این بیستوسه سال یک نقطه به فرمودۀ خدا کموزیاد نکرد، آنجا که
باید حد بزند حد زد، آنجا که باید شلاق بزند شلاق زد، آنجا که باید اعدام کند اعدام
کرد، آنجا که باید دست قطع کند دست قطع کرد. خلق عظیم به این میگویند، خلق
عظیمی...
آیه 7- البته پروردگار تو دانا است که خوب است؟ که بد است؟ ما میشناسیم شما را!
آیه 8 و 9- پس ای پیغمبر تصدیق نکن یک عده دروغگوی نامرد را، آنان که دوست دارند با
آنها بسازی.
الآن هم همینطور است، هرکس با گناهکار بسازد آوو! این آقا همچین است، آن آقا همچون
است، فلان است، هرکس نسازد... البته من آن چندی پیش برايتان خواندم، یکی از کارهای
بد اسلام میفرماید: کشمکش و مجادله است، وگرنه من میتوانم جواب همه را بدهم، نوک
زبانم است، یک عده نکبت در سایتها یک غلطهایی میکنند، احمق من اگر بخواهم جوابت
را بدهم آبروی مسئولین بالای مملکت میریزد، بیچارۀ احمق من علیاکبر هستم، معروف
هستم به تهرانی، بقیهاش باشد برای شما خرها! لذا این است که اینها نامردند، اگر با
آنها بسازی میسازند، اگر نسازی آبروریزی میکنند.
سوره قلم آیه 10- اطاعت مکن کسانی را که با سوگند دروغ خودشان را به اسلام
میچسبانند. (آیه قرآن است ها!)
آیه 11- که اینها بسیار عیبجو هستند، اینها بسیار غیبتکننده هستند، اینها بسیار
مردم سخنچینی هستند، خبرچیناند.
آیه 12- منع میکند مردم را از کارهای خوب، از کار خوب منع میکنند، ستم میکنند به
مردم.
آیه 13- اینها زشتخو، سختدل، فتاک، بیباک در گناه، از همه پستتر اینها
حرامزاده هستند. آیه قرآن است.
لذا برادرها، بیدار و هوشیار باشیم. اینکه مولا علی (ع) میفرماید: سعی کنید
دینفهم بشوید.
حالا قرآن سوره نوح آیه 15- آیا نمیبینی خدا چگونه ساخت آسمان را بالای سر شما هفت
طبقه؟ که الآن علم روز میگوید ما شب و روز داریم کوشش میکنیم، همان در طبقۀ اولش
ماندیم، هنوز ماندیم.
آیه 16- و گردانید ماه را روشنیده، نورانی و خورشید را چراغی فروزان.
آیه 17- و خدا رویانید شما را و خلق نمود از زمین رویاندنی زیبا،
آیه 18- بعد شما را میمیراند در همین زمین فرومیبرد، بعد دوباره شما را عجیب
میآورد بیرون.
چه جوری؟ همینجوری که شما یک تک سلول بودی، به چشم غیر مسلح دیده نمیشدی، در شکم
مادر تو را ساخت یک انسانی که فقط در مغزت تنها بیش از سی میلیارد سلول فعالیت
میکنند. میگوید آن روز که نبودی سخت بود، حالا که آمدی بخواهم درستت کنم کاری
ندارد که! کاری نیست که! میکنم این کار را.
بعد میفرماید:
آیه 19- و خدا گردانید زمین را برای شما گسترده.
ببین، این "زمين گسترده" هزار سال پیش خیال میکردند که مثلاً از آن چندتا علف
برای گاو و گوسفند بردارند و چندتا گندم برای خوراک، اما امروز این "گسترده" را ما
میفهمیم که از پنج شش هزار متر زیر زمین یک چیز سیاه به نام نفت بو گندی میآیند
بیرون، چندین هزار نوع مواد که ما با آنها زندگی میکنیم، میآید بیرون! گسترده، که
من بارها گفتم، هرچه بخواهد علم پیش برود وقتی مواد اولیهاش نباشد، کجا میتواند
علم پیش برود؟ اینکه میگوید "زمین گسترده" یعنی هرچه شما بخواهی درونش هست. تازه
تمام علوم الآن در مقابل علومی که در عصر آقا امام زمان (عج) پیاده میشود، اینها
کاسه شکسته است. تمام علومی که الآن...
بعد آيه 20 میفرماید: تا اینکه بیرون آوریم شما را از زمین و...
آیه 21- نوح گفت: ای پروردگار من، من قوم را نصیحت کردم، امربهمعروف کردم، ولی
بزرگان، رؤسا، خلفا اینها را گول زدند.
آیه قرآن است ها! من دارم قرآن میخوانم، سوره نوح آیه 21، گول زدند. کیا؟ رؤسا،
پولدارها، مالدارها.
آیه 22- و مکر کردند با من مکری بزرگ.
آیه 23- و گفتند بزرگان و رؤسا به مردم که مشغول بتپرستیتان باشید، ول کنید نوح
چه میگوید؟
که من بارها گفتم برادرها بتپرستی خیلی بهتر از تلویزیونپرستی است، شما برو در یک
مغازهای که پر از مجسمه است، یک صبح تا شب بنشین، بیا بیرون، هیچ اثری به شما
نگذاشته، ولی نیم ساعت پای تلویزیون بنشین، این کانال را بچرخان معلوم نیست آخرش چه
میشوی؟ چه دینی داری؟ این زن اتوکشیده را گذاشته در سینۀ آن دارند با هم بگو بخند
ميكنند، آن زن آمریکایی لخت آورده، آن رقاصی، آن مطربی! اینجا که میگوید گفتند
بتپرستها مشغول بتتان باشید، بت خیلی بهتر از اینهاست، بت کاری نمیکند، یک تکه
سنگ است.
تكرار آيه 23 میگوید رؤسا میگفتند مشغول بتپرستیتان باشید، این آدمی است که
دارد چرتوپرت میگوید. نوح (ع) دارد میگوید: ای خدا، گمراه کردند مردم را این
رؤسا و این پولدارها.
آیه 24- از بین بردند و ستم کردند ستمی عجیب...
آیه 25- خدا میفرماید: قوم نوح به کیفر گناهشان، ما اینها را با طوفان و باران
نابود کردیم.
که من الآن عرض میکنم، قبلاً میگفتند: در زمان نوح (ع) یک مرتبه تمام زمین را آب
گرفت، همه را نابود کرد برای ما سنگین بود، ولی الآن نه. هرهفته دارد تلویزیون نشان
میدهد، در ماه چندبار. همان هفته پیش بود (از آن هفته تا حالا من دارم نگاه
میکنم، کشورهایی را که با آب و طوفان نابود شدهاند.) همان هفته داشت السالوادور
را نشان میدهد که صدوپنجاه نفر چقدر کشته، چقدر مفقود، چقدر خانه خراب شده بود!
میگفت بیستوهفت شهر است که ما اصلاً نمیتوانیم ببینیم، آب و باران و طوفان کاری
کرده ما با هیچ وسیلهای نمیتوانیم ببینیم به سر اینها چه آمده؟ دوباره همینطور
بیا... من دیروز داشتم میدیدم که تلویزیون داشت نشان میداد و خیلیها دیدند، طرف
اینور داشت دو دستی میزد در سرش، یک خانۀ بزرگی داشت، خانۀ قشنگی بود، از این
ساختمانهای خوشگل، به او خبر داده بودند با تلفن، بلند شو فرار کن، رانش زمین دارد
میآید، الآن خانهات نابود میشود، این آمده بود بیرون داشت دو دستی در سرش میزد،
خانهاش فرو رفت ! تلویزیون نشان میداد. میگوید ما آن کیفری که به قوم نوح (ع)
دادیم، به خاطر این بود که هرچه به ایشان گفتیم گوش نکردند، هرچه به آنها گفتیم گوش
نکردند، ما هم کیفرشان دادیم.
لذا رسول گرامی محمدبنعبدالله (ص) میفرماید: چهارتا گناه است که در شما رواج پیدا
کرده، راحت انجام میدهید:
1. سخنچینی
2. غیبت
3. دروغ
4. نگاه به نامحرم
میگوید: این چهارتا گناه نمیگذارد برای شما چیزی بماند، روزهتان را باطل
میکند، کارهایتان را فاسد میکند. خیلی عالی است، سخنچینی، دروغ، غیبت، نگاه به
نامحرم. برادرها حواستان جمع باشد.
اینکه مولا علی (ع) میفرماید: تمام کارهایی که در جمیع عمرت میکنی، در مقابل
امربهمعروف و نهیازمنکر مثل یک فوت به دریاست. در هرکاری هستی، رهبری،
رئیسجمهوری، مخترع هستی، هرکه هستی، میگوید تمام کارهایت در مقابل امربهمعروف
یا نهیازمنکر یک فوت است، امربهمعروف یک دریا. لذا ما وظیفه داریم همه همدیگر را
امربهمعروف کنیم، به هم بگوییم و قبول کنیم.
آقا رسولالله (ص)، خدا در قرآن به او میفرماید: ای رسول ما، با مردم مشورت کن.
امام علی (ع) میفرماید: کسی به من یک کلمه یاد بدهد من بندۀ او هستم، من غلام او
هستم. کمیل مرا موعظه کن. من شما را موعظه کنم؟ میفرماید: اثر در کلام است.
امام صادق (ع) میفرماید: بهترین دوست من کسی است که عیوب مرا به من هدیه بفرستد.
عیبهای مرا به من بگوید.
خدای عظيمالشأن در قرآن میفرماید: ای داود، به امتت بگو روزت را چهار قسمت کن، یک
قسمتش برو برای یادگیری احکام و اخلاق، یک قسمتش را برو پیش کسی که عیبت را به تو
بگوید، عیبهایت را به تو بگوید، یک قسمت هم برو دنبال کار و کسب، یک قسمت هم برو
دنبال لذت زندگی، حالا همهاش شده دنبال دزدی و دروغ.
بعد امام (ع) میفرماید: ای زراره، ای سدیر، میبینی اینها را دارند دور این سنگها
میچرخند، اینها باید اول بیایند پیش ما احکام یاد بگیرند، اخلاق یاد بگیرند، وقتی
بلد نبودی، میروی مکه برمیگردی، بعد میگویی زن فلان، موز برای آن گذاشته بود
بیستوپنج سانت، برای ما گذاشته بود هیجده سانت. من اینها را با گوشم شنیدهام،
میروی مكه و میآیی ميگويي زن فلان، ما رفتیم فلان هتل برای ما کمتر مرغ گذاشته
بود، برای آن بیشتر گذاشته بود. لذا برادرها، بیدار باشید. اول و آخر و وسط ایمان
و اسلام اولش درک و معرفت است، وسطش درک و معرفت است، آخرش درک و معرفت است، وگرنه
جان شما قبل از شما بیستوسه سال با رسولالله (ص) مکهها رفتند، نمازها خواندند،
نماز اول وقتها خواندند، جنگها رفتند، نوددرصدشان در جهنماند.
لذا مولا علی (ع) فرمود: بشنو و بفهم و باور کن، بعد به کار ببند تا رستگار شوی.
امام صادق (ع) هم فرمود: بشنو و پیروی کن کسی را که تو را میگریاند، ولی به درک و
معرفتت میافزاید.
یک صلوات مردانه بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
پروردگارا، به خون شهداء قسمت میدهیم، همه ما را در راه خودت عاقبتبهخیر بگردان.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت میدهیم، شر اشرار به خودشان برگردان.
خدایا، به خون شهداء قسمت میدهیم، کسانی که میخواهند دین مردم را بگیرند زودتر
ذلیل و نابودشان بگردان.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت میدهیم، الساعه دعاهای ماها را به
اجابت و انجام برسان.
به روح محترم محمد (ص) و آل محمد (ص) سهتا صلوات بفرستید.
************** پايان
*****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir
انشاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته