اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

 

سخنراني جناب شيخ علي اكبر تهراني

سخنرانی شب جمعه مورخه 07/09/87

 

به روح محترم چهارده معصوم و حضرت ابوالفضل (ع) همه با هم بلند بفرستید.

برای سلامتی وجود مبارک امام زمان (عج) صلوات دوم را بلند بفرستید.

به روح رهبر انقلاب و برای سلامتی رزمندگان اسلام و پیروزی اسلام صلوات سوم را بلند بفرستید.

 

 دعای فرج را بخوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

 اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

ان‌شاء‌الله وجود مبارك امام زمان (ع) در تمام امور همه ماها را ياري بفرمايند، صلوات بلند بفرستيد.

 

******* 

مسئله:  

در چهار مورد ما بایستی كه اگر وقت بود، نمازمان را بشكنیم:
1- یكی آنجایی كه مسجد نجس شده. شما داری نماز می‌خوانی، یكهو یك بچه‌ای مثلاً مسجد را كثیف كرد. اگر وقت هست نمازت را بشكن، مسجد را تمیز كن، بعد نماز را شروع كن. اگر دیگری شروع كرد به تمیز کردن كه دیگر شما نمی‌خواهد تمیز بکنی.
2- در جایی كه جان كسی در خطر باشد، داری نماز می‌خوانی یكهو می‌بینی بچه دارد از پشت‌بام می‌افتد پایین، یا مثلاً کسی نزدیک است در آتش بسوزد، آنجا باید نماز را شكست.
3- طلبكار می‌آید در خانه، یا در مغازه، فرق نمی‌كند، اگر پول داری، نمازت را بشكن طلب طلبكار را بده، بعداً نمازت را بخوان.
به این مسائل (همین كه الآن گفتم.) خیلی اهمیت بدهیم، همه‌مان، بی‌تفاوت نباشیم. آن هفته هم گفتم، یكی از كسانی كه در قبر خیلی گرفتار است، همان‌هایی هستند كه در دنیا حساب كتابشان درست نیست.
4- مال یا جان خودت در خطر است. مثلاً داری نماز می‌خوانی، شلوارت را گذاشته‌ای روبه‌رو، در جیب شلوارت مثلاً همه چیز هست، چك است، سفته است، سویچ ماشین است، دزده برمی‌دارد راه می‌افتد، اینجا هم نمازت را بشكنی، اشكال ندارد.

  

هرکس فهميد به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بلند بفرستد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد

******* 

مقدمه:
وجود مبارك مولا علی (ع) می‌فرماید: بشنو و بفهم و باور كن، بعد به كار ببند.

این جملات كوتاهی كه من اول منبر عرض می‌كنم، به اینها خیلی اهمیت بدهید، چون هركس دیدی عاقبت‌به‌شر شد، عاقبت بدتر از خر شد، (آن كسی كه از دین و خدا و قرآن ببرد، دیگر هیچی نیست.) همه‌اش به خاطر این است كه توجه به گفته‌های خدا و انبیاء (ع) نكرده، گرچه حالا گوینده‌اش رسول الله (ص) باشد. شما ببین، وقتی رسول الله (ص) از دنیا رفت، سه نفر ماندند علی‌بن‌ابیطالب (ع) را برای شستن رسول الله (ص) یاری كردند ، اینها كسانی بودند با پیغمبر ‌(ص) بودند، سال‌ها با پیغمبر (ص) بودند، قوم و خویش بودند، فامیل بودند، معاویه برادرزن رسول الله (ص) بود، نویسندۀ قرآن بود، طلحه و زبیر، سیف‌الاسلام و خیرالاسلام بودند، اما می‌شنیدند نمی‌فهمیدند، می‌فهمیدند عمل نمی‌كردند. بشنو و بفهم و باور كن، بعد به كار ببند.

امام صادق (ع) هم همین را می‌فرماید: بشنو و پیروی كن كسی را كه تو را می‌گریاند ولی به درك و معرفتت می‌افزاید، پیروی نكن از كسی كه تو را با حرف‌های زمان‌پسند و خرافی گول می‌زند و تو را در بدبختی می‌گذارد.

باز جایی دیگر مولا علی (ع) (به روحش صلوات بفرستیم.) می‌فرماید: دوست تو آن كسی است كه تو را می‌گریاند اما از غفلت نجاتت می‌دهد. یك بدبختی كه الآن گرفتار حال همه ما مسلمان‌ها شده این است كه دوست داریم كسی كه حرف می‌زند آن‌طور حرف بزند كه من خوشم بیاید، یا حرف‌هایی را كه من زدم آن تأیید كند. اگر هم یك وقت می‌رویم یك جایی، منبری، روضه‌ای، آن یك جوری صحبت كند كه من لذت ببرم، قصه باشد، داستان باشد. خلاصه دوست نداریم حقیقت به گوشمان برسد! آن وقت این می‌شود كه الآن می‌بینی! آمریكا همین‌طور شب و روز دارد مسلمان می‌كشد، این همه هم مرگ بر آمریكا، مرگ بر آمریكا می‌گویند، یك دانه‌شان كشته نمی‌شوند، یك تیر طرف هم ول نمی‌كنند. همه مرگ‌ها هم برمی‌گردد طرف خود مسلمان‌ها! چرا؟

خدا می‌فرماید: تو كه من را شناختی، عبادتم نكردی، مسلط می‌كنم بر تو كسی كه من را نشناخته. حتی این موشك‌هایی كه الآن دنیا دارد درست می‌كند، همه‌اش كننده‌اش خود خداست. می‌گوید: به امتتان بگویید شما هرچه گناه‌های نوبه‌نو و تازه‌به‌تازه اختراع كنید، ما هم برایتان بلاهای نوبه‌نو و تازه‌به‌تازه درست می‌کنیم. لذا این است كه از كجا به دست می‌آید؟ كارهایی كه... ما می‌خواهیم بفهمیم از خانه كه حركت می‌كنی برای خدا بیا، برای خدا بیا، برای خدا بنشین، برای خدا گوش كن، برای خدا حفظ كن، برای خدا عمل كن. هیچ هم نمی‌خواهد در خط این باشی كه آن چه كار می‌كند؟ نه! ما همه باید مواظب خودمان باشیم. همه ماها باید مواظب خودمان باشیم.

رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: هروقت در كسی یك عیبی دیدی، خواستی انتقاد كنی، برگرد در خودت، می‌بینی خودت هم داری، خودت را اصلاح كن، دائم در حال اصلاح خودت هستی، به دیگران كاری نداری.

لذا الآن چندتا سفارش است می‌گویم، از سخنان حكیمانه محمدبن‌عبدالله (ص). این سخنان حكیمانه كه می‌گویم جملات كوتاه كوتاه است، اما یك دانه‌اش را كه باید عمل نكنی، اگر نكنی دنیا و آخرتت به خیر است. یك دانه از این كلمات را كه باید عمل بكنی اگر بكنی، دنیا و آخرتت به خیر است. اما اگر بی‌تفاوت باشی، بدبختی. سخنان حكیمانه كه می‌گویم هریكی‌اش یك دریاست، منتها ما به اندازه وقتمان می‌گوییم:

رسول الله (ص) می‌فرماید: منافق چهارتا نشانه دارد:
1- در زندگی دروغ برایش از هرچیز راحت‌تر است، دروغ می‌گوید. فكر نكن دروغ چیز كوچكی است.

رسول الله (ص) می‌فرماید: تمام گناه‌ها، آنچه كه عقلت می‌رسد، همه گناه‌ها را در یك اتاق حبس كن، درش را قفل كن، كلیدش شراب است. بعد می‌گوید: دروغگو از شراب‌خور بدتر است. خیلی مهم است؛ كه گفتم یك كلمه‌اش را وقتی عمل نكنی دنیا و آخرت بدبختی.

منافق چهارتا نشانه دارد، اول كه دروغ می‌گوید. اینهایی هم كه روی منبرها، این‌ور، آن‌ورها سخن می‌گویند، وقتی نمی‌خواهد بگوید خدا چی می‌فرماید، قرآن چی می‌فرماید، رسول الله (ص)... آن هم دارد دروغ می‌گوید، تعارف ندارد.

2- به وعده وفا نمی‌كند. قولی می‌خواهی به كسی بدهی...، اول قول را ما به خدا داده‌ایم، می‌گوییم خدایا، ما مسلمانیم، قرآن را قبول داریم، رسول الله (ص) را قبول داریم، آخرت را قبول داریم. خیلی خب عمل كنید. بعد هروقت هم می‌خواهی به هركس قول بدهی، اول اطراف قولت را فكر بكن، اگر می‌توانی حالا قول بده، بعد هم بگو ان‌شاءالله، تا آخر هم، تا دم مرگت هم، سعی كن وفا كنی.

3- منافق به امانت خیانت می‌كند. طرف یك جمله به تو می‌گوید، می‌گوید به كسی نگویی ‌ها! تمام شد، نگو! مالی، ثروتی، پولی، چیزی دستت می‌گذارد، خیانت نكن.

آقا رسول الله (ص) می‌فرماید: حتی یك نخ و سوزن از یک كسی گرفتی ببر پسش بده.

امام صادق (ع) می‌فرماید: اگر آن كسی كه سر جد من امام حسین (ع) را برید، آن خنجر را، آن شمشیر را بیاورد به من امانت بسپارد، بگوید پیشت امانت باشد، من وقتی كه بیاید به او پس می‌دهم، به امانت خیانت نكنید.

من یك دو جمله از فضیل بگویم: اینها یك چیزی است كه انسان را انسان می‌كند.
فضیل یك دزد بود، اینكه می‌گوید بشنو و بفهم و باور كن، بعد عمل كن. فضیل یك دزد بود، از آن دزدهای گردن‌كلفتی هم بود. داشت از دیوار می‌رفت بالا، یكی داشت قرآن می‌خواند. آیه این بود كه "آیا نرسیده آن زمانی كه برگردی، بیایی، با ما آشتی كنی؟" فضیل دزد است، یكهو گفت: چرا! (الآن من دارم می‌گویم خودم همه موهای بدنم راست شد.) فضیل گفت: چرا! طناب را گرفت و آمد پایین، از شهر زد بیرون، رفت دید بله (شب‌ها، این مسافرها، بیچاره‌ها، در یك جا قایم می‌شدند، از ترس فضیل.) همه جمع‌اند و دارند می‌گویند: فضیل همچین، فضیل همچون. فضیل گفت: دیگر نترسید، فضیل توبه كرده. گفتند: نه آقا، نمی‌دانی چه آدمی است فضیل. گفت: بابا من خود فضیلم، من خودم هستم. الآن یك آیه من را تكان داد.

حالا می‌بینی طرف یك قرآن را تفسیر می‌كند، كافرتر از اولش می‌شود! ما داریم قرآن می‌خوانیم، آن دارد ایراد می‌گیرد. جان شما راست می‌گویم. پیرمرد است، من از بیست سال پیش یك وقت كه در تلویزیون می‌دیدمش می‌دیدم این وجودش كفر است، می‌دیدم كفر است. حالا می‌بینم كه مثلاً پول می‌گیرد، می‌رود منبر كه برای مردم احكام بگوید، دارد سر منبر همه‌اش یك جای دیگر را از روی حسادت می‌کوبد! خب بابا، پیرمرد بدبخت، تو این پولی كه می‌گیری، باید احكام بگویی، حالا جایش داری حسادت پیاده می‌كنی، آن پول برای تو از پول نزول حرام‌تر است. چه جوری می‌بری خانه با زن و بچه‌ات می‌خوری؟ آن پول از شراب نجس‌تر است! پول می‌گیری كه احكام بگویی، اخلاق بگویی! هی دارد نفست نكبت خودش را به رخ می‌كشد!

لذا فضیل با یك كلمه که "آیا نرسیده زمانی كه با ما آشتی کنی؟" آمد پایین. این یكی از حسن‌هایش كه خوب شد. یكی دیگر از حسن‌هایش این بود:

شاگردهای فضیل رفته بودند دزدی، یكی از آن كاروانی‌ها تمام ثروتش در یك كوزه بود، جواهرات، آورد به دست فضیل سپرد، (نمی‌دانست این خودش رئیس آنهاست.) گفت: این را برای من نگهدار، این دزدها حمله كردند، می‌خواهند غارت كنند، این پیش شما باشد. فضیل هم گرفت، نگه داشت. دزدها رفتند كارهایشان را كردند، برگشتند و آمدند. این هم خیالش راحت شد كه دیگر تمام شد، در چادر را زد عقب، گفت: آقا، بی‌زحمت آن كوزه من كه پیش شما امانت است بده. گرفت! یك وقت دید، همه اینها همان هستند كه می‌دزدند، دور این هستند! داد! دزدها گفتند كه فضیل چی بود؟ گفت: امانت بود. به طرف گفت: چی بود در كوزه‌ات؟ گفت: تمام ثروتم، سكه‌های طلا، جواهر و و و... من به این سپردم. فضیل گفت: به من سپرده، امانت است. ببین برادر من، هفتاد سال، پنجاه سال، سی سال، دزد است، یك آیه قرآن تكانش می‌دهد. چرا؟ تكان خورد، به امانت خیانت نکرد.

اینكه گفتم اینها كلمات كوتاه است اما پر محتواست، سوم علامت منافق به امانت خیانت می‌كند.
4- كه از همه بدتر است، از همه بدتر است، موعظه به او تاثیر نمی‌كند.

چون مولا علی (ع) به روحشان صلوات بفرستیم.
علی (ع) می‌فرماید: قلب تو اگر مریض شد، فقط موعظه درستش می‌كند، شفایش می‌دهد. آخر ما دو نوع مرض قلبي داریم: یك نوع مرض فیزیکی است، قلبت درد می‌كند، گوشتش آن‌طور شل شده، سفت شده، با چهارتا قرص اصلاح می‌شود. اما آن حالاتی كه در درون ماست، كه ما زیر بار حق نمی‌رویم، خلافیم، چنینیم و چنانیم، فقط این موعظه‌ها ما را تكان می‌دهد. این مال آن.

اما می‌فرماید: مومن هم چهارتا نشانه دارد:
1- نشانه اولش این است كه به روزه اهمیت می‌دهد. یعنی روزه این نیست كه من گرسنه خودم را نگهدارم، زبانت باید روزه باشد، دروغ نگویی، گوشت روزه باشد دروغ نشنوی، غیبت نكنی، غیبت نشنوی، موسیقی گوش نكنی، مطربی گوش نكنی. قلبت روزه باشد، فكر بد، تصمیم بد برای كسی نگیری. به روزه اهمیت می‌دهد.

2- بعد در تمام عمر با صداقت است، راستی دارد مومن. ساده نیست ها، ساده یعنی احمق. صداقت، یعنی شجاع، آقا، مومن، زیر بار خلاف نمی‌رود، به كسی ظلم نمی‌كند، ظلم نمی‌بیند، آقا.
3- اهل صدقه است، احسان می‌كند.

4- من نماز را گذاشتم آخر كه علامت اصلی‌اش همین است كه به نماز اهمیت می‌دهد، این را گذاشتم آخر سر بگویم كه روی نماز می‌خواهم صحبت كنم:

اینكه می‌فرماید مومن به نماز اهمیت می‌دهد: در قرآن بیش از صد جای قرآن كم و زیاد داریم كه خدا می‌گوید برپادارید نماز را، نمی‌گوید بخوانید. ما زمانی نماز را برپامی‌داریم، نماز می‌خوانیم كه وقتی دروغ آمد جلو بفهمیم دروغ حرام است، تركش واجب است. تكبر حرام است، تركش واجب است. نمازخوان باید این‌طور باشد. نگاه به زن مردم حرام است، تركش واجب است. خودنمایی، خودپسندی حرام است، تركش واجب است. این مطربی‌های تلویزیون همه حرام است، كثیف است، نجس است، تركش واجب است. حسادت حرام است، نمازخوان باید این‌طوری باشد.

بت در بغل و به سجده پیشانی ما كافر زده خنده بر مسلمانی ما
اینكه گذاشتم این نماز را آخر سر بگویم كه رویش می‌خواهم حرف بزنم. نماز را مومن برپامی‌دارد، یعنی نماز او را از عیب‌ها باز می‌دارد، غضب برای غیر خدا حرام است، تركش واجب است. كینه حرام است، تركش واجب است. بی‌تفاوتی در دین از همه چیز بدتر است كه الآن برایت می‌خوانم:

خدا به شعیب (ع) گفت: صدهزار نفر از امت تو را می‌خواهم یك‌جا نابود كنم، شصت‌هزار‌تایش از خوب‌هایند. چرا؟ فرمود: به خاطر من غضب نمی‌كنند با گنهكار، با گنهكار نرمش می‌كند. حالا كه یك مشت بنجل اصلاً قرآن و سنت و همه را گذاشته‌اند کنار كه مبادا آیه غضب خدا خوانده بشود! مبادا! اینها اصلاً دین دارند؟! لذا اینكه نماز را به‌پامی‌دارد، غیبت نمی‌كند، سخن‌چینی نمی‌كند، فتنه‌انگیزی نمی‌كند. چند جای قرآن است كه فتنه‌انگیزی از آدم‌كشی بدتر است كه گفتم، بعد گفتم خوب گوش كن، اینكه گفتم كلمات حكیمانه، یك دانه‌اش، فقط همین شما سخن‌چینی را بگذار كنار، تمام گناه‌ها را گذاشته‌ای كنار.

لذا این است كه رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: من از مومن نمی‌ترسم، چون مومن دینش حفظش می‌كند. از كافر هم نمی‌ترسم، كفرش نابودش می‌كند. همه ترس من از كسانی است كه خودشان را به اسلام، به من می‌بندند، منافق‌اند، با استدلال‌های غلط مردم را گمراه می‌كنند. لذا من این چهارمی را گذاشتم آخر سر، كه یك خرده رویش حرف بزنم كه اشخاصی كه نماز می‌خوانند، باید نماز حساب داشته باشد، تو را از غیبت، تهمت، سخن‌چینی، بدبینی، گمان بد و و و... باز بدارد.

از امام حسن (ع) سوال می‌كنند كه فاصله بین حق و باطل چقدر است؟ آقا (ع) می‌فرماید: چهار انگشت. نگاه كن (فاصله بين چشم و گوش را با دست نشان می‌دهد.) آنچه را كه با چشمت دیدی قبول كن، آنچه را كه با گوشت می‌شنوی رها كن. فاصله بین حق و باطل، آنچه كه با چشمت می‌بینی قبول كن، آنچه را كه با گوشت می‌شنوی رها کن. آقا پشت سر حرف حرف!

قرآن می‌فرماید: یك فاسق كثیف آمد به شما پشت سر كسی بد گفت فوراً باور نكن! اینكه قرآن می‌گوید: فاسق، آدم درست كه نمی‌رود غیبت كند كه! آدم درست كه پشت سر كسی حرف زشت نمی‌زند كه! می‌گوید: آدم فاسق، آمد به تو گفت فلانی این‌طور گفته، فلانی آن‌طور كرده، قبول نكن، تحقیق كن.
جایی دیگر قرآن می‌فرماید: گمان بد به همدیگر نداشته باشد، گمان بد آخرش تو را در دو دنیا جهنمی می‌كند.

بعد كلمات حكیمانه: بدانید همنشین خوب بهترین ثروت است. جوان‌ها، برادرها، هركجا هستی، رفیق می‌خواهی بگیری با كسی رفیق بشو كه دینت حفظ باشد، اوه فلانی برویم خانه‌شان، خیلی خرج آدم می‌كند، با هم برویم گردش! نه! گول نخور. همنشین كسی باش كه تو را گمراه نكند، تو را از راه بد باز بدارد، گرچه غریبه هفتادپشت باشد.

امام چهارم (ع) می‌فرماید، می‌فرماید: همراه تو، دوست تو، برادر تو، كسی است كه در راه خدا باشد با تو، ولو كه هفتادپشت غریبه باشد. نگو از نزدیكان است، با این پسرخاله، دخترخاله، گناه می‌كنیم. نگو، نزدیك نیست! بعد امام‌(ع) مثل می‌زند، می‌گوید: دست تو وقتی شكست، گند گرفت، پول می‌دهی ببرندش. دندان تو وقتی فاسد شد پول می‌دهی درش می‌آوری. از این نزدیك‌تر چیزی می‌خواهی؟ دوست تو كسی است تو را از عیب‌ها باز بدارد.

بعد می‌فرماید: (اینها كلمات حكیمانه است.) علم ربانی هرانسانی یاور اوست. علم ربانی این است كه می‌خواهی دكتر بشوی، برای خدا بشو، می‌خواهی متخصص بشوی، برای خدا بشو. می‌خواهی ملا بشوی، برای خدا بشو. این علم غیر ربانی است كه تمام جرم و جنایت‌ها دارد می‌شود. می‌روی دكتر، اصلاً برایش مطرح نیست، می‌خواهد بچه تو بمیرد می‌خواهد بماند! می‌گوید: ده هزارتومان ویزیت بده!

به قول خود دكتره داشت در تلویزیون می‌گفت، می‌گفت من یك عمل نیم ساعته می‌كنم صد هزار تومان، دوست من یك عمل نیم ساعته می‌كند دو میلیون تومان! برادر، چرا می‌كنید؟ تمام دزدی‌های میلیاردی هم كه الآن دارد می‌شود، همه باسوادهایند! فرق نمی‌كند، آن كسی هم كه می‌رود منبر، برای خدا قرآن نمی‌گوید، برای خدا حدیث نمی‌گوید، از همه بدتر است. علم ربانی، یعنی برای خدا كه شروع كردی، این از هرثروتی برای تو... همان‌طوری كه علم شیطانی از هربدی بدتر است. سخنان حكیمانه.

بعد می‌فرماید: با مستمندان رفاقت كنید كه هم راحت باشید هم شاكر. سراسر ایران الآن هم گوش می‌كنید، خارج گوش می‌كنید، خانواده‌ها، الآن دارد عید نزدیك می‌شود. اولاً عید نیست، عیب است.

وجود مبارك مولا علی (ع) (به روحش صلوات بفرستیم.) می‌فرماید: عید شما آن روزی است كه از یك گناه پاك بشوید. عید شما آن روزی است كه از یك نادانی بیایی بیرون. عید شما آن روزی است كه از جهل، خودت را نجات بدهی. آن روز نوروز است. خیلی خب، دور هم جمع می‌شوند و حالا خوب خوب خوب‌هایش، یك شیرینی با هم می‌خورند. وای كه همه‌اش زنا و چشم‌چرانی و غیبت و تهمت و چشم‌وهم‌چشمی باشد! لذا اما اگر با مستمندان بنشینی، شاكر می‌شوی. الحمدلله آن مثلاً دوتا اتاق دارد دوازده متری، من سه‌تا اتاق دارم بیست متری. مثلاً آن كرایه خانه‌اش را ندارد بدهد، من دارم كرایه خانه‌ام را می‌دهم. می‌گوید: با مستندان رفاقت كنید كه هم شاكر باشید، هم راحت.

بعد می‌فرماید: حیاء و عقل و ایمان، این سه‌تا با هركی بود، دو دنیایش آقاست. چون این سه‌تا با هم است، نمی‌شود كسی عقل داشته باشد، حیاء نداشته باشد. نمی‌شود كسی حیاء داشته باشد، ایمان نداشته باشد. این سه‌تا با هم است.

آن زمانی كه جبرائیل حیاء و عقل و ایمان را آورد پیش حضرت آدم (ع) پدر بزرگ ما، آدم (ع) عقل را انتخاب كرد. حیاء و ایمان گفتند: هركجا كه عقل هست ما هم با او هستیم، ما جدا نیستیم. می‌فرماید: كسانی كه حیاء و عقل و ایمان را دارند، اینها همیشه این سه‌تا جلودارند، نمی‌گذارند این گناه بكند.
كسی عقل و ایمان و حیاء دارد، این سه‌تا جلودار شما هستند در گناه، می‌خواهی غیبت كنی نمی‌كنی، می‌خواهی فكر بد كنی نمی‌كنی، می‌خواهی دزدی كنی... چرا؟ اینها نمی‌گذارند.

بعد می‌فرماید: تندمزاجی برای غیرخدا، انسان را نابود می‌كند. ببین برادر من، اگر این بنا بود ما همین‌طور راحت از بغل هرچی بگذریم، خب خدا غضب را به ما نمی‌داد. چیزهایی كه به ما داده، باید از آنها استفاده بشود.

آقا رسول اكرم محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: اگر حلالی حرام شد، حرامی حلال شد، تو مانند پلنگ تیرخورده غضبناك نشوی مسلمان نیستی. اما توی خانه حالا بچه یك استكان شكست، عصبانی نشو. تصادفاً گوشه فرش سوخت، ناراحت نشو. من یك وقت‌ها جلسه زنانه مستقیم داشتیم، می‌گفتم: حالا خانم غذا درست كرده، یك خرده برنجه شل شده، عصبانی نشو، به جای آش بخور، نیت كن: خدایا‌، آش می‌خوریم، یا اگر سفت شده نیت کن کوفته می‌خوریم. نیتت را عوض كن، راحت كن كار را، برو جلو. لذا پس خود غضب لازم است، آنجایی كه به اصطلاح برای خدا باشد.

وفا از مردم بی‌اصل و نسب غیرممكن است. اینها سخنان حكیمانه است. وفا از مردم بی‌اصل و نسب این غیرممكن است. من الآن شرح می‌دهم: ببین بابا، آن كسی كه الآن می‌آید با یك خوشحالی پشت سر یك كسی آبرویش را می‌ریزد برای شما، این نه اصل دارد، نه نسب، چون اصل ما خداست، نسب هم رسول الله (ص).

خود پیغمبر (ص) می‌فرماید: یا علی، من و تو پدر این امتیم. حالا كسی كه راحت می‌آید پیش تو می‌نشیند، غیبت می‌كند، تهمت می‌زند، این هیچی ندارد. بعد فردا می‌رود پشت سر تو، پیش یكی دیگر می‌گوید. از آدم بی‌اصل و نسب وفا غیرممكن است. آقای بزرگان مملكتی، آن كسانی كه به خاطر شما قرآن و شرافت را لگد می‌كنند، این به شما وفا نمی‌كند، چون به خدا وفا نكرده. كسی كه می‌آید خلاف را تأیید می‌كند، با قرآن مخالفت می‌كند، این به خدا پشت كرده، چطور می‌خواهد با شما رفیق باشد؟ این كسی كه علناً به خدا پشت كرده، به امام صادق (ع) پشت كرده، به قرآن پشت كرده، نمی‌تواند نسبت به اولیاء مملكت باوفا باشد. می‌گوید از آدم بی‌اصل و نسب، وفا غیرممكن است. نمی‌شود!

من قشنگ شرح دادم، طرف آمد پیش شما، راحت دارد می‌گوید: حسین‌قلی این‌طوری گفت، این طوری كرد، این‌طوری كرد، این هیچی ندارد. فردا می‌رود آبروی تو را جای دیگر می‌ریزد. یك بزرگی مرتب می‌گفت: حرف خودت را كجا شنیدی؟ آنجا كه حرف دیگران را می‌شنوی. یعنی آن كسی كه الآن دارد حرف دیگری را پیش تو می‌زند، همین الآن می‌رود حرف تو را هم جای دیگر می‌زند. آنكه می‌آید به خاطر چهار روز پول و دلار، قرآن و سنت و همه را لگدمال می‌كند، این هیچ وقت علاقه‌مند به اسلام و رؤسای مملكت نیست، این علاقه‌مند به دلار است. پیغمبر (ص) می‌فرماید: از آدم بی‌اصل و نسب وفا غیرممكن است.

بعد می‌فرماید: شغل خوب هرانسانی بهترین ثروت است. جوان‌ها، این نیست كه درس خوانده‌ام، باید پشت میز بنشینم! نه! كسب و كار خوب پیدا كن، برو سر كار، شغل خوب این است كه پول حلال دربیاوری.

حدود پنجاه سال پیش من بازار بودم، استاد ما رفته بود مكه، بعد می‌گفت: از راه برگشتن، از راه زمینی و دریا آمده بوده. می‌گفت: در همین لبنان من رفتم اصلاح، (استاد من می‌گفت.) آن جوانه كه داشت مرا اصلاح می‌كرد، سه چهار زبان بلد بود: انگلیسی، عربی، فارسی، كجایی. گفتم: چقدر درس خواندی؟ گفت: این‌قدر. گفتم: پس چرا سلمانی؟ گفت: پس چه كار كنم؟ دارم كار می‌كنم دیگر! اینكه می‌فرماید: شغل خوب بهترین ثروت است، این نیست كه آقا من فوق‌دیپلم یا فوق‌لیسانس دارم... بابا هر‌کاری داشته باشی، بهتر از دزدی است كه! تو وقتی كه نروی دنبال كار و كسب، باید بروی دزدی، باید بروی لواط بدهی، می‌گیرند زندانت می‌كنند، اعدامت می‌كنند. شغل خوب این است كه پول از راه حلال دربیاوری، باشخصیت باشی، بی‌شخصیت نباشی.

اینكه گفتم سخنان حكیمانه، بعد می‌فرماید: از خدا بترسید و از دیگران نترسید. ببین آیه قرآن هم همین را می‌گوید، می‌گوید: از من بترسید، من این را یك خرده بازش می‌كنم: می‌خواهم دفاع از خدا بكنم كه خدا ترسناك نیست. یك مشت لامذهب یك ساعت می‌نشیند حرف‌های حكیمانه را، آیه قرآن را گوش می‌كند. بعد می‌گوید: این درست علیه صریح قرآن صحبت كرد! خدا می‌گوید: از من بترسید، این می‌گوید نترسید! خب احمق، خدا كه ترسناك نیست!

آقا علی‌بن‌ابیطالب (ع) دید طرف رنگ و رویش پریده، ناراحت است، پرسید: چته؟ گفت: ترس از خدا. آقا (ع) فرمود: نه، از خدا نمی‌خواهد بترسید، ترس از گناه، از گناهت بترس. اینكه می‌گوید: از خدا بترسید، یعنی آنجا كه می‌خواهی به خاطر مدیرت، به خاطر وزیرت، به خاطر رهبرت، به خاطر هركس می‌خواهی خطا بكنی، آنجا از خدا بترس، همه ذلیل خدا هستند. آنجا كه می‌خواهی به خاطر خودشیرینی بعضی از رؤسای مملكت دینت را زیر دست و پا لگدمال كنی، از خدا بترس. هدف این است. مهمان آمده خانه، هركی می‌خواهد باشد، گناه حرام است، زنت بیاید فقط سلام علیك کند، برود دنبال كارش. نشستن با زن مردم، لاس زدن با دختر مردم، حرام است. آقا این رئیسمان است، اگر نیاید بد می‌شود! به جهنم كه بد شد! برود بمیرد، تو هم بمیر. دیوث باید بمیرد! لذا این است كه می‌گوید از خدا بترس و از دیگران نترس. آنجایی كه می‌خواهی از ترس كسی گناه بكنی، از ترس كسی قرآن را لگدمال كنی، آنجا از خدا بترس، از خدا بترس، جز این باشد از همه كس می‌ترسی.

بهترین دوست تو كسی است كه تو را از گناه بازبدارد. اگر دیدی رفیقت سیگار تعارفت كرد، پسرخاله‌ات هست باشد، پسرعمه است باشد، میلیاردر است باشد، بدانید این آخر دشمن تو است.
دوست تو كسی است كه تو را از كارهای بد بازبدارد و به كارهای خوب تو را رهبری كند. اینها بالاترین سخنان حكیمانه خدا و قرآن و رسول‌ الله (ص) است، یك مشت بنجل زمین‌خورده بدبخت كسرشان می‌شود اینها را بگویند! می‌آید تمام قوانین خدا را لگدمال می‌كند، مي‌گويد حديث جعلی، فلان! ولی یك كلام از این حرف‌ها نمی‌زند. اینها یك بدبختی است! روز به روز هم گرفتاری ماها زیاد می‌شود.

من یك واقعیتی را بگویم، هم شما خوب گوش كنید، همه آنهایی كه ان‌شاءالله در این مملكت یك مسئولیت دارند:
سال چهل‌و‌یك انقلاب شروع شد، آقای بروجردی از دنیا رفت، فروردین بود تقریباً، از دنیا رفت و دیگر سر انقلاب شروع شد. شاه به حكیم در نجف تسلیت گفت و می‌خواستند مرجعیت را از اینجا، ببرند آن‌ور. خلاصه شروع شد. هفده سال این انقلاب طول كشید، رهبر كه همیشه تبعید بود، كسی دیگر هم كه نبود. شاه هم كه با ساواكش و قدرتش خفقان ایجاد کرده بود. یك چیز در مردم بود خدا، یك چیز در مردم بود به نام ایمان، موفق شدند. هفده سال همه قلب‌ها یك طرف، طرف رسول اكرم محمدبن‌عبدالله (ص)، همه قلب‌ها یك طرف، طرف خدا، همه قلب‌ها یك طرف، به طرف امام زمان (عج)، نه رهبریتی بود نه هیچی! خب همه تبعید و زندان و این‌ور آن‌ور بودند. شاه هم با تمام قدرت، مردم هم با پولشان، با جانشان، با زندگی‌شان، این‌قدر كردند تا شاه را بیرون كردند، رهبر را آوردند. چی بود؟ ایمان بود، خدا بود، حتی ده سال بعد هم كه جنگ را شروع كردند، جنگ هشت ساله كه تا سال شصت‌وهفت تمام شد، باز هم همین مردم کردند. این ارگان‌ها هیچ كدام نبود، نه سپاه بود، نه بسیج بود، نه... هیچی نبود! سپاه در همین انقلاب درست شد، بسیج هم همین‌طور. چی بود؟ چون خدا بود، چون مردم ایمان داشتند، كار شد.

از سال هفتاد یواش‌یواش نفس‌ها هوا برداشت، جنگ تمام شد، رهبر فقید هم از دنیا رفت، نفس‌ها هوا برداشت. آن روز خدا وكیلی پرونده‌های جرم و جنایت ما یك سی‌ام الآن هم نبود. پرونده‌های جرم و جنایت آن روز ما یك سی‌ام، یك پنجاهم الآن هم نبود. من خودم یادم است، در نماز جمعه داد می‌زد، مثلاً ما الآن سالی ششصد‌هزارتا پرونده داریم، حالا سالی پانزده میلیون شده. سی سال هم كشور انقلابی است. چرا؟ احكام رفت كنار، اخلاق رفت كنار، قرآن رفت كنار، همه‌اش شد نظر!!! نه آقا، نظر را بریز در جوی آب برود. من به عنوان یك پدر دلسوز می‌گویم، این ارگان‌ها كاری نمی‌توانند بكنند، قلب‌ها باید یكی باشد، به طرف خدا. و ما دیدیم دیگر، از سال چهل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و‌یك تا سال شصت‌وهفت، چون ایمان بود، چون خدا بود، شد. جرم و جنایت هم یك سی‌ام الآن نبود.

من پریروز داشتم گوش می‌كردم، آن آقا با طرف داشت مصاحبه می‌كرد، گفت آقا الآن چقدر ما پرونده داريم؟ گفت ما را پیچاندی، فلان، از فلان قدر تا بیست میلیون. حالا من می‌گویم پانزده میلیون. سی سال هم هست که انقلاب شده. چرا؟ آن خدایی كه ما را حفظ می‌كرد از مغزها رفته بیرون، آن احكام رفته بیرون، آن حالت بندگی رفته بیرون. وقتی كه خدا نبود، بابا این ارگان‌ها كاری نمی‌كنند، فقط شما دلتان را به این حرف‌ها خوش كردید. آن روز این حرف‌ها نبود، ولی مردم خودشان جان می‌دادند، پول می‌دادند، كتك می‌خوردند، خانه می‌فروختند، همه كار می‌كردند، تا آخرش چه كار كردند؟ به قول رهبر فقید نظام اسلامی را آوردند، شاه را بیرون كردند.

برادر من، احكام برای مردم بگویید، هشتاددرصد زیر پایتان خالی است. احكام بگویید، اخلاق بگویید، یك مشت دزد لامذهب چاپلوس را دور خودتان جمع نكنید. همین الآن گفتم، این نمی‌تواند دوست واقعی مملكت باشد. اینكه می‌آید به نفع كفر می‌گوید: همه حدیث‌ها جعلی است! این بدبخت ذلیل، این خودش را به دلار فروخته! ما به قدری آیات عالی و حدیث‌های عالی داریم كه كل جهان را ان‌شاءالله به دست وجود مبارك مهدی آل محمد (ص)، . ما هدایت می‌كنیم. یك مشت بنجل دین‌به‌دنیا‌فروخته، یك روزی چهارتا حدیث جعلی درست كردند، هزار میلیارد برابر بدتر از این بنجل بدبخت زمین‌خورده می‌آید دلار می‌گیرد، می‌گوید: همه حدیث‌ها جعلی است! تو جعلی هستی! تو انسان نیستی! لذا می‌فرماید: بهترین دوست تو كسی كه تو را به طرف خدا دعوت كند.

بدانید، آن چیزی كه تمام خوبی‌های شما را نابود كرده حسادت است. پیغمبر (ص) می‌فرماید. تو را به حضرت عباس (ع) جز این هست؟
قرآن به رسول الله (ص) می‌فرماید: یا رسول الله، این مردم كه با تو مخالفت می‌كنند، اولاً با تو مخالف نیستند، اینها با آیات من طرف‌ا‌ند. دوم اینها تو را از بچه‌شان بهتر می‌شناسند، اما نفس، ریاست نمی‌گذارد.

الآن والله ما سی‌وسه سال است این جلسه را داریم، تمام اطلاعاتی‌های این سی سال، ساواكی‌های قدیم، تمام ما را از خودشان بهتر می‌شناسند، كه هیچ كثافتی، هیچ نجاستی، هیچ آشغالی در ما نیست، مگر قربتاً الی الله برای خدا، ولی نفس کثیف نمی‌گذارد. انگلیس پول خرج می‌كند، خودش می‌گوید آمریكا می‌گوید: ما دلار خرج می‌كنیم، بیش از بمب اتم هم كار كردیم.
بدانید، آن چیزی كه تمام خوبی‌های شما را نابود كرده، این حسادت شماست.

بدانید، آن چیزی كه شما را نابود كرده، تكبر و خودپسندی شماست.
بدانید، آن چیزی كه شما را از شرافت انسانی دور انداخته دور كرده، این بی‌تفاوتی در دین است، فرار از دین است. دیگر از این من بهتر نمی‌توانم بگویم كه از سال چهل‌ویك تا سال پنجاه‌وهفت هیچی نبود، نه رهبری بود، نه كسی بود، اما مردم خدا را می‌شناختند، مردم دین داشتند، با پول خودشان، با جان خودشان داشتند... كردند دیگر، چشم‌بندی هم نیست! ما باید احكام برای خلق‌الله بگوییم، نباید حالا كه یكی دارد می‌گوید بكوبیمش. نمی‌توانید، ما به لطف خدا نابودتان كردیم و می‌كنیم، این را شما بدان بابا جان من.

ببین، از قول رسول گرامی محمدبن‌عبدالله (ص) می‌فرماید: من هفت گروه را لعنت كردم كه خدا اینها را لعنت كرده، پیغمبرهای مستجاب‌الدعوه (ع) لعنت كردند، تمام لعنت‌كنندگان لعنت می‌كنند: آن هفته چی گفتم؟ گفتم تو كه بلند می‌شوی می‌آیی، می‌گویی حدیث‌ها جعلی است! جعلی است! تو میلیاردها برابر از آن خائن‌تری! هزار سال پیش حالا مثلاً یك كسی پول گرفت، چهارتا جمله گفت. از هزار سال پیش تا حالا صدها علمای برجسته، علمای باایمان، علمای بایقین، علمایی كه اهل دلار نبودند، علمایی كه اهل پست و ریاست نبودند، علمایی كه دین به دنیا نفروختند، نان خالی خوردند از دین دفاع كردند، اینها برای ما گذاشته‌اند. گذشته از این ما قرآن داریم.

علی‌بن‌ابیطالب (ع) می‌فرماید: هرچی از قول ما شنیدید، تا قرآن تأییدش نكرد، عمل نكنید. خیلی خب، ما قرآن داریم.

امام باقر (ع) كه شكافندۀ علم است به شاگردهایش می‌گوید: هروقت من به شما یك حدیثی گفتم، بگویید كجای قرآن تأییدش می‌كند؟ این دوتا!

امام صادق (ع) می‌فرماید: از قول من اگر به شما گفتاری رسید، قرآن تأیید نكرد، بزنید به سینه دیوار، مثل پهن گاو. خیلی خب، ما این همه احادیث عالی داریم، این همه گفتار خوب داریم، این آیه قرآن داریم، قرآن به شما بگویم: شما همه نابود می‌شوید، كر می‌شوید، كور می‌شوید، نابود می‌شوید، قرآن نابود نمی‌شود، چون خدا قول داده به رسول الله (ص). پیغمبر (ص) غصه می‌خورد، فرمود: غصه نخور، ما قرآن را حفظش می‌كنیم، تو بگو كارت نباشد. قرآن یك كتاب انسان‌سازی است، قرآن آیین‌نامه بشریت است، هرچی زمان برود جلو، قرآن از آن جلوتر است.

امام صادق (ع) می‌فرماید: هرچی شما بخواهی در قرآن هست. مثل من و امثال منی كه دائم با قرآن كار داریم می‌فهمیم. یك مشت بنجل زمین‌خورده دنیا و... اصلاً كسی كه به عملش می‌نازد، این بت‌پرست است، این مشرك است، ما باید خداپرست باشیم. ما حتی امام زمان (عج) را نباید بپرستیم، رسول الله (ص) را نباید بپرستیم. من بارها گفته‌ام اگر می‌خواهی به امام زمان (عج) برسی اول باید به خدا برسی. اگر ما بخواهیم به امام زمان (عج) برسیم، بخواهیم به رسول الله (ص)، به علی (ع) برسیم، باید اول به خدا برسیم. كی می‌گوید؟

خود رسول گرامی (ص) می‌فرماید: "اول العلم معرفة الجبار آخر العلم تفویض امر الیه" در مقابل او تسلیم باش.

لذا رسول الله (ص) می‌گوید: من هفت گروه را لعنت كردم كه آنها را خدا لعنت كرده، پیغمبرها (ع) لعنت كرده‌‌اند، هرلعنت‌كننده‌ای لعنت می‌كند:

1- كسانی كه چیزی به كتاب خدا یا كم كنند یا زیاد كنند. وای به حال شما كه كل كتاب را گذاشته‌اید كنار، فقط بخوان، ماچ كن! لعنت كردند.

2- آن كسانی كه ارادۀ خدا را قبول ندارند كه بابا همه امور به دست خداست، کاری به ایران نداریم، والله همین كه الآن آمده رئیس‌جمهور شده در آمریكا، خب ما از آن اول نگاهش می‌كردم می‌گفتم این رئیس‌جمهور است، ولی اوضاع فرق نمی‌كند، اینها یك مشت لامذهب‌اند، نوكر یهودی‌ها هستند. من كه هیچی نیستم از شش ماه پیش، یك سال پیش، همین نگاه می‌كردم می‌گفتم این رئیس‌جمهور است. همه امور به دست خداست، آن هم به دست وجود مبارك مهدی آل محمد (ص)، منتها اینها یك امتحاناتی است. امتحان است. یك وقت هنوز انقلاب نشده بود در آن بحبوحه انقلاب، مي‌گفتند آقا لعنت! لعنت! همه لعنت‌ها هم به خودشان دارد برمی‌گردد. الآن خیلی اینها بیشتر بی‌احترامی به قرآن می‌كنند تا زمان آن! می‌گوید: دوم كسانی كه ارادۀ خدا را قبول ندارند.

3- كسانی كه با سنت و روش من مخالفت می‌كنند. اصلاً از مخالفت گذشته، اصلاً گذاشته‌اند كنار! مردك می‌آید نیم ساعت، سه ربع، یك تلویزیون مملكت...، این تلویزیون مال ملت است، پولش مال ملت است. اینها كه دارند كار می‌كنند، همه نوكر و خدمتگزار ملت‌اند، پول مال ملت است، اینها همه جیره‌خوار ملت و خاك بر سرند. یك ساعت، سه ربع وقت مملكت را می‌گیرد و می‌گوید: حدیث جعلی! خب احمق، تو جعلی چرا می‌خوانی؟

همان جمعه كه گذشت، یك چیزی من از دهان این (که راجع به حدیث جعلی گفت.) شنیدم كه در كل عمرم نشنيده‌ام، كل عمر ما هفتادویك ساله، ما از بچگی از داخل شكم مادر در این بساط‌ها بزرگ شدیم، امروز هم علم روز ثابت كرده، بچه از داخل شكم مادر می‌فهمد. محل ما آن وقت هم آن‌طوری بود، روضه‌‌خوانی و تكیه، حسینیه، مسجد، قیامت بود همیشه، مخصوصاً محرم و ماه صفر، همین‌طور بغل هم، بغل هم، بغل هم.
من در این مدت هفتادویك سال نشنیدم. بیش از چهل‌وپنج سال هم هست که دارم مطالعه می‌كنم، جايي ندیدم حرفی را كه این جمعه‌ای زد! كه امام حسین (ع) در سفر كربلا كه می‌رفتند كربلا، علی اكبر (ع) گفت كه امام حسین (ع) من هوس انگور كردم، انگور برای من بیاورید كه همه آنهایی كه داشتند گوش می‌كردند همه خندیدند به او! كه می‌خواهد بگوید مثلاً حدیث جعلی! بابا جان من، احمق، تو حرف درستش را بزن. شما هدفتان این است كه حدیث و احكام و سنت را پیش مردم از بین ببرید، ولی خودتان از بین رفته‌اید، نابودید. من والله و بالله و تالله از كل عمرم نشنیده بودم، اولین‌بار است! این كتاب‌ها را خود انگلیسی‌ها درست می‌كنند، می‌گذارند كنار، بعد هروقت لازم دارند می‌روند می‌آورند. این را به شما راست می‌گویم ‌ها، انگلیس خیلی زرنگ است، از چهل سال، بیست و سی‌ونه سال پیش برای مثل امروز گذاشته.

یك وقت من پنجاه سال پیش بازار بودم، امام جمعه آن روز پنجاه سال پیش مسجد شاه، این رفیق استاد ما بود. استاد ما با این رفت و آمد خانوادگی داشتند. آن هم درباری بود. آن تعریف كرده بود كه یك جوانی در اینجا تیپش (در ایران) شكل سفیر انگلیس است كه در هندوستان است، جوان ایرانی، تیپش، قیافه‌اش شكل سفیر انگلیس است كه در هندوستان است. این را آوردند، (مثلاً حالا آن روز سیصد تومان از دو میلیون تومان الآن بیشتر پول بود، حالا آن روز سیصد تومان.) به او گفته‌اند برجی سیصد تومان به تو می‌دهیم، بخور، بگرد، برو پی كارت، یك روزی ما با تو كاری داریم، یك پایت را قطع می‌كنیم، بعد هم همان حقوق را به تو می‌دهیم تا بمیری. این طرف می‌خورد و می‌‌گشت. چند سال كه می‌گذرد، آن سفیره كه در هندوستان است، یك روز می‌آید در خیابان، خب در هندوستان ده هیجده‌تا خدا دارند، گاوپرست، مارپرست، سگ‌پرست زنبورپرست، هرچی بخواهی دارند! جلوی گاوپرست‌ها یك لگد به یك گاو می‌زند. اینها هم ریختند داد و فریاد، می‌آیند در سفارت سر و صدا، بعد آن رئیس كل می‌آید، می‌گوید: چیه؟ می‌گویند: این با لگد زد به خدای ما. می‌گوید: ما آن پا را قطع می‌كنیم، غلط كرد زد به خدای شما، ما آن پا را قطع می‌كنیم! این پسره را می‌برندش، همان تیپ درست كرده، آماده می‌آورندش وسط و می‌گویند: با كدام پا زد؟ با این پا. پایش را قطع كنید! جلوی خلق‌الله پای این را قطع می‌كنند. حالا این كیه؟ این یك ایرانی است، توی ایران دارد زندگی می‌كند، برجی سیصد تومان می‌گیرد، برای یك همچین روزی. ببریدش! بعد خود آن رئیسه می‌آید، گاوه وقتی ادرار می‌كند، ادرار را می‌گیرد می‌پاشد در به صورتش، قربتاً الی الله خودش را پاك می‌كند. برای اینكه مردم را در خریت نگه ‌دارند! شما خیال نكن، انگلستان خیلی لامذهب است.

من حدود تقریباً پنجاه‌و‌پنج سال پیش در بازار كار می‌كردم، استاد من می‌گفت: در همین سبزه میدان (كه الآن حالا نمی‌دانم اسمش را چی گذاشته‌اند. روبه‌روی بانك ملی است.) روزی ده تومان می‌دادم به یك كسی، ده صبح، یازده صبح، بیاید روی چهارپایه بایستد، فقط به انگلیس فحش بدهد. یكی دیگر هم بپا گذاشته بودم كه آن ببیند كه این می‌آید، فحش بدهد؟ يكي ديگر هم بپاي آن دومي گذاشته بودم، كه ببيند اين دومي مي‌آيد مراقب آن اولي باشد؟ یعنی اینها این‌قدر كثیف‌اند! حالا انگلستان كتاب‌هایی دارد، همه چی دارد، می‌دهد سر موقع! برادر من، باید بیدار باشیم.

حالا یك دین‌به‌دنیا‌فروخته‌ای، چهارتا حدیث قلابی هرچی بوده نوشته، صدها علمای باایمان كه اگر نبودند من و تو دست چپ و راستمان را هم بلد نبودیم، اینها آمدند خون‌دل خوردند، تا این كتاب و آیات حفظ شود، كتاب‌های رجال‌دیده، كسی اینها را قبول نداشته باشد كافر و نجس است، كتاب‌های رجال‌دیده.

كتاب رجال‌دیده این است كه این عالم ربانی كه دینش را در راه خدا به دست آورده، جانش را داده، می‌گردد این حدیثی كه الآن ده پشت گشته به دست ما رسیده، توی این ده پشت تا به امام معصوم (ع) برسد یكی از این ده‌تا یك خرده مثلاً سستی داشته باشند، (یا دینشان سست باشد، یا عقلشان) آن حدیث را می‌گذارند كنار. الآن ما كتاب‌های این‌طوری داریم كه هیچ‌گونه درباره‌اش حرف نیست. خب الآن من آن هفته گفتم، گفتم بیست سال است از بیست سال پیش تا حالا، یك دانه حدیث پیدا كنید من گفته باشم این جعلی باشد، همین گفتار این شب كه من دارم تا الآن می‌گویم، به درد كل جهان می‌خورد.

می‌گوید: بدانید آنچه كه شما را نابود كرده و می‌كند حسادت است. بعد می‌فرماید: من هفت گروه را لعنت كردم كه خدا لعنت كرده پیغمبرها (ع) لعنت كردند، گروه سوم كسانی هستند كه با سنت من و روش من مخالفت می‌كنند. حالا جرأت نداری، نمی‌توانی بگویی: آقا قرآن نخوان! حدیث نگو! این‌طوری!!! این كار را معاویه كرد:

معاویه آمد در مدینه، دید ابن‌عباس دارد قرآن پیاده می‌كند، برای مردم می‌خواند. گفت: ابن‌عباس قرآن برای مردم نخوان! گفت: معاویه، توی شهر قرآن، من قرآن نخوانم؟ گفت: خب بخوان، اما تفسیر نكن. گفت: خب قرآن بدون تفسیر چه ارزش دارد؟ گفت: خب تفسیر بكن، آن آیاتی كه در شأن علی‌بن‌ابیطالب (ع) است را نگو. گفت: معاویه، كدام آیه است كه در شأن علی (ع) نیست؟ این كار را معاویه كرد، بچه‌هایش هم می‌خواهند بكنند. لذا می‌فرماید: سوم كسی كه من لعنت كردم كسی كه با سنت من مخالفت کند.

4- آنكه به اهل بیت (ع) من بی‌احترامی كند. چه بی‌احترامی از این بدتر؟ كل امام‌ها (ع) را آوردند در سطح یا گریه یا بزن برقص! الآن پس فردا هم محرم می‌آید، حداكثر به قدری این امام‌ها (ع) را ذلیل ذلیل ذلیل ذلیل می‌كنند كه مردم بگریند! پس فردا هم یك تولد است، این‌قدر بزن، برقص...! چه بی‌احترامی از این بدتر؟

خانم زینب (س) یك زن است، بعد از اینكه برادرش كشته شده، بچه‌هایش كشته شدند، و و و... چه اسارت‌ها، چه اذیت‌ها، توی دربار یزید به یزید می‌گوید آزادشده جد من، بیچاره، ما جز زیبایی چیزی ندیدیم. این این‌قدر می‌آید امام حسین (ع) و علی ‌اصغر (ع) و اینها را ذلیل می‌كند، واویلا! از این طرف هم فردا تولد بشود، فقط بزن، برقص! چه بی‌احترامی از این بدتر؟ كه یك منبر بروی یك كلام نگویی امام صادق (ع) این را فرمود، یك منبر بروی یك آیه قرآن نخوانی!

5- كسانی كه پست و ریاست به دست می‌آورند كه مومنین را ذلیل كنند، لامذهب‌ها را آقا كنند. همین هم هست. هرچی لامذهب و بدون قرآن و بدون خداست دور خودشان جمع می‌كنند، كسی تا اسم بیاورد اصلاً بیرونش می‌كنند. برو گم شو! آن هفته هم گفتم، گفتم كه الآن بیست‌درصد مردم درون صداوسیما واقعاً مردم خوبی‌اند، واقعاً خوب‌اند، ولی كاری به دست اینها نمی‌دهند، بیست‌درصد هم بی‌تفاوت‌اند، تمام كار دست آن چهل پنجاه‌درصدی است كه یك قلم طبق فرمان انگلیس و آمریكا كار می‌كنند. لذا اینكه من الآن گفتم: آنكه ما را موفق كرده از سال چهل‌ویك تا شصت‌و‌هفت این ارگان‌ها نبود، اینها تمام خدا بود، قرآن بود، رسول‌الله (ص) بود. حالا خیلی هم خوب است، این ارگان‌ها را درست كردند، اما این لباس بسیج، یك لباس پرارزشی است، تن یك مشت مطرب نكنید! دیدم چندتا از این مطرب‌ها كه تلویزیون را به گند كشید‌ه‌اند، تنش كرده، رفته كوهنوردی، به نام بسیجی! تن اینها نكنید! ما همه‌اش روی دلسوزی می‌گوییم بابا. پنجم كسانی كه پست به دست می‌آورند كه مومنین را خانه‌نشین و ذلیل كنند و دشمنان را پولدار.

6- كسانی كه به هررقمی اموال مسلمانان را به نفع خود ضبط می‌كنند. من در همین هفته شنيدم، یكی‌اش مال یك بانكی بود، گفت سه‌تا بودند از كارمندان بانك، حالا یكی رئیس، یكی معاون بوده... می‌گفت بیست‌وپنج میلیارد تومان وام به نام این و آن گرفتند، خودشان برداشتند. بیست‌وپنج میلیارد تومان ‌ها! چون دزدی‌ها با میلیونی نیست، این‌قدر در ادارات خراب شده كه چقدر در گوش من می‌گویند ما استعفاء بدهیم؟ من را گذاشتند مثلاً سر فلان كار، آقا طرف راحت می‌گوید: بابا این ساندویچ دانه‌ای هفتاد تومان، شصت تومان، تمام می‌شود، بنویس صد تومان. آن می‌آید می‌گوید من‌باب‌مثل یك چیزی بخواهد بخرد، من می‌دانم این هشت میلیون تومان است، می‌نویسد بیست‌و‌پنج میلیون تومان. من می‌گویم: تو چه كار داری؟ یك جوری باش كه خلاصه خودت را بیرون نكنند. می‌گوید استعفاء بدهم بیایم بیرون! یكی‌شان گفت: سه‌تا كارمندند، (حالا از اینها زیاد است ها، مرتب هست.) بیست‌وپنج میلیارد تومان به نام مردم وام گرفتند، آن یكی می‌گفت همان دوروبر تهران خودمان، بیست میلیارد تومان زمین... همین طور مرتب هست. چرا؟ وقتی كه ایمان نبود، انسان از هرپستی پست‌تر است. آنكه می‌تواند جلوی ما را بگیرد پلیس مخفی ایمان است. حتی هستند در این بچه‌های خودمان می‌گویند: مثلاً ما ناهار اینجا را می‌خوریم، حلال است؟ من‌باب‌مثل اضافه كار ما دو ساعت كردیم، سه ساعت می‌نویسند، حلال است؟ می‌گویم آره بابا، بگیرید، چون گرانی است، می‌خواهند یك طوری باشد كه شما دست‌هایتان خالی نباشد. هستند، زیادند. چرا؟ ایمان دارد. لذا می‌فرماید اینها را ما لعنت كردیم. ششم كسانی كه به هررقم اموال مردم را جمع می‌كنند.

7- كسانی كه حرام خدا را حلال می‌كنند و حلالش را حرام می‌كنند.

بدانید، بدترین شما كسانی هستند كه به هررقمی مردم را دارند گمراه می‌كنند. برادرها، بیدار باشید، ما آنچه كه خدمت شما می‌گوییم، خدا می‌داند آخر دلسوزی است، چون مملكت مال كل این هفتادو‌پنج میلیون است. گذشته از اینکه این كشور، كشور آقا رسول الله (ص) است، این كشور امیرالمومنین (ع) است، این كشور وجود مبارك صاحب الامر مهدی آل محمد (ص) است. حالا قرآن می‌فرماید که چرا اینها با شما مخالفت می‌كنند.

قرآن سوره فصلت (سجده) آیه 40- آنان كه برمی‌گردند از راه راست و میل به باطل دارند، هررقم شده یك القاهایی در مردم می‌كنند كه مردم را از دین ببرند. پوشیده نمی‌شود بر ما، همه را می‌دانیم. (خدا دارد می‌گوید ها! بعد خدا برای اینكه خیلی راحت کند، می‌گوید:) آیا كسی كه انداخته شد در آتش بهتر است یا كسی كه ایمن باشد؟ (می‌گوید: بابا اینها توی آتش دارند زندگی می‌كنند. خدا دارد می‌گوید ها!)

آیه 41- (چرا اینها با شما این‌قدر مخالفت می‌كنند؟) آنان كه كافر شدند، مخالفت می‌کنند، به خاطر این است كه ما كیفر اینها را داریم به آنها می‌گوییم، می‌گوییم تو كافری و چه باید بكنی.

سوره فصلت (سجده) آیه 42- نیامد قرآن را هیچ باطلی از پیش رو و نه از پشت سر، اخبار، احكام، آیات، گذشته و آینده قرآن همه‌اش درست، هیچ دروغی، باطلی در آن نیست. این قرآن فرستاده‌ای است از طرف عزیز بزرگوار كه خداست. (قبول نداری؟ نجسی، كافری، كافری، نجسی.)

آیه 43- گفته نمی‌شود ای پیغمبر برای تو، مگر آنچه را كه قبلاً برای پیغمبرهای دیگر گفتیم. (دیدیم مردم زیر بار نمی‌روند، قبلاً هم ما همین‌ها را گفتیم برای موسی‌ها "ع"، عیسی‌ها "ع"، و و و...)

تکرار آیه 43- هیچ چیزی ما نگفتم، مگر آنچه كه گفتیم قبل از تو برای پیغمبرهای دیگر هم گفتیم، مردم زیر بار نرفتند.

سوره فصلت (سجده) آیه 44- اگر قرار می‌دادیم قرآن را به زبان غیر عربی می‌گفتید كه چرا این آیه قرآن عربی نیامده؟ حالا ما كه عربی فرستادیم، پس چرا باز این‌قدر لامذهبی؟
آن چندی پیش من چی گفتم؟ گفتم برادرها، زبان عربی و تركی و انگلیسی و این حرف‌ها نه دین است، نه افتخار است، هم دینتان را گرفته، هم شرافت را، زبان زبان است، هیچی نیست. اما ما باید به وسیله بندگی و تسلیم در خانه خدا بیاییم آدم بشویم. زبان، زبان است. هزاران (حدود شش هزار) زبان هست، دین نیست، افتخار نیست. افتخار زمانی است كه اینها خداپسند باشد.

بعد حالا ببین آقا علی‌بن‌ابیطالب (ع) می‌فرماید: (صلوات مردانه بفرستید.)
ای كمیل، به وسیله ولایت ما و دستورات ما خود را نجات بخش، تا اینكه شیطان در مال و فرزند تو شركت نكند.

در سوره اسراء آیه 64 هم همین را تأیید می‌كند، می‌فرماید: كسانی كه دیدید به راحتی پشت سر مردم حرف می‌زنند، یا از راه زنا هستند، یا از راه شیطان. طرف می‌گوید: آقا از راه شیطان؟ می‌گوید: بله، مگر قرآن نخواندی؟ سوره اسراء آیه 64 خدا به شیطان می‌فرماید: شركت كن با مال و اولادشان.

اینجا هم مولا (ع) می‌فرماید كه تو بیا از راه ولایت ما، تسلیم نسبت به ما برو جلو، كه شیطان در مال و زندگی‌ات شركت نکند.
ای كمیل، ایمان دو نوع است، یكی ثابت، یكی عاریه، حذر كن كه ایمانت عاریه نباشد. ای كمیل، وقتی در راه روشن و درستی هستی كه به كجی نروی. ای كمیل، به كجی نمی‌روی تا در راه ما باشی. تو می‌خواهی خدا و قرآن همه را بگذاری كنار، مومن هم باشی؟ نمی‌شود كه!
ای كمیل، عاقبت كار تو به دست خداست. دائم در حمد و تسبیح و تسلیم باش. ای كمیل، از آنها مباش كه خدا در قرآن سوره حشر آیه 19 فرمود: شما ما را فراموش كردید ما هم كاری می‌كنیم خودتان را فراموش كنید و شما جزء فاسق‌ها شدید. ای كمیل، مقام این نیست كه نماز بخوانی، روزه بداری، صدقه بدهی...

در قرآن هم سوره بقره آیه 177 همین را می‌گوید:
سوره بقره آیه 177- خوبی شما به این نیست كه بایستی نماز بخوانی رو به این‌ور، یا آن‌ور. خوبی آن است كه خدا را قبول داشته باشی، قرآن را قبول داشته باشی، ملائكه را قبول داشته باشی، قیامت را قبول داشته باشی، پیغمبرها (ع) را قبول داشته باشی.
اینجا هم همین را می‌فرماید: مقام این نیست که نماز بخوانی، روزه بداری، صدقه بدهی، نه این نیست. مقام این است كه با دلی پاك نماز بخوانی، تواضعت راستی باشد، در درونت خدا و پیغمبر (ص) را قبول داشته باشی. "بت در بغل و به سجده پیشانی ما" نباشی!

ای كمیل، از زبان آنچه در دل است می‌تراود. اگر می‌بینی زبانت نمی‌تواند حق را بگوید، چون حق را نشناخته‌ای. اگر می‌دانی زبانت نمی‌تواند قرآن بگوید، چون قرآن را قبول نداری. بعد می‌فرماید: قلب را غذا می‌سازد، ببین چی می‌خوری؟ در دلت چی می‌گذرد؟ خب كدام اینها جعلی است؟ اگر ما قرآن هم نداشتیم، ببین كجای اینها خلاف است؟

گفتم، سه جمله است، طرف (اول انقلاب بود.) می‌گفت كه من به یكی از این شهرهای خارج رفتم، اول موقع كنفرانس پاشدم گفتم كه علی (ع) می‌فرماید كه مسواك و شانه و حوله همدیگر را استفاده نكنید. می‌گفت: آن رئیسه گفت كه این را كی گفته؟ گفتم كه امام (ع) ما. گفت: بلند شوید بایستید، سه دقیقه كف بزنید. می‌گفت سه دقیقه كف زدیم، وقتی که نشستیم، گفت كه اگر این سه جمله را ما هزار سال پیش داشتیم، گوش می‌كردیم، عمل می‌كردیم، حالا صدها بلا نداشتیم، صدها مرض نداشتیم. این گفته اینهاست.
لذا این است كه حالا هركس میل خودش، دل خودش!

من چندتا جواب را عرض بكنم، باز هم به برادرها می‌گویم:
تا زمانی كه شما یك نقی بزنید، من جواب می‌دهم. می‌خواهید كه جواب نباشد، شما هم نق نزنید. چون خیلی از این جوان‌ها دارند گوش می‌كنند، سراسر ایران. ما می‌خواهیم اینها ساكشان پر از علم باشد، پر از معنویت باشد، از سم‌پاشی‌های شما زمین نخورند. حواس ما به این است.

اولاً خود رسول الله (ص) می‌فرماید: اگر حلالی حرام شود، حرامی حلال شود، تو مانند پلنگ تیرخورده غضبناك نشوی مسلمان نیستی. آخر بعضی‌ها روی گفتار من ایراد دارند كه آقا مثلاً شما عصبانی هستید! نه بابا، شما عصبانیم می‌كنید، من تازه چقدر هم از خدا می‌خواهم كه این آتش را خاموش كند، یك‌درصد بشود. حلال محمد (ص)، حلال است تا قیامت، حرامش هم حرام است، امام زمان (عج) هم نمی‌تواند كم و زیادش كند. عظمت و عزت و بزرگواری امام‌زمان‌(عج) به خاطر این است كه می‌خواهد بیاید آنچه را كه خدا فرموده، جدش فرموده عمل كند. خود ایشان می‌فرماید: اگر حلالی حرام شد، حرامی حلال شد، مثل پلنگ تیرخورده عصبانی نشوی، مسلمان نیستی. خود ایشان در بیشتر اوقات ناراحت بود، موهاي سر و صورتش سفید می‌شد. سوال می‌كردند: آقا علت چیه؟ می‌گفت: این آیات من را پیر كرد. این گفتار من را پیر كرد. وقتی می‌خواست مردم را از جهنم بترساند، عرق می‌كرد، می‌لرزید. یك مشت بخور، بخواب كه نبودند كه! خود پیغمبر (ص)!

بعد یك آقایی اشاره می‌كرد كه بله، مثلاً امام صادق (ع) می‌فرمود: تو برو آنجا، این حدیث را بگو، تو این را بگو، همه كس نمی‌توانند همه چیز بگویند.
آنها در اثر بندگی و پذیرش در مقابل خدا بینا بودند، تا انقراض دنیا و آخرت را می‌گفتند. شما چی؟ در اثر تكبر جلوی پایت را هم نمی‌بینی. آنها تسلیم بودند، همه كتك‌هایی كه خوردند، زندان‌هایی كه رفتند، هرچی بود، می‌خواستند یك دانه نقطه كم و زیاد نباشد. اما ماها چی؟ این‌قدر تكبر و باد آمده كه اصلاً تو هیچی جلوی پایت را هم نمی‌بینی. لذا این است كه حالا حرف هم كه می‌خواهی بزنی، همه‌اش ملاحظه! حرف هم كه می‌زنید، همه‌اش ملاحظه زمان است، ملاحظه مخالف‌های درون است، ملاحظه اروپاست، هیچ ملاحظه خدا نیست! در تمام تصمیم‌گیری‌ها، آنكه غریب و بی‌كس است خداست! فقط آنكه دلتان می‌خواهد! هیچ ملاحظه‌ای در مقابل خدا و قرآن و ائمه (ع) نیست.

و من به شما برادرانه می‌گویم، هم به شما می‌گویم، هم به آنهایی كه یك نق و نوقی دارند، تمام شد، ملاحظه كاری تمام شد. الآن بیش از ده سال است گروه مطرب‌ها، كارگزاران این تلویزیون، دلاری‌ها، اینها دارند با سرعت شبانه‌روز جوان‌های ما را خراب می‌كنند، خودتان هم می‌دانید. با تمام قدرت، شب و روز دارند جوان‌های ما را خراب می‌كنند. الآن در هشتاددرصد خانواده‌ها هیچ ادبی، اخلاقی، نیست! همان شده عین اروپا، آمریكا، نر و ماده! نه زن معلوم است، نه دختر! فقط این نر است، آن ماده! نه شرافت، نه اخلاق! الآن بیش از ده سال است كه شب و روز، هررقم توانستند، دارند جوان‌های ما را خراب می‌كنند. تمام شد آن زمانی كه ما بخواهیم یك ملاحظه‌كاری‌هایی بكنیم. تمام شده! حالا یك عده هم دینشان شده تفریح زندگی‌شان! همه این كارها را می‌بیند، تا ظهر خوش و خرم است، هیچ به مسئولیتش هم كاری ندارد، ظهر نمازش را می‌خواند، هم خودش را توجیه كرده که من نمازم را خوانده‌ام، هم دیگران را گول زده! یك عده دینشان شده تفریح زندگی! صبح تا شب كاری به هیچی ندارد، بریز، بخور، بپاش!!! اگر این‌طوری بود كه خب پیغمبرها (ع) می‌كردند این كارها را! در مورد پیغمبر (ص) خودمان در عرض بیست‌و‌سه سال تا صدو‌بیست‌وچندتا جنگ هم داریم.

علی‌بن‌ابیطالب (ع) فرمود: بیست‌و‌پنج سال صبر كردم، مانند كسی كه خار در چشمش است، استخوان در گلویش، چون همین چیزها را می‌دید. لذا این است كه ما باید حوا‌س‌هایمان جمع باشد، آن زمانی كه دیگر بخور و بخواب و اینها تمام شد، دین نباید تفریح زندگی باشد. باید مثل كوره آتشین بسوزیم، بگوییم، تا این بیست‌‌درصد جوان ما دیگر نابود نشوند.

وقتی هم كه من گفتار می‌كنم برادرها، (هرجا هستی، هركی هستی،) برای خدا قضاوت بكنید. چرا؟ شیطان به چندتا از پیغمبرها (ع) گفته در وقت قضاوت من این‌قدر وسوسه‌ات می‌كنم تا جهنمی بشوی. وقتی این صداها را می‌شنوی، ناراحت نشو، چون جهنم جلوی رویت است، خدا هم بالای سرت است، مرگ هم پشت سرت است. قضاوت خداگونه بكن، ببین وضع چه خبر است! الآن مطرب‌ها، رقاص‌ها، لامذهب‌ها، بی‌دین‌ها، با تمام قوا دارند جوان‌های ما را خراب می‌كنند، حالا شما نشسته‌ای تا ظهر بخوری، بخوابی، ظهر "الله اكبر". این كار شد؟! نه، دیگر تمام شده، شب و روز ما باید مثل كوره بسوزیم، تا بتوانیم چهارتا جوان را بسازیم خراب نشوند و خدا یاری هم كرده و می‌كند.

حالا ببین، من چندتا كلمه تا وقت داریم بگویم. یك صلوات بفرستید. این حدیثی كه الآن می‌خوانم در تمام كتاب‌های معتبر هست:
خدا به داود (ع) وحی كرد: قرار مده‌ ای داود بین من و خودت، دانشمندان و علمایی كه شیفته دنیا باشند. چرا؟ آنها تو را هم بی‌دین می‌كنند. همانا كمترین چیزی كه نسبت به ایشان من انجام می‌دهم، این است كه شیرینی گفتار و مناجاتم را از اینها برمی‌دارم. كمترین چیزی كه من قرار می‌دهم... همین هم هست. می‌بینی یك كلام طرف یك ساعت، نیم ساعت صحبت می‌كند، یك كلام خدا درونش نیست، یك كلام امام صادق (ع) نیست. خدا می‌گوید: برمی‌دارم از تو. كمترین كاری كه با تو می‌كنم این است كه آن حالات خوب مناجات را از تو برمی‌دارم.

بعد خدا به یكی از پیغمبرها (ع) وحی كرد: به مردم مومن بگو كه لباس دشمنان مرا نپوشید. یعنی تكبر، عجب! بیایید پایین، حرف حق را گوش كنید. اصلاً مومن كسی است كه حرف حق را گوش كند.

آیه قرآن است سوره زمر آیه 18- مژده بده به كسانی كه حرف‌ها را گوش می‌كنند، بهترینش را انتخاب می‌كنند، اینها آدم‌اند.

سوره جاثیه آیه 23- آیا ای پیغمبر ندیدی همه‌‌اش از صبح تا شب هوای نفس خودشان را اطاعت می‌كنند؟
در ادامه خدا به یکی از پیغمبرها (ع) فرمود كه به آنها بگو كه لباس دشمنان مرا نپوشید، غذای دشمنان مرا نخورید، (حرام، تجمل‌گرایی) مشی دشمنان مرا نداشته باشید. (تكبر، زورگویی، بی‌بندوباری.) هم شكل آنها نشوید. چرا؟ مانند آنها می‌شوید، دشمن من می‌شوید.

بعد به داود (ع) وحی كرد: ای داود، مرا یاد كن در ایام شادی و نعمت، آن زمانی كه به پستت می‌نازی، آن زمانی كه دور هم جمعید دارید غیبت می‌كنید. آن زمانی كه خوشید، مرا یاد كن كه در گرفتاری یادت كنم. مرا یاد كن، تا یادت كنم.

به شعیب (ع) می‌گوید: من صدهزار تا از امت تو را نابود می‌كنم، شصت‌هزار‌تا از خوب‌ها هستند. چرا؟ می‌گوید به خاطر من غضب نكردند با گنهكاران، به خاطر من نجنگیدند با اینها.

حالا ببین خود خدا چی می‌گوید؟ یك صلوات بفرستید.
سوره ذاریات آیه 1، 2، 3، 4، 5، خدا قسم می‌خورد به این ابرها، به بادها، به كشتی‌ها، به این ابرهایی كه باران را حركت می‌دهند. بابا بدانید كه قرآن حق است، اینهایی كه ما گفتیم درست است.

آیه 6- اگر گفتیم می‌میری، محاكمه‌ات می‌كنیم، فردای قیامت هست، همه اینها درست است، قبول كنید.
شش هفت‌تا قسم می‌خورد، شش هفت‌تا آیه است، قسم می‌خورد به این قسم‌ها آنچه را كه ما به شما وحی كردیم همه‌اش درست است، اگر گفتیم جهنم هست، اگر گفتیم بهشت است، اگر گفتیم محاكمه است، همه اینها هست، همه‌اش هست، بیدار باشید. یك صلوات بفرستید. می‌گوید تمام اینها كه ما گفتیم هست.

سوره ذاریات آیه 9- هركس از آیات ما برگرده به طرف شیطان برگشته. چون من بارها گفته‌ام ما دوتا راه كه بیشتر نداریم، یا حق است یا باطل، یا خداست یا شیطان، برگشته‌ای به آن‌طرف. حالا ببین خدا چی؟

آیه 10- كشته و نابود باد هردروغگو...
آن مال پیغمبر (ص) كه می‌گوید ما لعنت كردیم، این هم مال آیه قرآن:
تکرار آیه 10- كشته و نابود باد هردروغگو...

آیه 11- آن كسانی كه ایشان در غفلت و بی‌توجه‌اند. (می‌گوید این نفرینی كه دارم می‌كنم، به خاطر این است كه بی‌خیالید.)

آیه 12- می‌پرسند از تو ای پیغمبر، كی می‌آید این جهنم؟ كی می‌آید قیامت؟
به مسخره مي‌گويند! ببين خدا چقدر ناراحت است! به آنها بگو ای پیغمبر، آن چیزی را که از تو می‌خواهند؟
آیه 13- روزی كه ایشان در آتش می‌خواهند بسوزند، از تو دارند می‌پرسند.
می‌گوید از تو می‌پرسند این قیامت كی است؟ كی می‌آید؟ به آنها بگو روزی كه ایشان در آتش می‌خواهند بسوزند،
آیه 14- ملائكه گویند به ایشان: بچشید این سوختن را به آتش، این است آن چیزی كه شما مسخره می‌كردید.

لذا برادرها، بیدار باشید، هوشیار باشید، خدا با كسی شوخی ندارد. هرچقدر كه علم و دركتان زیادتر باشد، گرفتاری‌تان زیادتر است. من یك شعری بخوانم. (یك صلوات بفرستید.) می‌گوید:

تو اگر هواپرستی همه زحمت است و زحمت (تمام شد، شصت سال، هفتاد سال، خوردی و خوابیدی و شهوت‌رانی كردی و مردی.)
تو اگر هواپرستی همه زحمت است و زحمت
اگر از هوا جهستی همه رحمت است و رحمت (هوا یعنی كارهایی كه زمان بپسندد و اطرافیان بپسندند و شیطان بپسندد.)
تو اگر به هوا روی مگسی باشی (خدا از این بیشتر در قرآن می‌گوید. در قرآن می‌فرماید: تمام خلایق جمع بشوند نه می‌توانند یك مگس بسازند، نه می‌توانند آن چیزی كه مگس از اینها دزدیده از آن بگیرند. می‌گوید تمام مردم جمع بشوند، نه می‌توانند یك مگس بسازند، نه می‌توانند مگس از اینها چیزی برباید از آن بگیرند.)
تو اگر به هوا روی مگسی باشی
تو اگر به دریا روی خسی باشی
تو اگر به خدا رسی كسی باشی

زمانی به خدا رسیده‌ایم ما، كه در مقابل این فرموده‌های خدا و ائمه (ع) تسلیم باشیم، هركس هم از خدا و قرآن می‌گوید، دفاع می‌كند، دوستش داشته باشیم، وگرنه هزاربار از شیطان بدتریم.

یك صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد

پرودگارا، به خون شهداء قسمت می‌دهیم، همه ماها را دستگیری و هدایت بفرما.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت می‌دهیم، كسانی كه می‌خواهند دینت و سنت رسول الله (ص) را نابود كنند، نابودشان بكن.
خدا، به محمد (ص) و آل محمد (ص) و قرآن قسمت می‌دهیم، شر اشرار را به خودشان برگردان.

سه‌تا صلوات مردانه بفرستید.

************** پايان *****************
تهران- تقاطع خيابان مالك اشتر – خوش
هيئت متوسلين به حضرت علي اكبر (ع)
www.aliakbar.ir

 

ان‌شاء لله خداوند توفيق عمل به همه ما عنایت بفرماید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته